>>fas<< You cannot change what you refuse to confront. تو نمی توانی چیزی را که از روبه رو شدن با آن اجتناب می کنی، تغییر دهی. تو نمي توني چيزي رو که نمي خواي باهاش روبرو بشي رو تغيير بدي. >>fas<< I think I understand what went wrong. من فکر می کنم فهمیدم که کجای کار اشتباه بود. فکر کنم متوجه شدم که چي اشتباه پيش رفت >>fas<< There's no wind here. اینجا بادی نیست. اينجا باد نيست. >>fas<< My mother never punished me. مادرم هرگز مرا تنبیه نکرد. مادرم هيچوقت منو تنبيه نکرد. >>fas<< I am not satisfied with what I have done. از چیزی که انجام داده‌ام راضی نیستم. من از کاري که کردم راضي نيستم >>fas<< They criticized each other. از یکدیگر انتقاد کردند. اونا از هم انتقاد کردن >>fas<< The prisoner died under torture. زندانی زیر شکنجه مرد. زنداني تحت شکنجه مُرد >>fas<< Louder, please. بلندتر، لطفا. بلندتر، لطفاً. >>fas<< This rope isn't strong enough. این طناب به اندازهٔ کافی قوی نیست. اين طناب به اندازه کافي قوي نيست >>fas<< How much is the dollar now? دلار الان چقدر میشه؟ حالا دلار چقدر ميشه؟ >>fas<< Hold it! بایست! نگهش دار! >>fas<< A friend in need is a friend indeed. به هنگام نیاز، دوست واقعی شناخته می‌شود. دوستی که نیازمند است ، دوستی است . >>fas<< I just don't know what to say. نمی دانم چه بگویم. فقط نميدونم چي بگم. >>fas<< Tom asks a lot of questions. تام زیاد سوال میپرسد. تام کلي سوال پرسيد >>fas<< I have a lot of flowers. Some are red and some are yellow. من گلهای بسیاری دارم.برخی شان سرخند و برخی زرد. من کلي گل دارم بعضي هاشون قرمزن و بعضي هاشون زردن >>fas<< My husband is watering the flowers. شوهرم دارد به گل‌ها آب می‌دهد. شوهرم داره گل ها رو آب ميده >>fas<< You have a habit of exaggerating everything. تو عادت داری همه چیز رو بزرگنمایی کنی تو عادت داري همه چيز رو اغراق کني >>fas<< My daughter caught a cold. دخترم سرما خورده بود. دخترم سرما خورد >>fas<< That boy's name is Shintaro Wada. اسم آن پسر، شینتارو وادا است. اسم اون پسر شينترو واداست >>fas<< Opportunity makes a thief. فرصت دزد می سازد. فرصت يه دزد ميشه. >>fas<< Everyone has the right to education. هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره‌مند شود. همه حق آموزش و پرورش را دارند. >>fas<< Is there a free spot? جای خالی هست؟ يه جاي خالي هست؟ >>fas<< Don't sign the contract with a pencil. قرارداد را با مداد امضا نکن. قرارداد رو با مداد امضا نکن >>fas<< Eventually, he hit the target. نهایتا به هدف زد. بالاخره به هدف برخورد کرد. >>fas<< Now we are seven Arabs. حالا ما هفت عرب هستیم. حالا ما هفت عرب هستيم >>fas<< A good horse knows its rider. اسب خوب سوارکار خود را می شناسد. يه اسب خوب سوارش رو ميشناسه >>fas<< Living is my profession and my art. زندگی کردن، حرفه و هنر من است. زندگي شغل و هنر منه. >>fas<< That's the stupidest thing I've ever said. این احمقانه ترین چیزی است که تا کنون گفته ام. اين احمقانه ترين چيزيه که تا حالا گفتم >>fas<< The tongue stings. زبان نیش می زنه. زخم زبان. زبان نيش مي زنه. >>fas<< He stepped aside for her to pass. او به کنار رفت تا آن خانم رد شود. اون رفت کنار تا رد بشه. >>fas<< I do not like mathematics very much. من زیاد ریاضیات را دوست ندارم. من از ریاضیات خیلی خوشم نمیاد. >>fas<< Sami and Layla went out a couple of times. سامی و لیلا چند دفعه بیرون رفتند. "سمي" و "ليلا" چند بار رفتن بيرون. >>fas<< Don't listen to her. به حرفش گوش نکن. به حرفش گوش نکن. >>fas<< He thought of himself as being charming enough. او تصور می کرد که به قدر کافی جذاب است. اون به خودش به اندازه کافي جذاب فکر مي کرد >>fas<< All truth passes through three stages. First, it is ridiculed. Second, it is violently opposed. Third, it is accepted as being self-evident. هر حقیقتی از سه مرحله گذر می کند. اول، به سخره گرفته می شود. دوم، شدیداً مورد مخالفت واقع می شود. سوم، به عنوان یک چیز خود-آشکار پذیرفته می شود. همه حقیقت از طریق سه مرحله عبور می‌کند. اول، آن را مسخره می‌کنند. دوم، آن به شدت مخالف است. سوم، آن را به عنوان خودشناسی پذیرفته می‌شود. >>fas<< I forgot it. فراموشش کردم. يادم رفته بود. >>fas<< I hate fighting. من از جدال متنفّرم. من از مبارزه متنفرم. >>fas<< Where's the nearest train station? نزدیکترین ایستگاه قطار کجاست؟ نزديکترين ايستگاه قطار کجاست؟ >>fas<< He came to see me on the morning of May 15. او(پسر) در صبح 15 می آمد تا مرا ببیند. صبح 15 مِي اومد ديدنم >>fas<< Tom and Mary are very much in love. تام و مری خیلی عاشق یکدیگر هستند. "تام" و "مري" خيلي عاشق هم هستن. >>fas<< A painting is a wordless poem. نقاشی یک شعر بدون کلام است. نقاشي يه شعر بي معني ـه. >>fas<< The company develops new products every other month. شرکت یک ماه در میان محصول جدید تولید می کنه شرکت هر ماه یک محصول جدید تولید می کند. >>fas<< I reached out and tapped him on the shoulder. دستم رو رسوندم و به شونه اش زدم. من باهاش تماس گرفتم و به شونه اش ضربه زدم. >>fas<< That's what I said to Tom. این چیزی است که من به تام گفته ام. اين چيزيه که من به "تام" گفتم. >>fas<< Don't pay attention to him. بهش توجه نکن. بهش توجه نکن >>fas<< That experiment led to a great discovery. این آزمایش منجر به کشف بزرگی شد. این آزمایش منجر به کشف بزرگی شد. >>fas<< I was bored to death. تا حد مرگ، خسته بودم. من تا حد مرگ حوصله ام سر رفته بود >>fas<< Sartre was an important sociologist. سارتر یک جامعه‌شناس مهم بود. سارتر يه سوسيولوژيست مهم بود >>fas<< Mother Teresa was born in Yugoslavia in 1910. مادر ترزا در یوگسلاوی در سال 1910 به دنیا آمد. مادر ترزا در سال 1910 در یوگسویو متولد شد. >>fas<< Come along after me. پشت سر من بیا. بيا دنبالم. >>fas<< He disappeared without a trace. او بدون هیچ اثری ناپدید شد. اون بدون هيچ ردي ناپديد شد. >>fas<< Lend your friend money. Borrow money from your foe. به دوستت قرض بده، از دشمنت قرض بگیر. پول دوستت رو قرض بگير از طرف دشمنت پول جمع کن >>fas<< But a man is not made for defeat. A man can be destroyed but not defeated. یک مرد برای شکست ساخته نشده است. یک مرد می‌تواند نابود شود اما شکست نمی‌خورد. اما يک مرد براي شکست ساخته نشده يک انسان مي تونه نابود بشه اما شکست نمي خوره >>fas<< Don't lie. دروغ نگو. دروغ نگو. >>fas<< The green water is not suitable for drinking. آب سبز برای آشامیدن مناسب نیست. آب سبز برای نوشیدن مناسب نیست. >>fas<< Will you buy for me some saffron? می شود برایم مقداری زعفران بخری؟ ميشه برام يه کم مشروب بخري؟ >>fas<< When you wear camo shorts, what colour t-shirt goes with that? تی شرت چه رنگی با شلوارک طرح نظامی میاد؟ وقتي شورت "کمو" مي پوشي، اين تي شرت چه رنگيه؟ >>fas<< I feel very sorry for Tom, poor fellow. من خیلی احساس تاثر می کنم برای تام ، این طفلک بیچاره. براي "تام" خيلي متاسفم، بيچاره. >>fas<< Do you need an envelope? آیا شما یک پاکت نامه می خواهید؟ يه پاکت ميخواي؟ >>fas<< Don't walk behind me; I may not lead. Don't walk in front of me; I may not follow. Just walk beside me and be my friend. پشت سر من قدم نزن، من راهنمای تو نیستم. جلوی من راه نرو، من ترا دنبال نخواهم کرد، فقط در کنار من قدم بزن و دوست من باش. پشت سر من راه نرو. ممکن است من رهبری نکنم. در مقابل من راه نرو. ممکن است من پیروی نکنم. فقط در کنار من قدم بزنید و دوست من باشید. >>fas<< Ladies first. اول خانم ها بفرمایند. اول خانم ها. >>fas<< When was she born? او کی متولد شده است؟ کِي به دنيا اومده؟ >>fas<< Protestants don't venerate saints. پروتستان‌ها قدیس‌ها را تکریم نمی‌کنند. پروتستان ها مقدسین رو احترام نمیزارن >>fas<< Never put off until tomorrow what you can do the day after tomorrow. چیزی که پس‌فردا می‌توانی انجام دهی را به فردا نینداز! هيچ وقت تا فردا ول نکن کاري که ميتوني بعد از فردا انجام بدي >>fas<< I am well. خوبم. من خوبم. >>fas<< Open the door a bit! در را کمی باز کن! درو يه کم باز کن! >>fas<< I'm deeply in love with you. من عمیقاً عاشق شما هستم. من عمیقاً عاشقت شدم >>fas<< As I was struck on the head, I was unconscious for some time. بخاطر ضربه ای که به سرم خورد، برای مدتی بیهوش شدم. وقتي سرم ضربه خورد، يه مدتي بيهوش بودم. >>fas<< Do you know how sausage is made? میدونی چطور سوسیس درست میشه? ميدوني سوسيس چطوري درست ميشه؟ >>fas<< He came into the room. او وارد اتاق شد. اون اومد تو اتاق >>fas<< He's a fascist. او فاشیست است. اون يه فاشیسته. >>fas<< Good day! وقت به خیر روز خوش! >>fas<< He accused him of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. اون متهمش کرد که دوچرخه رو دزديده >>fas<< We must develop renewable energy sources. ما باید منابع انرژی تجدید پذیرمان را گسترش دهیم ما باید منابع انرژی قابل تجدید رو توسعه بدیم >>fas<< Tom is the only one here who doesn't know Mary. تام تنها کسی است این جا که مری را نمی‌شناسد. "تام" تنها کسيه که "مري" رو نميشناسه. >>fas<< What is principle of equidistance? اصل خط منصف چیست؟ اصل انحراف از راه دور چیست ؟ >>fas<< I speak five languages. من به پنج زبان صحبت می کنم. من 5 تا زبون بلدم >>fas<< He is as tall as any boy in his class. او به بلندی هیچ پسری در کلاسش نیست. اون به اندازه هر پسري تو کلاسش قد داره. >>fas<< This cola has lost its fizz and doesn't taste any good. این کولا گاز خود را از دست داده است و طعم خوبی ندارد. اين "کِلا" ميوه‌ش رو از دست داده و مزه‌ي خوبي هم نداره. >>fas<< I'll treat you. من از تو مراقبت خواهم کرد.. من درمانت مي کنم. >>fas<< He is living apart from his wife. او جدا از زنش زندگی می‌کند. اون جدا از همسرش زندگي ميکنه >>fas<< I think I have a theory about that. گمان کنم نظری راجع به آن دارم. فکر کنم يه نظريه اي در اين مورد دارم. >>fas<< I admit that I was wrong. می پذیرم که خطا کردم. قبول دارم که اشتباه کردم. >>fas<< Tom doesn't know a whole lot about racing. تام آنقدرها راجع به مسابقه دادن نمی‌داند. تام زياد در مورد مسابقه چيزي نميدونه >>fas<< I imagined that brilliant people disappeared to some secret place. تصور می کردم آدم های باهوش در مکانی سری ناپدید می شوند. من تصور می کردم که آدم های با استعداد ناپدید شدن به یه جای مخفی >>fas<< His guess turned out to be right. حدسش درست از آب درآمد حدسش درست بود >>fas<< I didn't know when to switch the machine off. نمی‌دانستم آن دستگاه را کی خاموش کنم. نميدونستم کِي دستگاه رو خاموش کنم >>fas<< Where is the bus stop? ایستگاه اتوبوس کجاست؟ ايستگاه اتوبوس کجاست؟ >>fas<< I had a horrible dream last night. من خواب وحشتناکی دیشب دیدم. ديشب يه خواب وحشتناک ديدم >>fas<< I'm swimming in the ocean. در اقیانوس شنا می کنم. دارم توي اقيانوس شنا ميکنم. >>fas<< I want my money back. می خواهم پولم به من برگردانده شود. ميخوام پولم رو پس بگيرم. >>fas<< There is little wine left. کمی شراب باقی مانده است. شراب کمي باقي مونده. >>fas<< I don't see why I need to do this. متوجه نمی شوم چرا باید این کار را انجام دهم. نمي فهمم چرا بايد اين کار رو بکنم >>fas<< You should use a deodorant. تو باید دئودورانت استفاده کنی. بايد از عطر استفاده کني. >>fas<< Piotr is interested in soccer. پیتر به فوتبال علاقه دارد. پیوتر به فوتبال علاقه داره >>fas<< You can go out, as long as you promise to be back by 11 o'clock. می‌توانی بروی بیرون، به شرط آنکه قول بدهی تا ساعت 11 بر گردی. میتونی بری بیرون تا وقتی که قول بدی ساعت 11 برگردی >>fas<< Did you do your homework? آیا تکالیفت را انجام داده بودی؟ تکاليفت رو انجام دادي؟ >>fas<< Can I offer you another piece of cake? می توانم به شما قطعه دیگری کیک تعارف نمایم؟ ميتونم يه تيکه کيک ديگه بهت تعارف کنم؟ >>fas<< We could not see anyone in the street. ما نمی توانستیم هیچ کسی را در خیابان ببینیم. ما نمي تونيم کسي رو تو خيابون ببينيم >>fas<< Why me? چرا من؟ چرا من؟ >>fas<< A human should not make the same mistake. انسان دوبار در یک چاله نباید بیفتد. یک انسان نباید همان اشتباه را مرتکب شود . >>fas<< The government banned cigarette advertising on television. دولت تبلغات سیگار در تلویزیون را ممنوع کرد. دولت تبليغات سيگار رو توي تلويزيون ممنوع کرده >>fas<< I really want to be with Tom right now. واقعا دلم می خواهد هم اکنون با تام باشم. من واقعا ميخوام همين الان با تام باشم >>fas<< What is your greatest source of inspiration? منبع بزرگ الهام گرفتنت چیست؟ بزرگترين منبع الهام تو چيه؟ >>fas<< Tom is thirty years old. تام سی ساله است. تام سي سالشه >>fas<< I was compelled to leave school. من مجبور شدم مدرسه را ترک کنم. مجبور شدم مدرسه رو ترک کنم >>fas<< My father always sent me to school when I was little. پدر من همیشه مرا به مدرسه می رساند وقتی که من کوچک بودم. پدرم هميشه وقتي کوچيک بودم منو به مدرسه مي فرستاد >>fas<< Persian's not hard. فارسی سخت نیست. ايراني ها سخت نيستن. >>fas<< Even though it is raining, I don't care at all. هرچند بارونیه هوا ولی اصلا اهمیتی نمی دم. حتي اگه بارون هم بياد اصلا برام مهم نيست >>fas<< Please pass me the salt. لطفا نمک را به من بده. لطفا نمک رو بده به من >>fas<< Two plus two makes four. دو بعلاوه دو می شود چهار. دو بعلاوه دو چهار ميشه >>fas<< I'm begging you. از شما التماس می کنم. التماست ميکنم. >>fas<< When cleaning the classroom, a few students carry the podium. هنگام نظافت کلاس، چند دانش‌آموز تریبون را حمل می‌کنند. وقتی کلاس رو تمیز می‌کنن، چند تا دانش‌آموز پادیوم رو حمل می‌کنن. >>fas<< Explain the following. این را توضیح بده. توضیح دهید . >>fas<< We have a wide choice of books. ما یک گستره ای از کتاب ها داریم. ما یه انتخاب کلی از کتاب ها داریم >>fas<< You must not despise a man because he is poorly dressed. نباید یک آدم را به خاطر اینکه لباس‌های خوبی ندارد، کوچک بشمارید. تو نبايد از يه مرد متنفر باشي چون اون لباس ضعيفي پوشيده >>fas<< Tom wasn't there yesterday. تام دیروز آنجا نبود. "تام" ديروز اونجا نبود. >>fas<< How can we learn the truth? چگونه حقیقت را دریابیم؟ چگونه می‌توانیم حقیقت را بیاموزیم ؟ >>fas<< Which color do you prefer? چه رنگی دوست داری؟ کدوم رنگ رو ترجيح ميدي؟ >>fas<< All you need is ignorance and confidence and the success is sure. برای موفقیت فقط نادانی و اعتماد به نفس نیاز است. تنها چیزی که نیاز داری جهل و اعتماده و موفقیت قطعیه >>fas<< I put in an hour of jogging before I go to school. قبل از اینکه به مدرسه بروم، یک ساعت پیاده روی می کنم. قبل از اینکه برم مدرسه یه ساعت پیاده روی کردم >>fas<< Tom is the one who told me when the meeting would be. تام کسی است که به من گفت زمان ملاقات کی خواهد بود. تام کسی بود که بهم گفت قرار ملاقات کی برگزار میشه >>fas<< I understand. فهمیدم. مي فهمم. >>fas<< He who thinks he has learned enough has learned nothing. آنکه می‌پندارد که به اندازهٔ کافی آموخته است، هیچ چیز نیاموخته است. کسي که فکر ميکنه به اندازه کافي ياد گرفته هيچي ياد نگرفته >>fas<< Occasionally, things don't go as planned. گاهی اوقات، کار‌ها طبقِ برنامه پیش نمی‌رود. بعضي وقتا اوضاع طبق نقشه پيش نميره >>fas<< He dressed up as a woman. مثل یه زن لباس پوشیده. مثل يه زن لباس پوشيده بود. >>fas<< Accompany me if you have time. اگر وقت داری، مرا همراهی کن. اگه وقت داري با من همکاري کن. >>fas<< Many people are living illegally in the country. افراد زیادی بطور غیرقانونی در کشور زندگی می کنند. بسیاری از مردم غیر قانونی در کشور زندگی می کنند. >>fas<< When I was younger, many people used to say I was beautiful. وقتی جوون تر بودم، خیلی ها بهم میگفتم که خوشگلم. وقتي جوون تر بودم، خيلي ها مي گفتند که من زيبا هستم. >>fas<< He's my half-brother. اون برادر ناتنی منه اون برادر ناتني منه. >>fas<< Do you know the meaning of "climate refugee"? آیا شما معنی "آواره شرایط اقلیمی" را می دانید؟ ميدوني معني پناهنده ي مهاجر چيه؟ >>fas<< Once again. یک بار دیگر. يه بار ديگه. >>fas<< I worry that I have caught a cold. انگار سرما خورده‌ام. نگرانم سرما بخورم >>fas<< The brightest student expressed gratitude on behalf of his classmates. با هوش‌ترین دانش‌آموز از طرف همکلاسی‌هایش ابراز تشکر کرد. بهترین شاگرد از طرف همکلاسی‌هایش قدردانی کرد . >>fas<< And finally, twelve points to Estonia! بالاخره دوازده استونیا را نشان داد. و در نهایت، دوازده امتیاز به استونی! >>fas<< You shouldn't do it merely to please me. شما نمی‌بایستی آن را صرفاً به‌خاطر خوش آمدن من انجام می‌دادید. تو نبايد اين کار رو بکني فقط براي اينکه منو خوشحال کني. >>fas<< Marie accused her of having stolen the bike. مری به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. ماري متهمش کرد که دوچرخه رو دزديده >>fas<< Didn't I tell you to clean your room? بهت نگفتم اتاقت را تمیز کنی؟ مگه بهت نگفتم اتاقت رو تميز کني؟ >>fas<< Ah, the phone card's already running out.. See you in half an hour. اه، کارت تلفن در حال تمام شدن است...تو را نیم ساعت دیگر می بینم. کارت تلفن داره تموم ميشه نيم ساعت ديگه مي بينمت >>fas<< She was exiled from her country. او از کشور خودش اخراج شد. اون از کشورش تبعيد شد >>fas<< What's up with Tom? تام چشه؟ تام چش شده؟ >>fas<< It took me more than a week to get over my cold. بیشتر از یک هفته بود که سرما خوردگی ام طول کشید. بيشتر از يه هفته طول کشيد تا سرما بخورم >>fas<< I don't feel well. Could you give me some medicine? حالم خوب نیست.می شود مقداری دارو به من بدهی؟ حالم خوب نيست ميتوني بهم دارو بدي؟ >>fas<< Follow him. دنبالش برو. برو دنبالش. >>fas<< The whole nation mourned the hero's death. تمام ملل برای مرگ قهرمانانشان سوگواری می کنند. تمام ملت عزادار مرگ قهرمان بودن >>fas<< A house built of wood is more easily burnt than a house of stone. خانهٔ چوبی آسان‌تر از خانهٔ سنگی آتش می‌گیرد. خانه‌ای ساخته شده از چوب به راحتی از خانه‌ای از سنگ سوخته می‌شود . >>fas<< He will regret it sooner or later. او دیر یا زود پشیمان خواهد شد. دير يا زود پشيمون ميشه >>fas<< A Persian cat was sleeping under the table. گربه ای ایرانی زیر میز خوابیده بود. يه گربه ايراني زير ميز خوابيده بود >>fas<< Homicide is punishable by death. مجازات قتل مرگ است. قتل با مرگ قابل مجازاته >>fas<< My mom wants me to study in Switzerland. مادرم می خواهد که من در سوئیس درس بخوانم. مامانم ازم ميخواد تو سوئيس درس بخونم >>fas<< Humour is the satire of yesterday. طنز طعنهٔ دیروز است. "همور" از ديروزه. >>fas<< At first, I couldn't understand what he said. در ابتدا نتوانستم بفهمم که او چه گفت. اولش، نفهميدم چي گفت. >>fas<< This is me, Aunt Wong. خاله وانگ، این منم. اين منم، عمه وانگ. >>fas<< Good wine needs no bush. مشک آن است که خود ببوید، نه آن که عطار بگوید. شراب خوب نيازي به بوته نداره >>fas<< Was there anybody in the car? کسی تو ماشین بود؟ کسي تو ماشين بود؟ >>fas<< Tom checked his watch. تام به ساعتش نگاهی انداخت. تام ساعتش رو چک کرد >>fas<< Please forgive me for opening your letter by mistake. ببحشید که من اشتباهاً نامه‌ی شما را باز کردم. لطفا منو ببخشيد که نامه تون رو اشتباهي باز کردم >>fas<< Strawberries sell for a high price in the winter. قیمت توت فرنگی در زمستان بسیار بالاست. توت فرنگي به قيمت زيادي در زمستان فروخته ميشه >>fas<< Raisins are shrivelled grapes. کشمش‌ها انگورهای چروکیده هستند. انگورى كه ميوه‌اش بر هم چيده است. >>fas<< It isn't what he says that annoys me but the way he says it. چيزي که من را اذيت مي‌کند حرفهاي او نيست بلکه نحوه گفتن آنهاست. اين چيزي نيست که اون ميگه منو اذيت ميکنه، اما اونطوري که ميگه. >>fas<< In past, Iranians lived on naan bread, but nowadays basic Iranian's food gets rice. در گذشته ایرانی ها با نان زندگی می کردند ولی امروزه غذای اصلی آنان برنج است. در گذشته، ایرانی‌ها بر روی نان نان نان زندگی می‌کردند، اما امروزه غذای اصلی ایرانی برنج می‌گیرد. >>fas<< No. نخیر. نه. >>fas<< He arrived safe and sound. او به‌سلامت رسید. سالم و سالم رسيد. >>fas<< The winter's sun gives only little warmth. آفتاب زمستان فقط کمی گرم می‌کند. خورشيد زمستان فقط يه کم گرما ميده >>fas<< She boiled the eggs. اوتخم مرغها را آب پزکرد تخم مرغ ها رو جوش داد. >>fas<< This site is really great! این سایت واقعا بزرگ است! اين سايت واقعا عاليه! >>fas<< At the moment she saw a tall man with a gun standing in the doorway, she instinctively backed away. در آن لحظه که مردی بلندقد ایستاده با تفنگی را در راهرو دید به طور ناخودآگاه عقب عقب رفت. در آن لحظه او مردی بلند قد را دید که اسلحه‌ای در جلوی در ایستاده بود و به طور غریزی عقب‌نشینی می‌کرد . >>fas<< How many times a minute does the average person blink? به طور میانگین هر شخص در دقیقه چند بار پلک میزند؟ چند بار در دقيقه يه آدم معمولي پلک ميزنه؟ >>fas<< Ignorance is bliss. جهل یک برکت است. ناداني لذت بخشه. >>fas<< Did you inform your teacher of this? آیا تو به معلمت در این مورد اطلاع دادی؟ تو معلمت رو از اين موضوع مطلع کردي؟ >>fas<< Let me help you with those groceries. اجازه بده برای آوردن اون خاربار کمکت کنم. بذار کمکت کنم اون خواروبارها رو بخري. >>fas<< I was born in 1972. من در سال 1972 به دنیا آمده ام. من در سال 1972 به دنيا اومدم >>fas<< Every day you should at least listen to a short song, read a good poem, look at a beautiful picture, and, if possible, say several intelligent words. هر روز حداقل باید به یک آهنگ گوش دهید، یک شعر بخوانید، به یک تصویر زیبا نگاه کنید، و اگر امکان‌پذیر باشد، کلمات عاقلانهٔ متعددی بگویید. هر روز باید حداقل به یک آهنگ کوتاه گوش کنید، یک شعر خوب بخوانید، به یک تصویر زیبا نگاه کنید، و اگر ممکن باشد، چند کلمه هوشمند بگویید. >>fas<< Tom doesn't know the difference between an Austrian and a German. تام فرقِ بینِ یک اتریشی و یک آلمانی را نمی‌داند. تام فرق يه اتريشي و يه آلماني رو نميدونه >>fas<< Today, things are better for the Latino community in the USA. امروزه، اوضاع برای گروه لاتینی ها ( اهالی آمریکای جنوبی) در ایالات متحده آمریکا بهتر است. امروز، همه چیز برای جامعه لاتین در آمریکا بهتر است. >>fas<< Hello, Meg. How are you? سلام، مگ. چه طوری؟ سلام مگ حالت چطوره؟ >>fas<< I remember Tom telling me about the time he and Mary had climbed Mt. Fuji. یادم می آید تام برایم راجع به زمانی می گفت که او و ماری قله فوجی را فتح کرده بودند. يادمه "تام" درباره زماني که اون و "مري" از کوه فوجي بالا رفتن بهم گفت. >>fas<< I don't think I like you anymore. فکر نمی کنم دیگر تو را دوست داشته باشم. فکر نکنم ديگه ازت خوشم بياد >>fas<< Tehran is in Iran. تهران در ایران است. تهران در ایران است. >>fas<< She cried. او گریست. گريه کرد. >>fas<< A good beginning makes a good ending. خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج. يه شروع خوب پايان خوبي داره >>fas<< It seemed unlikely that Tom wouldn't come to Mary's birthday party. به نظر غیر محتمل می رسید که تام به جشن تولد ماری نیاید. به نظر نمي رسيد که تام به جشن تولد "مري" نياد. >>fas<< I don't want to hear any more. نمی‌خواهم دیگر چیزی بشنوم. ديگه نميخوام چيزي بشنوم. >>fas<< Tom didn't believe it for a second. تام یک لحظه هم آن را باور نکرد. "تام" يه لحظه هم باورش نشد. >>fas<< I would take this brown tie. من این کراوات قهوه ای را بر خواهم داشت. من اين کراوات قهوه اي رو بر ميدارم >>fas<< I have just been to Sapporo Station to see my mother off. من به تازگی در ایستگاه ساپورو بودم تا مادرم را بدرقه کنم. من همين الان به ايستگاه "اسپورو" رفتم تا مادرم رو ببينم. >>fas<< You are a goody-goody. خیلی چاپلوسی (پاچه خواری) تو آدم خوبي هستي. >>fas<< We have elected him chairman of the meeting. ما او را به عنوان رئیس جلسه انتخاب کرده‌ایم. ما اون رو رئيس جلسه انتخاب کرديم >>fas<< Sorry, could you turn the radio off? ببخشید، می توانیدرادیو را خاموش کنید؟ ببخشيد، ميشه راديو رو خاموش کني؟ >>fas<< I like Russian food. من غذای روسی دوست دارم. من غذاي روسي دوست دارم >>fas<< The sun melts the snow. خورشید برف را ذوب می‌کند. خورشيد برف رو ذوب ميکنه >>fas<< Everything is on schedule. همه چیز طبق برنامه است. همه چيز طبق برنامه پيش ميره >>fas<< If he doesn't want to learn, we can't make him. اگر او نمی خواهد یاد بگیرد، ما نمی توانیم او را مجبور کنیم. اگه نميخواد ياد بگيره، نميتونيم مجبورش کنيم. >>fas<< They are just waiting for the storm to pass. آنها فقط منتظرند که توفان تمام شود. اونا فقط منتظر طوفان هستن >>fas<< I went to the station. من به ایستگاه رفتم. من رفتم به ايستگاه. >>fas<< There was a big fire near my house last night. آتش سوزی بزرگی نزدیک خانه من دیشب اتفاق افتاد. ديشب يه آتش سوزي بزرگ نزديک خونه من بود >>fas<< The files are in proper order. فایلها در نظم خوبی هستند. پرونده ها به ترتيب درست هستن. >>fas<< What do you think about when you go to sleep? وقتی به خواب می‌روی به چه فکر می‌کنی؟ وقتي ميري بخوابي چي فکر ميکني؟ >>fas<< Get down on the floor! بخوابید روی زمین! بخواب رو زمين! >>fas<< Let go of it. ولش کن! ولش کن. >>fas<< I'm not afraid of lightning. من از آذرخش نمی‌ترسم. من از رعد و برق نميترسم >>fas<< I do love you. واقعاً دوسِت دارم. واقعاً عاشِقِتم. دوسِت دارم. >>fas<< I want something cold to drink. من چیزی سرد برای نوشیدن می خواهم. يه نوشيدني خنک ميخوام. >>fas<< Shift the sofa so that it faces the fireplace. کاناپه را جا به جا کنید تا رو به شومینه باشد. مبل رو عوض کن تا با شومينه روبرو بشه >>fas<< How's the weather in Iran? هوا در ایران چطور است؟ آب و هوا در ايران چطوره؟ >>fas<< You should work hard. تو باید سخت کار کنی. بايد سخت کار کني. >>fas<< His wife was old but he loved her. همسرش پیر بود اما عاشقش بود. زنش پير بود ولي عاشقش بود >>fas<< I was eating in restaurant yesterday. دیروز در رستوران غذا می خوردم. ديروز داشتم توي رستوران غذا ميخوردم >>fas<< An apple fell on the ground. سیبی روی زمین افتاد. يه سيب افتاد رو زمين >>fas<< I do not fear death. من از مرگ نمی ترسم. من از مرگ نميترسم >>fas<< I prefer coffee to tea. قهوه را به چای ترجیح می دهم. من قهوه رو به چاي ترجيح ميدم >>fas<< I came here yesterday. من دیروز آمدم اینجا. ديروز اومدم اينجا. >>fas<< He had time to prepare his men for battle. او برای آماده کردن مردانش برای جنگ فرصت داشت. اون وقت داشت تا افرادش رو براي جنگ آماده کنه >>fas<< Could you shout to Tom and tell him it's breakfast time? می شه یک داد بزنی سر تام و بگی وقت صبحانه ست؟ ميتوني با تام داد بزني و بهش بگي وقت صبحانه ست؟ >>fas<< It's futile. بیهوده است. بي فايده ست. >>fas<< Tom won't let you go. تام نمی گذارد شما بروید. "تام" نميذاره بري. >>fas<< My parents don't understand me. والدینم مرا درک نمی کنند. پدر و مادرم منو درک نمي کنن. >>fas<< I got lost in the maze. من در هزارتو گم شدم. توي هزارتو گم شدم >>fas<< He was so confused that his answer did not make any sense. او به حدی گیج شده بود که جوابش به هیچ وجه عاقلانه نبود. او آنقدر گیج شده بود که جواب او با عقل جور در نمی‌آمد . >>fas<< You can use my dictionary. شما می توانید از فرهنگ لغت من استفاده کنید ميتوني از ديکشنري من استفاده کني >>fas<< Write about the relationship between the artificial environment and the natural environment. در باره‌ی رابطه‌ی بین محیط مصنوعی و محیط طبیعی بنویسید. در مورد رابطه بین محیط مصنوعی و محیط طبیعی بنویس. >>fas<< Our teacher warned him not to be late again. معلم ما به او هشدار داد که دیگر دیر نکند. معلممون بهش هشدار داد که ديگه دير نکنه >>fas<< I wish I had more time to talk with her. کاش وقت بیشتری برای حرف زدن با او داشته باشم. اي کاش وقت بيشتري براي حرف زدن باهاش داشتم >>fas<< I was in Iran. من در ایران بودم. من تو ايران بودم >>fas<< I'm not accustomed to such treatment. من به چنین رفتارهایی عادت نکرده ام. من به چنين درماني عادت ندارم >>fas<< What are you hiding from me? چه چیزی را از من پنهان می‌کنی؟ چي رو از من مخفي کردي؟ >>fas<< To be quiet in class is to respect other people's sleep. ساکت بودن در کلاس احترام به خواب مردم است. ساکت بودن تو کلاس اينه که به خواب ديگران احترام بذاري >>fas<< Getter Jaani is very sweet. گتار جانی خیلی ناز است. گتر جياني" خيلي شيرينه" >>fas<< I watched him cross the street. من او را در حال عبور از خیابان تماشا کردم. من ديدم که از خيابون رد شد. >>fas<< This watch is ten minutes slow. این ساعت ده دقیقه عقبه اين ساعت 10 دقيقه آرومه >>fas<< If you're wrong, admit it. If you're right, be quiet. اگر اشتباه می‌کنی، آن را بپذیر. اگر حق با تو است، خاموش باش. اگه اشتباه می‌کنی، قبول کن اگه حق با توئه، ساکت باش >>fas<< Hold still for a moment, please. لطفاً چند دقیقه آرام بمانید. يه لحظه صبر کن، لطفاً. >>fas<< He is always losing his umbrella. او همیشه چترش را گم می کند. اون هميشه چترش رو از دست ميده >>fas<< His goal is getting promoted. هدف او ارتقا پیدا کردن است. هدفش در حال ترفيعه >>fas<< A guilty conscience needs no accuser. همه‌کاره و هیچ‌کاره. وجدان گناهکار نیازی به شکایت ندارد . >>fas<< You should tell him the truth. شما باید حقیقت را به او بگویید بايد حقيقت رو بهش بگي. >>fas<< You need not work so hard in order to pass the examination. نیازی نیست که برای قبولی در امتحان اینقدر سخت کار کنی. لازم نیست برای دریافت آزمون سخت کار کنید. >>fas<< Samara Morgan never sleeps. سامارا مورگان هیچ وقت نمی‌خوابد. "سامرا مورگان" هيچوقت نميخوابه. >>fas<< Men are but children of a larger growth. مردان فقط کودکان بزرگ هستند. انسان‌ها فقط بچه‌های رشد بزرگتری هستند. >>fas<< Which do you prefer, Coke or Pepsi? کدام را ترجیح می دهی، پپسی یا کوکا؟ کدوم رو ترجيح ميدي، کوکا يا پپسي؟ >>fas<< It is not crime against God in Islam that a man has two or more wives. اینکه مردی دو زن یا بیشتر بگیرد در اسلام گناه محسوب نمی شود. هیچ گناهی بر ضد خدا در اسلام نیست که یک مرد دو یا چند زن دیگر دارد. >>fas<< There hasn't been a drop of rain in two weeks. دو هفته است که یک قطره باران نیامده. دو هفته‌ست که بارون نيومده. >>fas<< I met Meg, who told me the news. من مگ را دیدم که خبرها را به من گفت. من مگ رو ديدم که اخبار رو بهم گفت >>fas<< I lived in Tehran. من در تهران زندگی کردم. من تو تهران زندگي ميکردم >>fas<< I'll be in bed by the time you get home. تا اون موقع که تو برسی خونه من تو تختم هستم. وقتي رسيدي خونه من تو رختخوابم. >>fas<< A coward dies a thousand times before his death. The valiant never taste of death but once. ترس برادر مرگ است. يه ترسو هزار بار قبل از مرگش مي ميره شجاعت هيچ وقت طعم مرگ رو نمي خوره >>fas<< Magdalena is interested in geography. ماگدالنا به جغرافیا علاقه دارد. ماگدالنا به جغرافيايي علاقه داره >>fas<< A chain is no stronger than its weakest link. زنجیر از ضعیف ترین حلقه اش قویتر نیست. زنجير از ضعيف‌ترين اتصالش قوي‌تر نيست >>fas<< He asked me for help. او از من کمک خواست. ازم کمک خواست >>fas<< I'm leaving, goodbye! من می‌روم، خداحافظ! من دارم ميرم، خداحافظ! >>fas<< I don't know if I have the time. نمی دانم وقت خواهم داشت یا نه. نميدونم وقت دارم يا نه. >>fas<< I see. میبینم متوجه ام. >>fas<< Tom likes kittens. تام بچه گربه ها را دوست دارد. تام از بچه گربه ها خوشش مياد >>fas<< I do not have an account in these forums. در این انجمن ها حسابی ندارم. من هيچ حسابي توي اين نقشه ها ندارم. >>fas<< I don't have a single enemy. من یک دشمن منفرد ندارم. من دشمن مجردي ندارم. >>fas<< I gave Tom everything he asked for. من به تام هر چیزی را که خواسته بود، دادم. من هر چيزي که تام خواست رو دادم >>fas<< Do you think Tom would want to go with us? شما فکر می کنید تام با ما خواهد آمد؟ فکر ميکني تام ميخواد با ما بياد؟ >>fas<< The fire is going out; will you add some wood? آتش دارد خاموش می شود.می توانی کمی چوب اضافه کنی؟ آتش در حال خاموش شدن است. آیا شما کمی چوب اضافه می کنید؟ >>fas<< Ask no questions and hear no lies. سؤال نکن تا دروغی نشنوی. سوال نپرس و دروغ نگو. >>fas<< The more popcorn you eat, the more you want. پاپ‌کورن هر چه بیشتر بخوری، بیشتر می‌خواهی. هرچي پاپ کورن بيشتر بخوري بيشتر ميخواي >>fas<< I called you three or four times, but you never answered your phone. من سه چهار بار با شما تماس گرفتم، ولی شما جواب ندادید. من سه يا چهار بار بهت زنگ زدم ولي تو هيچوقت به تلفنت جواب ندادي >>fas<< You make mistakes if you do things in a hurry. اگر در انجام کار ها عجله کنی، اشنباه می کنی اگه عجله کني اشتباه ميکني. >>fas<< Where is Tehran? تهران کجاست؟ تهران کجاست؟ >>fas<< All that read this can read. هرکه این را خواند خواندن می داند. همه‌ي اون‌ها مي‌تونن اين رو بخونن >>fas<< She wanted to die because she couldn't satisfy her parents. او می خواست بمیرد چونکه او نمی توانست پدر و مادرش را خوشحال کند. اون مي خواست بميره چون نمي تونست پدر و مادرش رو راضي کنه >>fas<< Tom doesn't live in Boston now. تام اکنون در بوستون زندگی نمی کند. تام الان تو بوستون زندگي نميکنه >>fas<< Each person was given enough food and clothing. به هر نفر، غذا و لباس کافی داده شد. هر کسي به اندازه کافي غذا و لباس داده شده >>fas<< Have you heard the good news? آیا خبر خوب را شنیده ای؟ خبر خوب رو شنيدي؟ >>fas<< Hello, world! سلام جهان! سلام، دنيا! >>fas<< Is the bank open? آیا بانک باز است؟ بانک بازه؟ >>fas<< I went home. من به خانه رفتم. رفتم خونه. >>fas<< Tom decided to mosey on over to Mary's place. تام تصمیم گرفت بگذارد برود اقامتگاه ماری. "تام" تصميم گرفت بره خونه ي "مري". >>fas<< You had plenty of time. تو وقت زیادی داشتی. خيلي وقت داشتي. >>fas<< Please stay here till I get back. لطفاً تا وقتی بر می‌گردم، اینجا بمانید. لطفا تا وقتي که برگشتم اينجا بمون >>fas<< Time is money. وقت گرانبهاست. وقت پوله. >>fas<< One speaks English, and the other speaks Japanese. یکی انگلیسی صحبت می کند، و دیگری ژاپنی حرف می زند. يکي انگليسي حرف ميزنه و اون يکي ژاپني حرف ميزنه >>fas<< She is what is called a genius. او چیزی است که نابغه خوانده می شود. اون چيزيه که بهش ميگن نابغه >>fas<< The flight took us ten hours. جدال ده ساعت طول کشید. پرواز 10 ساعت طول کشيد >>fas<< They insisted on my paying the money. آنها اصرار کردند که من پول را بپردازم. اونا اصرار داشتن که من پول رو پرداخت کنم >>fas<< She loves flowers. او عاشق گل هاست. اون عاشق گله >>fas<< Exams are right after summer vacation. امتحان درست بعد از تعطیلاتِ تابستان. بچه ها درست بعد از تعطيلات تابستون هستن. >>fas<< I want you to stand guard. ازت می خوام نگهبانی بدی ازت ميخوام که نگهباني بدي. >>fas<< There were islands in the sea. در دریا جزیره ها وجود داشتند. يه جزيره توي دريا بود. >>fas<< It was a problem difficult to solve. این مسئله‌ای بود که به سختی حل می‌شد. حل کردنش مشکل سختی بود >>fas<< An ambassador is an honest man sent to lie abroad for the good of his country. یک سفیر یک فرد درستکار است که برای دروغ گفتن به خاطر مصلحت کشورش، به خارج فرستاده می‌شود. يه سفير يه مرد صادقه که براي صلاح کشورش به خارج از کشور فرستاده شده >>fas<< Whom did you buy? چه خریده ای؟ کي رو خريدي؟ >>fas<< Tom is a real cowboy. تام یک کابوی واقعی است. تام يه گاوچرون واقعيه >>fas<< She cleaned all of the house by herself. اون تمام خونه رو به تنهایی تمیز کرد. اون تمام خونه رو خودش تميز کرد >>fas<< It's a quarter past nine. ساعت یک ربع بعد از نه است. يه ربع از 9 گذشته. >>fas<< African folklore is very interesting. ادبیات بومی آفریقا بسیار جالب است. افسانه آفريقايي خيلي جالبه >>fas<< Ken beat me at chess. کن من را در شطرنج برد. کن منو تو شطرنج شکست داد >>fas<< The site http://esperanto.typeit.org/ really facilitated my survival in Tatoeba. http://esperanto.typeit.org/ این سایت واقعاً بقای مرا در تاتوئبا آسان ساخت. سایت httpssperanto. typeit.org.org. واقعاً باعث شد که در تاتوبا زنده بمونم. >>fas<< This TV show is aimed at children. مخاطب این برنامه تلویزیونی کودکان هستند. اين برنامه تلويزيوني به سمت بچه ها نشونه گرفته شده >>fas<< He changes his schedule from day to day. او برنامه ی روزانه اش را روز به روز عوض می کند. او برنامه‌اش را هر روز تغییر می‌دهد . >>fas<< Tom and Mary were married in a small church not too far from here. تام و ماری در کلیسای کوچکی نه چندان دور از اینجا ازدواج کرده بودند. "تام" و "مري" توي يه کليساي کوچيک خيلي دور از اينجا ازدواج کردن. >>fas<< I would like to thank you for your great job. من می خواهم به شما برای کار بزرگ شما تشکر می کنم. دوست دارم بابت کارت ازت تشکر کنم >>fas<< A captain is in charge of his ship and its crew. یک کاپیتان مسئول کشتی و خدمه آن است. يه کاپيتان مسئول کشتي و خدمه‌ش هست >>fas<< Tom doesn't believe that Mary is happy. تام باور نمی کند که مری خوشبخت است. "تام" باور نداره که "مري" خوشحاله. >>fas<< Tom chewed Mary out for staying out all night long. تام برای بیرون ماندن در تمام شب، ماری را سرزنش کرد. "تام" "مري" رو به خاطر اينکه تمام شب رو بيرون مونده بود خورد. >>fas<< Insure it, please. این را بیمه کن،لطفا. مطمئن باش، لطفاً. >>fas<< The flowers smell good. گل ها بوی خوبی می دهند. گل ها بوي خوبي ميدن. >>fas<< Good cat! گربه خوب گربه خوب! >>fas<< He denied his marital status. او وضعیت تأهل خود را کتمان کرد. اون وضعيت ازدواجش رو رد کرد. >>fas<< Just when the first human beings will reach Mars remains to be seen. به وقتی واقعا اولین انسان بر مریخ پای بگذارد، زمان باقی است. درست زماني که اولين انسان به مريخ ميرسه تا ديده بشه >>fas<< Will it be much longer? آیا طولانی خواهد شد؟ بيشتر از اين طول ميکشه؟ >>fas<< I don't like ice cream. بستنی دوست ندارم. من بستني دوست ندارم >>fas<< In spring, nature gets green. در بهار طبیعت سبز می شود. در بهار، طبيعت سبز ميشه. >>fas<< He was asked to account for his failure. ازش خواسته شد در مورد شکستش توضیح بده. از او خواسته شده بود که شکستش را حساب کند. >>fas<< I can't remember her name. نام او را به یاد نمی آورم. اسمش رو يادم نمياد. >>fas<< It was close to 2:30 by the time Tom reached Mary's house. زمانی که تام به خانه ی ماری رسید، ساعت نزدیک 2:30 بود. نزديک ساعت 2: 30 بود وقتي که "تام" به خونه ي "مري" رسيد. >>fas<< Do you want me to come to Japan to see you? آی میخواهی در ژاپن بیام تو را ببنم؟ ميخواي بيام ژاپن تا ببينمت؟ >>fas<< Mary can dance well. ماری می تواند خوب برقصد. مري ميتونه خوب برقصه >>fas<< What will you do on New Year's Day? در روز سال نو چه خواهی کرد؟ روز سال نو چيکار ميکني؟ >>fas<< The boy sat on a chair. پسر روی یک صندلی نشست. پسره روي صندلي نشسته بود. >>fas<< I don't like school. من مدرسه را دوست ندارم. من از مدرسه خوشم نمياد >>fas<< I can speak Esperanto like a native. من می توانم به اسپرانتو به خوبی زبان مادری ام حرف بزنم. ميتونم مثل يه بومي حرف بزنم >>fas<< I don't want this news to be made public yet. هنوز نمی‌خواهم که این خبر علنی شود. هنوز نمي خوام اين خبر عمومي بشه >>fas<< I missed the bus. من اتوبوس را از دست دادم. اتوبوس رو از دست دادم >>fas<< Why is everything going wrong? چرا همه چیز خراب پیش می رود؟ چرا همه چيز داره اشتباه پيش ميره؟ >>fas<< Didn't I tell you to take out the garbage? بهت نگفتم آشغال‌ها را ببری بیرون؟ مگه بهت نگفتم آشغال ها رو در بياري؟ >>fas<< Why are these girls so mean? چرا این دختران بسیار بدجنس هستند؟ چرا اين دخترا اينقدر بدجنسن؟ >>fas<< Save up something for a rainy day. چیزی برای زمان نداری نگه دار. يه چيزي رو براي يه روز باروني نگه دار >>fas<< Logic will get you from A to B. Imagination will take you everywhere. منطق تو را از الف به ب خواهد برد. خیال تو را به همه جا خواهد برد. منطق تو رو از "آ" به "بي" مي بره توهم همه جا مي بره >>fas<< She was blind, deaf, and mute. او کور، کَر و لال بود. اون کور، کر و لال بود >>fas<< Does anyone know French? آیا کسی فرانسوی می‌داند؟ کسي فرانسوي بلده؟ >>fas<< Now it's time for the weather forecast. اکنون زمان پیش بینی هواست. حالا وقت پيش بيني آب و هوا هست >>fas<< If men are wolves then women are devils. اگر مردها گرگ هستند پس زنها نیز شیطان هستند. اگه مردا گرگن پس زن ها شيطانن >>fas<< Tom decided to mosey on over to Mary's place. تام تصمیم به اساس کشی به اقامتگاه ماری گرفت. "تام" تصميم گرفت بره خونه ي "مري". >>fas<< To the best of my knowledge, she hasn't left yet. تا جایی که می دونم هنوز نرفته تا جايي که من ميدونم، اون هنوز نرفته. >>fas<< A picture is worth a thousand words. یک تصویر به اندازهٔ هزار کلمه می‌ارزد. يه عکس ارزش هزار کلمه رو داره >>fas<< These clothes are not appropriate for a cold winter day. این لباس ها واسه یه روز سرد زمستانی مناسب نیست. این لباس‌ها برای یک روز زمستان سرد مناسب نیستند. >>fas<< Let's break stereotypes! بیایید کلیشه ای صحبت نکنیم. بياين کليک ها رو بشکنيم! >>fas<< I love Arabic. من عربى دوست دارم. من عاشق زبان عربی هستم >>fas<< What is the price of peace? بهای صلح چیست؟ بهاي صلح چيه؟ >>fas<< I got the book back from him. کتاب رو ازش پس گرفتم. من کتاب رو ازش پس گرفتم >>fas<< Your family should come before your career. کار و شغل تو باید قبل از خانواده ات قرار گیرد. خانواده ات بايد قبل از شغلت بيان >>fas<< I'm drinking water in the kitchen. در آشپزخانه آب می نوشم. دارم توي آشپزخونه آب مي خورم. >>fas<< Tom was the only person to have ever managed to escape from that prison. تام تنها کسی بود که تا آن زمان موفّق به فرار از آن زندان شده بود. تام تنها کسی بود که تونسته از زندان فرار کنه >>fas<< Water law is the field of law dealing with the ownership, control, and use of water as a resource. حقوق آب، شاخه ای از حقوق است که به مالکیت، کنترل و بهره برداری از آب بعنوان یک منبع می پردازد. قانون آب، حوزه قانونی است که با مالکیت، کنترل، و استفاده از آب به عنوان منبع برخورد می‌کند. >>fas<< The marriage feast continued for three whole days. جشن و سرور ازدواج سه روز کامل ادامه پیدا کرد. جشن ازدواج سه روز تمام ادامه داشت. >>fas<< Aim. Fire! هدف،آتش! هدف، آتش! >>fas<< It's not my business. آن به من ربطی ندارد به من ربطي نداره. >>fas<< We'll help. ما کمک خواهیم کرد. ما کمک مي کنيم. >>fas<< Which one of those books did you give to Tom? کدام یک از آن کتاب ها را به تام دادی؟ کدوم يکي از اون کتاب ها رو به تام دادي؟ >>fas<< She likes jazz, and I do, too. او جاز را دوست دارد، من هم همینطور. اون جاز دوست داره منم دوست دارم >>fas<< Why do we have to help Tom? چرا ما مجبوریم به تام کمک کنیم؟ چرا بايد به تام کمک کنيم؟ >>fas<< You're absolutely right. حق کاملاً با شماست. کاملاً حق با توئه. >>fas<< Mr Koizumi succeeded Mr Mori as prime minister. آقای کوییزومی به عنوان نخست‌وزیر جانشین آقای موری شد. آقاي "کازمي" به عنوان نخست وزير موفق شد. >>fas<< You're from Iran. تو از ایران هستی. تو از ايران اومدي. >>fas<< They won't put up with this, when they find out. آنها با این مطلب کنار نخواهند آمد وقتی که متوجه موضوع بشوند وقتي بفهمن با اين قضيه کنار نميان. >>fas<< It may freeze next week. ممکن است هفته دیگر یخ بندان باشد. ممکنه هفته ديگه يخ بزنه >>fas<< Why won't Tom let you use his car? چرا تام اجازه نمی دهد از ماشین اش استفاده کنی؟ چرا تام نميذاره از ماشينش استفاده کني؟ >>fas<< A fox smells its own stink first. روباه بوی گندش را زودتر از دیگران استشمام می‌کند. يه روباه اول بوي گند خودش رو ميده >>fas<< Tom tended to curse like a trucker whenever things didn't go his way. هر وقت کارها مطابق میل تام پیش نمی رفت مثل راننده کامیون ها از الفاظ رکیک استفاده می کرد. "تام" دوست داشت مثل يه راننده کاميون نفرين بشه... هر وقت که اوضاع به روش خودش پيش نرفت. >>fas<< How do you know my name? چطور نام مرا میدانی؟ اسم منو از کجا ميدوني؟ >>fas<< When it was time to vote, he abstained. هنگامی که زمان رأی دادن بود، او از از رأی دادن خودداری کرد. وقتی که زمان رای دادن بود، از این کار دست کشید. >>fas<< The eagle does not catch flies. که نباشد محرم عنقا مگس. عقاب مگس ها رو نمي گيره. >>fas<< It depends on the context. بستگی به شرایط دارد. بستگی به زمینه دارد. >>fas<< She's intent on going to New York to study fashion. او قصد دارد برای تحصیل در زمینه مد به نیویورک برود. اون قصد داره بره نيويورک تا مد مطالعه کنه >>fas<< They don't have proof. اثبات ندارند. اونا مدرکي ندارن. >>fas<< I'm kind of happy. یک جورایی خوشحالم. يه جورايي خوشحالم. >>fas<< All his teeth were sound. همه دندانهای او سالم بودند. تمام دندونهاش صدا بود. >>fas<< What exactly are you saying? دقیقاً چه می‌خواهی بگویی؟ دقيقاً چي داري ميگي؟ >>fas<< Just shut up and get on with your work! خفشو و برو پی کارت ! فقط خفه شو و کارت رو ادامه بده >>fas<< Suddenly everything went black and I lost consciousness. یک دفعه همه چیز سیاه شد و من بی هوش شدم. ناگهان همه چيز سياه شد و من هوشياريم رو از دست دادم >>fas<< I like chocolate. من شکلات دوست دارم. من شکلات دوست دارم >>fas<< Whose book is this? این کتاب مال چه کسیه؟ اين کتاب مال کيه؟ >>fas<< Last year I watched no less than fifty films. سال قبل کمتر از پنجاه فیلم ندیدم. سال گذشته من کمتر از پنجاه فيلم نديدم >>fas<< How long do we stop here? چند مدت ما اینجا توقف می کنیم؟ چقدر بايد اينجا توقف کنيم؟ >>fas<< I've had this song stuck in my head for two days! دو روزه این آهنگ تو مغزم گیر کرده! دو روزه که اين آهنگ تو سرم گير کرده! >>fas<< I want to buy this jacket. میخواهم این ژاکت را بخرم. ميخوام اين ژاکت رو بخرم >>fas<< I can't agree with you on this matter. من در این موضوع با تو موافق نیستم. نميتونم در اين مورد باهات موافق باشم. >>fas<< I love you from the bottom of my heart. من شما را از ته قلبم دوست دارم. من تو رو از ته قلبم دوست دارم >>fas<< My clothes get wet so I took off them. لباس هایم خیس شده بودند برای همین آنها را از تن بیرون کردم. لباس هام خيس شدن واسه همين درشون آوردم >>fas<< The dog's name is Ken. اسم سگ «کِن» است. اسم سگ "کن" ـه. >>fas<< You are completely right. حق کاملاً با شماست. کاملا حق با توئه >>fas<< Our ultimate goal is to establish world peace. هدف غایی ما برقراری صلح جهانی است. هدف نهایی ما برقرار کردن صلح جهانی است . >>fas<< Lobsters belong to a class of marine animals. میگو به دسته ی حیوانات دریایی تعلق دارد. لوبدرها به يه کلاس از حيوانات دريايي تعلق دارن. >>fas<< The workers took pride in their work. کارگران به کارشان می بالند. کارگران به کار خود افتخار می‌کردند . >>fas<< I can't remember anything. نميتوانم چیزی را بخاطر بیاورم هيچي يادم نمياد. >>fas<< Tom took off the picture on the wall and hung another there. تام عکس روی دیوار رو ورداشت و یکی دیگه جاش گذاشت. تام عکس رو روي ديوار بلند کرد و يکي ديگه رو اونجا آويزون کرد >>fas<< I recommend learning about edible plants that are native to your area. من مطالعه دربارهٔ گیاهان خوراکی که بومی محلتان هستند را توصیه می‌کنم. من در مورد گیاهان غذایی که بومی منطقه‌ی شما هستند، یاد می‌گیرم. >>fas<< Tom was very scared. تام خیلی ترسیده بود. تام خيلي ترسيده بود >>fas<< I know not with what weapons World War III will be fought, but World War IV will be fought with sticks and stones. من نمی دانم درجنگ جهانی سوم چه اسلحه هایی بکار می رود اما می دانم که در جنگ جهانی چهارم سلاح های جنگ چوب و سنگ خواهد بود نمی‌دونم با چه سلاح‌هایی جنگ جهانی سوم می‌جنگن، ولی جنگ جهانی چهارم با چوب و سنگ می‌جنگن. >>fas<< It is impossible for him to finish it in an hour. برای او غیر ممکن است که آن را تا یک ساعت دیگر تمام کند. براي اون غير ممکنه که تا يک ساعت ديگه تمومش کنه >>fas<< Tom closed his eyes and made a wish. تام چشم‌هایش را بست و یک آرزو کرد. "تام" چشماش رو بست و يه آرزو کرد. >>fas<< Birds are indicators of the environment. If they are in trouble, we know we'll soon be in trouble. پرنده ها شاخص های محیط زیست هستند. اگر آنها با معضل مواجه شوند، می دانیم که ما نیز به زودی معضل خواهیم داشت. پرنده ها نشانه های محیط زیست هستند. اگر آنها در دردسر باشند، ما می دانیم که به زودی در دردسر می افتیم. >>fas<< I think I'll wear this red sweater. فکر کنم که سویت شرت قرمز را بپوشم. فکر کنم اين ژاکت قرمز رو بپوشم >>fas<< "What's going on in the cave? I'm curious." "I have no idea." " در این غار چه می گذرد؟ من کنجکاو هستم." "من هیچ حدسی نمی زنم." "در غار چه خبر است؟ من کنجکاو هستم." "من نمی دانم." >>fas<< Rome has declared war on Venice. روم در ونیس جنگ اعلام کرد. روم اعلام جنگ با ونيز کرده >>fas<< Can you recommend any other hotels? می‌توانی هتل‌های دیگری پیشنهاد کنی؟ ميتوني هتل ديگه اي رو پيشنهاد کني؟ >>fas<< Do in Rome as the Romans do. خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. مثل رومي ها تو روم انجام بده >>fas<< I can resist everything but temptation. من در مقابل همه چیز غیر از وسوسه می‌توانم مقاومت کنم. من ميتونم در مقابل همه چيز به جز وسوسه مقاومت کنم >>fas<< Yalda is the longest night of the year in the solar/Jalali calendar. یلدا طولانی ترین شب سال در تقویم خورشیدی است. یلدا (به انگلیسی: Yalda) یک شهرک در بریتانیا است که در انگلستان واقع شده‌است. >>fas<< Bananas are yellow. موز زرد است. موز ها زردن. >>fas<< That doctor advised him to quit smoking. آن دکتر به او نصیحت کرد کشیدن سیگار را ترک کند. اون دکتر بهش توصيه کرد که سيگار رو ترک کنه >>fas<< I wear a suit, but not a tie. من کت پوشیدم، اما بدون کراوات. من کت و شلوار مي پوشم، اما کراوات نمي زنم. >>fas<< He waved goodbye to us. او دستش به منظور خداحافظی با ما تکان داد. اون با ما خداحافظي کرد. >>fas<< Peas and carrots are common ingredients in soups. نخود و هویج از افزودنی‌های متداول سوپ هستند. سوپ‌ها و هويج‌ها مواد معمولي توي سوپ‌ها هستن >>fas<< I am still alone. همچنان تنهایم. من هنوز تنهام >>fas<< Tom met Mary for lunch. توم مری را ملاقات کرد برای ناهار. "تام" براي ناهار "مري" رو ديد. >>fas<< I was tossing and turning all the night. تمام شب تو جام وول می خوردم. تمام شب رو مي‌گشتم و مي‌چرخيدم. >>fas<< They betrayed me. آنها به من خیانت کردند. اونا بهم خيانت کردن. >>fas<< I'm not going to explain it to you again. دوباره برایت توضیح نمی‌دهم. نميخوام دوباره برات توضيح بدم. >>fas<< My father is going to China. پدرم به چین می‌رود. پدرم داره ميره چين >>fas<< He was appointed chairman. او به ریاست منصوب شد. اون رئيس منصوب شده بود. >>fas<< He is not ashamed of his misconduct. او از بدرفتاری اش شرمنده نیست. اون از تخلفش خجالت نمي کشه. >>fas<< I can't sing as well as Mary did. من نمی‌توانم به خوبیِ ماری آواز بخوانم. من به خوبي مري نميتونم بخونم >>fas<< Tom is the one who told me what to do. تام کسی است که به من گفت چه کار کنم. "تام" کسي بود که بهم گفت چيکار کنم. >>fas<< Hello, how are you doing? سلام حالت چطوره؟ سلام، حالتون چطوره؟ >>fas<< You're not a boy. تو پسر نیستی. تو پسر نيستي. >>fas<< Don't eat too much cake. بیش از اندازه کیک نخور. زياد کيک نخور >>fas<< I hate Tom because reasons. من به دلایلی از تام متنفرم. من از "تام" متنفرم چون دلايلش رو دارم. >>fas<< Twice two is four. دو دو تا چهار تا. دو بار دو تا چهار >>fas<< I still want to go. من هنوز می‌خواهم بروم. من هنوز ميخوام برم >>fas<< The silk dress shimmers in the light. لباس ابریشمی در نور برق می‌زند. لباس ابريشمي توي نور ميلرزه. >>fas<< The water on the road was just a mirage. آب روی جاده فقط یک سراب بود. آب روی جاده فقط یه سراب بود >>fas<< Do you play squash? آیا اسکواش بازی میکنی؟ تو کِرِک بازي ميکني؟ >>fas<< A lie can be halfway around the world before the truth gets its boots on. حقیقت تا چکمه‌هایش را بپوشد، دروغ نیمی از جهان را دور زده است. يه دروغ ميتونه نصف دنيا باشه قبل از اينکه حقيقت چکمه هاش رو باز کنه >>fas<< He went in place of me. او به جای من رفت. اون به جاي من رفت >>fas<< Our house, our rules. چهار دیواری، اختیاری. خونه‌ي ما، قوانين ما. >>fas<< Tom only thinks about money. تام فقط به پول فکر می کند. تام فقط به پول فکر ميکنه >>fas<< What color is this? این چه رنگیه؟ اين چه رنگيه؟ >>fas<< She often changes her mind. او غالباً نظرش را تغییر می دهد. او اغلب نظرش را تغییر می‌دهد . >>fas<< Tom politely pretended not to notice that Mary had been crying. تام مودبانه تظاهر کرد که متوجه گریه کردن مری نشده است. تام با احترام وانمود کرد که متوجه نشده است که مریم گریه می‌کند . >>fas<< He doesn't exist. او وجود ندارد. اون وجود نداره. >>fas<< Tom double-checked his door to make sure it was locked. تام دوباره درب را بررسی کرد تا مطمئن شود قفل است. "تام" در خونه اش رو دوبار چک کرد تا مطمئن بشه که قفل شده. >>fas<< We do not respect the environment as much as we should. آن قدر که باید به طبیعت احترام نمی‌گذاریم. ما به اندازه‌ای که باید به محیط زیست احترام نمی‌گذاریم . >>fas<< Congratulations! ماشاءا..، ای والله، خیلی عالی! تبريک ميگم! >>fas<< This stool is made up of leather and wood. این چهارپایه از چرم و چوب درست شده است. اين چارپايه از چرم و چوب ساخته شده >>fas<< Can you make yourself understood in English? می‌توانید به زبان انگلیسی منظورتان را بفهمانید؟ ميتوني خودت رو به انگليسي درک کني؟ >>fas<< Nowadays toilet and bathroom is one piece. این روزا دستشویی و حمام یکیه. اين روزا دستشويي و دستشويي يه تيکه ست. >>fas<< Hi. How are you? سلام، حالت چه طوره؟ سلام، حالت چطوره؟ >>fas<< Take the book which is lying on that table. کتابی را که بر روی آن میز قرار دارد بردار. کتابي که روي اون ميزه رو بگير. >>fas<< I'll wait right outside. من همین بیرون منتظر می مونم. من بيرون منتظر ميمونم >>fas<< I don't have any brothers. من هیچ برادری ندارم. من برادر ندارم >>fas<< Summer begins early in my country. تابستان در کشور من زود آغاز می شود. تابستون زود از کشور من شروع ميشه. >>fas<< She is in conflict with her father. او با پدرش کلنجار می رود. اون با پدرش در تضاده >>fas<< What does that word mean? آن کلمه چه معنایی دارد؟ اين کلمه يعني چي؟ >>fas<< I bought it last week. من این را هفته پیش خریدم. هفته پيش خريدمش. >>fas<< Tom doesn't want you to discover the truth. تام نمی خواهد که تو حقیقت را بفهمی. تام نميخواد تو حقيقت رو کشف کني >>fas<< Pakistan is a Muslim country. پاکستان یک کشور اسلامی است. پاکستان یک کشور مسلمان است. >>fas<< I'm good, how 'bout you? من خوبم. تو خوبی؟ من خوبم، تو چطور؟ >>fas<< Tom's being mean. تام داره بدجنس میشه. "تام" داره بدجنس ميشه. >>fas<< Tom isn't interested. تام به این موضوع علاقه مند نیست. تام علاقه اي نداره >>fas<< She takes care of her old mother. او از مادر پیرش مراقبت می کند. اون از مادر پيرش مراقبت ميکنه >>fas<< We must find them. باید پیدایشان کنیم. بايد پيداشون کنيم. >>fas<< All of you betrayed me. تمام تان به من خیانت کردید. همتون بهم خيانت کردين. >>fas<< This was her only mistake. این تنها اشتباه او بود. اين تنها اشتباه اون بود >>fas<< "Excuse me, do you speak English?" "Yes. A little." ببخشید، شما انگلیسی صحبت می کنید؟ - بعله. یکم. "ببخشید، شما انگلیسی صحبت می کنید؟" "بله، کمی." >>fas<< No way. به هیچ وجه. امکان نداره. >>fas<< My business acquaintances know this number. آشناهای حرفه‌ای من این شماره را می‌دانند. آشناهاي کاريم اين شماره رو ميدونن >>fas<< I don't want the horse. اسب را نمی‌خواهم. من اسب رو نميخوام. >>fas<< In linguistics, the Sapir-Whorf Hypothesis states that there are certain thoughts of an individual in one language that cannot be understood by those who live in another language. در زبان‌شناسی، فرضیه‌ی ساپیر-ورف می‌گوید که برخی افکار یک فرد در یک زبان برای افرادی که در زبان دیگری زندگی می‌کنند، قابل فهم نیست. در زبان‌های زبانی، "سپير-وُف" ادعا می‌کند که افکار خاصی از یک شخص در یک زبان وجود دارد که نمی‌توان توسط کسانی که به زبان دیگری زندگی می‌کنند، درک کرد. >>fas<< I accused him of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردم. من متهمش کردم که دوچرخه رو دزديده >>fas<< I trusted them. من به آنها اعتماد کردم. من بهشون اعتماد کردم >>fas<< She was a pioneer in this field. او در آن زمینه پیشاهنگ بود. او در این زمینه پیشگام بود . >>fas<< There is a mistake in this sentence. اشتباهی در این جمله هست. توي اين جمله يه اشتباهي شده. >>fas<< The last election was such a hot contest that several ex-ministers lost. آخرین انتخابات چنان رقابتی شدیدی بود که بسیاری از وزرای سابق در آن شکست خوردند. آخرین انتخابات یه مسابقه‌ی داغ بود که چند تا از تازه‌وارد‌های سابق از دست دادن >>fas<< Tom spilled red wine all over Mary's white dress. تام شراب قرمز را ریخت روی لباس سفید مری. "تام" روي لباس سفيد "مري" شراب قرمز ريخت. >>fas<< We're booked on flight 308. ما پرواز 308 رو رزرو کردیم. ما توي پرواز 308 رزرو شديم >>fas<< We took turns cleaning the room. ما به نوبت اتاق را تمیز مى کنیم ما نوبت تميز کردن اتاق رو گرفتيم >>fas<< Years passed. سالها گذشته است. سالها گذشت >>fas<< It was a very long meeting. این دیدار بسیار طولانی بود. جلسه‌ی خیلی طولانی‌ای بود >>fas<< Don't undo your bootlaces until you have seen the river. تا به رودخانه نرسیده‌اید کفشتان را در نیاورید. تا وقتی که رودخونه رو ندیدی لوله‌هات رو باز نکن >>fas<< Wherever you go, I will follow. هر جا که بروی، من دنبالت می آیم. هرجا که بري، منم دنبالت ميام. >>fas<< A half-doctor kills you and a half-religious scholar kills your belief. نیم‌طبیب خطر جان، نیم‌فقیه خطر ایمان. يه دکتر نيمه حرفه اي تو رو مي کشه و يه محقق نيمه مذهبي باورت رو مي کشه >>fas<< Your bag is on my desk. کیفت بر روی میز من است. کیفت روی میز منه >>fas<< Thanks for your explanation. از توضیحات تان ممنونم. ممنون که توضيح دادي. >>fas<< This box is empty. It has nothing in it. این جعبه خالی است. هیچ چیز درون آن نیست. اين جعبه خاليه هيچي توش نيست >>fas<< I can resist everything except temptation. من در مقابل هر چیزی می‌توانم مقاومت کنم غیر از وسوسه. من ميتونم در مقابل همه چيز به جز وسوسه مقاومت کنم >>fas<< In August 1990, Iraq invaded Kuwait. در آگوست 1990، عراق به کویت حمله کرد. در آگوست 1990 عراق به کویت حمله کرد. >>fas<< He who wants a peacock must accept the difficulties of Hindustan. هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. هر کسي که يه مارمولک ميخواد بايد مشکلات هندوستاني رو قبول کنه >>fas<< Every person who is alone is alone because they are afraid of others. هر که تنهاست، تنهاست چون از دیگران می ترسد. هر کسي که تنهاست تنها هست چون از ديگران مي ترسن >>fas<< I am doing well, thank you. من خوبم ، ممنون. من خوبم، ممنون. >>fas<< Looks like no one's home. بنظر میرسه کسی خونه نیست. انگار کسي خونه نيست. >>fas<< You'll have to wait. باید منتظر بمانید بايد صبر کني. >>fas<< We accused him of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردیم. ما متهمش کرديم که دوچرخه رو دزديده >>fas<< You cannot make bricks without straw. بدون کاه نمی‌توانید خشت بسازید. تو نميتوني بدون کاه آجر درست کني >>fas<< Traffic noise is very harsh to the ear. صدای ترافیک بسیار گوش خراش است. صداي ترافيک براي گوش خيلي سخته. >>fas<< If it were to rain tomorrow, the match would be postponed. اگر قرار بود فردا باران ببارد، مسابقه به تعویق می‌افتاد. اگه قرار باشه فردا بارون بياد، مسابقه به تعويق مي افته. >>fas<< It's my custom to go for a walk before breakfast. عادت دارم که قبل از صبحانه برم قدم بزنم. عادت دارم قبل از صبحانه برم قدم بزنم >>fas<< Answer the question. به این سؤال پاسخ بده. سوال رو جواب بده >>fas<< A miss by an inch is a miss by a mile. آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب يک خطا در يک اينچ يک مايل فاصله داره >>fas<< Better buy than borrow. خریدن بهتر از به عاریت گرفتن است. بهتر از قرض گرفتنه >>fas<< Where's my phone book? دفتر تلفنم کجاست؟ دفترچه تلفن من کجاست؟ >>fas<< Tom was terrified. تام وحشت‌زده بود. "تام" ترسيده بود. >>fas<< Japan is now very different from what it was twenty years ago. ژاپن از آنچه که بیست سال پیش بود، بسیار تفاوت دارد. ژاپن حالا با چيزي که بيست سال پيش بوده خيلي فرق داره >>fas<< That's an interesting proposal. I'll think about it. پیشنهاد جالبی است. راجع به آن فکر خواهم کرد. پيشنهاد جالبيه بهش فکر ميکنم >>fas<< The accused is to appear before the court on Friday. متهم مشخص می شود قبل از آنکه دادگاه تشکیل شود. متهم بايد جمعه جلوي دادگاه حاضر بشه >>fas<< Nobody is perfect. هیچکس کامل نیست. هيچکس کامل نيست. >>fas<< A burnt child fears the fire. مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد. يه بچه‌ي سوخته از آتش مي‌ترسه >>fas<< This is my check number. این شماره چک من است. اين شماره چک منه >>fas<< You're not half as clever as you think you are. تو نصف هوشی هم که فکر می کنی رو نداری. تو به اون اندازه اي که فکر ميکني باهوش نيستي >>fas<< Where do you want to sell this? این را می خواهی کجا بفروشی؟ کجا ميخواي اينو بفروشي؟ >>fas<< I'm glad to have met you. خوشحالم که توانستم شما را عمیقاً بشناسم. خوشحالم که ديدمت. >>fas<< You should have kept that a secret. باید آن را محرمانه نگه می‌داشتید. بايد اين رو يه راز نگه ميداشتي. >>fas<< Is this a dream? آیا این یک خیالست؟ اين يه روياست؟ >>fas<< A man is known by the company he keeps. یک مرد از روی افرادی که با آنها معاشرت می‌کند شناخته می‌شود. يه مرد توسط شرکتي که نگه ميداره شناخته ميشه. >>fas<< People worry a lot more about the eternity after their deaths than the eternity that happened before they were born. But it’s the same amount of infinity, rolling out in all directions from where we stand. مردم دلواپس ابدیتی که بعد از مرگش می‌آید خیلی بیشتر از آنکه قبل از تولدش آمده‌بود هستند. اما مبلغ ابدیت برابر است و از آنجا که ایستاده‌ایم به هر سو می‌گسترد. مردم خیلی بیشتر درباره ابدیت پس از مرگشان نگران هستند تا ابدیتی که قبل از تولدشان رخ داد. اما این همان مقدار بی نهایت است که در تمام جهات از جایی که ما ایستاده ایم بیرون می آید. >>fas<< The woman is not beautiful. زن زیبا نیست. اون زن زيبا نيست. >>fas<< The flood of 1342 was the biggest deluge in the history of central Europe. سیل ۱۳۴۲ بزرگترین سیلاب در تاریخ اروپای مرکزی بود. سیل ۱۳۴۲ بزرگترین طوفان در تاریخ اروپای مرکزی بود. >>fas<< All the girls seem to have fallen in love with Tom. به نظر می رسد که تام دل تمام دخترها را برده است. به نظر مياد همه دخترا عاشق تام شدن >>fas<< Answer the question. سوال را جواب بدهید. سوال رو جواب بده >>fas<< The password is "Muiriel". کلمه عبور موریل است. رمزش "موريل" ـه. >>fas<< Grab him. دستگیرش کن. بگيرش. >>fas<< I am acquainted with the author. من با نویسنده آشنا هستم. من با نويسنده آشنا هستم >>fas<< Why is Tom not here? چرا تام این جا نیست؟ چرا تام اينجا نيست؟ >>fas<< I like to have hot soups. من دوست دارم سوپ های داغ بخورم. من سوپ داغ دوست دارم >>fas<< They were sanguine about the company's prospects. آنها به چشم‌انداز شرکت خوشبین بودند. اونا در مورد چشم انداز شرکت آواز ميخوندن. >>fas<< Until you make peace with who you are, you'll never be content with what you have. تا زمانی که با خود، سازش نکرده ای، هرگز نسبت به آنچه که داری، راضی نخواهی شد. تا وقتي که با کسي که هستي صلح کني، هيچوقت با چيزي که داري راضي نخواهي بود. >>fas<< It won't stop bleeding. خونریزی بند نمی آید. خونريزي رو متوقف نميکنه. >>fas<< Do you know the man whose house we have just passed? تو مردی را که از خانه اش چند لحظه پیش گذشتیم، می شناسی؟ مردی که تازه از خونه‌ش رد شدیم رو میشناسی؟ >>fas<< As Tom and Mary spent time together, they began to get to know each other better. تام و ماری طی دورانی که باهم سپری می کردند، شروع به بهتر شناختن هم کردند. همان طور که تام و مریم با هم وقت می‌گذاشتند ، آنان شروع به شناختن یکدیگر کردند . >>fas<< My little brother is watching TV. برادر کوچک من تلویزیون تماشا می‌کند. برادر کوچيکم داره تلويزيون تماشا ميکنه >>fas<< Can you watch my dog while I’m away? می توانی وقتی من در سفر هستم از سگم مراقبت کنی؟ ميتوني وقتي من نيستم مراقب سگم باشي؟ >>fas<< Atheists will get their comeuppance on Judgment Day. ملحدان سزای خود را در روز رستاخیز خواهند دید. بی‌گمان در روز بُروز طاعت، مؤمنان از همدیگر پیشی می‌گیرند. [[«یَوْمَ الدِّینِ»: (نگا: فاتحه / 4).]] >>fas<< I use Firefox. من از برنامه ی فایرفاکس استفاده می کنم. من از فایرفاکس استفاده میکنم >>fas<< Be cool. خونسرد باش. آروم باش. >>fas<< Tom was my best friend when I was a kid. وقتی که من بچه بودم، تام بهترین دوست من بود. تام بهترين دوستم بود وقتي بچه بودم >>fas<< Would you like something to drink? آیا چیزی برای نوشیدن می خواهی؟ نوشيدني ميل دارين؟ >>fas<< Tom seems really happy. تام واقعاً خوشحال به نظر می‌رسد. "تام" به نظر خيلي خوشحال مياد. >>fas<< Sorry I didn't have a chance to talk with you after the meeting. ببخشید فرصت نشد بعد از جلسه با شما صحبت کنم. ببخشيد که فرصت نشد بعد از جلسه باهات صحبت کنم >>fas<< Drastic times call for drastic measures. دوران ناگوار، روش های ناگوار می طلبند. ‫زمان‌های حساس ‫برای اقدامات شدید فرا می‌خوان >>fas<< I don't see anything there. اینجا هیچ چیزی نمی‌بینم. من اونجا چيزي نمي بينم. >>fas<< That was on the news. آن در اخبار بود. اون تو اخبار بود >>fas<< That's an obsolete model. آن یک مدل منسوخ شده است. اين يه مدل کهنه ست. >>fas<< Let's go by bus. بگذار با اتوبوس برویم. بيا با اتوبوس بريم. >>fas<< It is hard for him to see without glasses. برای او بدون عینک دیدن مشکل است. براش سخته که بدون عينک ببينه. >>fas<< Layla planned to rob a bank. لیلا سرقت از یک بانک را برنامه‌ریزی کرد. ليلا قصد داشت از بانک دزدي کنه >>fas<< If I'd had more time, I'd have written a shorter letter. اگر بیشتر وقت داشتم، یک نامهٔ کوتاه‌تر نوشته بودم. اگه وقت بيشتري داشتم، يه نامه کوتاه تر مي نوشتم. >>fas<< A jack of all trades is master of none. همه‌کاره و هیچ‌کاره. يه سرباز از همه ي تجارت ها ارباب هيچي نيست. >>fas<< Mary has an older sister and a younger brother. مری خواهری بزرگ تر و برادری کوچک تر دارد. مری یک خواهر بزرگتر و برادر کوچکتر دارد. >>fas<< Life is like riding a bicycle. To keep your balance you must keep moving. زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید در حرکت باشید. زندگي مثل دوچرخه سواري ميمونه براي اينکه تعادلت رو حفظ کني بايد به حرکت ادامه بدي >>fas<< Even now, many years after the Cold War, there is still much rancor between the Russians and the Germans, especially in areas once occupied by the Soviet Union. حتی اکنون، سالها بعد از جنگ سرد، هنوز کینهٔ بسیاری بین روسها و آلمانی‌ها، خصوصاً در مناطقی که زمانی تحت اشغال اتحاد جماهیر شوروی بود، وجود دارد. حتی اکنون، سال‌ها پس از جنگ سرد، هنوز هم میزان زیادی بین روس‌ها و آلمان‌ها وجود دارد، مخصوصاً در مناطقی که زمانی توسط شوروی اشغال می‌شدند. >>fas<< What is your phone number? شماره تلفنت چیست؟ شماره تلفنت چنده؟ >>fas<< Something bad happened to Tom. اتفاق بدی برای تام افتاد. يه اتفاق بد براي "تام" افتاده. >>fas<< I'm very busy today. امروز من خیلی کار دارم. امروز سرم خيلي شلوغه >>fas<< He is a little slow, but otherwise he is a good student. او کمی کند است، وگرنه شاگرد خوبی است. اون يه کم آرومه، ولي در غير اين صورت دانش آموز خوبيه. >>fas<< He lives in an enormous house. او در یک خانه بزرگ زندگی می کند. اون توي يه خونه‌ي بزرگ زندگي مي‌کنه >>fas<< The crocodile is a protected species. تمساح از گونه های تحت حمایت است. تمساح یک گونه حفاظت شده است. >>fas<< She's worried about your safety. او در مورد امنیت شما نگران است. اون نگران امنيت توئه >>fas<< The damage has been done. خسارت وارد شده است. خسارت وارد شده. >>fas<< Add this to my bill. این را به صورت‌حسابم اضافه کن. اينو به صورتحسابم اضافه کن. >>fas<< German winters are colder than Italian ones. زمستان‌های آلمان از ایتالیا سردتر است. زمستان هاي آلمان سردتر از ايتاليايي هاست. >>fas<< Nothing is as simple as it seems. هیچ چیزی به آن سادگی که به نظر می‌رسد، نیست. هيچي به اون سادگي که به نظر ميرسه نيست. >>fas<< I have heard this story. من این داستان را شنیده‌ام. من اين داستان رو شنيدم >>fas<< She gets prettier day by day. او روز به روز زیباتر می شود. روز به روز خوشگل تر ميشه. >>fas<< She closed her eyes and made a wish. چشم‌هایش را بست و یک آرزو کرد. چشماش رو بست و يه آرزو کرد >>fas<< This book contains forty photographs. این کتاب حاوی چهل عکس است. اين کتاب شامل 40 تا عکسه >>fas<< I took care of my sick sister. من از خواهر بیمارم مراقبت کردم. من از خواهر مريضم مراقبت کردم >>fas<< That gave me a rough idea. این به من ایده ای کلّی داد. اين به من يه فکر سخت داد. >>fas<< One fourth of the world's carbon dioxide emissions are from the United States. Its per-capita emissions are also the highest in the world. یک چهارم انتشار دی اکسید کربن در جهان از ایالات متحده آمریکا است. سرانه انتشار گاز آن نیز بالاترین در جهان است. یک چهارم انتشار دی اکسید کربن جهان از ایالات متحده است. انتشار آن در سر کاپیتا همچنین بالاترین مواد در جهان است. >>fas<< Are you not tired? آیا خسته نیستی؟ خسته نيستي؟ >>fas<< I accused her of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردم. من متهمش کردم که دوچرخه رو دزديده >>fas<< What kind of jerk is this? این دیگه چه کثافتیه؟ اين ديگه چه جور احمقيه؟ >>fas<< I'm so happy to see you again. خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت. خيلي خوشحالم که دوباره ميبينمت >>fas<< Your dog is very big. سگت خیلی گنده است سگت خيلي بزرگه. >>fas<< You will write a letter. تو نامه ای خواهی نوشت. تو يه نامه مي نويسي. >>fas<< Sweet dreams! خواب های خوش ببینی! خواباي خوب ببيني! >>fas<< The Arctic ice is shrinking because the ocean under the ice is warming. یخ‌های قطب شمال آب می‌شوند زیرا اقیانوس زیر یخ‌ها در حال گرم شدن است. یخ قطب شمال داره کم میشه چون اقیانوس زیر یخ داره گرم میشه >>fas<< Tom doesn't always play by the rules. تام همیشه مطابق قانون بازی نمی کند. "تام" هميشه با قوانين بازي نميکنه. >>fas<< I prefer going out to staying home. ترجیح می دهم به جای ماندن در خانه بیرون بروم. ترجيح ميدم برم خونه >>fas<< Athletes usually abstain from smoking. ورزشکاران معمولاً از استعمال دخانیات اجتناب می‌کنند. معمولاً کتلت‌ها از سیگار کشیدن خودداری می‌کنند . >>fas<< This is a dream dictionary. این یک کتاب تعبیر خواب است. اين يه لغتنامه روياييه >>fas<< Marjane caught the cat. مرجان گربه را گرفت. مرجان گربه رو گرفت >>fas<< You never have time for important things! تو هیچگاه برای چیزهای مهم وقت نداری! تو هيچوقت براي چيزاي مهم وقت نداري! >>fas<< Do I need an operation? آیا نیاز به عمل دارم؟ من به عمل نياز دارم؟ >>fas<< Tom's efforts have been rewarded. تلاش های تام ارج نهاده شده اند. تلاش هاي "تام" پاداش داده شده. >>fas<< Don't forget rule number three. قانون شماره سه را فراموش نکن. قانون شماره سه رو فراموش نکن >>fas<< He was looking at himself in the mirror. او به خودش در آینه نگاه می کرد. داشت توي آينه به خودش نگاه مي کرد. >>fas<< China is larger than Japan. چین بزرگتر از ژاپن است. چین بزرگتر از ژاپن است. >>fas<< We looked for the boy and his bicycle that had disappeared. ما برای یافتن پسربجه و دوچرخه اش که گم شده بود، جستجو کردیم. ما دنبال پسره و دوچرخه اش گشتيم که ناپديد شده بود >>fas<< The new plan was accounted practicable. نقشه جدید قابل اجرا محسوب شد. نقشه ي جديد قابل محاسبه بود >>fas<< Thanks a lot! خیلی متشکرم. خيلي ممنون! >>fas<< This man is very, very old. این مرد خیلی خیلی پیر است. اين مرد خيلي خيلي پيره >>fas<< It's nearly three o'clock. نزدیک ساعت سه است. ساعت تقريباً 3 شده. >>fas<< Imagine a problem such as this: Suppose your brother has a car accident. مشکلی نظیر این را تصور کنید: فرض کنید اتومبیل برادرتان تصادف کرده است تصوّر کنید که برادرتان تصادف کرده است . >>fas<< In Denver people tend to dress casually because it's the people are outdoorsy. در دنور مردم ترجیح می دهند بلاس های راحت بپوشند چون خیلی اهل گشت و گذار هستند. در دنور مردم دوست دارند بطور اتفاقي لباس بپوشند چون مردم بيرون هستند >>fas<< I am persuading him to come. من او را وادار به آمدن می کنم. دارم قانعش مي کنم که بياد. >>fas<< I like listening to music. من دوست دارم موسیقی گوش کنم. من دوست دارم به موسيقي گوش بدم >>fas<< Meg looks pleased with her new dress. به نظر میرسد مگ از لباس جدیدیش راضی است. مگ از لباس جديدش راضي به نظر مياد >>fas<< For the time being, I intend to stay at a hotel. در حال حاضر قصد دارم در هتل بمانم. فعلاً قصد دارم توي يه هتل بمونم >>fas<< They explored the desert in quest of buried treasure. آنها کویر را در جستجوی گنج کاوش کردند. آنها صحرا را در جستجوی گنج دفن شده جستجو کردند. >>fas<< Good day! روز به خیر روز خوش! >>fas<< I've known him for a long time. مدت زیادی است که من او را می شناسم. خیلی وقته می‌شناسمش >>fas<< Uncle Bob invited us to have dinner. عمو باب ما را برای نهار دعوت کرد. عمو باب ما رو براي شام دعوت کرد >>fas<< We agree. ما به توافق رسیدیم. ما موافقیم. >>fas<< Here's a magazine for you to read in the plane. بفرمایید این مجله برای شماست تا در هواپیما مطالعه کنید. اينم يه مجله براي تو که توي هواپيما بخوني >>fas<< Also Piotr and Lech are good friends. پیتر و لخ نیز دوستان خوبی هستند. همچنين پيتور و ليچ دوستاي خوبي هستن >>fas<< He often eats breakfast here. او معمولا اینجا صبحانه میخورد. اون معمولاً اينجا صبحونه ميخوره >>fas<< He pretended that he was a lawyer. او مدعی بود که او یک وکیل است. اون وانمود کرد که يه وکيله. >>fas<< Ah! Snow! آه! برف! آه، "سفيدبرفي"! >>fas<< What's your favorite TV show theme song? آهنگ برنامه تلویزیونی مورد علاقه ات چیست؟ آهنگ برنامه تلويزيوني مورد علاقه ات چيه؟ >>fas<< What time is it? ساعت چند است. ساعت چنده؟ >>fas<< Why aren't you working? چرا مشغول کار نیستی؟ چرا کار نميکني؟ >>fas<< A poll shows that an overwhelming majority is in favor of the legislation. نظرسنجی نشان می‌دهد که اکثریت قاطع طرفدار این قانون هستند. نظرسنجی نشان می‌دهد که بسیاری از مردم از قوانین حمایت می‌کنند. >>fas<< He often appears on TV. او اغلب بر صفحه ی تلویزیون ظاهر می شود. اون اغلب تو تلويزيون ظاهر ميشه >>fas<< If we don't receive Tom's reply within the next three days, I think we should write him again. اگر در سه روز آینده پاسخ تام به دستمان نرسد، به نظرم باید دوباره برایش نامه بنویسیم. اگه تا سه روز ديگه جواب "تام" رو دريافت نکنيم، فکر کنم بايد دوباره بنويسيمش. >>fas<< Tom stayed in Boston for a short while. تام مدت کوتاهی در بوستون ماند. تام يه مدت کوتاهي تو بوستون موند >>fas<< Call me! به من زنگ بزن! بهم زنگ بزن! >>fas<< I'd rather lose an argument to you than lose you to an argument. من ترجیح می‌دهم دعوا را به تو ببازم تا اینکه تو را در دعوا ببازم. ترجيح ميدم يه بحث رو با تو از دست بدم تا اينکه تو رو به يه جر و بحث از دست بدم. >>fas<< Your heart's beating, alive and beating. قلبت می زند،زنده وتپنده. قلبت داره مي‌زنه، زنده‌ست و مي‌زنه. >>fas<< There is a written and an unwritten law. The one by which we regulate our constitutions in our cities is the written law; that which arises from customs is the unwritten law. قانون نوشته و نانوشته ای وجود دارد. قانونی که ما از طریق آن، نهادهای خود را در شهرهایمان قاعده مند می سازیم، قانون نوشته است، قانونی که از عرف ناشی می شود، قانون نانوشته است. یک قانون نوشته شده و نوشته نشده وجود دارد. یک قانون که ما قانون اساسی خود را بر اساس آن در شهرهایمان تنظیم می کنیم قانون نوشته شده است، که از آداب و رسوم نوشته نشده سرچشمه می گیرد. >>fas<< Did you feed the dog this morning? امروز صبح به سگ غذا دادی؟ امروز صبح به سگ غذا دادي؟ >>fas<< Listen to those whom you think to be honest. به حرف کسانی که فکر می‌کنید صداقت دارند، گوش کنید. به کسانی که فکر می‌کنی صادق هستند گوش کن . >>fas<< Heed the advice of the wise, make your most endeared goal, The fortunate blessed youth, listen to the old wise soul. نصیحـت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند، جوانان سـعادتـمـند پـند پیر دانا را. توصیه‌های خردمندان را به کار گیرید ، هدف دوست‌داشتنی‌تان را بسازید ، جوانان خوش‌شانس ، به روح‌القدس گوش دهید . >>fas<< He was never sick. او هرگز بیمار نبود. اون هيچوقت مريض نبود. >>fas<< Tom doesn't know much about sailing, does he? تام که زیاد راجع به دریانوردی نمی داند. می داند؟ تام زياد از قايق سواري خبر نداره، داره؟ >>fas<< I thanked Tom for his time. از تام بابت زمانی که گذاشت، تشکر کردم. از "تام" بابت وقتش تشکر کردم. >>fas<< It is a sheer waste of time. این یک اتلاف وقت محض است. اين يه وقت تلف کردنه >>fas<< The little boy gazed at the huge elephant, eyes wide open. آن پسر بچه با چشمانی باز به آن فیل بزرگ خیره شد. اون پسر کوچولو به فيل بزرگ خيره شده بود چشم ها کاملا باز بود >>fas<< I want to go to Tehran. می‌خواهم به تهران بروم. ميخوام برم تهران. >>fas<< No sweet without sweat. نا برده رنج، گنج میسر نمی‌شود. بدون عرق شیرین نیست >>fas<< You borrow books. تو کتاب ها را امانت می گیری. تو کتاب قرض گرفتي. >>fas<< Does Tom dye his hair? آیا تام موهایش را رنگ می کند؟ تام موهاشو رنگ ميکنه؟ >>fas<< Where is Tehran? تهران کجاست؟ تهران کجاست؟ >>fas<< The telephone is now out of order. تلفن الان درست نیست. تلفن الان خارج از دستوره >>fas<< I'm looking forward to seeing you again. چشم‌انتظار دیدار مجدد شما هستم. منتظرم که دوباره ببينمت. >>fas<< The exam included mathematics, physics and chemistry. امتحان شامل ریاضیات، فیزیک و شیمی بود. این آزمون شامل ریاضیات، فیزیک و شیمی بود. >>fas<< Will you get me some salt at the grocer's? می‌توانی از بقالی برایم مقداری نمک بخری؟ ميشه يه کم نمک برام بياري؟ >>fas<< Where is this place? این‌جا کجاست؟ اينجا کجاست؟ >>fas<< Ever since she fell in the kitchen, she hasn't been all there. از زمانی که او در آشپزخانه افتاد، عقل سالم نداشته است. از وقتي که افتاده توي آشپزخونه، ديگه اونجا نبوده. >>fas<< I intend to file a formal complaint. قصد کردم رسما شکایت کنم. من قصد دارم يه شکايت رسمي انجام بدم >>fas<< The oldest haircare tool is the comb, invented more than 5000 years ago in Persia. قدیمیترین ابزار مراقبت از مو، شانه ای است که بیش از 5000 سال پیش، در ایران (پرشیا) اختراع شده بود. قدیمی ترین ابزار مراقبت از مو شونه است که بیش از پنج هزار سال پیش در ایران اختراع شد. >>fas<< He left three days ago. او سه روز پیش از اینجا رفت. اون سه روز پيش رفت >>fas<< A creaking door hangs longest. دری که غژغژ می‌کند عمرش بیشتر است. يه در پر سر و صدا طولاني تره. >>fas<< He was prone to anger. او در معرض خشم بود. اون عصباني شده بود. >>fas<< There's no need to hurry. We have plenty of time. نیازی به عجله نیست. ما زمان زیادی داریم. نيازي نيست عجله کني ما وقت زيادي داريم >>fas<< It cannot be denied that crime is on the increase. اینکه جنایت رو به افزایش است،نمی تواند انکار شود. نميشه انکار کرد که جرم در حال افزايشه >>fas<< I prefer translating old sentences to adding new ones. ترجیح می‌دهم جملات سابق را ترجمه کنم تا این که جملات جدید اضافه کنم. ترجيح ميدم جمله هاي قديمي رو ترجمه کنم تا جمله هاي جديد رو اضافه کنم >>fas<< Nobody's infallible. هیچکس معصوم نیست. هيچکس غير قابل بخشش نيست. >>fas<< Anytime you want. هر وقت که بخواهی. هر وقت که بخواي. >>fas<< She seems the least shy of the three. از سه تای دیگه کمتر خجالتی تره اون کمتر از سه تا خجالتي به نظر مياد. >>fas<< The store is notorious for charging high prices. این فروشگاه به خاطر تحمیل قیمت‌های بالا بدنام است. فروشگاه به خاطر هزينه هاي بالا بدنامه. >>fas<< Your only duty is to save your dreams. تنها وظیفهٔ شما حفظ رؤیاهایتان است. تنها وظیفه‌ی تو اینه که رویاهات رو نجات بدی >>fas<< If possible, I'd like to receive an answer. در صورت امکان، مایلم پاسخی دریافت کنم. اگه امکانش هست، دوست دارم يه جواب بگيرم. >>fas<< You trust people too much. بیش از حد به مردم اعتماد می کنی تو خيلي به مردم اعتماد داري >>fas<< Maybe it will be exactly the same for him. شاید برای او هم دقیقا همین طور است. شايد اين دقيقاً براي اون هم همينطور باشه. >>fas<< You already paid. شما قبلاً مزد گرفتید. تو قبلاً پول دادي. >>fas<< I visited Paris a long time ago. من خیلی وقت پیش پاریس بودم. خيلي وقت پيش پاريس رو ديدم >>fas<< First they ignore you, then they laugh at you, then they fight you, then you win. اول شما را نادیده می‌گیرند، بعد به شما می‌خندند، بعد با شما می‌جنگند، و بعد شما پیروز می‌شوید. اول اونا تو رو ناديده ميگيرن، بعد بهت مي خندن، بعد با تو ميجنگن، بعدش تو برنده ميشي. >>fas<< Can I take a break now? می توانم الان استراحت کنم؟ حالا مي تونم استراحت کنم؟ >>fas<< Many drivers have a cavalier attitude towards the rules of the road. بعضی از رانندگان رفتار چهارپا سواری نسبت به قوانین جاده دارند. بسیاری از راننده‌ها با قوانین جاده برخورد دارند. >>fas<< Can I get a kilo of chicken breast please? لطفاً یک کیلو سینه مرغ به من بدهید؟ ميشه لطفاً يه کيلو سينه مرغ بهم بدين؟ >>fas<< This is a low end restaurant. رستوران شیکی نیست. اينجا رستوران پايينيه. >>fas<< Epicure used to write: "I do not fear death. When it is death, I am not, when I am, it is not death." اپیکور نوشته است: من از مرگ نمی ترسم. زمانی که مرگ باشد، من نیستم، زمانی که من هستم، مرگ نیست. اپیکور می‌نویسد: «من از مرگ نمی‌ترسم؛ و هنگامی که مرگ فرا رسد، من نمی‌میرم.» >>fas<< My father is an electric engineer. پدر من مهندس الکترونیک است. پدرم يه مهندس الکتريکيه. >>fas<< Wonderful! حیرت آورست! شگفت انگيزه! >>fas<< The cat's kittens are cute. بچه های گربه با مزه اند. گربه گربه ها خيلي خوشگلن. >>fas<< All the man could do was obey them. همه کاری که آن مرد می توانست انجام دهد، اطاعت کردن از آنها بود. تنها کاري که اون مرد ميتونست بکنه اطاعت از اونا بود >>fas<< Her face was red. چهره او قرمز بود. صورتش قرمز بود >>fas<< He has a large family. او خانواده‌ی بزرگی دارد. اون يه خانواده بزرگ داره. >>fas<< Solitude is independence. انزوا استقلال است. آرامش استقلاله. >>fas<< Do you mind if I smoke? ناراحت نمی شوی اگر که سیگار بکشم؟ اشکالي نداره سيگار بکشم؟ >>fas<< Tom didn't want to see Mary in prison for a crime she didn't commit. تام نمی خواست ماری را به خاطر جرمی که مرتکب نشده بود در زندان ببیند. "تام" نميخواست "مري" رو بخاطر جرمي که مرتکب نشده توي زندان ببينه. >>fas<< He detected his men's misconduct. او به سوء رفتار افرادش پی برد. اون اشتباه افرادش رو شناسايي کرد. >>fas<< Take care not to catch a cold. مواظب باش که سرما نخوری. مراقب باش سرما نخوری >>fas<< A policeman asked the girls if the car was theirs. پلیس از دختران پرسید که آیا ماشین مال آنهاست. يه پليس از دخترا پرسيد که ماشين مال اوناست يا نه >>fas<< Are you not tired? خسته نیستی؟ خسته نيستي؟ >>fas<< He directed all his energy to his business. او همه انرژی خود را معطوف به کارش کرده است. او تمام انرژی خود را به کسب و کارش هدایت کرد . >>fas<< Your Chinese is awesome already. زبان چینی شما الان هم عالی است. چينيت از قبل فوق العاده است >>fas<< We demand justice. ما درخواست عدالت داریم. ما خواهان عدالت هستيم >>fas<< Yesterday is when I bought a car. دیروز، زمانی است که من یک ماشین خریدم. ديروز وقتي بود که يه ماشين خريدم >>fas<< Be careful or he'll stab you in the back. مراقب نباشی از پشت به تو خنجر خواهد زد. مراقب باش وگرنه از پشت بهت خنجر ميزنه >>fas<< Millie has a book. میلی کتاب دارد. ميلي يه کتاب داره >>fas<< It is what it is. همینی است که هست. اين چيزيه که هست. >>fas<< Did it help? کمکی کرد؟ کمک کرد؟ >>fas<< Vocabulary is the basis of language. لغت پایه زبان است. واژه‌نامه اساس زبان است. >>fas<< You don't like sashimi, do you? تو ساشیمی دوست نداری، دوست داری؟ تو از ساشيمي خوشت نمياد، مگه نه؟ >>fas<< Work is not only important for economic benefits, the salary, but also for social and psychological needs, the feeling of doing something for the good of society. کار نه تنها به خاطر عواید اقتصادی مانند درآمد مهم است، بلکه به جهت نیازهای اجتماعی وروانی مانند احساس انجام کاری مثبت برای جامعه، نیز مهم است. کار نه تنها برای منافع اقتصادی، حقوق، بلکه برای نیازهای اجتماعی و روانی نیز اهمیت دارد، بلکه احساس انجام کاری برای منافع جامعه را دارد. >>fas<< Building the steel factory was a great enterprise. ايجاد يک کارخانه فولاد، سرمايه‌گذاري بزرگي بود. ساخت کارخانه فولاد يک شرکت بزرگ بود >>fas<< We should play a more active role in combating global warming. باید در مبارزه با گرم شدن کره‌ی زمین نقش فعال‌تری ایفا کنیم. ما باید نقش فعال تری در مبارزه با گرم شدن زمین ایفا کنیم. >>fas<< We speak Japanese. ما به ژاپنی حرف می‌زنیم. ما ژاپني صحبت مي کنيم. >>fas<< I fell asleep watching TV. در حین نگاه کردن تلویزیون خوابم برد. وقتي تلويزيون نگاه ميکردم خوابم برد. >>fas<< What is your sister doing now? خواهرت الان چه کار می کند؟ خواهرت الان داره چيکار ميکنه؟ >>fas<< Didn't I tell you that you needed to study harder? بهت نگفتم باید بیشتر درس می‌خواندی؟ بهت نگفتم که بايد بيشتر مطالعه کني؟ >>fas<< This is a very old book. این یک کتاب بسیار قدیمی است. اين يه کتاب خيلي قديميه >>fas<< He was relieved of his heavy responsibility. او از مسئولیت سنگین خود رها شد. اون از مسئوليت سنگينش خلاص شد >>fas<< Which do you like better, Coke or Pepsi? کدام را بیشتر دوست داری، پپسی یا کوکا؟ کدوم رو بيشتر دوست داري، کوکا يا پپسي؟ >>fas<< The police spent hours searching Tom's place, but they couldn't find the murder weapon. پلیس ساعتها اقامتگاه تام را گشت، امّا آنها نتوانستند چیزی بیابند. پليس ساعت‌ها خونه‌ي تام رو گشتن ولي نتونستن اسلحه‌ي قتل رو پيدا کنن >>fas<< She is proud of her students. او به پسر مدرسه ای اش افتخار می کند. اون به دانش آموزاش افتخار ميکنه >>fas<< You've put on weight. چاق شدی. تو وزن اضافه کردي. >>fas<< Her right eye is blind. چشم راست او کور است. چشم راستش کور شده >>fas<< He keeps telling the same jokes over and over again. او مدام یک جک را چندین بار می گفت. اون همش همین جوکا رو تکرار میکنه >>fas<< He repeated his question. او سؤالش را تکرار کرد. اون سوالش رو تکرار کرد >>fas<< Are you married or are you single? شما متأهلید یا مجرد؟ ازدواج کردي يا مجردي؟ >>fas<< It's hard. سخت است. سخته. >>fas<< This box is from Jobe. این جعبه از جوب است. اين جعبه از طرف "جيو" ـه. >>fas<< That flower is edible. این گل خوردنی است. اون گل داره غذا ميخوره. >>fas<< One day I met him. روزی دیدمش. يه روز ديدمش >>fas<< Whose book is this? این کتاب کیه؟ اين کتاب مال کيه؟ >>fas<< Late autumn in Scotland is rather cold. اواخر پاییز در اسکاتلند نسبتاً سرد است. پاييز در اسکاتلند خيلي سرده >>fas<< Every mistake made me stronger. هر اشتباه مرا قوی تر کرد. هر اشتباهي منو قوي تر کرد >>fas<< Open the door for love. در را برای عشق بگشای. در رو براي عشق باز کن >>fas<< We season with salt. ما با چاشنی نمک طعم می دهیم. ما با نمک فصل ميکنيم >>fas<< You're really a number-one fool. تو واقعا خنگ درجه یکی تو واقعا يه احمق شماره يک هستي >>fas<< "I'm looking for a song name." "How does it go?" "It goes like da dada da da." دنبال اسم یک آهنگ می گردم. یکمش رو بخون. این جوریه دین دینگ دینگ "من دنبال یک اسم آهنگ هستم." "چطور پیش میره؟" "این مثل بابا دا دا دا است." >>fas<< You won’t mollify him with that explanation. شما او را با آن توضیح تسکین نمی‌دهید. با این توضیح نمی‌توانید او را تسلّی دهید . >>fas<< The grade seven and the grade eight students both have completely separate timetables. دانش‌آموزان پایهٔ هفتم و دانش‌آموزان پایهٔ هشتم برنامه‌های کلاسی کاملاً متفاوتی دارند. کلاس هفتم و کلاس هشت دانش آموز هر دو برنامه زمانی کاملا جداگانه ای دارند. >>fas<< Let's play twenty questions. بیایید مسابقه ی بیست سئوالی بازی کنیم. بيا بيست تا سوال بپرسيم. >>fas<< I agree to your proposal. من تقاضایت را می پذیرم. من با پيشنهاد شما موافقم >>fas<< Tom took part in the kidnapping of Mary's daughter. تام در ربودنِ دخترِ مری شرکت داشت. "تام" در دزديدن دختر "مري" شرکت کرد. >>fas<< Asked to marry him, I was at a loss for words. ازم خواست باهاش ازدواج کنم من نتونستم چیزی بگم (دهنم بسته شده بود) ازم خواست که باهاش ازدواج کنم، واسه حرف زدن شکست خوردم. >>fas<< Take it. بگیرش بگيرش. >>fas<< They are crazy about jazz. آنها دیوانه ی موسیقی جازند. اونا ديوونه جاز هستن >>fas<< Don't teach fish to swim. لازم نیست به ماهی شنا کردن را یاد بدهی. شنا کردن رو ياد نده. >>fas<< It's not my business. این به من ربطی ندارد به من ربطي نداره. >>fas<< I bought this printer yesterday. من این چاپگر رادیروز خریدم. ديروز اين چاپگر رو خريدم. >>fas<< I cannot help laughing at the joke. من نتوانستم جلو خنده ام را به آن جوک بگیرم. نمی‌تونم به خنده‌ی شوخی کمک کنم >>fas<< He uses bitcoins to purchase illicit drugs. او از بیت‌کوین برای خریدن موادّ مخدّر استفاده می‌کند. اون از "بيکوئين" ها براي خريد مواد مخدر غيرقانوني استفاده ميکنه. >>fas<< Our destiny depends on our decisions. سرنوشت ما به تصمیمات ما بستگی دارد. سرنوشت ما به تصميم هاي ما بستگي داره >>fas<< They are in the way. آنها در راهند. اونا تو راهن. >>fas<< When was this university founded? کی این دانشگاه تأسیس شده است؟ اين دانشگاه کي برپا شد؟ >>fas<< I live in the Andromeda Galaxy. من در کهکشان آندرومدا زندگی می کنم. من توي کهکشان آندرومدا زندگي ميکنم >>fas<< There were a lot of murders last year. پارسال قتل‌های زیادی اتفاق افتاد. پارسال قتل هاي زيادي اتفاق افتاد >>fas<< Love is like the moon; when it does not wax, it wanes. عشق مانند ماه است، هنگامی که رشد نکند، تقلیل می‌یابد. عشق مثل ماه است، هنگامی که موم نمی‌کند، کم می‌کند. >>fas<< These books are my best friends. این کتابها بهترین دوستان من هستند. اين کتاب ها بهترين دوستاي من هستن. >>fas<< She thought of herself as charming enough. او تصور می کرد که به قدر کافی جذاب است. اون خودش رو به اندازه‌ي کافي جذاب مي‌دونست >>fas<< I walk my dog in the park every morning. من هر روز صبح سگم را برای قدم زدن به پارک میبرم. من هر روز صبح توي پارک قدم ميزنم >>fas<< Where there's a will, there's a way. خواستن توانستن است. جايي که وصيت نامه هست، يه راهي هست. >>fas<< The sun is red. آفتاب قرمز است. خورشيد قرمزه. >>fas<< We forgive ourselves everything and others nothing. ما همهٔ اعمال خود را می‌بخشیم اما هیچ چیز از دیگران نمی‌بخشیم، ما همه چيزمون رو مي بخشيم و بقيه هم هيچي >>fas<< Do you have plans for tomorrow night? برنامه ای برای فردا شب داری؟ براي فردا شب برنامه اي داري؟ >>fas<< Mustafa Kemal Atatürk proclaimed the Turkish Republic in 1923. مصطفی کمال آتاتورک جمهوری ترک را در سال ۱۹۲۳ اعلان کرد. مصطفي کيمال آتاتورک در سال 1923 جمهوري ترکي را اعلام کرد >>fas<< I've never seen a bird like that, before or since. هیچ پرنده ای مثل اون ندیدم. نه قبلش و نه بعدا. تا حالا همچين پرنده اي نديده بودم، قبل يا بعد از اون. >>fas<< This radio is out of order. این رادیو کار نمی کند. اين راديو خارج از دستوره. >>fas<< Hurry, and you will catch the train. عجله کن، تا به قطار برسی. عجله کن، و تو هم سوار قطار ميشي. >>fas<< He greeted the man, and came back home, to his normal, boring routine. او با مرد ملاقات کرد و بعد به خانه بازگشت، به زندگی روزمره عادی و خسته کننده اش. اون به اون مرد سلام کرد و برگشت خونه به کارهاي عادي و خسته کننده اش >>fas<< He decided to sell the car. تصمیم گرفت ماشین را بفروشد. تصميم گرفت ماشين رو بفروشه >>fas<< Please take off your shoes. لطفاً کفشهایت را در بیاور. لطفاً کفش‌هات رو در بيار >>fas<< I'm so happy. من بسیار خوشحالم. خيلي خوشحالم. >>fas<< Tom is kissing his wife. تام دارد همسرش را می بوسد. تام داره زنش رو میبوسه >>fas<< Did you understand your mistake? اشتباهت را فهمیدی؟ اشتباهت رو فهميدي؟ >>fas<< Show me you're brave. به من شجاعتت را نشان بده. نشونم بده که شجاعی >>fas<< Most Japanese temples are made of wood. اکثر معبدهای ژاپنی از چوب ساخته شده‌اند. بیشتر معبد‌های ژاپنی از چوب ساخته شده‌اند. >>fas<< She took a deep breath. او نفس عمیقی کشید. يه نفس عميق کشيد. >>fas<< Do you know anything about Tom? چیزی در مورد تام میدانی؟ چيزي در مورد "تام" ميدوني؟ >>fas<< After dinner sit a while, after supper walk a mile. بعد از نهار کمی استراحت کنید، بعد از شام یک کیلومتر راه بروید. بعد از شام يه مدت بعد از شام پياده روي >>fas<< Tom dropped by Mary's home every day for lunch. تام هر روز برای ناهار سرزده به خانه‌ی ماری می آمد. "تام" هر روز براي ناهار به خونه ي "مري" ميومد. >>fas<< The fact is that people are good. Give people affection and security, and they will give affection and be secure in their feelings and their behavior. حقیقت این است که مردم خوب هستند، به آنها مهربانی و امنیت اعطا کن؛ بعد آن ها مهربان خواهند بود و در احساسات و رفتارشان نیز ایمن خواهند شد. حقیقت این است که مردم خوب هستند. به مردم محبت و امنیت دهید، و آنها در احساسات و رفتارشان احساس امنیت خواهند کرد. >>fas<< Cyber activists want to meet with the Supreme Leader. سایبریها دیدار با رهبری را میخواهند. فعالان سايبري ميخوان با رهبر ارشد ملاقات کنن >>fas<< In life, if you don’t risk anything, you risk everything. در زندگی اگر هیچگاه ریسک نکنی، همه چیز را ریسک کرده ای. در زندگی، اگر چیزی را به خطر نیاندازید، همه چیز را به خطر میندازید. >>fas<< He doesn't understand you. او تو را درک نمی کند. اون تو رو درک نميکنه. >>fas<< I think Tom will come, but it's hard to say for sure. فکر کنم تام می آید. امّا دشوار می توان با اطمینان چنین گفت. فکر کنم "تام" بياد، ولي مطمئناً گفتنش سخته. >>fas<< Millie has a dog. میلی سگ دارد. ميلي يه سگ داره >>fas<< I cannot afford to buy a new car. من نمی توانم پول خریدن یک ماشین جدید را جور کنم. من نميتونم يه ماشين جديد بخرم >>fas<< Which do you like better, rock music or classical music? از کدامیک بیشتر خوشتان می‌آید، موسیقی راک یا موسیقی کلاسیک؟ کدوم رو بيشتر دوست داري، موسيقي راک يا موسيقي کلاسيک؟ >>fas<< Although the phrase "world peace" sounds attractive, the road to world peace is very long and full of troubles. هر چند که عبارت "صلح جهانی" جذاب به نظر می رسد، اما مسیر صلح جهانی بسیار طولانی و پر از مشکلات است. اگرچه عبارت "صلح جهانی" جذاب به نظر می‌رسد، جاده صلح جهانی بسیار طولانی و پر از مشکلات است. >>fas<< He asked me for some money. او از من مقداری پول خواست. اون ازم پول خواست >>fas<< Confide in me. به من اعتماد کن. به من اعتماد کن. >>fas<< I am happy to hear your voice. از اینکه صدایت را بشنوم خوشحال می شوم. خوشحالم که صدات رو ميشنوم. >>fas<< Oh! I know the man. اوه! من این مرد را می شناسمم. اوه، من اون مرد رو ميشناسم >>fas<< These bacteria have mutated into forms that are resistant to certain drugs. این باکتری‌ها به گونه‌هایی جهش پیدا کرده‌اند که در برابر داروهای خاصّی مقاوم‌اند. این باکتری‌ها به شکل‌هایی تغییر شکل داده‌اند که در برابر بعضی از مواد مقاوم هستند. >>fas<< Step aside. از یک کنار قدم بردار. برو کنار. >>fas<< If my brother would have been there, he would have known what to do. اگر برادر من آنجا بود، می دانست چه کار کند. اگه برادرم اونجا بود، مي دونست بايد چيکار کنه. >>fas<< I want to go with you. می خواهم با تو بیایم. ميخوام باهات بيام. >>fas<< He went to Italy for the purpose of studying music. او به ایتالیا رفت به قصد خواندن موسیقی. او برای یادگیری موسیقی به ایتالیا رفت. >>fas<< My father has been out of work for a year. پدرم به مدت یک سال بیکار بوده است. پدرم يه ساله که بيکاره. >>fas<< Can you do it in one day? میتونی اینو در یک روز انجام بدی ميتوني تو يه روز انجامش بدي؟ >>fas<< Do you play a musical instrument? آیا تو سازی موسیقیایی می نوازی؟ تو يه ساز موزيکال ميزني؟ >>fas<< Musicians are usually sensitive to criticism. موسیقی‌دانان معمولاً نسبت به انتقاد حساس هستند. خواننده ها معمولاً به انتقاد حساس هستند. >>fas<< The ring is cursed. حلقه نفرین شده است. حلقه نفرين شده است >>fas<< What is the voltage? ولتاژش چیست؟ ولتاژ چيه؟ >>fas<< Lead is easily bent. سرب به راحتی خم می شود. سرب به راحتي خم ميشه. >>fas<< I'm going to Hokkaido. من به هوکایدو می‌روم. من به "هوکادو" ميرم. >>fas<< The work is actually finished. کارم واقعا تمام شده است. کار در واقع تموم شده. >>fas<< I can't remember her name. من نمی توانم نام او را به خاطر آورم. اسمش رو يادم نمياد. >>fas<< He was a pioneer in this field. او در آن زمینه پیشاهنگ بود. او در این زمینه پیشگام بود . >>fas<< A computer is an absolute necessity now. اکنون کامپیوتر یک ضرورت مسلم است. يه کامپيوتر الان يه ضرورت مطلقه. >>fas<< I can take a rest at last. بالاخره می تونم یک استراحتی بکنم. بالاخره ميتونم استراحت کنم. >>fas<< She gets up the earliest in my family. او زودتر از همه در خانواده من از خواب بیدار می شود. اون زودتر از همه تو خانواده من بيدار ميشه >>fas<< You can come as often as you like. هر بار که دوست داشته باشی می تونی بیایی. هر چقدر دوست داشته باشي ميتوني بياي >>fas<< My cooking had almost burnt by the time I came to the kitchen. غذایم تقریبا سوخته بود وقتی که به آشپز خانه آمدم. وقتي به آشپزخونه اومدم آشپزيم تقريباً سوخته بود. >>fas<< That was the P-wave just now. The S-wave is coming. این حالا پیش لرزه بود لرزه اصلی هم میاد اون الان موج "پي" بود موج "اس" داره مياد >>fas<< There is no choice. انتخابی وجود ندارد. چاره ديگه اي نيست. >>fas<< If you can't make peace with yourself, how are you going to make peace with anyone else? اگر نتوانید با خودتان صلح کنید، چگونه می خواهید با دیگران صلح کنید؟ اگه نمی‌تونی با خودت صلح کنی، چطور می‌خوای با کس دیگه‌ای صلح کنی؟ >>fas<< Who is playing the piano? چه کسی پیانو می نوازد؟ کي پيانو ميزنه؟ >>fas<< I'm an atheist. من خداناباور هستم. من يه کافرم. >>fas<< She was always quarreling with her parents. او همیشه با پدر و مادرش دعوا میکرد. اون هميشه با پدر و مادرش دعوا ميکرد >>fas<< Please show me a tangible example. لطفاً به من یک مثال ملموس نشان بده. لطفاً يه مثال قابل تحسين بهم نشون بده. >>fas<< The new store is going to open next week. فروشگاه جدید هفته‌ی آینده باز می‌شود. فروشگاه جديد هفته ديگه باز ميشه >>fas<< What do you mean, you can't help me? منظورت چیه که نمی توانی به من کمک کنی؟ منظورت چيه که نمي توني کمکم کني؟ >>fas<< From that distance, the ship is similar to an island. در آن فاصله، آن کشتی شبیه یک جزیره است. این کشتی در سال ۱۹۴۳ ساخته شد. >>fas<< When Tom stopped for a stop sign, his engine stalled. وقتی تام مقابل تابلوی ایست ایستاد، موتورش واماند. وقتي "تام" براي متوقف کردن يه علامت متوقف شد، موتورش متوقف شد. >>fas<< This morning Tom had vegetable soup. امروز صبح تام سوپ سبزیجات خورد. امروز صبح تام سوپ سبزيجات خورد >>fas<< Stay back. عقب واستا. عقب بمون. >>fas<< The cold weather continued for three weeks. هوای سرد تا سه هفته ادامه یافت. آب و هوای سرد برای سه هفته ادامه داشت. >>fas<< I'm not hungry. من گرسنه نیستم. من گرسنه نيستم. >>fas<< You've got small eyes. چشم‌های کوچکی داری. تو چشماي کوچيکي داري. >>fas<< If you do it a bit slower, it goes quicker. اگر کمی آرام تر انجامش دهی، کار سریع تر پیش می رود. اگه يه کم آرومتر انجامش بدي، سريع تر پيش ميره. >>fas<< We survived by sheer luck. ما با خوش‌شانسی محض نجات یافتیم. ما با شانس واقعي جون سالم به در برديم >>fas<< I am from Budapest. من از بوداپست هستم. من اهل بوداپست هستم >>fas<< I lay down on the bed. روی تخت دراز کشیدم. من روي تخت دراز کشيدم. >>fas<< Mom often said time is money مامان اغلب می گفتند، که وقت پول است. مامان اغلب ميگفت زمان پوله >>fas<< I would have liked to buy those gloves. دوست می‌داشتم آن دست‌کش‌ها را بخرم. دوست داشتم اون دستکش ها رو بخرم >>fas<< He was very patient. او خیلی صبور بود. اون خيلي صبور بود >>fas<< Older people are more prone to injury. افراد مسن‌تر بیشتر در معرض جراحت هستند. افراد مسن تر بيشتر مشتاق آسيب ديدن هستن. >>fas<< Everyone, say cheese. همه بگن هلووو همه بگين پنير >>fas<< I am a very sad person. من آدم بسیار غمگینی هستم. من آدم خيلي غمگيني هستم. >>fas<< Life is not an empty shell. زندگی یک پوسته خالی نیست. زندگي يه پوسته خالي نيست >>fas<< It's snowing. دارد برف می بارد. داره برف مياد. >>fas<< I've told you a million times not to exaggerate. من به شما یک میلیون بار گفتم اغراق نکنید. من يه ميليون بار بهت گفتم که اغراق نکني >>fas<< May God bless you. خدا عمرت بده! خدا خيرتون بده. >>fas<< This is my computer. این کامپیوتر من است. اين کامپيوتر منه. >>fas<< You're funny. شما بامزه هستید. تو بامزه اي. >>fas<< Come with me. با من بیا. با من بيا. >>fas<< The trail was not clearly marked. مسیر دقیق مشخص نشده بود. رد پا به وضوح علامت زده نشده بود >>fas<< Everyone's laughing. همه می‌خندند. همه دارن مي خندن. >>fas<< Ali is a good person. علی انسان خوب است. علي آدم خوبيه >>fas<< A jack of all trades is master of none. کسی که همه کار انجام می‌دهد استاد هیچ‌ کاری نیست. يه سرباز از همه ي تجارت ها ارباب هيچي نيست. >>fas<< How do you know that the patient is not feigning illness? چه طور شما می فهمید که بیمار خود را به مریضی نمی زند؟ از کجا ميدوني که بيمار وانمود به بيماري نميکنه؟ >>fas<< I'm scared of big, black, hairy tarantulas! من از رطیل های بزرگ سیاه پشمالو می ترسم. من از تارتانلاهاي بزرگ، سياه و پشمالو ميترسم! >>fas<< The businessman is thinking of receding from the contract. تاجر در فکر کنار کشیدن از قرارداد است. تاجر داره فکر ميکنه که از قرارداد عقب نشيني کنه. >>fas<< Even if I had wished to stop, I couldn't. حتی اگر می خواستم توقف کنم، نمی توانستم. حتي اگه مي‌خواستم متوقفش کنم، نمي‌تونستم. >>fas<< Don't put all your eggs in one basket. همه تخم مرغ هایتان را در یک سبد نگذارید. همه‌ي تخم‌مرغ‌هات رو توي يه سبد نذار >>fas<< Is there such a thing as an honest politician? آیا چیزی بعنوان سیاستمدار درستکار وجود دارد؟ آیا چیزی به عنوان یک سیاستمدار صادق وجود دارد؟ >>fas<< I heard it on the radio. من این را از رادیو شنیدم. تو راديو شنيدم. >>fas<< She wants a new dog. او سگی جدید می خواهد. اون يه سگ جديد ميخواد >>fas<< Do you speak French? آیا فرانسوی بلد هستی؟ فرانسوي بلدي؟ >>fas<< Raising a daughter is like watering your neighbour's garden. دختر بزرگ کردن مثل آب دادن باغچهٔ همسایه است. بزرگ کردن يه دختر مثل آب کردن باغ همسايه ست. >>fas<< I want to learn karate. می خواهم کاراته یاد بگیرم. ميخوام کاراته ياد بگيرم >>fas<< Tom can swim like a fish. تام می توان مانند یک ماهی شنا کند. تام ميتونه مثل يه ماهي شنا کنه >>fas<< Astonishment deprived me of speech. از شدت تعجب زبانم بند آمد. احساسات من رو از حرف زدن منع کرد. >>fas<< We don't tolerate bigotry. ما تعصب را تحمل نمی‌کنیم. ما مخالفت رو تحمل نميکنيم. >>fas<< Jane has made great progress in Japanese. جین در ژاپنی پیشرفت زیادی کرده است. جین در ژاپنی پیشرفت بزرگی داشته >>fas<< I am standing here, face to face with nothing. من اینجا ایستاده ام، رودررو با هیچ. من اينجا ايستادم، رو در رو با هيچي. >>fas<< Lech is interested in history. لخ به تاریخ علاقه دارد. "لچ" به تاريخ علاقه داره. >>fas<< I'm very impressed by your work. من خیلی تحت تأثیر کار تو قرار گرفتم. من خيلي تحت تاثير کارت قرار گرفتم >>fas<< Slight inattention can cause a great disaster. کوچک ترین بی توجهی ممکنه به فاجعه ختم بشه کمبود نور ميتونه باعث يه فاجعه بزرگ بشه. >>fas<< A diamond that hasn't been cut does't shine. الماسی که برش نخرده نمی‌درخشد. الماسي که تا حالا نبُريده نشده، نمي‌درخشه. >>fas<< How many episodes of One Piece have you watched? چند قسمت از ون پیس دیدی؟ تا حالا چند قسمت از يه قطعه رو ديدي؟ >>fas<< She sat smoking. او نشست و سیگار کشید. اون نشسته بود سيگار بکشه. >>fas<< He said, "I'm trying too much, but I don't achieve any success." او گفت: من خیلی تلاش می کنم ولی موفقیتی به دست نمی آورم. او گفت، "من خیلی تلاش می کنم، اما موفق نمی شوم." >>fas<< Some stars began to appear in the night sky. تعدادی از ستارگان شروع به پیدا شدن در آسمان شب کردند. برخی ستاره‌ها در آسمان شب ظاهر شدند . >>fas<< Amnesia means "loss of memory". بیماری فراموشی به معنای «از دست رفتن حافظه» است. "آمنسیا" یعنی "گم شدن حافظه". >>fas<< After a storm comes a calm. پس از طوفان، آرامش گسترده می‌گردد. بعد از اينکه طوفان آروم شد. >>fas<< A good man in an evil society seems the greatest villain of all. انسان نیک در جمع اشرار، شریرترین آن‌ها به نظر می‌رسد. يه مرد خوب توي يه جامعه شيطاني به نظر بزرگ ترين آدم شروره >>fas<< I eat some cheese. من مقداری پنیر میخورم. من يکم پنير ميخورم. >>fas<< A lie has no legs. دروغ پا ندارد. دروغ پا نداره. >>fas<< I am reading Persian. من در رشته زبان فارسی تحصیل می کنم. ‫دارم فارسی می‌خونم >>fas<< I love cats. من گربه ها را دوست دارم. من گربه ها رو دوست دارم >>fas<< Tom wondered what had happened. تام از خود پرسید که چه اتفاقی افتاده است. تام به اين فکر کرد که چه اتفاقي افتاده >>fas<< Change trains at Sendai Station for Tokyo. در ايستگاه سنداي قطار را به مقصد توکيو عوض کن. قطارهاي ايستگاه "سانداي" رو به توکيو عوض کن. >>fas<< He must have taken the wrong train. می بایست او اشتباهی سوار قطار شده باشد. حتماً با قطار اشتباهي رفته. >>fas<< Tom is taller than Mary. تام بلندقدتر از ماری است. "تام" از "مري" بلندتره. >>fas<< I'm writing a letter. من نامه را می نویسم. دارم يه نامه مينويسم. >>fas<< A polar bear is a rectangular bear after a coordinate transform. یک خرس قطبی بعد از یک تبدیل مختصات یک خرس چهارگوش است. خرس قطبی یک خرس زاویه‌ای بعد از تبدیل مختصات است. >>fas<< Some people can suck the life from you. بعضی از مردم زندگی را از وجودت می مکند. بعضي‌ها مي‌تونن زندگي رو ازت بگيرن. >>fas<< Everyone is insane, in his or her own way. هر کس به شیوهٔ خودش دیوانه است. همه ديوونه هستن، به روش خودش. >>fas<< I have to go shopping; I'll be back in an hour. من به خرید می روم و یک ساعته بر می گردم. بايد برم خريد، تا يه ساعت ديگه برميگردم. >>fas<< Write your name in capital letters. نام خود را با حروف بزرگ بنویسید. اسمت رو توي نامه هاي اصلي بنويس. >>fas<< I met Yoko on my way to the theater. من در راه رفتن به تئاتر با یوکو ملاقات کردم. من "يوکو" رو تو راه تئاتر ديدم. >>fas<< When can I swim here? چه موقع می توانم شنا کنم؟ کِي ميتونم اينجا شنا کنم؟ >>fas<< I found you. شما را پیدا کردم. پيدات کردم. >>fas<< There are some adults who have never been children. بعضی بزرگسالان هرگز کودک نبوده‌اند. بعضی از بزرگسالان هستند که هیچ وقت بچه نبوده اند. >>fas<< They abstain from alcohol. از الکل اجتناب می‌کنند. آنها از الکل خودداری می‌کنند . >>fas<< Are you a singer? شما یک خواننده هستید؟ تو خواننده اي؟ >>fas<< Are you coming to our house, Sarah? میای خونه ما سارا؟ تو مياي خونه ما، سارا؟ >>fas<< Tom hid the book under his pillow. تام کتاب را زیر بالشش پنهان کرد. تام کتاب رو زير بالشش قايم کرد >>fas<< You are beautiful. تو زیبا هستی. تو خيلي خوشگلي. >>fas<< I don't want to take that risk. من قصد ندارم آن ریسک را بکنم. نميخوام اين ريسک رو بکنم. >>fas<< How high mountain that is! چه کوه بلندیه! چه کوه مرتفعي! >>fas<< He didn't trust his brother enough to confide in him. او به برادرش به اندازه کافی اعتماد نکرد تا او را محرم خود سازد. اونقدر به برادرش اعتماد نداشت که بهش اعتماد کنه >>fas<< I'll give you as much time as you need. به هر اندازه که نیاز دارید به شما وقت خواهم داد. هر چقدر بخواي بهت وقت ميدم >>fas<< God made time, but man made haste. خدا زمان را آفرید و انسان عجله را. خداوند زمان را تعیین کرده است، ولی انسان شتاب‌کار است‌ >>fas<< It was civil of him to offer his seat to the old man. این نشانه متمدن بودنشه که صندلیش رو داد به اون پیرمرد. حقش بود که صندليش رو به پيرمرد تقديم کنه. >>fas<< She fought for the emancipation of women. او برای رهایی زنان جنگید. اون براي آزادي زن ها جنگيد. >>fas<< I learned to live without her. یاد گرفتم که بدون او زندگی کنم. ياد گرفتم بدون اون زندگي کنم >>fas<< What for? به چه دلیلی؟ براي چي؟ >>fas<< My bag is too old. I must buy a new one. کیف من کهنه است. من باید یکی نو بخرم. کیفم خیلی قدیمیه باید یه کیف جدید بخرم >>fas<< Are you fond of music? آیا شما دیوانهٔ موسیقی هستید؟ موسيقي دوست داري؟ >>fas<< I am at your service. در خدمتت هستم. من در خدمت شما هستم >>fas<< Where is law college? دانشکده حقوق کجاست؟ دانشگاه حقوق کجاست؟ >>fas<< That which does not kill us makes us stronger. چیزی که ما را نکشد، قویترمان می کند. چيزي که ما رو نمي کشه ما رو قوي تر مي کنه >>fas<< You need a bit of courage to say that you love him. کمی جرأت نیاز داری تا به او بگویی که دوستش داری. يه کم شجاعت لازم داري که بگي دوستش داري >>fas<< Why are you here today? چرا امروز اینجا هستی؟ چرا امروز اينجايي؟ >>fas<< They spent the night on the beach. آنها شب را در ساحل گذراندند. اونا شب رو توي ساحل بودن. >>fas<< She played the piano with enthusiasm. او با اشتیاق پیانو می زد. اون با شور و شوق پيانو ميزد >>fas<< One kilogram of tomato sauce is equivalent to two kilograms of tomatoes. یک کیلو سس گوجه برابر با دوکیلو گوجه است. یک کیلو سس گوجه‌ای معادل دو کیلو گوجه‌ای است. >>fas<< Tell him I'll call back later. بهش بگو بعدا بهش زنگ میزنم. بهش بگو بعداً زنگ ميزنم >>fas<< The investigation is under way. تحقیقات شروع می شود. تحقيقات در حال انجامه. >>fas<< In the south of China, the situation is different. در جنوب چین ،وضعیت متفاوت است در جنوب چین، وضعیت متفاوت است. >>fas<< He longs for the fellowship of the rich. او آرزوی رفاقت با پولدارها را دارد. او مشتاق معاشرت با ثروتمندان است. >>fas<< Don't talk to me! با من حرف نزن! با من حرف نزن! >>fas<< I have to go. باید بروم. من بايد برم. >>fas<< Where are you from in Canada? اهل کجای کانادا هستی؟ اهل کانادا هستي؟ >>fas<< I don't understand its significance. اهمیتش را نمی فهمم. مفهومش رو نميفهمم. >>fas<< The drama brought a lump to my throat. نمایش درام بغض بر گلویم آورد. اين نمايش باعث شد يه تيکه به گلوم برسه. >>fas<< Fadil was intoxicated. فاضل مست بود. فايدل مست بود >>fas<< She is not here. او اينجا نيست. اون اينجا نيست >>fas<< The situation is getting worse and worse day by day. وضعیت روز به روز بدتر و بدتر می‌شود. اوضاع داره روز به روز بدتر و بدتر ميشه >>fas<< There are islands in the sea. در دریا جزیره هایی وجود دارند. جزيره هايي در دريا وجود داره. >>fas<< I was busy yesterday. من دیروز سرم خیلی شلوغ بود. ديروز سرم شلوغ بود >>fas<< I left my credit card at home. کارت اعتباریم را خانه جا گذاشتم. کارت اعتباريم رو تو خونه جا گذاشتم >>fas<< Old habits die hard. ترک عادت موجب مرض است. عادت هاي قديمي به سختي از بين ميرن. >>fas<< What's up? چه خبر؟ چه خبر؟ >>fas<< Talk to him. با او حرف بزن. باهاش حرف بزن >>fas<< May I help you? آیا می‌توانم تو را کمک کنم. ميتونم کمکتون کنم؟ >>fas<< Read this book from cover to cover. این کتاب را از اول تا آخر بخون. اين کتاب رو از پوشش تا پوشش بخون. >>fas<< My friend always jokes when I am not in the right mood. دوست من همیشه وقتی که من حس و حالش رو ندارم شوخی میکنه. دوست من هميشه شوخي ميکنه وقتي حالم خوب نيست >>fas<< What's the weather like there? هوا اونجا چطوره؟ هوا اونجا چطوره؟ >>fas<< I had not gone a mile when it began to rain. یک مایل نرفته بودم که باران شروع شد. من حتي يک مايل هم نرفته بودم وقتي که بارون شروع شد >>fas<< Everything flows. همه چیز جریان دارد. همه چيز جريان داره. >>fas<< He can't stick to anything very long. نمی تونه یک کاری رو برای مدت طولانی ادامه بده. اون نميتونه مدت زيادي به چيزي بچسبه >>fas<< Your efforts are futile. تلاشهایت بیهوده هستند. تلاش‌های شما بیهوده است . >>fas<< You're really not stupid. تو واقعا احمق نیستی. تو واقعا احمق نيستي >>fas<< I pet a cat today. من امروز یک گربه را اهلی کردم امروز يه گربه رو نوازش ميکنم. >>fas<< This article is full of legal jargon. این مقاله پر از اصطلاحات حقوقی است. اين مقاله پر از شيشه‌ي قانونيه >>fas<< He came by car. او با ماشین آمد. اون با ماشين اومد >>fas<< I think that China will play an active role. فکر می‌کنم چین نقش فعالی خواهد داشت. من فکر می کنم چین نقش فعالی خواهد داشت. >>fas<< He readily agreed to it. او بی درنگ با آن موافقت کرد. اون خيلي راحت موافقت کرد. >>fas<< She shut the door. او در را بست. اون در رو بست >>fas<< He has a big family. او خانواده‌ی بزرگی دارد. اون يه خانواده بزرگ داره. >>fas<< Tom is a fanatic. تام یک افراطی است. "تام" يه متعصبه. >>fas<< We discussed the matter with each other. ما مساله را با یکدیگر مورد بررسی قرار دادیم. ما در مورد اين موضوع با هم صحبت کرديم >>fas<< This book is mine. این کتاب مال من است. اين کتاب مال منه >>fas<< Will you go on foot or by bus? پیاده میری یا با اتوبوس؟ پياده ميري يا با اتوبوس؟ >>fas<< This sentence contains an error. این جمله خطا دارد. این جمله شامل یک خطا است. >>fas<< I come from Holland. من از هلند میام. من از هلند اومدم >>fas<< What is love? عشق چیست؟ عشق چيه؟ >>fas<< "I see," said the blind man, as he picked up his hammer and saw. مرد نابینادر حالیکه چکش و اره رابرمی داشت گفت : می بینم "می‌بینم، مرد نابینا، وقتی که چکشش را برداشت و دید. >>fas<< I'm afraid I can't make it at that time. من نگران هستم، که نتوانم در موقع مقرر آن را درست کنم. متاسفانه اون موقع نميتونم موفق بشم. >>fas<< The candle went out by itself. شمع خود به خود خاموش شد. شمع خودش خاموش شد >>fas<< The roof is really in need of repair. پشت بام واقعا به تعمیر احتیاج دارد. سقف واقعا نياز به تعمير داره >>fas<< Speak up! حرفت را بزن! حرف بزن! >>fas<< Please turn off the light. لطفا چراغ را خاموش کن. لطفاً چراغ رو خاموش کن. >>fas<< Watch out for cars when you cross the street. مراقب ماشین ها باش وقتی که از خیابان عبور می کنی. وقتي از خيابون رد ميشي مواظب ماشين ها باش >>fas<< I'm Irish. ایرلندی هستم. من ايرلندي هستم. >>fas<< I don't believe in group therapy. من به گروه درمانی اعتقادی ندارم. من به گروه درماني اعتقاد ندارم >>fas<< Tom is scrupulous in matters of business. تام در موارد حرفه‌ای موشکافانه است. "تام" توي مسائل کاري نگرانه. >>fas<< Where've you been? کجا بوده‌اید؟ کجا بودي؟ >>fas<< Tom took me under his wing. تام مرا تحت حمایت خودش قرار داد. "تام" منو زير بال خودش برد. >>fas<< I thought I could trust you. فکر کردم می‌توانم بهت اعتماد کنم. فکر کردم ميتونم بهت اعتماد کنم >>fas<< We are Australian. ما از استرالیا هستیم. ما استراليايي هستيم >>fas<< This is by far the best seafood restaurant in this area. این تا کنون بهترین رستوران غذاهای دریایی در این منطقه است. اينجا بهترين رستوران غذاي دريايي اين منطقه است >>fas<< You go to school, right? مدرسه که می‌روی، درست است؟ تو ميري مدرسه، درسته؟ >>fas<< We spoke yesterday. ديروز ما صحبت می کردیم. ديروز با هم حرف زديم. >>fas<< How many CDs do you have? چند سی دی دارید؟ چند تا سي دي داري؟ >>fas<< All hope was gone. هیچ امیدی نما نده بود تمام اميد از بين رفته بود. >>fas<< Do you let your children drink coffee? می ذارید بچه هاتون قهوه بخورند؟ اجازه ميدي بچه هات قهوه بخورن؟ >>fas<< She asked me to help her with the work. او از من خواست در کار به او کمک کنم. ازم خواست تو کار کمکش کنم >>fas<< An unjust peace is better than a just war. صلح غیرمنصفانه بهتر از جنگ منصفانه است. صلح بی‌عدالتی بهتر از یک جنگ عادلانه است . >>fas<< I love you. دوسِت دارم. عاشِقِتم. دوستت دارم. >>fas<< Your best teacher is your last mistake. بهترین آموزگار، اشتباه آخرتان است. بهترين معلمت آخرين اشتباهته >>fas<< The sea was as smooth as glass. دریا مثل شیشه صاف بود. دريا مثل شيشه صاف بود >>fas<< Remember to lock the door. یادت باشد در را قفل کنی. يادت باشه در رو قفل کني >>fas<< I spent the weekend with my friends. آخر هفته را با دوستانم گذراندم. آخر هفته رو با دوستام گذروندم >>fas<< Tom almost never gets scared. تام تقریبا هرگز وحشت زده نمی شود. تام تقریبا هیچوقت نمیترسه >>fas<< It is hard to distinguish you from your brother. تشخیص دادن تو از برادرت دشوار است. خيلي سخته که تو رو از برادرت تشخيص بدم >>fas<< You always try to blame somebody else. همیشه سعی می کنی دیگران رو متهم کنی تو هميشه سعي ميکني يکي ديگه رو سرزنش کني >>fas<< My father always took me to school when I was young. پدر من همیشه مرا به مدرسه می رساند وقتی که من کوچک بودم. پدرم هميشه وقتي جوون بودم منو به مدرسه مي برد >>fas<< You'll soon come to enjoy the food and drink here. به زودی از غذا و نوشیدنی اینجا لذت خواهید برد. به زودي مياي اينجا تا از غذا لذت ببري و مشروب بخوري >>fas<< Don't open your umbrella in the hall. در سالن چترت را باز نکن. چترت رو تو راهرو باز نکن >>fas<< My gut feeling is that Tom won't show up tomorrow. به دلم افتاده که فردا تام سروکله‌اش پیدا نمیشه. احساسم اينه که "تام" فردا پيداش نميشه. >>fas<< It's too bad that I don't need to lose weight. حیف که لازم نیست لاغر شوم. خيلي بده که لازم نيست وزن کم کنم >>fas<< How's your project coming along? پروژه‌ی شما چطور پیش می‌رود؟ پروژه ات چطور پيش ميره؟ >>fas<< This area is hotter than the Sahara desert. اینجا از صحرا هم گرم تر است. این منطقه گرم تر از صحرای صحرای صحرای صحرایی است. >>fas<< It's sheer madness. این دیوانگی محض است. این دیوانگی محضه. >>fas<< She has seen better days. او روزهای بهتری را شاهد بوده است. اون روزهاي بهتري رو ديده >>fas<< Tom will be fine, won't he? تام حالش خوب می‌شه، مگه نه؟ تام حالش خوب ميشه، مگه نه؟ >>fas<< It doesn't look like we'll get paid this week. به نظر نمی رسه این هفته حقوق بگیریم به نظر نمياد اين هفته بهمون پول بدن >>fas<< Time passes quickly. زمان سریع می گذرد. زمان به سرعت ميگذره. >>fas<< A poor workman blames his tools. وقتی زمین سفت است، گاو از چشم گاو می بیند. يه کارگر بيچاره ابزارش رو مقصر ميدونه >>fas<< He works at a restaurant in Japan. او در یک رستوران در ژاپن کار می کند. اون تو يه رستوران تو ژاپن کار ميکنه >>fas<< Please. لطفآ. خواهش مي کنم. >>fas<< I wish you'd come last night. ای کاش دیشب آمده بودی. کاش ديشب ميومدي. >>fas<< My brother worked in Tehran for a few years برادرم چندین سال در تهران کار کرد برادرم چند سال تو تهران کار ميکرد >>fas<< We are working in the interest of peace. ما در جهت صلح تلاش می کنیم. ما داريم براي صلح کار ميکنيم >>fas<< I stopped smoking and drinking. من کشیدن سیگار و مصرف الکل را متوقف کردم. ديگه سيگار نکشيدم و مشروب نخوردم. >>fas<< My wife is a doctor. همسر من دکتر است. همسرم يه دکتره. >>fas<< Come in. بیا داخل. بیا تُو. بيا تو. >>fas<< Dublin is the capital of Ireland. دوبلین پایتخت ایرلند است. دابلین پایتخت ایرلند است. >>fas<< You may use my bicycle such as it is. می‌توانی از دوچرخه‌ام همینطوری که هست، استفاده کنی. تو ميتوني از دوچرخه من مثل اون استفاده کني >>fas<< I was given a nasty look when I asked for my prescription at the local doctor's. چپ چپ نگام کردند وقتی از دکتر خواستم نسخه م رو بده وقتي از دکتر محلي نسخه ام رو خواستم يه نگاه کثيف بهم کردن. >>fas<< Sometimes I think I'll never be on my own. Both of my parents always seem to need my help. بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم هیچ وقت به حال خودم نخواهم بود. پدر و مادرم هر دو انگار همیشه به کمک من احتیاج دارند. بعضي وقتا فکر ميکنم که هيچوقت تنها نخواهم بود هر دوي پدر و مادرم هميشه به کمک من نياز دارن >>fas<< Lord! I object. خدایا! من اعتراض دارم. سرورم، اعتراض دارم. >>fas<< Violence is a weak force. خشونت، نیرویی ضعیف است. خشونت یه نیروی ضعیفه >>fas<< A cat may look at a king. به اسب شاه گفته یابو. يه گربه ممکنه به يه پادشاه نگاه کنه >>fas<< I have some acquaintance with chemistry. من با شیمی آشنایی مختصری دارم. من يه سري آشنا با شيمي دارم >>fas<< Absence makes the heart grow fonder. دوری و دوستی. اِسْتَسْتَر دل را گرم‌تر می‌سازد . >>fas<< His good nature seems to fulfill the role of reducing the family's trouble. به نظرمی رسد ذات نیک اونقش التیام دهنده ی مشکلات خانواده را تحقق می بخشد. ذات خوب او به نظر می رسد نقش کاهش مشکلات خانواده را به انجام رسانده است. >>fas<< Kent is the born leader. کنت یک رهبر زائیده شده است. کنت رهبر متولد شده ست >>fas<< Although he was writing carefully, he had many mistakes in his writing task. گرچه که او با دقت می نوشت ولی اشتباهات زیادی در انشایش داشت. با این که او با دقت می‌نوشت ، اشتباهات بسیاری در وظیفه‌اش داشت . >>fas<< Iranian people strongly believe in the Persian character of the Persian Gulf. مردم ایران به شدت به ماهیت پارسی خلیج فارس باور دارند. مردم ایرانی به شدت به شخصیت فارسی خلیج فارس اعتقاد دارند. >>fas<< What did you eat for dinner? شام چی خوردی؟ براي شام چي خوردي؟ >>fas<< Amy wants something new to wear. امی می خواهد چیزی نو بپوشد. امي يه چيز جديد براي پوشيدن ميخواد >>fas<< A fox is not caught twice in the same snare. عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود. يه روباه دوبار تو يه دام گير نمي افته. >>fas<< Tom likes cats. تام گربه ها را دوست دارد. تام گربه دوست داره >>fas<< Hope demands hard-work. امید تلاش را طلب می کند. اميد ميخواد سخت کار کنه. >>fas<< I'm feeling much better. حال به مراتب بهتری دارم. حالم خيلي بهتره. >>fas<< He felt in his pocket for his lighter. او برای فندک دست به جیبش برد. اون به خاطر فندکش توي جيبش احساس کرد. >>fas<< Oh my God! There is no objection in your kingdom. خدایا! من اعتراض ندارم. اوه خداي من هيچ اعتراضي تو قلمروتون نيست >>fas<< It's a blessing in disguise. وقتی چیزی به نظر بد میاد ولی نتیجه ش خوبه. اين يه موهبت در لباس مبدله. >>fas<< When I met Anka in Bucharest she was studying. وقتی آنکا را در بخارست ملاقات کردم مشغول درس خواندن بود. وقتي آنکا رو توي بخارست ديدم داشت درس ميخوند >>fas<< I still love you. من هنوز دوسِت دارم. هنوزعاشِقِتم. هنوزم دوستت دارم. >>fas<< Hurry up. عجله کن! عجله کن. >>fas<< Do you know any restaurants with good Korean food? آیا رستورانی با غذای خوب کره ای می شناسی؟ رستوراني با غذاي خوب کره اي ميشناسي؟ >>fas<< Millie has a dog. میلی سگ دارد. ميلي يه سگ داره >>fas<< I have a plastic cup. من لیوان پلاستیکی دارم. من يه فنجون پلاستيکي دارم >>fas<< He stayed here for a short time. او برای مدت کوتاهی در اینجا ماند. اون براي يه مدت کوتاه اينجا موند >>fas<< This text is aimed at beginners. این متن برای مبتدی ها در نظر گرفته شده است. این متن در ابتداها هدف گرفته می‌شود. >>fas<< This bus will take you to the museum. این اتوبوس شما را تا موزه می برد . اين اتوبوس تو رو به موزه ميبره >>fas<< What is the capital of Haiti? پایتخت هائیتی کجاست؟ پایتخت هائیتی چیست ؟ >>fas<< We'll meet on Sunday. یکشنبه ملاقات خواهیم کرد. يکشنبه همديگه رو ميبينيم. >>fas<< I'm now staying at my uncle's. در حال حاضر، در منزل عمویم اقامت دارم. من الان پيش عموم ميمونم >>fas<< No future can compensate for what you let happen in the present. هیچ آینده‌ای نمی‌تواند آنچه امروز اجازه می‌دهید اتفاق بیفتد را جبران کند. هیچ آینده‌ای نمی‌تواند آنچه را که در حال حاضر اتفاق می‌افتد جبران کند. >>fas<< You're impatient. شما نابردبار هستید. تو بي صبري. >>fas<< To get the full value of joy, you must have someone to divide it with. برای گرفتن ارزش واقعی شادی، باید آن را با کسی تقسیم کنید. براي اينکه ارزش خوشي رو بدست بياري، بايد يکي رو داشته باشي که باهاش تقسيمش کني. >>fas<< The girls spread many false rumors and lies about Mary. دختران در مورد مری شایعات و دروغ های زیادی پراکندند. دخترا شايعه هاي دروغ زيادي در مورد "مري" پخش کردن. >>fas<< Who made the doll? چه کسی عروسک را درست کرده است؟ کي عروسک رو ساخته؟ >>fas<< Mother divided the cake into three parts. مادر کیک را به سه قسمت تقسیم کرد. مادر کيک رو به سه قسمت تقسيم کرد >>fas<< Ask him when the next plane will be. از او بپرس هواپیمای بعدی کی خواهد بود. ازش بپرس هواپيماي بعدي کي خواهد بود >>fas<< I cast my net into the sea. من تور ماهیگیری ام را به درون دریا انداختم. من تورم رو انداختم تو دريا >>fas<< Draw a straight line. یک خط راست بکش. یک خط مستقیم بکشید. >>fas<< Sue is an American student. سو یک دانشجوی آمریکائی است. سو یک دانش آموز آمریکایی است. >>fas<< I'm sorry that I cannot come over today. متاسفم که امروز نمی‌توانم بیایم. متاسفم که امروز نميتونم بيام >>fas<< Tom told me he had a problem. تام به من گفت که مسئله‌ای برایش پیش آمده است. "تام" بهم گفت که يه مشکلي داره. >>fas<< She asked anxiously. او با نگرانی سوال کرد. اون خيلي نگران بود. >>fas<< The doctor is known to everyone in the village. دکتر در این روستا برای همه شناخته شده است. دکتر همه ي مردم روستا رو ميشناسه. >>fas<< Why did your T-shirt shrink? چرا تی شرتت آب رفت؟ چرا روانپزشک تي شرتت؟ >>fas<< You can't make bricks without straw. بدون کاه نمی‌توانید خشت بسازید. بدون نی نمیتونی آجر درست کنی >>fas<< With whom are you talking? با کی حرف می زنی؟ با کي داري حرف ميزني؟ >>fas<< Refugees in Africa are seeking help. پناهندگان در آفریقا در جستجوی کمک هستند. پناهندگان در آفریقا در جستجوی کمک هستند. >>fas<< The father is educating his son. پدر پسرش را تربیت می‌کند. پدرش داره به پسرش آموزش ميده >>fas<< What's this chair doing here? این صندلی اینجا چیکار می کنه؟ اين صندلي اينجا چيکار ميکنه؟ >>fas<< I had hardly walked for a few minutes when it began to rain. وقتی که باران شروع به باریدن گرفت، من راهی نرفته بودم جز برای چند دقیقه. من به سختي براي چند دقيقه راه ميرفتم وقتي که بارون شروع شد >>fas<< The king oppressed his people. پادشاه مردم خودش را ستم کرد. پادشاه به مردمش ظلم کرد >>fas<< They still have the nerve to talk. هنوز رویشان می‌شود حرف بزنند. اونا هنوز جرات حرف زدن دارن >>fas<< He changed the number plate of his vehicle. او پلاک ماشین اش را عوض کرد. شماره ماشينش رو عوض کرد >>fas<< I abandoned my plans. برنامه‌هایم را وِل کردم. من نقشه هام رو ول کردم >>fas<< Hey, how are you? What's up? سلام خوبی؟ چه خبر؟ هي، حالت چطوره؟ >>fas<< Don't get me wrong. درباره من اشتباه برداشت نکن. اشتباه برداشت نکن. >>fas<< Words can't express our gratitude. کلمات قادر به بیان قدردانی ما نیستند. کلمات نمي تونن قدرداني ما رو بيان کنن. >>fas<< My favorite food is ice cream. بستنی خوراکی مورد علاقۀ من است. (Bastani xorāki ye mored e alāqe ye man ast) غذاي مورد علاقه من بستنيه >>fas<< He threw his toy. او اسباب بازیش را پرت کرد. اسباب بازيش رو پرت کرد. >>fas<< I want to die with Getter Jaani. می خواهم با گتر جانی بمیرم. من ميخوام با گتر جياني بميرم >>fas<< At the end of the day, the goals are simple: safety and security. در نهایت، اهداف ساده هستند: ایمنی و امنیت. در پایان روز، اهداف ساده هستند: امنیت و امنیت. >>fas<< He stared at me. او از من شروع کرد. بهم زل زد. >>fas<< Are you writing a letter? داری نامه می نویسی؟ داري نامه مي نويسي؟ >>fas<< I am anxious about the results of the examination. خیلی دوست دارم نتیجه امتحان رو بدونم. من نگران نتايج آزمايش هستم >>fas<< I should have reported it to the police, but I didn't. باید به پلیس اطلاع می دادم ولی اینکار رو نکردم. بايد به پليس گزارش ميدادم، ولي ندادم. >>fas<< I forgot his name. نام او را فراموش کردم. اسمش رو فراموش کردم >>fas<< Did you buy cat food? آیا غذای گربه خریدی؟ غذاي گربه خريدي؟ >>fas<< Tom clenched his fists. تام مشت هایش را گره کرد. "تام" مشت هاش رو گره زد. >>fas<< I was in China last year. سال پیش در چین بودم. من پارسال توي چين بودم >>fas<< Are they actually friends? آنها واقعا با هم دوستند? اونا واقعاً دوستن؟ >>fas<< Excuse me. ببخشید. ببخشيد. >>fas<< You just begin then God will help you. از تو حرکت، از خدا برکت. تو فقط شروع کن تا خدا کمکت کنه >>fas<< To catch the bull, grab its horns. برای گرفتن گاو، شاخ‌هایش را بگیرید. براي گرفتن گاو، شاخ هاش رو بگير. >>fas<< What are you doing here? اینجا چه می کنی؟ اينجا چيکار ميکني؟ >>fas<< Excuse me, I couldn't help laughing. ببخشید، نتوانستم جلوی خنده‌ام را بگیرم. ببخشيد، نتونستم جلوي خنده رو بگيرم. >>fas<< Tom almost never gets scared. تام تقریبا هرگز نمی ترسد تام تقریبا هیچوقت نمیترسه >>fas<< English has become an international language. انگلیسی به یک زبان بین المللی تبدیل شده است. انگليسي به زبان بين المللي تبديل شده >>fas<< The cat caught the mouse. گربه موش را گرفت. گربه موش رو گرفت >>fas<< Bye. خداحافظ. خداحافظ >>fas<< Mabel loves to chew the fat while playing bridge. میبال عاشق گفت و گوی دوستانه است به هنگام کارت بازی. "ميبل" دوست داره موقع بازي کردن "پل" چربي رو بجوه. >>fas<< What line of work are you in? کارت چیه؟ تو چه کاري هستي؟ >>fas<< Some people compare life to a stage. بعضی افراد زندگی را با یک صحنه‌ی نمایش مقایسه می‌کنند. بعضی از مردم زندگی را با صحنه مقایسه می‌کنند . >>fas<< According to the rumors, his new long-stories are based on his personal experiences. طبق شایعات داستان بلند جدید او براساس تجارب شخصی خود اوست. بر اساس شايعات، داستان هاي جديدش بر اساس تجربه هاي شخصي اونه. >>fas<< He loves cars, while his brother hates them. او عاشق ماشین است، ولی برادرش از آن متنفر است. اون ماشين ها رو دوست داره در حالي که برادرش ازشون متنفره >>fas<< The more we have, the more we want. هر چه بیشتر داشته باشیم، بیشتر می خواهیم. هرچي بيشتر داشته باشيم، بيشتر ميخوايم. >>fas<< Can you prove it? آیا می‌توانی آن را اثبات کنی؟ ميتوني ثابتش کني؟ >>fas<< He's a fascist. او فاشیسته. اون يه فاشیسته. >>fas<< A friend to all is a friend to none. دوست همه کس، دوست هیچ کس. و نیست دوستی دوستی دوستی دوستی‌ >>fas<< All three of you are very lucky. هر سه شما بسیار خوش شانس هستید. هر سه تاتون خيلي خوش شانسيد >>fas<< Your heart is free. Have the courage to follow it. قلب تو آزاد است. فقط شجاعت دنبال کردن آن را داشته باش. قلب تو آزاده شجاعت دنبال کردنش رو داشته باش >>fas<< Sami uploaded six new videos last week. سمی هفته پیش شش ویدیو جدید آپلود کرد "سمي" هفته پيش 6 تا فيلم جديد آپلود کرد. >>fas<< It was still early in the day when Tom arrived at the campground. آن روز زودهنگام بود که تام به اردوگاه رسید. هنوز صبح زود بود که "تام" به اردوگاه اومد. >>fas<< A good ballboy or ballgirl must be able to concentrate hard and run fast. یک توپ جمع کن خوب باید بتواند بطور کامل تمرکز کند و به سرعت بدود. يه پسر خوب يا دختر توپي بايد بتونه سخت تمرکز کنه و سريع بدوه >>fas<< He has a mysterious talisman in the form of an eye. او یک طلسم اسرار آمیز به شکل یک چشم دارد. اون يه طلسم مرموز به شکل چشم داره >>fas<< I am not acquainted with him. من با او آشنا نیستم. من باهاش آشنا نيستم >>fas<< What's the time? ساعت چند است. ساعت چنده؟ >>fas<< Who wrote the letter? چه کسی این نامه را نوشته است؟ کي نامه رو نوشته؟ >>fas<< I showed my room to her. اتاق‌ام را به او نشان دادم. من اتاقم رو بهش نشون دادم >>fas<< The door doesn't lock. در قفل نمی‌شود. در قفل نيست >>fas<< Who's that talking to Tom? او کیست که با تام صحبت می کند؟ اون کيه که داره با تام حرف ميزنه؟ >>fas<< It's too late now. Besides, it's starting to rain. الان خیلی دیره. تازه بارون هم می خواد بیاد. الان ديگه خيلي ديره تازه داره بارون مياد >>fas<< I used to go to school with him. معمولاً با او به مدرسه می‌رفتم. من قبلا باهاش ميرفتم مدرسه >>fas<< Just because I'm alone doesn't mean I'm lonely. چون تنهام دلیل نمیشه که احساس تنهایی می کنم. فقط چون تنهام دليل نميشه که تنها باشم >>fas<< You should go and have your hair cut. شما باید بروید و موهایتان را کوتاه کنید. بايد بري و موهات رو کوتاه کني. >>fas<< The police will get you to find the bullets. پلیس تو را مجبور خواهد کرد تا گلوله ها را پیدا کنی. پليس تو رو ميبره که گلوله ها رو پيدا کني >>fas<< It's very easy to become a member in this library. عضو شدن در این کتابخانه بسیار آسان است. خيلي راحت ميشه عضو اين کتابخونه شد >>fas<< His low salary prevents him from buying the house. حقوق کم او او را از خانه خریدن باز می دارد. حقوق کم اون مانع خريد خونه ميشه >>fas<< The watch keeps accurate time. آن ساعت زمان دقیق را نشان می دهد. ساعت زمان دقيق رو نگه ميداره >>fas<< I've already considered that possibility. من واقعاً آن احتمال را در نظر گرفته ام. من قبلاً اين احتمال رو در نظر گرفتم. >>fas<< You were so close, so we'll give you one last chance. ما خیلی نزدیک بودیم، بنابراین فرصت آخری را به تو خواهیم داد. تو خيلي نزديک بودي، پس ما يه شانس ديگه بهت ميديم. >>fas<< He carried out all his promises. او به تمام قول هایش عمل کرد. او تمام وعده‌های خود را انجام داد . >>fas<< No matter how many mistakes you make or how slow you progress, you are still way ahead of everyone who isn’t trying. مهم نیست که چقدر اشتباه می کنی یا اینکه چقدر آهسته پیشرفت می کنی، مهم این است که از همه آنهایی که تلاش نمی کنند، هنوز جلوتر هستی. مهم نیست که چه اشتباهاتی مرتکب می‌شوید یا چقدر کند پیشرفت می‌کنید ، هنوز از هر کسی که تلاش نمی‌کند بسیار پیشی می‌گیرید . >>fas<< That ornate silver platter is my favorite! آن سینی نقره‌ای مزین مورد علاقهٔ من است. اون بشقاب نقره اي مورد علاقه منه! >>fas<< We made a contract with the firm. ما با شرکت قرارداد بستیم. ما با شرکت قرارداد بستيم >>fas<< This room is large enough. این اتاق به اندازه کافی بزرگ است. اين اتاق به اندازه کافي بزرگه >>fas<< It must be morning, for the birds are singing. باید صبح باشد، چون پرنده ها در حال آواز خواندن هستند. بايد صبح باشه، چون پرنده ها دارن آواز مي خونن. >>fas<< I can't answer your question. من نمی‌توانم به سوال شما پاسخ دهم. نمي تونم جواب سوالت رو بدم. >>fas<< B. Franklin was an American statesman and inventor. ب. فرانکلین یک سیاستمدار و مخترع آمریکایی بود. ب.فرانکلين يه آمريکايي و مخترع بود >>fas<< "Thanks." "You're welcome." "تشکر." "خواهش می کنم." "ممنون" "قابلی نداشت" >>fas<< They are as strong as us. آنها به اندازه ما قوی اند. اونا هم مثل ما قوي هستن. >>fas<< Would you all like some peanuts? تنها کمی بادام زمینی می خواهی؟ همتون بادوم زميني ميخواين؟ >>fas<< Does it get much sun? نور می گیره؟ (اتاق) خورشيد زياد مي شه؟ >>fas<< It's a long way between our houses. بین خانه های ما فاصله زیادی است. راه طولاني اي بين خونه هامون هست. >>fas<< He brought his ideas into practice. او ایده های خود را عملی کرد. اون ايده هاش رو به تمرين آورد. >>fas<< Tom doesn't realise how his behaviour affects others. تام متوجّه نیست که چه طور رفتارش بقیه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تام نميدونه چطور رفتارش روي ديگران تاثير ميذاره >>fas<< You can stay here as long as you like. شما می‌توانید هرچقدر می‌خواهید اینجا بمانید. هر چقدر دوست داري ميتوني اينجا بموني >>fas<< Although studies in the social sciences have yielded interesting results, replicating the studies has proven difficult. علی رغم این که نتایج تحقیق ها در علوم اجتماعی بسیار جالب هستند، تکرار این تحقیق ها بسیار سخت است. با این که مطالعه در علوم اجتماعی نتایج جالبی به دست آورده است، تغییر مجدد مطالعات، ثابت شده است که سخت است. >>fas<< Do you know how to use a dictionary? آیا بلدید چگونه از لغت نامه استفاده کنید؟ ميدوني چطور از لغت نامه استفاده کني؟ >>fas<< Don't ask, don't tell. چیزی نپرس، چیزی نگو. نپرس، نگو. >>fas<< Tom climbed up the stairs to his apartment. تام از پله ها تا خانه اش بالا رفت. تام از پله ها تا آپارتمانش بالا رفت >>fas<< Please get these papers out of the way. این کاغذ ها رو از جلوی پا بردارید. لطفاً اين برگه‌ها رو از سر راه بردار >>fas<< After a storm comes a calm. بعد از هر سربالایی یک سرازیری است. بعد از اينکه طوفان آروم شد. >>fas<< It's fun to hang out with him. گشدن با او مفرح است. خوش ميگذره که باهاش باشي. >>fas<< A bat is not a bird any more than a fish is. اینقدر که یک ماهی پرنده محسوب میشه خفاش پرنده محسوب نمیشه يه خفاش ديگه بيشتر از يه ماهي پرنده نيست >>fas<< I don't think so. من اینطور فکر نمی کنم. فکر نکنم. >>fas<< We see each other every day. ما یک روز درمیان همدیگر را می بینیم. ما هر روز همديگه رو مي بينيم >>fas<< Whenever she comes back from a journey, she brings a gift for her daughter. هر موقع که از سفری بر می گردد برای دخترش هدیه می آورد. هر وقت که از سفر برگشت، يه هديه براي دخترش مياره. >>fas<< I always liked mysterious characters more. همیشه شخصیت‌های مرموز را بیشتر دوست داشتم. من هميشه شخصيت هاي مرموز بيشتري رو دوست داشتم >>fas<< Yona Wallach had been a postmodernist two decades before the term "Postmodernism" was even conceived. یونا وُلاخ "پست مدرنیت" بوده بود ۲ دهه قبل از اینکه عبارت "پست مدرنیسم" اختراع شد. یونا والاچ دو دهه قبل از این که واژهٔ "پستمریسم" به وجود آید، پس از فوتونیسم، پس از فوتورمنیسم بود. >>fas<< What hope attends you through this gate? Not one! چه امیدی برای تو بعد از این در هست؟ هیچی! چه امیدی شما را از این دروازه عبور می‌دهد ؟ >>fas<< Everything here is covered in dust. اینجا، همه چیز در خاک پوشیده شده است. همه چيز اينجا پر از گرد و خاکه >>fas<< Why do you want this job? چرا این کار را می خواهی؟ چرا اين شغل رو ميخواي؟ >>fas<< Hope is not a strategy. امید یک استراتژی نیست. هوپ یه استراتژی نیست >>fas<< I want coffee. قهوه را می‌خواهم. من قهوه ميخوام. >>fas<< It fills it up way too fast! خیلی سریع پرش می کنه. خيلي سريع پرش ميکنه! >>fas<< Forty euros for a scarf? You don't have anything cheaper? چهل یورو برای یک روسری؟ ازرانتر از آن ندارید؟ چهل يورو براي شال گردن؟ >>fas<< Ready, steady....Go! آماده، بی حرکت .... حرکت! آماده، ثابت برو >>fas<< No I'm not; you are! من نیستم؛ خودتی! نه، نيستم، هستي! >>fas<< I cannot thank you enough for your kindness. من نتوانم از لطف شما به قدر کافی تشکر کنم. نمی‌تونم به اندازه‌ی کافی از لطفت تشکر کنم >>fas<< It seems like you're in a bad mood this morning. به نظر می رسد که امروز صبح در حالت بدی هستی. به نظر مياد امروز صبح حالت خوب نيست >>fas<< She still loved him. هنوز او را دوست داشت. اون هنوز دوستش داشت >>fas<< I totally understand your admiration for this book. من تحسین تو را برای این کتاب کاملاً می‌فهمم. من کاملا تحسينت رو به خاطر اين کتاب درک ميکنم >>fas<< Are they even really friends? آنها اصلا با هم دوست هستند؟ اصلاً اونا واقعاً دوستن؟ >>fas<< The New Year came in with a light fall of snow. سال نو همراه با بارش نم نم برف آمد. سال نو با بارش برف اومد >>fas<< The English are a taciturn people. انگلیسی‌ها آدم‌های کم حرفی هستند. انگليسي‌ها آدم‌هاي پرحرفي هستن. >>fas<< I tried to stop Tom from hurting Mary. سعی کردم تام را از آسیب رساندن به ماری بازدارم. سعي کردم جلوي "تام" رو از صدمه زدن به "مري" بگيرم. >>fas<< Addiction is one of the problems of the youth of our day. اعتیاد یکی از مشکلات جوانان دوران معاصر است. اَفَسُسیان یکی از مشکلات جوانی ماست . >>fas<< He said to me, "Children are like small animals." او به من گفت: بچه ها مثل حیوانات کوچک هستند. او به من گفت، "بچه ها مانند حیوانات کوچک هستند." >>fas<< The quiet cat caught the mouse. گربهٔ ساکت موش را گرفت. گربه ساکت موش رو گرفت >>fas<< A judge must obey not the king, but the law. یک قاضی نباید مطیع شاه، بلکه باید مطیع قانون باشد. قاضي نبايد از پادشاه اطاعت کنه، بلکه بايد از قانون اطاعت کنه. >>fas<< I'll call you a taxi. من برایت به تاکسی تلفن خواهم کرد. بهت زنگ ميزنم تاکسي >>fas<< I may be antisocial, but it doesn't mean I don't talk to people. ممکن است اجتماعی نباشم ولی این به این معنی نیست که با مردم صحبت نمی کنم. شاید ضد اجتماعی باشم ولی به این معنی نیست که با مردم حرف نمیزنم >>fas<< That's the reason she doesn't want to be with him anymore. این دلیلیه که او دیگه نمیخواد با او باشه. به همين خاطره که ديگه نميخواد با اون باشه >>fas<< A cup of coffee relieved me of my headache. یک فنجان قهوه سردردم را تسکین می دهد. يه فنجون قهوه منو از سردردم خلاص کرد >>fas<< For oral use. برای استفاده دهانی. براي استفاده از دهان. >>fas<< I don't want to be lame; I want to be cool!! نمی خواهم سطحی باشم؛ می خواهم با حال باشم!! من نميخوام لنگ باشم، ميخوام خونسرد باشم! >>fas<< I'd be unhappy, but I wouldn't kill myself. خوشبخت نخواهم بود، ولی خود را نخواهم کشت. ناراحت ميشم، ولي خودم رو نمي کشم. >>fas<< Tokyo is more populous than any other city in Japan. توکیو از هر شهر دیگری در ژاپن پرجمعیت تر است. توکیو از هر شهری در ژاپن پر جمعیت‌تر است. >>fas<< It'll be Christmas soon. به زودی کریسمس می شود. به زودي کريسمس ميشه. >>fas<< Emily is a mother. امیلی مادره. (بچه داره) اميلي يه مادره >>fas<< Tom came by. تام سرزده آمد. تام اومد >>fas<< Several newspapers published the story. مجلا ت گونا گونی آن داستان را منتشر کردند. چندین روزنامه این داستان را منتشر کردند. >>fas<< The grass is always greener on the other side of the fence. مرغ همسایه غاز است. چمن هميشه سبزتر از اون طرف حصاره. >>fas<< You take an umbrella with you if you need to. چنانچه لازم دارید، می توانید چتری همراه خود ببرید. اگه لازم شد يه چتر با خودت ببر. >>fas<< Send me a message. برایم پیامی بفرست. يه پيغام برام بفرست. >>fas<< Wrap your head in a scarf. سرت را در روسری بپوشان. سرت رو با شال ببند. >>fas<< Let's see if Tom is at home. اجازه بده ببینیم تام در خانه است؟ بذار ببينم تام خونه ست يا نه >>fas<< Variety is the spice of life. تنوّع ادویه‌ی زندگی ست. واریت، ادویه‌ی زندگیه >>fas<< We'll see how it goes. خواهیم دید چطوری پیش میره. ببينيم چطور پيش ميره. >>fas<< Hitler led Germany into war. هیتلر آلمانی ها را به جنگ کشانید. هيتلر آلمان رو به جنگ هدايت کرد >>fas<< If I had known, I would have done it. اگر می‌دانستم، انجامش داده بودم. اگه ميدونستم، اينکارو ميکردم. >>fas<< Tom found living with the guilt for what he had done, almost unbearable. زندگی با احساس گناه ناشی از کاری که کرده بود، برای تام تقریبا غیر قابل تحمل بود. تام به خاطر کاري که کرده بود با گناه زندگي کرد تقريبا غير قابل تحمل بود >>fas<< Does anyone feel sick? کسي احساس مريضي مي‌کند؟ کسي مريض شده؟ >>fas<< My parents sent me a postcard. والدینم برایم کارت پستال فرستادند. پدر و مادرم برام کارت پستال فرستادن >>fas<< Are you alone? آیا تنها هستی؟ تنهايي؟ >>fas<< They're all clamoring to get their money back. آنها همه برای برگشت پولشان ضجه می‌زنند. همشون دارن فرياد ميزنن که پولشون رو پس بگيرن. >>fas<< I can't count on you. نمی توانم روی تو حساب کنم. نميتونم روت حساب کنم >>fas<< It was difficult to tell if Tom was in his room. دشوار می شد گفت که تام در اتاقش است یا نه. گفتنش سخت بود اگه تام تو اتاقش بود >>fas<< Life is not an exact science, it is an art. زندگی از علوم دقیقه نیست، یک هنر است. زندگی یک علم دقیق نیست، یک هنر است. >>fas<< Take care of yourself. مراقب خودت باش مراقب خودت باش. >>fas<< What is he running after? او به دنبال چه چیزی می دود؟ اون دنبال چي ميدوه؟ >>fas<< The weather is very hot. هوا بسیار گرم است. هوا خيلي گرمه. >>fas<< Have you put on sunscreen? ضد آفتاب زده ای ؟ کرم ضد آفتاب پوشيدي؟ >>fas<< Please relax. لطفا، آرام باش. لطفاً آروم باش. >>fas<< She's a fascist. او فاشیسته. اون يه فاشیسته. >>fas<< There has never been an age that did not applaud the past and lament the present. هرگز عصری نبوده است که گذشته را تحسین نکند و از زمان حال ننالد. هیچ‌وقت سنی وجود نداشته که گذشته را تحسین و غم‌انگیز نکرده باشد . >>fas<< It must be a birthday cake! این باید کیک تولد باشد. بايد کيک تولد باشه! >>fas<< I run every day. من هر روز می دوم. من هر روز فرار مي کنم. >>fas<< Two argue, and a third benefits. دو نفر دعوا می‌کنند و نفر سوم سود می‌برد. دو تا بحث، و سود سوم. >>fas<< I can give you some money if you need it. من می‌توانم به شما مقداری پول بدهم اگر نیاز دارید. اگه لازم داشتي ميتونم بهت پول بدم >>fas<< There are two ways to live: you can live as if nothing is a miracle; you can live as if everything is a miracle. دو راه برای زندگی وجود دارد: می‌توانید طوری زندگی کنید که انگار هیچ چیز معجزه نیست؛ می‌توانید طوری زندگی کنید که انگار همه چیز معجزه است. دو راه برای زندگی وجود دارد: شما می توانید طوری زندگی کنید که گویی هیچ چیز معجزه نیست؛ شما می توانید طوری زندگی کنید که گویی همه چیز معجزه است. >>fas<< She is sharp. او باهوش است. اون تيزه. >>fas<< What did you do this morning? امروز صبح چکار کردی؟ امروز صبح چيکار کردي؟ >>fas<< Nobody knows everything. هیچ‌کس همّه چیز را نمی‌داند. هيچکس همه چيز رو نميدونه. >>fas<< The proof is trivial. سند زیاد قانع کننده نیست. اثباتش ناچيزه. >>fas<< Do I need to explain the reason to him? آیا لازم است دلیل را به او توضیح دهم؟ بايد دليلش رو براش توضيح بدم؟ >>fas<< He chopped the carrot. او هویج را برید. اون هويج رو قطع کرد. >>fas<< He was working hard. او به‌شدت کار می‌کرد. اون سخت کار ميکرد >>fas<< Yes, I have a good idea. بله، من یک ایده ی خوب دارم. آره، فکر خوبي دارم. >>fas<< The exhibition will stay open for another month. نمایشگاه برای یک ماه دیگر باز خواهند ماند. نمایشگاه برای ماه بعد باز خواهد ماند. >>fas<< Tie your shoelaces. بند کفش ات را ببند. بند بند بند کفشت رو ببند. >>fas<< I exempted her from working overtime. من او را از اضافه کار معاف کردم. من اون رو از کار اضافه کاري معاف کردم >>fas<< The only constant in nature is change. تنها ثابت در طبیعت تغییر است. تنها پایداری در طبیعت تغییر است. >>fas<< Betty killed him. بتی او را کشت. بتي اونو کشت >>fas<< Being bald has at least one advantage - you save a lot on shampoo. کچل بودن حداقل یک سود دارد - در مصرف شامپو صرفه‌جویی می‌کنید. کچل بودن حداقل يه برتري داره تو خيلي از شامپو رو نگه ميداري >>fas<< That girl who's wearing a scarf is a virgin. آن دختر که روسری دارد باکره است. اون دختري که شال داره باکره ست. >>fas<< They're a fascist. او فاشیسته. اونا يه فاشیست هستن. >>fas<< Have you heard the news? آیا خبر را شنیده ای؟ اخبار رو شنيدي؟ >>fas<< I hope that all your dreams come true. امیدوارم همهٔ رؤیاهایت به حقیقت بپیوندند. اميدوارم تمام روياهات به حقيقت بپيوندن. >>fas<< Saying someone is ugly doesn’t make you any prettier. زشت دانستن دیگران، تو را زیباتر نمی کند. گفتن اينکه يه نفر زشته تو رو خوشگل تر نميکنه >>fas<< The fox scampered off after a few seconds. روباه بعد از چند ثانیه گریخت. روباه بعد از چند ثانيه فرار کرد >>fas<< He is prone to getting excited. او در معرض هیچان‌زده شدن بود. اون مشتاقه که هيجان زده بشه. >>fas<< She told her son to behave himself at home. او به پسرش گفت که در خانه مؤدبانه و درست رفتار کند. اون به پسرش گفت که تو خونه رفتار کنه >>fas<< There are a lot of children in the park. اینجا در پارک بچه های زیادی هستند. بچه هاي زيادي توي پارک هستن. >>fas<< Don't talk about it in my mother's presence. جلوی مادرم درباره ش صحبت نکن در حضور مادرم در موردش حرف نزن >>fas<< Don't forget to take out the garbage. فراموش نکن که زباله رو بیرون ببری. يادت نره آشغال ها رو بکشي بيرون. >>fas<< He offered me to go to the theater,but there weren't any perfomances on that night. او به من تئاتر پیشنهاد کرد ولی هیچ اجرایی آن شب نبود. اون بهم پيشنهاد داد که برم تئاتر ولي اون شب هيچ مشکلي نبود >>fas<< I called the police as soon as I saw his dead body on the floor. من با پلیس تماس گرفتم، به محض اینکه جسدش را در کف اتاق دیدم. به محض اينکه جسدش رو روي زمين ديدم به پليس زنگ زدم >>fas<< I'll see you in my dreams. من تو را در رؤیاهایم خواهم دید. تو خواب مي بينمت. >>fas<< Do you know where Tokyo Tower is? آیا میدانی که برج توکیو کجاست؟ ميدوني برج توکيو کجاست؟ >>fas<< I think you did great. فکر می کنم عالی کارتون را انجام دادید. فکر کنم کارت عالي بود. >>fas<< She cooks chicken the way I like. او مرغ را آن طور که من دوستت دارم می پزد. اون مرغ رو اونجوري که من دوست دارم ميپزه. >>fas<< Meg's shoes are a little loose. کفش های مگ کوچک شده اند. کفش "مگ" يه کم شله. >>fas<< Ponder deeply over it. عمیقاً به آن فکر کن. عمیقاً روش فکر کن. >>fas<< What's the cause? علت چیست؟ دليلش چيه؟ >>fas<< Tom admitted he was the one who broke the eggs. تام تصدیق کرد که اون کسی بوده که تخم مرغ ها رو شکسته. تام اعتراف کرد که اون کسي بود که تخم ها رو شکست >>fas<< Above all, be patient. بالاتر از هر چیز این است که صبور باشی. از همه مهمتر، صبور باش. >>fas<< Tony and I played together yesterday. من و تونی دیروز با هم بازی کردیم. من و توني ديروز با هم بازي کرديم >>fas<< I lost consciousness. من هوشیاری ام را از دست دادم. هوشم رو از دست دادم. >>fas<< She never forgets to admire our baby. او هرگز تعریف کردن از نوزاد ما را فراموش نمی کند. اون هيچوقت فراموش نميکنه که بچه مون رو تحسين کنه. >>fas<< That CD costs 10 dollars. قیمت آن سی دی 10 دلار است. اون سي دي 10 دلار هزينه داره >>fas<< Was the victim male or female? قربانی مرد یا زن بود؟ قرباني مرد بود يا زن؟ >>fas<< Against all expectations, we became good friends. برخلاف انتظارهمه ما دو تا دوست خوب شدیم. برخلاف همهٔ انتظارات ، ما دوستان خوبی شدیم . >>fas<< When both girls told John they had feelings for him, he was in a quandary as to which girl he should be with. وقتی هر دو دختر به جان گفتند که به او علاقه مندند، او مردد بود که باید با کدام یک از آنها باشد. وقتی هر دو دختر به جان گفتند که نسبت به او احساس دارند، او در یک فاجعه بود که باید با کدام دختر باشد. >>fas<< Mary told me she thought it would be safe to do that. ماری بهم گفت که فکر می کرده مشکلی پیش نمیاد اگر اون کار رو بکنه. "مري" بهم گفت که فکر مي‌کنه اين کار امنيت داره. >>fas<< Do not eat too much cake. بیش از اندازه کیک نخور. زياد کيک نخور >>fas<< Her friend is a singer. دوستش یک خواننده است. دوستش يه خواننده ست. >>fas<< He is one of the most famous singers in Japan. او(پسر) یکی از معروفترین خوانندگان در ژاپن است. او یکی از مشهورترین خواننده‌های ژاپن است. >>fas<< Tom didn't seem terribly interested in learning French. تام چندان علاقه مند به آموزش فرانسه به نظر نمی رسید. تام به نظر نمياد علاقه اي به ياد گرفتن فرانسوي داشته باشه >>fas<< I felt hungry. گرسنگی را حس کردم. احساس گرسنگي مي کردم. >>fas<< She wasn't a bit impatient. او کم بی تاب نبود. يه ذره هم بي صبر نبود. >>fas<< You really don't have the right priorities! شما واقعاً واجد اولویت‌های مناسب نیستید! تو واقعاً اولويت هاي درست رو نداري! >>fas<< Now I know why Tom hates me. الان میدونم چرا تام از من بدش میاد. حالا مي‌دونم چرا "تام" ازم متنفره. >>fas<< I'll worry about that tomorrow. من دربارش فردا نگران میشم. فردا در موردش نگران ميشم. >>fas<< What's Tom's address? آدرس تام چیست؟ آدرس تام چيه؟ >>fas<< The computer froze up. کامپیوتر هنگ کرد. کامپيوتر يخ زده >>fas<< All human beings are born free and equal in dignity and rights. They are endowed with reason and conscience and should act towards one another in a spirit of brotherhood. تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند. همهٔ انسان‌ها در مقام و حقوق آزاد و برابر به دنیا می‌آیند ؛ آنان با خرد و وجدان به دنیا می‌آیند و باید با یکدیگر در روحیهٔ برادری رفتار کنند . >>fas<< I didn't see any children in the park. هیچ بچه ای در پارک ندیدم. من هيچ بچه اي تو پارک نديدم >>fas<< The dew evaporated when the sun rose. شبتم تبخیر شد وقتی خورشید بالا آمد. شبنم وقتي خورشيد طلوع کرد، ذوب شد. >>fas<< It has developed into a very large city. این شهر گسترش یافته و به شهر بزرگی تبدیل شده است. این شهر به یک شهر بسیار بزرگ تبدیل شده است. >>fas<< Tom got his neck broken in a ski accident. گردن تام به هنگام اسکی بازی شکسته شد. "تام" توي يه حادثه اسکي گردنش شکسته. >>fas<< Help me! کمکم کن. کمکم کن! >>fas<< We've outrun them. بُردیمشون. ما از دستشون فرار کرديم. >>fas<< Betty was the first girl who came to the party. بتی اولین دختری بود که وارد مهمانی شد. بتي اولين دختري بود که به مهموني اومد >>fas<< I'll catch the next bus. سوار اتوبوس بعدی می شوم. من اتوبوس بعدي رو ميگيرم >>fas<< This is my book, not yours. این کتاب من است، کتاب تو نیست. اين کتاب منه، نه تو. >>fas<< Seen from the sky, the bridge appears more beautiful. اگه از بالا ببینی این پل خیلی قشنگ تر به نظر میاد. از آسمون ديده شده، پل بيشتر زيبا به نظر مياد. >>fas<< An ignorant person is one who doesn't know what you have just found out. یک فرد نادان اوست که نمی‌داند درست چه چیزی فهمیده‌اید. يه آدم نادان کسيه که نميدونه تو الان چي فهميدي >>fas<< Thanks a lot and many regards to you all. با تشکر زیاد و توجه بسیاری را به همه شما. خيلي ممنون و احترام زيادي به همه تون قائلم >>fas<< It's not rocket science. کار چندان سختی نیست. اين علم موشکي نيست >>fas<< I wish that the circumstances of my visit were different. کاش شرایط برای آمدن من متفاوت بود. اي کاش شرايط ملاقاتم متفاوت بود >>fas<< Music is not a language. But some languages are music to my ears. موسیقی زبان نیست. اما بعضی زبان‌ها در گوش من مانند موسیقی هستند. موسیقی یک زبان نیست، اما برخی از زبان‌ها برای گوش‌های من موسیقی هستند. >>fas<< I can not speak Turkish. من نمی توانم ترکی صحبت کنم من نمي تونم ترکي صحبت کنم. >>fas<< Mennad bought a Confederate flag. مناد یک پرچم ایالات مؤتلفه خرید. مِنِد يه پرچم بين المللي خريده. >>fas<< I don't understand this. من متوجه نشدم. متوجه نميشم. >>fas<< The teacher said: "Above all, what is necessary for success is perseverance." معلم به ما گفت مهمتر از هر چیزی برای دستیابی به موفقیت پشت کار است. معلم گفت: "همه چیز، چیزی که برای موفقیت لازم است، استقامت است." >>fas<< Isn't it delicious? خوشمزه نیست؟ خوشمزه نيست؟ >>fas<< How long will Tom stay with us? تام چقدر پیش ما خواهد ماند؟ تام تا کي پيش ما ميمونه؟ >>fas<< A bird in the hand is worth two in the bush. سیلی نقد به از حلوای نسیه. يه پرنده توي دست دو تا از بوته ها مي ارزه. >>fas<< I got over it. You should, too. من بر آن غلبه کردم. تو هم باید همین کار را بکنی. من تمومش کردم تو هم بايد اين کارو بکني >>fas<< Tom doesn't know much about guns. تام چندان راجع به اسلحه نمی داند. تام چيز زيادي در مورد اسلحه نميدونه >>fas<< Children that live in homes with vinyl floors are more likely to have autism. بچه هایی که در خانه با کف پوش های وینیلی زندگی می کنند با احتمال بیشتری اتویسم دارند. کودکانی که با طبقه‌های وینیل در خانه‌ها زندگی می‌کنند ، احتمال آن بیشتر است که اوتیسم داشته باشند . >>fas<< I as a human being, need respect. من بعنوان یک موجود انسانی، نیازمند احترام هستم. من به عنوان يه انسان نياز به احترام دارم >>fas<< She loves Tom, not me. او(دختر) عاشق تام است، نه من اون تام رو دوست داره نه من >>fas<< Money does not grow on trees. پول سبز نمی‌شود. پول روي درخت ها رشد نمي کنه. >>fas<< It amazed us to hear that things were so cheap. از اینکه می شنیدیم کالاها چقدر ارزان هستند، تعجب کردیم. از شنیدن این که اوضاع اینقدر ارزون بود تعجب می‌کردیم . >>fas<< I was young and stupid. من جوان و احمق بودم. من جوون و احمق بودم >>fas<< Happy birthday to you! تولدت مبارک!‏ تولدت مبارک! >>fas<< He lay on a sofa, with his eyes closed. او بر روی کاناپه خوابید، با چشمانی بسته. روي مبل دراز کشيده بود و چشماش بسته بود >>fas<< Innocence is a beautiful thing. عصمت چیز زیبایی است. نا اميدي چيز زيباييه. >>fas<< You only live once. تو فقط یکبار زندگی می کنی. تو فقط يه بار زندگي مي کني. >>fas<< How's the weather there? آنجا هوا چه طور است؟ هوا اونجا چطوره؟ >>fas<< The elder gods are waking up. خدایان پیرتر در حال بیدار شدن هستند. خدايان بزرگ دارن بيدار ميشن. >>fas<< Thus money in circulation drops, and price escalation quietens down. به این ترتیب، پول در گردش کم می‌شود و نوسان قیمت فروکش می‌کند. بنابراین پول در گردش خون کاهش می یابد، و کاهش قیمت پایین می آید. >>fas<< Life is like riding a bicycle. To keep your balance you must keep moving. زندگی مانند دوچرخه سواری است. برای اینکه نیفتید باید در حرکت باشید. زندگي مثل دوچرخه سواري ميمونه براي اينکه تعادلت رو حفظ کني بايد به حرکت ادامه بدي >>fas<< Nobody wants to work. هیچ کس نمیخواهد کار کند. هيچکس نميخواد کار کنه. >>fas<< I normally don't drink coffee. من معمولا کافه نمینوشم. من معمولا قهوه نمي خورم >>fas<< I want to talk to the famous pianist before his concert. من می خواستم قبل از کنسرت با آن پیانیست معروف صحبت کنم. ميخوام قبل از کنسرتش با پيانيست معروف صحبت کنم >>fas<< Tell me. به من بگو. بهم بگو. >>fas<< As far as I know, this is the only translation. تا جایی که می‌دانم، این تنها ترجمه است. تا جایی که من میدونم، این تنها ترجمه است. >>fas<< God knew donkeys so He hasn't given them horns. خدا خر را شناخت و به آن شاخ نداد. خدا الاغ‌ها رو مي‌شناخت، پس هنوز شاخ بهشون نداده. >>fas<< The early bird catches the worm. زود بری بهتر گیرت میاد پرنده‌ي اوليه کرم رو مي‌گيره >>fas<< This smell disgusts me. این بو حالم را به هم می‌زند. اين بو حالم رو بهم ميزنه. >>fas<< I have the best mother in the world! من بهترین مادر دنیا رو دارم. من بهترين مادر دنيا رو دارم! >>fas<< I said to myself, "That's a good idea." با خودم گفتم: «این فکر خوبی است.» من به خودم گفتم، "فکر خوبیه." >>fas<< We must develop renewable energy sources. من کاملا موظفم برای این درهم برهمی و آشفتگی ما باید منابع انرژی قابل تجدید رو توسعه بدیم >>fas<< Don't worry about making mistakes. نگران اشتباه کردن نباش. نگران اشتباه کردن نباش >>fas<< It is a good idea to plan your route before you leave. بهتره مسیرتو قبل از اینکه بری مشخص کنی. فکر خوبيه که قبل از اينکه بري مسيرت رو برنامه ريزي کني. >>fas<< Anything he does, it makes no difference for me. چیزی که او انجام می دهد برای من تفاوتی ندارد. هر کاري که اون بکنه، براي من فرقي نميکنه. >>fas<< Any milk or sugar? شیر یا شکری هست؟ شير يا شکر داري؟ >>fas<< You are such a liar! چه دروغگویی هستی! تو خيلي دروغگويي! >>fas<< Are you sure? مطمئنی؟ مطمئني؟ >>fas<< Perry visited Uraga in 1853. پری، اوراگا را در سال 1853 بازدید کرد. پری در سال ۱۸۵۳ به اوراگا رفت . >>fas<< He is a poet and statesman. او یک سیاستمدار و شاعر است. اون يه شاعر و آمريکاييه. >>fas<< You'll thank me later. تو بعدا از من تشکر خواهی کرد. بعداً ازم تشکر ميکني. >>fas<< I like travelling by train. من دوست دارم با قطار مسافرت کنم. من دوست دارم با قطار سفر کنم >>fas<< A poor workman blames his tools. عروس نمی‌توانست برقصد، می‌گفت زمین کج است. يه کارگر بيچاره ابزارش رو مقصر ميدونه >>fas<< Those who want to remain may do so. کسانی که می خواهند بمانند، می توانند این کار را انجام دهند. کسانی که می‌خواهند باقی بمانند ، می‌توانند این کار را بکنند . >>fas<< His unique perspective helped shed light on the situation. دید منحصر به فردش کمک کرد وضعیت رو بهتر بفهمیم. دید منحصربه‌فرد او به این امر کمک کرد تا وضعیت را روشن سازد . >>fas<< He washes the bike every week. او هر هفته دوچرخه را می‌شوید. اون هر هفته دوچرخه رو ميشوره >>fas<< That's my dictionary. این لغت نامه ی من است. اين ديکشنري منه. >>fas<< When did you get married? کی ازدواج کردید؟ کي ازدواج کردي؟ >>fas<< It's about time for the train to arrive. الآن تقریبا زمانی است که قطار می رسد. الان وقتشه که قطار برسه >>fas<< Susan likes cats. سوزان گربه ها را دوست دارد. سوزان گربه دوست داره >>fas<< If you see her from a distance, she is beautiful. اگر او را با فاصله ببینی، او زیبا است. اگه از فاصله‌ي دور ببينيش، خيلي خوشگله. >>fas<< You doubt my loyalty? تو در مورد وفاداری من شک داری؟ به وفاداري من شک داري؟ >>fas<< I am the owner of this automobile. من صاحب این اتومبیل هستم. من صاحب اين ماشين هستم >>fas<< I'm so lonely. خیلی تنهایَم. من خيلي تنهام >>fas<< How do you assess this strategy? چگونه این استراتژی را ارزیابی می‌کنید؟ چطور اين استراتژي رو ارزيابي ميکني؟ >>fas<< Be more careful in your actions. بیشتر مواظب کارهایتان باشید. بيشتر مراقب رفتارت باش. >>fas<< Permanent peace is nothing but an illusion. صلح پایدار چیزی نیست بجز یک توهم. صلح ابدی چیزی جز یک توهم نیست. >>fas<< Such work postulate a lot of patience. چنین کاری شکیبائی فراوانی را می طلبد. چنین کارهایی بسیار صبورانه عمل می‌کنند . >>fas<< This fact is of little consequence. این موضوع از اهمیت کمی برخوردار است. این موضوع نتیجهٔ کمی دارد . >>fas<< The words above the door of the theatre were a metre high. کلمات بالای در تئاتر یک متر ارتفاع داشت. کلمات بالای در سالن تئاتر خیلی زیاد بود. >>fas<< I went to Iran. به ایران رفتم. من به ايران رفتم >>fas<< They support the soldiers with sufficient food and water. آنها با آب و غذای کافی سربازان را پشتیبانی می کنند. آنها سربازان را با غذا و آب کافی حمایت می کنند. >>fas<< I forgot to ask him. فراموش کردم از او بپرسم. يادم رفت ازش بپرسم. >>fas<< My father likes tennis. پدرم تنیس دوست دارد. پدرم تنيس دوست داره >>fas<< I don't like the red jacket. ژاکت قرمز را دوست بمی دارم. من کت قرمز رو دوست ندارم >>fas<< I decided to try again. تصمیم گرفتم بوباره سعی کنم. تصميم گرفتم دوباره امتحان کنم >>fas<< If you can't stand the heat, get out of the kitchen. اگر نمی‌توانید در مقابل گرما ایستادگی کنید از آشپزخانه خارج شوید. اگه نميتوني گرما رو تحمل کني، از آشپزخونه برو بيرون. >>fas<< Who did you vote for in the election? به چه کسی در این انتخابات رأی دادی؟ تو انتخابات به کي راي دادي؟ >>fas<< These rumors are probably true. شایعات احتمالا صحت دارند. اين شايعات احتمالاً حقيقت دارن. >>fas<< Tom is listening to his iPod. تام دارد به آیپادش گوش می‌دهد. تام داره به آیپادش گوش میده >>fas<< This fact bears witness to his innocence. این امر، گواه بی گناهی اوست. این حقیقت نشان می‌دهد که بی‌گناه است . >>fas<< His failure in the examination drove him to despair. شکست او درامتحان به او احساس نا امیدی را القا کرد. شکست او در آزمون باعث شد که مأیوس شود . >>fas<< I took that picture a week ago. من آن عکس را یک هفته پیش گرفتم. من اون عکس رو يه هفته پيش گرفتم >>fas<< Come sit with us. بیا با ما بنشین. بيا پيش ما بشين. >>fas<< If I were rich, I'd pass my time in travelling. اگر پولدار بودم، وقتم را به مسافرت رفتن میگذراندم. اگه پولدار بودم، تو سفر وقتم رو مي گذروندم. >>fas<< She's beating cancer. او با سرطان مبارزه می کند. داره سرطان رو ميزنه. >>fas<< Can I have something for insect bites? ممکن است چیزی برای گزیدگی حشره به من بدهید؟ ميتونم يه چيزي براي گاز حشره بخورم؟ >>fas<< I haven't heard anything from him since then. I wonder what he's up to. از اون موقع به بعد هیچ خبری ازش ندارم. نمی دونم چیکار می خواد بکنه از اون موقع تا حالا چيزي ازش نشنيدم برام سواله که ميخواد چيکار کنه >>fas<< The roof of the house is red. سقف خانه قرمز است. سقف خونه قرمزه >>fas<< Tom bet Mary dinner that it doesn't rain this week. تام با ماری سر یک شام شرط بستند که این هفته بارون نمی یاد. تام با شام مری شرط بست که این هفته بارون نمیاد >>fas<< He readily agreed to it. او به آسانی با آن موافقت کرد. اون خيلي راحت موافقت کرد. >>fas<< He is poor, to be sure, but he is happy. مطمئنا او مرد فقیری است با این حال، او شاد است. اون فقيره، مطمئن باش، ولي خوشحاله. >>fas<< We were at school together. ما در مدرسه با هم بودیم. ما با هم مدرسه بوديم >>fas<< I remember the first time. من اولین بار را به یاد دارم. اولين بار رو يادم مياد. >>fas<< We have to buy them from abroad. باید آنها را از خارج بخریم. ما بايد اونا رو از خارج بخريم >>fas<< Her daughter is sick. دختر (آن) خانم بیمار است دخترش مريضه. >>fas<< The supermarket is open Monday through Saturday. این سوپر مارکت از دوشنبه تا شنبه باز است. سوپر مارکت دوشنبه تا شنبه بازه >>fas<< Mary helped her mother with the cooking. ماری به مادرش در آشپزی کمک کرد. مری به مادرش در آشپزی کمک کرد. >>fas<< Ljubljana is one of the most beautiful cities in Eastern Europe. لوبلیانا تکی از زیباترین پایتخت های اروپا است. لوبلی‌بلانا (Ljubjana) یکی از زیباترین شهرهای اروپای شرقی است. >>fas<< Go, do not wait, the night is coming. برو، منتظر نمان، شب در حال آمدن است. برو، صبر نکن، شب داره مياد. >>fas<< Who has gone to their homes? چه کسانی به خانه خودشان رفتند؟ کي رفته خونه‌شون؟ >>fas<< I don't like very long holidays. من تعطیلات خیلی طولانی را دوست ندارم. من تعطيلات طولاني رو دوست ندارم >>fas<< Tom's diet is deficient in protein. رژیم غذایی تام از نظر پروتئین کمبود دارد. رژيم "تام" تو پروتئين کم شده. >>fas<< Three people are still missing. سه نفر هنوز گمشده هستند. سه نفر هنوز گم شدن >>fas<< We must clean our class. ما باید کلاسمان را تمیز کنیم. ما بايد کلاسمون رو تميز کنيم >>fas<< Don’t think of cost. Think of value. به قیمت فکر نکن، به ارزش بیندیش. به هزینه فکر نکنید ، به ارزش فکر کنید . >>fas<< What is done cannot be undone. آنچه از دست رفت، دیگر به‌دست نمی‌آید. کاري که انجام شده رو نميشه باطل کرد. >>fas<< A good idea crossed his mind. ایده ی خوبی به ذهنم رسید. يه فکر خوب به ذهنش خطور کرد. >>fas<< The soldier aimed his gun at the man. سرباز با اسلحه به سمت مرد نشانه گیری کرد. اون سرباز اسلحه اش رو به طرف اون مرد نشونه گرفته بود >>fas<< My father is young. پدر من جوان است. پدرم جوونه. >>fas<< Why is dad in the kitchen? چرا پدر در آشپزخانه است؟ چرا بابا تو آشپزخونه ست؟ >>fas<< Sadly, she died before she could realize her dream. حیف که او پیش از رسیدن به رویایش مرد. متاسفانه اون قبل از اينکه بتونه روياهاش رو بفهمه مرد >>fas<< Impatience is a definite impediment to success. بیصبری مانع بی چون و چرای پیشرفت است. بی‌صبری مانعی برای موفقیت است . >>fas<< Welcome to Tatoeba! به تتويبا خوش آمدید! به تاتوبا خوش اومدي! >>fas<< The Internet changed everything. اینترنت همه چیز را دگرگون کرد. اینترنت همه چیز را تغییر داد. >>fas<< What did you answer? تو چه جواب دادی؟ چي جواب دادي؟ >>fas<< I'm bad at sports. من در ورزش کارکشته نیستم. من تو ورزش بدم >>fas<< Be careful. مراقب باش. مراقب باش. >>fas<< Close the window. بنجره را قفل کن. پنجره رو ببند >>fas<< The stars came out. ستاره ها بیرون آمدند. ستاره ها بيرون اومدن. >>fas<< He seems tired. او خسته به نظر می رسد. به نظر خسته مياد. >>fas<< You can't expect me to always think of everything! نباید همیشه انتظار داشته باشی که من فکر همه چیز را بکنم! تو نميتوني از من انتظار داشته باشي که هميشه به همه چيز فکر کنم >>fas<< The radio was invented by Marconi. رادیو توسط مارکونی اختراع شد. رادیو توسط مارکونی اختراع شده >>fas<< Tom told me that the trip was off. تام به من گفت که سفر لغو شده است. تام بهم گفت که سفر تموم شده >>fas<< I last saw him in the car park. آخرین بار توی پارکینگ دیدمش. آخرين بار تو پارک ديدمش >>fas<< Who is not unwell? چه کسی حالش خوب نیست؟ کي مريض نيست؟ >>fas<< What's her plan? نقشش چیه? نقشه اش چيه؟ >>fas<< I want to close the account. می خواهم حسابم را ببندم. ميخوام حساب رو ببندم >>fas<< The car you sold me is too big for us. Can I sell it back to you? ماشینی که به من فروختی برای ما بزرگه. می شه بهت بفروشمش؟ ماشيني که تو به من فروختي براي ما خيلي بزرگه ميتونم بهت برگردونمش؟ >>fas<< You may catch sight of our house from the train. می توانی خانه ما را از قطار ببینی. ممکنه خونه‌ي ما رو از قطار ببيني >>fas<< How did you come up with such a good excuse? چگونه چنین بهانهٔ خوبی پیدا کردی؟ چطور چنين بهونه ي خوبي پيدا کردي؟ >>fas<< For the lack of something better to do, Tom started cleaning his room. تام شروع به تمیز کردن اناقش کرد. زیرا کار بهتری برای انجام دادن نداشت. "تام" به خاطر نداشتن يه کار بهتر شروع کرد به تميز کردن اتاقش. >>fas<< During the war, people went through many hardships. در طول جنگ مردم متحمل سختی های زیادی شدند. در طول جنگ ، مردم مشکلات بسیاری را پشت سر می‌گذاشتند . >>fas<< I'm fine. خوبم. من خوبم. >>fas<< With all the effort you've put in, is that all you could come up with to bore me to tears? با این همه تلاشی که کردی، کل چیزی که توانستی جور کنی همین بود که مرا به گریه بیندازی؟ با اين همه تلاشي که کردي تنها کاري که ميتوني بکني اينه که برام گريه کني؟ >>fas<< He always exaggerates his own abilities and others often believe him. او همیشه در استعدادهایش مبالغه گویی می کند و دیگران او را باور می کنند. او همیشه توانایی‌های خود را افزایش می‌دهد و دیگران اغلب او را باور می‌کنند . >>fas<< He abstained from smoking. او از سیگار کشیدن خودداری کرد. او از سیگار کشیدن خودداری کرد . >>fas<< I don't even know him. من حتی او را نمی شناسم. من حتي نميشناسمش >>fas<< Tom seems very happy. تام خیلی خوشحال به نظر می‌رسد. "تام" به نظر خيلي خوشحال مياد. >>fas<< The nurse cared for the patient very tenderly. پرستار با ملاطفت بسیار از بیمار مراقبت کرد. پرستار خيلي از بيمار مراقبت ميکرد >>fas<< Before you make a decision about your marriage, you should have a consultation with your parents. قبل از آنکه تصمیمی راجع به ازدواجت بگیری بهتر است با پدرو مادرت مشورت کنی. قبل از این که در مورد ازدواج خود تصمیم بگیرید، باید با والدین خود مشورت کنید. >>fas<< More coffee, please. باز هم قهوه لطفا. بازم قهوه، لطفاً. >>fas<< Some stars began to appear in the night sky. چند ستاره در آسمان شب شروع به پدیدار شدن کردند. برخی ستاره‌ها در آسمان شب ظاهر شدند . >>fas<< The train leaves in ten minutes. قطار تا ده دقیقه‌ی دیگر حرکت می‌کند. قطار تا ده دقيقه ديگه حرکت ميکنه >>fas<< What were you doing that moment? آن لحظه چه می کردی؟ اون لحظه داشتي چيکار ميکردي؟ >>fas<< Happy New Year! سال نو مبارک!‏ سال نو مبارک! >>fas<< He is curious about everything. او درمورد همه چیز کنجکاو است. اون در مورد همه چيز کنجکاوه >>fas<< I bought a pair of gloves. من یک جفت دستکش خریدم. من يه جفت دستکش خريدم >>fas<< I don't know him. من او را نمی شناسم. من اونو نميشناسم. >>fas<< The thief was arrested red-handed. دزد در حین سرقت دستگیر شد. دزد با دست قرمز دستگير شد >>fas<< When I grow up, I want to be a king. می خواهم وقتی بزرگ شدم شاه شوم. وقتي بزرگ شدم، ميخوام پادشاه بشم. >>fas<< Father sometimes took me to his office. پدرم گاهی مرا به اداره اش می برد. پدر بعضي وقتا منو به دفترش مي برد. >>fas<< Can you make it on time? می توانی آن را به موقع بسازی؟ ميتوني سر وقت بياي؟ >>fas<< I meant to ask you a question in the meeting but I missed out. می خواستم یک سوال ازت بپرسم توی جلسه ولی یادم رفت. ميخواستم يه سوال تو جلسه ازت بپرسم ولي دلم براي بيرون رفتن تنگ شده بود >>fas<< If you can't beat them, join them. اگر نمی توانی شکستشان دهی، به آنها بپیوند. اگه نميتوني شکستشون بدي، بهشون ملحق شو. >>fas<< Muiriel is 20 now. حالا موریل ۲۰ ساله است. موريل الان 20 سالشه >>fas<< Please feel free to have anything in the fridge. لطفا تعارف نکن ، راحت باش و هر چی که میخوای از یخچال بردار و بخور. لطفاً هر چيزي که توي يخچال هست رو احساس کن. >>fas<< Lately, he's achieved some pretty good results. اخیراً نتایج خیلی خوبی به دست آورده است. اخيراً به نتايج خيلي خوبي رسيده >>fas<< Why don't you be a good boy and sit down? چرا مثل یک بچه خوب نمی شینی؟ چرا پسر خوبي نميشي و نمي شيني؟ >>fas<< She has an equal number of grandsons and granddaughters. او به اندازه یکسان نوه پسری و دختری دارد. او دارای تعداد مساوی نوه‌ها و نوه‌ها است. >>fas<< They say that a large dam will be built. آنها می گویند که سد بزرگی ساخته خواهد شد. ميگن سد بزرگي ساخته ميشه >>fas<< Cologne lies on the Rhine. کلن بر روی راین قرار دارد. "کلن" روي "راين" دروغ ميگه. >>fas<< He has absolutely no enemies. او مطلقاً هیچ دشمنی ندارد. اون هيچ دشمني نداره >>fas<< Is there any room for me? جایی برای من وجود دارد؟ جايي براي من هست؟ >>fas<< I was your inspiration for this sentence, and you know it. خودت می‌دانی که این جمله را از من الهام گرفتی. من الهام بخش تو براي اين جمله بودم و خودتم ميدوني >>fas<< When will you visit me again? کی دوباره به من سر میزنی? کِي دوباره منو مي‌بيني؟ >>fas<< Tom says that he's lonely. تام گفت که او تنهاست تام ميگه که اون تنهاست >>fas<< Do you have breakfast at home? آیا در خانه صبحانه می خوری؟ تو خونه صبحونه ميخوري؟ >>fas<< How does he gain his living? او معاش خود را چگونه تامین می کند؟ چگونه می‌تواند به زندگی‌اش دست یابد ؟ >>fas<< He closed the door. او در را بست. اون در رو بست >>fas<< Don't throw away a good opportunity. فرصت خوب را به دور نیانداز. فرصت خوبي رو از دست نده. >>fas<< Hey! I'm Sepideh. سلام، من سپیده هستم. هی، من سپیده‌ام >>fas<< It was so dark. هوا خیلی تاریک بود. خيلي تاريک بود. >>fas<< Tom has three dogs. تام سه سگ دارد. تام سه تا سگ داره >>fas<< That's the village I was born in. آن روستایی است که من درش به دنیا اومدم. اين همون روستائيه که من توش بدنيا اومدم. >>fas<< Yesterday I was ill. دیروز کسالت داشتم. ديروز مريض بودم. >>fas<< The more you have, the more you have to lose. هرکه بامش بیش، برفش بیشتر. هرچي بيشتر داشته باشي، بيشتر بايد از دست بدي. >>fas<< I will recommend this website to all my friends. من این وب سایت را به همه دوستان من توصیه مى كنم. من اين وب سايت رو به تمام دوستام پيشنهاد ميکنم >>fas<< That's common sense. این از بدیهیات است. این یه حس عادیه. >>fas<< You are not trying! تو تلاش نمی کنی! تو سعي نمي کني! >>fas<< I can see the target. هدف را میتونم ببینم. ميتونم هدف رو ببينم. >>fas<< I want to see your older sister. می خواهم خواهر بزرگتر شما را ملاقات کنم. ميخوام خواهر بزرگترت رو ببينم >>fas<< In a sense, you are right. از یک جهت حق با توست. يه جورايي، حق با توئه. >>fas<< The greatness of a nation and its moral progress can be judged by the way its animals are treated. بزرگی یک ملت و تکامل اخلاقی آن می‌توانند از روی شیوهٔ رفتار با حیوانات آن قضاوت شوند. عظمت یک ملت و پیشرفت اخلاقی آن را می‌توان با رفتار حیواناتشان قضاوت کرد. >>fas<< Tom didn't shoot anybody. تام به کسی شلیک نکرد. تام به کسي شليک نکرد >>fas<< A fox smells its own lair first. روباه بوی گندش را زودتر از دیگران استشمام می‌کند. يه روباه اول بوي پناهگاه خودش رو ميده. >>fas<< Words hurt more than fists. کلمات بیشتر از مشت ها آسیب می زنند. کلمات بيشتر از مشت درد دارن. >>fas<< They winked at each other in a fraction of a second. آنها در کسری از ثانیه به هم چشمک زدند. آنان در یک ثانیه به یکدیگر چشمک می‌زدند . >>fas<< I fell asleep while reading. من در هنگام خواندن به خواب رفتم. وقتي داشتم کتاب مي خوندم خوابم برد. >>fas<< Death is only a horizon, and a horizon is nothing save the limit of our sight. مرگ تنها یک افق است؛ و افق چیزی بیش از حد دید ما نیست. مرگ فقط يه افقه، و افق چيزي جز محدوده ديد ما نيست. >>fas<< The man is under the tree. مرد درخت را تحت است. اون مرد زير درخته >>fas<< What's that vocabulary? آن کلمه چه بود؟ اون لغت نامه چيه؟ >>fas<< Homicide is punishable by death. قتل با مرگ مجازات پذیر است. قتل با مرگ قابل مجازاته >>fas<< He is a better swimmer than I. او بهتر از من شنا می کند. اون شناي بهتري نسبت به من داره >>fas<< Everybody is hoarding their cash. هر کسی پولش را ذخیره می‌کند. همه دارن پول‌هاشون رو جمع مي‌کنن >>fas<< Tom has been in and out of mental hospitals most of his life. تام بیشتر عمرش به تناوب در بیمارستان‌های روانی بستری بوده است. تام بيشتر عمرش تو بيمارستان هاي رواني بوده >>fas<< I think, therefore I am. من فکر می‌کنم, پس هستم. فکر کنم، پس هستم. >>fas<< Why does that bother you? چرا این اذیتت میکنه? چرا اين اذيتت ميکنه؟ >>fas<< I should've done that, but I didn't. اون کار رو باید می کردم، اما نکردم. بايد اينکارو ميکردم، ولي نکردم. >>fas<< Can you hear his singing? آبا آوازش را می توانی بشنوی؟ صداي آوازش رو ميشنوي؟ >>fas<< Wipe your tears. اشکات رو پاک کن اشک‌هات رو پاک کن >>fas<< She ignored me even when she met me on the street. او مرا نادیده گرفت حتی زمانی که مرا در خیابان دید. اون حتي وقتي منو تو خيابون ديد هم منو ناديده گرفت >>fas<< Dutch people can speak many languages. مردم هلند می‌توانند به زبان‌های زیادی صحبت کنند. آلمانی‌ها می‌توانند به زبان‌های مختلفی صحبت کنند. >>fas<< My youngest brother has two children from his first marriage, and another child from his second. کوچک ترین برادرم دو تا بچه از ازدواج اولش، و یکی دیگه از ازدواج دومش داره. برادر کوچکم از اولین ازدواجش دو فرزند دارد و یکی دیگر از بچه‌های دومش . >>fas<< I felt much more relaxed. من خیلی بیشتر احساس آرامش می کردم. احساس آرامش بيشتري داشتم. >>fas<< He was compelled to sign the contract. او مجبور شد قرارداد را امضاء کند. اون مجبور شده بود که قرارداد رو امضا کنه >>fas<< You are my prisoner. تو زندانی منی. تو زنداني مني >>fas<< Where is the market? بازار کجاست؟ (?Bāzār kojāst) بازار کجاست؟ >>fas<< Please don't touch. لطفا دست نزن. لطفاً دست نزن. >>fas<< If I wait, what's the possibility I can get a seat? اگر منتظر شوم، چقدر احتمال دارد جا گیرم بیاید؟ اگه صبر کنم، چه احتمالي هست که بتونم بشينم؟ >>fas<< "Thank you for helping me." "Don't mention it." "ممنون برای کمکتان." "قابلی نداشت." "ممنون که کمکم کردي" "بهش اشاره نکن" >>fas<< Even though he apologized, I'm still furious. با اینکه او معذرت خواسته من هنوز عصبانی ام. با اينکه معذرت خواهي کرد من هنوز عصباني هستم >>fas<< His pencil has a sharp point. خودکارش سر تیزی دارد. مدادش نقطه ي تيزي داره >>fas<< Never bite the hand that feeds you. هرگز دستی را گاز نگیر که به تو غذا می دهد. هیچوقت دستی که بهت غذا میده رو گاز نگیر >>fas<< Give me the reason for which you were absent yesterday. دلیلش را به من بگو که چرا دیروز غایب بودی. دلیل اینکه دیروز نبودی رو بهم بگو >>fas<< Know that victory and defeat are parts of anyone's life - except lives of cowards, of course. بدان که پیروزی و شکست جزء زندگی هر فردی هستند — البته به غیر از زندگی ترسوها. بدون که پیروزی و شکست بخشی از زندگی هر کسی هستن البته به جز زندگی ترسوها >>fas<< He's angry at his child. او از دست فرزندش عصبانی است. از دست بچه اش عصبانيه. >>fas<< I am eating. من در حال خوردن هستم. دارم غذا ميخورم. >>fas<< There were a bunch of highschoolers doing drugs within school grounds. تعدادی دانش‌اموز دبیرستانی داشتند در محوطهٔ مدرسه مواد مصرف می‌کردند. يه مشت بچه‌ي دبيرستاني بودن که توي محوطه‌ي مدرسه مواد مي‌زدن >>fas<< A thief believes everybody steals. کافر همه را به کیش خود پندارد. يه دزد فکر ميکنه همه دزدي ميکنن >>fas<< Yesterday my uncle bought a dog. دیروز عمویم سگی خریداری کرد. ديروز عموم يه سگ خريد >>fas<< Father set the alarm for six o'clock. پدر زنگ ساعت را برای ساعت شش تنظیم کرد. پدر ساعت 6 زنگ خطر رو روشن کرد >>fas<< I loosened my shoelaces. من بند کفشم را شل کردم. بند کفشام رو شل کردم >>fas<< I was still at home. من هنوز در خانه بودم. من هنوز خونه بودم >>fas<< Although many European researchers have studied ancient Persian literature in the nineteenth century, the new world is not paying attention to our contemporary literature. گرچه در قرن نوزدهم بسیاری از محققین غربی بر روی ادبیات قدیم فارسی تحقیق کرده اند، اما دنیای جدید هیچ توجهی به ادبیات معاصر ما نمی کند. با این که بسیاری از محققان اروپایی در قرن نوزدهم نشریات فارسی باستان را مطالعه کرده‌اند ، دنیای جدید به نشریات معاصر ما توجه نمی‌کند . >>fas<< Can you think of any reasons? آیا تو می توانی به دلایل آن فکر کنی؟ مي توني به هيچ دليلي فکر کني؟ >>fas<< Tom just loves pineapple upside-down cake. تام کیک آناناسی سر و ته شده را خیلی دوست دارد. "تام" فقط عاشق کیک وارونه ی آناناسه. >>fas<< With time on our hands now, let's do some good. یکمی وقت داریم بذار یک کار خوب انجام بدیم با گذشت زمان روي دستمون، بيا يه کار خوب بکنيم. >>fas<< Democracy is the worst form of government, except all the others that have been tried. دمکراسی بدترین نوع حاکمیت است، البته به جز انواع دیگر که امتحان شده‌اند. دموکراسی بدترین شکل دولته، بجز بقیه‌ای که امتحان شدن. >>fas<< You can sleep here. I don't mind. میتونی اینجا بخوابی. برای من فرقی نداره. تو ميتوني اينجا بخوابي برام مهم نيست >>fas<< Why won't anybody answer my questions? چرا هیچ کس پاسخ سؤالهایم را نمی دهد؟ چرا کسي به سوال هاي من جواب نميده؟ >>fas<< I'm not in the mood right now. الان حس و حالش رو ندارم. الان حوصله ندارم. >>fas<< The best way to solve a problem is sometimes the simplest. گاهی بهترین راه برای حل یک مسأله ساده‌ترین راه‌حل است. بهترین راه حل یک مشکل گاهی ساده تر است. >>fas<< I'll lend you my notebook. من دفتر یادداشتم را به ات قرض می دهم. دفتر يادداشتم رو بهت قرض ميدم. >>fas<< Tehran is in Iran. تهران در ایران است. تهران در ایران است. >>fas<< The goat had been tethered to the fence. بز به حصار بسته شده است. بز به حصار وصل شده بود >>fas<< The bar was packed. بار قلقله بود. بار بسته بود >>fas<< She shot a dog. او سگ را شلیک کرد. اون به يه سگ شليک کرد. >>fas<< I can only speak French. فقط می‌توانم فرانسوی حرف بزنم. من فقط ميتونم فرانسوي صحبت کنم >>fas<< Monday comes after Sunday. دوشنبه بعد از یکشنبه می آید. دوشنبه بعد از يکشنبه مياد >>fas<< We started at the same time. ما همزمان شروع کردیم. ما در همان زمان شروع کردیم. >>fas<< She asked for my help. او از من کمک خواست. اون ازم کمک خواست >>fas<< Let's ponder that for a moment. بگذار برای یک لحظه به آن غور کنیم. بيا يه لحظه بهش فکر کنيم. >>fas<< Where can we find the truth? حقیقت را در کجا می توانیم بیابیم؟ از کجا ميتونيم حقيقت رو پيدا کنيم؟ >>fas<< May I speak to Tom? می توانم با تام صحبت کنم؟ ميتونم با تام صحبت کنم؟ >>fas<< In everything, one should consider the end. در هر چیزی، باید آخر را در نظر گرفت. در همه چيز، يه نفر بايد پايان رو در نظر بگيره. >>fas<< They called the village New Amsterdam. آنها به آن دهکده نیو آمستردام می گویند. اونا به روستاي نو آمستردام زنگ زدن >>fas<< Never put off to tomorrow what you can do today. کار امروز را به فردا میفکن. هيچوقت فردا کاري رو که امروز ميتوني انجام بدي رو انجام نده. >>fas<< We need a place to stay for the night. ما به جایی نیاز داریم، که شب آنجا بمانیم. يه جايي لازم داريم که شب رو اينجا بمونيم. >>fas<< I'm gonna shoot him. با تیر او را خواهم زد. بهش شليک ميکنم. >>fas<< She had no one to turn to. او هیچ کسی را ندارد که راهنمایی اش کند. اون کسي رو نداشت که بهش تبديل بشه. >>fas<< Haste makes waste. عجله کار شیطان است. شما زباله درست مي کنيد. >>fas<< Please laugh! بخند لطفاً! خواهش ميکنم بخند! >>fas<< And they shall beat their swords into plowshares, and their spears into pruninghooks: nation shall not lift up sword against nation, neither shall they learn war any more. و ایشان از شمشیرهایشان گاوآهن و از نیزه هایشان اره های نجاری ساختند:نه ملتی بر دیگر ملت شمشیر خواهد کشید ونه آنها بیش از این،جنگ کردن خواهند آموخت. و شمشیرهای خود را برای گاوآهن خواهند شکست و نیزه‌هایشان را به نیزه‌ها خواهند انداخت: امتی بر ضد قوم شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ را نخواهند آموخت. >>fas<< We found a shelter for the storm. ما پناهگاهی در برابر طوفان پیدا کردیم. ما يه پناهگاه براي طوفان پيدا کرديم >>fas<< Don't criticize what you can't understand. به چیزی که نمی‌فهمید انتقاد نکنید. از چيزي که نمي‌توني بفهمي انتقاد نکن. >>fas<< A good deed never goes unpunished. خوبی هرگز بدون تاوان نمی‌ماند. يه کار خوب هيچوقت بي مجازات نميشه. >>fas<< Big automobiles consume a lot petrol. اتوموبیل‌های بزرگ زیاد بنزین مصرف می‌کنند. ماشين هاي بزرگ بنزين زيادي مصرف ميکنن >>fas<< Scotland can be very warm in September. اسکاتلند در ماه سپتامبر ممکن است خیلی گرم باشد. اسکاتلند ميتونه در سپتامبر خيلي گرم باشه >>fas<< I'm sorry to call you this late at night, but I really needed someone to talk to. متأسفم که شب اینقدر دیروقت به شما زنگ می‌زنم، ولی واقعاً احتیاج داشتم که با کسی حرف بزنم. ببخشيد که اين وقت شب بهت زنگ زدم ولي واقعاً به يه نفر نياز داشتم که باهاش حرف بزنم >>fas<< After us, the Deluge. سیلاب به دنبال ما. بعد از ما طوفان >>fas<< I think that my mom knows. فکر کنم مادرم میداند. فکر کنم مامانم بدونه >>fas<< This store's hamburgers taste better than that one's. همبرگرهای این مغازه از آن یکی طعم بهتری دارد. همبرگرهاي اين مغازه مزه بهتري از اون يکي دارن >>fas<< It's the least I can do. این حداقل کاری است که می توانم انجام دهم. اين کمترين کاريه که ميتونم بکنم >>fas<< I want to be a teacher. می‌خواهم معلم شوم. ميخوام يه معلم بشم. >>fas<< I know that Tom is a very valuable client. من میدونم که تام مشتری ارزشمندی است ميدونم که "تام" يه مشتري خيلي با ارزشه. >>fas<< Kindness is the language which the deaf can hear and the blind can see. مهربانی زبانی است که در آن کر می‌تواند بشنود و کور می‌تواند ببیند. مهربانی زبانی است که کران آن را می‌شنوند و نابینایان آن را می‌بینند . >>fas<< Mozart: one of the great musical prodigies of all time. موتسارت: یکی از بزرگترین اعجوبه‌های موسیقی همهٔ اعصار. موتزارت: یکی از بزرگترین پیش‌بینی‌های موسیقی در تمام دوران. >>fas<< Christopher Columbus abhorred historical inaccuracies. کریستف کلمب از اشتباهات تاریخی تنفر داشت. "کريستوفر کلمبوس" از اتفاقات تاريخي متنفر بود. >>fas<< I've never seen anything like this before. من تا به حال چیزی مانند این ندیدم. تا حالا همچين چيزي نديده بودم >>fas<< I don't see Tom a whole lot. تام را چنان زیاد ملاقات نمی کنم من تام رو زياد نمي بينم. >>fas<< It wasn't me who lied, rather it was you. من نبودم که دروغ گفتم، بلکه تو بودی. اين من نبودم که دروغ گفتم، بلکه تو بودي. >>fas<< Try some of this cake. یک کم از این کیک امتحان کن. يه کم از اين کيک رو امتحان کن. >>fas<< He has no specific aim. اون هیچ هدف مشخصی نداره. اون هدف خاصي نداره >>fas<< By means of a super high-pressure water spray practically all the sediment is removed. از طریق اسپری آب فشار قوی عملاً همهٔ رسوب زدوده می‌شود. با يه اسپري آب خيلي پرفشار عملاً همه‌ي سم‌ريزي‌ها از بين ميره >>fas<< At first, he thought English very difficult, but now he thinks it is easy. در ابتدا، او فکر می کرد انگلیسی خیلی سخت است، اما اکنون او فکر می کند آسان است. در ابتدا، او فکر می‌کرد انگلیسی بسیار مشکل است، اما حالا فکر می‌کند که آسان است. >>fas<< You know, I don't want to kill you. میدونی، نمیخوام بکشمت. مي‌دوني، نمي‌خوام بکشمت. >>fas<< Why don't you work? چرا کار نمی کنی؟ چرا کار نميکني؟ >>fas<< What is your name? اسم شما چیست؟ اسمت چيه؟ >>fas<< The idea is not in itself a bad one. این ایده به خودی خود ایده بدی نیست. این ایده در خود ایده بدی نیست. >>fas<< The car turned abruptly. ماشین ناگهانی پیچید. ماشين ناگهان تبديل به ماشين شد. >>fas<< Tom learnt that he was the only convict sentenced to life imprisonment in that prison. تام فهمید که تنها زندانی محکوم به حبس ابد در آن زندان بود. تام فهميد که اون تنها محکوم به حبس ابد در اون زندان بوده >>fas<< She had hardly begun to read the book before someone knocked at the door. هنوز شروع به خواندن کتاب نکرده بود که کسی در زد. قبل از اينکه کسي در رو بزنه به سختي کتاب رو خونده بود >>fas<< This plant isn't edible. این گیاه خوردنی نیست. اين گياه غذا نميخوره. >>fas<< I think this suit is much superior to that one in quality. به نظرم این کت کیفیتش خیلی بالاتر از اون یکیه فکر کنم اين لباس خيلي بالاتر از اون يکي با کيفيته >>fas<< Basket weaving is an extinct art. سبدبافی یک هنر منقرض‌شده است. ساختن باسکت یک هنر منقرض شده است. >>fas<< You accused him of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردی. تو متهمش کردي که دوچرخه رو دزديده >>fas<< I brought you some more books to read. برات چند تا کتاب آوردم که به بخونی. چند تا کتاب ديگه برات آوردم که بخوني >>fas<< Leaves go brown in autumn. برگ ها قهوه ای می شن توی پاییز. برگ‌ها در پاييز قهوه‌اي مي‌شن >>fas<< I think Tom will win. فکر می کنم تام برنده خواهد شد. فکر کنم "تام" برنده بشه. >>fas<< She made me hurry. او مرا شتابزده کرد. مجبورم کرد عجله کنم. >>fas<< You look sleepy. تو خواب آلود به نظر می رسی. به نظر خواب آلود مياي. >>fas<< Show me short-sleeved ones, please. پیراهن های آستین کوتاه را به من نشان بده. لطفاً اون لباس هاي کوتاه رو نشونم بده. >>fas<< She lost her handbag. او کیف‌دستی‌اش را گم کرد. کيفش رو از دست داد. >>fas<< Be with God and be a lord. (Obey God to be a king) با خدا باش و پادشاهی کن. با خدا باش و يک پادشاه باش >>fas<< Tom got so absorbed in his work that he forgot to eat. تام به قدری جذب کارش شده بود که یادش می‌رفت غذا بخورد. تام اينقدر درگير کارش شد که يادش رفت غذا بخوره >>fas<< They became good friends. آنها دوستان خوبی شدند. اونا دوستاي خوبي شدن. >>fas<< I need you. بهت احتیاج دارم. من بهت احتياج دارم. >>fas<< Fantastic! خیلی با حال! بسیار عالی! فوق العاده ست! >>fas<< I promise to make no promises. من قول می‌دهم که هیچ قولی ندهم. قول ميدم هيچ قولي ندم. >>fas<< He'll come before lunch if he comes at all. قبل از ناهار میاد البته اگر اصلا بیاد. اون قبل از ناهار مياد اگه اصلا بياد >>fas<< I have peace at home. من در خانه آرامش دارم. من تو خونه آرامش دارم >>fas<< Tom is a real nerd. تام یک خرخوان واقعی است. "تام" يه احمق واقعيه. >>fas<< Ah! آه! آه! >>fas<< You are saying you intentionally hide your good looks? منظورت این است که عامدانه خوشگلی ات را پنهان می کنی؟ داري ميگي که عمداً ظاهر خوبت رو مخفي ميکني؟ >>fas<< Better buy than borrow. خریدن بهتر از قرض گرفتن است. بهتر از قرض گرفتنه >>fas<< I had no choice but to take the plane. من انتخاب دیگری نداشتم جز اینکه سوار هواپیما شوم. من چاره اي نداشتم جز اينکه هواپيما رو بگيرم >>fas<< I am trying to learn English. من به شدت تلاش مي كنم كه زبان انگليسي ياد بگيرم دارم سعي ميکنم انگليسي ياد بگيرم >>fas<< Don't scatter your things about. وسایلت رو پخش و پلا نکن وسایلت رو جمع و جور نکن >>fas<< He turned traitor. او خیانتکار شد. اون خائن شد >>fas<< Don't look surprised. ادای آدمهای متعجب را در نیاور. تعجب نکن. >>fas<< They understood my plight. آنها شرایط بحرانی مرا فهمیدند. اونا مشکل منو درک کردن. >>fas<< Stop crying! گریه را بس کن! گريه نکن! >>fas<< I'm going to have to dye my hair. می خواهم موهایم را رنگ کنم. بايد موهام رو رنگ کنم >>fas<< He was hospitalized for over a month before dying. او قبل از مرگ، بیش از یک ماه بستری شده بود. اون بيشتر از يک ماه قبل از مرگ بستري شده بود >>fas<< Tom blamed himself for Mary's death. تام خود را به خاطر مرگ ماری مقصّر می دانست. "تام" خودش رو به خاطر مرگ "مري" مقصر ميدونست. >>fas<< I think it true. فکر می کنم درست است. فکر کنم حقيقت داشته باشه. >>fas<< Sunlight is the main source of vitamin D. نور خورشید منبع اصلی ویتامین دی است. نور خورشید منبع اصلی ویتامین دی است. >>fas<< I need to meet more Peruvian friends. من باید دوستان پرویی بیشتری پیدا کنم. بايد دوستاي پرووي بيشتري رو ببينم >>fas<< The walls have ears, the doors have eyes. دیوار موش دارد، موش هم گوش دارد. ديوارها گوش دارن درها چشم دارن >>fas<< Although I was tired, I did my best. هرچند خسته بودم، حداکثر ممکن سعی ام را کردم. اگرچه خسته بودم، تمام تلاشم رو کردم. >>fas<< I will sue you. ازت شکایت می کنم ازت شکايت ميکنم. >>fas<< The old man spoke with me in French. پیرمرد به فرانسه با من صحبت کرد. اون پيرمرد به فرانسوي باهام حرف زد >>fas<< There are no students who can speak English well. هیچکدام از دانشجویان نمی‌توانند به انگلیسی خوب صحبت کنند. هیچ دانش آموزی نیست که بتواند به خوبی انگلیسی صحبت کند. >>fas<< You're the one I need now. تو کسی هستی که الان بهش احتیاج دارم. تو کسي هستي که من الان بهش نياز دارم >>fas<< His unhappiness when he heard her voice changed into happiness. بدبختی او هنگامی که صدای او را شنید تبدیل به خوشبختی شد. غم و اندوهش وقتي شنيد که صداش به شادي تبديل شد >>fas<< Please lock the door before you go out. لطفا قبل از آنکه به بیرون بروی در را قفل کن. لطفا در رو قفل کن قبل از اينکه بري بيرون >>fas<< You are my friend. تو دوستم هستی تو دوست مني >>fas<< He is sure to carry out the task assigned to him. او مطمئناً وظیفه ای را که به او محول شده است، انجام خواهد داد. او مطمئناً وظیفه‌ای را که به او واگذار شده است به انجام می‌رساند . >>fas<< It occurred to me while I was waiting for Tom that maybe I shouldn't have invited Mary. همانطور که منتظر تام بودم، به ذهنم خطور کرد که شاید بهتر بود ماری را دعوت نمی کردم. وقتي منتظر تام بودم به ذهنم رسيد که شايد نبايد مري رو دعوت ميکردم >>fas<< On the one hand I called you to invite you to dinner, on the other to tell you my son is getting married. از یک طرف می خواستم به شام دعوتت کنم و از طرف دیگه می خواستم بگم که پسرم ازدواج کرده از يه طرف بهت زنگ زدم تا براي شام دعوتت کنم از طرف ديگه تا بهت بگم پسرم داره ازدواج ميکنه >>fas<< There is a knife missing. یک چاقو گم شده است. يه چاقو گم شده >>fas<< The kingdom ruled over that land for years. آن پادشاه سال ها بر آن سرزمین حکومت کرد. پادشاهی برای سال‌ها بر آن سرزمین حکمرانی می‌کرد . >>fas<< She seldom, if ever, goes to bed before eleven. او به ندرت یا هیچ گاه قبل از یازده به رختخواب می رود. اون به ندرت قبل از 11 به رختخواب ميره >>fas<< Does Tom have a key to Mary's apartment? آیا تام کلید خانه ی ماری را دارد؟ تام کليد آپارتمان مري رو داره؟ >>fas<< I am a vegetarian. گیاه خواری هستم. من گياه خوارم >>fas<< It's incredible. آن باور نکردنی است. باور نکردنيه. >>fas<< The fruits belong to all of you, but the earth belongs to no one. میوه ها متعلق به همه ی شماست اما زمین متعلق به هیچ کس نیست. و برای شما میوه‌ها (ی گوناگون) است، و زمین (در آن) برای هیچ کس نیست. >>fas<< We must select a suitable person for any post. برای هر پست باید فرد مناسبی را انتخاب کنیم. ما بايد يه شخص مناسب براي هر پستي انتخاب کنيم >>fas<< What criteria do you use in deciding who to vote for? برای تصمیم‌گیری در مورد اینکه به چه کسی رأی بدهید، از چه معیارهایی استفاده می‌کنید؟ در تصمیم گیری برای رأی دادن از چه معیاری استفاده می کنید؟ >>fas<< Mary ran. ماری دوید. "مري" فرار کرد. >>fas<< At four we could go home. ساعت چهار توانستیم به خانه برویم. ساعت 4 ميتونيم بريم خونه >>fas<< They're mocking you. آنها تو را مسخره می کنند. دارن مسخره‌ت مي‌کنن. >>fas<< May God bless you. خدا به تو برکت بدهد. خدا خيرتون بده. >>fas<< This problem is difficult for me to solve. برایم دشوار است که این مسئله را حل کنم. اين مشکل براي من سخته که حل کنم >>fas<< Does she like me? من رو دوست داره؟ از من خوشش مياد؟ >>fas<< Whatever she says is true. هر چه او می گوید حقیقت دارد. هر چي که ميگه درسته. >>fas<< These things are very hard to come by these days. این چیزا این روزا سخت به دست میاد. اين روزا خيلي سخته که اين چيزا رو ببيني. >>fas<< Tom is wearing a plaid jacket today. امروز تام یک ژاکت چهارخانه پوشیده است. "تام" امروز يه کت پليد پوشيده. >>fas<< Is this ladder strong enough to bear my weight? این نردبان اینقدر محکم هست که وزن من رو تحمل کنه؟ اين نردبان اونقدر قوي هست که بتونه وزن منو تحمل کنه؟ >>fas<< The pioneers overcame a set of obstacles. پیشگامان بر موانع بسیاری غلبه کردند. پیشگامان بر موانعی غلبه کردند . >>fas<< It takes two to tango. برای رقص تانگو دو نفر لازم است. دو تا تا تانگو لازمه >>fas<< We must preserve birds. ما باید از پرندگان حفاظت کنیم. ما بايد پرنده ها رو حفظ کنيم >>fas<< The factory is keyed to produce men's wear. این کارخانه مخصوص تولید پوشاک مردانه است. کارخونه کليد توليد لباس مردانه رو داره >>fas<< He said with a perplexed expression, "I've heard nothing, so I can't say anything." او با ظاهری بهت زده، گفت: من چیزی نشنیده ام، بنابراین نمی توانم چیزی بگویم. او با یک عبارت گیج کننده گفت، "من چیزی نشنیده ام، بنابراین من نمی توانم چیزی بگویم." >>fas<< He lost his happiness in the end. در نهایت او خوشبختی خود را از دست داد. او در آخر شادی خود را از دست داد . >>fas<< Would you like another piece of cake? یک تکه‌ی کیک دیگر میل دارید؟ يه تيکه کيک ديگه ميخواي؟ >>fas<< They're a fascist. او فاشیست است. اونا يه فاشیست هستن. >>fas<< She denied her marital status. او وضعیت تأهل خود را کتمان کرد. اون وضعيت ازدواجش رو انکار کرد. >>fas<< I was beautiful. من خوشگل بودم. من زيبا بودم. >>fas<< We must stand up for our rights. باید از حقوقمان دفاع کنیم. ما بايد براي حقوقمون بايستيم >>fas<< It is fantastic. فوق العاده است. فوق العاده ست. >>fas<< I'm in Tehran. من در تهران هستم. من تو تهرانم >>fas<< Everybody knew she could speak English well. همه می‌دانستند که او می‌تواند انگلیسی را خوب صحبت کند. همه مي دونستن که اون مي تونه خوب انگليسي صحبت کنه >>fas<< Please take care of my peacocks. لطفا مراقب طاووس های من باش. لطفاً مراقب سنجابهاي من باش. >>fas<< Close that door. ان درب را ببند. اون در رو ببند >>fas<< I make it a rule never to smoke while I'm sleeping. من با خود عهد کرده‌ام هنگام خوابیدن هرگز سیگار نکشم. من اين قانون رو مي سازم که تا وقتي خوابم سيگار نکشم. >>fas<< Take whichever you want. هر وقت می خواهی بگیر. هر کدوم رو که ميخواي بردار. >>fas<< Good films broaden our horizons. فیلم‌های خوب افق دید ما را وسیع‌تر می‌کنند. فیلم‌های خوب افق‌های ما را گسترش می‌دهند . >>fas<< Worrying is like paying a debt you don't owe. نگران شدن مانند پرداختن یک بدهی است که مدیون نیستید. نگرانی مثل پرداخت بدهی هست که مدیونش نیستی >>fas<< By God, I never knew that. بخدا قسم، من هرگز او را نمی شناختم. به خدا، من هيچوقت اينو نميدونستم. >>fas<< Served you right! به درک درست بهت خدمت کردم! >>fas<< Don't offend anyone! به کسی حمله نکن! به کسي توهين نکن! >>fas<< Better late than never. دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. تا دير وقت بهتر از هيچ وقت. >>fas<< How do you feel about the Gulf War? احساس شما در مورد جنگ خلیج (فارس) چیست؟ در مورد جنگ خليج چه احساسي داري؟ >>fas<< The sun is a star. خورشید یک ستاره است. خورشيد يه ستاره است. >>fas<< I can't come with you today. امروز نمیتونم با تو بیام. امروز نميتونم باهات بيام. >>fas<< It will take a long time to live down your disgrace. خیلی طول می کشه تا آبروی از دست رفته رو به دست بیاری خيلي طول ميکشه تا با بي شرمي خودت زندگي کني. >>fas<< I don't adhere to any particular political tendency. من از هیچ گونه گرایش سیاسی خاص تبعیت نمی کنم. من هيچ تمايل سياسي خاصي ندارم >>fas<< I'm at a loss for words. در کلام نمی گنجد. من براي حرف زدن از دست دادم. >>fas<< I think she is a good dancer. من فکر می کنم که او(دختر) یک رقصنده خوب است. فکر کنم رقاص خوبيه. >>fas<< His mother was a singer. مادر او یک خواننده بود. مادرش خواننده بود >>fas<< She refused to say more about that matter. او قبول نکرد بیشتر در آن مورد بگوید. اون بيشتر در اين مورد حرف نزد. >>fas<< Let's think about the worst that could happen. فرض کنیم بدترین حالت ممکن رخ دهد. بيا به بدترين اتفاقي که ممکنه بيفته فکر کنيم >>fas<< I hope that I don't regret this. امیدوارم از این کار پشیمان نشوم. اميدوارم که از اين کار پشيمون نباشم >>fas<< She has some money of her own. او مقداری پول از آن خود دارد. اون پول خودش رو داره >>fas<< My life would have been completely empty without you. بدون شما زندگی من کاملاً خالی می‌بود. زندگي من بدون تو کاملا خالي بود >>fas<< It had to come from somewhere. بالاخره باید از یک جایی می آمد. بايد از يه جايي ميومد >>fas<< Don't leave any traces. هیچ ردپایی باقی نگذار. هيچ اثري جا نذار. >>fas<< Don't touch that! It's sharp! دست نزن بهش خیلی تیزه بهش دست نزن، تيزه! >>fas<< If you care to, you may come with us. اگر برایت اهمیت دارد، می توانی با ما بیایی. اگه دوست داري ميتوني با ما بياي >>fas<< In the absence of justice, what is sovereignty but organized robbery? در فقدان عدالت، حاکمیت چیزی نخواهد بود مگر دزدی سازمان یافته. در نبود عدالت ، سلطنت چیست ، اما دزدی سازمان‌یافته‌ای است ؟ >>fas<< Tom looks happy. تام خوشحال به نظر می‌رسد. "تام" به نظر خوشحال مياد. >>fas<< He who praises everyone praises nobody. آنکه همه را تمجید می‌کند، هیچکس را تمجید نمی‌کند. کسی که همه را ستایش می‌کند ، هیچ کس را ستایش نمی‌کند . >>fas<< I find it hard to believe that Tom was involved in the kidnapping. دشوار می توانم باور کنم که تام در آدم ربایی شرکت داشته. باورش برام سخته که "تام" توي آدم ربايي دست داشته. >>fas<< There wasn't anyone there. هیچ کس آنجا نبود. کسي اونجا نبود >>fas<< It's too late to shut the barn door after the horse is stolen. نوشدارو بعد از مرگ سهراب. بعد از اينکه اسب دزديده شد ديگه براي بستن در انبار خيلي دير شده >>fas<< How do you like to relax and chill out at the end of a long working day? بعد از یک روز طولانی مدت کاری چطور دوست داری استراحت کنی? چطور دوست داري آروم باشي و در پايان يه روز کاري طولاني آروم باشي؟ >>fas<< Much caution does no harm. کار از محکم کاری عیب نمی‌کند. احتیاط زیاد به درد نمی‌خوره >>fas<< Have you ever pruned a tree? تا به حال یک درخت را هرس کرده‌اید؟ تا حالا يه درخت رو پاک کردي؟ >>fas<< Tom was ticketed for passing on a yellow line. تام به سبب عبور از خط زرد جریمه شد. "تام" براي عبور از خط زرد بليط گرفته بود. >>fas<< Whenever I find something I like, it's too expensive. هر وقت از چیزی خوش ام می آید خیلی گران است. هر وقت چيزي پيدا ميکنم که دوست دارم، خيلي گرونه. >>fas<< I usually get up at eight o'clock. معمولا ساعت ۸ بلند می‌شوم. من معمولا ساعت 8 بيدار ميشم >>fas<< He is writing something. او چیزی می نویسد. داره يه چيزي مي نويسه. >>fas<< I don't know what to say. نمی دانم چه بگویم. نميدونم چي بگم. >>fas<< It's not a good idea to ask a woman how old she is. ایده خوبی نیست که از یک زن بپرسید شما چند سالتونه؟ اين فکر خوبي نيست که از يه زن بپرسي چند سالشه >>fas<< I have to work tonight. باید امشب کار کنم. بايد امشب کار کنم. >>fas<< Not all the candidates can pass the examination. همه‌ی داوطلبان نمی‌توانند در امتحان قبول شوند. همه نامزدها نمی توانند در آزمون شرکت کنند. >>fas<< A real friend is like a rare bird. یک دوست واقعی همانند پرنده ای کم نظیر است. يه دوست واقعي مثل يه پرنده کميابه >>fas<< The train runs every thirty minutes. ترن هر سی دقیقه یک بار حرکت می کنه قطار هر سي دقيقه حرکت ميکنه. >>fas<< I couldn't think of any reason why Tom would be late. نمی توانم علّتی بیابم که چرا تام باید دیر کند. به هيچ دليلي فکر نمي کردم که چرا "تام" دير کرده باشه. >>fas<< I am not the man I was when you knew me first. من همان مردی نیستم که تو در ابتدا مرا می شناختی. من اون مردي نيستم که وقتي اول منو ميشناختي، بودم. >>fas<< They could not cope with those difficulties. آنها نمی توانستند از عهده ی آن مشکلات برآیند. آنان نمی‌توانستند با این مشکلات کنار بیایند . >>fas<< It began to rain as we came near the pass. وقتی نزدیک گذرگاه رسیدیم، باران شروع به باریدن کرد. وقتي به گذرگاه رسيديم بارون شروع شد. >>fas<< Violators will be ticketed. تخطی‌کنندگان جریمه خواهند شد. ويولاتورها بليط ميگيرن >>fas<< The Earth is round. زمین گرد است. زمين در حال گردشه. >>fas<< The children of Adam are limbs of each otherHaving been created of one essence.When the calamity of time afflicts one limbThe other limbs cannot remain at rest.If you have no sympathy for the troubles of othersYou are not worthy to be called by the name of "man". بنی‌آدم اعضای یک‌پیکرند// که در آفرینش زیک گوهرند// چو عضوی به‌درد آورد روزگار// دگر عضوها را نماند قرار// تو کز محنت دیگران بی‌غمی// نشاید که نامت نهند آدمی بچه‌های آدم اندام‌های یکدیگر را از یک اصل تشکیل می‌دهند. هنگامی که مصیبت زمان به یکی از اعضای دیگر می‌رسد، اعضای دیگر نمی‌توانند در آرامش باقی بمانند. اگر شما هیچ دلسوزی نسبت به مشکلات دیگران ندارید، شایسته این نیست که شما به نام "مرد" خوانده شوید. >>fas<< My mother's feeling better. حال مادرم بهتر است. مادرم حالش بهتر شده. >>fas<< For whom have you brought the bone? برای چه کسی این استخوان را خریده ای؟ استخون رو براي کي آوردي؟ >>fas<< If you drive carefully you'll avoid accidents. اگر با احتیاط رانندگی کنی تصادف نخواهی کرد. اگه با دقت رانندگي کني از تصادفات دوري ميکني >>fas<< Love is giving something one doesn't have. عشق دادن آن چیزی است که خود انسان آن را ندارد. عشق داره چيزي رو ميده که کسي نداره >>fas<< Bill stopped smoking. بیل سیگار را ترک کرد. بيل سيگار کشيدن رو متوقف کرد >>fas<< I was awaiting for a calf. God sent a kid. منتظر گوساله بودم، خدا بچه فرستاد. من منتظر يه گوساله بودم خدا يه بچه فرستاده بود >>fas<< Nobody volunteered. هیچ کس داوطلب نشد. هيچکس داوطلب نشد. >>fas<< I have to oppose this idea. من باید با این ایده مخالفت کنم. بايد با اين ايده مخالفت کنم. >>fas<< Can I take a break? می توانم استراحت کنم؟ میشه یه استراحتی بکنم؟ >>fas<< She regretted not having gone into music. او پشیمان بود از اینکه به سراغ موسیقی نرفته است. اون از اينکه به موسيقي نرفته پشيمونه. >>fas<< She tried. او سعی کرد. اون سعي کرد. >>fas<< I don't like this book. من این کتاب را دوست ندارم من از اين کتاب خوشم نمياد >>fas<< You should ask your father for his advice and follow it. تو باید از پدرت راهنمایی بخواهی و به آن عمل کنی. بايد از پدرت نصيحتش رو بخواي و ازش پيروي کني >>fas<< For the world, you are somebody, but for somebody you are the world. برای دنیا شما کسی مثل دیگران هستید، اما برای کسی شما کل دنیا هستید. براي دنيا، تو يه کسي هستي، ولي براي کسي که تو دنيا هستي. >>fas<< He's afraid of dogs. او از سگ ها می ترسد. اون از سگ مي ترسه. >>fas<< There is a downhill after every uphill. بعد از هر سربالایی یک سرازیری است. بعد از هر تپه‌ای یک تپه‌ای وجود دارد. >>fas<< I haven't done anything like this in a long time. خیلی وقت است چنین کاری نکرده‌ام. خيلي وقته که همچين کاري نکردم. >>fas<< It's a bit early to be drinking, isn't it? کمی برای نوشیدن زود است، این طور نیست؟ یکم برای نوشیدن زوده، مگه نه؟ >>fas<< If "every rule has at least one exception" is a rule, then at least one rule has no exception. اگر این قاعده که «هر قاعده‌ای حداقل یک استثنا دارد» یک قاعده باشد، پس حداقل یک قاعده هیچ استثنائی ندارد. اگر هر قانون حداقل یک استثنا داشته باشد، حداقل یک قانون وجود ندارد. >>fas<< This computer is obsolete. این کامپیوتر منسوخ شده است. این کامپیوتر منسوخ شده >>fas<< There are a lot of tools in the box. ابزارهای زیادی در جعبه وجود دارد. کلي ابزار توي جعبه هست. >>fas<< Speaking of Switzerland, have you ever been there in winter? حالا که صحبت از سویس شد، شما هیچ وقت زمستان به آنجا رفته‌اید؟ صحبت از سوئيس شد، تا حالا زمستون اونجا بودي؟ >>fas<< The man, in short, is not to be trusted. به طور خلاصه، به این مرد نباید اعتماد کرد. اون مرد، به طور خلاصه، قابل اعتماد نيست. >>fas<< The bridge is supported by 10 posts. پل با 10 ستون نگاه داشته شده است. این پل توسط ۱۰ پست پشتیبانی می‌شود. >>fas<< He stayed there for three days. او سه روز در آنجا ماند. سه روز اونجا موند >>fas<< I'm ordering you not to obey my orders. من به شما دستور می‌دهم از فرمانهایم اطاعت نکنید. بهت دستور ميدم که از دستوراتم اطاعت نکني >>fas<< That was probably what influenced their decision. احتمالا همین روی تصمیم شان تاثیر گذاشته. احتمالاً این تصمیم آنان را تحت تأثیر قرار می‌داد . >>fas<< I should've listened more carefully. من باید با دقت بیشتری گوش می دادم. بايد با دقت بيشتر گوش ميدادم >>fas<< Are you busy? سرت شلوغ است؟ سرت شلوغه؟ >>fas<< He knows most who speaks least. آنکس بیشتر می‌داند که کمتر حرف می‌زند. اون بيشتر مي‌دونه کي حرف مي‌زنه. >>fas<< The elephant was brought to the zoo. آن فیل به باغ وحش برده شد. فيل به باغ وحش آورده شد >>fas<< It needs to be done in the same way. باید به همون روش انجام بشه. بايد به همون شکل انجام بشه. >>fas<< I correspond with many friends in Canada. من با بسیاری از دوستان در کانادا نامه نگاری می کنم. من با دوستان زیادی در کانادا در ارتباطم. >>fas<< Thanks for inviting me. تشکر برای دعوت کردن من. ممنون که دعوتم کردي. >>fas<< If a philosopher doesn't have a long, white beard, I don't trust him. اگر یک فیلسوف یک ریش سفید و بلند نداشته باشد به او اعتماد نمی‌کنم. اگه يه فيلسوف ريش بلند و سفيد نداشته باشه، بهش اعتماد ندارم. >>fas<< A grand jury found him not guilty of any crime. هیئت منصفه‌ی عالی او را از هر جرمی بی‌گناه دانست. هیئت منصفه متوجه شد که اون به هیچ جرمی گناهکار نیست >>fas<< He was not aware that the praise was a satire in disguise. او واقف نبود که تمجید یک طعنه در لباس مبدل است. او نمی‌دانست که حمد و ستایش در لباس مبدل است . >>fas<< Don't make a mountain out of a molehill. از کاهی کوهی ساختن. از يه تپه کوه درست نکن. >>fas<< Who will be the next pope? پاپ بعدی چه کسی خواهد بود؟ پاپ بعدي کيه؟ >>fas<< I had to abstain from smoking while I was in the hospital. من مجبور بودم هنگامی که در بیمارستان بودم از سیگار کشیدن اجتناب کنم. وقتی در بیمارستان بودم ، مجبور بودم سیگار نکشم . >>fas<< Hi, Father. سلام بابا. سلام پدر >>fas<< The tongue ever turns to the aching tooth. زبان همیشه به دندانی که درد می‌کند می‌خورد. زبان هرگز به دندان درد آور تبدیل نمی شود. >>fas<< The two buildings adjoin. دو ساختمان مجاور هم هستند. دو تا ساختمون به هم ملحق شدن >>fas<< We talked in sign language. ما با زبان اشاره صحبت کردیم. ما به زبان اشاره صحبت کرديم >>fas<< I guarantee this watch to keep perfect time. من تضمین می کنم که این ساعت زمان دقیق را نشان دهد. من اين ساعت رو تضمين ميکنم که زمان کاملي داشته باشه >>fas<< She saw him break the window. او دید که آن مرد شیشه را شکست. اون ديده که پنجره رو شکونده. >>fas<< I was speaking only German. من داشتم فقط آلمانی حرف می‌زدم. من فقط آلماني حرف ميزدم >>fas<< His appearance and behavior made me ashamed of him. ظاهر و رفتار او مرا شرمنده کرد. ظاهر و رفتار او باعث شد که از او خجالت بکشم . >>fas<< The population of this country is diminishing. جمعیت این کشور در حال کم شدن است. جمعیت این کشور کاهش یافته است. >>fas<< Please provide that doctor's name and phone number for me. لطف کنید اسم و شماره تلفن آن دکتر را به من بدهید. لطفا اسم و شماره تلفن دکتر رو برام فراهم کن >>fas<< Why did you go to Japan? چرا به ژاپن رفتی؟ چرا رفتي ژاپن؟ >>fas<< I am acquainted with him. من با او آشنا هستم. من باهاش آشنا هستم >>fas<< Go jump in the lake. برو بپر تو دریاچه. برو تو درياچه بپر. >>fas<< The forecast calls for rain. هواشناسی پیش بینی بارندگی کرده. پيش بيني براي بارون کار ميکنه. >>fas<< They're all figments of your imagination. آنها همگی ساخته‌های خیالت هستند. اونا همه ي تصورات تو هستن. >>fas<< He insulted her. That is why she got angry. به او دشنام داد.به همین خاطر او عصبانی گشت. اون بهش توهين کرد واسه همين عصباني شد >>fas<< The best weapon against an enemy is another enemy. بهترین سلاح علیه یک دشمن، دشمن دیگر است. بهترين سلاح عليه دشمن يه دشمن ديگه ست >>fas<< If you can't keep your promise, what excuse will you make? اگر نتوانی به وعده‌ات عمل کنی، چه عذری خواهی آورد؟ اگه نميتوني به قولت عمل کني، چه بهونه اي ميدي؟ >>fas<< Nobody can give you freedom. Nobody can give you equality or justice or anything. If you're a man, you take it. هیچ کس نمی توان آزادی را به تو دهد. هیچ کس نمی تواند برابری یا عدالت یا هر چیز دیگری را به تو دهد. اگر انسانی، خودت آن را به دست می آوری. هيچ کس نمي تونه به تو آزادي بده هيچ کس نمي تونه به تو تساوي يا عدالت يا هر چيز ديگه اي بده >>fas<< Tom is plotting something. تام داره یه نقشه ای میکشه. "تام" داره يه نقشه اي ميکشه. >>fas<< Parents love their children. والدین بچه هایشان را دوست دارند. والدین فرزندان خود را دوست دارند . >>fas<< Which bag is yours? کدام کیف مال تو است؟ کدوم کيف مال توئه؟ >>fas<< A blonde is speaking to her psychiatrist. یک زن بلوند با روانپزشکش صحبت می‌کند. يه بلوند داره با روانپزشکش حرف ميزنه >>fas<< Why would I help Tom? چرا من باید بخواهم که به تام کمک کنم؟ چرا بايد به تام کمک کنم؟ >>fas<< Tom has dyed his hair black. تام موهایش را به رنگ سیاه رنگ کرد. "تام" موهاش رو سياه رنگ کرده. >>fas<< I will tell him the news as soon as I see him. همینکه او را ببینم، خبر را به او خواهم گفت. به محض اينکه ببينمش خبر رو بهش ميگم >>fas<< It must come soon. باید زودتر بیاید. بايد به زودي برسه. >>fas<< I could see Tokyo Tower far away. برج توکیو را می‌توانستم در دوردست ببینم. ميتونم برج توکيو رو خيلي دور ببينم >>fas<< She explains the literal meaning of the sentence. او معنی لفظ به لفظ جمله را توضیح می دهد. او مفهوم واقعی جمله را توضیح می‌دهد . >>fas<< Tom couldn't contain his anger. تام نتوانست عصبانیتش را کنترل کند. "تام" نميتونه خشمش رو حفظ کنه. >>fas<< What is your line of work? حرفه شما چیست؟ کارت چيه؟ >>fas<< Do people ever accuse you of being temperamental? آیا مردم هرگز شما را به دمدمی مزاج بودن متهم می‌کنند؟ تا حالا مردم تو رو متهم به اخلاق کردن مي کنن؟ >>fas<< The bad weather affected his health. آب و هوای بد بر سلامت او تاثیر گذاشت. آب و هوای بد بر سلامتی او تأثیر گذاشت . >>fas<< A polar bear is a rectangular bear after a coordinate transform. یک خرس قطبی یک خرس چهارگوش است، البته پس از یک تبدیل مختصات. خرس قطبی یک خرس زاویه‌ای بعد از تبدیل مختصات است. >>fas<< If I had taken the key, I wouldn't be standing behind the door. اگر کلید برده بودم، پشت در نایستاده بودم. اگه کليد رو مي‌گرفتم، پشت در نمي‌ايستادم. >>fas<< I am happy to reply to your last letter. خوشحالم که به آخرین نامه شما جواب دهم. خوشحالم که به آخرين نامه ات جواب ميدم. >>fas<< How about eating out this morning for a change? چطوره به عنوان یک تغییر امروز صبح بیرون غذا بخوریم؟ چطوره امروز صبح براي تغيير غذا بخوري؟ >>fas<< You have to get above a "C" in the class. شما باید در این کلاس بالاتر از سی نمره بگیرید. بايد توي کلاس بالاي يه "سي" بري. >>fas<< There's no furniture in the room. هیچ اثاثی در اتاق نیست. هیچ وسیله‌ای تو اتاق نیست >>fas<< Tom did not consider that he was responsible for his brother's behaviour. تام متوجه نبود که در قبال رفتار برادر اش مسئول است. تام فکر نمي کرد که اون مسئول رفتار برادرش باشه >>fas<< I don't feel good or rather, I feel terrible. حالم خوب نیست یا بهتر بگم حالم افتضاحه. احساس خوبي ندارم يا ترجيح ميدم احساس بدي داشته باشم >>fas<< Go on. ادامه بده ( ادامه دادن ) ادامه بده. >>fas<< I can never bring myself to talk about it. هرگز نمی توانم خودم را مجبور کنم راجع به آن صحبت کنم. هيچوقت نميتونم خودم رو راضي کنم که در موردش حرف بزنم. >>fas<< Measure thrice, cut once. سه بار اندازه بگیر و یک بار ببر. اندازه گيري کن، يه بار قطع کن. >>fas<< I left a new umbrella in the bus. من یک چتر نو را در اتوبوس جا گذاشتم. يه چتر جديد توي اتوبوس جا گذاشتم >>fas<< Tom and Mary say they're having a lot of fun learning French. تام و ماری می گویند که خیلی از یاد گرفتن فرانسوی لذت می برند. "تام" و "مري" ميگن خيلي حال ميکنن که فرانسوي ياد بگيرن. >>fas<< Many restaurants now have free Wi-Fi. بسیاری از رستوران ها در حال حاضر وای- فای مجانی دارند. خيلي از رستوران ها الان وي-فاي آزاد دارن >>fas<< Tom doesn't know how to have a good time. تام نمی داند چطور اوقات خوشی داشته باشد. تام نميدونه چطور خوش بگذرونه >>fas<< I am talking with Tom. مشغول صحبت با تام هستم. دارم با "تام" حرف ميزنم. >>fas<< I'm not used to making speeches in public. من عادت به سخنرانی کردن در حضور جمع ندارم. من عادت ندارم تو عموم سخنراني کنم >>fas<< Mr Thompson has been very busy today. آقای تامپسون امروز خیلی مشغول بوده است. آقاي "تامپسون" امروز سرش خيلي شلوغ بوده. >>fas<< Did you argue with him? تو با او بحث کردی؟ باهاش جر و بحث کردي؟ >>fas<< She has never asked a favour of anybody. هیچ وقت از کسی نخواسته که براش کاری انجام بده. اون هيچوقت از کسي درخواست لطف نکرده. >>fas<< Every man has his weak points. هر انسانی نقطه ضعف‌های خود را دارد. هر مردي نقطه ضعف خودش رو داره >>fas<< I have too many things on my mind these days. این روزها افکار زیادی در سر دارم. اين روزا خيلي چيزا تو ذهنمه >>fas<< It is impossible to resolve the conflict. حل مخاصمه، غیر ممکن است. حل این کشمکش غیر ممکن است. >>fas<< I put the money into the safe. من پول را در گاوصندوق گذاشتم. من پول رو گذاشتم تو گاوصندوق >>fas<< Are starfish edible? آیا ستاره‌های دریایی قابل خوردن هستند؟ غذاي ستاره ماهي؟ >>fas<< The accident happened two years ago. حادثه دو سال پیش اتفاق افتاد. تصادف دو سال پيش اتفاق افتاد >>fas<< Then we can continue the algorithm. آنگاه الگوریتم را ادامه می‌دهیم. سپس ما می توانیم الگوریتم را ادامه دهیم. >>fas<< Tom is a sheep farmer. تام پرورش دهنده گوسفند است. "تام" کشاورز گوسفنده. >>fas<< I can't die here. نمی توانم اینجا بمیرم. من نمي تونم اينجا بميرم. >>fas<< He is a good singer. او آوازه خوان خوبی است. اون خواننده خوبيه. >>fas<< Resistance is futile. مقاومت بیهوده است. مقاومت بيهوده است. >>fas<< Mr. Anton spoke to them coldly. آقای آنتون به سردی با آنها صحبت کرد. آقاي "آنتون" به راحتي باهاشون صحبت کرد. >>fas<< Helen is playing in the yard. هلن در حیاط در حال بازی کردن است. هلن داره تو حياط بازي ميکنه >>fas<< He's writing his mother a letter. او برای مادرش نامه مینویسه. داره يه نامه براي مادرش مي نويسه. >>fas<< I want to go with you, but I'm broke. می خواهم با تو بیایم، اما پول ندارم. ميخوام باهات بيام، ولي من ورشکست شدم. >>fas<< I don't like you anymore. من دیگر تو را دوست ندارم. ديگه ازت خوشم نمياد. >>fas<< My fiancee arrived without notifying me beforehand, and I felt embarrassed. نامزد ام بدون اطلاع قبلی آمد و من احساس یاس می کنم. نامزدم بدون اطلاع قبل از اينکه به من برسه اومد و من احساس خجالت کردم >>fas<< Mary lied when Tom asked her how old she was. وقتی تام از مری پرسید چند سال داری؛ مری دورغ گفت. "مري" وقتي "تام" ازش پرسيد چند سالشه دروغ گفت. >>fas<< Is there a table available for two on Friday? آیا میزی برای دو نفر در روز جمعه وجود دارد؟ جمعه ميزي براي دو نفر هست؟ >>fas<< Free man, always you will cherish the sea. آزاد مرد! همیشه تو دریا را عزیز خواهی داشت. مرد آزاد، همیشه دریا رو گرامی میداری >>fas<< I was happy yesterday. دیروز خوشحال بودم. ديروز خوشحال بودم. >>fas<< Long long ago in India, a monkey, a fox, and a rabbit lived happily together. در زمان های بسیار دور در هندوستان، یک میمون، یک روباه و یک خرگوش با خوشی کنار هم زندگی می کردند. خیلی وقت پیش توی هند، یه میمون، یه روباه، و یه خرگوش با خوشحالی با هم زندگی می‌کرد. >>fas<< Sometimes you need to distance yourself to see things clearly. گاهی اوقات لازم است خودت را دور کنی تا همه چیز را واضح تر ببینی. بعضي وقتا بايد از خودت فاصله بگيري تا همه چيز رو واضح ببيني >>fas<< It usually takes me more than three weeks to prepare a good impromptu speech. معمولاً بیش از سه هفته طول می‌کشد تا یک سخنرانی فی‌البداههٔ خوب آماده کنم. معمولاً بيشتر از سه هفته طول ميکشه تا يه سخنراني خوب رو آماده کنم >>fas<< I agree with him. با او موافقم. من باهاش موافقم >>fas<< Would you like to have supper with us on the weekend? دوست داریم آخر هفته با هم عصرانه داشته باشیم دوست داري آخر هفته با ما شام بخوري؟ >>fas<< They are not used to our customs yet. آنها هنوز به رسوم ما عادت نکرده اند. اونا هنوز به آداب و رسوم ما عادت ندارن >>fas<< There used to be a green field here; now there's a supermarket. اینجا قبلا یک مزرعه‌ی سرسبز بود، ولی حالا یک سوپرمارکت است. اینجا یک میدان سبز وجود دارد. حالا یک سوپر مارکت وجود دارد. >>fas<< The boy has a horse. پسر اسب دارد. پسره اسب داره. >>fas<< The nurse gave you a sedative. پرستار به شما یک آرام‌بخش داد. پرستار بهت آرام بخش داد >>fas<< Don't even think of it. اصلاً فکرش را هم نکن. حتي بهش فکر هم نکن. >>fas<< No one came to help me. هیچ کس به کمکم نیامد. هيچکس نيومد کمکم کنه. >>fas<< Boil the soup down until it becomes thick. آنقدر سوپ رو بجوشانید تا غلیظ بشود. سوپ رو آب کن تا چاق بشه. >>fas<< Are you 17? هفده ساله ای؟ تو 17 سالته؟ >>fas<< I'm not here. من اینجا نیستم. (.Man injā nistam) من اينجا نيستم. >>fas<< Don't look down on him merely because he is poor. به او بد نگاه نکن چون که تنها او بی پول است. فقط به اين خاطر بهش نگاه نکن که فقيره. >>fas<< We are sorry, but we don't have publishing rights for this information. متاسفیم، ولی حق انتشار این اطلاعات را نداریم. ما متاسفیم، اما ما حقوق انتشار این اطلاعات را نداریم. >>fas<< Let it go. ولش کن. ولش کن. >>fas<< Don't take it to heart. این را به قلبت نزدیک نگاه ندار. به دل نگيرش. >>fas<< Ichiro sounded somehow upset but my long years of hanging out with him told me that it was out and out fake. ایچیرو کمی ناراحت به نظر می‌رسید، ولی بر اثر سال‌های دراز آشنایی با او فهمیدم که همه‌اش تظاهر است. "ايچيرو" يه جورايي ناراحت به نظر ميومد ولي سال هاي طولاني که باهاش بودم بهم گفت که بيرون و بيرون بوده. >>fas<< If you would talk less and listen more, you might learn something. اگر کم صحبت کنی و بیشتر گوش دهی، چیزی یاد می‌گیری. اگه کمتر حرف بزني و بيشتر گوش کني، ممکنه يه چيزي ياد بگيري. >>fas<< Isn't that irritating? آیا آزاردهنده نیست؟ آزار دهنده نيست؟ >>fas<< His technique was unrivalled and completely unbelievable. تکنیک او بی همتا و کاملاً غیرفابل باور بود. تکنیکش کاملا غیر قابل باور و غیر قابل باور بود >>fas<< He is a jack-of-all-trades. او همه فن حریف است. اون يه سرباز همه کاره. >>fas<< He will love her forever. او برای همیشه عاشق او خواهد بود. اون براي هميشه دوستش خواهد داشت >>fas<< Yes, I thought so. بعله، فکرشو میکردم. آره، فکر کنم. >>fas<< This is not important. این مهم نیست. اين مهم نيست. >>fas<< Nothing could induce him to change his mind. هیچ چیز نمی تواند تصمیم او را تغییر دهد. هیچ چیز نمی‌توانست او را تحریک کند تا نظرش را تغییر دهد . >>fas<< He had a share in completing the job. او نقشی در به پایان رساندن کار داشت. او سهمی در کامل کردن کار داشت. >>fas<< Yesterday evening? As in what time? دیروز غروب؟ چه ساعتی؟ ديروز بعد از ظهر؟ >>fas<< I hate his talking big on every occasion. از اینکه در مورد هر چیزی با ادعا حرف می زنه متنفرم. هر بار از حرف زدنش متنفرم. >>fas<< I will finish the work in five days. این کار را ظرف پنج روز تمام می‌کنم. تا پنج روز ديگه کار رو تموم ميکنم >>fas<< Tom frowned. تام اخم کرد. "تام" اخم کرد. >>fas<< How many hours will the trip take? این مسیر جند ساعت طول میکشه. سفر چقدر طول ميکشه؟ >>fas<< Change is the only constant. تغییر تنها ثابت است. تغيير تنها چيزيه که ثابته. >>fas<< What is the truth? حقیقت چیست؟ حقيقت چيه؟ >>fas<< A people free to choose will always choose peace. مردمی که آزادی انتخاب دارند، همواره صلح را انتخاب خواهند کرد. مردم آزاد براي انتخاب هميشه صلح رو انتخاب ميکنن >>fas<< He reported his accident to the police. او این تصادف را به پلیس گزارش کرد اون تصادفش رو به پليس گزارش داد >>fas<< Observe good faith and justice toward all nations. Cultivate peace and harmony with all. حسن نیت و عدالت را در برابر همه ملل رعایت کن. صلح و سازش را با همگان ترویج کن. ایمان و عدالت را با همهٔ امّت‌ها حفظ کنید . >>fas<< "Quod erat demonstrandum" is a Latin phrase that's often used in mathematics. It means "That which must be demonstrated." «Quod erat demonstrandum» یک اصطلاح لاتین است که اغلب در ریاضیات استفاده می‌شود. معنی می‌دهد «آنچه باید نشان داده می‌شد». "Pude restrandom" یک عبارت لاتین است که اغلب در ریاضیات استفاده می‌شود. یعنی "که باید نشان داده شود." >>fas<< She hung the picture upside down. او عکس را چپه آویخته است. عکس رو برعکس آويزون کرد. >>fas<< I'm fed up with him always preaching to me. خسته شدم از نصیحت کردن هاش. من از اون خسته شدم هميشه به من موعظه ميکنه >>fas<< The price of wisdom is above pearls. ارزش خرد بیشتر از مروارید است. قیمت حکمت بالای مروارید است. >>fas<< We bargained with him for the house. برای خانه با او چانه زدیم. ما براي خونه باهاش معامله کرديم >>fas<< We were impatient. ما عجول بودیم. ما بی تاب بودیم. >>fas<< I want to find true love. من می‌خواهم عشق حقیقی را پیدا کنم. ميخوام عشق واقعي رو پيدا کنم >>fas<< Fashion is a form of ugliness so intolerable that we have to alter it every six months. مد یک صورت از بدقیافگی غیر قابل تحمل است که مجبوریم هر شش ماه آن را عوض کنیم. مد یک شکل زشت و غیر قابل تحمل است که ما هر شش ماه آن را تغییر می دهیم. >>fas<< The fundamental aspect of imprisonment is the loss of liberty. مهمترین ویژگی حبس، از دست دادن آزادی است. جنبه اصلي زنداني شدن از دست دادن آزاديه >>fas<< Get out! برو بیرون! برو بيرون! >>fas<< The feud continues. دعوا ادامه دارد. دشمني ادامه داره. >>fas<< It looks like a machine translation. آن به ترجمه ماشینی شباهت دارد. مثل يه ترجمه ماشين ميمونه. >>fas<< Millie loves me. میلی من را دوست دارد. ميلي منو دوست داره >>fas<< These workmen, whom the government pays for, are dealing with death in coal mines. در معادن زغال سنگ، این کارگران که دولت به آنها حقوق می دهد، با مرگ دست و پنجه نرم می کنند. این کارگرانی که دولت بهشون پول میده دارن با مرگ در معادن زغال سنگ سر و کار میکنن >>fas<< The principal of our school is an American. مدیر مدرسه‌ی ما یک آمریکایی است. مدير مدرسه ما يه آمريکاييه >>fas<< I will need their help. کمکشان را نیاز خواهم داشت. من به کمک اونا نياز دارم >>fas<< If I could rearrange the alphabet, I would put U and I together. اگر می‌توانستم ترتیب الفبا را عوض کنم، حروف ت و م را کنار هم می‌گذاشتم. اگه مي تونستم الفبا رو بازسازي کنم، من و "يو" رو کنار هم قرار مي دادم. >>fas<< What are you holding in your hand? چه چیزی در دستت داری؟ چي تو دستت داري؟ >>fas<< I'm feeling a little under the weather today. امروز یکمی حالم بده. امروز يه کم احساس ميکنم زير آب و هوا هستم. >>fas<< The law should be clear. قانون باید روشن باشد. قانون بايد واضح باشه. >>fas<< Millie has a book. میلی کتاب دارد. ميلي يه کتاب داره >>fas<< Don't let him know her address. نگذار او آدرس آن خانم را بفهمد. نذار آدرسش رو بدونه. >>fas<< Be careful of that mean dog next door. مراقب سگ بد جنس همسایه بغلی باش. مراقب اون سگ بدجنس کناري باش. >>fas<< Heartfelt thanks! تشکر قلبی! ممنون! >>fas<< This medicine is to be taken on an empty stomach. این دارو باید با شکم خالی مصرف شود. اين دارو بايد با شکم خالي مصرف بشه >>fas<< Has anyone of you been to Hawaii? آیا کسی از شما در هاوائی بوده است؟ کسي از شما به هاوايي رفته؟ >>fas<< She cut in when we were talking. وقتی ما با هم صحبت می کردیم او پرید میان صحبتمان. وقتی داشتیم حرف میزدیم وارد شد >>fas<< Tom wants to change the world. تام می خواهد جهان را تغییر دهد. تام ميخواد دنيا رو عوض کنه >>fas<< I'm drinking orange juice. آب پرتقال می‌نوشم. دارم آب پرتقال ميخورم. >>fas<< They supplied the soldiers with enough food and water. آنها با آب و غذای کافی سربازان را پشتیبانی می کنند. اونا به اندازه کافي غذا و آب فراهم کردن >>fas<< Why don't I understand English? چرا من زبان انگلیسی را درک نمی کنم؟ چرا انگليسي متوجه نميشم؟ >>fas<< How is it going with your family? از خانواده چه خبر؟ اوضاع با خانوادت چطوره؟ >>fas<< The dress in the shop window caught Marie's eye. لباس توی ویترین مغازه چشم مری را گرفت. لباس توي پنجره مغازه چشم ماري رو گرفت >>fas<< The earth is one of the planets. زمین یکی از سیارات است زمین یکی از سیاره‌هاست. >>fas<< Fine words butter no parsnips. دو صد گفته چون نیم کردار نیست. کلمه‌هاي خوب کره‌اي نيست. >>fas<< We want a new carpet. ما یک فرش نو می خواهیم. يه فرش جديد ميخوايم. >>fas<< Not a word did he speak. یک کلمه هم حرف نزد حتي يه کلمه هم حرف نزد >>fas<< They can produce the same goods at a far lower cost. آن ها می توتنند همان اجناس را با قیمت پایین تری تولید کنند آنها می توانند همان کالا را با هزینه بسیار پایین تر تولید کنند. >>fas<< What's your favorite dessert? دسر مورد علاقه ات چیست؟ دسر مورد علاقت چيه؟ >>fas<< So many tasty foods can be prepared with eggplants! چه غذاهای فراوانی قابل طبخ با بادنجان هستند! غذای خوشمزه‌ای که می‌توان با بادمجون‌ها تهیه کرد ! >>fas<< The N8 will be the first device by Nokia with the Symbian^3 operating system N8 اولین دستگاه تولید شده بوسیله نوکیا با سیستمِ عِامل سیمبیان 3 خواهد بود. N8 اولین دستگاه توسط نوکیا خواهد بود با سیستم عامل Simbin-63 >>fas<< The world follows one golden rule: whoever has the gold makes the rules. دنیا از یک قانون طلائی پیروی می‌کند: هر کسی که طلا دارد، قوانین را می‌سازد. دنیا از یک قانون طلایی پیروی می‌کند: هر کسی که طلا داشته باشد قوانین را وضع می‌کند. >>fas<< The little girl is not capable of riding a bicycle. آن دختر کوچولو قادر به سوار شدن به دوچرخه نیست. دختر کوچولو نميتونه دوچرخه سواري کنه >>fas<< All generalizations are false, including this one. همه‌ی تعمیم‌دادن‌ها اشتباه‌اند، ازجمله همین یکی. همه‌ي مردم اشتباه مي‌کنن، شامل اين يکي هم ميشه. >>fas<< You're up very early this morning. Do you have something to do? امروز صیح خیلی زود از خواب بیدار شده ای؟ کاری داری که انجام بدهی؟ امروز صبح خيلي زود بيدار شدي کاري داري که انجام بدي؟ >>fas<< A merry heart makes a long life. دل‌شاد بودن، عمر انسان را طولانی می‌کند. دل شاد زندگی‌ای طولانی می‌سازد . >>fas<< I am valuable. گرانبها هستم. من با ارزشم >>fas<< She begged him to stay with her, but he left home as quickly as he could. از او خواهش کرد که با او بماند ولی او سریعا خانه را ترک کرد. التماسش کرد که پيشش بمونه، ولي هر چه زودتر خونه رو ترک کرد. >>fas<< I don't know what Tom is plotting. من نمیدونم تام چه نقشه داره میکشه. نميدونم تام داره چه نقشه اي ميکشه >>fas<< You are a good cook. شما آشپز خوبی هستید. تو آشپز خوبي هستي >>fas<< Caution is the eldest daughter of wisdom. احتیاط فرزند ارشد دانایی است. "کالشن" دختر بزرگ عقله. >>fas<< He survived being struck by lightning. او از اصابت صاعقه، جان سالم به در برد. اون زنده موند و رعد و برق بهش زد >>fas<< We must get there before them. باید قبل از آن‌ها برسیم آن جا. بايد قبل از اونا به اونجا برسيم >>fas<< Congratulations! تبریک! تبريک ميگم! >>fas<< A creaking door hangs longest. اجل گشته میرد نه بیمار سخت. يه در پر سر و صدا طولاني تره. >>fas<< I went to the station to say good-bye to my friend. من به ایستگاه رفتم تا با دوستم خداحافظی کنم. من به ايستگاه رفتم تا با دوستم خداحافظي کنم >>fas<< What would life be if we had no courage to attempt anything? زندگی چه معنایی خواهد داشت اگر شهامت امتحان کردن هیچ چیز را نداشته باشیم. زندگی چه خواهد بود اگر هیچ شهامتی برای انجام کاری نداشته باشیم ؟ >>fas<< I just don't know what to say. من فقط نمی دانم چه بگویم. فقط نميدونم چي بگم. >>fas<< My computer was down yesterday. کامپیوتر من دیروز خراب شد. کامپيوترم ديروز از کار افتاده بود. >>fas<< You aren't really going to vote for Tom, are you? تو که واقعا نمی خواهی به تام رای دهی. می خواهی؟ تو که نميخواي به تام راي بدي، مگه نه؟ >>fas<< I was just here yesterday. من فقط ديروز اينجا بودم. من همين ديروز اينجا بودم >>fas<< Tom didn't think he had the stomach to tell Mary what needed to be done. تام فکر نمی کرد که دلش را داشته باشد به ماری بگوید چه کاری بایست انجام می شد. تام فکر نمی‌کرد دلش بخواد به مری بگه باید چیکار کنه >>fas<< He reached his goal. او به هدفش رسید. اون به هدفش رسيد. >>fas<< Freedom is useless unless you use it. آزادی غیر قابل استفاده است مگر اینکه از آن استفاده کنید. آزادي بي فايده است مگر اينکه ازش استفاده کني >>fas<< I forgot to turn off the television before going to sleep. من فراموش کردم که تلویزیون را قبل به خواب رفتن خاموش کنم. يادم رفت تلويزيون رو خاموش کنم قبل از اينکه بخوابم >>fas<< It looks like she's got a lot of friends. به نظر می رسد او دوستان زیادی دارد. به نظر مياد دوست هاي زيادي داره >>fas<< You don't know what that small opaque bottle contains. شما نمی‌دانید آن بطری کدر کوچک حاوی چیست. تو نمي دوني اون بطري کوچيک چيه. >>fas<< Life's not easy. زندگی آسان نیست. زندگي آسون نيست >>fas<< No one knows everything. هیچ‌کس همّه چیز را نمی‌داند. هيچکس همه چيز رو نميدونه. >>fas<< Would you come to our house, Sarah? میای خونه ما سارا؟ ميشه بياي خونه‌ي ما، سارا؟ >>fas<< How did he react to the bad news? او چگونه به خبرهای ناگوار واکنش نشان داد؟ عکس‌العمل عیسی نسبت به خبر بد چه بود ؟ >>fas<< A lot of things happened and my schedule was messed up. اتفاقات زیادی افتاد و همه برنامه ریزی ام بهم ریخت. خيلي چيزا اتفاق افتاد و برنامه ام خراب شد >>fas<< Let's go drink a cup of coffee at that coffee shop over there. بیا بریم یک فنجان قهوه بنوشیم در آن کافی شاپ آنجا. بيا بريم يه فنجون قهوه تو اون کافي شاپ بخوريم >>fas<< This is true of adults as well as of children. این امر هم در مورد کودکان و هم در مورد بزرگسالان صدق می کند. این موضوع در مورد بزرگسالان و کودکان نیز صدق می‌کند. >>fas<< Relax. He's just teasing you. آروم باش. او فقط دارد با تو شوخی می کند. آروم باش اون فقط داره سر به سرت ميذاره >>fas<< I couldn't understand his ideas. من نمی توانستم ایده هایش را بفهمم. نمي‌تونستم ايده‌هاش رو بفهمم >>fas<< Why did you say such a thing? برای چه چنین چیزی گفتی؟ چرا همچين چيزي گفتي؟ >>fas<< I'm good at mathematics. من در ریاضیات مهارت دارم. من توي رياضي خوبم. >>fas<< You can adjust game configuration options when starting the game for the first time. شما می توانید گزینه های پیکره بندی بازی را در هنگام شروع بازی برای اولین بار، تنظیم نمایید. می‌توانید گزینه‌های پیکربندی بازی را هنگام آغاز بازی برای اولین بار تنظیم کنید. >>fas<< I didn't do anything yesterday evening. I just lay around on the sofa! دیشب هیچ کاری نکردم. فقط روی کاناپه وِلو ماندم. من ديروز عصر کاري نکردم فقط روي مبل دراز کشيدم >>fas<< The film started at 2 o'clock. فیلم ساعت دو شروع شد. فيلم ساعت 2 شروع شد >>fas<< If you should meet a bear, pretend to be dead. اگر باید خرس را ملاقات کنید، وانمود کنید مرده‌اید. اگه بايد يه خرس رو ببيني، وانمود کن که مُردي. >>fas<< We dance together. ما با یکدیگر می رقصیم. ما با هم مي رقصيم. >>fas<< Where did they go? آنها به کجا رفتند؟ کجا رفتن؟ >>fas<< I'll clean the kitchen later. آشپزخانه را بعداً تمیز خواهم کرد. بعداً آشپزخونه رو تميز ميکنم. >>fas<< These are the same kind of car. اینها خودروهای مشابه هستند. اينا يه جور ماشينن. >>fas<< I live in Turkey. من در ترکیه زندگی می کنم. من در ترکیه زندگی می کنم. >>fas<< Hurry! There's no time to lose. عجله کن! وقتی برای تلف کردن نداریم! عجله کن وقت براي از دست دادن نداريم >>fas<< Most people write about their daily life. بیشتر مردم در مورد زندگی روزمره شان می نویسند. اکثر مردم در مورد زندگی روزمره‌شان می‌نویسند . >>fas<< It is good for nothing. به هیچ دردی نمی خورد. براي هيچي خوبه. >>fas<< She always studies listening to music. او همیشه در حال مطالعه کردن به موسیقی گوش می دهد. اون هميشه به موسيقي گوش ميده >>fas<< A judge must obey not the king, but the law. یک قاضی باید از قانون اطاعت کند نه از شاه. قاضي نبايد از پادشاه اطاعت کنه، بلکه بايد از قانون اطاعت کنه. >>fas<< I went to the cinema yesterday. من ديروز به سينما رفتم ديروز رفتم سينما >>fas<< I'm sick and tired of all this bickering. من از این همه جر و بحث خسته و بیزارم. من از اين دعواها خسته و خسته شدم. >>fas<< Go back to your seat. به صندلی خود برگرد. برگرد سر جات >>fas<< Is there really a sustainable peace? آیا واقعاً صلح پایداری وجود دارد؟ آیا واقعاً صلحی پایدار وجود دارد ؟ >>fas<< I eat cucumber. من خیار می خورم. من خيار ميخورم. >>fas<< The landlord changed the locks. صاحبخانه قفلها را عوض کرد. صاحب خونه قفل ها رو عوض کرد >>fas<< This is the beginning of a new era. این آغاز عصری جدید است. این آغاز یک عصر جدید است. >>fas<< Leaving the children alone was sheer thoughtlessness. تنها رها کردن کودکان، یک بی‌فکری محض بود. تنها گذاشتن بچه ها بي فکرانه بود >>fas<< What's the bus fare? کرایه‌ی اتوبوس چقدر است؟ قیمت اتوبوس چقدره؟ >>fas<< Can I see this one? می تونم این یکی رو ببینم؟ ميتونم اين يکي رو ببينم؟ >>fas<< Don't get me wrong. درمورد من فکر بد نکن. اشتباه برداشت نکن. >>fas<< Time to eat! وقت خوردنه! وقت غذاست! >>fas<< My uncle is not young, but he is healthy. دائی من جوان نیست ولی سالم است. عموم جوون نيست، ولي سالمه. >>fas<< There's nothing for me here. اینجا هیچ چیزی برای من نیست. اينجا هيچي براي من نيست. >>fas<< The last person I told my idea to thought I was nuts. آخرین کسی که ایده ام را شنید فکر کرد دیوانه ام. آخرین کسی که به ایده‌ام گفتم فکر کنم دیوونه‌ام >>fas<< The only mystery in life is why the kamikaze pilots wore helmets. تنها راز زندگی این است که چرا خلبانان کامی کازه، کلاه ایمنی می پوشیدند. تنها راز زندگي اينه که خلبان‌هاي کاميکاز کلاه‌خود مي‌پوشن >>fas<< How many days are there in a leap year? یک سال کبیسه چند روز دارد؟ چند روز در سال پرش وجود داره؟ >>fas<< These shoes were made in Italy. این کفش‌ها ساخت ایتالیا هستند. این کفش‌ها در ایتالیا ساخته شده‌اند. >>fas<< Wouldn't that be dangerous? آیا خطرناک نخواهد بود؟ اين خطرناک نيست؟ >>fas<< He compelled us to come earlier. او نا را مجبور کرد زودتر بیاییم. اون ما رو مجبور کرد زودتر بيايم >>fas<< Let's try it again. یک بار دیگر سعی کنیم. بيا دوباره امتحان کنيم >>fas<< This is the room where the body was found. این اتاقی است که جسد در آن یافت شد. اينجا اتاقيه که جسد پيدا شده >>fas<< It is terrible weather today. امروز هوا بسیار بد است. امروز هوا خيلي بده. >>fas<< Tom was looking for his dog all morning. تام تمام صبح را به دنبال سگش می گشت. تام تمام صبح رو دنبال سگش مي گشت >>fas<< One day Mike and Jane went downtown to do some shopping. روزی، مایک و جین برای خرید به مرکز شهر رفتند. يه روز مايک و جين رفتن مرکز شهر تا خريد کنن >>fas<< Help me! به من کمک کن. کمکم کن! >>fas<< Seeing is believing. شنیدن کی بُوَد مانند دیدن. ديدن باور کردنه. >>fas<< Maybe the last dog is catching the hare. شاید آخرین سگ خرگوش را بگیرد. شايد آخرين سگ داره خرگوش رو ميگيره >>fas<< This sentence is egregiously wrong. این جمله به طرز فاحشی غلط است. اين جمله کاملاً اشتباهه. >>fas<< Not all policemen are brave. همه ی پلیس ها شجاع نیستند. همه پليس ها شجاع نيستن >>fas<< Take it easy. آسان بگیرش. آروم باش. >>fas<< A fox smells its own stink first. چوب را که بلند کنی، گربه دزده فرار می‌کند. يه روباه اول بوي گند خودش رو ميده >>fas<< He became ever more famous as a critic. او در نقّادی از هر زمانی مشهورتر شد. اون به عنوان يه منتقد مشهورتر شد >>fas<< Yes, it did happen, but not in this year. بله، اتفاق افتاد اما نه در امسال. بله، اين اتفاق افتاد، اما نه در اين سال. >>fas<< I can become angry. من می توانم از کوره در بروم/عصبانی بشوم! ميتونم عصباني بشم. >>fas<< That's a blatant lie. این یک دروغ آشکار است. اين يه دروغ آشکاره. >>fas<< Humans are peers of a united race, Thus in creation, share the same base. If one is affected with pain, Others share the faith of same. When you are indifferent to this pain, You shall not earn the Humans' name. بنی‌آدم اعضای یک‌پیکرند// که در آفرینش زیک گوهرند// چو عضوی به‌درد آورد روزگار// دگر عضوها را نماند قرار// تو کز محنت دیگران بی‌غمی// نشاید که نامت نهند آدمی انسان‌ها همانند یک نژاد متحد هستند، بنابراین در آفرینش، یک پایه مشترک می‌شوند. اگر کسی به درد مبتلا شود، دیگران اعتقاد مشترک دارند. هنگامی که شما نسبت به این درد بی‌تفاوت هستید، نام انسان‌ها را بدست نمی‌آورید. >>fas<< The Persian Gulf is located between Iran (Persia) and the Arabian Peninsula. خلیج فارس بین ایران و شبه جزیره عرب قرار دارد. خلیج فارس بین ایران (Persia) و شبه جزیره عرب قرار دارد. >>fas<< All things come to those who wait. چیزهای خوب برای آنها اتفاق می‌افتند که صبر کنند. همه چيز براي اونايي که صبر ميکنن پيش مياد. >>fas<< You two are really kind. شما دو نفر واقعاً مهربان هستید. شما دو تا خيلي مهربونيد. >>fas<< They are very this-is-what-you-paid-for type of thing. اونا از این آدما هستن که فک می کنند به اندازه ای که پول دادی می گیری. اونا خيلي اين چيزي هستن که تو براي يه همچين چيزي پرداخت کردي >>fas<< The essence of liberty is mathematics. عصاره ی آزادی ریاضیات است. ماهیت آزادی ریاضیات است. >>fas<< Children will believe what their parents tell them. کودکان آن چیزی را که والدینشان به آنها می گویند باور خواهند کرد. بچه‌ها چيزي رو باور مي‌کنن که پدر و مادرشون بهشون مي‌گن >>fas<< They were not at all like average Americans. آنها اصلاً مانند آمریکایی‌های معمولی نبودند. اونا اصلا شبيه آمريکايي هاي معمولي نبودن >>fas<< Older children tend to be less jealous than their younger sibling. بچه های بزرگتر نسبت به خواهر و برادرهای کوچیکترشان معمولا حسادت کمتری دارند. بچه‌های پیرتر از برادر کوچک‌ترشان کمتر حسادت می‌کنند . >>fas<< Laugh and be fat. بخندید و چاق باشید. بخند و چاق باش >>fas<< The Andromeda Galaxy is my home. کهکشان آندرومدا خانه من است. کهکشان آندرومدا خونه منه >>fas<< Even if God didn't exist, it would be again nice to have been created. اگر خدا وجود نمی داشت، شایسته آن بود که آفریده شود. حتی اگه خدا وجود نداشته باشه دوباره خوب میشه که خلق شده باشیم >>fas<< It did more harm than good. بیشتر ضرر رسوند تا منفعت. بيشتر از خوب آسيب ديد. >>fas<< Public opinion governs the president's decisions. افکار عمومی بر تصمیمات رئیس جمهور حاکم است. افکار عمومی بر تصمیمات رئیس جمهور حکومت می‌کنند. >>fas<< Tom got out in front of the library and waited while Mary went to park the car. تام رفت بیرون روبروی کتابخانه منتظر ماند تا ماری برود ماشین را پارک کند. "تام" اومد جلوي کتابخونه و صبر کرد تا "مري" بره ماشين رو پارک کنه. >>fas<< He hurried on to make up for lost time. او عجله کرد تا زمان از دست رفته را جبران کند. او عجله کرد تا زمان از دست رفته‌اش را جبران کند . >>fas<< I would prefer to speak to you in private. من ترجیح می دادم که به طور خصوصی با شما سخن بگویم. ترجيح ميدم خصوصي باهات صحبت کنم >>fas<< Why do bees die after stinging? چرا زنبورها بعد از نیش زدن می میرند؟ چرا زنبورها بعد از نيش زدن ميميرن؟ >>fas<< Your physical body will wear out and die one day. بدن ظاهری ات روزی فرسوده شده و خواهد مرد. بدن فيزيکيت از بين ميره و يه روز ميميره >>fas<< When I think of you, only one thing comes to mind: arrogance. وقتی بهت فکر می‌کنم، فقط یک چیز به ذهنم می‌آید: تکبّر. وقتي به تو فکر ميکنم، فقط يه چيز به ذهنم ميرسه: غرور. >>fas<< She dyed her hair red. او موهای خود را قرمز کرد. موهاشو قرمز رنگ کرد >>fas<< See you. به امید دیدار. مي بينمت. >>fas<< Are you ready? آماده هستی؟ آماده اي؟ >>fas<< What is all this bother about? این مزاحمت چه بود؟ اين همه زحمت براي چيه؟ >>fas<< Not being heard is no reason for silence. شنیده نشدن دلیلی برای سکوت نیست. شنيده نشدن دليلي براي سکوت نيست >>fas<< Parking is prohibited here. اینجا پارک کردن ممنوع است. پارک کردن اينجا ممنوعه. >>fas<< It is because you work too much that you are sleepy all the time. به این دلیل که تو بسیار کار می کنی، همیشه خواب آلود هستی. به خاطر اينه که تو خيلي کار مي کني که هميشه خواب باشي >>fas<< My father will cook me a delicious meal tomorrow morning. فردا صبح، پدرم غذای خوشمزه ای برایم می پزد. پدرم فردا صبح برام يه غذاي خوشمزه درست ميکنه >>fas<< I love you. من ترا دوست دارم دوستت دارم. >>fas<< I am very interested in those stories. من به چنین داستانهایی خیلی علاقه دارم. من خیلی به این داستان ها علاقه دارم. >>fas<< The room was in complete darkness. اتاق در تاریکی کامل بود. اتاق در تاريکي کامل بود >>fas<< Tom scolded his son in front of everyone. تام پسرش رو در مقابل همه تحقیر کرد. "تام" جلوي همه پسرش رو سرزنش کرد. >>fas<< Keep the dog out. سگ را بیرون نگهدار سگ رو بيرون نگه دار. >>fas<< We're going to take a shower together. ما باهم به حمام خواهیم رفت. با هم ميريم دوش بگيريم. >>fas<< Look behind you! پشت سرت را نگاه کن! پشت سرت رو نگاه کن! >>fas<< Suddenly rain began to fall. ناگهان باران باریدن گرفت. ناگهان باران شروع به سقوط کرد. >>fas<< The boys were whispering; I knew they were up to something. پسرا در گوشی با هم حرف می زدند. می دونستم یک کاری می خوان بکنند. پسرا دارن پچ پچ مي کنن، مي دونستم که دارن يه کاري مي کنن. >>fas<< She was in trouble because she lost her passport. او مشکل داشت زیرا گذرنامه اش را گم کرده بود. اون تو دردسر افتاده بود چون پاسپورتش رو از دست داده بود >>fas<< Words cannot express the extent to which you are wrong. کلمات از بیان اشتباه شما قاصر اند. واژه‌ها نمی‌توانند بیان کنند که تا چه حد اشتباه می‌کنید . >>fas<< I cannot answer your question. من نمی‌توانم به سوال شما پاسخ دهم. نمي تونم جواب سوالت رو بدم. >>fas<< How late are you open? تا کی باز هستید؟ چقدر دير باز ميکني؟ >>fas<< You're organized. شما مرتب هستید. تو سازمان يافته اي. >>fas<< It's hard to tell you from your brother. تشخیص دادن تو از برادرت دشوار است. سخته که از طرف برادرت بهت بگم >>fas<< I met a friend of Mary's. من یکی از دوستان مری را ملاقات کردم. با يکي از دوستاي "مري" آشنا شدم. >>fas<< Tom is very interested in jazz. تام به موسیقی جاز خیلی علاقمند است. تام خيلي به جاز علاقه داره >>fas<< Served you right! به جهنم! درست بهت خدمت کردم! >>fas<< I was rendered speechless by his rudeness. به خاطر گستاخی او، زبانم بند آمد. من از بي ادبي اون خسته شدم. >>fas<< The doctor prescribed Tom a sedative. دکتر برای تام یک آرام‌بخش تجویز کرد. دکتر براي تام يه آرام بخش تجويز کرده >>fas<< "If I were you, I'd buy it." "But you aren't me!" «اگر جایت بودم، می‌خریدمش.» «ولی جای من نیستی!» "اگه جاي تو بودم، مي خريدمش" "ولي تو من نيستي" >>fas<< You can't treat me like this. تو نمی تونی با من اینجوری رفتار کنی. تو نميتوني با من اينطوري رفتار کني >>fas<< We can hear the church bell every morning. هر روز صبح می‌توانیم صدای ناقوس کلیسا را بشنویم. ميتونيم هر روز صبح صداي زنگ کليسا رو بشنويم >>fas<< He is preparing for the test. او دارد برای امتحان آماده می شود. اون داره براي آزمايش آماده ميشه >>fas<< Tom is the one who told me that I should study French. تام کسی است که به من گفت باید فرانسوی یاد بگیرم. تام کسی بود که بهم گفت باید فرانسوی درس بخونم >>fas<< Ken must be home by now. کن باید تا حالا آمده باشد. کن بايد تا الان خونه باشه >>fas<< I want to learn Persian. می‌خواهم فارسی یاد بگیرم. ميخوام ايراني ياد بگيرم >>fas<< I don't know what else to do. من نمی دانم چه کار دیگری باید انجام دهم. ديگه نميدونم چيکار کنم. >>fas<< I made Tom leave his suitcase behind. تام را مجبور کردم چمدان اش را باقی بگذارد. من تام رو مجبور کردم چمدونش رو جا بذاره >>fas<< Did you deliver the note to Tom? آیا تو پیغام را به تام رساندی؟ تو يادداشت رو به تام دادي؟ >>fas<< The chances are that the bill will be rejected. هرچه شانس بود بیل از دست داد. شانسش اينه که لايحه رد بشه. >>fas<< Does this offend you? آیا این به تو بر می خورد؟ اين اذيتت ميکنه؟ >>fas<< Those ideas were the harbinger of democracy. این افکار پیشقراول دموکراسی بودند. این ایده ها مژده دهنده دموکراسی بودند. >>fas<< How dare you speak to me in that tone of voice! چطور جرات می کنی با این لحن با من حرف بزنی؟ چطور جرات ميکني با اين لحن با من حرف بزني؟ >>fas<< Money enables you to buy anything. پول شما را قادر می سازد تا هر چیزی را بخرید. پول بهت کمک ميکنه که هر چيزي رو بخري. >>fas<< He is not here. او اينجا نيست. اون اينجا نيست >>fas<< This moment will be recorded in history. این لحظه ای است که در تاریخ ثبت خواهد شد. این لحظه در تاریخ ثبت خواهد شد. >>fas<< You only think about having fun. تو فقط به تفریح کردن فکر می کنی. تو فقط به خوش گذروني فکر مي کني. >>fas<< It is like looking for a needle in a haystack. این مثل پیدا جستجوی سوزن در کومهٔ علف است. مثل اين ميمونه که تو انبار کاه دنبال سوزن بگردي >>fas<< Many stars were shining in the heavens. ستاره های بسیاری در آسمان می درخشیدند. بسیاری از ستارگان در آسمان می‌درخشیدند . >>fas<< If anyone was to ask what the point of the story is, I really don't know. اگر کسی بپرسد اصل داستان چه بود، من واقعا نمی دانم. اگه کسی می‌پرسید که هدف از داستان چیه، واقعاً نمی‌دونم. >>fas<< He walked back and forth on the street. او در خیابان به جلو و عقب گام بر می داشت. او در خیابان راه می‌رفت و می‌رفت . >>fas<< Do you really need to ask the question to know the answer? آیا برای فهمیدن جواب حتماً باید سؤال بپرسی؟ آیا واقعاً باید از این سؤال سؤال کنید تا جواب را بدانید ؟ >>fas<< Oh, there's a butterfly! اوه، آنجا یک پروانه هست. اوه، يه پروانه اونجاست! >>fas<< Why do you suspect me? چرا به من مظنون هستید؟ چرا به من شک داري؟ >>fas<< I just need a minute alone with Tom. می‌خواهم فقط یک دقیقه با تام تنها باشم. فقط ميخوام يه دقيقه با "تام" تنها باشم. >>fas<< The vase that he broke is my aunt's. گلدانی را که او شکست، متعلق به عمه من است. اون گلدوني که شکسته مال عمه منه. >>fas<< In law a man is guilty when he violates the rights of others. In ethics he is guilty if he only thinks of doing so. در حقوق، انسان زمانی مجرم است که حقوق دیگران را نقض می کند. در اخلاق، حتی زمانی که انسان به انجام چنین کاری می اندیشد نیز گناهکار شمرد می شود. در قانون یک مرد گناهکار است وقتی حقوق دیگران را زیر پا می‌گذارد . >>fas<< I'm learning how to type. من دارم یاد می گیرم که چگونه تایپ کنم. دارم ياد ميگيرم چطوري تايپ کنم. >>fas<< Tom was brave. تام شجاع بود. تام شجاع بود >>fas<< The worst loneliness is to not be comfortable with yourself. بدترین تنهایی راحت نبودن با خود است. بدترين تنهايي اينه که با خودت راحت نباشي >>fas<< He had a bit of a cold last night. او دیشب کمی سرما خورده بود. ديشب يکم سرما خورد. >>fas<< The police treated Tom like a common criminal. پلیس با تام مانند یک مجرم معمولی رفتار می کرد. پليس با تام مثل يه مجرم معمولي رفتار کرد >>fas<< Language is the dress of thought. زبان جامهٔ فکر است. زبان لباس تفکره >>fas<< Terrific! فوق العاده فوق العاده ست! >>fas<< A tea with lemon, please. یک چای با لیمو، لطفاً. يه چاي با ليمو لطفاً >>fas<< A prudent bird chooses its tree. A wise servant chooses his master. یک پرندهٔ محتاط درخت خود را انتخاب می‌کند. یک خدمتکار عاقل ارباب خود را انتخاب می‌کند. يه پرنده باهوش درختش رو انتخاب ميکنه يه خدمتکار عاقل اربابش رو انتخاب ميکنه >>fas<< Get a bicycle. You will not regret it, if you live. یک دوچرخه بخرید. پشیمان نخواهید شد، اگر زنده بمانید. يه دوچرخه بگير اگه زنده بموني پشيمون نميشي >>fas<< Persian is not hard. فارسی سخت نیست. ايراني ها سخت نيستن. >>fas<< She had her baggage carried to the airport. او چمدان هایش را به فرودگاه می برد اون چمدونش رو به فرودگاه برده بود >>fas<< A watermelon is full of water. هندوانه پر از آب است. هندونه پر از آبه >>fas<< Tom isn't here today. تام امروز اینجا نیست. تام امروز اينجا نيست >>fas<< France is adjacent to Spain. فرانسه چسبیده به اسپانیا است. فرانسه در نزدیکی اسپانیا است. >>fas<< You should pay your debts. شما باید بدهی های خود را پرداخت بايد بدهي هات رو بدي. >>fas<< Air is a mixture of gases. هوا مخلوطی از گازها است. هوا مخلوط گازه >>fas<< April is the fourth month of the year. آوریل، چهارمین ماه سال است. آوریل چهارمین ماه سال است. >>fas<< Statistics suggest that the population of this town will double in five years. آمار نشان می دهد که جمعیت این شهر در طی پنج سال، دو برابر خواهد شد. آمار نشون ميده که جمعيت اين شهر تا 5 سال ديگه دوبرابر ميشه >>fas<< Their wedding is tomorrow. عروسی آنها فرداست. عروسيشون فرداست. >>fas<< Shut the fuck up! خفه شو! خفه خون بگير! >>fas<< Oh, the driver is a maniac. اوه، راننده یک دیونه است. اوه، راننده يه ديوونه ست. >>fas<< I will go there on foot or by bicycle next time. من پای پیاده یا با دوچرخه بار دیگر به آنجا خواهم رفت. دفعه بعد پياده يا با دوچرخه ميرم اونجا. >>fas<< I will stand by you whatever happens. هر چه پیش آید من در کنار تو می‌ایستم. هر اتفاقي که بيفته من کنارت مي ايستم >>fas<< Computer technology is indispensable to access many pertinent items of data. فناوری رایانه‌ای برای دسترسی به بسیاری از اقلام مرتبط داده‌ها ضروری است. فناوری رایانه برای دسترسی به بسیاری از داده‌های مرتبط ضروری است. >>fas<< You can take whichever way you like. می توانید هر کدام را که دوست دارید بگیرید ميتوني از هر راهي که دوست داري استفاده کني. >>fas<< I really like being alone. من خیلی دوست دارم که تنها باشم من واقعا دوست دارم تنها باشم >>fas<< Their names have escaped me. نام‌هایشان را فراموش کرده‌ام. اسمشون از دستم در رفت >>fas<< We made pancakes for breakfast. ما برای صبحانه پنکیک درست کردیم. ما پنکیک برای صبحانه درست کردیم >>fas<< Raskolnikov is the protagonist of the book of Crime and Punishment written by Dostoevsky. راسکلنیکوف شخصیت اصلی کتاب جنایت و مکافات، نوشته ی داستایوسکی، است. راسکولینکوف یکی از متخصصین کتاب جرم و مجازات است که توسط دوستوفسکی نوشته شده است. >>fas<< Tom is an anti-Semite. تام یک ضد سامی است. "تام" ضد سِميتي ـه. >>fas<< We got all the materials together. ما تمام مواد را یکجا بدست آوردیم ما همه مواد رو با هم داريم >>fas<< If peace cannot be maintained with honor, it is no longer peace. اگر صلح را نتوان با شرافت حفظ کرد، این دیگر صلح نیست. اگر صلح را نمی‌توان با افتخار حفظ کرد ، دیگر صلح نیست . >>fas<< If he wanted to get to London today, he should leave now. اگر بخواهد امروز به لندن برسد، باید همین الان برود. اگه ميخواست امروز بره لندن، بايد همين الان بره. >>fas<< No gain, no lose, we are fully equal. نه سودی، نه زیانی، ما کاملاٌ برابر هستیم. نه سود، نه از دست دادن، ما کاملا برابر هستيم. >>fas<< I hear your childish laughter. صدای خنده کودکانه ات را می شنوم. صداي خنده ي بچه گانه ات رو ميشنوم. >>fas<< It's not that high off the ground. اینقدر از زمین بالا نیست زياد از روي زمين بلند نيست. >>fas<< Anger is a waste of energy. عصبانیت اتلاف انرژی است. خشم هدر دادن انرژيه. >>fas<< It seems like you got up on the wrong side of the bed this morning. به نظر میاد از دنده چپ بلند شدی امروز. به نظر ميرسه امروز صبح توي قسمت اشتباهي از تخت بيدار شدي >>fas<< "Tatoeba" in Japanese means "for example". تاتوئبا به ژاپنی یعنی "برای مثال". تاتوبا به زبان ژاپنی به معنی "برای مثال" است. >>fas<< She liked poetry and music. او دوستدار شعر و موسیقی بود. اون شعر و موسيقي رو دوست داشت >>fas<< Hello! Good morning! سلام! صبح بخیر! سلام صبح بخير >>fas<< I never get to spend any time with Tom. هیچوقت نمی‌شود که با تام وقت بگذرانم. هيچوقت نميتونم وقتم رو با "تام" بگذرونم. >>fas<< James Bond is not an actor. جیمز باند هنرپیشه نیست. جيمز باند بازيگر نيست >>fas<< I must replace that fluorescent lamp. باید آن لامپ مهتابی را عوض کنم. من بايد اون لامپ فلورسنت رو عوض کنم >>fas<< It is he. این او است. خودشه. >>fas<< He can't use a gun again. او دیگر نمی تواند از یک اسلحه استفاده کند اون ديگه نمي تونه از اسلحه استفاده کنه. >>fas<< The carpet was worn out and had to be replaced. فرش مندرس بود و می بایست عوض می شد. فرش پوشيده شده بود و بايد جايگزين ميشد >>fas<< You have a very good memory. تو حافظه خیلی خوبی داری. حافظه ي خيلي خوبي داري. >>fas<< From that distance, the ship resembles an island. در آن فاصله، آن کشتی شبیه یک جزیره است. این کشتی در سال ۱۹۴۳ ساخته شد. >>fas<< Can this be his writing? آیا این می تواند نوشته های او باشد؟ اين ميتونه نوشته هاش باشه؟ >>fas<< He always shows cowardice. او همیشه ترسو بودنش را نشان می دهد. اون هميشه بزدلي رو نشون ميده >>fas<< The ocean waves shimmer in the sunlight. امواج اقیانوس در نور آفتاب می‌درخشند. امواج اقيانوس در نور خورشيد به لرزه در مي آيند. >>fas<< They were alarmed at the news. آنها از شنیدن این خبر شوکه شدند. اونا تو اخبار وحشت زده بودن >>fas<< I grieve with you. تسلیت عرض می‌کنم. من از دست تو ناراحتم. >>fas<< They threatened to kill me so I gave them up my wallet. آنها مرا تهدید به مرگ کردند بنا براین من کیفم را به آنها دادم. اونا تهديد کردن که منو ميکشن واسه همين کيف پولم رو بهشون دادم >>fas<< You borrow a book. تو یک کتاب امانت می گیری. تو يه کتاب قرض گرفتي >>fas<< Tom drives Mary up the wall. تام ماری را به بالای دیوار می‌راند. "تام" "مري" رو ميبره بالاي ديوار. >>fas<< Aren't you even curious? آیا تو حتی کنجکاو نیستی؟ اصلاً کنجکاو نيستي؟ >>fas<< She was eager to feed the birds. او مشتاق بود تا به پرنده ها غذا بدهد. اون مشتاق بود که به پرنده ها غذا بده >>fas<< Tears shimmered in her eyes. اشکها در چشمانش درخشید. اشک ها توي چشماش به لرزه در اومد. >>fas<< It is no use crying over spilt milk. برای شیر ریخته شده شیون نمی‌کنند. گریه کردن برای شیر ریخته‌شده فایده‌ای ندارد . >>fas<< Since you can change the playback speed on the walkman, I use it to learn French. به دلیل اینکه می توان سرعت بازتکرار صدا روی دستگاه ضبط صوت همراه را تغییر داد، من از آن برای یادگیری فرانسه استفاده می کنم. از اونجايي که تو ميتوني سرعت بازي رو عوض کني من ازش براي ياد گرفتن فرانسوي استفاده ميکنم >>fas<< Many a little makes a mickle. قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود. خیلی‌ها یه میکل درست می‌کنن >>fas<< The teacher kicked me out of class. معلم مرا از کلاس بیرون انداخت. معلم منو از کلاس انداخت بيرون >>fas<< The truth is opaque and consequently imperceptible. حقیقت تار است و نتیجتاً نامرئی است. حقیقت قابل درک و غیر قابل انکار است . >>fas<< Sorry, I didn't know you were still here. ببخشید،من نمی دانستم تو همچنان اینجا بودی. ببخشيد، نميدونستم هنوز اينجايي. >>fas<< One does not look a gift horse in the mouth. اسب پیشکشی را به دندانش نگاه نمی کنند. به نظر نمياد يه اسب هديه اي تو دهنش باشه. >>fas<< Tom is a silly man. تام مرد احمقی است. "تام" يه مرد احمقه. >>fas<< This is a gift to show our appreciation. این یک هدیه به نشانهٔ قدردانی ماست. این هدیه‌ای است که قدردانی‌مان را نشان می‌دهیم . >>fas<< I'm going to tell Tom you said that. به تام می گویم که این را گفتی. ميخوام به "تام" بگم که تو اينو گفتي. >>fas<< The place where my mother was born is located in the east of our country. جایی که مادرم به دنیا آمده است در شرق کشور قرار دارد. جايي که مادرم متولد شد در شرق کشور ما قرار داره >>fas<< This is the nicest present I've ever had. این قشنگ‌ترین هزینه‌ای است که تا کنون داشته‌ام. اين بهترين هديه ايه که تا حالا داشتم >>fas<< Only God is infallible. فقط خدا منزه از خطاست. فقط خدا غير قابل بخششه. >>fas<< Hard work never did anyone any harm. سخت‌کوشی به هیچکس ضرر نزد. کار سخت هيچوقت به کسي آسيبي نرسوند. >>fas<< Is Tom lucid? آیا تام هشیار است؟ "تام استر" هست؟ >>fas<< Most people like watching TV. خیلی از مردم تلویزیون دیدن را دوست دارند. بيشتر مردم دوست دارن تلويزيون نگاه کنن >>fas<< It was sheer torture. آن یک شکنجهٔ محض بود. شکنجه محض بود. >>fas<< This was his only mistake. این تنها اشتباه او بود. اين تنها اشتباه اون بود >>fas<< What is written on the road sign? - ONE WAY. بروی تابلو راهنمایی و رانندگی چه نوشته شده است؟ -یک طرفه. روي علامت جاده چي نوشته شده؟ >>fas<< Any milk or sugar? شیر یا شکر دارید؟ شير يا شکر داري؟ >>fas<< Uh, now it's really weird... آه، الآن دیگه خیلی چت شد... آه، حالا واقعاً عجيبه... >>fas<< Soon, I'll tell you some good news. به زودی خبرهای خوبی به شما خواهم گفت. به زودي خبرهاي خوبي بهت ميگم >>fas<< A court without ladies is like a garden without flowers. حیاط بدون زن مانند باغ بدون گل است. يه دادگاه بدون خانم مثل يه باغ بدون گل ميمونه >>fas<< It was almost noon by the time Tom woke up. وقتی تام از خواب بیدار شد، تقریبا ظهر بود. تقريباً ظهر بود تا وقتي که "تام" بيدار شد. >>fas<< That wasn't my intention. قصد ام این نبود. قصدم اين نبود. >>fas<< If a fight is inevitable, you have to strike first. اگر نبرد اجتناب‌ناپذیر باشد، مجبورید اول حمله کنید. اگه جنگ اجتناب ناپذيره، اول بايد حمله کني. >>fas<< My throat feels dry. گلویم خشک شده است. گلوم خشک شده. >>fas<< We are responsible in front of the law. ما در مقابل قانون مسئولیم. ما در مقابل قانون مسئوليم >>fas<< The difference between doing and not doing is doing. تفاوت انجام دادن و انجام ندادن انجام دادن است. تفاوت بين انجام دادن و انجام ندادن، انجام دادنه. >>fas<< I don't mean to make you worry. قصد ندارم ناراحتت کنم نمي خوام نگرانت کنم. >>fas<< A good many people have told me to take a holiday. خیلی ها به من پیشنهاد رفتن به تعطیلات را داده اند. يه عالمه آدم خوب بهم گفتن تعطيلات برم >>fas<< It took me more than a month to get over my cold. یک ماه طول کشید تا سرماخوردگی من بهبود یافت. بيشتر از يک ماه طول کشيد تا سرما بخورم >>fas<< I grew up in Shiraz. در شیراز بزرگ شدم. من توي شيراز بزرگ شدم >>fas<< Have you ever been to Tehran? آیا هیچ وقت در تهران بوده ای؟ تا حالا تهران رفتي؟ >>fas<< I didn't like it. خوشم نیامد. خوشم نيومد. >>fas<< Because it was raining, he went to the yard to collect the clothes from the clotheslines. چون باران می بارید، برای جمع کردن رخت های روی بند به حیاط رفت. چون بارون ميومد، رفت حياط تا لباس ها رو از لباس ها جمع کنه. >>fas<< I hit the jackpot. من پول زیادی برنده شدم. من برنده شدم. >>fas<< I hate working. من از کار کردن متنفرم. از کار متنفرم >>fas<< I'm using the computer. کامپیوتر را استفاده میکنم. دارم از کامپيوتر استفاده ميکنم >>fas<< I'm going to be in my room. من در اتاقم خواهم بود. من ميرم تو اتاقم. >>fas<< The boomerang hurtled whistling through the air. بومرنگ در حالی که در هوا سوت می‌کشید، به حرکت در آمد. بومرنگ توي هوا سوت زد >>fas<< These things always happen in threes. تا سه نشود بازی نشود. این چیزها همیشه در سه‌ها اتفاق می‌افتند. >>fas<< The doorbell rang. زنگ در به صدا درآمد. زنگ در زنگ زد. >>fas<< If I wanted to scare you, I would tell you what I dreamt about a few weeks ago. اگر قصد ام ترساندن ات بود رویای چند هفته پیش ام را برای ات می گفتم. اگه ميخواستم بترسونمت بهت ميگفتم که چند هفته پيش خواب چي ديدم >>fas<< I don't feel like it now. الان حس و حالش رو ندارم. الان احساس خوبي ندارم. >>fas<< The taxi abruptly turned left. تاکسی ناهگانی به چپ پیچید. تاکسي ناگهان به سمت چپ رفت >>fas<< It's blowing very hard. باد به شدت می وزد. خيلي سخت داره منفجر ميشه. >>fas<< My baby can't talk yet. He just cries. بچه‌ام هنوز نمی‌تواند حرف بزند؛ فقط گریه می‌کند. بچه ام هنوز نميتونه حرف بزنه فقط گريه ميکنه >>fas<< About how much would a taxi be from here? کرایه‌ی تاکسی از اینجا تقریباً چقدر می‌شود؟ درباره اينکه يه تاکسي از اينجا چقدر مي تونه باشه؟ >>fas<< What are you going to do when you graduate? وقتی فارغ التحصیل شدی می خواهی چه کنی؟ وقتي فارغ التحصيل شدي ميخواي چيکار کني؟ >>fas<< Her husband is an adulterer. شوهرش یک زنا کاره. شوهرش یه زناکاره >>fas<< My favorite color is red. رنگ دوست داشتنی من قرمز است. رنگ مورد علاقه من قرمزه >>fas<< I'm going to change into more comfortable clothes. من برم یک لباس راحت تر بپوشم. من ميرم لباس هاي راحت تري رو عوض کنم >>fas<< I doubt that our new boss will be any worse than the old one. شک دارم رییس جدیدمون از قبلیه بدتر باشه. شک دارم رئيس جديدمون بدتر از اون قبلي باشه >>fas<< How about you? تو چطور؟ تو چطور؟ >>fas<< The vase is on the table. گلدان روی میز است. گلدون روي ميزه. >>fas<< She got over the shock of her father's death. او بر شوک مرگ پدر خودش غلبه کرد. اون با شوک مرگ پدرش کنار اومد >>fas<< The dullest pencil is better than the sharpest memory. نتراشیده‌ترین مداد بهتر از هوشیارترین حافظه است. کسل کننده ترين مداد بهتر از باهوش ترين خاطره ست. >>fas<< Don't try to walk before you can crawl. قبل از اینکه بتوانی گاگله کنی سعی نکن راه بروی. سعي نکن راه بري قبل از اينکه بتوني راه بري. >>fas<< That fish lives in fresh water. آن ماهی در آب شیرین زندگی می‌کند. اون ماهي توي آب تازه زندگي ميکنه. >>fas<< He isn't quite a gentleman. او یک جنتلمن تمام و کمال نبود. اون يه نجيب زاده نيست. >>fas<< I go to school. به مدرسه می روم. من ميرم مدرسه. >>fas<< Tom didn't want to go into the cave. تام نخواست به زیرزمین برود. تام نميخواست بره تو غار >>fas<< Are you well? حالت خوبه؟ حالت خوبه؟ >>fas<< Take out the trash. .آشغال ها رو بیرون بگذار آشغال ها رو در بيار. >>fas<< I talked to my classmates in class. در کلاس با هم‌کلاسی‌هایم صحبت کردم. توی کلاس با هم‌کلاسی‌هام حرف زدم >>fas<< I got where I am by hard work. به سختی به اینجا که هستم رسیدم. من با کار سخت به جايي رسيدم >>fas<< Laugh and be fat. خنده چاق می کند. بخند و چاق باش >>fas<< You can't swim, can you? نمی توانی شنا کنی، می تونی؟ تو نمي توني شنا کني، مي توني؟ >>fas<< A fox is not caught twice in the same snare. یک روباه دوبار در یک دام نمی افتد. يه روباه دوبار تو يه دام گير نمي افته. >>fas<< You need to go home. تو باید به خانه بروی. بايد بري خونه. >>fas<< He had a share in completing the job. او در به پایان رساندن کار سهمی داشت. او سهمی در کامل کردن کار داشت. >>fas<< The purpose of a roundabout is to slow down traffic. هدف از مسیر غیرمستقیم، کاهش ترافیک است. هدف از دور و بر اينه که سرعت ترافيک رو کم کنيم >>fas<< If you never do anything, you never become anyone. اگر هیچگاه کاری انجام ندهی، هیچ وقت کسی نخواهی شد. اگه هيچ وقت کاري نکني، هيچوقت تبديل به کسي نميشي. >>fas<< They are bound together by common interests. آنها بر اساس علایق مشترک با هم در ارتباط هستند. آنها با منافع مشترک در کنار هم قرار دارند. >>fas<< I'm going to go sell my car this afternoon. من امروز بعد از ظهر می‌روم که ماشینم را بفروشم. امروز بعد از ظهر ميرم ماشينم رو بفروشم >>fas<< Some young Japanese people prefer being single to being married. بعضی جوانان ژاپنی ترجیح می‌دهند مجرد باشند تا اینکه ازدواج کنند. برخی از جوانان ژاپنی ترجیح می‌دهند مجرّد باشند . >>fas<< I read the entire works of Milton over the holiday. من تمام آثار میلتون را طی تعطیلات خواندم. من تمام کارهاي "ميلتون" رو در طول تعطيلات خوندم. >>fas<< Whose dictionary is it on the table? لغت نامه روی میز مال چه کسی است؟ ديکشنري کي روي ميزه؟ >>fas<< The negotiations failed. مذاکرات شکست خورد. مذاکره شکست خورد. >>fas<< I always catch a cold in the winter. من همیشه زمستان ها سرما می خورم. من هميشه زمستون سرما ميخورم >>fas<< She looks young for her age. او نسبت به سنش جوان تر به نظر می رسید. اون براي سنش جوون به نظر مياد. >>fas<< She only reads prose. او فقط نثر می خواند. اون فقط "پروس" رو ميخونه. >>fas<< The man reading a paper over there is my uncle. آن مردی که آنجا روزنامه می خواند دایی من است. مردي که اونجا يه مقاله ميخونه عمومه. >>fas<< I had to change clothes because what I was wearing wasn't appropriate for the situation. من باید لباسامو عوض میکردم چون چیزی که پوشیده بودم مناسب اون وضعیت نبود. بايد لباس‌ها رو عوض مي‌کردم چون چيزي که پوشيده بودم مناسب اين وضعيت نبود >>fas<< He was so kind as to see me home. او به قدری مهربان بود که مرا تا خانه رساند. اون خيلي مهربون بود که منو خونه ديد >>fas<< Everyone dies. همه می میرند. همه مي ميرن. >>fas<< I've already tried. قبلاً سعی کرده‌ام. قبلاً سعي کردم. >>fas<< If it rains this afternoon, I won't go out. اگر امروز عصر باران ببارد من بیرون نخواهم رفت. اگه امروز بعد از ظهر بارون بياد، من بيرون نميرم. >>fas<< He read the article over and over again. او مقاله را بارها مطالعه کرد. او مقاله را بارها و بارها خواند . >>fas<< Humans were never meant to live forever. انسان ها هرگز قرار نبوده تا ابد زندگی کنند. انسان‌ها هرگز قرار نبود تا ابد زندگی کنند . >>fas<< Why would you go all the way to city to get a burger when there are many burger places here across the street. چرا این همه راه رو بری تو شهر برای یک ساندویچ وقتی این همه ساندویچی اون ور خیابون هست؟ چرا اين همه راه رو ميري شهر تا يه همبرگر بگيري وقتي يه عالمه جاي همبرگر اون طرف خيابون هست >>fas<< Don't patronize me. بچه نیستم می فهمم. منو دست ننداز. >>fas<< Pizza is my favorite food. پیتزا غذای مورد علاقه ی من است پيتزا غذاي مورد علاقه منه >>fas<< Don't make fun of foreigners. خارجی ها را مسخره نکن. خارجي ها رو مسخره نکن. >>fas<< A ball-pen became a universal handwriting tool, replacing fountain pen. خودکار سرتوپی دار جایگزین خودکار فواره ای شده به یک ابزار دست نویسی جهانی تبدیل گشت. یک توپ-پن تبدیل به یک ابزار دست خط جهانی شد، که جایگزین قلم چشمه شد. >>fas<< Last night was very hot and muggy, so I didn't sleep so well. دیشب هوا خیلی گرم و شرجی بود، به همین خاطر نتوانستم خوب بخوابم. ديشب خيلي گرم و گرم بود، واسه همين زياد خوب نخوابيدم. >>fas<< The economist is not laconic. اکونومیست موجز نیست. اقتصاددان لاکنیک نیست. >>fas<< As far as I am concerned the question is not simple. تاجایی که می دونم سوال زیاد اسون نیست. تا جايي که به من مربوط ميشه سوال ساده نيست >>fas<< I studied English when I was there. وقتی آنجا بودم، زبان انگلیسی را مطالعه کردم. وقتي اونجا بودم انگليسي خوندم >>fas<< She was satisfied that he was honest. او قانع شد که او صداقت دارد. او راضی بود که صادق است . >>fas<< Who are you to judge? تو کی هستی که قضاوت می کنی؟ تو کی هستی که قضاوت کنی؟ >>fas<< I saw my mother hide the cake. دیدم که مادرم کیک را پنهان کرد. من مادرم رو ديدم که کيک رو قايم کرد >>fas<< He told us to set off at once. به ما گفت که فوراً برویم. اون به ما گفت که فوراً حرکت کنيم >>fas<< My mother was killed in an accident. مادر من در تصادف کشته شد. مادرم توي يه تصادف کشته شد. >>fas<< She smiled. او لبخند زد. اون لبخند زد. >>fas<< This is a little gift for you. این یک هدیه کوچک برای تو. اين يه هديه کوچيک براي توئه. >>fas<< Deal us the cards. کارتها را بین ما پخش کن کارت‌ها رو بهمون بده >>fas<< The school is two kilometers ahead. مدرسه دو کیلومتر به سمت جلو است. مدرسه دو کيلومتر جلوتره >>fas<< The world is a grand ball in which everyone wears a mask. دنیا یک مهمانی بزرگ است که در آن هر کس ماسکی بر صورت دارد. دنيا يه توپ بزرگه که توش همه ماسک ميزنن >>fas<< We watch television. تلویزیون تماشا کنیم. ما تلويزيون نگاه مي کنيم. >>fas<< Did you think I wouldn't tell Tom? آیا تو فکر کردی من به تام نخواهم گفت؟ فکر کردي به تام نميگم؟ >>fas<< Millions of workers lost their jobs. میلیون ها کارگر کار خود را از دست دادند. میلیون‌ها کارگر شغل خود را از دست دادند . >>fas<< Jim got down from the tree. جیم از درخت پایین آمد. جيم از درخت افتاد پايين >>fas<< There's always room for improvement. همیشه جا برای بهبود هست. هميشه براي پيشرفت جا هست. >>fas<< They have no proof. اثبات ندارند. اونا هيچ مدرکي ندارن. >>fas<< Who are you, anyway? حالا تو کی هستی؟ به هر حال تو کی هستی؟ >>fas<< How did you like the hotel you stayed at? هتلی که توش بودی رو چطور دوست داشتی؟ از هتلي که توش موندي خوشت اومد؟ >>fas<< Hi John! How are you? سلام جان! حالت چطور است؟ سلام جان حالت چطوره؟ >>fas<< I remember this. این را بخاطر می‌آورم. اينو يادم مياد. >>fas<< Tom has to look for a job. تام مجبور است دنبال شغلی جدید بگردد. تام بايد دنبال کار بگرده >>fas<< I don't know how to demonstrate it, since it's too obvious! آنقدر واضح است که نمی دانم چه طور نشان اش بدهم. نمي‌دونم چطور نشونش بدم، چون خيلي واضحه! >>fas<< He is a bit of a fool, if you ask me. یکمی نادانه اگر از من بپرسی. اون يه کم احمقه اگه از من بپرسي >>fas<< He stood in awe before her. او با احترام در مقابلش ایستاد. اون در مقابل اون ترسيده بود. >>fas<< I showed my room to him. اتاق‌ام را به او نشان دادم. من اتاقم رو بهش نشون دادم >>fas<< The more you study, the more you discover your ignorance. هر چه بیشتر بخوانی، بیشتر به نادانیت پی می بری. هر چه بیشتر مطالعه کنید، جهل خود را بیشتر کشف خواهید کرد. >>fas<< You should say what you think. تو باید هر چه را که به آن فکر می کنی؛ بگویی. بايد چيزي که فکر ميکني رو بگي. >>fas<< Always keep a bucket of water handy, in case of fire. همیشه یک سطل آب برای آتش احتمالی نگهدار. هميشه يه سطل آب رو در صورت آتش نگه دار >>fas<< By whom was this window broken? چه کسی این پنجره را شکسته است؟ اين پنجره توسط کي شکسته شده؟ >>fas<< I don't have a dog. من سگ ندارم. من سگ ندارم >>fas<< I'm just saying! فقط دارم می گویم. فقط دارم ميگم! >>fas<< She will give birth to a child next month. ماه آینده کودک او متولد خواهد شد. ماه ديگه يه بچه به دنيا مياره >>fas<< The following day he was found dead in the bedroom. روز بعد، او را مرده در اتاق خواب پیدا کردند. روز بعد توي اتاق خواب مرده پيدا شد >>fas<< I'll never forget him as long as I live. تا زمانی که زنده ام او را فراموش نخواهم کرد. تا زماني که زنده ام هرگز فراموشش نميکنم >>fas<< I want a new dog. یک سگ جدید می‌خواهم. من يه سگ جديد ميخوام >>fas<< My interest is in the future because I'm going to spend the rest of my life there. علاقهٔ من به آینده برای اینست که باقیماندهٔ زندگی‌ام را در آنجا می‌گذرانم. علاقه من به آینده است چون می خواهم بقیه عمرم را آنجا بگذرونم. >>fas<< The whale has been found off the coast of Wakayama. نهنگ در ساحل واکایاما پیدا شده بود. وال در ساحل واکاياما پيدا شده >>fas<< I share this room with my sister. این اتاق را با خواهرم شریک هستم. من اين اتاق رو با خواهرم تقسيم ميکنم >>fas<< Miraculously, none of them died. به طرز معجزه آسایی هیچ کدام نمردند. به طور عجيبي، هيچکدوم از اونا نمردن. >>fas<< We must go there at least once a year. ما باید حد اقل سالی یک بار به آنجا برویم. حداقل بايد سالي يه بار بريم اونجا. >>fas<< We must get there before her. باید قبل از او برسیم آن جا. ما بايد قبل از اون به اونجا برسيم >>fas<< She was anxious about her job. او نگران شغل خود بود. اون نگران کارش بود >>fas<< How do you heat the house? چه طور خانه را گرم می کنی؟ چطوري خونه رو گرم ميکني؟ >>fas<< I decided to come to Japan last year. سال پیش من تصمیم گرفته بودم که به ژاپن بیایم سال پيش تصميم گرفتم بيام ژاپن >>fas<< I'm not a doctor. من دکتر نیستم. من دکتر نيستم >>fas<< A creaking gate hangs long. اجل گشته می میرد نه بیمار سخت. يه دروازه‌ي گيج‌کننده مدت زيادي آويزونه. >>fas<< It doesn't matter when you come. مهم نیست کِی می‌آیی. مهم نيست کي مياي. >>fas<< Tom helped Mary dye her hair. تام به مری کمک کرد تا موهایش را رنگ کند. "تام" به "مري" کمک کرد موهاشو رنگ کنه. >>fas<< Actions speak louder than words. صدای عمل رساتر از حرف است. اَعمال از کلمات بلندتر صحبت می‌کنند . >>fas<< I will make a new suit for you. می خواهم برایت یک دست لباس جدید درست کنم. يه کت و شلوار جديد برات درست ميکنم. >>fas<< The idea was a success. ایده یک موفقیت بود. اين ايده موفقيت آميز بود. >>fas<< Freedom from hunger is a must for all. رهایی از گرسنگی یک ضرورت برای همگان است. آزادي از گرسنگي براي همه لازمه. >>fas<< After all day in the sun, Tom had a sunburned nose. پس از گذراندن تمام روز در آفتاب، بینی تام آفتاب سوخته شده بود. بعد از تمام روز زير آفتاب تام يه دماغ سوخته داشت >>fas<< Mastering a foreign language isn't easy. تسلط بر یه زبان خارجی آسون نیست. مهارت دادن به يه زبان خارجي کار آسوني نيست >>fas<< He has a lot of acquaintances. او آشناهای زیادی دارد. اون آشناهاي زيادي داره >>fas<< Served you right! خدا را شکر که از شرش راحت شدم. درست بهت خدمت کردم! >>fas<< It wasn't an aberration. این غیر عادی نبود. اشتباه نبود. >>fas<< Never in my life have I heard such a thing. من تا کنون چنین چیزی در زندگی نشنیده ام. هيچوقت تو زندگيم همچين چيزي نشنيده بودم. >>fas<< Everyone knows you're in love with Tom. همه می‌دانند که تو عاشق تام هستی. همه ميدونن که تو عاشق تام هستي >>fas<< Jack speaks English. جک به انگلیسی صحبت می کند. جک انگليسي حرف ميزنه >>fas<< I will show you a new approach to foreign language learning. من شیوه ای نو برای یادگیری زبان نشانت می دهم. من به شما روش جدیدی به یادگیری زبان خارجی نشان خواهم داد. >>fas<< I checked the time on the clock. من زمان را از روی ساعت چک کردم. ساعت رو چک کردم >>fas<< Mary has her back to us. مری به ما پشت کرده است. "مري" برگشته پيش ما. >>fas<< I have received no reply from you yet. من هنوز هیچ جوابی از شما دریافت نکرده ام. هنوز جوابي ازت دريافت نکردم. >>fas<< We're not safe. ما در امنیت نیستیم. ما در امان نيستيم. >>fas<< I got a traffic ticket. من یک بلیط تردد گرفته ام. من يه بليط ترافيک دارم >>fas<< We need more information. ما به اطلاعات بیشتری نیاز داریم. ما به اطلاعات بيشتري نياز داريم >>fas<< The two roads cross there. دو جاده از آنجا عبور می کند. دو تا جاده از اونجا رد شدن. >>fas<< Be cool. راحت باش. آروم باش. >>fas<< Both brothers are still alive. هر دو برادر هنوز زنده اند. هر دو برادر هنوز زنده‌اند . >>fas<< I fried the fish after marinating it. ماهی را بعد از خواباندن سرخ کردم. ماهي ها رو سرخ کردم بعد از اينکه غرقش کردم. >>fas<< He is reticent and he never speaks unless spoken to. او تودار است و هرگز صحبت نمی‌کند مگر اینکه با او صحبت شود. اون تازه وارده و هيچ وقت حرف نميزنه مگر اينکه باهاش حرف بزنه >>fas<< Don't call him now. الآن به او تلقن نکنید. الان بهش زنگ نزن >>fas<< The whole is more than the sum of its parts. کل از مجموع اجزائش بزرگتر است. کلش بيشتر از مجموع قطعاتشه. >>fas<< He was not sympathetic to my plight. او نسبت به شرایط بحرانی من دلسوز نبود. اون با مشکل من همدردی نمی‌کرد >>fas<< I will finish this work somehow. به هر طریقی، من این کار را تمام خواهم کرد. من يه جوري اين کار رو تموم ميکنم >>fas<< A little knowledge is a dangerous thing. دو کس دشمن ملک و دینند یکی پادشاه بی حلم و دیگری زاهد بی علم. یه کم دانش چیز خطرناکیه >>fas<< Worrying doesn't take away tomorrow's concerns, but it does take away today's power. نگرانی دغدغه‌های فردا را از بین نمی‌برد، بلکه قدرت امروز را از بین می‌برد. نگرانی نگرانی نگرانی‌های فردا رو از بین نمی‌بره ولی قدرت امروز رو از بین می‌بره >>fas<< Mr Thompson had lived in Tokyo for two years before he went back to Scotland. آقای تامپسون، قبل از اینکه به اسکاتلند برگردد، دو سال در توکیو زندگی کرد. آقاي "تامپسون" دو سال قبل از اينکه به اسکاتلند برگرده توي توکيو زندگي کرده بود. >>fas<< The campaign was successful and she won the election. کارزار تبلیغاتی موفقیت‌آمیز بود و او در انتخابات پیروز شد. کمپین موفق بود و انتخابات را برد. >>fas<< We’ll continue after the film. ما بعد از فیلم ادامه خواهیم داد. بعد از فیلم ادامه خواهیم داد. >>fas<< Hi, to all good Iranian children. سلام به همه بچه های خوب ایرانی. سلام به همه بچه هاي ايراني خوب >>fas<< The tongue has no bones but is strong enough to break hearts. زبان استخوان ندارد اما چنان قوی است که قلبها را می‌شکند. زبان هيچ استخواني نداره اما به اندازه کافي قوي هست که قلب ها رو بشکنه >>fas<< The plural of 'person' is 'people', not 'persons'. جمع شخص، مردم است نه اشخاص. جمع افراد "آدم" هستن، نه "آدم". >>fas<< She drank the whole bottle of milk او تمامی بطری شیر را نوشید. اون تمام بطري شير رو خورد >>fas<< Tom chewed Mary out for staying out all night long. تام ماری را سرزنش کرد. زیرا تمام شب بیرون مانده بود. "تام" "مري" رو به خاطر اينکه تمام شب رو بيرون مونده بود خورد. >>fas<< It is very pleasant to sail these waters. قایق رانی در میان این آبها بسیار لذت بخش است. خيلي لذت بخشه که اين آب ها رو به حرکت در بياريم >>fas<< My mother gets up early every morning. .مادر من هر روز صبح زود از خواب بلند می شود مادرم هر روز صبح زود بيدار ميشه >>fas<< Heroes always arrive late. قهرمانان همیشه دیر می‌رسند. قهرمان ها هميشه دير ميرسن. >>fas<< I caught five fish yesterday. من دیروز پنج تا ماهی گرفتم. ديروز پنج تا ماهي گرفتم >>fas<< The danger was not apparent. خطر آشکار نبود. خطر مشخص نبود. >>fas<< Well said! خوب گفتم خوب گفتي! >>fas<< France was at war with Russia. فرانسه با روسیه در جنگ بود. فرانسه با روسيه در جنگ بود >>fas<< I was delayed by a traffic jam. ازدحام ترافیک موجب تاخیرم شد. من با يه ترافيک تاخير داشتم >>fas<< Greece is an old country. یونان کشوری کهن است. يونان يه کشور قديميه. >>fas<< We've tried every conceivable method, but absolutely nothing works. ما هر روش ممکن را بکار گرفتیم ،ولی هیچکدام اثر بخش نبود. ما تمام روش هاي ممکن رو امتحان کرديم، اما قطعاً هيچ چيز جواب نميده. >>fas<< I have a heart like a leg broken bird // Sat at the seashores like a ship // Play the lyre Taher everyone cries // This is how the broken lyre will pronounce دلی دارم چو مرغ پا شکسته// چو کشتی بر لب دریا نشسته// همه گویند طاهر تار بنواز// صدا چون می‌دهد تار شکسته من يه قلب دارم مثل يه پرنده شکسته در ساحل دريا مثل يه کشتي >>fas<< Did you get the package I sent you? بسته ای که برات فرستادم گرفتی؟ بسته اي که برات فرستادم رو گرفتي؟ >>fas<< Mary broke her promises. مری عهد اش را شکست. "مري" قولش رو شکست. >>fas<< The English are a taciturn people. انگلیسی‌ها آدم‌های کم گویی هستند. انگليسي‌ها آدم‌هاي پرحرفي هستن. >>fas<< I love you. عاشقتم دوستت دارم. >>fas<< People said that he is insane. مردم می گفتند او دیوانه است. مردم گفتن که اون ديوونه ست. >>fas<< I couldn't help laughing at the plan. نمی تونستم جلوی خودم رو از خندیدن به اون نقشه بگیرم. نتونستم جلوي خنده ي نقشه رو بگيرم. >>fas<< Never give up till the very end. هرگز تا انتها تسلیم نشو. هيچوقت تا آخرش تسليم نشو. >>fas<< The book is on the table. کتاب روی میز است. کتاب روي ميزه. >>fas<< This book is old. این کتاب قدیمی است. این کتاب قدیمیه >>fas<< Magdalena and Ania are good friends. ماگدالنا و آنیا دوستان خوبی هستند. "مگدالنا" و "آنيا" دوستاي خوبي هستن. >>fas<< The dictionary is the only place where success comes before work. لغتنامه تنها جایی است که پیشرفت قبل از تلاش می‌آید. واژه‌نامه تنها جایی است که موفقیت قبل از کار می‌آید. >>fas<< Tom found a hoard. تام یک اندوخته یافت. تام يه انبار پيدا کرد >>fas<< He's gone into hiding. او مخفی شده است. اون رفته قايم شده. >>fas<< Please fill in your name and address on this form. لطفا اسم و آدرست را در این فرم پرکن لطفاً نام و نشانی خود را در این فرم پر کنید. >>fas<< The academically talented students helped others in the classroom. دانشجویان بااستعداد تحصیلی به دیگران در کلاس کمک کردند. دانش آموزان با استعداد علمی به دیگران در کلاس کمک کردند. >>fas<< I cannot help you more than this. من بیش از این نمی توانم به شما کمک کنم. بيشتر از اين نميتونم کمکت کنم >>fas<< Someone kicked my back. يكي (يه نفر) با لگد زد پٌشتم. يکي به پشتم لگد زد. >>fas<< When I was young, my father used to take me to school. پدر من همیشه مرا به مدرسه می رساند وقتی که من کوچک بودم. وقتي جوون بودم پدرم منو به مدرسه مي برد >>fas<< He refused to say more about it. او قبول نکرد بیشتر در آن مورد بگوید. اون بيشتر در موردش حرف نزد. >>fas<< I was the happiest human on earth. من خوشبخت ترین انسان روی کره زمین بودم. من شادترين انسان روي زمين بودم >>fas<< They behave towards Muslims in a way in which no Muslim would behave towards an unbeliever. آنها طوری با مسلمانان رفتار می کنند که هیچ مسلمانی اینگونه با کافری رفتار نمی کند. در حالی که تسلیم [فرمان ها و احکام ا هستند در حالی که هیچ یک از مشرکان، آن را انکار نمی کنند. >>fas<< I only know how to love, suffer and sing. من فقط می‌توانم دوست بدارم، رنج بکشم و آواز بخوانم. من فقط مي دونم چطور عاشق بشم، زجر بکشم و آواز بخونم. >>fas<< We succeeded. موفق شدیم. موفق شديم. >>fas<< Phillip isn't an engineer. فیلیپ مهندس نیست. فيليپ يه مهندس نيست >>fas<< Man consists of soul and body. انسان از روح و جسم تشکیل شده است. انسان متشکل از روح و بدن است . >>fas<< What's your home phone number? شماره تلفن خانه ات چیست؟ شماره تلفن خونه ات چنده؟ >>fas<< Variety is the spice of life. تنوّع نمک زندگی ست. واریت، ادویه‌ی زندگیه >>fas<< Don't attempt two things at a time. در یک زمان برای دو چیز تلاش نکن. هر دفعه دو چيز رو امتحان نکن >>fas<< I'm from Saudi Arabia. از عربستان سعودی هستم. من اهل عربستان سعودی هستم >>fas<< Who stole something from my bag? چه کسی چیزی را از کیف من دزدیده است؟ کي چيزي از کيفم دزديده؟ >>fas<< Learning English is hard work. یادگیری زبان انگلیسی کار سختی است. یادگیری انگلیسی کار سختی است. >>fas<< Where is her house? خانه اش کجاست؟ خونه‌ش کجاست؟ >>fas<< Tom is the one who showed me how to do it. تام کسی است که به من نشان داد چه طور انجامش بدهم. تام کسی بود که بهم نشون داد چطور انجامش بدم >>fas<< Can I use your pen? آیا می‌توانم از خودکارت استفاده کنم؟ ميتونم از خودکارت استفاده کنم؟ >>fas<< She's done nothing but cry all day. همه روز به جز گریه هیچ کار دیگه ای نکرد. اون هيچ کاري جز گريه کردن تمام روز نکرده >>fas<< No one ever seizes power with the intention of relinquishing it. هیچکس قدرت را با انگیزهٔ واگذاری آن تصاحب نمی‌کند. هيچ کس هيچ وقت قدرت رو با قصد ترک کردنش از بين نمي بره. >>fas<< Please don't enter the room. لطفاً، داخل اتاق ندوید. لطفا وارد اتاق نشو >>fas<< Is something wrong? مشکلی هست؟ مشکلي پيش اومده؟ >>fas<< Do you have any idea of how difficult is to do this? تو آیا نظری راجع به سختی انجام این کار داری؟ اصلا ميدوني اين کار چقدر سخته؟ >>fas<< Shall we go to a little more upscale restaurant? میشه بریم به یک رستوران شیک تر. ميشه بريم به يه رستوران درجه يک؟ >>fas<< Most government workers are on furlough. بیشتر کارکنان دولت در مرخصی هستند. بیشتر کارگران دولتی در حال فرار هستند. >>fas<< I have never heard of him since then. تا قبل ار این هرگز از او چیزی نشنیده بودم. از اون موقع تا حالا اسمش رو نشنيدم >>fas<< How do you define "servility"? چگونه «سرسپردگی» را تعریف می کنید؟ چگونه "معاونیت" را تعریف می‌کنید؟ >>fas<< Tom is the one who gave me this bicycle. تام کسی است که این دوچرخه را به من داد. تام" کسيه که اين دوچرخه رو بهم داد" >>fas<< I'll come by and pick you up tomorrow morning. فردا صبح من خواهم آمد و تو را می برم. فردا صبح ميام دنبالت >>fas<< There is nothing left for them. برای آنها هیچ باقی نمانده است. چیزی براشون باقی نمونده >>fas<< Time turns hair gray. زمان مو را خاکستری می کند. زمان مو خاکستري ميشه. >>fas<< Everybody agreed with his idea. همه با نظرش موافقت کردند. همه با ايده اون موافقت کردن. >>fas<< My father stretched after dinner. پدرم بعد از شام دراز کشید. پدرم بعد از شام دراز کشيده بود. >>fas<< Tom said that he wanted to leave Boston by the end of this year. تام گفت می‌خواهد تا قبل از پایان سال بوستون را ترک کند. تام گفت که ميخواد تا آخر امسال بوستون رو ترک کنه >>fas<< He made up his mind to keep his plan secret. تصمیم گرفت نقشه‌اش را مخفی نگه دارد. اون تصميم گرفت که نقشه اش رو مخفي نگه داره >>fas<< Both Piotr and Lech are from Poland. پیتر و لخ هر دو اهل لهستان هستند. "پيتور" و "لچ" هم از لهستان هستن. >>fas<< Experience is the best teacher. تجربه بهترین آموزگار است. تجربه بهترين معلمه >>fas<< They eat raw meat. آنها گوشت خام می خورند. گوشت خام ميخورن. >>fas<< From Kate's point of view, he works too much. از دیدگاه کیت، او بیش از حد کار می‌کند. از ديد کيت اون خيلي کار ميکنه >>fas<< There are no stupid questions, only stupid people. سؤال احمقانه وجود ندارد اما افراد احمق چرا. هيچ سوال احمقانه اي وجود نداره، فقط آدماي احمق. >>fas<< A poor workman blames his tools. کارگر بی‌مهارت، ابزار کارش را مقصر می‌داند. يه کارگر بيچاره ابزارش رو مقصر ميدونه >>fas<< I went to school. من به مدرسه رفتم. من به مدرسه رفتم. >>fas<< You should better not smoke in his presence. بهتر است در حضور وی سیگار نکشید. بهتره که در حضور اون سيگار نکشي. >>fas<< Your garden needs some attention. یکم به باغت برس باغ شما نياز به توجه داره. >>fas<< I don't have a drinking problem. من مشکل نوشیدنی ندارم. من مشکل مشروب خوردن ندارم >>fas<< If Maria spoke less hastily, people would be able to understand her better. اگه ماریا آهسته تر صحبت میکرد، مردم بهتر حرفاشو میفهمیدن. اگر ماریا با عجله‌تر صحبت می‌کرد ، مردم می‌توانستند او را بهتر درک کنند . >>fas<< I as well as you am to blame. منم به اندازه تو مقصر هستم. منم همينطور که تو مقصري >>fas<< I don't have a beach house. من یک خانه ساحلی ندارم. من خونه ساحلي ندارم >>fas<< Three-fourths of the earth's surface is water. سه چهارم سطح زمین آب است. سه چهارم سطح زمين آبه >>fas<< My grandmother was gradually becoming forgetful and frail. مادربزرگم به تدریج فراموشکار و نحیف می شد. مادربزرگم کم کم داشت فراموش کننده و سست ميشد >>fas<< In order to do that, you have to take risks. برای انجام این کار باید خطر کنی. براي اين کار بايد ريسک کني >>fas<< I seem to have lost my purse. به نظر می رسد که کیف پولم را گم کردم. انگار کيفم رو گم کردم. >>fas<< Come here and help me. بیا اینجا و به من کمک کن. بيا اينجا و کمکم کن. >>fas<< You should get some rest. تو باید قدری استراحت کنی بايد يکم استراحت کني. >>fas<< I'm not covering your roof with straw. من سقف شما را با کاه نمی‌پوشانم. من سقفت رو با کاه نمي پوشم. >>fas<< What language is he speaking? به چه زبانی دارد صحبت می‌کند؟ اون داره به چه زبوني حرف ميزنه؟ >>fas<< I'd like to confide in you. من دوست دارم به تو اعتماد کنم. دوست دارم بهت اعتماد کنم >>fas<< They are too busy fighting against each other to care for common ideals. آنها به قدری مشغول نزاع با یکدیگراند که برای رسیدن به مشترکات مجالی نیست. آنها خیلی مشغول مبارزه با یکدیگر هستند تا از ایده های مشترک مراقبت کنند. >>fas<< You aren't really going to argue with Tom, are you? تو که واقعا نمی خواهی با تام مجادله کنی، می خواهی؟ تو که نميخواي با تام جر و بحث کني، مگه نه؟ >>fas<< She has seven sons. او هفت پسر دارد. اون هفت تا پسر داره >>fas<< I owe you my life. من زندگیم را به شما مدیون هستم. من زندگیم رو بهت مدیونم >>fas<< No road is long with good company. هیچ سفری با همراه خوب طولانی نیست. هيچ جاده اي با شرکت خوب طولاني نيست. >>fas<< She accused her of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. اون متهمش کرد که دوچرخه رو دزديده >>fas<< We made good time since the traffic was light. ترافیک سبک بود مسیر رو خوب اومدیم (زود رسیدیم) از وقتي ترافيک روشن بود بهمون خوش گذشت >>fas<< We have a white cat. ما گربه ی سفيد داريم. ما يه گربه سفيد داريم >>fas<< Tom crawled into bed just before midnight. تام درست قبل از نیمه شب به درون رختخوابش خزید. تام قبل از نيمه شب رفت تو تخت >>fas<< My mother tasted the soup and added a little more salt. مادرم سوپ را چشید و بعد کمی نمک به آن اضافه کرد. مادرم سوپ رو چشیده و یکم نمک اضافه کرده >>fas<< Tom is fastidious. تام ایرادگیر است. "تام" خيلي سريعه. >>fas<< The brain has a complex structure. مغز ساختاری پیچیده دارد. مغز يه ساختار پيچيده داره >>fas<< Did you go to the art exhibition? به نمایشگاه هنر رفته ای؟ به نمايشگاه هنر رفتي؟ >>fas<< I would rather die than surrender. من ترجیح می‌دهم بمیرم تا اینکه تسلیم شوم. ترجيح ميدم بميرم تا تسليم بشم >>fas<< One is not allowed to break his promise. آدم اجازه ندارد قولش را بشکند. کسي اجازه نداره قولش رو زير پا بذاره. >>fas<< I never had any reason to hurt Tom. من هیچگاه دلیلی برای صدمه زدن به تام نداشتم. من هيچ دليلي براي صدمه زدن به تام نداشتم >>fas<< You're reasonable. شما قابل قبول هستید. تو منطقي هستي. >>fas<< Two years ago I could not play basketball at all. دو سال پیش من اصلا نمی توانستم بسکتبال بازی کنم. دو سال پيش اصلا نتونستم بسکتبال بازي کنم >>fas<< Who was the last person to log on to the computer? آخرین کسی که به کامپیوتر وصل شد، کی بود؟ آخرين کسي که وارد کامپيوتر شد کي بود؟ >>fas<< I love playing tennis more than swimming. تنیس بازی را بیشتر از شنا کردن دوست دارم. من عاشق تنيس بيشتر از شنا کردنم >>fas<< If you don't kill them, they'll kill you. اگه تو اونا رو نکشی، اونا تو رو می‌کشن. اگه اونا رو نکشي، ميکشنت. >>fas<< He said that he would be back soon. او گفته بود که به زودی بر می گردد. اون گفت که به زودي برميگرده >>fas<< I was surprised to see you here. من از دیدن شما در اینجا متعجب شدم. تعجب کردم که تو رو اينجا ديدم >>fas<< Go on. تابع. ادامه بده. >>fas<< The bigger they are, the harder they fall. هر چه بزرگتر باشند، سخت‌تر سقوط می کنند. هرچي بزرگتر باشن، سخت تر سقوط ميکنن. >>fas<< Love is giving something one doesn't have. عشق دادن چیزی است که انسان ندارد. عشق داره چيزي رو ميده که کسي نداره >>fas<< A thousand years makes a millennium. هر هزار سال معادل یک هزاره است. هزاران سال هزاران سال طول مي کشه >>fas<< He could not come on account of his illness. او به علت بیماری‌اش نتوانست بیاید. او نمی‌توانست به دلیل بیماری‌اش بیاید . >>fas<< The train bound for Sendai has just left. قطار سنداي همين الان حرکت کرد. قطار "سانداي" همين الان رفت. >>fas<< Those people ruin their government, but they don't know how to build it again. آن مردم دولتشان را نابود می کنند، ولی نمی دانند که آن را چطور دوباره بسازند. اون آدما دولتشون رو نابود مي‌کنن، ولي نمي‌دونن چطوري دوباره بسازنش. >>fas<< Stop smoking. سیگار نکش. سيگار کشيدن رو تموم کن. >>fas<< I don't know exactly what it means. نمی دونم دقیقا معنیش چی میشه دقيقاً نميدونم معنيش چيه. >>fas<< Thank you so much for attending! خیلی ممنون برای حضورتون. از حضورتون خيلي ممنونم! >>fas<< A lazy man always finds excuses. آدم تببل همیشه بهانه‌ای پیدا می‌کند. يه مرد تنبل هميشه بهونه پيدا ميکنه >>fas<< I gave him the books I had. کتاب هائی را که داشتم به او دادم . من کتاب هايي که داشتم رو بهش دادم >>fas<< Burj Khalifa is currently the tallest skyscraper in the world. اکنون برج خلیفه بلندترین آسمانخراش دنیا است. بورج خاليفا در حال حاضر بلندترين آسمان خراش دنياست >>fas<< I was born in a Muslim-majority country. در یک کشور اکثریت مسلمان متولد شدم. من در يک کشور مسلمان به دنيا اومدم >>fas<< Don't be foolish. احمق نباش! احمق نباش. >>fas<< As always, Keiko showed us a pleasant smile. مثل همیشه، کیکو یک لبخند خوشایند به ما نشان داد. مثل همیشه ، کِیکو لبخند خوبی به ما نشان داد . >>fas<< Actions speak louder than words. دو صد گفته چون نیم کردار نیست. اَعمال از کلمات بلندتر صحبت می‌کنند . >>fas<< This room is used for various purposes. این اتاق برای چندین منظور استفاده می شود. این اتاق برای اهداف مختلفی استفاده می‌شود. >>fas<< The book is of great value. آن کتاب ارزش والایی دارد. کتاب ارزش زيادي داره. >>fas<< The best way to have a friend is to be a friend. بهترین راه برای داشتن یک دوست، بودن یک دوست است. بهترين راه براي داشتن يه دوست اينه که يه دوست باشي >>fas<< If you didn't know me that way then you simply didn't know me. اگر تو من را آنقدر نمی شناختی پس من را اصلا نمی شناختی. اگه تو منو اينجوري نمي شناختي پس فقط منو نمي شناختي >>fas<< Ramadan is the month of the Quran. رمضان ماه قرآن است. ماه رمضان ماه قرآن است. >>fas<< You aren't really going to kill Tom, are you? تو که واقعا نمی خواهی تام را بکشی. می خواهی؟ تو که واقعاً نميخواي تام رو بکشي، مگه نه؟ >>fas<< Tom likes squirrels. تام سنجاب ها را دوست دارد. تام سنجاب دوست داره >>fas<< I'm happy that I was born. من خوشحالم که به دنیا آمدم. خوشحالم که به دنيا اومدم. >>fas<< Greek and Latin are useful languages. That's why I study them. یونانی و لاتین زبان های مفیدی هستند به همین دلیل است که آنها را می خوانم. زبان‌های یونانی و لاتین زبان‌های مفیدی هستند. به همین دلیل من آنها را مطالعه می‌کنم. >>fas<< I am too busy to go. آن قدر سرم شلوغ است که نمی توانم بروم. من خيلي سرم شلوغه که برم. >>fas<< I think I will wear this red sweater. فکر کنم که سویت شرت قرمز را بپوشم. فکر کنم اين ژاکت قرمز رو بپوشم >>fas<< When she began to stutter, her classmates couldn't help laughing. وقتی که او به لکنت افتاد، همکلاسی هایش نتوانستند جلوی خنده شان را بگیرند. وقتی شروع کرد به حرف زدن، همکلاسی‌هاش نمی‌تونستن جلوی خنده‌شون رو بگیرن. >>fas<< He speaks Chinese. او چینی را صحبت می کند. اون چيني حرف ميزنه. >>fas<< If you had a word processor, you'd be free from all this trouble. اگر یک واژه‌پرداز می‌داشتید، از تمام این دردسرها خلاص می‌شدید. اگه کلمه اي از پردازنده داشته باشي، از اين همه دردسر خلاص ميشي. >>fas<< My name is Yamada. نام من یامادا است. اسم من يامادا ست >>fas<< I'm confused. What do I do now? من گیج شده ام.حالا چکار باید بکنم؟ من گيج شدم حالا بايد چيکار کنم؟ >>fas<< Tom awoke at daybreak. تام هنگام طلوع بیدار شد. تام صبح بيدار شد >>fas<< Me? I'm a plain old salaryman. من؟ من فقط یک حقوق بگیر ساده پیرم. من يه کارمند حقوق خوار ساده ام >>fas<< Criminal law, also known as penal law, involves prosecution for an act that has been classified as a crime. حقوق کیفری ، که همچنین بعنوان حقوق جزا نیز شناخته می شود، مستلزم تعقیب کیفری فعلی است که بعنوان جرم طبقه بندی شده است. قانون جنایی که به عنوان قانون قلمال شناخته می شود، شامل قانونی است که به عنوان یک جرم طبقه بندی شده است. >>fas<< He rubbed his hands together. او دستهایش را به هم مالید. دست‌هاش رو به هم می‌زد >>fas<< I congratulated him on passing the entrance exam. من به دلیل قبولی در آزمون ورودی به او تبریک گفتم. تو امتحان ورودي بهش تبريک گفتم >>fas<< May I eat this orange? ممکن است به من این پرتغال را بدهی؟ ميتونم اين پرتقال رو بخورم؟ >>fas<< Millie loves me. میلی من را دوست دارد. ميلي منو دوست داره >>fas<< It was Alister who killed Barbara. این آلیستر بود که باربارا را کشت. "آلستر" بود که "باربارا" رو کشت. >>fas<< We express our thoughts by means of languages. ما افکارمان را به وسیله‌ی زبان بیان می‌کنیم. ما افکارمان را از طریق زبان ابراز می‌کنیم . >>fas<< This is a cave. اين يک غار است . اينجا يه غاره. >>fas<< He who starts ten tasks won't finish a single one. سنگ بزرگ نشانهٔ نزدن است. هر کسي که 10 تا کار رو شروع کنه حتي يه بار هم تموم نميشه >>fas<< Would you like to sell your house? آیا شما می‌خواهید خانه‌تان را به او بفروشید؟ دوست داري خونه ات رو بفروشي؟ >>fas<< There are no trashcans on this street. در این خیابان هیچ سطل زباله‌ای نیست. هیچ سطل آشغالی تو این خیابون نیست >>fas<< Our planet, Earth, is always in motion. سیاره‌ی ما، زمین، همواره در حرکت است. سياره ما، زمين، هميشه در حال حرکته. >>fas<< What kind of job are you looking for? به چه نوعی کار دنبال هستید؟ دنبال چه جور شغلي مي گردي؟ >>fas<< Tom seems to be enjoying himself. انگار به تام خیلی خوش می‌گذرد. به نظر مياد "تام" داره از خودش لذت ميبره. >>fas<< Two Iranian professors of physics were assassinated. دو پروفسور فیزیک ایرانی ترور شدند. دو استاد فیزیک ایرانی به قتل رسیدند. >>fas<< I'll do it by all means. با کمال میل این کار را خواهم کرد. من هر طور شده انجامش ميدم. >>fas<< Do you like this? از این خوشت میاد؟ (?Az in xošet miyād) از اين خوشت مياد؟ >>fas<< Go away! گم شو! برو پي کارت! >>fas<< Upon hearing the news, she burst out crying. با شنیدن خبر، او ناگهان به گریه افتاد. وقتی اخبار رو شنید، گریه کرد. >>fas<< Really? جدا؟ واقعاً؟ >>fas<< One has to do one's best in everything. فرد باید در هر کاری بیشترین تلاش خود را انجام دهد. يکي بايد بهترين کار رو توي همه چيز انجام بده. >>fas<< Iranians used to eat main meal with yoghurt. ایرانی ها عادت دارند که با غذاهای اصلی ماست بخورند. ايراني ها با يوگارت غذا ميخوردن >>fas<< Where is the bank? بانک کجاست؟ بانک کجاست؟ >>fas<< What do you mean by Human? منظورتان از انسان چیست؟ منظورت از انسان چيه؟ >>fas<< Tom accused her of having stolen the bike. تام او را به دزدیدن دوچرخه متّهم کرد. تام متهمش کرد که دوچرخه رو دزديده >>fas<< Do you have someplace to stay? جایی برای ماندن داری؟ جايي براي موندن داري؟ >>fas<< The community is made up of individuals. جامعه متشکل از اشخاص است. این جامعه از افراد تشکیل شده است. >>fas<< Oh, really? اوه، واقعاً؟ اوه، واقعاً؟ >>fas<< My mother died when I was a kid. وقتی که بچه بودم، مادرم مرد. مادرم وقتي بچه بودم مُرد >>fas<< The red lines on the map represent a railway. خطوط قرمز روی نقشه راه آهن را نشان میدهند. خطوط قرمز روی نقشه نشون دهنده راه آهنه >>fas<< And you? و شما و تو؟ >>fas<< How's Tom? تام حالش چطوره؟ تام چطوره؟ >>fas<< My mother set the table. مادرم میز را چید. مادرم ميز رو درست کرد. >>fas<< Tom dropped Mary off in front of John's. تام ماری را جلوی خانه ی جان پیاده کرد. "تام" "مري" رو جلوي "جان" پياده کرد. >>fas<< The most interesting information comes from children, for they tell all they know and then stop. جالب‌ترین اطلاعات از بچه‌ها حاصل می‌شود، زیرا همهٔ آنچه می‌دانند را بازگو می‌کنند و متوقف می‌شوند. جالب ترین اطلاعات از کودکان می آید، زیرا آنها هر چیزی را که می دانند می گویند و بعد متوقف می شوند. >>fas<< There is only one sin in the world, and it is ignorance. در جهان تنها یک گناه وجود دارد و آن جهل است. تنها یک گناه در دنیا وجود دارد، و این یک جهل است. >>fas<< He is from another world. او از جهانی دیگر است. اون از يه دنياي ديگه اومده. >>fas<< You will soon cease to think of her. به زودی دیگر به او فکر نخواهی کرد. به زودي ديگه بهش فکر نميکني >>fas<< Walking along the street, I saw the accident. از کنار خیابون رد می شدم که تصادف رو دیدم. تو خيابون راه مي رفتم، تصادف رو ديدم. >>fas<< The police didn't book Tom for murder. پلیس تام را به قتل متهم نکرد. پليس تام رو براي قتل رزرو نکرده >>fas<< I saw an airplane. من یک هواپیما دیدم. من يه هواپيما ديدم >>fas<< I don't suppose you know anything about Tom, do you? فکر نکنم شما چیزی راجع به تام بدانید. می دانید؟ فکر نکنم چيزي در مورد "تام" بدوني، نه؟ >>fas<< Tom came back. تام برگشت. "تام" برگشت. >>fas<< Relax, it's just a scarecrow. آرام باش، این فقط یک مترسک است. آروم باش، فقط يه مترسک ـه. >>fas<< Human beings are members of a whole, In creation of one essence and soul. If one member is afflicted with pain, Other members uneasy will remain. If you have no sympathy for human pain, The name of human you cannot retain. بنی‌آدم اعضای یک‌پیکرند// که در آفرینش زیک گوهرند// چو عضوی به‌درد آورد روزگار// دگر عضوها را نماند قرار// تو کز محنت دیگران بی‌غمی// نشاید که نامت نهند آدمی انسان‌ها اعضای یک انسان هستند، در آفرینش یک ماهیت و روح. اگر یک عضو مبتلا به درد باشد، اعضای دیگر ناراحتی باقی می‌مانند. اگر شما هیچ همدردی برای درد انسان نداشته باشید، نام انسان را نمی‌توانید نگه دارید. >>fas<< If he can do it well, so much more can we. اگه اون می تونه خوب انجامش بده ما بهتر می تونیم انجامش بدیم. اگه بتونه خوب انجامش بده، ما هم خيلي بيشتر ميتونيم. >>fas<< He abandoned his family. او خانواده اش را ترک کرد. اون خانواده اش رو ترک کرد >>fas<< It doesn't matter when you come. مهم نیست که کِی می‌آیی. مهم نيست کي مياي. >>fas<< He took the first place in the race. او در مسابقه به جایگاه اول رسید. اون اولين جايي که توي مسابقه بود رو انتخاب کرد >>fas<< Please leave. لطفا برو بیرون. لطفاً برو. >>fas<< Have I kept you waiting? منتظرت نگه داشتم؟ (نوعی معذرت خواهی از دوستان نزدیک) منتظرت گذاشتم؟ >>fas<< Please speak in Esperanto. لطفاً به اسپرانتو صحبت کنید. لطفاً در اسپرانتو صحبت کن >>fas<< Keep out! برو بیرون! بيرون بمون! >>fas<< Persian Gulf is an element of historical identity of Iranian People. خلیج فارس بخش از هویت تاریخی ایرانیان است. خلیج فارس عنصری از هویت تاریخی مردم ایران است. >>fas<< Now, that is something I will not put up with. در حال حاضر این چیزی نیست که من با آن کار بیایم. حالا، اين چيزيه که من باهاش کنار نميام. >>fas<< Artists use lies to tell the truth, while politicians use them to cover the truth up. هنرمندان از دروغ برای بیان حقیقت استفاده می کنند، در حالیکه سیاستمداران آن را برای پنهان کردن حقیقت به کار می برند. هنرمندان از دروغ‌ها برای گفتن حقیقت استفاده می‌کنند ، در حالی که سیاستمداران از آنها برای پنهان کردن حقیقت استفاده می‌کنند . >>fas<< I did not want to alarm you. من نمی خواستم به شما اخطار کنم. نميخواستم بهت هشدار بدم. >>fas<< Do you eat rice every day? آیا هر روز برنج می‌خوری؟ هر روز برنج ميخوري؟ >>fas<< He was strongly against all violence. او در برابر تمام خشونت محکم ایستاد. اون به شدت در برابر تمام خشونت ها بود. >>fas<< He is unpredictable. او غیر قابل پیش بینی است. اون غير قابل پيش بينيه. >>fas<< I can't catch up with him. نمی تونم بهش برسم. نميتونم بهش برسم. >>fas<< All the students began talking at once. همه دانش آموزان همزمان شروع به صحبت کردن نمودند. همه دانش آموزا يه دفعه شروع کردن به حرف زدن >>fas<< I have two cats. من دو گربه دارم. من دو تا گربه دارم >>fas<< A telephone call from him is probable tonight. امشب احتمال دارد او تلفن بزند. يه تماس تلفني از طرف اون امشب ممکنه >>fas<< Whose book is this? این کتاب مال چه کسی است؟ اين کتاب مال کيه؟ >>fas<< She tried to get a tent, but she couldn't find the one she wanted. او سعی کرد یک چادر پیدا کند اما نتوانست آنچه را که می خواست بیابد اون سعي کرد چادر بگيره ولي نتونست اوني که ميخواست رو پيدا کنه >>fas<< Pass me the salt and pepper, please. نمک و فلفل را بگردان، لطفا. نمک و فلفل رو بده به من، لطفاً >>fas<< Many people were waiting in line. خیلی ها در صف منتظر بودند. خيلي از مردم تو صف منتظر بودن >>fas<< He broke with his partners. او با شرکایش به هم زد. اون با همکاراش بهم زد >>fas<< Speak clearly. روشن حرف بزن. رک و پوست کنده حرف بزن >>fas<< The worst song in Eurovision came in first and the best came second to last. How stupid! بدترین آهنگ یورویژن اول شده است و بهترین آهنگ آن دوم از آخر شده است. چه احمقانه! بدترین آهنگ در یوروویژن اول آمد و بهترین آهنگ به پایان رسید. چقدر احمقانه! >>fas<< If I were him, I wouldn't put up with it. اکر من جای او بودم با آن کنار نمی آمدم. اگه من جاي اون بودم، باهاش کنار نميومدم. >>fas<< Come along with us. بیا با ما برویم. با ما بيا. >>fas<< The doctor gave her a sedative. دکتر به او یک آرام‌بخش داد. دکتر بهش آرام بخش داد >>fas<< He seems not to have known it. به نظر می آید او نفهمیده باشد. به نظر مياد که نميدونسته. >>fas<< You should order in advance. باید از قبل سفارش دهید. بايد از قبل سفارش بدي. >>fas<< I haven't bothered checking it. حال نداشتم چک کنم. من به خودم زحمت چک کردنش رو ندادم. >>fas<< She worked so hard that eventually she became ill. او آنقدر زیاد کار میکند که بالاخره بیمار میشود. او آنقدر سخت کار کرد که سرانجام بیمار شد. >>fas<< That album reminds me of the school happy days. آن آلبوم مرا به یاد روزهای خوش مدرسه می اندازد. اون آلبوم منو ياد روزهاي شاد مدرسه ميندازه >>fas<< But I don't want to escape, I want to see Italy. اما من نمیخواهم فرار کنم، میخوام ایتالیا را ببینم اما من نمي خوام فرار کنم مي خوام ايتاليا رو ببينم >>fas<< You're Tom, aren't you? شما تام هستید. این طور نیست؟ تو تام هستي، مگه نه؟ >>fas<< I will catch the next bus. سوار اتوبوس بعدی می شوم. من اتوبوس بعدي رو ميگيرم >>fas<< The truth is lived, not taught. حقیقت زیستنی است نه آموختنی. حقیقت زنده است، نه آموزش. >>fas<< How much will you pay us? چقدر شما به ما پرداخت خواهید کرد؟ چقدر بهمون ميدي؟ >>fas<< I didn't call on you for fear of disturbing you. من از ترس ایجاد مزاحمت باهات تماس نگرفتم من به خاطر ترس از مزاحمت بهت زنگ نزدم >>fas<< He saved my life. او زندگی مرا نجات داد. اون جونم رو نجات داد >>fas<< My attitude to the comma is physiological; the more breath I have, the fewer commas I use. طرز برخورد من با کاما روانی است؛ هر چه نفس بیشتری داشته باشم، کاماهای کمتری استفاده می‌کنم. طرز فکر من نسبت به کاما، فيزيولوژيکي است؛ هر چه بيشتر نفس بکشم، از کاما کمتر استفاده مي کنم. >>fas<< It is time to go. موقع رفتن است. وقت رفتنه >>fas<< Be careful. مواظب باش! مراقب باش. >>fas<< I jog twice a week. من هفته ای دو بار پیاده روی می کنم. من دو بار در هفته ميدوم. >>fas<< Meat, please. گوشت، لطفا. گوشت لطفا >>fas<< I asked Tom to keep quiet. من از تام خواستم ساکت بماند. از "تام" خواستم ساکت بمونه. >>fas<< There is no road to love. Love is the road. راه عشق وجود ندارد. عشق خود راه است. هيچ راهي براي عشق وجود نداره عشق جاده است >>fas<< This bird lives neither in Japan nor in China. این پرنده نه در ژاپن می زید و نه در چین. این پرنده نه در ژاپن و نه در چین زندگی می‌کند. >>fas<< Don't lend books; no one gives them back. The only books that are still left in my library are ones that I have borrowed from other people. کتاب‌ها را امانت ندهید؛ هیچکس آنها را پس نمی‌دهد. تنها کتابهایی که هنوز در کتابخانهٔ من باقی مانده‌اند، آنهایی هستند که از دیگران به امانت گرفته‌ام. کتاب ها را قرض ندهید. هیچ کس آنها را پس نمی دهد. تنها کتابهایی که هنوز در کتابخانه من باقی مانده اند آنهایی هستند که من از دیگران قرض گرفته ام. >>fas<< You need to be proactive. شما احتیاج دارید پیش‌فعال باشید. تو بايد فعال باشي. >>fas<< "What's the purpose of your visit?" "I'm a tourist." هدف از سفر چیست؟ من جهانگرد هستم. "هدف تو از ملاقات چيه؟" "من يه توريستم" >>fas<< You should keep your mouth shut. تو باید دهنت رو بسته نگاه داری بايد دهنت رو ببندي. >>fas<< What was the hotel called? I can't remember. نام آن هتل چه بود؟ یادم نمی آید. اسم هتل چي بود؟ >>fas<< It's very easy to become famous when you're very well-known. زمانی که خیلی معروف هستی؛ به سهولت مشهور خواهی شد. خيلي راحت ميشه مشهور شد وقتي که خيلي معروف شدي >>fas<< God is one. خدا یکیست. خدا يکيه. >>fas<< His house is beyond the hill. خانه او پشت تپه است. خونه‌ش اونطرف تپه‌ست >>fas<< Forwards! Without stopping without fearing! به جلو! بدون توقف، بدون ترس. بدون ترس دست نگه دار! >>fas<< I prefer working to doing nothing. من ترجیح می دهم که کار کنم تا اینکه هیچ کاری انجام ندهم. من ترجيح ميدم کار کنم که هيچ کاري نکنم >>fas<< John caught a tiger and shot two lions. جان یک ببر را کشت و به دو شیر شلیک کرد. جان يه ببر رو گرفت و به دو شير شليک کرد >>fas<< The doctor told her that she should take a rest. دکتر به او گفت او باید استراحت کند. دکتر بهش گفت که بايد استراحت کنه >>fas<< A piano is expensive, but a car is more expensive. یک پیانو گران است، اما یک ماشین گرانتر است. پيانو گرونتره، ولي يه ماشين گرونتره. >>fas<< I would like to meet my friend by next week. من دوست دارم تا هفتهٔ آینده با دوستم دیدار کنم. دوست دارم تا هفته ديگه دوستم رو ببينم >>fas<< Why do you ask? چرا می پرسی؟ چرا ميپرسي؟ >>fas<< The baby is crying. بچه گریه می کند. بچه داره گريه ميکنه. >>fas<< Taro has a strong sense of responsibility. تارو احساس مسئولیت زیادی می‌کند. تارو احساس مسئوليت قوي اي داره >>fas<< If we have no peace, it is because we have forgotten that we belong to each other. اگر ما صلح نداریم، به این دلیل است که ما فراموش کرده ایم به یکدیگر تعلق داریم. اگر صلح و آرامش نداشته باشیم ، به این دلیل است که فراموش کرده‌ایم که به یکدیگر تعلق داریم . >>fas<< I thought my eyes were playing tricks on me. فکر کردم چشم‌هایم مرا فریب می‌دهند. فکر کردم چشمام داره گولم ميزنه >>fas<< A fool always believes that it is the others who are fools. نادان همه را به کیش خود پندارد. يه احمق هميشه بر اين باوره که بقيه احمقن >>fas<< We have detected an abnormality on your x-ray. ما در عکس اشعه ایکس شما، نوعی ناهنجاری را تشخیص داده ایم. ما يه چيز غير عادي روي اشعه ايکس شما پيدا کرديم >>fas<< Is your watch correct? آیا ساعتت درست است؟ ساعتت درست ميگه؟ >>fas<< She works slowly. او به آرامی کار می کند. آروم کار ميکنه. >>fas<< Getter Jaani is the best singer in the Eurovision Song Contest 2011. گتار جانی بهترین خواننده در مسابقات آواز یوروویژن 2011 است. گتر جیانی بهترین خواننده در کنت موسیقی یوروویژن ۲۰۱۱ است. >>fas<< It is common for students to go to school without eating breakfast. خیلی از اوقات دانش‌آموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه می‌روند. معمولاً برای دانش آموزانی که بدون خوردن صبحانه به مدرسه می روند، معمول است. >>fas<< Let's watch TV. بیا تلویزیون ببینیم. بيا تلويزيون ببينيم. >>fas<< deal with a man as he deals with you. با مردم جوری رفتار کن که با تو رفتار می کنند. با مردي که با تو سر و کار داره معامله کن >>fas<< Tom is the only person that has any chance to persuade Mary. تام تنها کسی است که احتمال دارد ماری را مجاب کند. "تام" تنها کسيه که شانس قانع کردن "مري" رو داره. >>fas<< I don't want to write with this pen. نمی خواهم با این قلم بنویسم. من نميخوام با اين خودکار بنويسم >>fas<< Tom can hold his breath for five minutes. تام می تواند نفسش را برای 5 دقیقه حبس کند. تام ميتونه براي 5 دقيقه نفس بکشه >>fas<< Tom is belligerent. تام ستیزه جو است. "تام" ضدحاله. >>fas<< Come along with us. بیا با ما. با ما بيا. >>fas<< She complained to me of my small salary. او برای حقوق کم من به من غر می زد. اون از حقوق کوچيکم شکايت کرد >>fas<< Where do Mary and Tom live? مری و تام کجا زندگی میکنند? "مري" و "تام" کجا زندگي ميکنن؟ >>fas<< She spoke relatively quickly. او نسبتا سریع حرف می زند. اون نسبتاً سريع حرف زد. >>fas<< Tom got his neck broken in a ski accident. gardane Tom be hengaame eski baazi shekaste shod. "تام" توي يه حادثه اسکي گردنش شکسته. >>fas<< Smile. لبخند بزن. لبخند بزن. >>fas<< Dolphins are very intelligent animals. دلفین ها حیوانات بسیار هوشمندی هستند. دلفين‌ها حيوون‌هاي خيلي باهوشي هستن >>fas<< Never mind. Anyone can make mistakes. اشکالی ندارد. همه می توانند اشتباه کنند. مهم نيست هر کسي ميتونه اشتباه کنه >>fas<< Leave your ivory tower. برج عاج خود را برون شو. برج عاجت رو ول کن. >>fas<< This is not a sentence. این یه جمله نیست. اين يه جمله نيست. >>fas<< Our company supports several cultural events. شرکت ما از چندین رویداد فرهنگی حمایت می کند. شرکت ما از چندين رويداد فرهنگي حمايت ميکنه >>fas<< Layla was a forensic archaeologist. لیلا یک پزشک باستان‌شناس قانونی بود. ليلا يه باستان شناس قانوني بود >>fas<< How far is it to Brno? تا برنو چقدر راهه؟ تا برانو چقدر راهه؟ >>fas<< I arrived in Tokyo at noon. من ظهر به توکیو رسیدم. من ظهر به توکيو رسيدم >>fas<< Pass me the salt, would you? نمک را به من بده، ممکنه؟ نمک رو بده به من، ميشه؟ >>fas<< My father is oblivious to the emotional pain his abuse caused me. پدرم توجهی به رنج عاطفی که بر اثر سوءاستفاده در من ایجاد کرده است، ندارد. پدرم از درد احساسي که از من سوء استفاده کرد بي‌توجهه >>fas<< We should make every effort to maintain world peace. ما باید هر گونه تلاشی را جهت حفظ صلح جهانی انجام دهیم. ما باید تمام تلاش خود را برای حفظ صلح جهانی انجام دهیم . >>fas<< Everybody seeks happiness. همه به دنبال خوشبختی هستند. همه دنبال شادي مي گردن. >>fas<< This one or that one? این یا آن؟ اين يکي يا اون يکي؟ >>fas<< Run for your life! برای زندگی ات بدو! ! به خاطر جونت فرار کن >>fas<< She thinks of everything in terms of money. او همه چیز را پول می‌بیند. اون به همه چيز از نظر پول فکر ميکنه >>fas<< Do you like German beers? آبجو های آلمانی رو دوست داری? از آبجوهاي آلماني خوشت مياد؟ >>fas<< So far, so good. بسیار دور بسیار خوب است. تا الان، خيلي خوبه. >>fas<< This is Kenji's chair. هذا كرسي كنجي. اين صندلي کنجيه >>fas<< The shoemaker's son always goes barefoot. کوزه‌گر از کوزه شکسته آب می‌خورد. پسر کفشساز هميشه پابرهنه ميشه >>fas<< He has a life sentence. محکومیتش مادام العمر است. اون حکم زندگي داره. >>fas<< Even without makeup, she's very cute. حتی بدون آرایش او بسیار بانمک است. حتي بدون آرايش، اون خيلي با نمکه. >>fas<< The trains are running behind time. قطارها دیرتر از موعد حرکت می‌کنند. قطارها دارن پشت زمان حرکت ميکنن. >>fas<< This is my email address. این نشانی پست الکترونیکی من است. اين آدرس ايميل منه. >>fas<< Cats catch mice. گربه ها موش ها را می گیرند. گربه ها موش ها رو ميگيرن >>fas<< I paid him 20000 yen on account. 20,000 ین به عنوان بخشی از طلبش به او پرداخت کردم. من بهش 20000 ين دادم >>fas<< Tom doesn't feel up to going out today. تام امروز حس و حال بیرون رفتن را ندارد. "تام" امروز حس بيرون رفتن نداره. >>fas<< My brother is coming on Monday. برادرم روز دوشنبه می آید. برادرم دوشنبه مياد >>fas<< When she falls in love, she looks depressed. وقتی که او عاشق می شود، افسرده به نظر می آید. وقتي عاشق ميشه، افسرده به نظر مياد. >>fas<< Today is the first and the last day for me. امروز برای من روز اول و آخره. امروز اولين و آخرين روز براي منه >>fas<< Scott was a contemporary of Byron. اسکات معاصر بایرون بود. اسکات یکی از معاصران بایرون بود. >>fas<< For the most part I will agree with what he said. تا حد زیادی من با آنچه او گفت، موافقت خواهم نمود. بيشتر از همه با حرفي که زد موافقم. >>fas<< Is this your real name? آیا این نام واقعی تو است؟ اين اسم واقعيته؟ >>fas<< A jack of all trades is master of none. هرکه به همه کار، به هیچ کار. هرکه به یک کار، به همه کار. يه سرباز از همه ي تجارت ها ارباب هيچي نيست. >>fas<< Have you ever been in Tehran? هیچ وقت تهران بودی؟ تا حالا تهران رفتي؟ >>fas<< I have had no news from him yet. من هنوز هیچ خبری از او ندارم. هنوز خبری ازش ندارم >>fas<< I was born to love you. من برای دوست داشتن تو زاده شدم. من به دنيا اومدم تا تو رو دوست داشته باشم >>fas<< We had many exciting experiences in the college. ما تجربه های جالب بسیاری در دانشکده داشتیم. ما تجربه هاي هيجان انگيزي تو دانشگاه داشتيم >>fas<< I don't want to fight anymore. دیگر نمی خواهم مبارزه کنم. ديگه نميخوام بجنگم. >>fas<< He was never to return to his hometown. او هرگز به زادگاهش بر نگشت. اون هيچوقت به زادگاهش برنگشت >>fas<< It is said that Japanese people are kind to people they know, but rather cold to those they don't. گفته می شود که ژاپنی با افرادی که آنها را می شناسند بسیار مهربانند، اما با افراد ناشناس سردند. گفته می‌شود که مردم ژاپنی با کسانی که می‌شناسند مهربان هستند، اما نسبت به کسانی که نمی‌شناسند سرد است. >>fas<< He goes to work on foot every day except on rainy days. او به غیر از روزهای بارانی، پیاده به سر کار می رود. اون هر روز پياده ميره سر کار غير از روزهاي باروني >>fas<< The police caught the burglar red-handed. پلیس دزد رو در حین ارتکاب جرم گرفت. پليس دزد رو با دست قرمز دستگير کرد >>fas<< She likes poetry and music. او شعر و موسیقی دوست دارد. اون شعر و موسيقي رو دوست داره >>fas<< She had to speak before a large audience. می‌بایست در مقابل حاضر زیادی سخنرانی کند. اون بايد قبل از تماشاچي هاي بزرگ حرف مي زد >>fas<< Tom is young and single. نام جوان و مجرد است. تام جوان و مجرده >>fas<< They have not learnt that they must obey their superiors and respect them. آنها یاد نگرفته اند که باید از مافوقشان اطاعت کنند و به آنها احترام بگذارند. آنها یاد نگرفته‌اند که باید از مافوق خود اطاعت کنند و به آنها احترام بگذارند . >>fas<< I'm not going to explain it to you. برایت توضیح نمی‌دهم. نمي خوام برات توضيح بدم. >>fas<< Happy is he who desires nothing anymore! خوشحال اوست که هیچ چیز دیگری نمی‌طلبد! خوشا به حال آنكه هر كه خواهد، >>fas<< Tom doesn't know much about guns. تام زیاد راجع به اسلحه ها نمی داند. تام چيز زيادي در مورد اسلحه نميدونه >>fas<< If you really need a job, why don't you consider working for Tom? اگر واقعا به یک شغل نیاز داری، چرا به کارکردن برای تام فکر نمی کنی؟ اگه واقعاً به کار نياز داري، چرا به کار کردن براي "تام" فکر نميکني؟ >>fas<< A ball-pen became a universal handwriting tool, replacing fountain pen. خودکار سرتوپی دار تبدیل به یک ابزار دست نویسی جهانی شده، جای خودکار افشانه ای را گرفت. یک توپ-پن تبدیل به یک ابزار دست خط جهانی شد، که جایگزین قلم چشمه شد. >>fas<< The army made inroads into the neighboring country. ارتش کشور همسایه را اشغال کرد. ارتش وارد کشور همسایه‌ها شد. >>fas<< He showed kindness by giving me a piece of advice. او محبتش را با نصیحتی به من نشان داد. اون با يه نصيحت بهم لطف کرد >>fas<< At first I paid little attention, but slowly my interest awoke. اول زیاد بهش توجه نکردم ولی بعد یواش یواش نظرم بهش جلب شد. در ابتدا کمی توجه کردم ، اما به آرامی علاقه‌ام بیدار شد . >>fas<< He's eating an apple. او سیب می خورد. داره يه سيب ميخوره. >>fas<< He accused her of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. اون متهمش کرد که دوچرخه رو دزديده >>fas<< I travel to see the world. من سفر می کنم تا دنیا را ببینم. من براي ديدن دنيا سفر مي کنم. >>fas<< He asked for my help. او از من کمک خواست. اون ازم کمک خواست >>fas<< Believe it or not, peaches and almonds are in the same family. باور کنی یا نه، هلو و بادوم از یه خونوادن. (Bāvar koni yā na, hulu o bādum az ye xunevādean) باور کن يا نه هلوها و بادام ها تو يه خانواده هستن >>fas<< We have two children. ما دو بچه داریم. ما دو تا بچه داريم >>fas<< What is that big building in front of us? آن ساختمان بلندی که جلو ماست، چیست؟ اون ساختمون بزرگ جلوي ماست؟ >>fas<< To make money is not the purpose of life. پول در آوردن هدف زندگی نیست. پول در آوردن هدف زندگي نيست >>fas<< His story wasn't appropriate for the occasion. داستانش مناسب این مناسبت نبود. داستان اون براي اين مناسبت مناسب نبود >>fas<< The whole family was sick in bed. کل خانواده در بستر بیماری افتاده بودند. کل خانواده توي تخت مريض بودن. >>fas<< The committee was split over the project. اعضای کمیته در مورد پروژه دو دیدگاه متفاوت داشتند. کميته از پروژه جدا شده بود >>fas<< It's useless to keep on thinking any more. فکر کردن دیگر فایده‌ای ندارد. ديگه بي فايده ست که به فکر کردن ادامه بدي >>fas<< The only language Tom can speak is French. تنها زبانی که تام می‌تواند به آن صحبت کند فرانسوی است. تنها زبوني که تام ميتونه صحبت کنه فرانسويه >>fas<< We didn't talk yesterday. ديروز ما حرف نمى زديم. ما دیروز حرف نزدیم >>fas<< We are longing for world peace. ما مشتاق صلح جهانی هستیم. ما مشتاق صلح جهانی هستیم . >>fas<< She broke into tears. او به گریه افتاد. اون گريه کرد. >>fas<< They're moving away. آنها دارند اسباب کشی می کنند. دارن از اينجا ميرن. >>fas<< It was a difficult year for us. سال سختی برای ما بود. سال سختي براي ما بود >>fas<< I just cleaned the bathroom. همین الآن دست‌شوئی را تمیز کردیم. تازه دستشويي رو تميز کردم. >>fas<< Only the dead have seen the end of the war. فقط مرده ها پایان جنگ را شاهد بوده اند. فقط مرده ها پايان جنگ رو ديدن >>fas<< The more the better. هر چه بیشتر، بهتر. هر چي بيشتر بهتر. >>fas<< The difference between the right word and almost the right word is the difference between lightning and the lightning bug. تفاوت بین کلمهٔ صحیح و کلمهٔ تقریباً صحیح مانند تفاوت بین مهتاب و کرم شب‌تاب است. تفاوت بین کلمه درست و تقریبا کلمه درست تفاوت بین صاعقه و حشره صاعقه است. >>fas<< He got good marks in math. او در ریاضیات نمرات خوبی گرفت. توي رياضي نشونه هاي خوبي داره. >>fas<< I wish you nothing but happiness. چیزی به‌جز خوشبختی برای‌تان نمی‌خواهم. من چيزي جز شادي برات آرزو نمي کنم. >>fas<< We saw the monkey at the zoo. آن میمون را در آن باغ‌وحش دیدیم. ما ميمون رو توي باغ وحش ديديم >>fas<< How do you say that in German? در زبان آلمانی آن را چگونه می گویید؟ چطور اينو به آلماني ميگي؟ >>fas<< Where are you taking me? داری من را کجا می‌بری؟ منو کجا ميبري؟ >>fas<< It's true. درست است. درسته. >>fas<< How was your test? امتحانت، چطور بود؟ امتحانت چطور بود؟ >>fas<< We must preserve our peaceful constitution. ما باید قانون اساسی صلح آمیز خود را حفظ کنیم. ما بايد قانون اساسي صلح آميز خودمون رو حفظ کنيم >>fas<< I learned French instead of German. من به جای آلمانی، فرانسه آموختم. من به جاي آلماني فرانسوي ياد گرفتم >>fas<< What he did wasn't wrong. کاری که او کرد، اشتباه نبود. کاري که اون کرد اشتباه نبود >>fas<< I won't ask you anything else today. امروز دیگر از تو چیزی نخواهم خواست. امروز چيز ديگه‌اي ازت نمي‌پرسم >>fas<< A crowd of 500 filled the theater. جمعیت حدود 500 نفر تو تیاتر بود. گروهی از 500 نفر تئاتر را پر کردند. >>fas<< I'm a tourist. من توریستم. من يه توريستم. >>fas<< You are old enough to take care of yourself. به اندازه کافی بزرگ شدی که از خودت مراقبت کنی تو به اندازه کافي بزرگ شدي که از خودت مراقبت کني >>fas<< I called your office today, but you weren't in. من امروز با دفتر شما تماس گرفتم، ولی شما نبودید. امروز به دفترت زنگ زدم ولي تو نبودي >>fas<< "What a nice surprise," Tom said as he opened the door and saw Mary standing there. «خوب غافلگیرم کردی.» تام این را هنگامی گفت که در را باز کرد و دید ماری آنجا ایستاده است. تام گفت: "چه سورپرایز خوبی، وقتی در را باز کرد و مری را دید که آنجا ایستاده بود. >>fas<< As far as I am concerned I can leave today. تا جایی که به من مربوط است، می‌توانم امروز بروم. تا جايي که به من مربوط ميشه امروز ميتونم برم >>fas<< He always takes his coffee strong. همیشه قهوه غلیظ می خوره همیشه قهوه‌ش رو قوی می‌کنه >>fas<< The death of one man is a tragedy, the death of millions is a statistic. مرگ یک انسان تراژدی است اما مرگ میلیونها انسان، آمار است. مرگ یک مرد یک فاجعه است، مرگ میلیون ها نفر یک آمار است. >>fas<< See to it that you don't make the same mistake. به این توجه کن که نباید همان اشتباه قبلی را تکرار کنی. ببين که تو هم يه اشتباه رو مرتکب نميشي >>fas<< He's kicking me! او انگولکم می کند. اون داره منو لگد ميزنه! >>fas<< I'm not a member of the club. من عضو کلوپ نیستم. من عضو کلوب نيستم >>fas<< We set out on our journey full of hope. ما سفرمان را با پر از آرزو شروع کردیم ( میکنیم) ما سفرمون رو پر از اميد کرديم. >>fas<< He's a snitch! او خبر چین است! اون يه خبرچينه! >>fas<< I heard the news by chance. اتفاقی اخبار را شنیدم. من اخبار رو اتفاقي شنيدم >>fas<< He stayed in New York for three weeks. او برای سه هفته در نیویورک ماند اون سه هفته توي نيويورک موند >>fas<< Judges often use gavels. قاضی ها بیشتر اوقات باج میگیرند. داوران اغلب از دانه‌ها استفاده می‌کنند . >>fas<< I was disgusted, too. من هم منزجر بودم. منم متنفر بودم >>fas<< He started talking to the dog. او شروع به صحبت کردن با سگ کرد. اون شروع کرد به حرف زدن با سگ >>fas<< I'll add the finishing touches. آخرین تمیز کاری ها رو خواهم کرد. من لمس نهايي رو اضافه ميکنم. >>fas<< A friend in need is a friend indeed. دوست آن باشد که گیرد دست دوست، در پریشان‌حالی و درماندگی. دوستی که نیازمند است ، دوستی است . >>fas<< They had to find the strongest candidate possible. آنها می‌بایست قوی‌ترین نامزد ممکن را پیدا کنند. اونا بايد قوي ترين کانديد ممکن رو پيدا ميکردن >>fas<< Old books are for writers, new ones for readers. کتاب‌های قدیمی برای نویسندگان هستند، کتاب‌های جدید برای خوانندگان. کتاب‌های قدیمی برای نویسنده‌ها، کتاب‌های جدید برای خوانندگان است. >>fas<< Now that you are in Italy, you must absolutely see Naples. حالا که شما در ایتالیا هستید، باید از ناپل دیدن کنید. حالا که تو ايتاليا هستي، بايد کاملاً "ناپل" رو ببيني. >>fas<< The teacher burst into tears. معلم غرق اشک شد. معلم گريه کرد. >>fas<< Finish crying and then we'll talk. گریه را تمام کن و بعد ما صحبت خواهیم کرد. گريه کردن رو تموم کن و بعدش حرف ميزنيم >>fas<< I just wanted to check my email. فقط می‌خواستم ایمیلم را چک کنم. فقط ميخواستم ايميلم رو چک کنم >>fas<< I want to be a better person. من می خواهم فرد بهتری باشم. ميخوام آدم بهتري باشم >>fas<< It is never too late to learn. برای یادگیری هیچوقت دیر نیست. هيچوقت براي ياد گرفتن دير نيست. >>fas<< He is fond of chocolate cake. از کیک شکلاتی خوشش می‌آید اون عاشق کيک شکلاتيه. >>fas<< Human beings are gifted with infinite potential. به نوع بشر توانایی نامحدود اهدا شده است. انسان ها استعداد بي نهايتي دارن >>fas<< In 1948, a Jewish state was founded. در سال 1948، دولتی یهودی تاسیس گردید. در سال ۱۹۴۸، یک ایالت یهودی تاسیس شد. >>fas<< This summer we'll go to the mountains and to the sea. تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت. اين تابستون ميريم به کوهستان و دريا >>fas<< I'm hungry! من گرسنه ام. من گشنمه! >>fas<< How long can you hold your breath? چه مدت می توانی نفست را حبس کنی؟ چقدر ميتوني نفست رو نگه داري؟ >>fas<< I am Argentinean. من آرژانتینی هستم. من آرژانتين هستم >>fas<< All I have is one book. همه چیزی که دارم یک کتاب است. تنها چيزي که دارم يه کتابه >>fas<< This factory produces 500 automobiles a day. این کارخانه در روز 500 اتومبیل تولید می کند. اين کارخونه روزي 500 تا ماشين توليد ميکنه >>fas<< How did you know I wanted to speak to Tom? شما چطور فهمیدید که من می خواستم با تام صحبت کنم؟ از کجا ميدونستي که ميخوام با تام صحبت کنم؟ >>fas<< Please, have a seat. بفرمایید بنشینید. خواهش مي کنم، بشين. >>fas<< I am a stranger here. من اینجا غریبه ام. من اينجا غريبه ام. >>fas<< He broke his left arm. دست چپش شکست. دست چپش رو شکوند. >>fas<< You're so impatient with me. با من بسیار بی تحمل هستید. تو خيلي با من بي صبري. >>fas<< It's all just a big misunderstanding. همه اش تنها یک سوء تفاهم بزرگ است. همش يه سوء تفاهم بزرگه. >>fas<< Keep the change, driver. بقیه پول رو نگه دار. بقيه اش مال خودت، راننده. >>fas<< We must find Tom. باید تام را پیدا کنیم. بايد "تام" رو پيدا کنيم. >>fas<< Life is beautiful. زندگی زیباست. زندگي زيباست. >>fas<< I desire a lot to see you today. خیلی مشتاقم امروز ببینمتان. خيلي دوست دارم امروز ببينمت >>fas<< Her birthday party will be tomorrow evening. جشن تولدش فردا عصر برگزار میشه جشن تولدش فردا عصر خواهد بود >>fas<< Our hotel is on the next street. هتل ما در خیابان بعدی است. هتلمون توي خيابون بعديه. >>fas<< Do you have some good medicine? شما داروی مناسبی دارید؟ داروي خوبي داري؟ >>fas<< I won't give up because I have something worth fighting for. من تسلیم نمی‌شوم چون چیزی دارم که ارزش جنگیدن دارد. من تسلیم نمیشم چون یه چیزی دارم که ارزش جنگیدن رو داره >>fas<< You aren't really going to go to Boston in Tom's car, are you? تو که واقعا نمی خواهی با ماشین تام بروی بوستون. می خواهی؟ تو که نميخواي با ماشين تام بري بوستون، مگه نه؟ >>fas<< Stop it! بسه دیگه. تمومش کن! بس کن! >>fas<< I suppose it makes sense to go ahead and pay the bill right now. به نظرم عاقلانه ست همین الان بری و قبض رو پرداخت کنی فکر کنم با عقل جور در مياد که همين الان صورت حساب رو پرداخت کنيم >>fas<< Tom was at a loss how to express himself. تام این کمبود را داشت که چگونه خودش را ابراز کند. تام گم شده بود که چطور خودشو نشون بده >>fas<< Are these edible? آیا اینها قابل خوردن هستند؟ اينا غذان؟ >>fas<< Are you free tonight? امشب وقتت آزاد است؟ امشب آزادي؟ >>fas<< Tom was attacked by an unknown man in the subway. تام را در مترو مردِ مجهولی حمله کرد. "تام" توسط يه مرد ناشناس توي مترو مورد حمله قرار گرفت. >>fas<< Love is not just a feeling, but also an art. عشق فقط یک احساس نیست بلکه یک هنر هم است. عشق فقط يه احساس نيست بلکه يه هنر هم هست >>fas<< It seems that he likes collecting stamps. به نظر می رسد او جمع آوری تمبر را دوست دارد. به نظر مياد دوست داره تمبر جمع کنه >>fas<< A good surgeon has an eagle's eye, a lion's heart, and a lady's hand. یک جراح خوب دارای چشمی همانند عقاب، دلی مثل شیر و دستی زنانه است. يه جراح خوب چشم عقاب، قلب شير و دست يه خانم رو داره. >>fas<< Hi, I hope you are well salam ,omid ke khvb bashi سلام، اميدوارم حالت خوب باشه >>fas<< Last summer, I finally left the firm that I had joined twelve years before. تابستان گذشته، بالاخره من شرکتی را که بیست سال پیش به آن ملحق شده بودم، ترک کردم. تابستون گذشته، بالاخره شرکتي رو که 12 سال پيش بهش ملحق شدم رو ترک کردم. >>fas<< Tom followed me home. تام مرا تا خانه دنبال کرد. تام منو تا خونه تعقيب کرد >>fas<< Is this a dream? آیا این یک رؤیاست؟ اين يه روياست؟ >>fas<< Dead dogs don't bite. سگهای مرده گاز نمی گیرند. سگ هاي مُرده گاز نميگيرن. >>fas<< I was compelled to go there. من مجبور شدم به آنجا بروم. مجبور شدم برم اونجا >>fas<< What's your blog about? ووبلاگ شما در چه موردی است؟ وبلاگت درباره چيه؟ >>fas<< Tom's house is only three blocks away from here. خانه ی تام فقط سه بلوک آن طرف تر از اینجاست. خونه "تام" فقط سه تا بلوک دورتر از اينجا فاصله داره. >>fas<< Marie accused him of having stolen the bike. مری به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. ماري متهمش کرد که دوچرخه رو دزديده >>fas<< There are many birds in this park. در این پارک پرنده های بسیاری هستند. توي اين پارک پرنده هاي زيادي هست. >>fas<< You cannot rely upon Jim's words since he tries to please everybody. نمی تونی روی حرف جیم حساب کنی چون اون همیشه سعی می کنه همه رو راضی نگه داره. تو نميتوني به حرف هاي جيم اعتماد کني چون اون سعي ميکنه همه رو راضي کنه >>fas<< I have a dog and a cat. من یک سگ و یک گربه دارم. من يه سگ و يه گربه دارم >>fas<< Meg talks too much. مگ آدم پر حرفی است. مگ خيلي حرف ميزنه >>fas<< That nurse is a real angel to her patients. آن پرستار، یک فرشته واقعی برای بیمارانش است. اون پرستار يه فرشته واقعيه براي بيماراش >>fas<< You must accept that along with others. شما باید آن را همراه با بقیه بپذیرید. تو بايد اينو همراه بقيه قبول کني >>fas<< I don't know what you like. من نمي دانم شما از چه خوشتان مي آيد نميدونم از چي خوشت مياد. >>fas<< Each of us should plant a tree. هر یک از ما باید یک درخت بکاریم. هر کدوم از ما باید یه درخت بکاریم >>fas<< How great! چقدر خوب! چه عالي! >>fas<< I'm eating a pineapple. من آناناس را می خورند. دارم يه آناناس ميخورم >>fas<< He is not afraid of anything. او از هیچ چیزی هراس ندارد. اون از هيچي نمي ترسه. >>fas<< Piece of cake! مثل آب خوردنه. يه تيکه کيک! >>fas<< Tom came by. تام سر زد. تام اومد >>fas<< Birds fly. پرنده ها پرواز می کنند. پرنده ها پرواز ميکنن. >>fas<< Smile. بخند. لبخند بزن. >>fas<< I came across this book in a secondhand bookstore. این کتاب رو اتفاقی توی یک کتابفروشی کتابهای دست دوم پیدا کردم. من اين کتاب رو توي يه کتاب فروشي دست دوم ديدم >>fas<< OK, my dear, good night! خب، عزیز من، شب به‌خیر! باشه، عزيزم، شب بخير! >>fas<< I want to spend more time with Tom. می‌خواهم وقت بیشتری با تام بگذرانم. ميخوام بيشتر با "تام" وقت بگذرونم. >>fas<< The two mountains are of equal height. دو کوه از بلندای یکسانی برخوردار هستند. و آن دو كوه به هم در آمده‌اند. >>fas<< Effectively dealing with competition is an important part of life. مواجهه‌ی مؤثر با مسئله‌ی رقابت بخش مهمی از زندگی محسوب می‌شود. روبرو شدن با رقابت بخش مهمی از زندگی است . >>fas<< After a couple of drinks, the guy was feeling no pain. بعد از چند نوشیدنی، دیگر آن مرد دردی احساس نمی کرد. بعد از چند تا نوشيدني اين يارو هيچ دردي حس نمي کرد >>fas<< I've always wondered what it'd be like to have siblings. من همیشه خیال می کردم برادر و خواهر داشتن چگونه است. هميشه به اين فکر ميکردم که داشتن خواهر و برادر چه حسي داره >>fas<< I met Tom after work. من بعد از کار، تام را دیدم. بعد از کار تام رو ديدم >>fas<< The number of Japanese who live on bread has increased. تعداد ژاپنی هایی که نان می خورند افزایش یافته است. تعداد ژاپنی‌هایی که بر روی نان زندگی می‌کنند افزایش یافته است . >>fas<< Though I am old, you are still young. هر چند من پیرم ولی تو هنوز جوونی. اگرچه من پيرم، تو هنوز جووني. >>fas<< You broke your promises. تو عهد ات را شکستی. تو قولات رو زير پا گذاشتي. >>fas<< I think it's impossible for him to solve the problem. فکر می‌کنم برای او امکان دارد که مسئله را حل کند. فکر کنم براي اون غير ممکنه که مشکل رو حل کنه >>fas<< This knife is very sharp. این چاقو خیلی تیز است. اين چاقو خيلي تيزه >>fas<< I saw him scolded by his mother. من او را دیدم که با مادرش پرخاشگر بود. من ديدم که مادرش سرزنشش کرد >>fas<< Hello, how are you? سلام٬ چطوری؟ سلام، حالت چطوره؟ >>fas<< Today is my treat. امروز مهمون من هستید. امروز مهمون منه >>fas<< They play the piano. آنها پیانو زدند. اونا پيانو ميزنن. >>fas<< Do you know how my friends describe me? می دانی دوستانم چگونه مرا توصیف می کنند؟ ميدوني دوستام چطوري منو توصيف ميکنن؟ >>fas<< The Prime Minister appointed them to key Cabinet posts. نخست وزیر اینان را برای پست های کلیدی کابینه انتخاب کرد. نخست وزیر اونا رو به پست های کلیدی کابینه منصوب کرد >>fas<< Do not eat hastily. با عجله غذا نخور. با عجله غذا نخور. >>fas<< You can learn about advanced search features here. شما اینجا تمام مشخصه های جستجوی پیشرفته را فرا می گیرید. شما می توانید در مورد امکانات جستجوی پیشرفته اینجا یاد بگیرید. >>fas<< I wonder where the ice cream is. Do you think Tom could've eaten it all? نمی دانم آن بستنی کجاست. فکر می کنی تام ممکن است تمام آن را خورده باشد؟ فکر مي کنم بستني کجاست فکر مي کني تام مي تونست همه اش رو بخوره؟ >>fas<< What was her reaction to the news? واکنش او در مقابل این خبر چه بود؟ عکس‌العمل او نسبت به خبر چه بود ؟ >>fas<< Some stars began to appear in the night sky. برخی ستارگان در آسمان شب شروع به پدیدار شدن می کنند. برخی ستاره‌ها در آسمان شب ظاهر شدند . >>fas<< Starvation and disease were rampant among the lowest classes. گرسنگی و بیماری در بین طبقات پایین شایع است. بیماری‌ها و بیماری‌ها در میان پایین‌ترین کلاس‌ها گسترش یافته بود . >>fas<< Health is wealth. سلامتی نعمت است. سلامتی ثروته >>fas<< I am talking with Tom. دارم با تام حرف می زنم. دارم با "تام" حرف ميزنم. >>fas<< You may have left your cellphone at home. شاید تلفن همراه تان را در خانه جا گذاشته اید. ممکنه تلفنت رو توي خونه جا گذاشته باشي >>fas<< Every member of the club was present. کلیه اعضای کلوب حاضر بودند. تمام اعضاي باشگاه حضور داشتن. >>fas<< Tom dialed Mary's number and got a busy signal. تام با شماره ی ماری تماس گرفت و به بوق اشغال برخورد. "تام" شماره "مري" رو گرفت و يه سيگنال شلوغ دريافت کرد. >>fas<< Keep the change. بقیه پول مال خودت! بقيه اش مال خودت. >>fas<< Mustafa Kemal Ataturk proclaimed the Turkish Republic in 1922. مصطفی کمال آتاتورک جمهوری ترک را در سال ۱۹۲۲ اعلان کرد. مصطفي کيمال آتاتورک در سال 1922 جمهوري ترک را اعلام کرد >>fas<< The river was cloudy with silt. رودخانه پوشیده از لجن بود. رودخانه ابري با سيلت بود >>fas<< The people gathered around a round table. مردم دور یک میز جمع شدند مردم دور ميز جمع شدن >>fas<< Everyone makes mistakes. بشر جائزالخطاست. همه اشتباه ميکنن. >>fas<< I only wish I were part of it. فقط آرزویم این است که بخشی از آن بودم. فقط اي کاش بخشي از اون بودم. >>fas<< I cannot but object to his proposal. مجبورم به پیشنهادش اعتراض کنم. نمی‌تونم به جز پیشنهادش اعتراض کنم >>fas<< You can't judge a book by its cover. نمی‌توانی کتابی را با جلدش داوری کنی. تو نميتوني يه کتاب رو از روي جلدش قضاوت کني >>fas<< Never tell the truth to people who are not worthy of it. هیچوقت به افرادی که لیاقتش را ندارند صداقت نورزید. هيچوقت حقيقت رو به کسايي که لياقتش رو ندارن نگو. >>fas<< Tom doesn't know whether it's true or not. تام نمی‌داند که این راست است یا نه. تام نميدونه که حقيقت داره يا نه >>fas<< I cannot hear such a story without weeping. من نمی توانم چنین داستانی را بدون گریه کردن بشنوم. من نميتونم همچين داستاني رو بدون گريه بشنوم >>fas<< I won't talk with him anymore. دیگر با او صحبت نخواهم کرد. ديگه باهاش حرف نميزنم >>fas<< This one is prettier. این یکی قشنگ تره اين يکي قشنگتره. >>fas<< This classroom is very large. این کلاس درس خیلی بزرگ است. اين کلاس خيلي بزرگه >>fas<< In other words, he is a lazy person. به عبارت دیگر، او آدم تنبلی است. به عبارت ديگه، اون يه آدم تنبله. >>fas<< I'm sorry to bother you. ببخشید که اذیتت کردم. متاسفم که مزاحمتون شدم. >>fas<< Do you speak Russian? آیا تو به روسی صحبت می‌کنی؟ روسي بلدي؟ >>fas<< One of the cats is black, the other is brown. یکی از گربه ها سیاه است و دیگری قهوه ای است. یکی از گربه ها سیاهه اون یکی قهوه ایه >>fas<< We must find him. باید پیدایش کنیم. بايد پيداش کنيم. >>fas<< In aftermath of the accident he lost his sight. او طی رخدادهای بعد از تصادف بیناییش را از دست داد. بعد از تصادف، بیناییش رو از دست داد. >>fas<< May I use this bat? می‌توانم از این چوگان استفاده کنم؟ ميتونم از اين چوب استفاده کنم؟ >>fas<< Do not tell me what to do. به من نگو چه کار کنم. بهم نگو چيکار کنم. >>fas<< International law is a branch of law. حقوق بین الملل شاخه ای از حقوق است. قانون بین‌المللی شاخه‌ای از قانون است. >>fas<< Please don't be so surprised that I'm speaking this language and listen to the content of what I'm actually saying. لطفاً از اینکه من به این زبان صحبت می‌کنم، متعجب نشوید، و به مفهوم آنچه واقعاً می‌گویم، گوش فرا دهید. لطفا تعجب نکن که من دارم اين زبان رو ميگم و به محتواي چيزي که دارم ميگم گوش کن >>fas<< When it comes to chocolate, resistance is futile. وقتی که کار به شکلات می‌رسد، مقاومت بی‌فایده است. وقتي بحث شکلات ميشه، مقاومت بيهوده ست. >>fas<< The police spent hours searching Tom's place, but they couldn't find the murder weapon. پلیسها ساعتها اقامتگاه تام را گشتند، امّا نتوانستند چیزی بیابند. پليس ساعت‌ها خونه‌ي تام رو گشتن ولي نتونستن اسلحه‌ي قتل رو پيدا کنن >>fas<< I'd like to eat a book. می خواهم یک کتاب بخرم. دوست دارم يه کتاب بخورم >>fas<< A miss by an inch is a miss by a mile. لغزش در عمل چه یک اینچ، چه یک مایل. يک خطا در يک اينچ يک مايل فاصله داره >>fas<< Thanks for the letter and the wonderful photos of your hometown. ممنون به خاطر نامه وعکس های بسیار زیبا از زادگاهتان. ممنون بابت نامه و عکس هاي شگفت انگيز شهرتون >>fas<< No additives have been added to this jam. هیچ گونه مواد افزودنی به این مربا اضافه نشده است. هیچ اضافه‌ای به این مربا اضافه نشده است. >>fas<< He was never to return to his native country again. او هیچگاه دوباره به کشور موطن خود بازنگشت. اون دیگه هیچوقت به کشور خودش برنمیگشت >>fas<< Did you put on sunscreen? ضد آفتاب زدی؟ کرم ضد آفتاب پوشيدي؟ >>fas<< John was born in America. جان در آمریکا متولد شده است. جان در آمریکا متولد شد. >>fas<< It's a pleasure for me. باعث افتخارمه. باعث افتخار منه. >>fas<< Each room has a private bathroom. هر اتاق سرویس بهداشتی مجزّا دارد. هر اتاق يه دستشويي خصوصي داره >>fas<< As far as I know, this is the only translation available. این که تنها ترجمه ی موجود است،دور از ذهن من بود. تا جایی که من میدونم این تنها ترجمه ایه که در دسترسه >>fas<< I'll put some salt in the soup. من کمی نمک در سوپ خواهم ریخت. يکم نمک توي سوپ ميذارم. >>fas<< "What are you doing here?" he asked me in surprise. او شگفت زده از من پرسید: چکار می کنی؟ "اينجا چيکار ميکني؟" اون غافلگيرم کرد. >>fas<< I must know. من باید بدانم. بايد بدونم. >>fas<< How did the dog bite the man? سگ چطور مرد را گرفت؟ سگ چطوري اون مرد رو گاز گرفت؟ >>fas<< I have not seen you for ages. من سالها بود که او را ندیده بودم. من سالهاست که تو رو نديدم >>fas<< Enjoy when you can, and endure when you must. لذت ببر وقتی که می توانی، و تحمل کن؛ وقتی که مجبوری. از هر زمانی که می‌توانی لذت ببر ، و هر وقت لازم باشد صبر کن . >>fas<< You are in my way. شما راه مرا سد کرده اید. تو سر راهمي. >>fas<< See you. میبینمت. مي بينمت. >>fas<< Leave! انصرف! برو! >>fas<< There's a garden behind our house. باغی پشت خانه ما وجود دارد. یه باغ پشت خونه‌مون هست >>fas<< When I got to the office, I had tons of work waiting for me. I was running around like a chicken with its head cut off. وقتی که من به اداره رسیدم کلی کار داشتم که انتظار من را می کشید.من همانند مرغی که سرش را بریدند به این طرف آن طرف می دویدم. وقتی به دفتر رسیدم، کلی کار داشتم که منتظرم بود. مثل مرغی می دویدم که سرش بریده بود. >>fas<< I have nothing. من چیزی ندارم. من هيچي ندارم. >>fas<< John doesn’t know how to play guitar. جان نمی داند چگونه گیتار بنوازد. جان نمی‌داند چگونه گیتار بزند . >>fas<< I never trusted Tom. من هیچ گاه به تام اعتمادی نکردم. من هيچوقت به "تام" اعتماد نداشتم. >>fas<< He would have no part of it. حاضر نبود در آن کار مشارکت کند. اون هيچ بخشي از اين ماجرا رو نداره. >>fas<< Do you suffer from constipation? آیا از یبوست رنج می‌بری؟ آیا شما از مقاومت رنج می برید؟ >>fas<< She passed the test at the expense of her social life. او امتحان را به بهای زندگی اجتماعیش پاس کرد. اون با هزينه ي زندگي اجتماعيش امتحان رو قبول شد >>fas<< I followed the deer's tracks. رد آهو را دنبال کردم. من رد گوزن رو دنبال کردم >>fas<< Arnold teaches us to see the object as it really is. آرنولد به ما یاد داد که به سوژه همان طور که واقعا هست نگاه کنیم. آرنولد به ما یاد میده که اون چیزی که واقعا هست رو ببینیم >>fas<< I don't want to hurt you. من نمی خواهم به تو آسیبی بزنم. نميخوام بهت صدمه بزنم. >>fas<< I'd never leave my house in slippers. من بودم هیچ وقت با دمپایی بیرون از خونه نمی رفتم من هيچوقت خونه‌ام رو با کفش پاشنه خالي ترک نمي‌کنم. >>fas<< There is so much to do and so little time. کار برای انجام دادن زیاد است و وقت کم. خيلي کارا هست که بايد انجام بديم و وقت کمي داشته باشيم >>fas<< I've always hated biology. من همیشه از زیست شناسی متنفر بودم. من هميشه از زيست شناسي متنفر بودم >>fas<< Children are fond of cake. کودکان دیوانهٔ شیرینی هستند. بچه ها عاشق کيک هستن. >>fas<< Betty killed her mother. بتی مادرش را کشت. بتي مادرش رو کشت >>fas<< She accused him of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. اون متهمش کرد که دوچرخه رو دزديده >>fas<< You can't teach a crab how to walk straight. شما نمی‌توانید به یک خرچنگ راست راه رفتن را بیاموزید. تو نمي توني به يه خرچنگ ياد بدي که چطور مستقيم راه بره. >>fas<< Who cares? چه کسی اهمیت می دهد؟ کی اهمیت میده؟ >>fas<< Tom owns a pizzeria. تام یک پیتزا فروشی دارد. "تام" يه "پيزريا" داره. >>fas<< We walked along the busy street, singing old songs. در حالی که در خیابان های شلوغ قدم می زدیم، آوازهای قدیمی را می خواندیم. ما در طول خیابان مشغول راه رفتیم و سرودهای قدیمی میخوندیم. >>fas<< We learn many lessons from experiences. ما از تجربه‌ها بسیار درس می‌گیریم. ما درس‌های بسیاری از تجربه‌ها می‌آموزیم . >>fas<< I'll be back by 6 o'clock every day. من هر روز حدود ساعت 6 برگشته ام. هر روز ساعت 6 بر مي گردم >>fas<< Scant difference. تفاوت اندک. تفاوت اسکن. >>fas<< Don't tell anyone. به همه نگو. به کسي نگو. >>fas<< Much better alone than with fools. تنها بودن بهتر از بودن با احمقان است. خيلي بهتره که تنها باشي تا با احمق ها >>fas<< For all I know, he was born in Italy. تمام چیزی که می دانم اینست که او در ایتالیا متولد شده است. تنها چيزي که ميدونم اينه که اون توي ايتاليا بدنيا اومده >>fas<< Beethoven was deaf in his late years. بتهوون در سال‌های آخر عمرش ناشنوا بود. بتهوون در اواخر سال‌های گذشته ناشنوا بود . >>fas<< Absence makes the heart grow fonder. دوری باعث علاقمندی می شود. اِسْتَسْتَر دل را گرم‌تر می‌سازد . >>fas<< I really wish to see you today. خیلی مشتاقم امروز ببینمتان. واقعاً دوست دارم امروز ببينمت. >>fas<< Great! عالی! خیلی خوب! عالیه! >>fas<< What was at first a natural disaster rapidly became a man-made debacle. آنچه در ابتدا یک بلای طبیعی بود به سرعت به یک فروپاشی ساختهٔ دست بشر تبدیل شد. چیزی که در ابتدا یک فاجعه طبیعی بود به سرعت تبدیل به یک اختلال انسانی شد. >>fas<< I would have liked to meet him. دوست می‌داشتم او را ببینم. دوست داشتم ببينمش. >>fas<< I like him all the more for his weaknesses. من او را به خاطر نقاط ضعفش بیشتر دوست دارم. من از اون بيشتر براي نقطه ضعف هاش خوشم مياد. >>fas<< I got up at six this morning. من هرروز صبح ساعت شش از خواب بیدار می شوم. امروز صبح ساعت 6 بيدار شدم >>fas<< I sat by his side. من کنار او نشستم. من کنارش نشستم >>fas<< I can't leave here. نمی‌توانم از اینجا ترک کنم. من نميتونم اينجا رو ترک کنم >>fas<< Have you met her before? قبلا او را دیده بودی؟ قبلاً هم ديديش؟ >>fas<< Do you know who he is? او را می شناسی؟ ميدوني اون کيه؟ >>fas<< We can run away from everything, except from our conscience. ما از همه چیز می‌توانیم فرار کنیم به جز از وجدانمان. ما ميتونيم از همه چيز فرار کنيم به جز وجدانمون >>fas<< Both your father and I understand the consequences of your decision. هم من و پدرت نتیجه ی این تصمیمت را میدانیم. هر دوی من و پدرت عواقب تصمیمت رو می‌فهمیم >>fas<< Our summer is short, but warm. تابستان ما کوتاه و گرم است. تابستونمون کوتاهه، اما گرمه. >>fas<< In the beginning God created the heaven and the earth. در ابتدا خداوند بهشت و زمین را آفرید. در آغاز خدا آسمان و زمین را آفرید . >>fas<< Beautiful day. روز خوبیه روز قشنگيه. >>fas<< Which languages are spoken in Korea? در کره به چه زبانهایی تکلم می شود؟ چه زبانی در کره صحبت می‌شود ؟ >>fas<< This car is always breaking down lately. اخیراً، این خودرو دائماً خراب می شود. اين ماشين هميشه اين اواخر خراب ميشه >>fas<< Tom said he had to split. تام گفت او مجبور است برود. تام گفت که بايد از هم جدا بشه >>fas<< Labor is not merely a necessity but a pleasure. کار دستی تنها یک بایستگی نیست بلکه یک لذت است. کار کردن فقط يه ضرورت نيست بلکه يه لذته >>fas<< We only have three options. ما فقط سه گزینه داریم. ما فقط سه تا گزينه داريم >>fas<< I stayed awake 'till the morning. تا صبح بیدار ماند. تا صبح بيدار موندم >>fas<< Good day! روز خوش روز خوش! >>fas<< The pot calls the kettle black. دیگ به دیگ می‌گوید رویت سیاه. ماري جوانا بهش ميگه کتري سياه >>fas<< She will have a child next month. کودک او ماه آینده به دنیا خواهد آمد. ماه ديگه بچه دار ميشه. >>fas<< He didn't reveal his secret. او رازش را آشکار نساخت. رازش رو فاش نکرد >>fas<< So what? بعدش چی؟ خب که چي؟ >>fas<< The teacher burst into tears. انفجرت المدرّسة بكاءا. معلم گريه کرد. >>fas<< He is better than anyone else. او بهتر از هر کس دیگری است. اون از هر کس ديگه اي بهتره. >>fas<< She predicted the book would be very successful. او پیش بینی می کرد که کتاب خیلی موفقیت آمیز باشد. اون پيش بيني کرد که کتاب خيلي موفق ميشه >>fas<< Sorry, I know you've been sidetracked by the issue many times, but I have a question. ببخشید می دونم زیاد حواست رو پرت کردم ولی یک سوال دارم. ببخشيد، ميدونم چندين بار از موضوع منحرف شدي، ولي يه سوال دارم. >>fas<< She knows she's looking fine. او می داند که زیبا به نظر می آید. اون ميدونه که حالش خوبه. >>fas<< I want a new dog. من سگی جدید می خواهم. من يه سگ جديد ميخوام >>fas<< Let's go back before it begins to rain. بیا برگردیم قبل از آنکه باران باریدن بگیرد. بيا برگرديم قبل از اينکه بارون بياد >>fas<< Those who know nothing of foreign languages know nothing of their own. کسانی که هیچ چیز از یک زبان خارجی نمی‌دانند، هیچ چیز دربارهٔ زبان خودشان هم نمی‌دانند. کسانی که چیزی از زبان‌های خارجی نمی‌دانند ، از خود چیزی نمی‌دانند . >>fas<< I will be waiting for you in my room. در اتاقم منتظرت خواهم بود. تو اتاقم منتظرت مي مونم. >>fas<< His son trembled with fear. پسرش از ترس لرزید. پسرش از ترس به لرزه در اومد. >>fas<< You should acknowledge your failure. باید به شکستت اعتراف کنی. تو بايد شکستت رو تاييد کني >>fas<< I'd be unhappy, but I wouldn't kill myself. ناراحت خواهم بود ولی خودم را نخواهم کشت. ناراحت ميشم، ولي خودم رو نمي کشم. >>fas<< Regarding Professor Scott's final criticism I have nothing more to add to what I said in my previous reply. در خصوص انتقاد نهایی پروفسور اسکات، چیز دیگری ندارم که به آنچه در پاسخ قبلی‌ام گفتم، اضافه کنم. در مورد آخرين انتقاد پروفسور اسکات من چيز بيشتري براي اضافه کردن چيزي که در جواب قبليم گفتم ندارم >>fas<< One can always find time. همیشه وقت پیدا می شود. يه نفر هميشه ميتونه زمان رو پيدا کنه >>fas<< My wife has just cleared the table. همسرم تازه میز را پاک کرده است. همسرم همين الان ميز رو خالي کرده. >>fas<< Not all children like apples. همه بچه ها سیب را دوست ندارند. همه بچه ها سيب دوست ندارن >>fas<< There is no smoke without fire. تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها. بدون آتش هيچ دودي وجود نداره >>fas<< She's an excellent brain surgeon. او یک جراح بسیار خوب مغز است. اون يه جراح مغز فوق العاده ست. >>fas<< Why don't you shut up? چرا خفه نمی شی چرا خفه نميشي؟ >>fas<< Where is your room? اتاقت کجاست؟ اتاقت کجاست؟ >>fas<< I can't say I share your enthusiasm for the idea. نمی توانم بگویم که در شور و اشتیاقت برای این ایده سهیم هستم. نميتونم بگم که اشتياقت رو براي اين ايده به اشتراک ميذارم. >>fas<< Many men were badly wounded in the battle. خیلی از مردان در جنگ شدیدا مجروح شدند. بسیاری از مردان در جنگ مجروح شدند . >>fas<< It is easy to write love letters in Esperanto. نوشتن نامه ی عاشقانه در اسپرانتو آسان است. نوشتن نامه‌های عاشقانه در اسپرانتو آسان است. >>fas<< I have a headache. من سردرد دارم. سردرد دارم. >>fas<< Hurry up, and you will be on time. عجله کن، تا به موقع برسی. عجله کن، و به موقع ميرسي. >>fas<< Tom didn't feel comfortable driving Mary's new car. تام از راندن ماشین ماری احساس راحتی نمی کرد. "تام" راحت نبود که ماشين جديد "مري" رو برونه. >>fas<< You could have let me know you were going out tonight. می تونستی به من بگی که امشب می ری بیرون. ميتونستي بهم بگي که امشب ميري بيرون >>fas<< I found one day in school a boy of medium size ill-treating a smaller boy. I expostulated, but he replied: "The bigs hit me, so I hit the babies; that's fair." In these words he epitomized the history of the human race. روزی در مدرسه پسری با جثه معمولی را دیدم که با پسری کوچک تر رفتار خشونت آمیزی داشت. دوستانه به او تذکر دادم، ولی او در پاسخ گفت: بزرگتر ها مرا می زنند و من کوچکترها را می زنم،این منصفانه است. دراین کلمات، او تاریخ نوع بشر را به نمایش گذاشت. من یک روز در مدرسه یک پسر با اندازه متوسط را پیدا کردم که با یک پسر کوچک‌تر تماس می‌گرفت. او گفت: "بزرگها مرا زدند، پس من بچه‌ها را زدم، این عادلانه است." در این کلمات او تاریخ نژاد انسان را توصیف کرد. >>fas<< If we were supposed to talk more than listen, we would have been given two mouths and one ear. اگر فرض بر این بود که بیش از گوش دادن حرف بزنیم، دو دهان و یک گوش به ما عطا شده بود. اگه قرار بود بيشتر از گوش دادن حرف بزنيم، به ما دو تا دهن و يه گوش داده ميشد. >>fas<< Tom didn't feel like waiting. تام در حال صبر کردن به نظر نمی رسید. تام دوست نداشت منتظر بمونه >>fas<< That which is easily acquired is easily lost. باد آورده را باد می‌برد. چيزي که به راحتي بدست مياد به راحتي از دست ميره >>fas<< Loving is half of believing. دوست داشتن نصف ایمان است. عشق نصف ايمانه >>fas<< You can invite any person you like. تو می توانی هر که را بخواهی دعوت کنی. ميتوني هر کسي رو که دوست داري دعوت کني >>fas<< What's the definition of jazz? معنی جاز چیست؟ تعريف جاز چيه؟ >>fas<< My shoelace got caught in the escalator. بند کفشم در پله برقی گیر کرد. بند کفشم توي پله گير افتاد. >>fas<< Hi, to all good Iranian guys. سلام به همه بچه های خوب ایرانی. سلام به همه ي ايراني هاي خوب >>fas<< Please call the fire department. لطفاً به آتش‌نشانی زنگ بزنید. لطفا به اداره آتش نشاني زنگ بزن >>fas<< There are more than twenty thousand known species of edible plants in the world. بیش از بیست هزار گونهٔ شناخته شده از گیاهان خوراکی در جهان وجود دارد. بیش از بیست هزار گونه شناخته شده از گیاهان غذایی در جهان وجود دارد. >>fas<< I did my homework yesterday. دیروز مشق هایم را نوشتم. من ديروز تکاليفم رو انجام دادم >>fas<< I am like a mirror reflecting your light. من مانند یک آیینه هستم که نور شما را منعکس می‌کنم. من مثل آينه اي هستم که نور تو رو منعکس ميکنه >>fas<< I dreamed about the girl I met yesterday whose name I do not know. رویای دختری را دیدم که دیروز ملاقاتش کردم و اسمش را نمی دانم. من در مورد دختري که ديروز باهاش آشنا شدم خواب ديدم که اسمش رو نميدونم >>fas<< She announced her engagement to him. او نامزدی خود را به او اعلام کرد. اون نامزديش رو باهاش اعلام کرد >>fas<< He is coming shortly. او به زودی خواهد آمد. اون به زودي مياد >>fas<< The secret of getting ahead is getting started. راز جلو افتادن، شروع کردن است. راز جلو رفتن شروع شده >>fas<< Nothing is as important as peace. هیچ چیز به اندازه صلح و امنیت اهمیت ندارد. هيچ چيز به اندازه صلح مهم نيست >>fas<< Much ado about nothing. از کاهی کوهی ساختن. در مورد هيچي خيلي زياده روي کردم. >>fas<< He has a black shirt. او یک پیراهن سیاه دارد. اون يه پيراهن سياه داره. >>fas<< We learn from experience that men never learn anything from experience. از تجربیات می‌آموزیم که انسانها هرگز از تجربیات نمی‌آموزند. از تجربه یاد می‌گیریم که انسان‌ها هرگز از تجربه چیزی یاد نمی‌گیرند . >>fas<< There's a large carpet on the floor. یک فرش بزرگ روی زمین است. يه فرش بزرگ روي زمين هست >>fas<< My husband always reads in bed. شوهرم همیشه در رخت خواب مطالعه میکنه. شوهرم هميشه تو رختخواب ميخونه. >>fas<< He is able to speak Japanese. او می تواند ژاپنی صحبت کند. اون ميتونه ژاپني حرف بزنه >>fas<< Hi, are you OK? من فردا هرات ميرم سلام، حالت خوبه؟ >>fas<< A sane mind is in a sound body. عقل سالم در بدن سالم است. ذهن عاقل در بدن صداست. >>fas<< I can't calculate the final cost without first discussing it with our contractors. نمی توانم هزینه نهایی را بدون اینکه ابتدا آن را با پیمانکارهایمان بررسی کنم، محاسبه نمایم. نمی‌تونم هزینه‌ی نهایی رو بدون بحث اول با پیمانکارهامون محاسبه کنم >>fas<< Klava went to a resort. کلاوا به یک تفرجگاه رفت. کلوا به يه پناهگاه رفت. >>fas<< I make €100 a day. من روزی صد یورو درآمد دارم. من روزي 100 هزار دلار در ميارم. >>fas<< I met Ken at the park. من کن را در پارک ملاقات کردم. من کن رو توي پارک ديدم >>fas<< If blaming me makes you feel better, go right ahead. اگه سرزنش کردن من آرومت می کنه باشه بگو. اگه سرزنش کردن من باعث ميشه احساس بهتري داشته باشي، برو جلو. >>fas<< It's free of charge. مجانی است. اين مجانيه. >>fas<< I'll stand by you no matter what others may say. من کنار تو خواهم ماند و اهمیتی ندارد که دیگران چه خواهند گفت. من کنارت مي ايستم مهم نيست بقيه چي بگن >>fas<< These two cities have the same traffic rules. این دو شهر قوانین رفت و آمد یکسان دارند. این دو شهر قوانین ترافیکی مشابه دارند. >>fas<< It's easy to make friends, but hard to get rid of them. دوست شدن آسان است، ولی از شر آنها خلاص شدن سخت است. راحت میشه دوست پیدا کرد ولی سخت میشه از شرشون خلاص شد >>fas<< The time came when I had to leave Japan. وقت آن رسیده بود که من مجبور شدم ژاپن را ترک کنم. زماني رسيد که مجبور شدم ژاپن رو ترک کنم >>fas<< What do you mean by saying you're not satisfied? منظور شما چیه که میگوید راضی نیستید؟ منظورت چيه که ميگي راضي نيستي؟ >>fas<< Too much money? پول خیلی زیاد؟ پول زياديه؟ >>fas<< I am not concerned with this. من نگران این نیستم. من نگران اين موضوع نيستم. >>fas<< The weather report said that there will be thunderstorms tomorrow evening. گزارش هواشناسی گفت که فردا عصر طوفانی خواهد بود. گزارش آب و هوا گفته که فردا عصر طوفان خواهد بود >>fas<< I would like to play tennis with Judy. می خواهم با جودی تنیس بازی کنم. دوست دارم با جودي تنيس بازي کنم >>fas<< The tablecloth is in the cabinet. رومیزی داخل کابینت است. لباس ميز توي کابينته. >>fas<< Give me more milk! شیر بیشتری به من بدهید! يه شير ديگه بهم بده! >>fas<< Her family loved me. خانواده (آن دختر) من را دوست داشتند خانواده‌اش عاشق من بودن >>fas<< Would you like a drink? یک فنجان چای دوست داری يه نوشيدني ميخواي؟ >>fas<< He who is cruel to animals becomes hard also in his dealings with men. We can judge the heart of a man by his treatment of animals. کسی که با حیوانات رفتار ظالمانه ای دارد، در رفتارهای خود با نوع بشر نیز سنگدل خواهد بود. ما می توانیم در مورد شخصیت و وجدان یک انسان از روی رفتار او با حیوانات قضاوت نماییم. کسی که به حیوانات بی‌رحم است ، در رفتار خود با انسان‌ها نیز سخت می‌شود . >>fas<< Little money, few friends. پول کم، دوستان کم. يه کم پول، چند تا دوست. >>fas<< The only thing we learn from history is that we learn nothing from history. تنها چیزی که از تاریخ یاد می گیریم، این است که از تاریخ چیزی یاد نمی گیریم. تنها چيزي که از تاريخ ياد ميگيريم اينه که هيچي از تاريخ ياد نميگيريم >>fas<< Prove you're brave. ثابت کن که شجاعی. ثابت کن که شجاعي. >>fas<< Do we have to help Tom? آیا ما مجبوریم به تام کمک کنیم؟ بايد به تام کمک کنيم؟ >>fas<< Are they in Paris? آیا آنها در پاریس هستند؟ اونا توي پاريس هستن؟ >>fas<< He refused to say more about that. او قبول نکرد بیشتر در آن مورد بگوید. اون بيشتر در اين مورد حرف نزد. >>fas<< And they shall beat their swords into plowshares, and their spears into pruninghooks: nation shall not lift up sword against nation, neither shall they learn war any more. مردم از شمشیرهای خود گاوآهن و از نیزه های خود ارّه می سازند. قومی به روی قوم دیگر شمشیر نمی کشد و برای جنگ و خونریزی آماده نمی شود. و شمشیرهای خود را برای گاوآهن خواهند شکست و نیزه‌هایشان را به نیزه‌ها خواهند انداخت: امتی بر ضد قوم شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ را نخواهند آموخت. >>fas<< Many kinds of birds live in Japan. در ژاپن، پرنده های گوناگون می زیند. بسیاری از پرندگان در ژاپن زندگی می‌کنند . >>fas<< We don't have enough time. ما وقت کافی نداریم. وقت کافي نداريم. >>fas<< Some people bring joy wherever they go, and some people bring joy whenever they go. بعضی‌ها هرجا می‌روند شادی می‌آورند، و بعضی‌ها هروقت می‌روند شادی می‌آورند. بعضی‌ها هر جا که می‌روند شاد می‌شوند و بعضی‌ها هر وقت که می‌روند شاد می‌شوند . >>fas<< Do I know him? آیا او را می شناسم؟ من اونو ميشناسم؟ >>fas<< You can use my car if you like. اگر تمایل داری می توانی از خودرو من استفاده کنی. اگه دوست داري ميتوني از ماشين من استفاده کني >>fas<< I don’t like any of this. من هیچ یک از اینها را دوست ندارم. من هيچ کدوم از اينا رو دوست ندارم >>fas<< Your time is over. وقت شما تمام شد. وقتت تموم شده. >>fas<< He was born in a small town in Italy. او در شهر کوچکی در ایتالیا متولد شده است. او در یک شهر کوچک در ایتالیا به دنیا آمد. >>fas<< It is considered impossible to travel back to the past. سفر کردن به گذشته مسئله ای غیر ممکن تلقی شده است. سفر به گذشته غیر ممکن است. >>fas<< Unprecedented ways should be tried. باید راههای نرفته را امتحان کرد. راه هاي غير قابل پيش بيني بايد امتحان بشه >>fas<< His joke made us all laugh. جک او همه ما را خنداند. جوکش همه ما رو به خنده انداخت >>fas<< Tom couldn't see the lake from where he was standing. تام نمی توانست از آنجایی که ایستاده بود، دریاچه را ببیند. تام از جايي که ايستاده بود نميتونست درياچه رو ببينه >>fas<< Do you realize how much this is going to cost us? آیا می دانید این برای ما چقدر هزینه خواهد داشت؟ می‌دونی این چقدر برامون خرج برمی‌داره؟ >>fas<< Don't expect others to think for you! انتظار نداشته باشید که دیگران به جای شما فکر کنند! انتظار نداشته باش که بقيه برات فکر کنن! >>fas<< Experience is simply the name we give our mistakes. تجربه صرفاً نامیست که روی اشتباهاتمان می‌گذاریم. تجربه تنها نامی است که ما مرتکب اشتباه می‌شویم . >>fas<< Tom has a high-pitched voice. تام صدای زیری دارد. تام صداي بلند داره >>fas<< Who is in Iran? چه کسی در ایران است؟ چه کسی در ایران است؟ >>fas<< Tom must decide what to do right away. تام باید فوراً تصمیم بگیرد که چه کاری باید انجام دهد. تام بايد همين الان تصميم بگيره چيکار کنه >>fas<< An enemy of an enemy is a friend. دشمن یک دشمن دوست است. دشمن يه دشمن يه دوسته. >>fas<< This letter was full of mistakes because it had been written too hastily. این نامه پر از اشتباه است زیرا بسیار با عجله نوشته شده است. این نامه پر از اشتباهات بود زیرا خیلی سریع نوشته شده بود . >>fas<< Tom got on the wrong train. تام اشتباهی سوار قطار شد. تام سوار قطار اشتباهي شد >>fas<< We have decided to stay here for the time being. تصمیم گرفتیم فعلا اینجا بمونیم ما تصميم گرفتيم که فعلاً اينجا بمونيم >>fas<< Talk to me. با من حرف بزن. باهام حرف بزن. >>fas<< Each speaker was allotted five minutes. به هر سخنران پنج دقیقه اختصاص داده شد. هر سخنران پنج دقیقه وقت داشت. >>fas<< I wish I were as rich as he. کاش من هم به اندازه او ثروتمند بودم. کاش منم به اندازه اون ثروتمند بودم >>fas<< Conservation is a state of harmony between men and land. حفاظت، وضعیت توازن میان انسان و زمین است. حفاظت یک حالت هماهنگی بین انسان‌ها و زمین‌هاست. >>fas<< The king is dead, long live the king! پادشاه مرده است، زنده باد پادشاه! پادشاه مُرده، زنده باد پادشاه! >>fas<< I like cats. من گربه ها را دوست دارم. من گربه ها رو دوست دارم >>fas<< Our landlord has lowered the rent. صاحبخانهٔ ما اجاره را پایین آورد. صاحب خونه ما اجاره رو پايين آورده >>fas<< Having been left alone, the baby started crying. بعد از اینکه کودک تنها گذاشته شد، شروع به گریه کردن نمود. تنها مونده بود، بچه شروع کرد به گريه کردن. >>fas<< Really? واقعا؟ واقعاً؟ >>fas<< Don't make light of life. زندگی را سبک نگیر. زندگي رو روشن نکن. >>fas<< Everybody in the audience sang along. همه حضار همراه با خواننده می خوندند همه‌ي تماشاچي‌ها با هم آواز مي‌خوندن >>fas<< We don't drink. ما مشروب نمی‌خوریم. ما مشروب نميخوريم. >>fas<< The train had already left when I got to the station. وقتی من به ایستگاه رسیدم، قطار قبل از آن رفته بود. وقتي به ايستگاه رسيدم قطار از اينجا رفته بود >>fas<< When he was fighting with you, his heart broke half-and-half. وقتی که با تو دعوا می‌کرد، قلبش دو تکه می‌شد. وقتي داشت با تو دعوا ميکرد قلبش نصف و نيمه شکسته بود >>fas<< Thursday Island is situated in the Torres Strait between Australia's northernmost Cape York and New Guinea. جزیره‌ی ترزدی در تنگه‌ی تورس بین شمالی‌ترین نقطه‌ی استرالیا، کیپ یورک، و گینه‌ی نو قرار دارد. جزیره پنج‌شنبه (به انگلیسی: Torres Strait) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در استرالیا واقع شده‌است. >>fas<< Mary is studying in her room. مری در حال مطالعه در اتاق خود است. مري داره تو اتاقش درس ميخونه >>fas<< He gave me a piece of advice. او مرا نصیحت کرد. يه نصيحت بهم کرد. >>fas<< Strength in unity. یک دست صدا ندارد. قدرت در اتحاد. >>fas<< All the king's subjects, fearing his wrath, often acted quite servile. همهٔ ملازمان شاه، از ترس غضبش، اغلب چاپلوسانه عمل کردند. همه‌ي افراد پادشاه، از خشم اون مي‌ترسن، معمولاً کاملاً خدمت مي‌کنن. >>fas<< They always complain about their superiors. آنها دائما از مافوقشان شکایت می کنند. اونا هميشه از مافوق هاشون شکايت ميکنن. >>fas<< Tomorrow is Sunday. فردا یکشنبه است. فردا يکشنبه است. >>fas<< I hear you. صدایت را می شنوم. صدات رو مي شنوم. >>fas<< My goodness! I have lost the car keys. اوه خدای من ! کلید و سویچ ماشین رو گم کرده ام! خداي من، کليد ماشين رو گم کردم >>fas<< "The Little Prince" by Antoine de Saint-Exupéry has been translated from French into many languages. "شاهزاده کوچولو" از آنتونی د سینت اکزوپری از زبان فرانسه به چندین زبان دیگر ترجمه شده است. "شاهزاده کوچک" توسط آنتوان د سنت اکسپری از فرانسه به زبان‌های بسیاری ترجمه شده است. >>fas<< What is the tallest mountain in Europe? مرتفع ترین کوه اروپا چیست؟ بلندترين کوه اروپا چيه؟ >>fas<< We had to show our papers at the security desk. در میز حراست می‌بایست مدارکمان را نشان دهیم. مجبور شدیم مدارکمون رو توی میز امنیتی نشون بدیم >>fas<< Business is business. حساب حساب کاکا برادر. تجارت تجارته. >>fas<< A red dress made her stand out. لباس قرمز تکش کرد توی جمع يه لباس قرمز باعث شد بلند بشه. >>fas<< Many people were deceived by the advertisement. خیلی ها از تبلیغات فریب خوردند. بسیاری از مردم با تبلیغات فریب خوردند . >>fas<< The Leaning Tower of Pisa is taller than the church. برج خمیده پیزا از کلیسا بلندتر است. برج خمینگ پیزا بلندتر از کلیساست. >>fas<< This program has both downloading and uploading capabilities. این برنامه قابلیت دانلود و آپلود، هر دو را دارد. این برنامه هم قابلیت بارگیری و بارگذاری دارد. >>fas<< I am crazy about golf. من عاشق گلف‌ام. من ديوونه گلف هستم >>fas<< We remained paralyzed for hours in a traffic jam. ما ساعت ها در ترافیک فلج ماندیم. ما ساعت‌ها توي ترافيک فلج بوديم >>fas<< We continued to talk. به حرف زدن ادامه دادیم. ما به حرف زدن ادامه داديم. >>fas<< I applied for a summer internship. من برای کارورزی تابستان ثبت‌نام کردم. من درخواست کارآموزی تابستونی دادم >>fas<< In ethnic Iranian foods, you can see many products which are made of milk. در غذاهای ایرانی شما می توانید محصولات فراونی که از شیر به دست آمدند، ببینید. در غذاهای ایرانی قومی، می توانید محصولات زیادی را ببینید که از شیر ساخته شده اند. >>fas<< My father rarely, if ever, goes out on Sundays. پدر من به ندرت یکشنبه های بیرون می رود. پدرم به ندرت يکشنبه ها بيرون ميره >>fas<< And they shall beat their swords into plowshares, and their spears into pruninghooks: nation shall not lift up sword against nation, neither shall they learn war any more. و ایشان‌ شمشیرهای‌ خود را برای‌ گاوآهن‌ و نیزه‌های‌ خویش‌ را برای‌ ارّه‌ها خواهند شكست‌ و امّتی‌ بر امّتی‌ شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ‌ را نخواهند آموخت‌. و شمشیرهای خود را برای گاوآهن خواهند شکست و نیزه‌هایشان را به نیزه‌ها خواهند انداخت: امتی بر ضد قوم شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ را نخواهند آموخت. >>fas<< If we don't end war, war will end us. اگر ما جنگ را به پایان نرسانیم، جنگ ما را به پایان خواهد رساند. اگه جنگ رو تموم نکنيم جنگ به پايان ميرسه >>fas<< I love you, too. منم دوسِت دارم. مَنَم عاشِقِتم. منم دوستت دارم >>fas<< I'm not mentally prepared for that. از نظر روحی برایش آماده نیستم. من براي اين کار آماده نيستم. >>fas<< Inshallah, soon we'll be home. اگر خدا بخواهد به زودی به خانه خواهیم رسید. "اينبتا"، به زودي برميگرديم خونه. >>fas<< The shirt needs ironing. این پیراهن نیاز به اتو دارد. پیرهن نیاز به اتو کردن داره >>fas<< She has a big family. او خانواده‌ی بزرگی دارد. اون يه خانواده بزرگ داره. >>fas<< You had better read a lot of books while you are young. بهتر بود تا جوان هستی کتاب های خیلی زیادی می خواندی. بهتر بود وقتي جوون بودي کتاب هاي زيادي ميخوندي >>fas<< New York is the busiest city in the world. نیویورک شلوغ ترین شهر دنیا است. نیویورک شلوغ‌ترین شهر دنیاست >>fas<< Please take these dishes away. لطفا این ظروف را ببرید. لطفا اين ظرف ها رو ببريد >>fas<< I would like to see Tom once more. دوست دارم یک بار دیگر تام را ببینم. ميخوام يه بار ديگه تام رو ببينم >>fas<< Tom hesitated before answering. تردّد توم قبل الإجابة. تام قبل از جواب دادن تردید کرد >>fas<< The Japanese economy developed rapidly. اقتصاد ژاپن به سرعت پیشرفت کرد. اقتصاد ژاپن به سرعت توسعه یافت. >>fas<< formed bank to increase competitiveness, reduce interest ބޭންކު ހެދީ ވާދަވެރިކަން ބޮޑުކޮށް، އިންޓަރެސްޓް ކުޑަ ކުރަން بانک ساخته شده برای افزایش رقابت و کاهش سود >>fas<< Isn't a problem at all, is it? اصلاً مشکلی نیست، هست؟ اصلا مشکلي نيست، هست؟ >>fas<< What kinds of goods do you sell in your shop? چه چیزایی تو مغازتون می فروشید؟ تو مغازه‌ات چه جنس‌هايي مي‌فروشي؟ >>fas<< That runs against my principles. آن بر خلاف اصول من است. اين بر خلاف اصول من عمل ميکنه. >>fas<< That was when I was in the first year at high school, so 17 years have passed since then. آن وقت زمانی بود که من سال اول دبیرستان بودم، بنابراین 17 سال از آن زمان می گذرد. این زمانی بود که من در سال اول دبیرستان بودم، بنابراین 17 سال از آن زمان گذشته است. >>fas<< The medicine tastes bitter. دارو ها مزه تلخی دارند. دارو مزه تلخي ميده. >>fas<< Once a bad habit is formed, it's hard to get rid of it. زمانی که یک عادت شکل گرفت خلاص شدن از آن سخت است. وقتي يه عادت بد شکل بشه، سخت ميشه از شرش خلاص شد. >>fas<< Ten years have passed since I came here. ده سال از زمانی که من به اینجا آمدم، گذشته است. ده سال از وقتي اومدم اينجا ميگذره >>fas<< I work at a language school. من در یک مدرسه زبان کار میکنم. من تو مدرسه زبان کار ميکنم >>fas<< When I was a child, our house seemed bigger than now. هنگامی که بچه بودم، خانه مان بزرگ تر از اکنون به نظر می رسید. وقتي بچه بودم، خونه مون بزرگتر از الان به نظر ميرسيد. >>fas<< Anger is the beginning of folly. خشم آغاز جنون است. خشم شروع حماقته >>fas<< Say hello to him for me. از طرف من به او سلام برسان. از طرف من بهش سلام برسون >>fas<< I don't trust you anymore. دیگر بهت اعتماد ندارم. ديگه بهت اعتماد ندارم. >>fas<< Everybody speaks well of her. همه از او خوب می گویند. همه خوب ازش حرف ميزنن. >>fas<< Hurry up! We'll be late. عجله کن! دیرمان می شود. عجله کن ديرمون ميشه >>fas<< The Jabulani is the official match ball of the 2010 FIFA World Cup. جابولانی توپ رسمی بازی جام جهانی 2010 است. جام جهانی ۲۰۱۰ یاگالانی (Jjaulani) خودرویی است که در سال‌های ۲۰۱۰–کنون تولید شده‌است. >>fas<< Try again. دوباره سعی کن. دوباره امتحان کن. >>fas<< It doesn't matter when you come. مهم نیست که کِی می‌آیید. مهم نيست کي مياي. >>fas<< People who love doubt nothing, or doubt everything. مردم دوست دارند یا به هیچ چیز شک نکنند یا به همه چیز شک کنند. آدمايي که عاشق هيچ شکي نيستن يا به همه چيز شک دارن >>fas<< It's an Indian dish. این یک غذای هندیه. يه ظرف هنديه. >>fas<< Tom came up with a plan. نقشه ای به ذهن تام رید. "تام" يه نقشه کشيد. >>fas<< His translation is faithful to the original. ترجمه‌اش به متن اصلی وفادار است. ترجمهٔ کتاب مقدّس به اصلی‌ترین ترجمهٔ کتاب مقدّس وفادار است . >>fas<< Have you ever seen sausage being made? تا به حال طریقه ساخت سوسیس رو دیده اید? تا حالا ديدي سوسيس درست بشه؟ >>fas<< Tell me when he returns. به من بگو کی او بازخواهد گشت. وقتي برگشت بهم بگو. >>fas<< A fox smells its own lair first. چوب را که بلند کنی، گربه دزده فرار می‌کند. يه روباه اول بوي پناهگاه خودش رو ميده. >>fas<< Tom and Mary were married in a small church not too far from here. تام و ماری در کلیسای کوچکی ازدواج کرده بودند که چندان دور از اینجا نیست. "تام" و "مري" توي يه کليساي کوچيک خيلي دور از اينجا ازدواج کردن. >>fas<< He was too old to resist. او برای مقاومت کردن خیلی پیر است. اون براي مقاومت خيلي پير بود >>fas<< She likes classical composers such as Beethoven and Bach. او آهنگسازهای موسیقی کلاسیک را دوست دارد مانند بتهون و باخ. او آهنگ‌های کلاسیک مانند بتهوون و باخ را دوست دارد. >>fas<< This is always the way it has been. کارها همیشه به این قرار بود. هميشه همينطوري بوده. >>fas<< Do you know where he lives? آیا می‌دانی او کجا زندگی می‌کند؟ ميدوني کجا زندگي ميکنه؟ >>fas<< Good morning, ladies and gentlemen! صبح بخیر، خانم ها و آقایان! صبح بخير، خانم ها و آقايون! >>fas<< This is what I would have said. این همان چیزی است که من می گفتم. اين چيزيه که بايد ميگفتم. >>fas<< The grass is always greener on the other side. مرغ همسایه غاز است. علف‌ها هميشه سبزتر از اون طرف هستن >>fas<< It is impossible for him to become a doctor. ممکن نیست که او پزشک شود. براي اون غير ممکنه که دکتر بشه >>fas<< Tom arrived just in the nick of time. تام دقیقاً آخرین لحظه رسید. تام درست به موقع رسيد >>fas<< All his geese are swans. مرغ همسایه غاز است. تمام غازهاش قو هستن. >>fas<< He struggled to keep up with his classmates. اون تلاش كرد تا پابه پايِ همكلاسي هاش (ازنظرِدرسي) پيش بره يا همگام باشه. او برای ادامه دادن به همکلاسی‌هایش تلاش می‌کرد . >>fas<< God exists. خدا وجود دارد. خدا وجود داره >>fas<< My teacher recommended that dictionary. معلم‌ام آن واژه‌نامه را توصیه کرد. معلمم اون لغت نامه رو پيشنهاد کرد >>fas<< Is Tom left-handed? آیا تام چپ دست است؟ تام چپ دستيه؟ >>fas<< Mary has no will power. مری هیچ اراده ای ندارد. "مري" هيچ اراده اي نداره. >>fas<< Don't hold your breath. نفست رو نگه ندار. نفست رو نگه ندار. >>fas<< I only buy yellow cars. من فقط ماشین‌های زرد می‌خرم. من فقط ماشين زرد ميخرم >>fas<< The wind is blowing and the fruit knows: It's time to fall down. باد می وزد و میوه می داند اکنون وقت افتادن است. باد در حال انفجار است و میوه می داند: زمان سقوط است. >>fas<< His poor reading ability impedes his progress in the class. مهارت ضعیف خواندنش سنگ پای پیشرفتش در کلاس است. توانایی خواندن ضعیف او پیشرفت خود را در کلاس متوقف می‌کند . >>fas<< Please hold my place in line. لطفا جای منو تو صف نگه دار لطفاً جاي من رو در صف نگه داريد. >>fas<< We live close to the school. ما نزدیک مدرسه زندگی می کنیم. ما نزديک مدرسه زندگي ميکنيم >>fas<< I will set up my alarm o’clock in case I arrive at work late in the morning. من ساعت زنگ دارم را کوک می کنم تا دیگر صبح دیر سر کار نروم. اگر صبح به سر کار برسم ساعت زنگ خطرم را آماده می‌کنم . >>fas<< Where is my time machine? ماشین زمان من کجاست؟ ماشين زمان من کجاست؟ >>fas<< My son is taller than me. پسرم قدبلند تر از من است. پسرم از من بلندتره >>fas<< I showed him my room. اتاق‌ام را به او نشان دادم. من اتاقم رو بهش نشون دادم >>fas<< How old is he then? پس او چند سال دارد؟ پس چند سالشه؟ >>fas<< I called you three hours ago. من سه ساعت پیش با شما تماس گرفتم. سه ساعت پيش بهت زنگ زدم >>fas<< Tom hurt himself. تام به خودش آسیب می زند. "تام" به خودش صدمه زد. >>fas<< If the life and death of Socrates was the life and death of a wise man, then the life and death of Jesus is the life and death of a God. اگر حیات و مرک سقراط، حبات و مرگ یک انسان خردمند باشد، پس حیات و مرگ مسیح نیز حیات و مرگ یک خداوند است. اگر زندگی و مرگ سقراط زندگی و مرگ مرد عاقلی بود ، پس زندگی و مرگ عیسی زندگی و مرگ خدایی است . >>fas<< Patriots always talk of dying for their country, and never of killing for their country. وطن‌پرستان همیشه از مردن برای کشورشان صحبت می‌کنند اما هرگز از کشته شدن برای آن صحبت نمی‌کنند. وطن پرستها هميشه در مورد مرگ براي کشورشون حرف ميزنن و هرگز براي کشورشون آدم نميکشن >>fas<< I don't want to go to the dentist. من نمی خواهم به دندانپزشکی بروم. من نميخوام برم دندون پزشک. >>fas<< If you sign up to Facebook, your information will be sent to intelligence agencies. اگر در فیسبوک ثبت‌نام کنید، اطلاعات شما برای سازمان‌های جاسوسی فرستاده خواهد شد. اگر شما در فیسبوک ثبت نام کنید، اطلاعات شما به سازمان اطلاعات ارسال خواهد شد. >>fas<< We are all stupid, just on different subjects. ما همه احمقیم، هر کدام در یک زمینه. ما هممون احمقيم، فقط در مورد موضوعات مختلف. >>fas<< The hotel at which we stayed was very comfortable. هتلی که ما در آن اقامت داشتیم،بسیار راحت بود. هتلي که توش مونديم خيلي راحت بود >>fas<< I've got better things to do than to keep track of what Tom's doing. من کارهای بهتر از تعقیب فعالیت های تام دارم. من کارهاي بهتري دارم که بايد انجام بدم تا اينکه چيزي رو که "تام" داره انجام ميده رو پيدا کنم. >>fas<< Tom often runs into Mary at the supermarket. تام بیشتر وقتا ماری رو توی سوپرمارکت می بینه "تام" اغلب تو سوپر مارکت با "مري" برخورد ميکنه. >>fas<< Don't forget to think before speaking. فراموش نکن قبل از حرف زدن فکر کنی. يادت نره قبل از صحبت کردن فکر کني >>fas<< Where is Paris? پاریس کجاست؟ پاريس کجاست؟ >>fas<< This milk tastes odd. مزه ی این شیر غیر عادی ست. اين شير مزه ي عجيبي ميده. >>fas<< My computer froze up. کامپیوترم هنگ کرد. کامپيوترم يخ زده >>fas<< Young people are prone to fall into temptation. افراد جوان در معرض قرار گرفتن در وسوسه هستند. جوانان در وسوسه فرو می‌روند . >>fas<< Aristotle thought women were of weak nature and easily overtaken by their emotions. ارسطو می پنداشت زنان طبیعتی ضعیف دارند و به سادگی در دستان احساسات شان رها می شوند. باستان‌شناسی فکر می‌کرد که زنان طبیعت ضعیف هستند و به راحتی احساساتشان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. >>fas<< I'd better not eat that. ترجیح می دهم که نخورمش. بهتره اونو نخورم. >>fas<< Forecasting is the way of saying what will happen and then explaining why it didn't. پیشگویی شیوهٔ گفتن آنچه اتفاق خواهد افتاد و بعد توضیح دادن اینکه چرا اتفاق نیفتاد است. پيش بيني روش گفتن چيزيه که اتفاق ميفته و بعد توضيح ميده که چرا اين اتفاق نيفتاده >>fas<< There is a very old temple in the town. در شهر یک معبد خیلی قدیمی وجود دارد. يه معبد خيلي قديمي توي شهر هست >>fas<< Through obedience learn to command. با فرمان‌برداری، فرمان دادن فرا گرفته می‌شود. از طریق اطاعت ، فرمان را فرا می‌گیرد . >>fas<< No matter how rich he may be, he is never contented. فرقی ندارد که او چقدر ثروتمند باشد، او هرگز قانع نخواهد شد. مهم نيست چقدر پولدار باشه، هيچوقت راضي نميشه. >>fas<< She should listen more to other people. او باید بیشتر به دیگران گوش دهد. اون بايد به بقيه مردم بيشتر گوش بده >>fas<< I ordered a steak for me and a hamburger for Tom. من یک استیک برای خودم و یک همبرگر برای تام سفارش دادم. من يه استيک براي خودم سفارش دادم و يه همبرگر براي تام >>fas<< I found the film romantic. این فیلم به نظرم عاشقانه آمد. فيلم عاشقانه رو پيدا کردم. >>fas<< Tom hasn't seen much of Mary recently. تام اخیراً مری را زیاد ندیده است. تام اخيرا زياد ماري رو نديده >>fas<< I want to buy that. می خواهم آن را بخرم. ميخوام بخرمش. >>fas<< I accept the offer. من پیشنهاد رو می پذیرم. من پيشنهاد رو قبول ميکنم. >>fas<< It's on the eighth floor. در طبقه‌ی هشتم واقع است. طبقه هشتمه. >>fas<< We need to make sure you are human, What are the first five characters of you email? ما احتیاج داریم، که مطمئن شویم شما انسان هستید. پنج حرف نخست آدرس پست الکترونیکی شما چیست؟ ما باید مطمئن شویم که شما انسان هستید، پنج شخصیت اول شما ایمیل چیست؟ >>fas<< A guilty conscience needs no accuser. یک وجدان گناه‌کار به سرزنش دیگران محتاج نیست. وجدان گناهکار نیازی به شکایت ندارد . >>fas<< My computer has got to be useful for something. کامپیوترام باید به درد یک چیزی بخورد. کامپيوترم بايد براي يه چيزي مفيد باشه >>fas<< Don't eat hard foods. غذاهای سخت نخورید. غذاي سخت نخور. >>fas<< I'll be staying here for a week. ما اینجا به مدت یک هفته خواهیم بود. من يه هفته اينجا ميمونم >>fas<< Your hair wants cutting. بایست موهایت کوتاه شوند. موهات مي خواد کوتاه بشه. >>fas<< We hope to reach the summit before it gets dark. امیدواریم قبل از آنکه هوا تاریک شود به قله برسیم. ما اميدواريم قبل از اينکه هوا تاريک بشه به قله برسيم >>fas<< I'm sorry, I couldn't write earlier because I was ill. متأسفم، من نمی توانستم زودتر بنویسم چرا که بیمار بودم. متاسفم، نتونستم زودتر بنويسم چون مريض بودم >>fas<< He tried to attract her attention. او (مرد) سعی کرد توجه او (زن) را جلب کند. اون سعي کرد توجهش رو جلب کنه >>fas<< I'll take care of your child tonight. امشب مراقب بچه ات خواهم بود. امشب از بچه ات مراقبت ميکنم. >>fas<< She held my hand firmly. دستم را محکم گرفت. اون دستم رو محکم گرفت >>fas<< Some songs come from Scotland. برخی از ترانه‌ها مال اسکاتلند هستند. چند تا آهنگ از اسکاتلند مياد >>fas<< It may be said that a man is known by the company he keeps. ممکن است بگویند که یک مرد را با شرکتی که می گرداند، می شناسند. ممکن است گفته شود که یک مرد توسط شرکتی که او نگه داشته شناخته می‌شود. >>fas<< I didn't know that song. من آن آواز را نمی شناختم. من اون آهنگ رو نمي دونستم. >>fas<< He lied readily. او به آسانی دروغ گفت. اون خيلي راحت دروغ گفت. >>fas<< Tom and Mary were in the middle of a heated argument when John walked into the room. تام و ماری وسط مجادله ی داغی بودند که جان به درون اتاق قدم گذاشت. "تام" و "مري" وسط يه بحث داغ بودن وقتي که "جان" وارد اتاق شد. >>fas<< They didn't come here, did they? آنها به اینجا نیامدند. آمدند؟ اونا اینجا نیومدن، نه؟ >>fas<< Let's try another one. یکی دیگری را امتحان کنیم. بيا يکي ديگه رو امتحان کنيم >>fas<< My group is always lively. گروه من همیشه سر زندس. گروه من هميشه زنده‌ست. >>fas<< Don't worry. نگران نباش. نگران نباش. >>fas<< Mary ate a light supper. مری شام سبکی خورد. مري يه شام سبک خورد >>fas<< The knife was so dull that I couldn't cut the meat with it and I had to use my pocketknife. چاقو اینقدر کند بود که نتونستم گوشت رو تیکه کنم و مجبور شدم از چاقوی جیبی م استفاده کنم. چاقو اونقدر کسل کننده بود که نتونستم گوشت رو باهاش ببُرم و مجبور شدم از چاقوي جيبم استفاده کنم >>fas<< I met Tom recently. من تازگی ها تام رو دیده ام. من اخيرا تام رو ديدم >>fas<< He looked through the microscope. او زیر میکروسکوپ را نگاه کرد. اون به ميکروسکوپ نگاه کرد >>fas<< Where did Tom want to go to college? تام می خواست کجا به کالج برود؟ تام کجا ميخواست بره دانشگاه؟ >>fas<< South Africa is far away. آفریقای جنوبی دور است. آفریقای جنوبی خیلی دوره >>fas<< There is no smoke without fire. هیچ دودی بی آتشی نیست. بدون آتش هيچ دودي وجود نداره >>fas<< It's because you don't want to be alone. وضع این طور است چون نمی خواهی تنها باشی. به خاطر اينه که نميخواي تنها باشي. >>fas<< Hurricane Katrina hit New Orleans ten years ago. طوفان کاترینا ده سال پیش به نیواورلئانز صدمه زد. طوفان کاترينا ده سال پيش به نيواورلئان حمله کرد >>fas<< A sponge absorbs water. یک ابر آب را جذب می‌کند. يه اسفنج آب رو جذب ميکنه >>fas<< The more you explain it, the more I don't understand it. هرچه بیشتر آن را توضیح می‌دهید، من بیشتر آنرا نمی‌فهمم. هر چي بيشتر توضيح بدي بيشتر متوجه نميشم >>fas<< I learned German for three years in school and two years in university. من سه سال در مدرسه و دو سال در دانشگاه آلمانی یاد گرفتم. من سه سال در مدرسه و دو سال در دانشگاه آلمانی یاد گرفتم. >>fas<< Any political party is conservative in itself. هر حزب سیاسی به تنهایی محافظه‌کار است. هر حزب سیاسی خود محافظه کار است. >>fas<< He worked hard. خیلی سخت کار می کرد. اون سخت کار کرد >>fas<< I will show you around in return. من در برگشت این اطراف را به تو نشان خواهم داد. در عوض اين اطراف رو بهت نشون ميدم >>fas<< Tom always dreamed of becoming a bounty hunter. تام همیشه رویای پلیس خصوصی شدن را داشت. تام همیشه خوابشو می دید که یه شکارچی جایزه بشه >>fas<< Other factors of importance, which make litigation of large corporations more difficult, are the size and complexity of their activities. یکی دیگر از عوامل مهمی که رسیدگی به جرایم شرکت های بزرگ را دشوار می سازد، وسعت و پیچیدگی فعالیت های آنها است. عوامل دیگر اهمیت، که افزایش شرکت‌های بزرگ را سخت‌تر می‌سازد، اندازه و پیچیدگی فعالیت‌های آنها می‌باشد. >>fas<< A little learning is a dangerous thing. یادگیری اندک، چیز خطرناکی است. یادگیری کمی چیز خطرناکی است. >>fas<< Your speech was appropriate for the occasion. سخنرانی تو مناسب این مناسبت بود. سخنرانيت براي اين موقعيت مناسب بود. >>fas<< I remembered my mother, who died suddenly. به یاد مادرم افتادم که به طور ناگهانی مرد. مادرم رو يادم اومد که يه دفعه مُرد >>fas<< This clothing is inappropriate. این لباس نامناسب است. اين لباس نامناسبه. >>fas<< Are there any other hotels you can recommend? هتل‌های دیگری هم هستند که توصیه کنی؟ هتل ديگه اي هست که بتوني توصيه کني؟ >>fas<< Love if you want to be loved! اگر می‌خواهی دوست داشته شوی، دوست بدار. عشق اگه ميخواي دوست داشته باشي! >>fas<< It is unfortunately true. متاسفانه صحت دارد. متاسفانه حقيقت داره. >>fas<< Tom first came to Japan when he was three years old. تام اولین بار وقتی سه ساله بود، به ژاپن آمد. تام وقتي سه سالش بود به ژاپن اومد >>fas<< Islam is beautiful. اسلام زیباست. اسلام زيباست. >>fas<< If anybody could convince Tom, it would be Mary. اگر کسی می توانست تام را متقاعد کند، آن ماری بود. اگه کسي بتونه "تام" رو متقاعد کنه، "مري" خواهد بود. >>fas<< Can you recommend a hotel near the airport? می‌توانی یک هتل نزدیک فرودگاه پیشنهاد کنی؟ ميتوني يه هتل نزديک فرودگاه پيشنهاد کني؟ >>fas<< Metals conduct electricity. فلزات الکتریسیته را هدایت می‌کنند. فلز برق رو هدايت ميکنه >>fas<< That is my airplane. آن هواپیمای من است. اون هواپيماي منه. >>fas<< She's never fallen in love. او هیچگاه عاشق نشده است. اون هيچوقت عاشق نشده >>fas<< He had three sisters, but two died when they were very young. او سه تا خواهر داشت، اما دوتاشون وقتی خیلی جوون بودن مردن. اون سه تا خواهر داشت ولي دو تاشون وقتي خيلي جوون بودن مُردن >>fas<< The game was put off until next week. بازی تا هفته آینده متوقف شد. بازی تا هفته بعد متوقف شد. >>fas<< I remember that I met the queen. به خاطر می آورم که ملکه را ملاقات کردم. يادم مياد که ملکه رو ديدم >>fas<< We are going to have a party on Saturday night. شب شنبه یک مهمانی خواهیم داشت. شنبه شب يه مهموني خواهيم داشت >>fas<< Take a whiff. یک پک بزن (در مورد سیگار) يه کم بو کن. >>fas<< Like father, like son. همانا پدر، همانا پسر. مثل پدر، مثل پسر. >>fas<< Believe it or not, peaches and almonds are related. باور کنی یا نه، هلو و بادوم به هم مربوطن. (Bāvar koni yā na, hulu o bādum be ham marbutan) باور کن يا نه هلوها و بادومها به هم ربط دارن >>fas<< One is more prone to make mistakes when one is tired. وقتی خسته هستیم بیشتر در معرض ارتکاب به اشتباه هستیم. یکی از آن‌ها وقتی خسته می‌شود می‌تواند اشتباهاتی را مرتکب شود . >>fas<< I showed her my room. اتاق‌ام را به او نشان دادم. من اتاقم رو بهش نشون دادم >>fas<< No pain, no gain. نا برده رنج گنج میسر نمی‌شود. بدون درد، بدون سود. >>fas<< It's not my business. این به من مربوط نیست. به من ربطي نداره. >>fas<< I must have left them on my desk. باید آن‌ها را روی میزم جا گذاشته باشم. بايد اونا رو روي ميزم جا گذاشته باشم. >>fas<< Nobody understands me. هیچکس مرا درک نمی‌کند. هيچکس منو درک نميکنه. >>fas<< Look at that building. Is it a temple? به این ساختمان نگاه کن.آیا آن یک معبد است؟ به اون ساختمون نگاه کن يه معبده؟ >>fas<< There is a test tomorrow. فردا امتحان داری؟ فردا يه امتحاني هست. >>fas<< Kyowa Bank and Saitama Bank merged into Asahi Bank ten years ago. 10 سال قبل، بانک کیوئووا و بانک ساییتاما ادغام شدند و بانک آساهی را پدید آوردند. بانک "کيوا" و بانک "سايتاما" ده سال پيش با بانک "ساشي" ادغام شدن. >>fas<< It is difficult to express one's thoughts in English. بیان افکار به زبان انگلیسی دشوار است. بیان افکار یک فرد به زبان انگلیسی دشوار است. >>fas<< Real men drink tea. مردان واقعی چای می‌نوشند. مردای واقعی چای می‌خورن >>fas<< Bob often tries to give up smoking. باب چندین بار سعی کرد که سیگار را ترک کند. باب اغلب سعی می‌کند سیگار کشیدن را ترک کند . >>fas<< The first step is as good as half over. قدم اول به خوبی نصف کار است. قدم اول به اندازه نصفش خوبه. >>fas<< I never liked biology. هیچ وقت زیست شناسی دوست نداشتم. من هيچوقت زيست شناسي رو دوست نداشتم >>fas<< I've forgotten his name. نام او را فراموش کردم. اسمش رو فراموش کردم >>fas<< I'll stay out of your way. من دخالتی در راه و روشت نخواهم کرد. من از سر راهت کنار مي‌مونم. >>fas<< Anyone who says so is a liar. هر کسی این را بگوید، یک دروغگوست. هر کسي که اين حرف رو بزنه يه دروغگو ـه. >>fas<< You may take this book so long as you keep it clean. می‌توانی این کتاب را ببری، به شرطی که آن را تمیز نگه داری. ميتوني اين کتاب رو تا وقتي که تميز نگهش داري، بگيري. >>fas<< I was given a minor share of my father's wealth. به من سهم کوچکی از ثروت پدرم داده شد. به من سهم کمی از ثروت پدرم داده شد. >>fas<< Mary took her time choosing a dress even though Tom was waiting for her. ماری وقت زیادی را برای انتخاب لباس صرف کرد، با وجود اینکه تام منتظر او بود. "مري" وقتش رو صرف انتخاب يه لباس کرد... حتي با اينکه "تام" منتظرش بود. >>fas<< She made arrangements to get him into a good hospital. او ترتیب کارها را داده تا او را به یک بیمارستان خوب ببرد. اون ترتیبی داده تا اونو به یه بیمارستان خوب ببره >>fas<< It's not polite to stare at others. ذل زدن به افراد دیگر کار مودبانه‌ای نیست. مودبانه نيست که به بقيه خيره بشي. >>fas<< You're on the path of success. شما در مسیر موفقیت هستید. تو در مسير موفقيت هستي >>fas<< I'm aware I'm not at a good level; therefore, I need to practice more. من خودم میدونم که سطحم خوب نیست، پس، به تمرین بیشتری نیاز دارم. من می دانم که من در سطح خوبی نیستم، بنابراین، من باید بیشتر تمرین کنم. >>fas<< Most importantly, have patience. مهمتر از همه، صبر داشته باشید. مهم‌تر از همه، صبور باش. >>fas<< Study hard. سخت درس بخوان. سخت مطالعه کن. >>fas<< We need no more men at present. فعلاً به افراد بیشتری نیاز نداریم. ما در حال حاضر به هيچ مردي احتياج نداريم >>fas<< Any milk or sugar? شیر یا شکری بود؟ شير يا شکر داري؟ >>fas<< It's still too early to talk about this now. الآن هم هنوز زود است که راجع به آن صحبت کنیم. هنوز برای حرف زدن در این مورد خیلی زوده >>fas<< I'll help my mother wash the dishes after supper. بعد از شام در شستن ظرف‌ها به مادرم کمک خواهم کرد. بعد از شام به مادرم کمک ميکنم ظرف ها رو بشوره >>fas<< I wish Tom were my younger brother. ای کاش (تام) برادر کوچکتر من بود. کاش تام برادر کوچکترم بود >>fas<< I'm needy. من نیازمندم. من فقيرم. >>fas<< Arabic is my mother tongue. عربي زبان مادری من است. زبان عربی زبان مادرم است. >>fas<< I didn't know where it came from. نمیدانم از کجا آمد. نميدونستم از کجا اومده >>fas<< The old cottage had only one bed, so we all took turns sleeping in it. آن کلبه‌ی قدیمی فقط یک تخت داشت. بنا بر این، به نوبت روی آن می‌خوابیدیم. کلبه ي قديمي فقط يه تخت داشت، پس همه مون توش خوابيديم. >>fas<< I rarely watch television. به نُدرت تلویزیون تماشا می‌کنم. من به ندرت تلويزيون نگاه ميکنم >>fas<< Ania is interested in computers. آنیا به کامپیوتر علاقه دارد. "آنيا" به کامپيوتر علاقه داره. >>fas<< China is bigger than Japan. چین بزرگتر از ژاپن است. چين از ژاپن بزرگتره >>fas<< I don't like the red jacket. ژاکت سرخ را دوست نمی دارم. من کت قرمز رو دوست ندارم >>fas<< His poor reading ability impedes his progress in the class. مهارت ضعیف قرائتش سنگ پای پیشرفتش در کلاس است. توانایی خواندن ضعیف او پیشرفت خود را در کلاس متوقف می‌کند . >>fas<< Don't dig a pit for somebody to fall into, or you will end up in it yourself. چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی. يه گودال براي کسي درست نکن که توش بيفته وگرنه خودت تمومش ميکني >>fas<< A creaking gate hangs long. اجل گشته میرد نه بیمار سخت. يه دروازه‌ي گيج‌کننده مدت زيادي آويزونه. >>fas<< If it ain't broke, don't fix it. اگر خراب نشد، تعمیرش نکن. اگه خراب نشده، درستش نکن. >>fas<< I'd prefer to speak to you in private. من ترجیح می دادم که به طور خصوصی با شما سخن بگویم. ترجيح ميدم خصوصي باهات صحبت کنم >>fas<< In chess, the bishop is closer to the queen. در شطرنج، فیل به وزیر نزدیکتر است. در شطرنج اسقف به ملکه نزديکتره >>fas<< I prefer coffee. قهوه را ترجیح می‌دهم. قهوه رو ترجيح ميدم. >>fas<< I gave up smoking six months ago. من سیگار کشیدن را شش ماه پیش متوقف کردم. شش ماه پيش سيگار کشيدن رو ترک کردم >>fas<< Either you or I will get the first prize. یا من یا تو جایزه اول را برنده خواهیم شد. يا من و تو اولين جايزه رو ميگيريم >>fas<< A coward dies a thousand times before his death. The valiant never taste of death but once. ترسو هزاربار پیش از مرگ می‌میرد. آدم نترس فقط یکبار مزه مرگ را می‌چشد. يه ترسو هزار بار قبل از مرگش مي ميره شجاعت هيچ وقت طعم مرگ رو نمي خوره >>fas<< You're not a girl. تو دختر نیستی. تو دختر نيستي. >>fas<< We would've enjoyed our trip if it wasn't for the rain. اگر به خاطر باران نبود ما از سفرمان لذت می بردیم. اگه بخاطر بارون نبود از سفرمون لذت می بردیم >>fas<< Thanks God, you are fine. خدا را شکر، که حال تان خوب است! خدا رو شکر، حالت خوبه. >>fas<< Get out! پیاده شو! برو بيرون! >>fas<< I am unable to do more. بیشتر از این نمی‌توانم انجام بدهم. من قادر به انجام بيشتر از اين نيستم. >>fas<< Talk to her. با او حرف بزن. باهاش حرف بزن >>fas<< Tom has a lot of valuable books. تام کتاب های با ارزش زیادی دارد. تام کلي کتاب با ارزش داره >>fas<< She fascinated me. من مجذوب او شده بودم. اون منو مجذوب کرد. >>fas<< This is not an emergency issue. این مسئله اورژانس نیست. اين يه مورد اضطراري نيست >>fas<< No words availed to persuade him. هیچ حرفی نتواتست او را متقاعد کند. هیچ کلمه‌ای برای متقاعد کردن او فایده‌ای نداشت . >>fas<< This district is notorious for air pollution. این محله به خاطر هوای آلوده بدنام است. اين منطقه براي آلودگي هوا بدنامه >>fas<< It's a tiring job. کار خسته کننده ای است. کار خسته کننده ايه. >>fas<< I've broken my glasses. عینکم را شکسته ام. من عينکم رو شکستم >>fas<< What do you worry about when you go to sleep at night? وقتی شب‌ها به خواب می‌روی نگران چه هستی؟ وقتي شب‌ها مي‌خوابي، نگران چي هستي؟ >>fas<< Continuing this argument won't get us anywhere. ادامه بحث ما را به هیچ جا نخواهد برد. ادامه دادن اين بحث ما رو به جايي نميرسونه >>fas<< More haste, less speed. عجله کار شیطان است. بيشتر عجله کن، کمتر سرعت بده. >>fas<< Iranian people are peace loving. مردم ایران خواهان صلح هستند. مردم ایرانی صلح را دوست دارند. >>fas<< There's always a woman in between. همیشه پای یک زن در میان است. هميشه يه زن هست که اين وسطه. >>fas<< There is enough room for us to play. جای کافی برای بازی کردن ما وجود دارد. به اندازه کافي جا هست که بتونيم بازي کنيم. >>fas<< Tom became serious. تام جدی شد. تام جدي شد >>fas<< Which do you like better, Coca-Cola or Pepsi? کدام را دوست داری، کوکا‌کولا یا پپسی؟ کدوم رو بيشتر دوست داري کوکاکولا يا پپسي؟ >>fas<< What vile behavior! چه رفتار زشتی چه رفتار شرم‌آوری ! >>fas<< I don't see Tom often. تام را چندان زیاد نمی بینم. من زياد تام رو نمي بينم >>fas<< At first I did not like him, but now I do. ابتدا از او خوشم نمی آمد ولی حالا چرا. اولش ازش خوشم نيومد، ولي الان دارم. >>fas<< I've never said that! من هرگز آن را نگفتم. تا حالا همچين حرفي نزدم! >>fas<< Your dress is touching the wet paint. لباست داره رنگی میشه. لباست داره به رنگ خيس دست ميزنه >>fas<< The tornado killed more than twenty people. گردباد بیش از بیست نفر را کشت. گردباد بيشتر از 20 نفر رو کشت >>fas<< I am a banker. من صراف هستم. من يه بانکدارم. >>fas<< I think Tom is going to try to kill Mary. تفکر کنم تام می خواهد سعی کند ماری را بکشد. فکر کنم "تام" ميخواد "مري" رو بکشه. >>fas<< This apple is sour. این سیب ترش است. اين سيب ترشه. >>fas<< Do not answer hastily. عجولانه پاسخ نده. با عجله جواب نده >>fas<< She simply wept a river of tears before her father's grave. او در مقابل قبر پدرش، واقعاً مثل رود گریه کرد. اون فقط قبل از قبر پدرش گريه کرد >>fas<< He doesn't read many books. او زیاد کتاب نمی خواند. اون کتاب هاي زيادي نمي خونه. >>fas<< Today, the president of Iran signed the international human rights agreement. امروز، رئیس جمهور ایران، توافقنامه بین المللی حقوق بشر را امضاء کرد. امروز، رئیس جمهور ایران قرارداد حقوق بین‌المللی بشر را امضا کرد. >>fas<< I doubt whether he will win both races. در این که او هر دو مسابقه را خواهد برد شک دارم. شک دارم هر دو مسابقه رو ببره يا نه. >>fas<< Get your big feet off my flowers. پاهای گنده ت رو از رو گل های من بردار. پاي گنده ات رو از گل هاي من بردار. >>fas<< Got it! گرفتم! گرفتم! >>fas<< In many countries, being gay is a cause for imprisonment. در خیلی از کشورها، همجنس باز بودن دلیلی است برای زندانی کردن. در بسیاری از کشورها، همجنسگرا بودن دلیل زندانی شدن است. >>fas<< In fact you are quite right. در حقیقت، شما کاملاً درست هستید. در واقع کاملا حق با توئه >>fas<< From the time he was a small boy, Tom knew that he wanted to be a policeman. تام از زمانی که پسر کوچکی بود، میدانست که می خواهد یک پلیس شود. تام می‌دانست که می‌خواهد پلیس شود . >>fas<< "I have to see him." "Why?" «باید او را ببینم.» «چرا؟» "بايد ببينمش" "چرا؟" >>fas<< We were all present at her wedding. همه ما در جشن عروسی او حضور داشیم. ما همه تو عروسيش حاضر بوديم >>fas<< Did everyone go crazy? همه دیوانه شده‌اند؟ همه ديوونه شدن؟ >>fas<< The book reviewer who detects a missing comma, immediately feels elevated to the level of the writer. منتقد کتاب که موفق به کشف یک کامای از قلم افتاده شد، بلافاصله احساس ارتقاء به سطح نویسنده به او دست داد. نقدکننده کتاب که یک کاما گم شده را تشخیص می‌دهد، بلافاصله تا سطح نویسنده بالا می‌رود. >>fas<< A grasshopper and many ants lived in a field. یک ملخ و مورچه‌های زیادی در یک مزرعه زندگی می‌کردند. ملخ و مورچه‌های بسیاری در زمین زندگی می‌کردند . >>fas<< I just have one thing to say to those who hate me: It's your problem. من فقط یک چیز برای گفتن به آنها که از من متنفرند دارم: مشکل خودتان است. من فقط يه چيز دارم که به کساني که از من متنفرن بگم: اين مشکل توئه. >>fas<< Germany is a big country. آلمان کشوَرِ بزرگیست. آلمان کشور بزرگيه >>fas<< A writer is somebody for whom writing is more difficult than it is for other people. نویسنده کسی است که نوشتن برای او از بقیه مردم سخت تر است. نویسنده کسی است که نوشتن برای او سخت‌تر از نوشتن برای دیگران است. >>fas<< I do not for a moment think you are wrong. حتی برای یک لحظه فکر نمی کنم که اشتباه می کنی. يه لحظه هم فکر نميکنم اشتباه کرده باشي. >>fas<< After I said such a thing to my boss, I am certain to lose my job. بعد از اینکه چنین حرفی به رئیسم گفتم مطمئن شدم که کارم را از دست می دهم. بعد از اينکه اين حرف رو به رئيسم زدم، مطمئنم که کارم رو از دست ميدم. >>fas<< My sister took my hamster hostage. خواهرم همستر مرا گروگان گرفت. خواهرم همستر منو گروگان گرفت >>fas<< Thanks for having explained to me at last why people take me for an idiot. ممنونم از اینکه بالاخره به من توضیح دادید چرا مردم من را احمق فرض می گیرند. ممنون که بالاخره برام توضيح دادي که چرا مردم منو احمق فرض ميکنن >>fas<< You can't get there from here. شما از اینجا نمی توانید به آنجا برسید. از اينجا نمي توني بري اونجا. >>fas<< I doubt that he's a lawyer. فکر می‌کنم که او وکیل است. شک دارم که اون يه وکيل باشه. >>fas<< He hasn't left any message. او پیغامی نگذاشته است. اون هيچ پيغامي نذاشته >>fas<< A soldier who doesn't dream of becoming a general is a bad one. سربازی که رؤیای فرمانده شدن نداشته باشد سرباز خوبی نیست. سربازي که روياي ژنرال شدن رو نداره خيلي بده >>fas<< Tom bends over backwards to make Mary happy. تام پل‌می‌زند تا ماری را خوشحال کند. "تام" به عقب خم ميشه تا "مري" رو خوشحال کنه. >>fas<< Tell the others to hurry up. به دیگران بگو عجله کنند. به بقيه بگو عجله کنن >>fas<< Road traffic injuries are a major public health problem and a leading cause of death. صدمات ناشی از آمد وشد جاده ای یکی از مشکلات عمده ی سلامت عمومی است و منجر به مرگ ومیر می شود. آسیب‌های ترافیکی جاده‌ای یک مشکل اصلی بهداشت عمومی و علت اصلی مرگ است. >>fas<< I suggest that we go out on Friday. من پیشنهاد می کنم جمعه بیرون برویم. پيشنهاد ميکنم جمعه بريم بيرون >>fas<< How many animals do you think are in this zoo? فکر می کنی چند حیوان در این باغ وحش هست؟ فکر ميکني چند تا حيوون توي اين باغ وحش هستن؟ >>fas<< The Chavez family joined thousands of other farm workers who traveled around the state of California, to harvest crops for farm owners. خانواده‌ی چاوز به هزاران کارگر مزرعه‌ی دیگر پیوستند که در سرتاسر کالیفرنیا سفر می‌کردند تا محصول را برای مزرعه‌داران برداشت کنند. خانواده چاوز به هزاران کارگر مزرعه‌ای دیگر ملحق شدند که در سراسر ایالت کالیفرنیا سفر می‌کردند تا محصولات را برای صاحبان مزرعه درو کنند. >>fas<< The mountaineer set out for the summit. کوهنورد به طرف قله حرکت کرد. کوه‌دار به سمت قله حرکت کرد. >>fas<< Has your neck thickened during the previous year? گردنت در سال گذشته کلفت شده است؟ در طول سال گذشته گردنت سفت شده؟ >>fas<< I don't eat meat. من گوشت نمی‌خورم. من گوشت نميخورم >>fas<< My friend always jokes when I don't feel like it. دوست من همیشه وقتی که من حس و حالش رو ندارم شوخی میکنه. دوست من هميشه شوخي ميکنه وقتي خوشم نمياد >>fas<< Between you and me, he is rather stupid. بین خودمان بماند، او نسبتاً احمق است. بين من و تو اون خيلي احمقه >>fas<< Keep going straight. مستقیم برو. مستقيم برو. >>fas<< I like to travel. دوست دارم مسافرت کنم من دوست دارم سفر کنم >>fas<< Tom didn't answer Mary's question. تام به سؤال مری جواب نداد. "تام" جواب سوال "مري" رو نداد. >>fas<< I'll eat anything. من هر چیزی خواهم خورد. من هر چيزي ميخورم. >>fas<< You betrayed me. تو به من خیانت کردی. تو بهم خيانت کردي. >>fas<< As always, I could only hope the police wouldn't stop me. مثل همیشه تنها امیدم این بود که پلیس مرا متوقف نکند. مثل هميشه، فقط اميدوارم پليس جلوم رو نگيره. >>fas<< She lost her way and on top of that it began to rain. او راهش را گم کرد و علاوه بر این، باران نیز شروع به باریدن کرد. او راه خود را گم کرد و بالا تر از آن باران باران شروع شد. >>fas<< How far is it from here to Ueno? از اینجا تا یونو چقدر فاصله دارد؟ از اينجا تا اونو چقدر فاصله داره؟ >>fas<< Tom is the one who told me who to give it to. تام کسی است که به من گفت به کی بدهمش. تام کسی بود که بهم گفت به کی بدمش >>fas<< I tried that a couple of times. دو بار آن را امتحان کردم. چند بار امتحانش کردم >>fas<< The people are under pressure. مردم تحت فشار هستند. مردم تحت فشارن >>fas<< The house was in flames. خانه شعله ور شده بود. خونه آتيش گرفته بود. >>fas<< Tom found a hoard. تام یک گنجینه یافت. تام يه انبار پيدا کرد >>fas<< I'm good, how are you? من خوبم. تو خوبی؟ من خوبم، حالت چطوره؟ >>fas<< You have to strike the iron while it's hot. تا تنور داغ است نان را بچسبان. تا هوا گرمه بايد به آهن ضربه بزني >>fas<< If you are here, it means you care. اگر تو اینجا هستی، به این معناست که اهمیت می دهی. اگه تو اينجايي، معنيش اينه که برات مهمه. >>fas<< That material's going to shrink if it's washed. آن ماده اگر شسته شود، آب خواهد رفت. اون ماده اگه شسته بشه کم کم ميشه. >>fas<< Our project collapsed. پروژه ی ما زمین گیر شده است. پروژه ما خراب شد. >>fas<< From time to time, a proposal to pull down a much-loved old building to make room for a new block of flats, raises a storm of angry protest. در مقاطعی از زمان، درخواست تخریب یک ساختمان قدیمی محبوب به منظور ساختن یک بلوک از خانه ها، طوفانی از خشم ومخالفت را برمی انگیزد. گاهي اوقات، يه پيشنهاد براي از بين بردن يه ساختمون قديمي که خيلي دوست داشتني بود... تا براي يه بلوک جديد از آپارتمان ها جا درست کنه... >>fas<< Thank you, from the bottom of my heart! از صمیم قلب متشکرم! ممنون، از ته قلبم! >>fas<< Our marriage is over. ازدواج ما به پایان رسیده است. ازدواجمون تموم شده. >>fas<< Tom couldn't imagine himself shooting anyone. تام نمی توانست خود را در حال شلیک به کسی تصوّر کند. تام نميتونست تصور کنه که به کسي شليک کنه >>fas<< You're missing too many of the details. تو خیلی از جزئیات را در نظر نگرفتی. تو خيلي از جزئيات رو از دست دادي >>fas<< Mary is wary of strangers. مری نسبت به غریبه ها محتاط است. "مري" از غريبه ها ميترسه. >>fas<< An eye for an eye only ends up making the whole world blind. چشم در مقابل چشم در نهایت فقط همه جهان را کور خواهد کرد. چشم در مقابل چشم فقط باعث کور شدن کل دنيا ميشه >>fas<< Man is the only animal that can laugh. انسان تنها حیوانی است که می تواند بخندد. انسان تنها حیوانیه که میتونه بخنده >>fas<< I had a tooth pulled out last week. هفته پیش یک دندان کشیدم. هفته پيش يه دندون کشيدم بيرون. >>fas<< Listen carefully. به دقت گوش کن. با دقت گوش کن. >>fas<< You shouldn't respect someone just because they're rich. فقط چون کسی پولداره نباید بهش احترام بگذارید. تو نبايد به کسي احترام بذاري چون اونا پولدارن >>fas<< Could you pass me the salt, please? می شود به من نمک را بدهی، لطفا؟ ميشه نمک رو بدي به من، لطفاً؟ >>fas<< I see. فهمیدم متوجه ام. >>fas<< The children were swimming naked. بچه ها لخت شنا می کنند. بچه ها لخت شنا ميکردن >>fas<< Armin broke the window. آرمین پنجره را شکست. آرمین پنجره رو شکست >>fas<< Let me take you home. بذار برسونمت خونه بذار ببرمت خونه. >>fas<< I have always wanted to become a teacher, but it didn't happen. من همیشه دوست داشتم معلم شوم، ولی این اتفاق نیفتاد. من هميشه ميخواستم معلم بشم اما اين اتفاق نيفتاد >>fas<< I've got no time to sit and talk. وقت ندارم بشینم و حرف بزنم. وقت ندارم بشينم و حرف بزنم >>fas<< A blank check? You only see those in movies. یک چک سفید‌امضا؟ چنین چیزی را فقط توی فیلم‌ها می‌توانی ببینی. فقط اونا رو توي فيلم ها مي بيني >>fas<< I regaled the devil; he gave me a fable. من شیطان را خرسند کردم، او به من اسطوره داد. من شيطان رو تاجگذاري کردم، اون بهم يه فرصت داد. >>fas<< He has married his daughter to a young lawyer. او دخترش را به نکاح یک وکیل جوان درآورد. اون با دخترش با يه وکيل جوان ازدواج کرده >>fas<< A thing of beauty is a joy forever. یکی از ویژگی های زیبایی خرسندیِ همیشگی است. يه چيز زيبا براي هميشه لذت بخشه. >>fas<< A man lives not only his personal life, as an individual, but also, consciously or unconsciously, the life of his epoch and his contemporaries. انسان فقط زندگی خصوصی خود را، به عنوان یک فرد، ندارد، بلکه همچنین، آگاه یا ناآگاه زندگی عصر و هم عصران خود را نیز دارد. انسان نه تنها زندگی شخصی خود را به عنوان یک فرد ، بلکه به طور آگاهانه یا ناخودآگاه ، زندگی گوسفند و هم‌عصرانش ، زندگی می‌کند . >>fas<< I was feeling blue all day. تمام روز احساس افسردگی می‌کردم. تمام روز احساس آبي بودن ميکردم >>fas<< John and Beth are the same age. جان و بت هم سن هستند. "جان" و "بث" هم سن و سالن. >>fas<< To avoid criticism do nothing, say nothing, be nothing. برای اجتناب از انتقاد، کاری نکن، حرفی نزن، چیزی نباش. براي جلوگيري از انتقاد، هيچي نگو، هيچي نباش. >>fas<< I had to help with the housework. می‌بایست در کارهای خانه کمک کنم. مجبور بودم تو کار خونه کمک کنم >>fas<< I have one final advice for you. من یک توصیهٔ آخر برای تو دارم. من يه نصيحت نهايي برات دارم >>fas<< It seems we are in the same boat. به نظر می‌رسد ما در یک قایق هستیم. به نظر مياد ما توي يه قايق هستيم >>fas<< My racial composition is just a camouflage. ترکیب نژادی ام تنها یک استتار است. ترکيب نژادي من فقط يه استتار ـه >>fas<< Sorry for the dumb question. بخاظر سوال احمقانه ببخشید. بابت سوال احمقانه متاسفم. >>fas<< I almost never eat game meat. من تقریبا هرگز گوشت شکار نمی خورم. من تقريبا هيچ وقت گوشت بازي نمي خورم >>fas<< There's a lot of trash on the far bank of the river. لبه دیگه رودخونه پر از آشغاله. يه عالمه آشغال تو ساحل رودخونه هست. >>fas<< Do you think they might be dangerous? شما فکر می کنید که آنها ممکن است خطرناک باشند؟ فکر ميکني ممکنه خطرناک باشن؟ >>fas<< Her hair and the way she holds her head remind me of Maria. موهاش و طریقه نگه داشتن سرش من رو به یاد ماریا میندازه. موهاش و جوري که سرش رو نگه ميداره منو ياد ماريا ميندازه >>fas<< If you want my help, you'll have to ask for it. اگر کمک نیاز داری باید از من بخوای اگه کمک منو ميخواي، بايد ازش درخواست کني. >>fas<< He has no close friends to talk with. او دوست نزدیکی برای گفتگو نداشت. اون هيچ دوستي نداره که باهاش حرف بزنه. >>fas<< Flour is made from wheat. آرد از گندم به دست می آید. فلوور از گندم ساخته شده >>fas<< He drives without licence. او بدون گواهینامه رانندگی می‌کند. اون بدون گواهينامه رانندگي ميکنه. >>fas<< He narrowly escaped being killed. او با احتیاط از کشته شدن رهایی یافت. اون خيلي کم از کشته شدن فرار کرد >>fas<< Perhaps you are right. احتمالا حق با شماست. شايد حق با تو باشه >>fas<< Mrs. Thompson wants to conceal the fact that she is a millionaire. خانم تامپسون می خواست این حقیقت را که میلیونر هست، پنهان کند. خانم "تامپسون" ميخواد اين حقيقت رو مخفي کنه که اون يه ميليونره. >>fas<< For the lack of something better to do, Tom started cleaning his room. تام به خاطر نداشتن کاری بهتر برای انجام دادن، شروع به تمیز کردن اتاقش کرد. "تام" به خاطر نداشتن يه کار بهتر شروع کرد به تميز کردن اتاقش. >>fas<< Not knowing what to do, I called her. بدون اینکه بدانم چه می کنم، به او زنگ زدم. نمي دونستم چيکار کنم، بهش زنگ زدم. >>fas<< Sysko works like an ant. سیسکو مانند مورچه ها کار می کند. "سيسکو" مثل يه مورچه کار ميکنه. >>fas<< Is everybody ready? آیا همه آماده‌اند؟ همه آماده ان؟ >>fas<< I once wanted to be an astrophysicist. می خواستم یک اخترفیزیک دان باشم. من يه بار مي خواستم يه ستاره شناس بشم. >>fas<< If the budget gets exceeded then we will need to kick in a couple of dollars. اگه هزینه ش بیشتر از بودجه بشه اون موقع باید خودمون اضافی ش رو بدیم. اگه بودجه بيشتر بشه ما بايد چند دلار پول در بياريم >>fas<< Do you think that my way of teaching is wrong? آیا فکر میکنی که روش درس دادن من اشتباه است؟ فکر ميکني روش آموزش من اشتباهه؟ >>fas<< Most people think I'm crazy. اغلب مردم فکر میکنند من دیوانه ام. بيشتر مردم فکر ميکنن من ديوونه ام >>fas<< I know you're going to say no. میدونم میگی نه. مي دونم که مي خواي بگي نه. >>fas<< There are very few shops and the cinema is awful. مغازه های کمی وجود دارد و سینما افتضاح است. مغازه های خیلی کمی وجود دارد و سینما وحشتناک است. >>fas<< Please come home sometimes. لطفا گاهی خانه ما بیا. لطفا بعضي وقت ها بيا خونه >>fas<< I'm watching television. من تلویزیون می‌بینم. دارم تلويزيون نگاه ميکنم. >>fas<< He is twice as old as me. اون دوبرابر سن من رو داره. اون دو برابر من سن داره >>fas<< Tom told me that he was very busy. تام به من گفت که سرش خیلی شلوغ است. تام بهم گفت که سرش خيلي شلوغه >>fas<< The translation of this sentence is a bad translation. ترجمهٔ این جمله ترجمهٔ بدی است. ترجمهٔ این جمله ترجمهٔ بدی است . >>fas<< Where's the president? رئیس جمهور کجاست؟ رئيس جمهور کجاست؟ >>fas<< I telephoned her at once. من بی درنگ به او تلفن کردم. فوراً بهش زنگ زدم. >>fas<< Some people keep rare animals as pets. برخی افراد، حیوانات کمیاب را بعنوان حیوان خانگی نگه می دارند. بعضی‌ها حیوون‌های کمیاب رو به عنوان حیوون خانگی نگه می‌دارن >>fas<< Sometimes machines can make an unconscious person breathe for years. برخی از ماشین ها برای سالها می توانند برای فرد بیهوش نفس مهیا کنند. بعضي وقت‌ها ماشين‌ها مي‌تونن باعث بشن يه آدم بيهوش سال‌ها نفس بکشه >>fas<< The water was dead around us. آبهای اطرف ما، راکد بود. آب اطرافمون مُرده بود >>fas<< My mother never punished me. مامان هیچ وقت منو تنبیه نکرد. مادرم هيچوقت منو تنبيه نکرد. >>fas<< Arabic is read from right to left. عربی از راست به چپ خوانده می شود. عربی از راست به چپ خوانده می‌شود. >>fas<< Please let me go. لطفا به من اجازه بده بروم. خواهش مي کنم بذار برم. >>fas<< Do you want a drink? آیا نوشیدنی می خواهی؟ نوشيدني ميخواي؟ >>fas<< Anyone may use this dictionary. هرکسی می تواند از این دیکشنری استفاده کند. هر کسي ممکنه از اين لغت نامه استفاده کنه >>fas<< I don't need anything. هیچی لازم ندارم. من به چيزي احتياج ندارم. >>fas<< Hasn't anyone seen Tom? کسی تام را ندیده است؟ کسي تام رو نديده؟ >>fas<< I am an office worker. من عضو هستم. من کارمند دفتري هستم. >>fas<< I would've never done what Tom did. من هیچ وقت کاری که تام کرد رو نمی کردم. من هیچوقت کاری که تام کرد رو انجام نمیدادم >>fas<< Tom doesn't like working the graveyard shift. تام دوست ندارد در شیفت شب کار کند. "تام" دوست نداره روي شيفت قبرستون کار کنه. >>fas<< I showered before breakfast. قبل از صبحانه دوش گرفتم. قبل از صبحانه دوش گرفتم >>fas<< A promise made is a debt unpaid. یک قول داده شده یک دِین اداء نشده است. قولي که داده شده يه بدهي بدون پرداخته. >>fas<< You aren't really going to drive Tom's car, are you? تو که واقعا نمی خواهی ماشین تام را برانی، می خواهی؟ تو که نميخواي ماشين تام رو بروني، مگه نه؟ >>fas<< He pretended not to hear me. او وانمود کرد که مرا نمی شنود. اون وانمود کرد که صداي منو نميشنوه >>fas<< She should fill out her marital status in the questionnaire. He should fill out his marital status in the questionnaire. اون بايد وضعيت ازدواجش رو در سوالنامه پر کنه >>fas<< Those who love too much, hate in like extreme. هر کس بیشتر عشق می‌ورزد، قابلیت تنفر ورزیدن بیشتر دارد. اونايي که خيلي دوست دارن، خيلي نفرت دارن. >>fas<< That's the fastest train in the world. آن سریع ترین قطار دنیاست اين سريعترين قطار دنياست >>fas<< The most beautiful flowers have the sharpest thorns. زیباترین گلها تیزترین خارها را دارند. زيباترين گل ها تيزترين خارها رو دارن >>fas<< Every even number is the sum of two primes. هر عدد زوج مجموع دو عدد اولیه است. هر عدد، مجموع دو عدد اول است. >>fas<< This is a mere figment of your imagination. این صرفاً ساختهٔ خیالت است. اين فقط يه تصور از تصوراتته. >>fas<< Drive slowly. به آرامی رانندگی کن. آروم رانندگي کن. >>fas<< I asked him about his new book. من راجع به کتاب جدیدش سوال کردم. در مورد کتاب جديدش ازش پرسيدم >>fas<< Didn't I tell you that you needed to get there early? بهت نگفتم باید زود اون جا می‌رسیدی؟ بهت نگفتم که باید زودتر برسی اونجا؟ >>fas<< Not all Americans shared Wilson's opinion. همه آمریکایی ها عقیده ویلسون رو قبول نداشتند. همه آمریکایی ها نظر ویلسون رو به اشتراک نمیذاشتن >>fas<< The weather is so hot. هوا بسیار گرم است. هوا خيلي گرمه. >>fas<< It's my book. این کتاب من است. اين کتاب منه. >>fas<< I love strawberries. عاشق توت‌فرنگی‌ام. من توت فرنگي رو دوست دارم >>fas<< I'm sorry. من متاسفم. متاسفم. >>fas<< There's a small possibility that Tom will be arrested. احتمال کوچکی وجود دارد که تام دستگیر شود. احتمال کمي وجود داره که "تام" دستگير بشه. >>fas<< May I direct your attention to this? مي‌تونم توجهتان را به اين معطوف کنم؟ ميشه توجهتون رو به اين جلب کنم؟ >>fas<< Sorry, I'm not interested. ببخشید، دوست ندارم. ببخشيد، علاقه اي ندارم. >>fas<< Subscribe to our YouTube channel. در کانال یوتیوب ما ثبت نام کنید. با کانال یوتوب ما همکاری کن >>fas<< Is the water hot enough to make the tea? آیا برای تهیه چای، آب به اندازه کافی داغ است؟ آب به اندازه کافي گرمه که چاي درست کنه؟ >>fas<< Where are we now? ما اکنون کجا هستیم؟ الان کجاييم؟ >>fas<< Welcome to our home. به خانۀ ما خوش آمدید. به خونه ما خوش اومدي. >>fas<< Tom didn't have the guts to shoot Mary. تام جرئتش را نداشت به ماری شلیک کند. "تام" جرات شليک کردن به "مري" رو نداشت. >>fas<< Tom doesn't need to worry about Mary. نباید که تام نگران ماری باشد. "تام" لازم نيست نگران "مري" باشه. >>fas<< I am not an artist. I never had the knack for it. من هنرمند نیستم. هیچ وقت ذوق اش را نداشتم. من يه هنرمند نيستم من هيچ وقت استعداد اين کار رو نداشتم >>fas<< Go choke! خفه شو! برو خفه شو! >>fas<< An accident often comes of carelessness. یک تصادف معمولا نتیجه ی بی دقتی است. اغلب یک حادثه بی‌توجهی رخ می‌دهد . >>fas<< Do you think Tom will like the concert? فکر می کنی تام کنسرت را دوست خواهد داشت؟ فکر ميکني تام از کنسرت خوشش مياد؟ >>fas<< The best defense is a good offense. حمله بهترین دفاع است. بهترين دفاع يه جرم خوبه. >>fas<< It's too far to walk to the station, so let's take a bus. پیاده روی تا ایستگاه طولانی است پس بیا سوار اتوبوس شویم. راه رفتن به ايستگاه خيلي دوره، پس بريم سوار اتوبوس بشيم. >>fas<< We must get there before him. باید قبل از او برسیم آن جا. بايد قبل از اون بريم اونجا. >>fas<< He seems to have been a great athlete. او وانمود می کند که ورزشکاری بزرگ بوده است. به نظر میاد ورزشکار خوبی بوده >>fas<< The police were hoping that Tom could shed some light on the incident. پلیس امیدوار بود تام بتواند قضیه را قدری روشن کند. پليس اميدوار بود که "تام" بتونه اين حادثه رو روشن کنه. >>fas<< It rained five days in a row. پنج روز پشت سر هم باران بارید. پنج روز پشت سر هم بارون اومد >>fas<< Their hands were cold. دستانشان سرد بود. دستاشون سرد بود. >>fas<< I like English and Farsi very much. من دوست دارم به زبان انگلیسی و فارسی بسیار است. من انگليسي و فارسي رو خيلي دوست دارم >>fas<< We were very sleepy the next morning. ما صبح روز بعد خیلی خواب آلود بودیم. صبح روز بعد خيلي خواب آلود بوديم >>fas<< Hurry up, or you will be late. عجله کن، وگرنه دیر خواهی کرد. عجله کن وگرنه ديرت ميشه >>fas<< Nothing happens unless it is preceded by a dream. هیچ چیز اتفاق نمی‌افتد مگر اول یک رؤیا. هيچ اتفاقي نمي افته مگر اينکه يه رويا پيش بيني بشه >>fas<< Actions speak louder than words. عمل پرصداتر از سخن است. اَعمال از کلمات بلندتر صحبت می‌کنند . >>fas<< Precisely! دقیقاً! دقيقاً! >>fas<< They stared at her swimming suit in amazement. آنها با حیرت به لباس شنای او خیره شدند. اونا با شگفتي به لباس شناش خيره شدن >>fas<< What are you talking about? درباره چه حرف می زنید؟ در مورد چي حرف ميزني؟ >>fas<< My my! Don't you look handsome! به به! چه خوشکل شدی! خداي من، خوش تيپ نباش! >>fas<< I read a book of adventure stories. من کتابی در مورد داستانهای ماجراجویانه خواندم. من يه کتاب از داستان هاي ماجراجويي خوندم >>fas<< Cut the salmon into small pieces. ماهی سالمون را به قطعات کوچک ببر. ماهي دريايي رو تيکه تيکه کن. >>fas<< They eat healthy foods. آنها غذاهای سالم می خورند. اونا غذاي سالم ميخورن >>fas<< It is the students' duty to clean their classrooms. این وظیفه دانش آموزان است که کلاسهایشان را تمیز کنند. این وظیفه دانش آموزان است که کلاس هایشان را تمیز کنند. >>fas<< I'd rather go swimming. من بیش از اندازه شنا را دوست دارم. ترجيح ميدم برم شنا کنم. >>fas<< She'll succeed for sure. او قطعاً موفق خواهد شد. مطمئناً موفق ميشه. >>fas<< Is it a recent picture? آیا این تصویر جدید است؟ اين يه عکس جديده؟ >>fas<< There really was an Alice, but Wonderland is a figment of the imagination. آلیس واقعی بود، اما سرزمین عجایب ساختهٔ خیال بود. واقعاً يه آليس وجود داشت، ولي سرزمين عجايب تصوري از تصوراته. >>fas<< You're welcome. قابلی نداره. خواهش مي کنم. >>fas<< Attack! حمله! حمله! >>fas<< I won't put up with this. من نمیتوانم با این موضوع کنار بیایم. من اينو تحمل نمي کنم. >>fas<< Good. No absentees. خوب است. غایب نداریم. خوبه، غيبتي در کار نيست. >>fas<< I haven't eaten for two days. دو روز است که غذا نخورده ام. دو روزه که غذا نخوردم. >>fas<< I can't cut my nails and do the ironing at the same time! من قادر نیستم همزمان ناخن هایم را کوتاه کنم و اتو بزنم! نمي‌تونم ناخن‌هام رو ببرم و همزمان اتو کنم! >>fas<< He pushed his nose against the window. او بینی‌اش را روی پنجره فشار داد. دماغش رو به سمت پنجره هل داد. >>fas<< Don't be sad because it's over. Be happy because it happened. غمگین نباش که تمام شد. شادمان باش که رخ داد. ناراحت نباش چون تموم شده خوشحال باش چون اتفاق افتاده >>fas<< That is the exactly the same idea as I have. دقیقاً همان ایده ای است که من دارم. اين دقيقاً همون ايده ايه که من دارم. >>fas<< The soup is not cool. سوپ سرد نیست. سوپ اصلاً باحال نيست. >>fas<< Next week, my nephews will come to spend a few days at home. هفته دیگه، پسر خواهرم (یا برادرم) چند روز میاد خونه. هفته‌ي ديگه، برادرزاده‌هام ميان تا چند روز رو توي خونه‌شون بگذرونن. >>fas<< "Tom got a new job." "What kind of job?" "تام کار جدیدی دارد." - "چه نوعی کار؟" تام" يه شغل جديد پيدا کرده" "چه جور شغلي؟ >>fas<< They can produce those goods/merchandise for much cheaper. آنها می توانند آن کالاها را خیلی ارزان تر تولید کنند. آنها می توانند این کالاها را به قیمت بسیار ارزانتر تولید کنند. >>fas<< The speed limit was 60 mph. حد مجاز سرعت 60 مایل بر ساعت بود. سرعت سرعتش 60 مايل بود >>fas<< You have more energy than me. شما انرژی بیشتری از من دارید. تو بيشتر از من انرژي داري >>fas<< The storm raged in all its fury. طوفان با خشم تمام غوغا کرد. طوفان در تمام خشمش شعله ور شد >>fas<< How long have you been busy? در طول چه مدتی مشغول بودید؟ چند وقته سرت شلوغه؟ >>fas<< The recession caused many businesses to close. رکود باعث بسته شدن خیلی از تجارت ها شد. بحران اقتصادی باعث شد که بسیاری از کسب‌وکارها بسته شوند. >>fas<< The picnic was canceled due to rain. به خاطر باران، پیک نیک کنسل شد. پيک نيک به خاطر بارون کنسل شد >>fas<< Bricks can't be made without straw. خشت نمی‌تواند بدون کاس ساخته شود. ‫بریک بدون نی نمی‌تونه درست بشه >>fas<< You must be careful in crossing the street. شما باید در تقاطع این خیابان مراقب باشید. تو بايد مراقب باشي که از خيابون رد بشي >>fas<< I do believe in ghosts. من به ارواح اعتقاد دارم. من به ارواح اعتقاد دارم >>fas<< It's super easy! فوق‌العاده آسان است. خيلي آسونه! >>fas<< You're driving too fast. شما زیاد تند می‌رانید. خيلي سريع داري رانندگي مي کني. >>fas<< I like to eat Greek food. من غذای یونانی دوست دارم. من دوست دارم غذاي يوناني بخورم >>fas<< When did you interrupt your summer vacation? متى قطعت اجازتك الصيفيه؟ کي تعطيلات تابستونت رو قطع کردي؟ >>fas<< I bathe daily. روزانه حمام می کنم. من هر روز حموم مي کنم. >>fas<< The judge condemned him to death. قاضی او را به اعدام محکوم کرد. قاضي اونو محکوم به مرگ کرد >>fas<< It's a sunny day. امروز روزی آفتابی است. امروز يه روز آفتابيه >>fas<< Do you love your mother? آیا مادرت را دوست داری؟ مادرت رو دوست داري؟ >>fas<< He's sleeping like a baby. خوابه خوابه. مثل يه بچه خوابيده. >>fas<< I am going to miss you. دلم برات تنگ میشه. دلم برات تنگ ميشه >>fas<< He died and his soul went to hell. او مرد و روحش به جهنم رفت. اون مرد و روحش به جهنم رفت >>fas<< I think you'll like it too. فکر کنم تو هم خوشت بیاد فکر کنم تو هم خوشت بياد >>fas<< How are you? حال شما چطوره؟ حالت چطوره؟ >>fas<< Jane made an angry gesture. جین قیافه عصبانی به خودش گرفت. جین یه حرکت عصبانی کرد >>fas<< A fool and his money are easily parted. احمق و پولش به راحتی از هم جداشدنی هستن. يه احمق و پولش به راحتي از هم جدا ميشن >>fas<< Try as you may, you will never get him to agree. سعی خودت رو بکن ولی به هیچ وجه نمی تونی کاری کنی قبول کنه تا اونجايي که مي توني سعي کن، هيچوقت نمي توني راضيش کني. >>fas<< Why do I have to talk to Tom? چرا من مجبورم که با تام صحبت کنم؟ چرا بايد با تام حرف بزنم؟ >>fas<< Shut up! خفه شو! خفه شو! >>fas<< I thought you'd want to know. فکر کردم می خواستی بدانی. فکر کردم ميخواي بدوني. >>fas<< Mary is not poor. On the contrary, she is quite rich. ماری ندار نیست.اتفاقا او کمی پولدار است. مریم فقیر نیست ، برعکس ، او بسیار ثروتمند است . >>fas<< Fadil killed Layla in cold blood. فاضل لیلا را با خونسردی کشت. فايدل با خون سرد ليلا رو کشت >>fas<< He played piano by ear. او از راه شنیدن پیانو می‌نواخت. اون با گوش پيانو ميزد >>fas<< I need a lot more protein than a sedentary person. من بیش از یک فرد کم تحرک به پروتئین نیاز دارم. من به پروتئين بيشتري نسبت به يه آدم بروني نياز دارم >>fas<< This is their house. این خانه آنهاست. اينجا خونه اوناست. >>fas<< You will be able to read this book next year. تو قادر خواهی بود که این کتاب را در سال آینده بخوانی. سال ديگه ميتوني اين کتاب رو بخوني >>fas<< We are a peace-loving nation. ما ملت صلح دوستی هستیم. ما يه ملت صلح آميز هستيم. >>fas<< It happens. پیش می‌آید. اتفاق مي افته. >>fas<< Children grow up astonishingly quickly. بچه‌ها به طرز شگفت‌آوری سریع بزرگ می‌شوند. بچه ها خيلي زود بزرگ ميشن >>fas<< Being with you makes me feel happy. با تو بودن مرا خوشحال می کند. بودن با تو باعث ميشه احساس خوشحالي کنم >>fas<< Tom didn't seem inclined to elaborate and I didn't really want to know all the details anyway. تام علاقه مند به نظر نمی رسید و به هر حال من نمی خواستم واقعا جزئیات را بدانم. تام علاقه‌اي به توضيح دادن نداشت و من واقعاً نمي‌خواستم تمام جزئيات رو بدونم >>fas<< A word is enough to a wise man. عاقل را اشاره کافیست. يه کلمه براي يه مرد عاقل کافيه. >>fas<< To hurt a friend is to do what the enemy wants. دل دوستان آزردن، مراد دشمنان برآوردن است. صدمه زدن به يه دوست اينه که کاري که دشمن ميخواد رو انجام بده. >>fas<< Quite a few people were present at the meeting yesterday. تعداد نسبتًاً اندکی از مردم در جلسه دیروز حاضر بودند. چند نفر ديروز تو جلسه حضور داشتن >>fas<< Let's take a 10 minute break. ده دقیقه استراحت می کنیم. بيا يه استراحت 10 دقيقه اي بکنيم. >>fas<< How long did you stay? چه مدت ماندی؟ چند وقت اينجا موندي؟ >>fas<< He did not know where to go. او نمی دانست کجا برود. او نمی‌دانست که کجا باید برود . >>fas<< If he calls, tell him I will get in touch with him later. اگر او زنگ زد به او بگو که بعدا با او تماس می گیرم. اگه زنگ زد بهش بگو بعدا باهاش تماس ميگيرم >>fas<< A living dog is better than a dead lion. یک سگ زنده بهتر از یک شیر مرده است. يه سگ زنده بهتر از يه شير مرده ست >>fas<< Plagiarism is a serious transgression of academic ethics. تقلب یک تخطی جدی از اخلاقیات دانشگاهی است. نیجاریسم یک تجاوز جدی از اخلاق دانشگاهی است. >>fas<< All the laurels belong to him. تمام افتخار اش به او تعلق دارد. تمام لورل‌ها به اون تعلق دارن >>fas<< Our grandchildren will be thrilled. نوه هایمان خیلی خوشحال خواهند شد. نوه هامون هيجان زده ميشن. >>fas<< Mary tried to mollify Tom by singing him a lullaby. مری تلاش کرد با خواندن یک لالایی تام را تسکین دهد. "مري" سعي کرد "تام" رو با خوندن لالايي آروم کنه. >>fas<< How long have I been unconscious? چه مدت من بیهوش بوده ام؟ چند وقته بیهوشم؟ >>fas<< The human race has one really effective weapon and that is laughter. نژاد انسانی یک سلاح واقعاً موثر دارد و آن خنده است. نژاد انسان یک سلاح بسیار موثر دارد و این خنده است. >>fas<< Who'll cook? چه کسی آشپزی می‌کند؟ کي آشپزي ميکنه؟ >>fas<< In the morning, heavy snow fell, and then it melted. صبح برف سنگینی آمد و سپس آب شد. صبح، برف سنگين سقوط کرد، و بعد ذوب شد. >>fas<< Her success made her the target of jealousy. موفقیتش او را آماج حسادت کرد. موفقیت وی او را هدف حسادت قرار داد . >>fas<< I can't tell her now. It's not that simple anymore. آلان نمیتوانم به اش بگویم. ماجرا دیگر به آن سادگی نیست. الان نميتونم بهش بگم ديگه به اين سادگي ها نيست >>fas<< Prudence is never too much. آدم از احتیاط زیاد به ندرت ضرر می‌کند. "پرودنس" هيچوقت زياد نيست. >>fas<< I want to drink some tea or coffee. می خواهم کمی چای یا قهوه بنوشم. ميخوام يه کم چاي يا قهوه بخورم. >>fas<< I like candlelight. من نور شمع را دوست دارم. من از نور شمع خوشم مياد >>fas<< You will understand it as time passes. تو با گذشت زمان این را خواهی فهمید. وقتي زمان بگذره متوجه ميشي. >>fas<< Show a clever person a mistake and they will thank you. Show a stupid person a mistake and they will insult you. به یک فرد زیرک اشتباهی را متذکر شوید، او از شما تشکر می‌کند. به یک فرد کودن اشتباهی را متذکر شوید، او به شما توهین می‌کند. به يه آدم باهوش يه اشتباه نشون بده و اونا ازت تشکر ميکنن به يه آدم احمق يه اشتباه نشون بده و اونا بهت توهين ميکنن >>fas<< It would take forever for me to explain everything. اگر بخواهم همه اش را توضیح دهم تا ابد طول خواهد کشید. براي من تا ابد طول ميکشه تا همه چيز رو توضيح بدم >>fas<< Murder will out. آسمان پشت ابر نمی‌ماند. قتل تموم ميشه. >>fas<< Money talks. همه چیز پول است. پول حرف ميزنه. >>fas<< Someone is obviously telling a lie. یکی آشکارا دروغ می گوید. معلومه که يه نفر داره دروغ ميگه. >>fas<< What you spend time doing in your childhood affects the rest of your life. آنچه تو در دوران کودکی وقت خود را صرف آن می کنی، بر بقیه زندگیت تاثیر دارد. کاري که تو دوران بچگيت انجام ميدي روي بقيه عمرت تاثير ميذاره >>fas<< Will a day come when we see them overthrown? آیا روزی خواهد شد تا سقوطشان را ببینیم؟ آيا آن روز كه آنها را هلاك مى‌كنيم [باز هم ايمان نمى‌آورند] >>fas<< You won’t mollify him with that explanation. شما او را با آن توضیح آرام نمی‌کنید. با این توضیح نمی‌توانید او را تسلّی دهید . >>fas<< The car was stolen. ماشین سرقت شد. ماشين دزديده شده. >>fas<< The snow was knee deep. برف/آب تا زانو بود. برف در عمق زانو بود. >>fas<< Looks like you didn't study much for the test. به نظر می رسد زیاد برای امتحان مطالعه نکردی. به نظر مياد زياد براي آزمايش درس نميخوندي >>fas<< The police thought the victim was Tom, but they were unable to identify the body. پلیس گمان می کرد قربانی تام است، اما آنها نتوانستند جسد را شناسایی کنند. پليس فکر ميکرد که قرباني "تام"ـه، ولي نتونستن جسد رو شناسايي کنن. >>fas<< Any teacher that can be replaced by a machine should be. معلمی که بتواند توسط ماشین جایگزین شود، باید بشود. هر معلمي که بتونه با يه ماشين جايگزين بشه بايد باشه >>fas<< His criticism was completely out of place. انتقادش کاملاً نابجا بود. انتقاداتش کاملاً تموم شده بود. >>fas<< I work for a travel agency. من در آژانس مسافرتی کار می کنم. من براي يه آژانس مسافرتي کار ميکنم >>fas<< Make your room tidy. اتاقت را مرتب کن. اتاقت رو مرتب کن >>fas<< Do not judge so that you will not be judged. قضاوت نکن تا قضاوت نشوی. پس هرگز در این (کار) داوری مکنید، که (خود و دیگران را) بی‌چون داوری نمی‌کنید. >>fas<< It's your terrible arrogance that makes you totally unbearable. تکبّر وحشتناکت هست که کاملاً غیر‌قابل‌تحمّلت می‌کند. اين غرور وحشتناک توئه که تو رو کاملا غير قابل تحمل ميکنه >>fas<< The freight train was held up about half an hour because of a dense fog. قطار برای نیم ساعت به علت مه غلیظ توقف کرد. قطار حمل و نقل حدود نیم ساعت به دلیل مه متراکم نگه داشته شد. >>fas<< It matters not how long we live, but how. مهم نیست که چه مدت زندگی می کنیم بلکه چگونه زندگی می کنیم. مهم نيست که چقدر زندگي ميکنيم، اما چطور. >>fas<< Mary shielded her eyes from the sun. مری صورت اش را از آفتاب پوشاند. "مري" چشماش رو از خورشيد محافظت کرد. >>fas<< Man is a rational animal. انسان یک حیوان عاقل است. انسان یک حیوان منطقی است. >>fas<< When you doubt, abstain. هنگامی که شک دارید، امتناع کنید. و هنگامی که شک می‌کنی، (از خود) روی‌گردان شو. >>fas<< Follow me. پشت سر من بیا. دنبالم بيا. >>fas<< Birds sing. پرندگان آواز می‌خوانند. پرنده ها آواز مي خونن. >>fas<< I think a movie is more entertaining than any book. من فکر می کنم که یک فیلم بیشتر از یک کتاب سرگرم کننده است. فکر کنم يه فيلم از هر کتابي سرگرم کننده تره >>fas<< This fish is not edible. این ماهی خوراکی نیست. اين ماهي خوردني نيست. >>fas<< He was on the roof with his electric guitar. او بالا پشت بام بود با گیتار برقی اش. اون روي پشت بوم با گيتار الکتريکيش بود >>fas<< I didn't know she was that old. من نمیدونستم او اینقدر پیر است. نميدونستم اينقدر پيره. >>fas<< Give it to whoever wants it. به هر کسی که خواستش آن را بده. بدش به هر کسي که مي خواد. >>fas<< Love and hate are opposite emotions. عشق و نفرت احساسات متضاد هستند. محبت و نفرت احساسات مخالف هستند . >>fas<< She is our neighbor. او همسایه ما است. اون همسايه ماست. >>fas<< Now Mennad knows. اکنون مناد می‌داند. حالا "ميند" ميدونه. >>fas<< We are not born for ourselves. ما برای خودمان به دنیا نیامده ایم. ما براي خودمون متولد نشديم >>fas<< When spring arrives, I am going to take up a new sport. وقتی بهار آمد، قصد دارم ورزش جدیدی را شروع کنم. وقتي بهار برسه، من يه ورزش جديد انجام ميدم. >>fas<< When does your summer vacation start? تعطیلاتِ تابستانیت کِی شروع میشه؟ تعطيلات تابستونت کي شروع ميشه؟ >>fas<< The army quelled the rebellion. ارتش شورش را سرکوب کرد. ارتش شورش رو سرکوب کرد >>fas<< If you wanna survive in this prison, you'll have to be a badass. اگر می‌خواهید از این زندان جان سالم به در برید، باید پوست کلفت باشید. اگه ميخواي توي اين زندان زنده بموني، بايد يه کله شق باشي. >>fas<< We have used our ration of coal for the week. ما جیرهٔ زغال سنگ هفتگی خود را مصرف کردیم. ما براي يه هفته از زغال سنگمون استفاده کرديم. >>fas<< They are foolish. آن ها احمق اند. اونا احمقن. >>fas<< First the immigrants, next you. Our solidarity - is the answer to social cannibalism. نخست مهاجرین، سپس شما. اتحاد ما پاسخی است به همنوع خواری اجتماعی. اول مهاجرها، بعدي شما، متحدين ما جواب آدمخواري اجتماعيه >>fas<< It is hard for me to put my thoughts into words. برای من سخت است که افکارم را بنویسم. برام سخته که افکارم رو در کلمات قرار بدم >>fas<< Tom was worried about his friend's recent illness. تام نگران بیماری اخیر دوست اش بود. تام نگران بيماري اخير دوستش بود >>fas<< We were born to die. ما زاده شدیم تا بمیریم. ما متولد شديم تا بميريم >>fas<< He never counts on my help. او هیچ وقت روی کمک من حساب نکرد. اون هيچ وقت روي کمک من حساب نمي کنه. >>fas<< His kindness touched my heart. تحت تاثیر لطفش قرار گرفتم. مهربانی او مرا تحت تأثیر قرار داد . >>fas<< He is very sick. او به شدت بیمار است. اون خيلي مريضه >>fas<< Gasoline is sold by the liter. گازوئیل بصورت لیتری فروخته می شود. گازولین توسط فلاتر فروخته می‌شود. >>fas<< A burnt child dreads fire. مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد. يه بچه‌ي سوخته از آتش مي‌ترسه >>fas<< They are both of one species. آنها هر دو از یک گونه ی جانوری هستند. هر دو از یک گونه هستند. >>fas<< We must find it. باید پیدایش کنیم. بايد پيداش کنيم. >>fas<< I don't want meat. من گوشت نمی خواهم. من گوشت نميخوام. >>fas<< Progress, man’s distinctive mark alone, Not God’s, and not the beasts’. پیشرفت، تنها نشان متمایز انسان است که نه خدا راست و نه شیاطین را. پیشرفت ، نشان منحصربه‌فرد انسان ، نه از طرف خدا ، نه از حیوانات . >>fas<< Tom doesn't like it when this kind of stuff happens. وقتی چنین اتفاقاتی می افند تام خوشحال نمی شود. تام از اين اتفاق خوشش نمياد >>fas<< Dick had a traffic accident. دیک یک حادثه‌ی رانندگی داشت. "ديک" تصادف کرده. >>fas<< He wants to go. او می خواهد برای رفتن. اون ميخواد بره. >>fas<< You broke the rule. شما قانون را شکستید تو قانون رو زير پا گذاشتي >>fas<< Everything here is mine. هر چیزی که اینجاست مال من است. همه چيز اينجا مال منه >>fas<< I will clean the kitchen later. آشپزخانه را بعداً تمیز خواهم کرد. بعداً آشپزخونه رو تميز ميکنم. >>fas<< It's rush hour at Tokyo station. الآن ساعت ازدحام و شلوغی در توکیو است. الان يه ساعت عجله تو ايستگاه توکيو هست >>fas<< We were talking that this guy I know walked by. داشتیم صحبت می کردیم که این یارو که می شناختمش رد شد. داشتیم در مورد این یارو حرف میزدیم که من میشناسمش >>fas<< You had better set off at once. باید خیلی سریع عمل می کردی بهتره همين الان بري. >>fas<< Tom doesn't know much about sailing, does he? تام که چندان راجع به دریا نوردی نمی داند. می داند؟ تام زياد از قايق سواري خبر نداره، داره؟ >>fas<< I'll be there in a while. برای مدت کوتاهی اینجا می مانم. تا يه مدت ديگه اونجام. >>fas<< Exceptions prove the rule. استثناها قاعده را توجیه می کنند. استثناها قانون رو ثابت مي کنن. >>fas<< Last but not least .... در آخر اما نه با اهمیت کمتر .... ...آخرين اما نه حداقل >>fas<< He comes from Genoa. او اهل جنوا است. اون از "جنوا" اومده. >>fas<< She drives me mad. او مرا دیوانه می کند. اون منو ديوونه مي کنه. >>fas<< A man who doesn't spend time with his family cannot be a real man. مردی که وقتی را با خانواده اش نگذراند، مرد واقعی نیست. مردي که با خانواده اش وقت نمي گذرونه نمي تونه يه مرد واقعي باشه >>fas<< I'm jealous that you have a good boss. از اینکه کارفرمای خوبی داری، به تو حسادت می کنم. من حسودم که تو رئيس خوبي داري >>fas<< I didn't betray you. من به تو خیانت نکردم. من بهت خیانت نکردم >>fas<< That isn't cool. جالب نیست. اصلاً باحال نيست. >>fas<< The linguist is quite familiar with the dialect. زبان‌شناس با این لهجه آشنایی کامل دارد. زبان‌شناس با گویش کاملاً آشنا است. >>fas<< Tom was counting the garden's flowers. تام گل‌های باغ را می‌شمرد. تام داشت گل هاي باغ رو مي شمرد >>fas<< You're welcome. خواهش میکنم خواهش مي کنم. >>fas<< The stopping distance for an average car travelling 80km/h is 53m. فاصله لازم برای توقف یک ماشین معمولی که با سرعت ۸۰ کیلومتر در ساعت حرکت می کند ۵۳ متر است. فاصله توقف خودرو به طور متوسط 80km/h 53 میلیمتر است. >>fas<< I saw a light in the distance. من از دور یک روشنایی دیدم. من يه نور از دور ديدم. >>fas<< My cat is such a baby, she follows me around wherever I go. گربه من مانند یک کودک است، هر جا می روم مرا دنبال می کند. گربه‌ي من خيلي بچه‌ست، هر جا ميرم دنبالم مياد. >>fas<< The chair is made of wood. صندلی از چوب درست شده است. صندلي از چوب ساخته شده >>fas<< Her house is very modern. خانه‌ی او خیلی مدرن است. خونه اون خيلي مدرنه >>fas<< Hello. سلام سلام >>fas<< Since that time we have not seen him. از آن موقع به بعد ما او را ندیدیم. از اون موقع تا حالا نديديمش >>fas<< The only one who enjoys a crowded subway car is a pickpocket. تنها کسی که از یک مترو پر ازدحام لذت می‌برد یک جیب‌بر است. تنها کسي که از يه ماشين متروي شلوغ لذت ميبره يه جيب بر هستش >>fas<< One can't visit Rome in one day. کسی نمی تونه رم رو یک روزه ببینه تو يه روز نميشه به روم سر زد >>fas<< Have you gone crazy? دیوانه شده ای؟ ديوونه شدي؟ >>fas<< I wanted to work this summer. من می خواهم این تابستان کار کنم. مي خواستم اين تابستون کار کنم. >>fas<< Americans who are over sixty-five make up 12.5% of the total population. آمریکاییانی که بیش از شصت و پنج سال سن دارند، 12.5٪ کل جمعیت را تشکیل می‌دهند. آمریکایی‌هایی که بیش از شصت و پنج سال سن دارند، ۱۲۵ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند. >>fas<< I can't tie my shoelaces. من نمی‌توانم بند کفشم را ببندم. نميتونم بند بند بند کفشم رو ببندم. >>fas<< Tom decided to take matters into his own hands. تام تصمیم گرفت موارد را خود بدست گیرد. "تام" تصميم گرفت که مسائل رو به دست خودش بگيره. >>fas<< I sang on the podium. من روی جایگاه آواز خواندم. من روي پاديوم آواز خوندم >>fas<< My mother hasn't slept in 3 days due to her illness. مادرم به خاطر بیماری اش طی 3 روز گذشته نخوابیده است. مادرم سه روزه که به خاطر بيماريش نخوابيده >>fas<< I left the firm, because I wanted to be on my own. می خواستم مستقل کار کنم، برای همین شرکت رو ترک کردم. من شرکت رو ترک کردم چون ميخواستم تنها باشم >>fas<< My strength is all gone. تمام توانایی من از دست رفته است. قدرت من از بين رفته. >>fas<< The policeman took the knife from the boy. پلیس چاقو را از پسر گرفت. پليس چاقو رو از پسره گرفت >>fas<< Do you know Persian? آیا فارسی می‌دانی؟ ايراني ها رو ميشناسي؟ >>fas<< I told him that I could not accompany him in this trip. من به او گفته ام که نمی توانم در این سفر همراهی اش کنم. بهش گفتم که نميتونم تو اين سفر همراهيش کنم >>fas<< Unsure of which suitor she wanted to marry, the princess vacillated, saying now one, now the other. نا مطمئن از اینکه با کدام خواستگار می‌خواهد ازدواج کند، شاهدخت با دودلی گفت الآن این، الآن آن. بدون توجه به اینکه می‌خواست با کدوم کت و شلوار ازدواج کنه، شاهزاده‌ی هرزه، حالا گفت یکی، حالا اون یکی. >>fas<< I have many tasks today. امروز کارهای فراوانی دارم. امروز کلي کار دارم. >>fas<< If you really want to do something, you'll find a way. If you don't, you'll find an excuse. اگر واقعاً بخواهی کاری را انجام دهی، راهی را خواهی یافت. اگر نخواهی کاری را انجام دهی، بهانه ای خواهی یافت. اگه واقعاً مي خواي کاري بکني، يه راهي پيدا مي کني اگه نکني، يه بهونه پيدا مي کني >>fas<< The Supreme Court approved the primary sentencing. دیوان عالی حکم اولیه را تأیید کرد. دادگاه عالی حکم اول رو تایید کرد >>fas<< All of you did good work. کار همه‌تان خوب بود. همتون کارتون خوب بود >>fas<< He had gone to the airport to meet Mr West. او به فرودگاه رفته بود تا با آقای وست ملاقات کند. اون رفته بود فرودگاه تا آقاي وست رو ببينه >>fas<< It was really good. واقعا خوب بود. خيلي خوب بود. >>fas<< Do you like Japanese food? آیا شما غذاهای ژاپنی را دوست دارید؟ غذاي ژاپني دوست داري؟ >>fas<< This is my first time speaking German with a German person. اوّلین بار است که با یک آلمانی به آلمانی صحبت می‌کنم. اين اولين باره که با يه آلماني حرف ميزنم >>fas<< There is no breeze here. اینجا بادی نیست. اينجا هيچ نسيمي نيست. >>fas<< Both Magdalena and Ania are from Poland. ماگدالنا و آنیا هر دو اهل لهستان هستند. هم "مگدالنا" و هم "آنيا" اهل لهستان هستن. >>fas<< She was working hard. او به‌شدت کار می‌کرد. اون سخت کار مي کرد. >>fas<< Tom didn't feel like waiting. به نظر نمی رسید تام در حال صبر کردن باشد. تام دوست نداشت منتظر بمونه >>fas<< You have beautiful hands. تو دستهای زیبایی داری. تو دستاي قشنگي داري. >>fas<< Tom shut the kitchen door. تام در آشپزخانه را محکم به هم زد. تام در آشپزخونه رو ببند >>fas<< A cold wind is blowing. باد سردی می وزد. يه باد سرد داره منفجر ميشه. >>fas<< I study at school. من در مدرسه تحصیل می کنم. من تو مدرسه درس ميخونم >>fas<< How many episodes of One Piece have you watched? چندی قسمت از ون پیس تماشا کردی؟ تا حالا چند قسمت از يه قطعه رو ديدي؟ >>fas<< Tom went to the park on Sunday afternoon. تام بعد از ظهر یکشنبه به پارک رفت. تام يکشنبه بعد از ظهر رفت پارک >>fas<< We are late. ما دیر کردیم. دير کرديم. >>fas<< I know your father. من پدرت را می شناسم. من پدرت رو ميشناسم >>fas<< Tom has run away. تام فرار کرده است. تام فرار کرده >>fas<< Free Rojava! روژاوای آزاد! روهاوا رو آزاد کن! >>fas<< Tom does nothing but complain. تام کاری جز شکایت نمی‌کند. تام کاري جز شکايت نميکنه >>fas<< I will go there in place of you. من به جای تو ، به آنجا خواهم رفت. من به جاي تو ميرم اونجا >>fas<< Life is too short to learn German. برای فراگیری آلمانی، زندگی خیلی کوتاه است. زندگي براي ياد گرفتن آلماني خيلي کوتاهه >>fas<< The temperature falls. تب پایین آمده است. دما سقوط مي کنه. >>fas<< You've got to see Tom. باید تام را ببینی. بايد "تام" رو ببيني. >>fas<< If you see Tom, say hello to him for me. اگه تام رو دیدی، از طرف من بهش سلام برسان. اگه تام رو ديدي، از طرف من بهش سلام برسون. >>fas<< Children found Christmas presents hidden under the bed. بچه ها هدایای کریسمس را که زیر تخت پنهان شده بود، پیدا کردند. بچه ها هديه هاي کريسمس رو زير تخت پيدا کردن >>fas<< What are we after? ما به دنبال چه هستیم؟ دنبال چي هستيم؟ >>fas<< The sun gives us light and heat. خورشید به ما روشنی و گرما می بخشد. خورشيد به ما نور و گرما ميده >>fas<< I want to make her acquaintance. من می‌خواهم با او آشنا شوم. ميخوام باهاش آشنا بشم >>fas<< As of today, we haven't had an answer from him. مثل امروز ما جوابی از او نشنیدیم از امروز ما هيچ جوابي ازش نداشتيم >>fas<< I know I have to sleep now. میدونم باید الان بخوابم. ميدونم که الان بايد بخوابم. >>fas<< Tom asked several people the same question. تام از چندین نفر، سوال مشابهی را پرسید. تام از چند نفر يه سوال پرسيد >>fas<< Do you want to go with us? شما می خواهید که با ما بروید؟ ميخواي با ما بياي؟ >>fas<< I like the red ones on the shelf. از آن قرمزهای روی قفسه خوشم می‌آید. من قرمزهاي روي قفسه رو دوست دارم >>fas<< Do you know whose car that is? می دانی آن ماشین مال چه کسی است؟ ميدوني اون ماشين کيه؟ >>fas<< I'm glad to have met you. خوشحالم که توانستم با شما آشنا شوم. خوشحالم که ديدمت. >>fas<< Who are you talking to? با کی حرف می زنی؟ با کي داري حرف ميزني؟ >>fas<< Piet really is a walking dictionary. پیت واقعاً یه لغت نامه ی متحرک هست. پِطْرُس واقعاً یک لغت‌نامهٔ متحرک است . >>fas<< I am not French. من فرانسوی نیستم. من فرانسوي نيستم >>fas<< Do you know what's happened to Tom? آیا می دانی چه اتفاقی برای تام افتاد؟ ميدوني چه بلايي سر تام اومده؟ >>fas<< Education in this world disappoints me. آموزش در جهان من را نا امید کرده است. آموزش و پرورش در اين دنيا منو نااميد ميکنه >>fas<< These mushrooms aren't edible. این قارچ‌ها خوراکی نیستند. اين قارچ ها غذا نيستن. >>fas<< Listen. گوش کن. گوش کن. >>fas<< Cut it into two pieces. آن را به دو قسمت ببر. به دو تيکه تقسيمش کن. >>fas<< Thanks! مرسی! ممنون! >>fas<< They quarreled. آنها جر و بحث کردند. اونا با هم دعوا کردن. >>fas<< The happiness and sorrow of others is happiness and sorrow of our own. شادی و غم دیگران شادی و غم ماست. شادی و اندوه دیگران شادی و غم ماست . >>fas<< There's no reason to be afraid. دلیلی برای ترسیدن نیست. دليلي براي ترسيدن وجود نداره. >>fas<< He drank the whole bottle of milk. او تمامی بطری شیر را نوشید. اون کل بطري شير رو خورد >>fas<< Hey! Come here please! هی! لطفاً بیا اینجا. هي، بيا اينجا لطفاً! >>fas<< You wanted to tell me about freedom? می خواستی با من از آزادی بگویی؟ ميخواستي در مورد آزادي بهم بگي؟ >>fas<< You're both liars. شما هر دو دروغگو هستید. هر دوي شما دروغگو هستيد. >>fas<< The gold coin was much more valuable than was supposed. سکه طلا از آنچه که تصور می شد، ارزش بیشتری داشت. سکه طلا خيلي با ارزش تر از اون چيزي بود که قرار بود باشه >>fas<< The children would play for hours on the beach. بچه ها ساعت ها کنار ساحل بازی خواهند کرد. بچه ها ساعت ها تو ساحل بازي ميکردن >>fas<< Don't take me seriously. I was only joking. جدّی نگیر. داشتم شوخی می‌کردم. منو جدي نگير فقط داشتم شوخي ميکردم >>fas<< Obviously, he's not that kind of person. روشن است که او چنین آدمی نیست. واضحه که اون از اون جور آدم ها نيست >>fas<< That's completely irrelevant. این به کل بی ربط است. اين کاملاً بي ربطه. >>fas<< Her house is at the foot of a mountain. خانه او در کوهپایه است. خونه اش کنار کوهه. >>fas<< Cheese goes mouldy if you don't put it in fridge. پنیر کپک می زنه اگه نگذاریش توی یخچال. پنير درست ميشه اگه توي يخچال نذاريش >>fas<< He is always saying bad things about others. او همیشه از دیگران بدگویی می‌کند. اون هميشه چيزاي بدي در مورد ديگران ميگه >>fas<< I prefer antiquated models. من مدل‌های عتیقه را ترجیح می‌دهم. من مدل هاي ضد آب رو ترجيح ميدم >>fas<< Hold your breath! It's poisonous gas. نفست رو حبس کن!این گاز سمی است. نفستو نگه دار اين گاز سميه >>fas<< Hi. سلام سلام >>fas<< Sun is shinning today. امروز خورشید می درخشد. خورشيد امروز در حال درخششه. >>fas<< How's married life? زندگی متاهلی چطور است؟ زندگي متاهل چطوره؟ >>fas<< Her toe bleeds. انگشت پای او خونریزی دارد. انگشت پاش خونريزي ميکنه. >>fas<< Where in Mexico are you guys going? شما دوستان به کجاي مکزيک مي‌خواهيد برويد؟ شما بچه ها کجا دارين ميرين؟ >>fas<< Tom claimed that he didn't know his beach house was being used for illegal activities. تام ادّعا کرد که نمی‌دانسته خانه‌ی ساحلی اش برای فعالیت‌های غیرقانونی استفاده می‌شده است. تام ادعا کرد که نميدونست خونه ساحليش براي فعاليت هاي غيرقانوني استفاده ميشه >>fas<< If I were in your position, I wouldn't do that. اگر جای تو بودم، آن کار را نمی‌کردم. اگه من در موقعيت تو بودم اين کارو نمي کردم >>fas<< A cat came out from under the desk. یه گربه از زیر میز اومد بیرون. يه گربه از زير ميز اومد بيرون >>fas<< There are many words that I don't understand. کلماتی بسیاری هست که نمی فهمم. کلمات زيادي هست که من نمي فهمم. >>fas<< Where is the taxi? تاکسی کجاست؟ تاکسي کجاست؟ >>fas<< Barking dogs seldom bite. سگهایی که پارس می کنند، بندرت گاز می گیرند. سگ هاي سوار به ندرت گاز ميگيرن. >>fas<< I looked to see if he was teasing me. نگاه کردم ببینم سر به سرم نمی‌گذارد. نگاه کردم ببينم داره سر به سرم ميذاره يا نه. >>fas<< Nobody knows exactly how many races make up the population of the United States. هیچکس دقیقاً نمی‌داند جمعیت ایالات متحده از چند نژاد تشکیل شده است. هیچ کس دقیقاً نمی‌داند که چند مسابقه جمعیت ایالات متحده را تشکیل می‌دهد. >>fas<< I think Tom is beating around the bush. فکر کنم تام دارد طفره می رود. فکر کنم "تام" داره دور بوته ها مي زنه. >>fas<< This child did nothing but cry. این بچه کاری جز گریه کردن نداشت. اين بچه هيچ کاري جز گريه نکرد >>fas<< In today's world, the hardest thing for a man to be... is himself. در دنیای امروز، دشوارترین چیز برای انسان، خود بودن است. در دنياي امروز سخت ترين چيز براي يک مرد اينه که خودش باشه >>fas<< Always be cautious. همیشه احتیاط کن. هميشه مراقب باش. >>fas<< I've told you over and over again not to do that. بارها و بارها بهت گقتم این کار رو نکن. بارها و بارها بهت گفتم که اين کارو نکني >>fas<< The holiday ended all too soon. تعطیلات خیلی زود تمام شد. تعطيلات خيلي زود تموم شد >>fas<< People crowd around the light, not to see better, but rather to shine better. مردم پیرامون نور جمع می شوند، اما نه به خاطر بهتر دیدن، بلکه به خاطر بهتر درخشیدن. مردم دور نور جمع می‌شوند ، نه اینکه بهتر ببینند ، بلکه بهتر بدرخشند . >>fas<< He has a son whose name is John. او پسری دارد که نامش جان است. اون يه پسر داره که اسمش جانه >>fas<< Albert Einstein said once: "Esperanto is the best solution for the idea of an international language". آلبرت انیشتن یک بار گفته است: اسپرانتو بهترین راهکار برای ایده ی زبان جهانی است. آلبرت انیشتین یک بار گفت: "ازپرانتو بهترین راه حل برای ایده یک زبان بین المللی است." >>fas<< One word is enough for a wise man. عاقل را اشاره کافیست. يه کلمه براي يه مرد عاقل کافيه. >>fas<< Handle the glasses carefully. با دقت از عینک نگهداری کن. عينک ها رو با دقت کنترل کن. >>fas<< Think before you open your mouth. قبل از اینکه دهنت را باز کنی فکر کن قبل از اينکه دهنت رو باز کني فکر کن >>fas<< He has many troubles. او مشکلات زیادی دارد. اون مشکلات زيادي داره. >>fas<< A fool and his money are easily parted. تا ابله در جهانه، مفلس در نمیمانه يه احمق و پولش به راحتي از هم جدا ميشن >>fas<< Haruko likes warm springs. هاروکو بهارهای گرم را دوست دارد. هارکو از چشمه هاي گرم خوشش مياد >>fas<< Mother Earth. زمین، مادر ما. مادر زمين. >>fas<< People usually don't like what they can't understand. افراد معمولاً آنچه نمی‌فهمند را دوست ندارند. مردم معمولا از چيزي که نمي فهمن خوششون نمياد >>fas<< The child was feeding the monkey with the banana. آن بچه به میمون موز می داد. بچه داشت با موز به ميمون غذا ميداد >>fas<< He showed me around. اطراف رو بهم نشون داد. اون اطراف رو بهم نشون داد >>fas<< I can't prune this tree. It's too tall. من نمی‌توانم این درخت را هرس کنم. زیاد بلند است. نميتونم اين درخت رو تميز کنم خيلي بلنده >>fas<< There's an apple tree in the garden. یک درخت سیب توی باغ هست. يه درخت سيب توي باغچه هست >>fas<< Where's the aisle for vitamins? کجا می تونم ویتامین ها رو پیدا کنم؟ (در فروشگاه) راهروي ويتامين ها کجاست؟ >>fas<< I've been there twice. دوبار اونجا بودم. من دوبار اونجا بودم >>fas<< She gave me a smile of recognition. او به من لبخندی از سر آشنایی تقدیم کرد. اون به من لبخندي از شناخت داد. >>fas<< What have we overlooked? ما چه چیزی را نادیده گرفته‌ایم؟ ما چي رو ناديده گرفتيم؟ >>fas<< All of my clothes are custom made. همه‌ی لباس‌های من سفارشی دوخته شده‌اند. همه‌ی لباس‌هام رسم شده‌اند >>fas<< Earth laughs in flowers. زمین از طریق گلها می‌خندد. زمين با گل ميخنده. >>fas<< Any milk or sugar? شیر؟ شکر؟ شير يا شکر داري؟ >>fas<< No, thank you. I'm so full. نه، ممنونم. بسیار پر شدم. نه، ممنون، من خيلي سيرم >>fas<< Father spoke about how important school will be for finding a job when I am older. پدرم با من صحبت کرد که وقتی بزرگ‌تر شوم، مدرسه تا چه حد برای کار پیدا کردنم اهمیت خواهد داشت. پدر در مورد اینکه مدرسه چقدر برای پیدا کردن شغل مهم خواهد بود صحبت کرد . >>fas<< I took the elevator down. با آسانسور پائین رفتم. آسانسور رو بردم پايين. >>fas<< Mennad has to wear a hat. مناد باید کلاه بپوشد. "مِنِد" بايد کلاه بپوشه. >>fas<< Tom boarded a train bound for Tokyo. تام سوار قطار به سمت توکیو شد. تام سوار قطار شد و به سمت توکيو رفت >>fas<< I spent three years looking for a good director, but couldn't find one. سه سال دنبال یک کارگردان خوب می‌گشتم، ولی کسی را پیدا نکردم. من سه سال دنبال يه کارگردان خوب بودم ولي نتونستم يه کارگردان خوب پيدا کنم >>fas<< He will be my deputy while I am away. تا وقتی نیستم، او جانشین من خواهد بود. تا وقتي که من نيستم اون معاون من خواهد بود >>fas<< If it isn't broken, don't fix it. اگر خراب نیست، تعمیرش نکن. اگه نشکسته، درستش نکن. >>fas<< It's a no parking area here. پارکینگ در اینجا وجود ندارد. اينجا جاي پارک نيست. >>fas<< I'm satisfied with my work. من از شغلم راضی هستم. من از کارم راضي هستم >>fas<< The morning rain didn't stop the traveler. باران صبحگاهي مسافر را متوقف نكرد. بارون صبح جلوي مسافر رو نگرفت >>fas<< She has small feet. او پاهای کوچکی دارد. اون پاهاي کوچيکي داره. >>fas<< I think Tom would be sensible about that. فکر می کنم تام درباره ی اون موضوع حساس باشد. فکر کنم "تام" در اين مورد منطقي باشه. >>fas<< What a nice friend you are! تو چه دوست خوبي هستي. چه دوست خوبي هستي! >>fas<< By the way, are you free this afternoon? راستی, امروزبعد از ظهروقت داری (بیکاری)؟ راستي، امروز بعد از ظهر آزادي؟ >>fas<< Why do people dye their hair? چرا مردم موهایشان را رنگ می کنند. چرا مردم موهاشون رو رنگ ميکنن؟ >>fas<< Don't tell anyone this. به هیچ کس این را نگو. اينو به کسي نگو. >>fas<< She must be angry with me. او باید از من عصبانی باشد. اون بايد از دستم عصباني باشه >>fas<< The town was deluged with tourists in summer. در تابستان شهر غرق از جهانگردان بود. این شهر در تابستان پر از توریست بود. >>fas<< They put a spoke in his wheel. آنها چوب لای چرخش گذاشتند. اونا توي چرخش حرف زدن. >>fas<< It looked like a big orange ball hanging out in the sky! It was beautiful! اون مثل یک توپ نارنجی بزرگ بود که در آسمان آویزان بود! خیلی زیبا بود! مثل يه توپ بزرگ نارنجي بود که توي آسمون آويزون بود خيلي قشنگ بود >>fas<< I wanted some salt, but there was none in the jar. من نمک می خواستم، ولی در بطری شیشه ای هیچ نبود. يه کم نمک ميخواستم، ولي توي ظرف نبود. >>fas<< Thank you! متشکرم ممنون! >>fas<< One of the shareholders of Commercial Bank of Maldives, Champa Hussain Afeef, has stated that he started a new bank to increase competition and reduce interest rates in the market. ރާއްޖޭގައި އިތުރު ބޭންކެއް ހެދުމުގެ މަގުސަދަކީ ބޭންކިން ދާއިރާގެ ވާދަވެރިކަން ބޮޑުކޮށް، އިންޓަރެސްޓް ރޭޓް ކުޑަ ކުރުމަށް ބާރު އަޅަން ކަމަށް ކޮމާޝަލް ބޭންކް އޮފް މޯލްޑިވްސް ގެ އެއް ހިއްސާދާރު އަދި މަޝްހޫރު ވިޔަފާރިވެރިޔާ، ޗަމްޕާ ހުސެއިން އަފީފު މިއަދު ވިދާޅުވެއްޖެ އެވެ. یکی از سهام‌داران بانک ملی مالدیو، استادا حسين ایف، گفته است که او یک بانک جدید را برای افزایش رقابت و کاهش نرخ بهره در بازار آغاز کرده است. >>fas<< He was running away in all haste. او با عجله داشت فرار میکرد. اون داشت با تمام سرعت فرار ميکرد. >>fas<< Ouch! I bit my tongue. آخ! زبانم را گاز گرفتم. آخ، زبونم رو گاز گرفتم >>fas<< I was lovely. من دوست داشتنی بودم. من دوست داشتني بودم. >>fas<< This will cost €30. میشه ۳۰ یورو. این هزینه 30 یورو خواهد بود. >>fas<< I see the target. هدف را میبینم. هدف رو مي بينم. >>fas<< Surround yourself only with people who are going to lift you higher. اطراف خود را با افرادی پر کن که قصد دارند تو را بالاتر ببرند. خودت رو دور خودت جمع کن فقط با کسايي که ميخوان تو رو بالاتر ببرن >>fas<< There is no rose without a thorn. گل بی خار نمی‌شود. هيچ گل رزي بدون خار وجود نداره >>fas<< Tom wants to work in a hospital. تام می‌خواهد در بیمارستان کار کند. تام ميخواد تو بيمارستان کار کنه >>fas<< Don't leave me! منو ترک نکن! منو تنها نذار! >>fas<< I'm afraid of knives. از چاقوها می‌ترسم. من از چاقو ميترسم >>fas<< Ah, I thank you, my dear. آه، تشکر می کنم از شما، عزیز من. آه، ممنون، عزيزم. >>fas<< I'm done up. دیگه نمی تونم ادامه بدم. کارم تمومه. >>fas<< He urged me to think again. او اصرار کرد دوباره فکر کنم. اون منو ترغیب کرد که دوباره فکر کنم >>fas<< Miss Kanda is a very fast runner. خانک کاندا یک دونده بسیار سریع است. خانم "کندا" خيلي سريع فرار ميکنه. >>fas<< Don't worry too much, or you'll go bald. نگران نباش، وگرنه کچل می شوی. زياد نگران نباش وگرنه کچل ميشي >>fas<< I went to Iran. به ایران رفتم. من به ايران رفتم >>fas<< It was easy to find seats in the train because there were so few passengers. در قطار راحت جا پیدا می‌شد، چون تعداد مسافران خیلی کم بود. پيدا کردن صندلي توي قطار آسون بود چون مسافرهاي کمي بودن >>fas<< We are anxious for their safety. ما برای امنیت آنها نگرانیم. ما نگران امنيت اونا هستيم >>fas<< They say that ferns can have flowers. آنها می گویند سرخس ها می توانند گل داشته باشند. ميگن فرنز ميتونه گل داشته باشه >>fas<< A lie has no legs. دروغگو تا در خانه‌اش. دروغ پا نداره. >>fas<< We'll share our food with them. ما غذایمان را با آنها تقسیم خواهیم کرد. غذامون رو باهاشون تقسيم ميکنيم. >>fas<< The weather is fickle. هوا ناپایدار است. آب و هوا غير قابل تحمله. >>fas<< As well be hanged for a sheep as a lamb. آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب همچنین برای گوسفندی به عنوان بره دار زده می‌شوند . >>fas<< I have my own room. من اتاق مختص خود دارم. من اتاق خودم رو دارم >>fas<< All roads lead to Rome. تمام راهها به رم ختم می شود. تمام جاده ها به رم ختم ميشه. >>fas<< Constant dripping wears away a stone. قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود. چکيدن ثابت يه سنگ رو از بين ميبره. >>fas<< I bought ingredients for curry on Sunday. من مواد اولیه برای کاری را روز یکشنبه خریدم. من يه روز يکشنبه مواد غذايي خريدم >>fas<< I don't suppose you'd consider helping Tom. فکر نکنم شما کمک به تام را مدنظر قرار دهید. فکر نکنم بتوني به "تام" کمک کني. >>fas<< Opportunity makes a thief. فرصت است که دزد می سازد. فرصت يه دزد ميشه. >>fas<< I disagree with you. من با تو مخالفم. من باهات مخالفم >>fas<< Which weighs more: a kilo of straw or a kilo of iron? کدام سنگین‌تر است: یک کیلو کاه یا یک کیلو آهن؟ که وزنش بیشتر میشه: یک کیلو کاه یا یک کیلو آهن؟ >>fas<< Nothing is more despicable than respect based on fear. چیزی نفرت انگیزتر از احترام از روی ترس نیست. هيچ چيز پست تر از احترام بر پايه ترس نيست >>fas<< Actually, I did want to ask you one thing. در واقع، می خواستم از شما یک چیزی را بپرسم. راستش، ميخواستم يه چيزي ازت بپرسم. >>fas<< They were not aware that I was not there. آنها خبر نداشتند که من آنجا نیستم. آنها نمی‌دانستند که من آنجا نیستم . >>fas<< In case of fire, you should dial 119. در صورت آتش سوزی، شما باید با شماره 119 تماس بگیرید. در صورت شليک، شما بايد به 119 زنگ بزنيد. >>fas<< I got a letter from my friend. من یک نامه از دوستم دریافت کردم. يه نامه از دوستم گرفتم. >>fas<< Thank you for inviting me. از اینکه مرا دعوت کردی، متشکرم. ممنون که دعوتم کردي. >>fas<< Is the kid still up? آیا کودک هنوز بیدار است؟ بچه هنوز بيداره؟ >>fas<< Translation is like a woman. If it is beautiful, it is not faithful. If it is faithful, it is most certainly not beautiful. ترجمه مانند زن است. اگر زیبا باشد، وفادار نیست. اگر وفادار باشد، مطمئناً زیبا نیست. ( متّیٰ ۲۴ : ۴۵ - ۴۷ ) ترجمهٔ کتاب مقدّس همچون زنی می‌باشد که زیبا است و ایمان ندارد . >>fas<< A creaking gate hangs long. دری که غژغژ می‌کند عمرش بیشتر است. يه دروازه‌ي گيج‌کننده مدت زيادي آويزونه. >>fas<< My parents had me go there. والدینم مرا مجبور کردند به انجا بروم. پدر و مادرم مجبورم کردن برم اونجا >>fas<< Long live the Persian language! زنده باد زبان فارسی! زنده باد زبان فارسی! >>fas<< Falcons are birds of prey. بازها پرندگان شکاری هستند. فالکون‌ها پرنده‌های شکار هستن >>fas<< Tell me the truth. به من حقیقت را بگو. حقيقت رو بهم بگو. >>fas<< The government doesn't notice people. They do whatever they want. دولت به مردم توجه نمی کند. آنها هر آنچه می خواهند انجام می دهند. دولت توجه مردم رو جلب نميکنه اونا هر کاري بخوان ميکنن >>fas<< Tell me what happened. بهم بگو چی شد. بهم بگو چه اتفاقي افتاد. >>fas<< Did you order the book? آيا شما كتاب سفارش داديد؟ کتاب رو سفارش دادي؟ >>fas<< She didn't know she had married a monster. او نمی دانست که با یک هیولا ازدواج کرده است. اون نميدونست که با يه هيولا ازدواج کرده >>fas<< The novel has sold almost 20000 copies. این داستان تقریبا در 20000 نسخه فروش رفته است. این رمان تقریباً ۲۰۰۰۰ نسخه فروخته است. >>fas<< We won't immigrate to Canada. ما به کانادا مهاجرت نخواهیم کرد. ما به کانادا حمله نميکنيم. >>fas<< Are you vegetarian? آیا گیاه‌خوار هستید؟ تو گياهخواري؟ >>fas<< We have enjoyed peace for more than forty years. ما بیش از 40 سال است که از صلح برخوردار شده ایم. ما بیش از چهل سال از صلح لذت برده‌ایم . >>fas<< It is the last straw that breaks the camel's back. آخرین پرکاه کمر شتر را شکست. این آخرین نی است که پشت شتر را می شکاند. >>fas<< I don't know if I can come. نمی‌دانم می‌توانم بیایم. نميدونم ميتونم بيام يا نه. >>fas<< Who first reached the summit of Mt. Everest? چه کسی برای اولین بار به قله اورست رسید؟ کي اول به قله کوه اورست رسيد؟ >>fas<< No man alive would believe it. هیچ انسان زنده ای، آن را باور نخواهد کرد. هيچ مردي زنده باور نمي کنه. >>fas<< I'm so fat. من خیلی چاق ام. من خيلي چاقم >>fas<< If I were you, I wouldn't do it. اگر جای تو بودم، انجامش نمی‌دادم. اگه جاي تو بودم اين کارو نمي کردم >>fas<< Mary was listening to her iPod. مِری داشت به آیپادش گوش می‌کرد. مری داشت به آیپادش گوش میداد >>fas<< Write a report. یک گزارش بنویس. يه گزارش بنويس. >>fas<< You needn't have brought your umbrella. لازم نبود چتر بیاورید. لازم نيست چترت رو بياري. >>fas<< You accused her of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردی. تو متهمش کردي که دوچرخه رو دزديده >>fas<< It looks like the wind's getting stronger. به نظر می آید که باد شدیدتر می شود. انگار باد داره قوي تر ميشه >>fas<< I just want to ask you some questions. فقط می‌خواهم چند سؤال از شما بپرسم. فقط ميخوام چند تا سوال ازت بپرسم >>fas<< I wasn't able to believe him at first. در ابتدا توان این را نداشتم که باورش کنم. اولش نتونستم حرفش رو باور کنم >>fas<< She is popular not because of her beauty, but because of her kindness. او محبوب است، نه به‌خاطر زیبائی‌اش، بلکه به‌خاطر مهربانی‌اش. اون به خاطر زيباييش محبوب نيست بلکه به خاطر مهربونيش >>fas<< This word comes from Greek. این واژه از یونانی می آید. این کلمه از یونانی میاد >>fas<< Don't watch TV. تلوزیون را تماشا نکن. تلويزيون نگاه نکن. >>fas<< I'm not wearing that dress. من آن لباس را نمی پوشم. من اون لباس رو نپوشيدم >>fas<< Speak softly. با نرمی سخن بگو. آروم حرف بزن. >>fas<< Tom looked for his dog all morning. تام تمام صبح را به دنبال سگش گشت. "تام" تمام صبح رو دنبال سگش ميگشت. >>fas<< A loaf of bread is better than the songs of birds. یک قرص نان بهتر از آواز پرندگان است. یک قرص نان بهتر از آهنگ‌های پرندگان است. >>fas<< You have the right to abstain from serving as witnesses. شما حق دارید از انجام وظیفه به عنوان شاهد امتناع کنید. شما حق دارید که از خدمت به عنوان شاهد خودداری کنید. >>fas<< I think you're right. فکر می کنم حق با توست. فکر کنم حق با توئه >>fas<< I think we should all go outside. فکر کنم بایستی همگی بیرون رویم. فکر کنم هممون بايد بريم بيرون >>fas<< He visited Tehran. او تهران را دید. او به تهران رفت. >>fas<< A big thanks for your help. یک تشکر بزرگ برای کمک شما. يه تشکر بزرگ براي کمکت. >>fas<< Speaking without thinking is like shooting without looking. سخن گفتن بدون اندیشیدن مانند شلیک کردن بدون نگاه کردن است. حرف زدن بدون فکر کردن مثل تيراندازي بدون نگاه کردنه >>fas<< Tom is a paragon of honesty. تام اسوهٔ اخلاص است. "تام" يه سرباز صادقه. >>fas<< What a nice idea! چه ایده خوبی! چه فکر خوبي! >>pes<< You cannot change what you refuse to confront. تو نمی توانی چیزی را که از روبه رو شدن با آن اجتناب می کنی، تغییر دهی. نمی توانید آنچه را که از رویارویی ابا می‌کنید، تغییر دهید. >>pes<< I think I understand what went wrong. من فکر می کنم فهمیدم که کجای کار اشتباه بود. گمان می‌برم که می‌فهمم چه چیز اشتباه شد. >>pes<< There's no wind here. اینجا بادی نیست. باد در اینجا نیست. >>pes<< My mother never punished me. مادرم هرگز مرا تنبیه نکرد. مادرم هرگز مرا تنبیه نمی کند. >>pes<< I am not satisfied with what I have done. از چیزی که انجام داده‌ام راضی نیستم. از آنچه کرده‌ام سیر نمی شوم. >>pes<< They criticized each other. از یکدیگر انتقاد کردند. و یکدیگر را ملامت می‌کردند. >>pes<< The prisoner died under torture. زندانی زیر شکنجه مرد. و آن زندانی تحت شکنجه مرد. >>pes<< Louder, please. بلندتر، لطفا. بلندتر، خواهش می‌کنم. >>pes<< This rope isn't strong enough. این طناب به اندازهٔ کافی قوی نیست. این طناب به قدری قوی نیست. >>pes<< How much is the dollar now? دلار الان چقدر میشه؟ الان قیمت آن چقدر است؟ >>pes<< Hold it! بایست! آن را بگیر! >>pes<< A friend in need is a friend indeed. به هنگام نیاز، دوست واقعی شناخته می‌شود. دوست محتاج، در واقع دوست است. >>pes<< I just don't know what to say. نمی دانم چه بگویم. فقط نمی دانم که چه بگویم. >>pes<< Tom asks a lot of questions. تام زیاد سوال میپرسد. تام بسیار سوال می‌پرسد. >>pes<< I have a lot of flowers. Some are red and some are yellow. من گلهای بسیاری دارم.برخی شان سرخند و برخی زرد. گلهای بسیار دارم. بعضی قرمز و بعضی زرد. >>pes<< My husband is watering the flowers. شوهرم دارد به گل‌ها آب می‌دهد. شوهر من گلها را سیراب می‌کند. >>pes<< You have a habit of exaggerating everything. تو عادت داری همه چیز رو بزرگنمایی کنی تو عادت داری که همه‌چیز را اغراق نمایی. >>pes<< My daughter caught a cold. دخترم سرما خورده بود. و دختر من سرماخورد. >>pes<< That boy's name is Shintaro Wada. اسم آن پسر، شینتارو وادا است. اسم آن پسر شينترو وادا است. >>pes<< Opportunity makes a thief. فرصت دزد می سازد. فرصت دزد می‌سازد. >>pes<< Everyone has the right to education. هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره‌مند شود. هر کس حق تحصیل دارد. >>pes<< Is there a free spot? جای خالی هست؟ آیا مکان آزاد هست؟ >>pes<< Don't sign the contract with a pencil. قرارداد را با مداد امضا نکن. قرارداد را به قلم امضا مکن. >>pes<< Eventually, he hit the target. نهایتا به هدف زد. و در آخر هدف را زد. >>pes<< Now we are seven Arabs. حالا ما هفت عرب هستیم. و الان هفت عرب هستیم. >>pes<< A good horse knows its rider. اسب خوب سوارکار خود را می شناسد. اسب نیکو سواران خود را می‌شناسد. >>pes<< Living is my profession and my art. زندگی کردن، حرفه و هنر من است. حیات شغل و هنر من است. >>pes<< That's the stupidest thing I've ever said. این احمقانه ترین چیزی است که تا کنون گفته ام. این احمقانه‌ترین سخن است که تا به حال گفتم. >>pes<< The tongue stings. زبان نیش می زنه. زخم زبان. زبان نیش می‌زند. >>pes<< He stepped aside for her to pass. او به کنار رفت تا آن خانم رد شود. و از عقب رفت تا عبور نماید. >>pes<< I do not like mathematics very much. من زیاد ریاضیات را دوست ندارم. من ریاضیات را زیاد دوست ندارم. >>pes<< Sami and Layla went out a couple of times. سامی و لیلا چند دفعه بیرون رفتند. و سامی و لیلا چند مرتبه بیرون رفتند. >>pes<< Don't listen to her. به حرفش گوش نکن. او را مستجاب مکن. >>pes<< He thought of himself as being charming enough. او تصور می کرد که به قدر کافی جذاب است. و فکر می‌کرد که خود را به اندازه کافی جذاب می‌سازد. >>pes<< All truth passes through three stages. First, it is ridiculed. Second, it is violently opposed. Third, it is accepted as being self-evident. هر حقیقتی از سه مرحله گذر می کند. اول، به سخره گرفته می شود. دوم، شدیداً مورد مخالفت واقع می شود. سوم، به عنوان یک چیز خود-آشکار پذیرفته می شود. همه راستی از سه مرحله می‌گذرد. اول استهزا می‌شود. دوم اینکه بی‌نهایت مخالف است. سوم این است که خودشناسی پذیرفته می‌شود. >>pes<< I forgot it. فراموشش کردم. فراموش کردم. >>pes<< I hate fighting. من از جدال متنفّرم. از جنگ نفرت دارم. >>pes<< Where's the nearest train station? نزدیکترین ایستگاه قطار کجاست؟ نزدیک ترین ایستگاه قطار کجاست؟ >>pes<< He came to see me on the morning of May 15. او(پسر) در صبح 15 می آمد تا مرا ببیند. و بامدادان روز پانزدهم مِي به استقبال من آمد. >>pes<< Tom and Mary are very much in love. تام و مری خیلی عاشق یکدیگر هستند. تام و مریم در محبت بسیارند. >>pes<< A painting is a wordless poem. نقاشی یک شعر بدون کلام است. نقاشی، شعر بی‌کلمه است. >>pes<< The company develops new products every other month. شرکت یک ماه در میان محصول جدید تولید می کنه هر ماه دیگر آن جماعت محصولات تازه می‌سازد. >>pes<< I reached out and tapped him on the shoulder. دستم رو رسوندم و به شونه اش زدم. پس بیرون آمدم و او را بر شانه‌اش زدم. >>pes<< That's what I said to Tom. این چیزی است که من به تام گفته ام. این است آنچه به تام گفتم. >>pes<< Don't pay attention to him. بهش توجه نکن. به او توجه منما. >>pes<< That experiment led to a great discovery. این آزمایش منجر به کشف بزرگی شد. و این تجربه به کشف عظیمی منجر شد. >>pes<< I was bored to death. تا حد مرگ، خسته بودم. تا به موت خسته شدم. >>pes<< Sartre was an important sociologist. سارتر یک جامعه‌شناس مهم بود. و سارتر، جامعه شناس مهمی بود. >>pes<< Mother Teresa was born in Yugoslavia in 1910. مادر ترزا در یوگسلاوی در سال 1910 به دنیا آمد. و مادر ترزا در یوگسویو در سال ۱۹۱۰ متولد شد. >>pes<< Come along after me. پشت سر من بیا. از عقب من بیا. >>pes<< He disappeared without a trace. او بدون هیچ اثری ناپدید شد. و بدون هیچ ردی ناپدید شد. >>pes<< Lend your friend money. Borrow money from your foe. به دوستت قرض بده، از دشمنت قرض بگیر. ‌ای رفیق خود پول بگیر و نقره را از دشمنان خود بگیر. >>pes<< But a man is not made for defeat. A man can be destroyed but not defeated. یک مرد برای شکست ساخته نشده است. یک مرد می‌تواند نابود شود اما شکست نمی‌خورد. اما انسان برای شکست ساخته نمی شود. انسان هلاک می‌شود بلکه مغلوب نمی شود. >>pes<< Don't lie. دروغ نگو. دروغ مگو. >>pes<< The green water is not suitable for drinking. آب سبز برای آشامیدن مناسب نیست. آب سبز برای نوشیدن مناسب نیست. >>pes<< Will you buy for me some saffron? می شود برایم مقداری زعفران بخری؟ آیا تو قدری زرشک برای من می‌خری؟ >>pes<< When you wear camo shorts, what colour t-shirt goes with that? تی شرت چه رنگی با شلوارک طرح نظامی میاد؟ وقتی که لباس کمو می‌پوشی، با چه جامه‌ای به آن می‌روی؟ >>pes<< I feel very sorry for Tom, poor fellow. من خیلی احساس تاثر می کنم برای تام ، این طفلک بیچاره. ‌ای مرد فقیر، بر تام بسیار ترحم می‌کنم. >>pes<< Do you need an envelope? آیا شما یک پاکت نامه می خواهید؟ آیا پاکتی می‌خواهید؟ >>pes<< Don't walk behind me; I may not lead. Don't walk in front of me; I may not follow. Just walk beside me and be my friend. پشت سر من قدم نزن، من راهنمای تو نیستم. جلوی من راه نرو، من ترا دنبال نخواهم کرد، فقط در کنار من قدم بزن و دوست من باش. در عقب من راه مرو. من رهبری نخواهم کرد. به حضور من سلوک من منما. نمی توانم پیروی کنم. به پهلوی من سلوک نما و دوست من باش. >>pes<< Ladies first. اول خانم ها بفرمایند. اول زنان. >>pes<< When was she born? او کی متولد شده است؟ چه وقت متولد شد؟ >>pes<< Protestants don't venerate saints. پروتستان‌ها قدیس‌ها را تکریم نمی‌کنند. پروتستانان مقدسین را محترم نمی دارند. >>pes<< Never put off until tomorrow what you can do the day after tomorrow. چیزی که پس‌فردا می‌توانی انجام دهی را به فردا نینداز! و تا فردا توقف مکنید که فردا چه می‌توانید بکنید. >>pes<< I am well. خوبم. من خوبم. >>pes<< Open the door a bit! در را کمی باز کن! در را کمی باز کن! >>pes<< I'm deeply in love with you. من عمیقاً عاشق شما هستم. من عمیقا تو را دوست می‌دارم. >>pes<< As I was struck on the head, I was unconscious for some time. بخاطر ضربه ای که به سرم خورد، برای مدتی بیهوش شدم. و چون به سر مبتلا شدم، تا مدتی بیهوش شده بودم. >>pes<< Do you know how sausage is made? میدونی چطور سوسیس درست میشه? آیا می‌دانی که سوسيس چگونه ساخته شده است؟ >>pes<< He came into the room. او وارد اتاق شد. و به حجره داخل شد. >>pes<< He's a fascist. او فاشیست است. او فاشیست است. >>pes<< Good day! وقت به خیر روز خوش! >>pes<< He accused him of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. و او را متهم کرد که دوچرخه را دزدیده است. >>pes<< We must develop renewable energy sources. ما باید منابع انرژی تجدید پذیرمان را گسترش دهیم ما باید منابع تقویت‌ناپذیر تولید نماییم. >>pes<< Tom is the only one here who doesn't know Mary. تام تنها کسی است این جا که مری را نمی‌شناسد. تام تنها کسی است که مریم را نمی شناسد. >>pes<< What is principle of equidistance? اصل خط منصف چیست؟ اصل از راه دور چیست؟ >>pes<< I speak five languages. من به پنج زبان صحبت می کنم. پنج زبان می‌گویم. >>pes<< He is as tall as any boy in his class. او به بلندی هیچ پسری در کلاسش نیست. او مثل هر پسر در طبقه خود بلند است. >>pes<< This cola has lost its fizz and doesn't taste any good. این کولا گاز خود را از دست داده است و طعم خوبی ندارد. این کولا پشم خود را از دست داده است و هیچ طعم نیکو نمی چشد. >>pes<< I'll treat you. من از تو مراقبت خواهم کرد.. تو را شفا خواهم داد. >>pes<< He is living apart from his wife. او جدا از زنش زندگی می‌کند. به غیر از زن خود زیست می‌کند. >>pes<< I think I have a theory about that. گمان کنم نظری راجع به آن دارم. گمان می‌برم که در این امر نظری دارم. >>pes<< I admit that I was wrong. می پذیرم که خطا کردم. اعتراف می‌کنم که اشتباه می‌کردم. >>pes<< Tom doesn't know a whole lot about racing. تام آنقدرها راجع به مسابقه دادن نمی‌داند. تام از مسابقه زیاد نمی داند. >>pes<< I imagined that brilliant people disappeared to some secret place. تصور می کردم آدم های باهوش در مکانی سری ناپدید می شوند. و تصور می‌کردم که مردم باهوش به‌جای مخفی ناپدید می‌شوند. >>pes<< His guess turned out to be right. حدسش درست از آب درآمد و حدس او راست شد. >>pes<< I didn't know when to switch the machine off. نمی‌دانستم آن دستگاه را کی خاموش کنم. و نمی دانستم کی دستگاه را خاموش کنم. >>pes<< Where is the bus stop? ایستگاه اتوبوس کجاست؟ ايستگاه اتوبوس کجاست؟ >>pes<< I had a horrible dream last night. من خواب وحشتناکی دیشب دیدم. دیشب خواب وحشتناکی دیدم. >>pes<< I'm swimming in the ocean. در اقیانوس شنا می کنم. در اقیانوس شنا می‌کنم. >>pes<< I want my money back. می خواهم پولم به من برگردانده شود. نقره خود را می‌خواهم. >>pes<< There is little wine left. کمی شراب باقی مانده است. شراب اندک باقی می‌ماند. >>pes<< I don't see why I need to do this. متوجه نمی شوم چرا باید این کار را انجام دهم. نمی فهمم چرا باید این کار را بکنم. >>pes<< You should use a deodorant. تو باید دئودورانت استفاده کنی. از عطری بخور. >>pes<< Piotr is interested in soccer. پیتر به فوتبال علاقه دارد. پیوتر به فوتبال علاقه دارد. >>pes<< You can go out, as long as you promise to be back by 11 o'clock. می‌توانی بروی بیرون، به شرط آنکه قول بدهی تا ساعت 11 بر گردی. می‌توانی بیرون بروی تا وعده دهی که تا ساعت یازده برگردی. >>pes<< Did you do your homework? آیا تکالیفت را انجام داده بودی؟ آیا تکالیف خود را به‌جا آوردید؟ >>pes<< Can I offer you another piece of cake? می توانم به شما قطعه دیگری کیک تعارف نمایم؟ آیا می‌توانم قدری از کیک برای شما بگذرانم؟ >>pes<< We could not see anyone in the street. ما نمی توانستیم هیچ کسی را در خیابان ببینیم. و کسی را در کوچه نمی دیدیم. >>pes<< Why me? چرا من؟ چرا من؟ >>pes<< A human should not make the same mistake. انسان دوبار در یک چاله نباید بیفتد. انسان همان خطا را نکند. >>pes<< The government banned cigarette advertising on television. دولت تبلغات سیگار در تلویزیون را ممنوع کرد. و دولت تبلیغات سیگار را در تلویزیون منع نمود. >>pes<< I really want to be with Tom right now. واقعا دلم می خواهد هم اکنون با تام باشم. در حال حاضر می‌خواهم با تام باشم. >>pes<< What is your greatest source of inspiration? منبع بزرگ الهام گرفتنت چیست؟ بزرگترین منبع الهام تو چیست؟ >>pes<< Tom is thirty years old. تام سی ساله است. تام سی ساله است. >>pes<< I was compelled to leave school. من مجبور شدم مدرسه را ترک کنم. مجبور شدم که مدرسه را ترک کنم. >>pes<< My father always sent me to school when I was little. پدر من همیشه مرا به مدرسه می رساند وقتی که من کوچک بودم. پدرم مرا وقتی که کوچک بودم به مدرسه می‌فرستاد. >>pes<< Persian's not hard. فارسی سخت نیست. فارس سخت نیست. >>pes<< Even though it is raining, I don't care at all. هرچند بارونیه هوا ولی اصلا اهمیتی نمی دم. اگر‌چه باران می‌بارد، هیچ فکری نمی کنم. >>pes<< Please pass me the salt. لطفا نمک را به من بده. نمک را به من بده. >>pes<< Two plus two makes four. دو بعلاوه دو می شود چهار. دو بعلاوه دو چهار می‌سازد. >>pes<< I'm begging you. از شما التماس می کنم. به شما التماس می‌کنم. >>pes<< When cleaning the classroom, a few students carry the podium. هنگام نظافت کلاس، چند دانش‌آموز تریبون را حمل می‌کنند. و چون کلاس را تمیز می‌کردند، بعضی از دانش‌آموزان ظرف را حمل می‌کردند. >>pes<< Explain the following. این را توضیح بده. بعد از آن را توضیح بده. >>pes<< We have a wide choice of books. ما یک گستره ای از کتاب ها داریم. ما را از کتابهای وسیع است. >>pes<< You must not despise a man because he is poorly dressed. نباید یک آدم را به خاطر اینکه لباس‌های خوبی ندارد، کوچک بشمارید. انسان را خوار مشمار زیرا که لباس ضعیف دارد. >>pes<< Tom wasn't there yesterday. تام دیروز آنجا نبود. و تام دیروز در آنجا نبود. >>pes<< How can we learn the truth? چگونه حقیقت را دریابیم؟ چگونه می‌توانیم راستی را بیاموزیم؟ >>pes<< Which color do you prefer? چه رنگی دوست داری؟ کدام رنگ را ترجیح می‌دهید؟ >>pes<< All you need is ignorance and confidence and the success is sure. برای موفقیت فقط نادانی و اعتماد به نفس نیاز است. تنها چیزی که لازم دارید جهالت و اعتماد است و موفقیت یقین است. >>pes<< I put in an hour of jogging before I go to school. قبل از اینکه به مدرسه بروم، یک ساعت پیاده روی می کنم. در یک ساعت پیاده روی می‌کنم، قبل از آنکه به مدرسه بروم. >>pes<< Tom is the one who told me when the meeting would be. تام کسی است که به من گفت زمان ملاقات کی خواهد بود. تام کسی است که مرا در وقت ملاقات خبر داد. >>pes<< I understand. فهمیدم. من می‌فهمم. >>pes<< He who thinks he has learned enough has learned nothing. آنکه می‌پندارد که به اندازهٔ کافی آموخته است، هیچ چیز نیاموخته است. کسی‌که گمان می‌برد به قدر کافی تعلیم یافته است، چیزی یاد نگرفته است. >>pes<< Occasionally, things don't go as planned. گاهی اوقات، کار‌ها طبقِ برنامه پیش نمی‌رود. بعضی اوقات، امور مثل نقشه پیش نمی رود. >>pes<< He dressed up as a woman. مثل یه زن لباس پوشیده. مثل زن لباس می‌پوشید. >>pes<< Accompany me if you have time. اگر وقت داری، مرا همراهی کن. اگر وقت داری مرا امتحان کن. >>pes<< Many people are living illegally in the country. افراد زیادی بطور غیرقانونی در کشور زندگی می کنند. بسیاری در زمین غیرمجاز زندگی می‌کنند. >>pes<< When I was younger, many people used to say I was beautiful. وقتی جوون تر بودم، خیلی ها بهم میگفتم که خوشگلم. چون جوان بودم، بسیاری می‌گفتند که من زیبا هستم. >>pes<< He's my half-brother. اون برادر ناتنی منه او برادر ناتنی من است. >>pes<< Do you know the meaning of "climate refugee"? آیا شما معنی "آواره شرایط اقلیمی" را می دانید؟ آیا معنی پناه‌دهنده را می‌دانی؟ >>pes<< Once again. یک بار دیگر. بار دیگر. >>pes<< I worry that I have caught a cold. انگار سرما خورده‌ام. می‌ترسم که سرما خورده باشم. >>pes<< The brightest student expressed gratitude on behalf of his classmates. با هوش‌ترین دانش‌آموز از طرف همکلاسی‌هایش ابراز تشکر کرد. بهترین دانش‌آموز، شکر را به‌خاطر همکلاسی‌هایش بیان می‌کند. >>pes<< And finally, twelve points to Estonia! بالاخره دوازده استونیا را نشان داد. و در آخر دوازده امتیاز به استونی رسید. >>pes<< You shouldn't do it merely to please me. شما نمی‌بایستی آن را صرفاً به‌خاطر خوش آمدن من انجام می‌دادید. فقط برای خشنودی من این کار را مکن. >>pes<< Marie accused her of having stolen the bike. مری به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. و ماری او را به دزدی دوچرخه متهم کرد. >>pes<< Didn't I tell you to clean your room? بهت نگفتم اتاقت را تمیز کنی؟ آیا به شما نگفتم که اتاق خود را طاهر سازید؟ >>pes<< Ah, the phone card's already running out.. See you in half an hour. اه، کارت تلفن در حال تمام شدن است...تو را نیم ساعت دیگر می بینم. آه، کارت تلفن از قبل تمام شده است. تا نیم ساعت دیگر شما را می‌بینم. >>pes<< She was exiled from her country. او از کشور خودش اخراج شد. و او را از وطنش اخراج کردند. >>pes<< What's up with Tom? تام چشه؟ ‌ای تام چه خبر است؟ >>pes<< It took me more than a week to get over my cold. بیشتر از یک هفته بود که سرما خوردگی ام طول کشید. بیشتر از یک هفته طول کشید تا از سرما بیدار شوم. >>pes<< I don't feel well. Could you give me some medicine? حالم خوب نیست.می شود مقداری دارو به من بدهی؟ حالم خوب نیست. آیا می‌توانید به من دارو بدهید؟ >>pes<< Follow him. دنبالش برو. او را متابعت کنید. >>pes<< The whole nation mourned the hero's death. تمام ملل برای مرگ قهرمانانشان سوگواری می کنند. و تمامی قوم برای موت قهرمان ماتم گرفتند. >>pes<< A house built of wood is more easily burnt than a house of stone. خانهٔ چوبی آسان‌تر از خانهٔ سنگی آتش می‌گیرد. خانه‌ای که از چوب ساخته شده است، از خانه سنگ به آسانی سوخته می‌شود. >>pes<< He will regret it sooner or later. او دیر یا زود پشیمان خواهد شد. دیر یا زود آن را پشیمان خواهد شد. >>pes<< A Persian cat was sleeping under the table. گربه ای ایرانی زیر میز خوابیده بود. و گربه فارسی زیر میز خوابیده بود. >>pes<< Homicide is punishable by death. مجازات قتل مرگ است. قتل به موت مجازات می‌شود. >>pes<< My mom wants me to study in Switzerland. مادرم می خواهد که من در سوئیس درس بخوانم. مادرم از من می‌خواهد که در سوئیس درس بخوانم. >>pes<< Humour is the satire of yesterday. طنز طعنهٔ دیروز است. حاویر تخت دیروز است. >>pes<< At first, I couldn't understand what he said. در ابتدا نتوانستم بفهمم که او چه گفت. در ابتدانتونستم بفهمم که او چه گفت. >>pes<< This is me, Aunt Wong. خاله وانگ، این منم. این است من‌ای عمه وانگ. >>pes<< Good wine needs no bush. مشک آن است که خود ببوید، نه آن که عطار بگوید. شراب نیکو احتیاج به بوته ندارد. >>pes<< Was there anybody in the car? کسی تو ماشین بود؟ آیا کسی در ماشین بود؟ >>pes<< Tom checked his watch. تام به ساعتش نگاهی انداخت. و تام ساعت خود را نگاه داشت. >>pes<< Please forgive me for opening your letter by mistake. ببحشید که من اشتباهاً نامه‌ی شما را باز کردم. مرا به‌سبب باز کردن نامه‌ات به اشتباه عفو فرما. >>pes<< Strawberries sell for a high price in the winter. قیمت توت فرنگی در زمستان بسیار بالاست. و تورهای توت در زمستان به قیمت بسیار گران فروخته می‌شود. >>pes<< Raisins are shrivelled grapes. کشمش‌ها انگورهای چروکیده هستند. رطبها انگورهای مغناطیس می‌باشند. >>pes<< It isn't what he says that annoys me but the way he says it. چيزي که من را اذيت مي‌کند حرفهاي او نيست بلکه نحوه گفتن آنهاست. این چیزی نیست که او می‌گوید مرا اذیت می‌کند، بلکه به راهی که می‌گوید. >>pes<< In past, Iranians lived on naan bread, but nowadays basic Iranian's food gets rice. در گذشته ایرانی ها با نان زندگی می کردند ولی امروزه غذای اصلی آنان برنج است. و در گذشته ایرانیان بر نان نعن ساکن شدند، اما امروز خوراک اصلی ایرانی برنج می‌گیرد. >>pes<< No. نخیر. نه. >>pes<< He arrived safe and sound. او به‌سلامت رسید. و به امنیت و سلامتی رسید. >>pes<< The winter's sun gives only little warmth. آفتاب زمستان فقط کمی گرم می‌کند. آفتاب زمستان فقط گرما می‌دهد. >>pes<< She boiled the eggs. اوتخم مرغها را آب پزکرد و تخمها را می‌پخت. >>pes<< This site is really great! این سایت واقعا بزرگ است! این مکان بسیار عظیم است. >>pes<< At the moment she saw a tall man with a gun standing in the doorway, she instinctively backed away. در آن لحظه که مردی بلندقد ایستاده با تفنگی را در راهرو دید به طور ناخودآگاه عقب عقب رفت. و در آن لحظه مرد بلند قدی را دید که اسلحه‌ای در آستانه ایستاده بود، و به‌شدت عقب کشید. >>pes<< How many times a minute does the average person blink? به طور میانگین هر شخص در دقیقه چند بار پلک میزند؟ چند مرتبه در دقیقه، یک مرد متوسط چشمک می‌زند؟ >>pes<< Ignorance is bliss. جهل یک برکت است. جهالت، خوشی است. >>pes<< Did you inform your teacher of this? آیا تو به معلمت در این مورد اطلاع دادی؟ آیا معلم خود را از این خبر دادی؟ >>pes<< Let me help you with those groceries. اجازه بده برای آوردن اون خاربار کمکت کنم. در آن آذوقه‌ها تو را مدد نمایم. >>pes<< I was born in 1972. من در سال 1972 به دنیا آمده ام. و در سال 1972 به دنیا آمدم. >>pes<< Every day you should at least listen to a short song, read a good poem, look at a beautiful picture, and, if possible, say several intelligent words. هر روز حداقل باید به یک آهنگ گوش دهید، یک شعر بخوانید، به یک تصویر زیبا نگاه کنید، و اگر امکان‌پذیر باشد، کلمات عاقلانهٔ متعددی بگویید. هر روز سرود کوتاه بشنو و سرود نیکو بخوان، و به تصویر زیبا نظر کن، و اگر ممکن باشد سخنان نیکو بگو. >>pes<< Tom doesn't know the difference between an Austrian and a German. تام فرقِ بینِ یک اتریشی و یک آلمانی را نمی‌داند. تام فرق میان اتریشی و آلمانی را نمی داند. >>pes<< Today, things are better for the Latino community in the USA. امروزه، اوضاع برای گروه لاتینی ها ( اهالی آمریکای جنوبی) در ایالات متحده آمریکا بهتر است. امروز، امور برای امت لاتین در ایالات متحده بهتر است. >>pes<< Hello, Meg. How are you? سلام، مگ. چه طوری؟ سلام مگ. حالت چطوره؟ >>pes<< I remember Tom telling me about the time he and Mary had climbed Mt. Fuji. یادم می آید تام برایم راجع به زمانی می گفت که او و ماری قله فوجی را فتح کرده بودند. و تام را به یاد می‌آورم که درباره زمانی که او و مریم از کوه متی بالا رفته بودند، به من خبر داده بود. >>pes<< I don't think I like you anymore. فکر نمی کنم دیگر تو را دوست داشته باشم. گمان نمی برم که دیگر تو را دوست دارم. >>pes<< Tehran is in Iran. تهران در ایران است. تهران در ایران است. >>pes<< She cried. او گریست. او فریاد برمی آورد. >>pes<< A good beginning makes a good ending. خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج. آغاز نیکو، پایان نیکو می‌بخشد. >>pes<< It seemed unlikely that Tom wouldn't come to Mary's birthday party. به نظر غیر محتمل می رسید که تام به جشن تولد ماری نیاید. و به نظر نمی آمد که تام به جشن تولد مریم نیاید. >>pes<< I don't want to hear any more. نمی‌خواهم دیگر چیزی بشنوم. دیگر نمی خواهم بشنوم. >>pes<< Tom didn't believe it for a second. تام یک لحظه هم آن را باور نکرد. و تام برای یک ثانیه آن را باور نکرد. >>pes<< I would take this brown tie. من این کراوات قهوه ای را بر خواهم داشت. و این کمربند قهوه‌ای را می‌گرفتم. >>pes<< I have just been to Sapporo Station to see my mother off. من به تازگی در ایستگاه ساپورو بودم تا مادرم را بدرقه کنم. من الان به ایستگاه شیفورو رفته‌ام تا مادرم را بیرون ببینم. >>pes<< You are a goody-goody. خیلی چاپلوسی (پاچه خواری) تو نیکو هستی. >>pes<< We have elected him chairman of the meeting. ما او را به عنوان رئیس جلسه انتخاب کرده‌ایم. و او را رئیس مجلس برگزیده‌ایم. >>pes<< Sorry, could you turn the radio off? ببخشید، می توانیدرادیو را خاموش کنید؟ ببخشید، می‌توانید رادیو را خاموش کنید؟ >>pes<< I like Russian food. من غذای روسی دوست دارم. خوراک روسی را دوست می‌دارم. >>pes<< The sun melts the snow. خورشید برف را ذوب می‌کند. آفتاب برف را گداخته می‌سازد. >>pes<< Everything is on schedule. همه چیز طبق برنامه است. همه چیز در وقت معین است. >>pes<< If he doesn't want to learn, we can't make him. اگر او نمی خواهد یاد بگیرد، ما نمی توانیم او را مجبور کنیم. اگرنمی خواهد تعلیم گیرد، نمی توانیم او را مجبور سازیم. >>pes<< They are just waiting for the storm to pass. آنها فقط منتظرند که توفان تمام شود. ایشان منتظر می‌باشند تا طوفان بگذرد. >>pes<< I went to the station. من به ایستگاه رفتم. و به ایستگاه رفتم. >>pes<< There was a big fire near my house last night. آتش سوزی بزرگی نزدیک خانه من دیشب اتفاق افتاد. دیشب آتش بزرگ نزدیک خانه من بود. >>pes<< The files are in proper order. فایلها در نظم خوبی هستند. پرونده‌ها به ترتیب می‌باشند. >>pes<< What do you think about when you go to sleep? وقتی به خواب می‌روی به چه فکر می‌کنی؟ هنگامی که به خواب می‌روید به چه فکر می‌کنید؟ >>pes<< Get down on the floor! بخوابید روی زمین! بر زمین بخواب! >>pes<< Let go of it. ولش کن! و آن را رها کن. >>pes<< I'm not afraid of lightning. من از آذرخش نمی‌ترسم. از برق نمی ترسم. >>pes<< I do love you. واقعاً دوسِت دارم. واقعاً عاشِقِتم. تو را دوست می‌دارم. >>pes<< I want something cold to drink. من چیزی سرد برای نوشیدن می خواهم. چیزی سرد برای نوشیدن می‌خواهم. >>pes<< Shift the sofa so that it faces the fireplace. کاناپه را جا به جا کنید تا رو به شومینه باشد. مبل را تبدیل کن تا به شومینه روی آورد. >>pes<< How's the weather in Iran? هوا در ایران چطور است؟ آب و هوا در ایران چگونه است؟ >>pes<< You should work hard. تو باید سخت کار کنی. سخت کار کن. >>pes<< His wife was old but he loved her. همسرش پیر بود اما عاشقش بود. و زنش پیر شده بود، اما او را دوست می‌داشت. >>pes<< I was eating in restaurant yesterday. دیروز در رستوران غذا می خوردم. و من دیروز در رستوران غذا می‌خوردم. >>pes<< An apple fell on the ground. سیبی روی زمین افتاد. و سیبی بر زمین افتاد. >>pes<< I do not fear death. من از مرگ نمی ترسم. از موت نمی ترسم. >>pes<< I prefer coffee to tea. قهوه را به چای ترجیح می دهم. قهوه را به چای ترجیح می‌دهم. >>pes<< I came here yesterday. من دیروز آمدم اینجا. و دیروز به اینجا آمدم. >>pes<< He had time to prepare his men for battle. او برای آماده کردن مردانش برای جنگ فرصت داشت. و وقت داشت که مردان خود را برای جنگ مهیا سازد. >>pes<< Could you shout to Tom and tell him it's breakfast time? می شه یک داد بزنی سر تام و بگی وقت صبحانه ست؟ آیا به تام فریاد می‌آوری و او را خبر می‌دهی که وقت صبحانه است؟ >>pes<< It's futile. بیهوده است. باطل است. >>pes<< Tom won't let you go. تام نمی گذارد شما بروید. تام تو را رها نخواهد کرد. >>pes<< My parents don't understand me. والدینم مرا درک نمی کنند. پدر و مادرم مرا درک نمی کنند. >>pes<< I got lost in the maze. من در هزارتو گم شدم. در هزارتو گم شدم. >>pes<< He was so confused that his answer did not make any sense. او به حدی گیج شده بود که جوابش به هیچ وجه عاقلانه نبود. پس چنان گیج شده بود که جواب او هیچ معنی نداد. >>pes<< You can use my dictionary. شما می توانید از فرهنگ لغت من استفاده کنید از فرهنگ لغت من می‌توانی استفاده نمایی. >>pes<< Write about the relationship between the artificial environment and the natural environment. در باره‌ی رابطه‌ی بین محیط مصنوعی و محیط طبیعی بنویسید. درباره رابطه میان محیط مصنوعی و محیط طبیعت بنویس. >>pes<< Our teacher warned him not to be late again. معلم ما به او هشدار داد که دیگر دیر نکند. استاد ما او را خبر داد که دیگر دیر نیاید. >>pes<< I wish I had more time to talk with her. کاش وقت بیشتری برای حرف زدن با او داشته باشم. کاش که وقت بیشتری می‌داشتم تا با وی سخن گویم. >>pes<< I was in Iran. من در ایران بودم. من در ایران بودم. >>pes<< I'm not accustomed to such treatment. من به چنین رفتارهایی عادت نکرده ام. به چنین نیکویی عادت ندارم. >>pes<< What are you hiding from me? چه چیزی را از من پنهان می‌کنی؟ از من چه پنهان می‌کنی؟ >>pes<< To be quiet in class is to respect other people's sleep. ساکت بودن در کلاس احترام به خواب مردم است. ساکت بودن در طبقه، احترام گذاشتن به خواب دیگران است. >>pes<< Getter Jaani is very sweet. گتار جانی خیلی ناز است. گتر یانی بسیار شیرین است. >>pes<< I watched him cross the street. من او را در حال عبور از خیابان تماشا کردم. او را دیدم که از کوچه عبور می‌کرد. >>pes<< This watch is ten minutes slow. این ساعت ده دقیقه عقبه این ساعت ده دقیقه کند است. >>pes<< If you're wrong, admit it. If you're right, be quiet. اگر اشتباه می‌کنی، آن را بپذیر. اگر حق با تو است، خاموش باش. اگر اشتباه می‌کنی، آن را قبول کن، و اگر راست می‌گویی ساکت باش. >>pes<< Hold still for a moment, please. لطفاً چند دقیقه آرام بمانید. یک لحظه صبر کنید، لطفاً. >>pes<< He is always losing his umbrella. او همیشه چترش را گم می کند. او همیشه چتر خود را از دست می‌دهد. >>pes<< His goal is getting promoted. هدف او ارتقا پیدا کردن است. هدف او ترفیع می‌یابد. >>pes<< A guilty conscience needs no accuser. همه‌کاره و هیچ‌کاره. وجدان گناهکار نیازی به شکایت ندارد. >>pes<< You should tell him the truth. شما باید حقیقت را به او بگویید به او راستی را بگو. >>pes<< You need not work so hard in order to pass the examination. نیازی نیست که برای قبولی در امتحان اینقدر سخت کار کنی. لازم نیست که سخت کار کنی تا امتحان را قبول نمایی. >>pes<< Samara Morgan never sleeps. سامارا مورگان هیچ وقت نمی‌خوابد. ثمرا مورگان هرگز نمی خوابد. >>pes<< Men are but children of a larger growth. مردان فقط کودکان بزرگ هستند. مردمان فرزندان رشد بزرگتر می‌باشند. >>pes<< Which do you prefer, Coke or Pepsi? کدام را ترجیح می دهی، پپسی یا کوکا؟ کدام را ترجیح می‌دهید؟ کوکا و پپسی؟ >>pes<< It is not crime against God in Islam that a man has two or more wives. اینکه مردی دو زن یا بیشتر بگیرد در اسلام گناه محسوب نمی شود. گناه نیست بر خدا در اسلام که مرد دو یا چند زن دارد. >>pes<< There hasn't been a drop of rain in two weeks. دو هفته است که یک قطره باران نیامده. و در دو هفته یک قطره باران نبوده است. >>pes<< I met Meg, who told me the news. من مگ را دیدم که خبرها را به من گفت. و مگ را ملاقات کردم که خبر را به من خبر داد. >>pes<< I lived in Tehran. من در تهران زندگی کردم. در تهران ساکن شدم. >>pes<< I'll be in bed by the time you get home. تا اون موقع که تو برسی خونه من تو تختم هستم. تا وقتی که به خانه برسی، در بستر خواهم بود. >>pes<< A coward dies a thousand times before his death. The valiant never taste of death but once. ترس برادر مرگ است. یک بزدل هزار مرتبه پیش از مرگش می‌میرد و شجاعان جز یک مرتبه طعم موت را نخواهند چشید. >>pes<< Magdalena is interested in geography. ماگدالنا به جغرافیا علاقه دارد. مجدلنا به جغرافيايي علاقه دارد. >>pes<< A chain is no stronger than its weakest link. زنجیر از ضعیف ترین حلقه اش قویتر نیست. زنجیر از ضعیف‌ترین پیوندش قوی‌تر نیست. >>pes<< He asked me for help. او از من کمک خواست. او از من کمک خواست. >>pes<< I'm leaving, goodbye! من می‌روم، خداحافظ! من می‌روم وبای می‌کنم. >>pes<< I don't know if I have the time. نمی دانم وقت خواهم داشت یا نه. نمی دانم که وقت دارم یا نه. >>pes<< I see. میبینم می‌بینم. >>pes<< Tom likes kittens. تام بچه گربه ها را دوست دارد. تام، بچه گربه‌ها را دوست می‌دارد. >>pes<< I do not have an account in these forums. در این انجمن ها حسابی ندارم. در این فالها هیچ حساب ندارم. >>pes<< I don't have a single enemy. من یک دشمن منفرد ندارم. من دشمن یگانه‌ای ندارم. >>pes<< I gave Tom everything he asked for. من به تام هر چیزی را که خواسته بود، دادم. و به تام هر‌چه خواست دادم. >>pes<< Do you think Tom would want to go with us? شما فکر می کنید تام با ما خواهد آمد؟ آیا گمان می‌برید که تام می‌خواهد همراه ما بیاید؟ >>pes<< The fire is going out; will you add some wood? آتش دارد خاموش می شود.می توانی کمی چوب اضافه کنی؟ آتش بیرون می‌رود. آیا مقداری چوب می‌افزایی؟ >>pes<< Ask no questions and hear no lies. سؤال نکن تا دروغی نشنوی. سوال مپرسید و دروغ نشنوید. >>pes<< The more popcorn you eat, the more you want. پاپ‌کورن هر چه بیشتر بخوری، بیشتر می‌خواهی. هرچه بیشتر پاپ کورن می‌خورید، هرچه بیشتر می‌خواهید. >>pes<< I called you three or four times, but you never answered your phone. من سه چهار بار با شما تماس گرفتم، ولی شما جواب ندادید. شما را سه یا چهار مرتبه خواندم، اما هرگز تلفن خود را جواب ندادید. >>pes<< You make mistakes if you do things in a hurry. اگر در انجام کار ها عجله کنی، اشنباه می کنی مرتکب خطا می‌شوید، اگر به تعجیل عمل می‌کنید. >>pes<< Where is Tehran? تهران کجاست؟ تهران کجاست؟ >>pes<< All that read this can read. هرکه این را خواند خواندن می داند. جمیع آنانی که این را می‌خوانند، می‌توانند بخوانند. >>pes<< She wanted to die because she couldn't satisfy her parents. او می خواست بمیرد چونکه او نمی توانست پدر و مادرش را خوشحال کند. پس می‌خواست بمیرد، زیرا که نمی توانست پدر و مادر خود را سیر کند. >>pes<< Tom doesn't live in Boston now. تام اکنون در بوستون زندگی نمی کند. تام الان در بوستون ساکن نمی شود. >>pes<< Each person was given enough food and clothing. به هر نفر، غذا و لباس کافی داده شد. و به هر کس خوراک و لباس کافی داده شد. >>pes<< Have you heard the good news? آیا خبر خوب را شنیده ای؟ آیا بشارت را شنیده‌ای؟ >>pes<< Hello, world! سلام جهان! سلام‌ای جهان! >>pes<< Is the bank open? آیا بانک باز است؟ آیا بانک باز است؟ >>pes<< I went home. من به خانه رفتم. پس به خانه رفتم. >>pes<< Tom decided to mosey on over to Mary's place. تام تصمیم گرفت بگذارد برود اقامتگاه ماری. و تام تصمیم گرفت که به مکان مریم نقل مکان نماید. >>pes<< You had plenty of time. تو وقت زیادی داشتی. وقت بسیار داشتی. >>pes<< Please stay here till I get back. لطفاً تا وقتی بر می‌گردم، اینجا بمانید. لطفا تا وقتی که برگردم، اینجا بمانید. >>pes<< Time is money. وقت گرانبهاست. وقت، نقره است. >>pes<< One speaks English, and the other speaks Japanese. یکی انگلیسی صحبت می کند، و دیگری ژاپنی حرف می زند. یکی انگلیسی سخن می‌گوید و دیگری ژاپنی سخن می‌گوید. >>pes<< She is what is called a genius. او چیزی است که نابغه خوانده می شود. او است که نابغه نامیده می‌شود. >>pes<< The flight took us ten hours. جدال ده ساعت طول کشید. و آن فرار، ما را ده ساعت گرفت. >>pes<< They insisted on my paying the money. آنها اصرار کردند که من پول را بپردازم. پس اصرار کردند که نقد را ادا کنم. >>pes<< She loves flowers. او عاشق گل هاست. گل دوست می‌دارد. >>pes<< Exams are right after summer vacation. امتحان درست بعد از تعطیلاتِ تابستان. عیدها درست بعد از تعطیلات تابستان است. >>pes<< I want you to stand guard. ازت می خوام نگهبانی بدی می‌خواهم که بیدار بمانید. >>pes<< There were islands in the sea. در دریا جزیره ها وجود داشتند. و جزایری در دریا بود. >>pes<< It was a problem difficult to solve. این مسئله‌ای بود که به سختی حل می‌شد. حل کردن آن مشکل بود. >>pes<< An ambassador is an honest man sent to lie abroad for the good of his country. یک سفیر یک فرد درستکار است که برای دروغ گفتن به خاطر مصلحت کشورش، به خارج فرستاده می‌شود. سفیری امین فرستاده شده است تا بجهت صلاح کشور خود به بیرون بخوابد. >>pes<< Whom did you buy? چه خریده ای؟ کیست را خریده‌ای؟ >>pes<< Tom is a real cowboy. تام یک کابوی واقعی است. تام گاوچرون حقیقی است. >>pes<< She cleaned all of the house by herself. اون تمام خونه رو به تنهایی تمیز کرد. و تمامی خانه را به تنهایی طاهر ساخت. >>pes<< It's a quarter past nine. ساعت یک ربع بعد از نه است. یک ربع از نه است. >>pes<< African folklore is very interesting. ادبیات بومی آفریقا بسیار جالب است. افسانه آفریقایی بسیار جالب است. >>pes<< Ken beat me at chess. کن من را در شطرنج برد. کن مرا به شطرنج زد. >>pes<< The site http://esperanto.typeit.org/ really facilitated my survival in Tatoeba. http://esperanto.typeit.org/ این سایت واقعاً بقای مرا در تاتوئبا آسان ساخت. و آن مکان به جهت خروج از تاتوبا مهیا ساخت. >>pes<< This TV show is aimed at children. مخاطب این برنامه تلویزیونی کودکان هستند. این نمایش به پسران اشاره می‌کند. >>pes<< He changes his schedule from day to day. او برنامه ی روزانه اش را روز به روز عوض می کند. روز به روز، وقت خود را تغییر می‌دهد. >>pes<< Tom and Mary were married in a small church not too far from here. تام و ماری در کلیسای کوچکی نه چندان دور از اینجا ازدواج کرده بودند. و تام و مریم در کلیسای کوچک بسیار دور از اینجا ازدواج کردند. >>pes<< I would like to thank you for your great job. من می خواهم به شما برای کار بزرگ شما تشکر می کنم. می‌خواهم به‌سبب کار عظیم شما از شما تشکر کنم. >>pes<< A captain is in charge of his ship and its crew. یک کاپیتان مسئول کشتی و خدمه آن است. ناخدایی مسئول کشتی و خدمه‌اش است. >>pes<< Tom doesn't believe that Mary is happy. تام باور نمی کند که مری خوشبخت است. تام باور نمی کند که مریم شاد است. >>pes<< Tom chewed Mary out for staying out all night long. تام برای بیرون ماندن در تمام شب، ماری را سرزنش کرد. و تام مریم را به‌سبب اینکه تمامی شب بیرون می‌ماند، خورد. >>pes<< Insure it, please. این را بیمه کن،لطفا. ‌ای خواهش می‌کنم آن را مطمئن ساز. >>pes<< The flowers smell good. گل ها بوی خوبی می دهند. گلها بوی نیکو می‌دهند. >>pes<< Good cat! گربه خوب گربه نیکو! >>pes<< He denied his marital status. او وضعیت تأهل خود را کتمان کرد. او دعوی خود را انکار کرد. >>pes<< Just when the first human beings will reach Mars remains to be seen. به وقتی واقعا اولین انسان بر مریخ پای بگذارد، زمان باقی است. درست هنگامی که نخستین انسان به مریخ برسد، می‌ماند تا دیده شود. >>pes<< Will it be much longer? آیا طولانی خواهد شد؟ آیا بیشتر خواهد بود؟ >>pes<< I don't like ice cream. بستنی دوست ندارم. از بستنی خوشم نمی آید. >>pes<< In spring, nature gets green. در بهار طبیعت سبز می شود. در بهار، طبیعت سبز می‌شود. >>pes<< He was asked to account for his failure. ازش خواسته شد در مورد شکستش توضیح بده. از او خواسته شد که به‌سبب خرابیش حساب کند. >>pes<< I can't remember her name. نام او را به یاد نمی آورم. اسم او را به یاد نمی آورم. >>pes<< It was close to 2:30 by the time Tom reached Mary's house. زمانی که تام به خانه ی ماری رسید، ساعت نزدیک 2:30 بود. و نزدیک بود که تام به خانه مریم برسد. >>pes<< Do you want me to come to Japan to see you? آی میخواهی در ژاپن بیام تو را ببنم؟ آیا می‌خواهی برای دیدن تو به ژاپن بیایم؟ >>pes<< Mary can dance well. ماری می تواند خوب برقصد. مریم می‌تواند خوببرقصد. >>pes<< What will you do on New Year's Day? در روز سال نو چه خواهی کرد؟ در روز سال نو چه خواهید کرد؟ >>pes<< The boy sat on a chair. پسر روی یک صندلی نشست. و آن پسر بر کرسی نشسته بود. >>pes<< I don't like school. من مدرسه را دوست ندارم. از مدرسه خوشم نمی آید. >>pes<< I can speak Esperanto like a native. من می توانم به اسپرانتو به خوبی زبان مادری ام حرف بزنم. می‌توانم اسپورانتو را مثل بومیان سخن گویم. >>pes<< I don't want this news to be made public yet. هنوز نمی‌خواهم که این خبر علنی شود. نمی خواهم این خبر هنوز ظاهر شود. >>pes<< I missed the bus. من اتوبوس را از دست دادم. اتوبوس را از دست دادم. >>pes<< Why is everything going wrong? چرا همه چیز خراب پیش می رود؟ چرا همه‌چیز خطا می‌کند؟ >>pes<< Didn't I tell you to take out the garbage? بهت نگفتم آشغال‌ها را ببری بیرون؟ آیا به شما نگفتم که زباله‌ها را بیرون کنید؟ >>pes<< Why are these girls so mean? چرا این دختران بسیار بدجنس هستند؟ چرا این دختران اینقدر بدجنسند؟ >>pes<< Save up something for a rainy day. چیزی برای زمان نداری نگه دار. چیزی برای روز باران ذخیره کن. >>pes<< Logic will get you from A to B. Imagination will take you everywhere. منطق تو را از الف به ب خواهد برد. خیال تو را به همه جا خواهد برد. عقل تو را از الف به ب خواهد گرفت و حیرت تو را همه جا خواهد گرفت. >>pes<< She was blind, deaf, and mute. او کور، کَر و لال بود. کور و کر و گنگ بود. >>pes<< Does anyone know French? آیا کسی فرانسوی می‌داند؟ آیا کسی فرانسوی می‌داند؟ >>pes<< Now it's time for the weather forecast. اکنون زمان پیش بینی هواست. و الان وقت پیش‌بینی آب و هوا است. >>pes<< If men are wolves then women are devils. اگر مردها گرگ هستند پس زنها نیز شیطان هستند. اگر مردان گرگ باشند، آنگاه زنان دیوها می‌باشند. >>pes<< Tom decided to mosey on over to Mary's place. تام تصمیم به اساس کشی به اقامتگاه ماری گرفت. و تام تصمیم گرفت که به مکان مریم نقل مکان نماید. >>pes<< To the best of my knowledge, she hasn't left yet. تا جایی که می دونم هنوز نرفته به بهترین معرفت من، هنوز رها نشده است. >>pes<< A picture is worth a thousand words. یک تصویر به اندازهٔ هزار کلمه می‌ارزد. تصویر هزار کلام می‌باشد. >>pes<< These clothes are not appropriate for a cold winter day. این لباس ها واسه یه روز سرد زمستانی مناسب نیست. این رختها برای روز سرد زمستان مناسب نیست. >>pes<< Let's break stereotypes! بیایید کلیشه ای صحبت نکنیم. مغناطیسها را بشکنیم. >>pes<< I love Arabic. من عربى دوست دارم. عربی را دوست می‌دارم. >>pes<< What is the price of peace? بهای صلح چیست؟ قیمت سلامتی چیست؟ >>pes<< I got the book back from him. کتاب رو ازش پس گرفتم. کتاب را از او پس گرفتم. >>pes<< Your family should come before your career. کار و شغل تو باید قبل از خانواده ات قرار گیرد. و خاندان تو پیش از شغل تو بیایند. >>pes<< I'm drinking water in the kitchen. در آشپزخانه آب می نوشم. در آشپزخانه آب می‌نوشم. >>pes<< Tom was the only person to have ever managed to escape from that prison. تام تنها کسی بود که تا آن زمان موفّق به فرار از آن زندان شده بود. و تام تنها کسی بود که از آن زندان فرار کرد. >>pes<< Water law is the field of law dealing with the ownership, control, and use of water as a resource. حقوق آب، شاخه ای از حقوق است که به مالکیت، کنترل و بهره برداری از آب بعنوان یک منبع می پردازد. شریعت آب، مزرعه شریعت است که با ملک و تسلط و استفاده از آب به جهت منابع عمل می‌کند. >>pes<< The marriage feast continued for three whole days. جشن و سرور ازدواج سه روز کامل ادامه پیدا کرد. و عید عروسی تا سه روز تمام ادامه یافت. >>pes<< Aim. Fire! هدف،آتش! هدف بگیرید. آتش! >>pes<< It's not my business. آن به من ربطی ندارد این از آن من نیست. >>pes<< We'll help. ما کمک خواهیم کرد. ما اعانت خواهیم کرد. >>pes<< Which one of those books did you give to Tom? کدام یک از آن کتاب ها را به تام دادی؟ کدام یک از این کتب را به تام دادی؟ >>pes<< She likes jazz, and I do, too. او جاز را دوست دارد، من هم همینطور. جاز را دوست می‌دارد و من نیز می‌کنم. >>pes<< Why do we have to help Tom? چرا ما مجبوریم به تام کمک کنیم؟ چرا باید تام را اعانت کنیم؟ >>pes<< You're absolutely right. حق کاملاً با شماست. تو کاملاً راست می‌گویی. >>pes<< Mr Koizumi succeeded Mr Mori as prime minister. آقای کوییزومی به عنوان نخست‌وزیر جانشین آقای موری شد. و آقای کازومی، آقای موری را نخست وزیر گردانید. >>pes<< You're from Iran. تو از ایران هستی. تو از ایران هستی. >>pes<< They won't put up with this, when they find out. آنها با این مطلب کنار نخواهند آمد وقتی که متوجه موضوع بشوند چون بفهمند، به این عمل نخواهند کرد. >>pes<< It may freeze next week. ممکن است هفته دیگر یخ بندان باشد. هفته بعد یخ می‌زند. >>pes<< Why won't Tom let you use his car? چرا تام اجازه نمی دهد از ماشین اش استفاده کنی؟ چرا تام تو را از ماشین خود نخواهد گذاشت؟ >>pes<< A fox smells its own stink first. روباه بوی گندش را زودتر از دیگران استشمام می‌کند. اول روباه بوی بوی گند خود را می‌دهد. >>pes<< Tom tended to curse like a trucker whenever things didn't go his way. هر وقت کارها مطابق میل تام پیش نمی رفت مثل راننده کامیون ها از الفاظ رکیک استفاده می کرد. و تام در هر وقت که راه خود را نمی رفت، مثل عیشگر لعنت می‌نمود. >>pes<< How do you know my name? چطور نام مرا میدانی؟ اسم مرا از کجا می‌دانی؟ >>pes<< When it was time to vote, he abstained. هنگامی که زمان رأی دادن بود، او از از رأی دادن خودداری کرد. و چون وقت رای دادن بود، خودداری نمود. >>pes<< The eagle does not catch flies. که نباشد محرم عنقا مگس. عقاب مگسها را نمی گیرد. >>pes<< It depends on the context. بستگی به شرایط دارد. به مضمونش بستگی دارد. >>pes<< She's intent on going to New York to study fashion. او قصد دارد برای تحصیل در زمینه مد به نیویورک برود. قصد می‌کند که به نیویورک برود تا مد را تحصیل نماید. >>pes<< They don't have proof. اثبات ندارند. ایشان را برهان نیست. >>pes<< I'm kind of happy. یک جورایی خوشحالم. من تا حدی شادی می‌کنم. >>pes<< All his teeth were sound. همه دندانهای او سالم بودند. و تمامی دندانهای او نرم بود. >>pes<< What exactly are you saying? دقیقاً چه می‌خواهی بگویی؟ چه می‌گویی؟ >>pes<< Just shut up and get on with your work! خفشو و برو پی کارت ! فقط خفه شو و به‌کار خود مشغول شو. >>pes<< Suddenly everything went black and I lost consciousness. یک دفعه همه چیز سیاه شد و من بی هوش شدم. ناگهان همه‌چیز سیاه شد و من هوشیاری خود را از دست دادم. >>pes<< I like chocolate. من شکلات دوست دارم. از شکلات خوشم می‌آید. >>pes<< Whose book is this? این کتاب مال چه کسیه؟ این کتاب کیست؟ >>pes<< Last year I watched no less than fifty films. سال قبل کمتر از پنجاه فیلم ندیدم. سال گذشته چیزی کمتر از پنجاه فیلم ندیده بودم. >>pes<< How long do we stop here? چند مدت ما اینجا توقف می کنیم؟ تا به کی اینجا توقف می‌کنیم؟ >>pes<< I've had this song stuck in my head for two days! دو روزه این آهنگ تو مغزم گیر کرده! این سرود را دو روز در سر خود گیر کرده‌ام. >>pes<< I want to buy this jacket. میخواهم این ژاکت را بخرم. می‌خواهم این ژاکت را بخرم. >>pes<< I can't agree with you on this matter. من در این موضوع با تو موافق نیستم. در این امر با شما موافق نیستم. >>pes<< I love you from the bottom of my heart. من شما را از ته قلبم دوست دارم. تو را از ته دل دوست می‌دارم. >>pes<< My clothes get wet so I took off them. لباس هایم خیس شده بودند برای همین آنها را از تن بیرون کردم. رختهایم خیس می‌شود و آنها را بیرون می‌برم. >>pes<< The dog's name is Ken. اسم سگ «کِن» است. اسم سگ کن است. >>pes<< You are completely right. حق کاملاً با شماست. تو کاملاً راست می‌گویی. >>pes<< Our ultimate goal is to establish world peace. هدف غایی ما برقراری صلح جهانی است. هدف نهایی ما برقراری سلامتی جهان است. >>pes<< Lobsters belong to a class of marine animals. میگو به دسته ی حیوانات دریایی تعلق دارد. لوبدرها از طبقه‌ای از حیوانات دریایی است. >>pes<< The workers took pride in their work. کارگران به کارشان می بالند. و کارگرها در کار خود تکبر ورزیدند. >>pes<< I can't remember anything. نميتوانم چیزی را بخاطر بیاورم چیزی را به یاد نمی آورم. >>pes<< Tom took off the picture on the wall and hung another there. تام عکس روی دیوار رو ورداشت و یکی دیگه جاش گذاشت. و تام آن تصویر را بر دیوار برداشت و دیگری را در آنجا آویزون ساخت. >>pes<< I recommend learning about edible plants that are native to your area. من مطالعه دربارهٔ گیاهان خوراکی که بومی محلتان هستند را توصیه می‌کنم. درباره گیاهانی که بومی شما هستند، تعلیم می‌دهم. >>pes<< Tom was very scared. تام خیلی ترسیده بود. و تام بسیار هراسان شد. >>pes<< I know not with what weapons World War III will be fought, but World War IV will be fought with sticks and stones. من نمی دانم درجنگ جهانی سوم چه اسلحه هایی بکار می رود اما می دانم که در جنگ جهانی چهارم سلاح های جنگ چوب و سنگ خواهد بود نمی دانم با کدام سلاح جنگ جهانی سوم جنگ خواهد شد، اما جنگ جهانی دوم با چوب و سنگ جنگ خواهد شد. >>pes<< It is impossible for him to finish it in an hour. برای او غیر ممکن است که آن را تا یک ساعت دیگر تمام کند. و او را محال است که در یک ساعت آن را تمام کند. >>pes<< Tom closed his eyes and made a wish. تام چشم‌هایش را بست و یک آرزو کرد. و تام چشمان خود را بسته، آرزو نمود. >>pes<< Birds are indicators of the environment. If they are in trouble, we know we'll soon be in trouble. پرنده ها شاخص های محیط زیست هستند. اگر آنها با معضل مواجه شوند، می دانیم که ما نیز به زودی معضل خواهیم داشت. پرندگان نشانه های محیط می‌باشند. اگر در تنگی باشند، می‌دانیم که به زودی در زحمت خواهیم افتاد. >>pes<< I think I'll wear this red sweater. فکر کنم که سویت شرت قرمز را بپوشم. گمان می‌برم این لباس قرمز را بپوشم. >>pes<< "What's going on in the cave? I'm curious." "I have no idea." " در این غار چه می گذرد؟ من کنجکاو هستم." "من هیچ حدسی نمی زنم." «در غار چه می‌شود؟ من سوال می‌کنم. من هیچ نمی دانم.» >>pes<< Rome has declared war on Venice. روم در ونیس جنگ اعلام کرد. روم با ونیز جنگ کرده است. >>pes<< Can you recommend any other hotels? می‌توانی هتل‌های دیگری پیشنهاد کنی؟ آیا هتلهای دیگر را می‌توانی نصیحت کنی؟ >>pes<< Do in Rome as the Romans do. خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. در روم مثل رومیان عمل نما. >>pes<< I can resist everything but temptation. من در مقابل همه چیز غیر از وسوسه می‌توانم مقاومت کنم. من می‌توانم با همه‌چیز جز امتحان مقاومت کنم. >>pes<< Yalda is the longest night of the year in the solar/Jalali calendar. یلدا طولانی ترین شب سال در تقویم خورشیدی است. یلدا طولانی‌ترین شب سال در تقویم شمسی و جلالی است. >>pes<< Bananas are yellow. موز زرد است. موز زرد است. >>pes<< That doctor advised him to quit smoking. آن دکتر به او نصیحت کرد کشیدن سیگار را ترک کند. آن دکتر او را ترغیب کرد که سیگار کشیدن را ترک نماید. >>pes<< I wear a suit, but not a tie. من کت پوشیدم، اما بدون کراوات. لباس می‌پوشم، لیکن کراوات نمی گیرم. >>pes<< He waved goodbye to us. او دستش به منظور خداحافظی با ما تکان داد. او با ما خداحافظی می‌کرد. >>pes<< Peas and carrots are common ingredients in soups. نخود و هویج از افزودنی‌های متداول سوپ هستند. و پیاس و ادویه‌ها، مواد معمول در سوپها می‌باشند. >>pes<< I am still alone. همچنان تنهایم. من هنوز تنها هستم. >>pes<< Tom met Mary for lunch. توم مری را ملاقات کرد برای ناهار. و تام مریم را برای ناهار ملاقات کرد. >>pes<< I was tossing and turning all the night. تمام شب تو جام وول می خوردم. و تمامی شب را می‌لرزیدم و می‌چرخیدم. >>pes<< They betrayed me. آنها به من خیانت کردند. مرا تسلیم کردند. >>pes<< I'm not going to explain it to you again. دوباره برایت توضیح نمی‌دهم. باز آن را برای شما بیان نخواهم کرد. >>pes<< My father is going to China. پدرم به چین می‌رود. پدرم به چین می‌رود. >>pes<< He was appointed chairman. او به ریاست منصوب شد. و او رئیس منصوب شد. >>pes<< He is not ashamed of his misconduct. او از بدرفتاری اش شرمنده نیست. از عصیان خویش خجل نمی شود. >>pes<< I can't sing as well as Mary did. من نمی‌توانم به خوبیِ ماری آواز بخوانم. نمی توانم مثل مریم سرود بخونم. >>pes<< Tom is the one who told me what to do. تام کسی است که به من گفت چه کار کنم. تام کسی است که مرا خبر داد که چه کنم. >>pes<< Hello, how are you doing? سلام حالت چطوره؟ سلام، چگونه می‌کنید؟ >>pes<< You're not a boy. تو پسر نیستی. تو پسر نیستی. >>pes<< Don't eat too much cake. بیش از اندازه کیک نخور. زیاد کیک مخورید. >>pes<< I hate Tom because reasons. من به دلایلی از تام متنفرم. از تام به‌سبب دلایل نفرت دارم. >>pes<< Twice two is four. دو دو تا چهار تا. دو مرتبه دو چهار. >>pes<< I still want to go. من هنوز می‌خواهم بروم. هنوز می‌خواهم بروم. >>pes<< The silk dress shimmers in the light. لباس ابریشمی در نور برق می‌زند. لباس ابریشم در نور می‌خزد. >>pes<< The water on the road was just a mirage. آب روی جاده فقط یک سراب بود. و آب بر راه فقط سراب بود. >>pes<< Do you play squash? آیا اسکواش بازی میکنی؟ آیا برکنده بازی می‌کنی؟ >>pes<< A lie can be halfway around the world before the truth gets its boots on. حقیقت تا چکمه‌هایش را بپوشد، دروغ نیمی از جهان را دور زده است. دروغ می‌تواند نصف جهان باشد، قبل از آنکه راستی چکمه هایش رادربر گیرد. >>pes<< He went in place of me. او به جای من رفت. پس به جای من رفت. >>pes<< Our house, our rules. چهار دیواری، اختیاری. خانه ما و احکام ما. >>pes<< Tom only thinks about money. تام فقط به پول فکر می کند. تام فقط درباره نقره فکر می‌کند. >>pes<< What color is this? این چه رنگیه؟ این چه رنگ است؟ >>pes<< She often changes her mind. او غالباً نظرش را تغییر می دهد. او دائم نظر خود را تغییر می‌دهد. >>pes<< Tom politely pretended not to notice that Mary had been crying. تام مودبانه تظاهر کرد که متوجه گریه کردن مری نشده است. و تام با فروتنی وانمود کرد که نمی بیند که مریم گریه می‌کند. >>pes<< He doesn't exist. او وجود ندارد. او وجود ندارد. >>pes<< Tom double-checked his door to make sure it was locked. تام دوباره درب را بررسی کرد تا مطمئن شود قفل است. و تام در را دو چندان نگاه کرد تا مطمئن شود که قفل شده است. >>pes<< We do not respect the environment as much as we should. آن قدر که باید به طبیعت احترام نمی‌گذاریم. به اندازه‌ای که می‌باید، محیط را محترم نمی داریم. >>pes<< Congratulations! ماشاءا..، ای والله، خیلی عالی! تبریک می‌گویم! >>pes<< This stool is made up of leather and wood. این چهارپایه از چرم و چوب درست شده است. این جامه از چرم و چوب ساخته شده است. >>pes<< Can you make yourself understood in English? می‌توانید به زبان انگلیسی منظورتان را بفهمانید؟ آیا به زبان انگلیسی خود را فهم می‌کنی؟ >>pes<< Nowadays toilet and bathroom is one piece. این روزا دستشویی و حمام یکیه. در حال حاضر توالت و دستشویی یک قطعه است. >>pes<< Hi. How are you? سلام، حالت چه طوره؟ سلام. حال شما چیست؟ >>pes<< Take the book which is lying on that table. کتابی را که بر روی آن میز قرار دارد بردار. کتابی را که بر آن سفره خوابیده است بگیر. >>pes<< I'll wait right outside. من همین بیرون منتظر می مونم. بیرون منتظر می‌مانم. >>pes<< I don't have any brothers. من هیچ برادری ندارم. برادر ندارم. >>pes<< Summer begins early in my country. تابستان در کشور من زود آغاز می شود. تابستان در زمین من صبح زود آغاز می‌شود. >>pes<< She is in conflict with her father. او با پدرش کلنجار می رود. او با پدر خود جنگ می‌کند. >>pes<< What does that word mean? آن کلمه چه معنایی دارد؟ این کلام به چه معنی است؟ >>pes<< I bought it last week. من این را هفته پیش خریدم. و آن را هفته پیش خریدم. >>pes<< Tom doesn't want you to discover the truth. تام نمی خواهد که تو حقیقت را بفهمی. تام نمی خواهد که تو راستی را کشف نمایی. >>pes<< Pakistan is a Muslim country. پاکستان یک کشور اسلامی است. پاکستان یک کشور مسلمان است. >>pes<< I'm good, how 'bout you? من خوبم. تو خوبی؟ من خوبم، تو چطور؟ >>pes<< Tom's being mean. تام داره بدجنس میشه. تام بی‌عاطفه است. >>pes<< Tom isn't interested. تام به این موضوع علاقه مند نیست. تام علاقه‌ای ندارد. >>pes<< She takes care of her old mother. او از مادر پیرش مراقبت می کند. مادر قدیمی خود را نگاه می‌دارد. >>pes<< We must find them. باید پیدایشان کنیم. ایشان را باید یافتند. >>pes<< All of you betrayed me. تمام تان به من خیانت کردید. جمیع شما به من خیانت ورزیدید. >>pes<< This was her only mistake. این تنها اشتباه او بود. این تنها اشتباه او بود. >>pes<< "Excuse me, do you speak English?" "Yes. A little." ببخشید، شما انگلیسی صحبت می کنید؟ - بعله. یکم. «ببخشید، آیا انگلیسی سخن می‌گویید؟» «بله، اندکی.» >>pes<< No way. به هیچ وجه. به هیچ وجه. >>pes<< My business acquaintances know this number. آشناهای حرفه‌ای من این شماره را می‌دانند. آشنایانم این شماره را می‌دانند. >>pes<< I don't want the horse. اسب را نمی‌خواهم. اسب را نمی خواهم. >>pes<< In linguistics, the Sapir-Whorf Hypothesis states that there are certain thoughts of an individual in one language that cannot be understood by those who live in another language. در زبان‌شناسی، فرضیه‌ی ساپیر-ورف می‌گوید که برخی افکار یک فرد در یک زبان برای افرادی که در زبان دیگری زندگی می‌کنند، قابل فهم نیست. در زبان‌ها، سرففف که گمان می‌برد که افکاری از شخص به یک زبان وجود دارد که نمی تواند آنانی را که به زبانی دیگر زنده می‌مانند، درک کند. >>pes<< I accused him of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردم. و او را متهم کردم که دوچرخه را دزدیده است. >>pes<< I trusted them. من به آنها اعتماد کردم. بر ایشان توکل کردم. >>pes<< She was a pioneer in this field. او در آن زمینه پیشاهنگ بود. و او در این صحرا پیشگام بود. >>pes<< There is a mistake in this sentence. اشتباهی در این جمله هست. در این حکم اشتباه است. >>pes<< The last election was such a hot contest that several ex-ministers lost. آخرین انتخابات چنان رقابتی شدیدی بود که بسیاری از وزرای سابق در آن شکست خوردند. و آخرین انتخابات، چنین رقابتی بود که چند نفر از رفقای سابق از دست دادند. >>pes<< Tom spilled red wine all over Mary's white dress. تام شراب قرمز را ریخت روی لباس سفید مری. و تام شراب قرمز بر همه لباس سفید مریم ریخت. >>pes<< We're booked on flight 308. ما پرواز 308 رو رزرو کردیم. برای پرواز سی و هشت رزرو شده‌ایم. >>pes<< We took turns cleaning the room. ما به نوبت اتاق را تمیز مى کنیم و نوبتهای تمیزکردن اتاق را گرفتیم. >>pes<< Years passed. سالها گذشته است. سالها گذشت. >>pes<< It was a very long meeting. این دیدار بسیار طولانی بود. و جلسه بسیار دراز بود. >>pes<< Don't undo your bootlaces until you have seen the river. تا به رودخانه نرسیده‌اید کفشتان را در نیاورید. چوبهای خود را تا نهر رانبینید باطل مسازید. >>pes<< Wherever you go, I will follow. هر جا که بروی، من دنبالت می آیم. هر جایی که بروید، من پیروی خواهم کرد. >>pes<< A half-doctor kills you and a half-religious scholar kills your belief. نیم‌طبیب خطر جان، نیم‌فقیه خطر ایمان. یک رئیس نصفی شما را می‌کشد و یک دانشمند نصف مذهبی، ایمان شما را می‌کشد. >>pes<< Your bag is on my desk. کیفت بر روی میز من است. کیسه تو بر سفره من است. >>pes<< Thanks for your explanation. از توضیحات تان ممنونم. به‌سبب توضیح شما تشکر می‌کنم. >>pes<< This box is empty. It has nothing in it. این جعبه خالی است. هیچ چیز درون آن نیست. این جعبه خالی است و در آن هیچ نیست. >>pes<< I can resist everything except temptation. من در مقابل هر چیزی می‌توانم مقاومت کنم غیر از وسوسه. من می‌توانم با همه‌چیز جز امتحان مقاومت کنم. >>pes<< In August 1990, Iraq invaded Kuwait. در آگوست 1990، عراق به کویت حمله کرد. و در اوت ۱۹۹۰، عراق به کویت هجوم آورد. >>pes<< He who wants a peacock must accept the difficulties of Hindustan. هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. هر‌که کوزه‌ای می‌خواهد، باید دشواریهای هندوستان را قبول کند. >>pes<< Every person who is alone is alone because they are afraid of others. هر که تنهاست، تنهاست چون از دیگران می ترسد. هر کس که تنها باشد تنها است، زیرا که از دیگران می‌ترسند. >>pes<< I am doing well, thank you. من خوبم ، ممنون. من نیکو عمل می‌کنم، متشکرم. >>pes<< Looks like no one's home. بنظر میرسه کسی خونه نیست. به نظر می‌آید که کسی خانه نیست. >>pes<< You'll have to wait. باید منتظر بمانید و شما باید منتظر بمانید. >>pes<< We accused him of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردیم. و او را متهم کردیم که دوچرخه را دزدیده است. >>pes<< You cannot make bricks without straw. بدون کاه نمی‌توانید خشت بسازید. و آجرها را بدون کاه نمی توانی ساخت. >>pes<< Traffic noise is very harsh to the ear. صدای ترافیک بسیار گوش خراش است. صدای تجارت برای گوش سخت است. >>pes<< If it were to rain tomorrow, the match would be postponed. اگر قرار بود فردا باران ببارد، مسابقه به تعویق می‌افتاد. اگر فردا باران می‌بارید، مسابقه به تأخیر می‌افتاد. >>pes<< It's my custom to go for a walk before breakfast. عادت دارم که قبل از صبحانه برم قدم بزنم. رسم من این است که قبل از صبحانه برای پیاده روی بروم. >>pes<< Answer the question. به این سؤال پاسخ بده. سوال را جواب بده. >>pes<< A miss by an inch is a miss by a mile. آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب دم به یک اینچ یک مایل خطا است. >>pes<< Better buy than borrow. خریدن بهتر از به عاریت گرفتن است. از قرض گرفتن بهتر است. >>pes<< Where's my phone book? دفتر تلفنم کجاست؟ دفتر تلفن من کجاست؟ >>pes<< Tom was terrified. تام وحشت‌زده بود. و تام ترسان شد. >>pes<< Japan is now very different from what it was twenty years ago. ژاپن از آنچه که بیست سال پیش بود، بسیار تفاوت دارد. الان ژاپن با آنچه بیست سال قبل بود، بسیار متفاوت است. >>pes<< That's an interesting proposal. I'll think about it. پیشنهاد جالبی است. راجع به آن فکر خواهم کرد. تدبیر جالبی است. درباره آن فکر می‌کنم. >>pes<< The accused is to appear before the court on Friday. متهم مشخص می شود قبل از آنکه دادگاه تشکیل شود. متهم، روز جمعه به حضور صحن حاضر شود. >>pes<< Nobody is perfect. هیچکس کامل نیست. هیچ‌کس کامل نیست. >>pes<< A burnt child fears the fire. مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد. طفل سوخته از آتش می‌ترسد. >>pes<< This is my check number. این شماره چک من است. این شماره نگاه من است. >>pes<< You're not half as clever as you think you are. تو نصف هوشی هم که فکر می کنی رو نداری. به اندازه‌ای که گمان می‌برید، نصف باهوش نیستید. >>pes<< Where do you want to sell this? این را می خواهی کجا بفروشی؟ از کجا می‌خواهید این را بفروشید؟ >>pes<< I'm glad to have met you. خوشحالم که توانستم شما را عمیقاً بشناسم. خوشحالم که شما را ملاقات کردم. >>pes<< You should have kept that a secret. باید آن را محرمانه نگه می‌داشتید. آن را مخفی می‌داشتی. >>pes<< Is this a dream? آیا این یک خیالست؟ آیا این خواب است؟ >>pes<< A man is known by the company he keeps. یک مرد از روی افرادی که با آنها معاشرت می‌کند شناخته می‌شود. کسی را از جماعتی که او را نگاه می‌دارد، می‌شناسند. >>pes<< People worry a lot more about the eternity after their deaths than the eternity that happened before they were born. But it’s the same amount of infinity, rolling out in all directions from where we stand. مردم دلواپس ابدیتی که بعد از مرگش می‌آید خیلی بیشتر از آنکه قبل از تولدش آمده‌بود هستند. اما مبلغ ابدیت برابر است و از آنجا که ایستاده‌ایم به هر سو می‌گسترد. و بعد از وفات ایشان، مردم بسیار نگران ابدیت می‌باشند، از ابدیتی که قبل از تولد ایشان واقع شد. اما آن مقدار ابدی است که در همه جهات از جایی که ما ایستاده‌ایم بیرون می‌آید. >>pes<< The woman is not beautiful. زن زیبا نیست. زن زیبا نیست. >>pes<< The flood of 1342 was the biggest deluge in the history of central Europe. سیل ۱۳۴۲ بزرگترین سیلاب در تاریخ اروپای مرکزی بود. و سیل ۱۳۴۲ بزرگ‌ترین طوفان در تاریخ اروپای مرکزی بود. >>pes<< All the girls seem to have fallen in love with Tom. به نظر می رسد که تام دل تمام دخترها را برده است. به نظر می‌آید که همه دختران عاشق تام شده‌اند. >>pes<< Answer the question. سوال را جواب بدهید. سوال را جواب بده. >>pes<< The password is "Muiriel". کلمه عبور موریل است. اسم رمز «معریل» است. >>pes<< Grab him. دستگیرش کن. او را بگیرید. >>pes<< I am acquainted with the author. من با نویسنده آشنا هستم. من آن نویسنده را می‌شناسم. >>pes<< Why is Tom not here? چرا تام این جا نیست؟ چرا تام اینجا نیست؟ >>pes<< I like to have hot soups. من دوست دارم سوپ های داغ بخورم. سوپ گرم را دوست می‌دارم. >>pes<< They were sanguine about the company's prospects. آنها به چشم‌انداز شرکت خوشبین بودند. و در خصوص امید آن جماعت مغنیان می‌بودند. >>pes<< Until you make peace with who you are, you'll never be content with what you have. تا زمانی که با خود، سازش نکرده ای، هرگز نسبت به آنچه که داری، راضی نخواهی شد. تا با آنانی که هستی صلح نکنی، هرگز به آنچه داری راضی نخواهی شد. >>pes<< It won't stop bleeding. خونریزی بند نمی آید. خونریزی را متوقف نخواهد کرد. >>pes<< Do you know the man whose house we have just passed? تو مردی را که از خانه اش چند لحظه پیش گذشتیم، می شناسی؟ آیا کسی را می‌شناسید که الان از خانه او عبور کرده‌ایم؟ >>pes<< As Tom and Mary spent time together, they began to get to know each other better. تام و ماری طی دورانی که باهم سپری می کردند، شروع به بهتر شناختن هم کردند. و چون تام و مریم با هم وقت می‌گذاشتند، شروع کردند که یکدیگر را بهتر بشناسند. >>pes<< My little brother is watching TV. برادر کوچک من تلویزیون تماشا می‌کند. برادر کوچک من تلویزیون را می‌بیند. >>pes<< Can you watch my dog while I’m away? می توانی وقتی من در سفر هستم از سگم مراقبت کنی؟ آیا وقتی که من نیستم، می‌توانی سگ مرا نگاه داری؟ >>pes<< Atheists will get their comeuppance on Judgment Day. ملحدان سزای خود را در روز رستاخیز خواهند دید. امت‌سرایان در روز جزا تفقد خود را خواهند یافت. >>pes<< I use Firefox. من از برنامه ی فایرفاکس استفاده می کنم. از فایرفاکس استفاده می‌کنم. >>pes<< Be cool. خونسرد باش. سرد باش. >>pes<< Tom was my best friend when I was a kid. وقتی که من بچه بودم، تام بهترین دوست من بود. تام، وقتی که طفل بودم، بهترین دوست من بود. >>pes<< Would you like something to drink? آیا چیزی برای نوشیدن می خواهی؟ آیا چیزی برای نوشیدن می‌خواهید؟ >>pes<< Tom seems really happy. تام واقعاً خوشحال به نظر می‌رسد. تام به نظر بسیار شاد می‌آید. >>pes<< Sorry I didn't have a chance to talk with you after the meeting. ببخشید فرصت نشد بعد از جلسه با شما صحبت کنم. ببخشید که فرصت نداشتم بعد از جلسه با شما سخن گویم. >>pes<< Drastic times call for drastic measures. دوران ناگوار، روش های ناگوار می طلبند. زمانهای سخت را طلب می‌کند. >>pes<< I don't see anything there. اینجا هیچ چیزی نمی‌بینم. در آنجا چیزی نمی بینم. >>pes<< That was on the news. آن در اخبار بود. این در خبر بود. >>pes<< That's an obsolete model. آن یک مدل منسوخ شده است. این یک مدل کهنه است. >>pes<< Let's go by bus. بگذار با اتوبوس برویم. به اتوبوس برویم. >>pes<< It is hard for him to see without glasses. برای او بدون عینک دیدن مشکل است. او را دیدن بدون عینک سخت است. >>pes<< Layla planned to rob a bank. لیلا سرقت از یک بانک را برنامه‌ریزی کرد. و لیلا قصد دزدی ملک کرد. >>pes<< If I'd had more time, I'd have written a shorter letter. اگر بیشتر وقت داشتم، یک نامهٔ کوتاه‌تر نوشته بودم. اگر وقت بیشتری می‌داشتم، نامه‌ای کوتاه می‌نوشتم. >>pes<< A jack of all trades is master of none. همه‌کاره و هیچ‌کاره. سرباز همه تجارتها صاحب هیچ‌چیز نیست. >>pes<< Mary has an older sister and a younger brother. مری خواهری بزرگ تر و برادری کوچک تر دارد. مریم خواهر بزرگتر و برادر کوچکتر دارد. >>pes<< Life is like riding a bicycle. To keep your balance you must keep moving. زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید در حرکت باشید. حیات مثل دوچرخه سواری می‌باشد، تا وزن خود را نگاه دارید. >>pes<< Even now, many years after the Cold War, there is still much rancor between the Russians and the Germans, especially in areas once occupied by the Soviet Union. حتی اکنون، سالها بعد از جنگ سرد، هنوز کینهٔ بسیاری بین روسها و آلمانی‌ها، خصوصاً در مناطقی که زمانی تحت اشغال اتحاد جماهیر شوروی بود، وجود دارد. و الان سالها بعد از جنگ سرد، هنوز در میان روس‌ها و آلمانی‌ها، بویژه در نواحیی که اتحاد جماهیر شوروی در آن مشغول بود، زیاده است. >>pes<< What is your phone number? شماره تلفنت چیست؟ شماره تلفن تو چیست؟ >>pes<< Something bad happened to Tom. اتفاق بدی برای تام افتاد. و بلا بر تام واقع شد. >>pes<< I'm very busy today. امروز من خیلی کار دارم. امروز بسیار مشغولم. >>pes<< He is a little slow, but otherwise he is a good student. او کمی کند است، وگرنه شاگرد خوبی است. اندک کند است واگر‌چه شاگرد نیکو باشد. >>pes<< He lives in an enormous house. او در یک خانه بزرگ زندگی می کند. او در خانه عظیمی زندگی می‌کند. >>pes<< The crocodile is a protected species. تمساح از گونه های تحت حمایت است. تمساح، گونه‌ای محافظت شده است. >>pes<< She's worried about your safety. او در مورد امنیت شما نگران است. از امنیت تو نگران است. >>pes<< The damage has been done. خسارت وارد شده است. و ضرر واقع شده است. >>pes<< Add this to my bill. این را به صورت‌حسابم اضافه کن. این را به صورت من اضافه کن. >>pes<< German winters are colder than Italian ones. زمستان‌های آلمان از ایتالیا سردتر است. زمستانهای آلمانی از ایتالیاییها سردتر است. >>pes<< Nothing is as simple as it seems. هیچ چیزی به آن سادگی که به نظر می‌رسد، نیست. هیچ‌چیز به اندازه‌ای که به نظر می‌آید ساده نیست. >>pes<< I have heard this story. من این داستان را شنیده‌ام. این داستان را شنیدم. >>pes<< She gets prettier day by day. او روز به روز زیباتر می شود. روز به روز خوشگلتر می‌شود. >>pes<< She closed her eyes and made a wish. چشم‌هایش را بست و یک آرزو کرد. چشمان خود را بسته، آرزو نمود. >>pes<< This book contains forty photographs. این کتاب حاوی چهل عکس است. این کتاب شامل چهل عکس است. >>pes<< I took care of my sick sister. من از خواهر بیمارم مراقبت کردم. و از خواهر بیمار خود مراقبت نمودم. >>pes<< That gave me a rough idea. این به من ایده ای کلّی داد. و این مرا ایده سخت داد. >>pes<< One fourth of the world's carbon dioxide emissions are from the United States. Its per-capita emissions are also the highest in the world. یک چهارم انتشار دی اکسید کربن در جهان از ایالات متحده آمریکا است. سرانه انتشار گاز آن نیز بالاترین در جهان است. یک چهارمذرهای دی اکسید کربن جهان از ایالات متحده است، و انتشار هر سرتا در جهان نیز بلندترین است. >>pes<< Are you not tired? آیا خسته نیستی؟ آیا خسته نیستید؟ >>pes<< I accused her of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردم. و او را متهم کردم که دوچرخه را دزدیده است. >>pes<< What kind of jerk is this? این دیگه چه کثافتیه؟ این چه نوع احمق است؟ >>pes<< I'm so happy to see you again. خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت. بسیار خوشحالم که باز شما را می‌بینم. >>pes<< Your dog is very big. سگت خیلی گنده است سگ تو بسیار بزرگ است. >>pes<< You will write a letter. تو نامه ای خواهی نوشت. نامه‌ای بنویس. >>pes<< Sweet dreams! خواب های خوش ببینی! خوابهای خوش! >>pes<< The Arctic ice is shrinking because the ocean under the ice is warming. یخ‌های قطب شمال آب می‌شوند زیرا اقیانوس زیر یخ‌ها در حال گرم شدن است. یخ قطب شمال کم می‌شود، زیرا که اقیانوس زیر یخ گرم می‌شود. >>pes<< Tom doesn't always play by the rules. تام همیشه مطابق قانون بازی نمی کند. تام همیشه به قوانین بازی نمی کند. >>pes<< I prefer going out to staying home. ترجیح می دهم به جای ماندن در خانه بیرون بروم. ترجیح می‌دهم که بیرون بروم تا در خانه بمانم. >>pes<< Athletes usually abstain from smoking. ورزشکاران معمولاً از استعمال دخانیات اجتناب می‌کنند. گوساله‌ها معمولا از سیگار کشیدن اجتناب می‌کنند. >>pes<< This is a dream dictionary. این یک کتاب تعبیر خواب است. این لغت‌نامه خواب است. >>pes<< Marjane caught the cat. مرجان گربه را گرفت. و مرجان، گربه را گرفت. >>pes<< You never have time for important things! تو هیچگاه برای چیزهای مهم وقت نداری! هیچ وقت وقت برای چیزهای مهم وقت ندارید! >>pes<< Do I need an operation? آیا نیاز به عمل دارم؟ آیا من احتیاج به عمل دارم؟ >>pes<< Tom's efforts have been rewarded. تلاش های تام ارج نهاده شده اند. کوششهای تام پاداش یافته است. >>pes<< Don't forget rule number three. قانون شماره سه را فراموش نکن. قانون شماره سه را فراموش مکن. >>pes<< He was looking at himself in the mirror. او به خودش در آینه نگاه می کرد. و به خود در آینه نظر می‌کرد. >>pes<< China is larger than Japan. چین بزرگتر از ژاپن است. چین از ژاپن بزرگتر است. >>pes<< We looked for the boy and his bicycle that had disappeared. ما برای یافتن پسربجه و دوچرخه اش که گم شده بود، جستجو کردیم. و پسر و دوچرخه‌ای را که ناپدید شده بود، می‌جستیم. >>pes<< The new plan was accounted practicable. نقشه جدید قابل اجرا محسوب شد. و نقشه تازه به حساب می‌آمد. >>pes<< Thanks a lot! خیلی متشکرم. بسیار شکر می‌گویید! >>pes<< This man is very, very old. این مرد خیلی خیلی پیر است. این شخص بسیار پیر است. >>pes<< It's nearly three o'clock. نزدیک ساعت سه است. نزدیک ساعت سه است. >>pes<< Imagine a problem such as this: Suppose your brother has a car accident. مشکلی نظیر این را تصور کنید: فرض کنید اتومبیل برادرتان تصادف کرده است مثل این را تصور کن. گمان ببر که برادرت تصادف کرده باشد. >>pes<< In Denver people tend to dress casually because it's the people are outdoorsy. در دنور مردم ترجیح می دهند بلاس های راحت بپوشند چون خیلی اهل گشت و گذار هستند. و قوم دنور در لباس معمولی می‌پوشند، زیرا که قوم بیرونی می‌باشند. >>pes<< I am persuading him to come. من او را وادار به آمدن می کنم. او را تصدیق می‌کنم که می‌آید. >>pes<< I like listening to music. من دوست دارم موسیقی گوش کنم. موسیقی را دوست می‌دارم. >>pes<< Meg looks pleased with her new dress. به نظر میرسد مگ از لباس جدیدیش راضی است. مگ از لباس نو خود مسرور می‌شود. >>pes<< For the time being, I intend to stay at a hotel. در حال حاضر قصد دارم در هتل بمانم. زیرا که بعد از آن قصد دارم که در هتل بمانم. >>pes<< They explored the desert in quest of buried treasure. آنها کویر را در جستجوی گنج کاوش کردند. و صحرا را در جستجوی گنج دفن شده جستجو می‌کردند. >>pes<< Good day! روز به خیر روز خوش! >>pes<< I've known him for a long time. مدت زیادی است که من او را می شناسم. او را مدت مدیدی می‌شناسم. >>pes<< Uncle Bob invited us to have dinner. عمو باب ما را برای نهار دعوت کرد. و عمو باب ما را دعوت کرد که شام بخوریم. >>pes<< We agree. ما به توافق رسیدیم. پس موافق هستیم. >>pes<< Here's a magazine for you to read in the plane. بفرمایید این مجله برای شماست تا در هواپیما مطالعه کنید. و این است مجله‌ای برای شما که در هواپیما بخوانید. >>pes<< Also Piotr and Lech are good friends. پیتر و لخ نیز دوستان خوبی هستند. و پیوتر و لیک دوستان نیکو می‌باشند. >>pes<< He often eats breakfast here. او معمولا اینجا صبحانه میخورد. در اینجا اغلب صبحانه می‌خورد. >>pes<< He pretended that he was a lawyer. او مدعی بود که او یک وکیل است. و وانمود کرد که وکیل است. >>pes<< Ah! Snow! آه! برف! ‌ای برف! >>pes<< What's your favorite TV show theme song? آهنگ برنامه تلویزیونی مورد علاقه ات چیست؟ سرود تلویزیون محبوب تو چیست؟ >>pes<< What time is it? ساعت چند است. ساعت چند است؟ >>pes<< Why aren't you working? چرا مشغول کار نیستی؟ چرا کار نمی کنی؟ >>pes<< A poll shows that an overwhelming majority is in favor of the legislation. نظرسنجی نشان می‌دهد که اکثریت قاطع طرفدار این قانون هستند. رأی‌دهنده‌ای نشان می‌دهد که بسیاری از ایشان در نظر قانون می‌باشند. >>pes<< He often appears on TV. او اغلب بر صفحه ی تلویزیون ظاهر می شود. اغلب در تلویزیون ظاهر می‌شود. >>pes<< If we don't receive Tom's reply within the next three days, I think we should write him again. اگر در سه روز آینده پاسخ تام به دستمان نرسد، به نظرم باید دوباره برایش نامه بنویسیم. اگر در سه روز آینده جواب تام رانگیریم، گمان می‌برم که بار دیگر او را بنویسم. >>pes<< Tom stayed in Boston for a short while. تام مدت کوتاهی در بوستون ماند. و تام مدت اندکی در بوستون ماند. >>pes<< Call me! به من زنگ بزن! مرا بخوانید. >>pes<< I'd rather lose an argument to you than lose you to an argument. من ترجیح می‌دهم دعوا را به تو ببازم تا اینکه تو را در دعوا ببازم. ترجیح می‌دهم برای شما دعواییی را از دست دهم تا شما را به دعوا هلاک سازم. >>pes<< Your heart's beating, alive and beating. قلبت می زند،زنده وتپنده. دل تو می‌زند، زنده ومی تپد. >>pes<< There is a written and an unwritten law. The one by which we regulate our constitutions in our cities is the written law; that which arises from customs is the unwritten law. قانون نوشته و نانوشته ای وجود دارد. قانونی که ما از طریق آن، نهادهای خود را در شهرهایمان قاعده مند می سازیم، قانون نوشته است، قانونی که از عرف ناشی می شود، قانون نانوشته است. شریعت مکتوب و نانوشته‌ای هست. کسی‌که قانون خود را در شهرهای خود به آن تدبیر می‌کنیم، شریعت مکتوب است و آنچه از رسوم بیرون می‌آید، شریعت مکتوب است. >>pes<< Did you feed the dog this morning? امروز صبح به سگ غذا دادی؟ آیا امروز به سگ غذا دادی؟ >>pes<< Listen to those whom you think to be honest. به حرف کسانی که فکر می‌کنید صداقت دارند، گوش کنید. به آنانی که گمان می‌برید که راست می‌گویند گوش گیرید. >>pes<< Heed the advice of the wise, make your most endeared goal, The fortunate blessed youth, listen to the old wise soul. نصیحـت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند، جوانان سـعادتـمـند پـند پیر دانا را. نصیحت حکیمان را بجا آور و هدف دوست‌داشتنی خود را بساز. ای جوان خوش‌شانس، به روح حکیم گوش بده. >>pes<< He was never sick. او هرگز بیمار نبود. تا به حال بیمار نشده بود. >>pes<< Tom doesn't know much about sailing, does he? تام که زیاد راجع به دریانوردی نمی داند. می داند؟ تام درباره کشتی‌سواری چیزی نمی داند، می‌داند؟ >>pes<< I thanked Tom for his time. از تام بابت زمانی که گذاشت، تشکر کردم. به‌سبب وقت او از تام تشکر نمودم. >>pes<< It is a sheer waste of time. این یک اتلاف وقت محض است. وقت تلف می‌شود. >>pes<< The little boy gazed at the huge elephant, eyes wide open. آن پسر بچه با چشمانی باز به آن فیل بزرگ خیره شد. و آن پسر کوچک به فیل بزرگ نظر می‌کرد و چشمان پهن می‌شد. >>pes<< I want to go to Tehran. می‌خواهم به تهران بروم. می‌خواهم به تهران بروم. >>pes<< No sweet without sweat. نا برده رنج، گنج میسر نمی‌شود. بدون عرق شیرین نیست. >>pes<< You borrow books. تو کتاب ها را امانت می گیری. کتابها را قرض می‌گیری. >>pes<< Does Tom dye his hair? آیا تام موهایش را رنگ می کند؟ آیا تام موی خود را رنگ می‌کند؟ >>pes<< Where is Tehran? تهران کجاست؟ تهران کجاست؟ >>pes<< The telephone is now out of order. تلفن الان درست نیست. تلفن الان خارج شده است. >>pes<< I'm looking forward to seeing you again. چشم‌انتظار دیدار مجدد شما هستم. منتظر می‌باشم که بار دیگر تو را ببینم. >>pes<< The exam included mathematics, physics and chemistry. امتحان شامل ریاضیات، فیزیک و شیمی بود. و امتحان شامل ریاضیات و فیزیک و شیمی بود. >>pes<< Will you get me some salt at the grocer's? می‌توانی از بقالی برایم مقداری نمک بخری؟ آیا قدری نمک ازغنایمه برای من می‌گیری؟ >>pes<< Where is this place? این‌جا کجاست؟ این مکان کجاست؟ >>pes<< Ever since she fell in the kitchen, she hasn't been all there. از زمانی که او در آشپزخانه افتاد، عقل سالم نداشته است. از وقتی که او در آشپزخانه افتاد، همه در آنجا نبوده است. >>pes<< I intend to file a formal complaint. قصد کردم رسما شکایت کنم. قصد دارم که شکایتی رسمی برپا کنم. >>pes<< The oldest haircare tool is the comb, invented more than 5000 years ago in Persia. قدیمیترین ابزار مراقبت از مو، شانه ای است که بیش از 5000 سال پیش، در ایران (پرشیا) اختراع شده بود. قدیمی ترین اسباب پشمی شانه‌ای است که بیش از پنج هزار سال پیش در فارس اختراع شد. >>pes<< He left three days ago. او سه روز پیش از اینجا رفت. و سه روز پیش رفت. >>pes<< A creaking door hangs longest. دری که غژغژ می‌کند عمرش بیشتر است. دروازه‌ای که می‌خزد، دراز می‌شود. >>pes<< He was prone to anger. او در معرض خشم بود. و خشم او را فرو گرفت. >>pes<< There's no need to hurry. We have plenty of time. نیازی به عجله نیست. ما زمان زیادی داریم. لازم نیست که عجله کنید. وقت بسیار داریم. >>pes<< It cannot be denied that crime is on the increase. اینکه جنایت رو به افزایش است،نمی تواند انکار شود. نمی توان انکار کرد که جرم در افزایش است. >>pes<< I prefer translating old sentences to adding new ones. ترجیح می‌دهم جملات سابق را ترجمه کنم تا این که جملات جدید اضافه کنم. حکمهای کهنه را ترجیح می‌دهم تا تازه‌ها را اضافه کنم. >>pes<< Nobody's infallible. هیچکس معصوم نیست. هیچ‌کس بی‌سبب نیست. >>pes<< Anytime you want. هر وقت که بخواهی. هر وقت که بخواهی. >>pes<< She seems the least shy of the three. از سه تای دیگه کمتر خجالتی تره از آن سه کمتر خجالت می‌کشد. >>pes<< The store is notorious for charging high prices. این فروشگاه به خاطر تحمیل قیمت‌های بالا بدنام است. انبار به‌سبب گرفتن قیمتهای بلند بدنام می‌شود. >>pes<< Your only duty is to save your dreams. تنها وظیفهٔ شما حفظ رؤیاهایتان است. تنها وظیفه تو این است که خوابهای خود را نجات دهی. >>pes<< If possible, I'd like to receive an answer. در صورت امکان، مایلم پاسخی دریافت کنم. اگر ممکن باشد، جواب خواهم یافت. >>pes<< You trust people too much. بیش از حد به مردم اعتماد می کنی مردم را بیش از حد اعتماد می‌کنی. >>pes<< Maybe it will be exactly the same for him. شاید برای او هم دقیقا همین طور است. شاید برای او نیز چنین باشد. >>pes<< You already paid. شما قبلاً مزد گرفتید. تا به حال پرداختی. >>pes<< I visited Paris a long time ago. من خیلی وقت پیش پاریس بودم. و مدت‌ها پیش از آن از پاریس تفقد نمودم. >>pes<< First they ignore you, then they laugh at you, then they fight you, then you win. اول شما را نادیده می‌گیرند، بعد به شما می‌خندند، بعد با شما می‌جنگند، و بعد شما پیروز می‌شوید. اول تو را ترک می‌کنند و به تو می‌خندند و بعد با تو جنگ می‌کنند و تو برنده می‌شوی. >>pes<< Can I take a break now? می توانم الان استراحت کنم؟ آیا الان می‌توانم استراحت کنم؟ >>pes<< Many drivers have a cavalier attitude towards the rules of the road. بعضی از رانندگان رفتار چهارپا سواری نسبت به قوانین جاده دارند. بسیاری از رانندگان نسبت به احکام راه، بی‌عصمت می‌باشند. >>pes<< Can I get a kilo of chicken breast please? لطفاً یک کیلو سینه مرغ به من بدهید؟ آیا یک کیلو از سینه مرغ به من می‌رسد؟ >>pes<< This is a low end restaurant. رستوران شیکی نیست. این تعمیرگاه پایینی است. >>pes<< Epicure used to write: "I do not fear death. When it is death, I am not, when I am, it is not death." اپیکور نوشته است: من از مرگ نمی ترسم. زمانی که مرگ باشد، من نیستم، زمانی که من هستم، مرگ نیست. اپیکور برای نوشتن می‌نویسد: «از موت نمی ترسم، و چون موت باشد، چون می‌میرم، موت نیست.» >>pes<< My father is an electric engineer. پدر من مهندس الکترونیک است. پدر من مهندس برق است. >>pes<< Wonderful! حیرت آورست! عجیب است! >>pes<< The cat's kittens are cute. بچه های گربه با مزه اند. گربه گربه‌ها بامزه‌اند. >>pes<< All the man could do was obey them. همه کاری که آن مرد می توانست انجام دهد، اطاعت کردن از آنها بود. و تمام آن مرد می‌توانست ایشان را اطاعت نماید. >>pes<< Her face was red. چهره او قرمز بود. و چهره او قرمز بود. >>pes<< He has a large family. او خانواده‌ی بزرگی دارد. او را قبیله‌ای عظیم است. >>pes<< Solitude is independence. انزوا استقلال است. خوشی، استقلال است. >>pes<< Do you mind if I smoke? ناراحت نمی شوی اگر که سیگار بکشم؟ آیا فکر می‌کنی اگر سیگار بکشم؟ >>pes<< Tom didn't want to see Mary in prison for a crime she didn't commit. تام نمی خواست ماری را به خاطر جرمی که مرتکب نشده بود در زندان ببیند. و تام نخواست مریم را به‌سبب گناهی که نکرده بود، در زندان ببیند. >>pes<< He detected his men's misconduct. او به سوء رفتار افرادش پی برد. و گناه مردان خود را تشخیص داد. >>pes<< Take care not to catch a cold. مواظب باش که سرما نخوری. مراقب باشید که سرما مخورید. >>pes<< A policeman asked the girls if the car was theirs. پلیس از دختران پرسید که آیا ماشین مال آنهاست. و پلیس از دختران پرسید: «آیا ماشین از آن ایشان است؟» >>pes<< Are you not tired? خسته نیستی؟ آیا خسته نیستید؟ >>pes<< He directed all his energy to his business. او همه انرژی خود را معطوف به کارش کرده است. و تمامی قوت خود را به‌کار خود رهبری نمود. >>pes<< Your Chinese is awesome already. زبان چینی شما الان هم عالی است. چینی تو از این به بعد مهیب است. >>pes<< We demand justice. ما درخواست عدالت داریم. انصاف را طلب می‌کنیم. >>pes<< Yesterday is when I bought a car. دیروز، زمانی است که من یک ماشین خریدم. دیروز وقتی است که ماشین خریدم. >>pes<< Be careful or he'll stab you in the back. مراقب نباشی از پشت به تو خنجر خواهد زد. مراقب باش یا از عقب به تو خنجر می‌زند. >>pes<< Millie has a book. میلی کتاب دارد. میلی کتابی دارد. >>pes<< It is what it is. همینی است که هست. این همان است که می‌باشد. >>pes<< Did it help? کمکی کرد؟ آیا کمک می‌کرد؟ >>pes<< Vocabulary is the basis of language. لغت پایه زبان است. واژه‌نامه اساس زبان است. >>pes<< You don't like sashimi, do you? تو ساشیمی دوست نداری، دوست داری؟ آیا شمعیمی را دوست نمی دارید؟ >>pes<< Work is not only important for economic benefits, the salary, but also for social and psychological needs, the feeling of doing something for the good of society. کار نه تنها به خاطر عواید اقتصادی مانند درآمد مهم است، بلکه به جهت نیازهای اجتماعی وروانی مانند احساس انجام کاری مثبت برای جامعه، نیز مهم است. کار فقط برای سودهای اقتصادی و حقوق مهم نیست، بلکه برای احتیاجات اجتماعی وروانی، بلکه برای نیکویی جامعه کاری است. >>pes<< Building the steel factory was a great enterprise. ايجاد يک کارخانه فولاد، سرمايه‌گذاري بزرگي بود. و بنای صنعت فولاد، بنایی عظیم بود. >>pes<< We should play a more active role in combating global warming. باید در مبارزه با گرم شدن کره‌ی زمین نقش فعال‌تری ایفا کنیم. تا در جنگ گرم شدن جهان بیشتر مشغول باشیم. >>pes<< We speak Japanese. ما به ژاپنی حرف می‌زنیم. ژاپنی سخن می‌گوییم. >>pes<< I fell asleep watching TV. در حین نگاه کردن تلویزیون خوابم برد. و در خواب بیدار شده، تلویزیون می‌دیدم. >>pes<< What is your sister doing now? خواهرت الان چه کار می کند؟ الان خواهرت چه می‌کند؟ >>pes<< Didn't I tell you that you needed to study harder? بهت نگفتم باید بیشتر درس می‌خواندی؟ آیا به شما نگفتم که می‌بایست بیشتر مطالعه می‌کردید؟ >>pes<< This is a very old book. این یک کتاب بسیار قدیمی است. این کتاب بسیار قدیمی است. >>pes<< He was relieved of his heavy responsibility. او از مسئولیت سنگین خود رها شد. و از مسئولیت سنگین خود خلاص شد. >>pes<< Which do you like better, Coke or Pepsi? کدام را بیشتر دوست داری، پپسی یا کوکا؟ کدام را بیشتر دوست می‌دارید؟ کوکا و پپسی؟ >>pes<< The police spent hours searching Tom's place, but they couldn't find the murder weapon. پلیس ساعتها اقامتگاه تام را گشت، امّا آنها نتوانستند چیزی بیابند. و پلیس ساعتها در جستجوی مکان تام می‌گشت، اما اسلحه قتل را نمی یافتند. >>pes<< She is proud of her students. او به پسر مدرسه ای اش افتخار می کند. او بر شاگردان خود فخر می‌کند. >>pes<< You've put on weight. چاق شدی. وزن بر خود نهاده‌ای. >>pes<< Her right eye is blind. چشم راست او کور است. چشم راست او کور است. >>pes<< He keeps telling the same jokes over and over again. او مدام یک جک را چندین بار می گفت. این سخنان را بارها و بارها تکرار می‌کند. >>pes<< He repeated his question. او سؤالش را تکرار کرد. و سوال خود را تکرار نمود. >>pes<< Are you married or are you single? شما متأهلید یا مجرد؟ آیا شما متأهلید یا مجردید؟ >>pes<< It's hard. سخت است. سخت است. >>pes<< This box is from Jobe. این جعبه از جوب است. این جعبه از ایوب است. >>pes<< That flower is edible. این گل خوردنی است. آن گل خوراک است. >>pes<< One day I met him. روزی دیدمش. روزی او را ملاقات کردم. >>pes<< Whose book is this? این کتاب کیه؟ این کتاب کیست؟ >>pes<< Late autumn in Scotland is rather cold. اواخر پاییز در اسکاتلند نسبتاً سرد است. پاییزی که در اسکاتلند می‌گذرد، بسیار سرد است. >>pes<< Every mistake made me stronger. هر اشتباه مرا قوی تر کرد. هر خطا مرا قوی‌تر ساخت. >>pes<< Open the door for love. در را برای عشق بگشای. در را برای محبت باز کن. >>pes<< We season with salt. ما با چاشنی نمک طعم می دهیم. به نمک فصل می‌کنیم. >>pes<< You're really a number-one fool. تو واقعا خنگ درجه یکی تو در واقع احمق شماره یک هستی. >>pes<< "I'm looking for a song name." "How does it go?" "It goes like da dada da da." دنبال اسم یک آهنگ می گردم. یکمش رو بخون. این جوریه دین دینگ دینگ «من به دنبال اسم سرود می‌گردم.» «چگونه می‌شود؟» مثل دا دا دا دا دا دا می‌رود.» >>pes<< You won’t mollify him with that explanation. شما او را با آن توضیح تسکین نمی‌دهید. او را به این توضیح شفا نمی دهی. >>pes<< The grade seven and the grade eight students both have completely separate timetables. دانش‌آموزان پایهٔ هفتم و دانش‌آموزان پایهٔ هشتم برنامه‌های کلاسی کاملاً متفاوتی دارند. کلاس هفتم و کلاس هشت شاگرد، هر دو برای هر دوی ایشان برنامه های جداگانه‌ای دارند. >>pes<< Let's play twenty questions. بیایید مسابقه ی بیست سئوالی بازی کنیم. بیست سوال بکنیم. >>pes<< I agree to your proposal. من تقاضایت را می پذیرم. پیشنهاد تو را قبول می‌کنم. >>pes<< Tom took part in the kidnapping of Mary's daughter. تام در ربودنِ دخترِ مری شرکت داشت. و تام در دزدی دختر مریم سهمی داشت. >>pes<< Asked to marry him, I was at a loss for words. ازم خواست باهاش ازدواج کنم من نتونستم چیزی بگم (دهنم بسته شده بود) از او درخواست نمود که او را نکاح نمایم، و به‌سبب سخنان زیان دیده بودم. >>pes<< Take it. بگیرش آن را بگیر. >>pes<< They are crazy about jazz. آنها دیوانه ی موسیقی جازند. ایشان از جاز دیوانه‌اند. >>pes<< Don't teach fish to swim. لازم نیست به ماهی شنا کردن را یاد بدهی. ماهی را به شنا کردن تعلیم مده. >>pes<< It's not my business. این به من ربطی ندارد این از آن من نیست. >>pes<< I bought this printer yesterday. من این چاپگر رادیروز خریدم. و این چاپگر را دیروز خریدم. >>pes<< I cannot help laughing at the joke. من نتوانستم جلو خنده ام را به آن جوک بگیرم. نمی توانم به استهزا کردن کمک کنم. >>pes<< He uses bitcoins to purchase illicit drugs. او از بیت‌کوین برای خریدن موادّ مخدّر استفاده می‌کند. از طنین برای خرید مواد حرام استفاده می‌کند. >>pes<< Our destiny depends on our decisions. سرنوشت ما به تصمیمات ما بستگی دارد. سرنوشت ما به تصمیمات ما بستگی دارد. >>pes<< They are in the way. آنها در راهند. در راه می‌باشند. >>pes<< When was this university founded? کی این دانشگاه تأسیس شده است؟ چه وقت این دانشگاه بنیاد نهاده شد؟ >>pes<< I live in the Andromeda Galaxy. من در کهکشان آندرومدا زندگی می کنم. من در کهکشان آندرومدا زندگی می‌کنم. >>pes<< There were a lot of murders last year. پارسال قتل‌های زیادی اتفاق افتاد. و سال گذشته قتل های بسیار بود. >>pes<< Love is like the moon; when it does not wax, it wanes. عشق مانند ماه است، هنگامی که رشد نکند، تقلیل می‌یابد. محبت مثل ماه می‌باشد و چون موم نمی شود تلف می‌شود. >>pes<< These books are my best friends. این کتابها بهترین دوستان من هستند. این کتابها بهترین دوستان من می‌باشند. >>pes<< She thought of herself as charming enough. او تصور می کرد که به قدر کافی جذاب است. و خود را به قدری جذاب می‌دانست. >>pes<< I walk my dog in the park every morning. من هر روز صبح سگم را برای قدم زدن به پارک میبرم. هر روز صبح سگ خود را در پارک می‌خرام. >>pes<< Where there's a will, there's a way. خواستن توانستن است. جایی که اراده‌ای باشد، راهی است. >>pes<< The sun is red. آفتاب قرمز است. آفتاب سرخ است. >>pes<< We forgive ourselves everything and others nothing. ما همهٔ اعمال خود را می‌بخشیم اما هیچ چیز از دیگران نمی‌بخشیم، همه‌چیز و دیگران را می‌بخشیم. >>pes<< Do you have plans for tomorrow night? برنامه ای برای فردا شب داری؟ آیا برای فرداشب برنامه‌ای داری؟ >>pes<< Mustafa Kemal Atatürk proclaimed the Turkish Republic in 1923. مصطفی کمال آتاتورک جمهوری ترک را در سال ۱۹۲۳ اعلان کرد. و مصطفي قَمَتُورَک جمهوري ترک را در سال 1923 اعلام نمود. >>pes<< I've never seen a bird like that, before or since. هیچ پرنده ای مثل اون ندیدم. نه قبلش و نه بعدا. تا به حال چنین پرنده‌ای را ندیده‌ام، قبل از آن یا بعد. >>pes<< This radio is out of order. این رادیو کار نمی کند. این رادیو خارج از نظم است. >>pes<< Hurry, and you will catch the train. عجله کن، تا به قطار برسی. عجله کن تا قطار را بگیری. >>pes<< He greeted the man, and came back home, to his normal, boring routine. او با مرد ملاقات کرد و بعد به خانه بازگشت، به زندگی روزمره عادی و خسته کننده اش. و آن شخص را سلام کرده، به خانه برگشت، به کارهای عادی و خسته‌کننده خود. >>pes<< He decided to sell the car. تصمیم گرفت ماشین را بفروشد. پس تصمیم گرفت که ماشین را بفروشد. >>pes<< Please take off your shoes. لطفاً کفشهایت را در بیاور. لطفا کفشهای خود را درآورید. >>pes<< I'm so happy. من بسیار خوشحالم. من بسیار شادی می‌کنم. >>pes<< Tom is kissing his wife. تام دارد همسرش را می بوسد. تام زن خود را می‌بوسد. >>pes<< Did you understand your mistake? اشتباهت را فهمیدی؟ آیا گناه خود را فهمیده‌اید؟ >>pes<< Show me you're brave. به من شجاعتت را نشان بده. به من نشان بده که شجاع هستی. >>pes<< Most Japanese temples are made of wood. اکثر معبدهای ژاپنی از چوب ساخته شده‌اند. اکثر هیکلهای ژاپنی از چوب ساخته شده‌اند. >>pes<< She took a deep breath. او نفس عمیقی کشید. نفس عمیق کشید. >>pes<< Do you know anything about Tom? چیزی در مورد تام میدانی؟ آیا چیزی درباره تام می‌دانی؟ >>pes<< After dinner sit a while, after supper walk a mile. بعد از نهار کمی استراحت کنید، بعد از شام یک کیلومتر راه بروید. بعد از شام، اندکی بعد از شام، یک مایل راه می‌رود. >>pes<< Tom dropped by Mary's home every day for lunch. تام هر روز برای ناهار سرزده به خانه‌ی ماری می آمد. و تام هر روز برای نهار به خانه مریم می‌رفت. >>pes<< The fact is that people are good. Give people affection and security, and they will give affection and be secure in their feelings and their behavior. حقیقت این است که مردم خوب هستند، به آنها مهربانی و امنیت اعطا کن؛ بعد آن ها مهربان خواهند بود و در احساسات و رفتارشان نیز ایمن خواهند شد. حقیقت این است که مردم نیکو هستند. مردم را محبت و امنیت دهید تا در احساسات و رفتار خود محبت نموده، ایمن باشند. >>pes<< Cyber activists want to meet with the Supreme Leader. سایبریها دیدار با رهبری را میخواهند. فعالان غیرمجاز می‌خواهند با رئیس اعظم ملاقات نمایند. >>pes<< In life, if you don’t risk anything, you risk everything. در زندگی اگر هیچگاه ریسک نکنی، همه چیز را ریسک کرده ای. در حیات اگر چیزی را به خطر نینداختی، همه‌چیز را به خطر می‌انداختی. >>pes<< He doesn't understand you. او تو را درک نمی کند. او تو را درک نمی کند. >>pes<< I think Tom will come, but it's hard to say for sure. فکر کنم تام می آید. امّا دشوار می توان با اطمینان چنین گفت. گمان می‌برم که تام می‌آید، اما گفتن یقین سخت است. >>pes<< Millie has a dog. میلی سگ دارد. میلی سگ دارد. >>pes<< I cannot afford to buy a new car. من نمی توانم پول خریدن یک ماشین جدید را جور کنم. نمی توانم ماشین نو بخرم. >>pes<< Which do you like better, rock music or classical music? از کدامیک بیشتر خوشتان می‌آید، موسیقی راک یا موسیقی کلاسیک؟ کدام را بیشتر دوست می‌دارید، موسیقی راک یا موسیقی کلاسیک؟ >>pes<< Although the phrase "world peace" sounds attractive, the road to world peace is very long and full of troubles. هر چند که عبارت "صلح جهانی" جذاب به نظر می رسد، اما مسیر صلح جهانی بسیار طولانی و پر از مشکلات است. اگر‌چه این کلمه جهان را جذاب می‌سازد، اما راه سلامتی جهان بسیار طولانی و پر از تنگی است. >>pes<< He asked me for some money. او از من مقداری پول خواست. از من نقره خواست. >>pes<< Confide in me. به من اعتماد کن. در من ملصق شو. >>pes<< I am happy to hear your voice. از اینکه صدایت را بشنوم خوشحال می شوم. خوشحالم که آواز تو را می‌شنوم. >>pes<< Oh! I know the man. اوه! من این مرد را می شناسمم. او را می‌شناسم. >>pes<< These bacteria have mutated into forms that are resistant to certain drugs. این باکتری‌ها به گونه‌هایی جهش پیدا کرده‌اند که در برابر داروهای خاصّی مقاوم‌اند. این باکتریها به شکلهایی تبدیل شده‌اند که مقاومت بعضی از مواد است. >>pes<< Step aside. از یک کنار قدم بردار. دور شو. >>pes<< If my brother would have been there, he would have known what to do. اگر برادر من آنجا بود، می دانست چه کار کند. اگر برادرم در آنجا می‌بود، می‌دانست که چه باید کرد. >>pes<< I want to go with you. می خواهم با تو بیایم. می‌خواهم با شما بیایم. >>pes<< He went to Italy for the purpose of studying music. او به ایتالیا رفت به قصد خواندن موسیقی. و برای خواندن موسیقی به ایتالیا رفت. >>pes<< My father has been out of work for a year. پدرم به مدت یک سال بیکار بوده است. پدرم یک سال از کار خارج شده است. >>pes<< Can you do it in one day? میتونی اینو در یک روز انجام بدی آیا در یک روز آن رامی توانی کرد؟ >>pes<< Do you play a musical instrument? آیا تو سازی موسیقیایی می نوازی؟ آیا آلات موسیقی بازی می‌کنید؟ >>pes<< Musicians are usually sensitive to criticism. موسیقی‌دانان معمولاً نسبت به انتقاد حساس هستند. مرثیه‌ها معمولا به انتقادات حساس می‌باشند. >>pes<< The ring is cursed. حلقه نفرین شده است. حلقه ملعون است. >>pes<< What is the voltage? ولتاژش چیست؟ ولتاژ چیست؟ >>pes<< Lead is easily bent. سرب به راحتی خم می شود. هدایت به آسانی خم می‌شود. >>pes<< I'm going to Hokkaido. من به هوکایدو می‌روم. به هوشیدو می‌روم. >>pes<< The work is actually finished. کارم واقعا تمام شده است. در واقع کار تمام شد. >>pes<< I can't remember her name. من نمی توانم نام او را به خاطر آورم. اسم او را به یاد نمی آورم. >>pes<< He was a pioneer in this field. او در آن زمینه پیشاهنگ بود. و او در این صحرا پیشگام بود. >>pes<< A computer is an absolute necessity now. اکنون کامپیوتر یک ضرورت مسلم است. الان کامپیوتر احتیاج مطلق است. >>pes<< I can take a rest at last. بالاخره می تونم یک استراحتی بکنم. بالاخره می‌توانم استراحت کنم. >>pes<< She gets up the earliest in my family. او زودتر از همه در خانواده من از خواب بیدار می شود. او اولین در خاندان من برمی خیزد. >>pes<< You can come as often as you like. هر بار که دوست داشته باشی می تونی بیایی. هرگاه بخواهید می‌توانید بیایید. >>pes<< My cooking had almost burnt by the time I came to the kitchen. غذایم تقریبا سوخته بود وقتی که به آشپز خانه آمدم. وچون به آشپزخانه آمدم، آشپزی من نزدیک بود سوخته شود. >>pes<< That was the P-wave just now. The S-wave is coming. این حالا پیش لرزه بود لرزه اصلی هم میاد این همان موج بود که الان بود و موج می‌آید. >>pes<< There is no choice. انتخابی وجود ندارد. چاره‌ای نیست. >>pes<< If you can't make peace with yourself, how are you going to make peace with anyone else? اگر نتوانید با خودتان صلح کنید، چگونه می خواهید با دیگران صلح کنید؟ اگر نمی توانید با خود صلح کنید، چگونه با هیچ‌کس دیگر صلح خواهید نمود؟ >>pes<< Who is playing the piano? چه کسی پیانو می نوازد؟ کیست که پیانو می‌زند؟ >>pes<< I'm an atheist. من خداناباور هستم. من بی‌ایمان هستم. >>pes<< She was always quarreling with her parents. او همیشه با پدر و مادرش دعوا میکرد. و همیشه با والدین خود نزاع می‌نمود. >>pes<< Please show me a tangible example. لطفاً به من یک مثال ملموس نشان بده. خواهش می‌کنم نمونه پسندیده‌ای به من نشان بده. >>pes<< The new store is going to open next week. فروشگاه جدید هفته‌ی آینده باز می‌شود. انبار جدید هفته بعد باز خواهد شد. >>pes<< What do you mean, you can't help me? منظورت چیه که نمی توانی به من کمک کنی؟ منظورت چیست که نمی توانی مرا یاری کنی؟ >>pes<< From that distance, the ship is similar to an island. در آن فاصله، آن کشتی شبیه یک جزیره است. از آن فاصله کشتی مثل جزیره است. >>pes<< When Tom stopped for a stop sign, his engine stalled. وقتی تام مقابل تابلوی ایست ایستاد، موتورش واماند. و چون تام برای آیت توقف ایستاد، موتورش توقف نمود. >>pes<< This morning Tom had vegetable soup. امروز صبح تام سوپ سبزیجات خورد. و امروز صبح، تام سوپ سبزیجات داشت. >>pes<< Stay back. عقب واستا. عقب بمانید. >>pes<< The cold weather continued for three weeks. هوای سرد تا سه هفته ادامه یافت. و آب و هوای سرد تا سه هفته باقی ماند. >>pes<< I'm not hungry. من گرسنه نیستم. گرسنه نیستم. >>pes<< You've got small eyes. چشم‌های کوچکی داری. چشمان کوچک داری. >>pes<< If you do it a bit slower, it goes quicker. اگر کمی آرام تر انجامش دهی، کار سریع تر پیش می رود. اگر آن را کمی آهسته‌تر کنی، سریعتر می‌رود. >>pes<< We survived by sheer luck. ما با خوش‌شانسی محض نجات یافتیم. و به شانس بی‌نهایت نجات یافتیم. >>pes<< I am from Budapest. من از بوداپست هستم. من از بوداپست هستم. >>pes<< I lay down on the bed. روی تخت دراز کشیدم. بر بستر می‌خوابیدم. >>pes<< Mom often said time is money مامان اغلب می گفتند، که وقت پول است. مامان اغلب می‌گفت که وقت پول است. >>pes<< I would have liked to buy those gloves. دوست می‌داشتم آن دست‌کش‌ها را بخرم. دوست داشتم که آن دستکشها را بخرم. >>pes<< He was very patient. او خیلی صبور بود. او بسیار بردبار بود. >>pes<< Older people are more prone to injury. افراد مسن‌تر بیشتر در معرض جراحت هستند. مردمان پیرتر حریصتر به ضرر می‌باشند. >>pes<< Everyone, say cheese. همه بگن هلووو همه بگویید پنیر. >>pes<< I am a very sad person. من آدم بسیار غمگینی هستم. من بسیار غمگین هستم. >>pes<< Life is not an empty shell. زندگی یک پوسته خالی نیست. حیات پوست خالی نیست. >>pes<< It's snowing. دارد برف می بارد. برف می‌بارد. >>pes<< I've told you a million times not to exaggerate. من به شما یک میلیون بار گفتم اغراق نکنید. یک میلیون مرتبه به شما گفتم که زیاده‌روی نکنید. >>pes<< May God bless you. خدا عمرت بده! خدا تو را برکت دهد. >>pes<< This is my computer. این کامپیوتر من است. این است کامپیوتر من. >>pes<< You're funny. شما بامزه هستید. تو خنده دار هستی. >>pes<< Come with me. با من بیا. با من بیا. >>pes<< The trail was not clearly marked. مسیر دقیق مشخص نشده بود. و ردها به وضوح مشخص نشده بود. >>pes<< Everyone's laughing. همه می‌خندند. همه می‌خندند. >>pes<< Ali is a good person. علی انسان خوب است. الی مرد نیکو است. >>pes<< A jack of all trades is master of none. کسی که همه کار انجام می‌دهد استاد هیچ‌ کاری نیست. سرباز همه تجارتها صاحب هیچ‌چیز نیست. >>pes<< How do you know that the patient is not feigning illness? چه طور شما می فهمید که بیمار خود را به مریضی نمی زند؟ از کجا می‌دانی که بیمار بیمار را فریب نمی دهد؟ >>pes<< I'm scared of big, black, hairy tarantulas! من از رطیل های بزرگ سیاه پشمالو می ترسم. از بزرگ و سیاه و تارتانلاها می‌ترسم. >>pes<< The businessman is thinking of receding from the contract. تاجر در فکر کنار کشیدن از قرارداد است. تاجر فکر می‌کند که از قرارداد منحرف شود. >>pes<< Even if I had wished to stop, I couldn't. حتی اگر می خواستم توقف کنم، نمی توانستم. اگر می‌خواستم توقف کنم، نمی توانستم. >>pes<< Don't put all your eggs in one basket. همه تخم مرغ هایتان را در یک سبد نگذارید. همه تخمهای خود را در یک سبد مگذار. >>pes<< Is there such a thing as an honest politician? آیا چیزی بعنوان سیاستمدار درستکار وجود دارد؟ آیا چیزی مثل سیاستمدار صادق می‌باشد؟ >>pes<< I heard it on the radio. من این را از رادیو شنیدم. در رادیو شنیدم. >>pes<< She wants a new dog. او سگی جدید می خواهد. سگ تازه می‌خواهد. >>pes<< Do you speak French? آیا فرانسوی بلد هستی؟ آیا فرانسوی سخن می‌گویید؟ >>pes<< Raising a daughter is like watering your neighbour's garden. دختر بزرگ کردن مثل آب دادن باغچهٔ همسایه است. تربیت دختر مثل آب دادن باغ همسایه شما است. >>pes<< I want to learn karate. می خواهم کاراته یاد بگیرم. می‌خواهم کاراته را بیاموزم. >>pes<< Tom can swim like a fish. تام می توان مانند یک ماهی شنا کند. تام می‌تواند مثل ماهی شنا کند. >>pes<< Astonishment deprived me of speech. از شدت تعجب زبانم بند آمد. حماقت مرا از سخن گفتن منع می‌کند. >>pes<< We don't tolerate bigotry. ما تعصب را تحمل نمی‌کنیم. کینه را تحمل نمی کنیم. >>pes<< Jane has made great progress in Japanese. جین در ژاپنی پیشرفت زیادی کرده است. جین در ژاپنی پیشرفت عظیمی کرده است. >>pes<< I am standing here, face to face with nothing. من اینجا ایستاده ام، رودررو با هیچ. من اینجا ایستاده‌ام و با هیچ‌چیز روبه‌روی می‌آورم. >>pes<< Lech is interested in history. لخ به تاریخ علاقه دارد. لکه به تاریخ علاقه دارد. >>pes<< I'm very impressed by your work. من خیلی تحت تأثیر کار تو قرار گرفتم. از کار تو بسیار شگفت زده شدم. >>pes<< Slight inattention can cause a great disaster. کوچک ترین بی توجهی ممکنه به فاجعه ختم بشه تنگی می‌تواند مصیبت عظیمی به بار آورد. >>pes<< A diamond that hasn't been cut does't shine. الماسی که برش نخرده نمی‌درخشد. الماسی که بریده نشده باشد، روشنی نمی یابد. >>pes<< How many episodes of One Piece have you watched? چند قسمت از ون پیس دیدی؟ چند قسمت از یک قطعه را دیده‌اید؟ >>pes<< She sat smoking. او نشست و سیگار کشید. و او نشسته، سیگار می‌کشید. >>pes<< He said, "I'm trying too much, but I don't achieve any success." او گفت: من خیلی تلاش می کنم ولی موفقیتی به دست نمی آورم. گفت: «من بسیار امتحان می‌کنم، اما به هیچ‌چیز موفق نمی شوم.» >>pes<< Some stars began to appear in the night sky. تعدادی از ستارگان شروع به پیدا شدن در آسمان شب کردند. و بعضی از ستارگان در آسمان شب ظاهر شدند. >>pes<< Amnesia means "loss of memory". بیماری فراموشی به معنای «از دست رفتن حافظه» است. امانیا به‌معنی از دست دادنهای حافظه است. >>pes<< After a storm comes a calm. پس از طوفان، آرامش گسترده می‌گردد. بعد از طوفان آرام می‌آید. >>pes<< A good man in an evil society seems the greatest villain of all. انسان نیک در جمع اشرار، شریرترین آن‌ها به نظر می‌رسد. مرد نیکو در جامعه شریر از همه بدتر است. >>pes<< I eat some cheese. من مقداری پنیر میخورم. کمی پنیر می‌خورم. >>pes<< A lie has no legs. دروغ پا ندارد. دروغ پایهایی ندارد. >>pes<< I am reading Persian. من در رشته زبان فارسی تحصیل می کنم. من فارسی می‌خوانم. >>pes<< I love cats. من گربه ها را دوست دارم. گربه‌ها را دوست می‌دارم. >>pes<< Tom wondered what had happened. تام از خود پرسید که چه اتفاقی افتاده است. و تام در تعجب بود که چه شد. >>pes<< Change trains at Sendai Station for Tokyo. در ايستگاه سنداي قطار را به مقصد توکيو عوض کن. و قطارها را به ایستگاه ارسای به توکیو تبدیل کن. >>pes<< He must have taken the wrong train. می بایست او اشتباهی سوار قطار شده باشد. او باید قطار را اشتباه گرفته باشد. >>pes<< Tom is taller than Mary. تام بلندقدتر از ماری است. تام از مریم بلندتر است. >>pes<< I'm writing a letter. من نامه را می نویسم. نامه‌ای می‌نویسم. >>pes<< A polar bear is a rectangular bear after a coordinate transform. یک خرس قطبی بعد از یک تبدیل مختصات یک خرس چهارگوش است. خرس قطبی، خرس زاویه‌ای است، بعد از تبدیل مختصات. >>pes<< Some people can suck the life from you. بعضی از مردم زندگی را از وجودت می مکند. بعضی می‌توانند حیات را از توبکشند. >>pes<< Everyone is insane, in his or her own way. هر کس به شیوهٔ خودش دیوانه است. هر کس به طریق خود دیوانه می‌شود. >>pes<< I have to go shopping; I'll be back in an hour. من به خرید می روم و یک ساعته بر می گردم. باید برم خرید و تا یک ساعت دیگر برخواهم گشت. >>pes<< Write your name in capital letters. نام خود را با حروف بزرگ بنویسید. نام خود را به حروف پایتخت بنویس. >>pes<< I met Yoko on my way to the theater. من در راه رفتن به تئاتر با یوکو ملاقات کردم. و یوکو را در راه خود به تئاتر ملاقات کردم. >>pes<< When can I swim here? چه موقع می توانم شنا کنم؟ کی می‌توانم در اینجا شنا کنم؟ >>pes<< I found you. شما را پیدا کردم. تو را یافتم. >>pes<< There are some adults who have never been children. بعضی بزرگسالان هرگز کودک نبوده‌اند. بعضی از بزرگسالان هستند که تا به حال بچه نبوده‌اند. >>pes<< They abstain from alcohol. از الکل اجتناب می‌کنند. از الکل اجتناب می‌کنند. >>pes<< Are you a singer? شما یک خواننده هستید؟ آیا تو خواننده هستی؟ >>pes<< Are you coming to our house, Sarah? میای خونه ما سارا؟ آیا به خانه ما می‌آیی، ساره؟ >>pes<< Tom hid the book under his pillow. تام کتاب را زیر بالشش پنهان کرد. و تام کتاب را زیر بالشش پنهان کرد. >>pes<< You are beautiful. تو زیبا هستی. تو زیبا هستی. >>pes<< I don't want to take that risk. من قصد ندارم آن ریسک را بکنم. نمی خواهم این خطر را قبول کنم. >>pes<< How high mountain that is! چه کوه بلندیه! چه کوه بلند است! >>pes<< He didn't trust his brother enough to confide in him. او به برادرش به اندازه کافی اعتماد نکرد تا او را محرم خود سازد. و به برادر خود اعتماد ننمود تا به او اعتماد نماید. >>pes<< I'll give you as much time as you need. به هر اندازه که نیاز دارید به شما وقت خواهم داد. هر قدر که نیاز داشته باشی به تو وقت می‌دهم. >>pes<< God made time, but man made haste. خدا زمان را آفرید و انسان عجله را. خدا وقت کشید، اما انسان تعجیل نمود. >>pes<< It was civil of him to offer his seat to the old man. این نشانه متمدن بودنشه که صندلیش رو داد به اون پیرمرد. و او را پسند آمد که کرسی خود را برای مرد پیر بگذراند. >>pes<< She fought for the emancipation of women. او برای رهایی زنان جنگید. و برای آزادی زنان جنگ می‌کرد. >>pes<< I learned to live without her. یاد گرفتم که بدون او زندگی کنم. یاد گرفتم که بدون او زیست کنم. >>pes<< What for? به چه دلیلی؟ برای چه؟ >>pes<< My bag is too old. I must buy a new one. کیف من کهنه است. من باید یکی نو بخرم. کیسه من بسیار پیر شده است. من باید یکی نو بخرم. >>pes<< Are you fond of music? آیا شما دیوانهٔ موسیقی هستید؟ آیا آهنگ را دوست می‌دارید؟ >>pes<< I am at your service. در خدمتت هستم. من در خدمت تو هستم. >>pes<< Where is law college? دانشکده حقوق کجاست؟ کالج حقوق کجاست؟ >>pes<< That which does not kill us makes us stronger. چیزی که ما را نکشد، قویترمان می کند. و آنانی که ما را نمی کشند، ما را قوی‌تر می‌سازد. >>pes<< You need a bit of courage to say that you love him. کمی جرأت نیاز داری تا به او بگویی که دوستش داری. برای گفتن اینکه او را دوست می‌داری، کمی شجاعت لازم داری. >>pes<< Why are you here today? چرا امروز اینجا هستی؟ چرا امروز اینجا هستی؟ >>pes<< They spent the night on the beach. آنها شب را در ساحل گذراندند. و شب را در ساحل بسر بردند. >>pes<< She played the piano with enthusiasm. او با اشتیاق پیانو می زد. و با شور و شوق پیانو را می‌نواخت. >>pes<< One kilogram of tomato sauce is equivalent to two kilograms of tomatoes. یک کیلو سس گوجه برابر با دوکیلو گوجه است. یک کیلو سس گوجه مانند دو کیلو گوجه است. >>pes<< Tell him I'll call back later. بهش بگو بعدا بهش زنگ میزنم. و او را بگو که بعد از آن خواهم خواند. >>pes<< The investigation is under way. تحقیقات شروع می شود. تحقیق در راه است. >>pes<< In the south of China, the situation is different. در جنوب چین ،وضعیت متفاوت است در جنوب چین، وضعیت فرق دارد. >>pes<< He longs for the fellowship of the rich. او آرزوی رفاقت با پولدارها را دارد. مشتاق معاشرت دولتمندان می‌باشد. >>pes<< Don't talk to me! با من حرف نزن! با من سخن مگو! >>pes<< I have to go. باید بروم. من باید بروم. >>pes<< Where are you from in Canada? اهل کجای کانادا هستی؟ اهل کانادا کجا هستید؟ >>pes<< I don't understand its significance. اهمیتش را نمی فهمم. مفهوم آن را درک نمی کنم. >>pes<< The drama brought a lump to my throat. نمایش درام بغض بر گلویم آورد. درام، قمه‌ای بر گلویم آورد. >>pes<< Fadil was intoxicated. فاضل مست بود. و فادیئیل مست بود. >>pes<< She is not here. او اينجا نيست. او در اینجا نیست. >>pes<< The situation is getting worse and worse day by day. وضعیت روز به روز بدتر و بدتر می‌شود. وضعیت در روز بدتر و بدتر می‌شود. >>pes<< There are islands in the sea. در دریا جزیره هایی وجود دارند. در دریا جزیره‌ها هست. >>pes<< I was busy yesterday. من دیروز سرم خیلی شلوغ بود. و ديروز سرم شلوغ بود. >>pes<< I left my credit card at home. کارت اعتباریم را خانه جا گذاشتم. و کارت نام خود را در خانه جا گذاشتم. >>pes<< Old habits die hard. ترک عادت موجب مرض است. عادتهای کهنه سخت می‌میرند. >>pes<< What's up? چه خبر؟ چه خبر؟ >>pes<< Talk to him. با او حرف بزن. او را خطاب کن. >>pes<< May I help you? آیا می‌توانم تو را کمک کنم. آیا تو را اعانت کنم؟ >>pes<< Read this book from cover to cover. این کتاب را از اول تا آخر بخون. این کتاب را از پوشش تا پوشش بخوان. >>pes<< My friend always jokes when I am not in the right mood. دوست من همیشه وقتی که من حس و حالش رو ندارم شوخی میکنه. دوست من همیشه شوخی می‌کند وقتی که دردل نیکو نیستم. >>pes<< What's the weather like there? هوا اونجا چطوره؟ آب و هوا در آنجا چگونه است؟ >>pes<< I had not gone a mile when it began to rain. یک مایل نرفته بودم که باران شروع شد. و چون باران می‌بارید، یک مایل نرفته بودم. >>pes<< Everything flows. همه چیز جریان دارد. همه‌چیز جاری می‌شود. >>pes<< He can't stick to anything very long. نمی تونه یک کاری رو برای مدت طولانی ادامه بده. مدت مدیدی نمی تواند به چیزی بچسبد. >>pes<< Your efforts are futile. تلاشهایت بیهوده هستند. کوشش تو باطل است. >>pes<< You're really not stupid. تو واقعا احمق نیستی. در واقع احمق نیستید. >>pes<< I pet a cat today. من امروز یک گربه را اهلی کردم امروز گربه‌ای را غرس می‌کنم. >>pes<< This article is full of legal jargon. این مقاله پر از اصطلاحات حقوقی است. این مقاله پر از جرگون قانونی است. >>pes<< He came by car. او با ماشین آمد. پس با ماشین آمد. >>pes<< I think that China will play an active role. فکر می‌کنم چین نقش فعالی خواهد داشت. گمان می‌برم که چین نقش فعال خواهد داشت. >>pes<< He readily agreed to it. او بی درنگ با آن موافقت کرد. پس بی‌درنگ موافق آن شد. >>pes<< She shut the door. او در را بست. در را بست. >>pes<< He has a big family. او خانواده‌ی بزرگی دارد. او را قبیله‌ای عظیم است. >>pes<< Tom is a fanatic. تام یک افراطی است. تام متعصب است. >>pes<< We discussed the matter with each other. ما مساله را با یکدیگر مورد بررسی قرار دادیم. و در این امر با یکدیگر گفتگو کردیم. >>pes<< This book is mine. این کتاب مال من است. این کتاب از آن من است. >>pes<< Will you go on foot or by bus? پیاده میری یا با اتوبوس؟ آیا پیاده یا با اتوبوس می‌روید؟ >>pes<< This sentence contains an error. این جمله خطا دارد. این حکم، خطا است. >>pes<< I come from Holland. من از هلند میام. از هلند می‌آیم. >>pes<< What is love? عشق چیست؟ محبت چیست؟ >>pes<< "I see," said the blind man, as he picked up his hammer and saw. مرد نابینادر حالیکه چکش و اره رابرمی داشت گفت : می بینم مرد نابینا گفت: «می‌بینم، چون چکش خود را برداشته، دید. >>pes<< I'm afraid I can't make it at that time. من نگران هستم، که نتوانم در موقع مقرر آن را درست کنم. من می‌ترسم که در آن زمان نتونم موفق شوم. >>pes<< The candle went out by itself. شمع خود به خود خاموش شد. و شمع به تنهایی بیرون رفت. >>pes<< The roof is really in need of repair. پشت بام واقعا به تعمیر احتیاج دارد. سقف واقعا احتیاج به تعمیر دارد. >>pes<< Speak up! حرفت را بزن! بلند شو! >>pes<< Please turn off the light. لطفا چراغ را خاموش کن. خواهش می‌کنم نور را خاموش کن. >>pes<< Watch out for cars when you cross the street. مراقب ماشین ها باش وقتی که از خیابان عبور می کنی. وقتی که از کوچه عبور می‌کنی مراقب اتومبیلها باش. >>pes<< I'm Irish. ایرلندی هستم. من ایرلندی هستم. >>pes<< I don't believe in group therapy. من به گروه درمانی اعتقادی ندارم. به فرقه‌ای ایمان نمی آورم. >>pes<< Tom is scrupulous in matters of business. تام در موارد حرفه‌ای موشکافانه است. تام در امور تجارت مضطرب است. >>pes<< Where've you been? کجا بوده‌اید؟ کجا بودی؟ >>pes<< Tom took me under his wing. تام مرا تحت حمایت خودش قرار داد. و تام مرا زیر بال خود گرفت. >>pes<< I thought I could trust you. فکر کردم می‌توانم بهت اعتماد کنم. فکر می‌کردم که می‌توانم به شما اعتماد کنم. >>pes<< We are Australian. ما از استرالیا هستیم. ما استرالیا هستیم. >>pes<< This is by far the best seafood restaurant in this area. این تا کنون بهترین رستوران غذاهای دریایی در این منطقه است. این است بهترین رستوران دریایی در این نواحی. >>pes<< You go to school, right? مدرسه که می‌روی، درست است؟ تو به مدرسه می‌روی، درسته؟ >>pes<< We spoke yesterday. ديروز ما صحبت می کردیم. و دیروز سخن گفتیم. >>pes<< How many CDs do you have? چند سی دی دارید؟ چند سی‌دی دارید؟ >>pes<< All hope was gone. هیچ امیدی نما نده بود و تمامی امید از میان رفته است. >>pes<< Do you let your children drink coffee? می ذارید بچه هاتون قهوه بخورند؟ آیا پسرانت قهوه می‌نوشند؟ >>pes<< She asked me to help her with the work. او از من خواست در کار به او کمک کنم. از من خواست تا او را در کار یاری دهم. >>pes<< An unjust peace is better than a just war. صلح غیرمنصفانه بهتر از جنگ منصفانه است. سلامتی بی‌انصافی از جنگ عادل بهتر است. >>pes<< I love you. دوسِت دارم. عاشِقِتم. تو را دوست می‌دارم. >>pes<< Your best teacher is your last mistake. بهترین آموزگار، اشتباه آخرتان است. بهترین معلم تو، آخرین خطا تو است. >>pes<< The sea was as smooth as glass. دریا مثل شیشه صاف بود. و دریا مثل شیشه نرم بود. >>pes<< Remember to lock the door. یادت باشد در را قفل کنی. بیاد آور که در را قفل کنی. >>pes<< I spent the weekend with my friends. آخر هفته را با دوستانم گذراندم. آخر هفته را با دوستان خود بسر بردم. >>pes<< Tom almost never gets scared. تام تقریبا هرگز وحشت زده نمی شود. تام هرگز نمی ترسید. >>pes<< It is hard to distinguish you from your brother. تشخیص دادن تو از برادرت دشوار است. دور کردن تو از برادرت سخت است. >>pes<< You always try to blame somebody else. همیشه سعی می کنی دیگران رو متهم کنی همیشه سعی می‌کنی کسی را ملامت کنی. >>pes<< My father always took me to school when I was young. پدر من همیشه مرا به مدرسه می رساند وقتی که من کوچک بودم. پدرم مرا وقتی که جوان بودم به مدرسه می‌برد. >>pes<< You'll soon come to enjoy the food and drink here. به زودی از غذا و نوشیدنی اینجا لذت خواهید برد. به زودی برای لذت بردن از غذا و نوشیدن در اینجا خواهی آمد. >>pes<< Don't open your umbrella in the hall. در سالن چترت را باز نکن. چتر خود را در هال باز مکن. >>pes<< My gut feeling is that Tom won't show up tomorrow. به دلم افتاده که فردا تام سروکله‌اش پیدا نمیشه. دل من می‌گوید که فردا تام ظاهر نخواهد شد. >>pes<< It's too bad that I don't need to lose weight. حیف که لازم نیست لاغر شوم. بسیار بد است که نیازی به کم کردن وزن ندارم. >>pes<< How's your project coming along? پروژه‌ی شما چطور پیش می‌رود؟ پروژه تو چگونه پیش می‌رود؟ >>pes<< This area is hotter than the Sahara desert. اینجا از صحرا هم گرم تر است. این نواحی از بیابان صحرا گرمتر است. >>pes<< It's sheer madness. این دیوانگی محض است. دیوانگی محض است. >>pes<< She has seen better days. او روزهای بهتری را شاهد بوده است. روزهای نیکوتر را دیده است. >>pes<< Tom will be fine, won't he? تام حالش خوب می‌شه، مگه نه؟ تام خوب خواهد شد، مگه نه؟ >>pes<< It doesn't look like we'll get paid this week. به نظر نمی رسه این هفته حقوق بگیریم به نظر نمی آید که این هفته به ما جزا داده شود. >>pes<< Time passes quickly. زمان سریع می گذرد. زمان به زودی می‌گذرد. >>pes<< A poor workman blames his tools. وقتی زمین سفت است، گاو از چشم گاو می بیند. کارگر فقیر اسباب خود را ملامت می‌کند. >>pes<< He works at a restaurant in Japan. او در یک رستوران در ژاپن کار می کند. در رستورانی در ژاپن کار می‌کند. >>pes<< Please. لطفآ. خواهش می‌کنم. >>pes<< I wish you'd come last night. ای کاش دیشب آمده بودی. کاش دیشب می‌آمدی. >>pes<< My brother worked in Tehran for a few years برادرم چندین سال در تهران کار کرد و برادرم چند سال در تهران کار می‌کرد. >>pes<< We are working in the interest of peace. ما در جهت صلح تلاش می کنیم. به جهت سلامتی کار می‌کنیم. >>pes<< I stopped smoking and drinking. من کشیدن سیگار و مصرف الکل را متوقف کردم. سیگار کشیدن و نوشیدن را ترک کردم. >>pes<< My wife is a doctor. همسر من دکتر است. زن من دکتر است. >>pes<< Come in. بیا داخل. بیا تُو. بیا داخل. >>pes<< Dublin is the capital of Ireland. دوبلین پایتخت ایرلند است. دابلین پایتخت ایرلند است. >>pes<< You may use my bicycle such as it is. می‌توانی از دوچرخه‌ام همینطوری که هست، استفاده کنی. از دوچرخه من مثل آن استفاده کن. >>pes<< I was given a nasty look when I asked for my prescription at the local doctor's. چپ چپ نگام کردند وقتی از دکتر خواستم نسخه م رو بده و چون نسخه خود را از طبیب محلی درخواست نمودم، نظر زشت به من داده شد. >>pes<< Sometimes I think I'll never be on my own. Both of my parents always seem to need my help. بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم هیچ وقت به حال خودم نخواهم بود. پدر و مادرم هر دو انگار همیشه به کمک من احتیاج دارند. بعضی اوقات فکر می‌کنم که هرگز تنها نخواهم بود و هر دوی پدر و مادرم همیشه به یاری من نیاز دارند. >>pes<< Lord! I object. خدایا! من اعتراض دارم. ‌ای خداوند، من اعتراض می‌کنم. >>pes<< Violence is a weak force. خشونت، نیرویی ضعیف است. ظلم قوت ضعیف است. >>pes<< A cat may look at a king. به اسب شاه گفته یابو. گربه‌ای بر پادشاه نظر نماید. >>pes<< I have some acquaintance with chemistry. من با شیمی آشنایی مختصری دارم. با شیمی آشنایی دارم. >>pes<< Absence makes the heart grow fonder. دوری و دوستی. عدم دل را دوست می‌دارد. >>pes<< His good nature seems to fulfill the role of reducing the family's trouble. به نظرمی رسد ذات نیک اونقش التیام دهنده ی مشکلات خانواده را تحقق می بخشد. به نظر می‌آید که طبیعت نیکو او نقش کم کردن تنگی خاندان را به انجام می‌رساند. >>pes<< Kent is the born leader. کنت یک رهبر زائیده شده است. کنت رئیس زاده است. >>pes<< Although he was writing carefully, he had many mistakes in his writing task. گرچه که او با دقت می نوشت ولی اشتباهات زیادی در انشایش داشت. اگر‌چه به دقت می‌نوشت، در عمل خود اشتباهات بسیار می‌کرد. >>pes<< Iranian people strongly believe in the Persian character of the Persian Gulf. مردم ایران به شدت به ماهیت پارسی خلیج فارس باور دارند. و قوم ایرانی به شخصیت فارسی خلیج فارس به شدت ایمان می‌آورند. >>pes<< What did you eat for dinner? شام چی خوردی؟ برای شام چه خورده‌اید؟ >>pes<< Amy wants something new to wear. امی می خواهد چیزی نو بپوشد. و امی چیزی جدید می‌خواهد که بپوشم. >>pes<< A fox is not caught twice in the same snare. عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود. روباه دو مرتبه در همان دام گرفتار نمی شود. >>pes<< Tom likes cats. تام گربه ها را دوست دارد. تام گربه‌ها را دوست می‌دارد. >>pes<< Hope demands hard-work. امید تلاش را طلب می کند. امید کار سخت را می‌طلبد. >>pes<< I'm feeling much better. حال به مراتب بهتری دارم. حالم بسیار بهتر شده است. >>pes<< He felt in his pocket for his lighter. او برای فندک دست به جیبش برد. و در جیب خود به‌سبب سبکتر خویش احساس کرد. >>pes<< Oh my God! There is no objection in your kingdom. خدایا! من اعتراض ندارم. ‌ای خدای من در ملکوت تو اعتراضی نیست. >>pes<< It's a blessing in disguise. وقتی چیزی به نظر بد میاد ولی نتیجه ش خوبه. برکت در لباس مبدل است. >>pes<< When I met Anka in Bucharest she was studying. وقتی آنکا را در بخارست ملاقات کردم مشغول درس خواندن بود. و چون آنکا را در بوخارست دیدم، او تحصیل می‌کرد. >>pes<< I still love you. من هنوز دوسِت دارم. هنوزعاشِقِتم. من هنوز تو را دوست می‌دارم. >>pes<< Hurry up. عجله کن! شتاب کنید. >>pes<< Do you know any restaurants with good Korean food? آیا رستورانی با غذای خوب کره ای می شناسی؟ آیا رستورانی به خوراک کره نیکو می‌شناسی؟ >>pes<< Millie has a dog. میلی سگ دارد. میلی سگ دارد. >>pes<< I have a plastic cup. من لیوان پلاستیکی دارم. جام پلاستیکی دارم. >>pes<< He stayed here for a short time. او برای مدت کوتاهی در اینجا ماند. و مدت اندکی در اینجا ماند. >>pes<< This text is aimed at beginners. این متن برای مبتدی ها در نظر گرفته شده است. این متن در ابتدایان نشان داده می‌شود. >>pes<< This bus will take you to the museum. این اتوبوس شما را تا موزه می برد . این اتوبوس تو را به موزه خواهد برد. >>pes<< What is the capital of Haiti? پایتخت هائیتی کجاست؟ پایتخت هائیتی چیست؟ >>pes<< We'll meet on Sunday. یکشنبه ملاقات خواهیم کرد. یکشنبه همدیگر را ملاقات خواهیم کرد. >>pes<< I'm now staying at my uncle's. در حال حاضر، در منزل عمویم اقامت دارم. الان نزد عموی خود می‌نشینم. >>pes<< No future can compensate for what you let happen in the present. هیچ آینده‌ای نمی‌تواند آنچه امروز اجازه می‌دهید اتفاق بیفتد را جبران کند. هیچ آینده‌ای برای آنچه در حال حاضر کرده‌ای، جبران نمی کند. >>pes<< You're impatient. شما نابردبار هستید. تو بی‌صبری می‌کنی. >>pes<< To get the full value of joy, you must have someone to divide it with. برای گرفتن ارزش واقعی شادی، باید آن را با کسی تقسیم کنید. برای رسیدن به کمال خوشی، باید کسی را داشته باشی که آن را از هم بپاشی. >>pes<< The girls spread many false rumors and lies about Mary. دختران در مورد مری شایعات و دروغ های زیادی پراکندند. و دختران سخنان دروغ و دروغ بسیار درباره مریم منتشر کردند. >>pes<< Who made the doll? چه کسی عروسک را درست کرده است؟ کیست که عروسک را ساخت؟ >>pes<< Mother divided the cake into three parts. مادر کیک را به سه قسمت تقسیم کرد. و مادر کیک را به سه قسمت تقسیم کرد. >>pes<< Ask him when the next plane will be. از او بپرس هواپیمای بعدی کی خواهد بود. از او بپرس که هواپیمای بعدی چه وقت خواهد بود. >>pes<< I cast my net into the sea. من تور ماهیگیری ام را به درون دریا انداختم. دام خود را در دریا می‌افکنم. >>pes<< Draw a straight line. یک خط راست بکش. ریسمان مستقیم بکشید. >>pes<< Sue is an American student. سو یک دانشجوی آمریکائی است. سو شاگرد آمریکایی است. >>pes<< I'm sorry that I cannot come over today. متاسفم که امروز نمی‌توانم بیایم. متأسفم که امروز نمی توانم بیایم. >>pes<< Tom told me he had a problem. تام به من گفت که مسئله‌ای برایش پیش آمده است. تام به من گفت که مشکل دارد. >>pes<< She asked anxiously. او با نگرانی سوال کرد. و با اشتیاق سوال کرد. >>pes<< The doctor is known to everyone in the village. دکتر در این روستا برای همه شناخته شده است. و دکتر همه اهل روستا را می‌شناسد. >>pes<< Why did your T-shirt shrink? چرا تی شرتت آب رفت؟ چرا تی شرت تو روان شد؟ >>pes<< You can't make bricks without straw. بدون کاه نمی‌توانید خشت بسازید. و آجرها را بدون نی نمی توانی ساخت. >>pes<< With whom are you talking? با کی حرف می زنی؟ با چه کسی سخن می‌گویید؟ >>pes<< Refugees in Africa are seeking help. پناهندگان در آفریقا در جستجوی کمک هستند. پناهندگان در آفریقا اعانت می‌طلبند. >>pes<< The father is educating his son. پدر پسرش را تربیت می‌کند. پدر پسر خود را تعلیم می‌دهد. >>pes<< What's this chair doing here? این صندلی اینجا چیکار می کنه؟ این صندلی اینجا چه می‌کند؟ >>pes<< I had hardly walked for a few minutes when it began to rain. وقتی که باران شروع به باریدن گرفت، من راهی نرفته بودم جز برای چند دقیقه. و به سختی برای چند دقیقه راه می‌رفتم، وقتی که باران می‌بارید. >>pes<< The king oppressed his people. پادشاه مردم خودش را ستم کرد. و پادشاه قوم خود را ذلیل ساخت. >>pes<< They still have the nerve to talk. هنوز رویشان می‌شود حرف بزنند. هنوز جرات سخن گفتن دارند. >>pes<< He changed the number plate of his vehicle. او پلاک ماشین اش را عوض کرد. و شماره ماشین خود را تغییر داد. >>pes<< I abandoned my plans. برنامه‌هایم را وِل کردم. تدبیرهای خود را ترک کردم. >>pes<< Hey, how are you? What's up? سلام خوبی؟ چه خبر؟ هی، حالت چطوره؟ چه خبر؟ >>pes<< Don't get me wrong. درباره من اشتباه برداشت نکن. مرا اشتباه مشمار. >>pes<< Words can't express our gratitude. کلمات قادر به بیان قدردانی ما نیستند. سخنان نمی تواند قدردانی ما را بیان کند. >>pes<< My favorite food is ice cream. بستنی خوراکی مورد علاقۀ من است. (Bastani xorāki ye mored e alāqe ye man ast) خوراک محبوب من بستنی است. >>pes<< He threw his toy. او اسباب بازیش را پرت کرد. اسباب خود را انداخت. >>pes<< I want to die with Getter Jaani. می خواهم با گتر جانی بمیرم. می‌خواهم با گتر یانی بمیرم. >>pes<< At the end of the day, the goals are simple: safety and security. در نهایت، اهداف ساده هستند: ایمنی و امنیت. در آخر روز، هدفها ساده است. امنیت و امنیت. >>pes<< He stared at me. او از من شروع کرد. به من خیره شد. >>pes<< Are you writing a letter? داری نامه می نویسی؟ آیا نامه‌ای می‌نویسی؟ >>pes<< I am anxious about the results of the examination. خیلی دوست دارم نتیجه امتحان رو بدونم. درباره نتایج امتحان نگران هستم. >>pes<< I should have reported it to the police, but I didn't. باید به پلیس اطلاع می دادم ولی اینکار رو نکردم. و آن را به پلیس گزارش می‌دادم، اما نکردم. >>pes<< I forgot his name. نام او را فراموش کردم. اسم او را فراموش کردم. >>pes<< Did you buy cat food? آیا غذای گربه خریدی؟ آیا خوراک گربه می‌خریدی؟ >>pes<< Tom clenched his fists. تام مشت هایش را گره کرد. و تام مشتهایش را بست. >>pes<< I was in China last year. سال پیش در چین بودم. سال گذشته در چین بودم. >>pes<< Are they actually friends? آنها واقعا با هم دوستند? آیا ایشان در حقیقت دوست می‌باشند؟ >>pes<< Excuse me. ببخشید. مرا ببخشید. >>pes<< You just begin then God will help you. از تو حرکت، از خدا برکت. پس شما تازه شروع می‌کنید، خدا شما را اعانت خواهد کرد. >>pes<< To catch the bull, grab its horns. برای گرفتن گاو، شاخ‌هایش را بگیرید. برای گرفتن گاو، شاخهایش را بگیر. >>pes<< What are you doing here? اینجا چه می کنی؟ تو اینجا چه می‌کنی؟ >>pes<< Excuse me, I couldn't help laughing. ببخشید، نتوانستم جلوی خنده‌ام را بگیرم. عذر می‌خواهم، نمی توانم خنده را دفع کنم. >>pes<< Tom almost never gets scared. تام تقریبا هرگز نمی ترسد تام هرگز نمی ترسید. >>pes<< English has become an international language. انگلیسی به یک زبان بین المللی تبدیل شده است. زبان انگلیسی زبان بین‌المللی شده است. >>pes<< The cat caught the mouse. گربه موش را گرفت. و گربه موش را گرفت. >>pes<< Bye. خداحافظ. بای. >>pes<< Mabel loves to chew the fat while playing bridge. میبال عاشق گفت و گوی دوستانه است به هنگام کارت بازی. میبل وقتی که پل بازی می‌کند، دوست می‌دارد که پیه رابجود. >>pes<< What line of work are you in? کارت چیه؟ در چه کاری هستی؟ >>pes<< Some people compare life to a stage. بعضی افراد زندگی را با یک صحنه‌ی نمایش مقایسه می‌کنند. بعضی حیات را با صحنه مقایسه می‌کنند. >>pes<< According to the rumors, his new long-stories are based on his personal experiences. طبق شایعات داستان بلند جدید او براساس تجارب شخصی خود اوست. برحسب شایعه‌ها، چیزهای تازه او بر تجربه های شخصی او بنا شده است. >>pes<< He loves cars, while his brother hates them. او عاشق ماشین است، ولی برادرش از آن متنفر است. ماشینها را دوست می‌دارد و برادرش ایشان را دشمن می‌دارد. >>pes<< The more we have, the more we want. هر چه بیشتر داشته باشیم، بیشتر می خواهیم. هرچه بیشتر داشته باشیم، بیشتر می‌خواهیم. >>pes<< Can you prove it? آیا می‌توانی آن را اثبات کنی؟ آیا می‌توانی آن را ثابت کنی؟ >>pes<< He's a fascist. او فاشیسته. او فاشیست است. >>pes<< A friend to all is a friend to none. دوست همه کس، دوست هیچ کس. دوست همه هیچ‌کس نیست. >>pes<< All three of you are very lucky. هر سه شما بسیار خوش شانس هستید. هر سه نفر شما بسیار خوش‌شانس هستید. >>pes<< Your heart is free. Have the courage to follow it. قلب تو آزاد است. فقط شجاعت دنبال کردن آن را داشته باش. دل تو آزاد است. جرات پیروی از آن را داشته باش. >>pes<< Sami uploaded six new videos last week. سمی هفته پیش شش ویدیو جدید آپلود کرد و سامی هفته پیش شش ویدئو جدید بار کرد. >>pes<< It was still early in the day when Tom arrived at the campground. آن روز زودهنگام بود که تام به اردوگاه رسید. و در روزی که تام به لشکرگاه رسید، هنوز صبح زود بود. >>pes<< A good ballboy or ballgirl must be able to concentrate hard and run fast. یک توپ جمع کن خوب باید بتواند بطور کامل تمرکز کند و به سرعت بدود. بامبی یا دختر خوب، می‌باید می‌توانست به سختی تمرکز کند و سریع بدود. >>pes<< He has a mysterious talisman in the form of an eye. او یک طلسم اسرار آمیز به شکل یک چشم دارد. او به صورت چشم طلسمی اسرارآمیز دارد. >>pes<< I am not acquainted with him. من با او آشنا نیستم. او را نمی شناسم. >>pes<< What's the time? ساعت چند است. ساعت چیست؟ >>pes<< Who wrote the letter? چه کسی این نامه را نوشته است؟ کیست که نامه را نوشته باشد؟ >>pes<< I showed my room to her. اتاق‌ام را به او نشان دادم. اتاق خود را به او نشان دادم. >>pes<< The door doesn't lock. در قفل نمی‌شود. در را قفل نمی کند. >>pes<< Who's that talking to Tom? او کیست که با تام صحبت می کند؟ کیست که با تام سخن گوید؟ >>pes<< It's too late now. Besides, it's starting to rain. الان خیلی دیره. تازه بارون هم می خواد بیاد. الان بسیار دیر شده است و باران می‌بارد. >>pes<< I used to go to school with him. معمولاً با او به مدرسه می‌رفتم. من با وی به مدرسه می‌رفتم. >>pes<< Just because I'm alone doesn't mean I'm lonely. چون تنهام دلیل نمیشه که احساس تنهایی می کنم. زیرا که من تنها هستم، به این معنی نیست که تنها هستم. >>pes<< You should go and have your hair cut. شما باید بروید و موهایتان را کوتاه کنید. برو و موی خود را ببر. >>pes<< The police will get you to find the bullets. پلیس تو را مجبور خواهد کرد تا گلوله ها را پیدا کنی. و پلیس شما را خواهد گرفت تا گلوله‌ها را پیدا کنید. >>pes<< It's very easy to become a member in this library. عضو شدن در این کتابخانه بسیار آسان است. بسیار آسان است که در این کتابخانه عضو شویم. >>pes<< His low salary prevents him from buying the house. حقوق کم او او را از خانه خریدن باز می دارد. حقوق کم او او را از خرید خانه باز می‌دارد. >>pes<< The watch keeps accurate time. آن ساعت زمان دقیق را نشان می دهد. ساعت زمان دقیق را نگاه می‌دارد. >>pes<< I've already considered that possibility. من واقعاً آن احتمال را در نظر گرفته ام. این امکان را پیش از این در نظر گرفته‌ام. >>pes<< You were so close, so we'll give you one last chance. ما خیلی نزدیک بودیم، بنابراین فرصت آخری را به تو خواهیم داد. شما بسیار نزدیک بودید، پس یک بار دیگر به شما می‌دهیم. >>pes<< He carried out all his promises. او به تمام قول هایش عمل کرد. تمامی وعده های خود را بجا آورد. >>pes<< No matter how many mistakes you make or how slow you progress, you are still way ahead of everyone who isn’t trying. مهم نیست که چقدر اشتباه می کنی یا اینکه چقدر آهسته پیشرفت می کنی، مهم این است که از همه آنهایی که تلاش نمی کنند، هنوز جلوتر هستی. هر‌چه خطا می‌کنید یا چه تأخیر می‌کنید، هنوز پیش روی هر‌که امتحان نمی کند می‌باشید. >>pes<< That ornate silver platter is my favorite! آن سینی نقره‌ای مزین مورد علاقهٔ من است. آن بشقاب نقره مرغوب من است. >>pes<< We made a contract with the firm. ما با شرکت قرارداد بستیم. و با آن شرکت قرارداد بسته بودیم. >>pes<< This room is large enough. این اتاق به اندازه کافی بزرگ است. این اتاق به قدری بزرگ است. >>pes<< It must be morning, for the birds are singing. باید صبح باشد، چون پرنده ها در حال آواز خواندن هستند. صبح باید باشد، زیرا که مرغان آواز می‌خوانند. >>pes<< I can't answer your question. من نمی‌توانم به سوال شما پاسخ دهم. نمی توانم سوال تو را جواب دهم. >>pes<< B. Franklin was an American statesman and inventor. ب. فرانکلین یک سیاستمدار و مخترع آمریکایی بود. ب.فرانکلین، یکی ازمستقیمان و مخترعان آمریکایی بود. >>pes<< "Thanks." "You're welcome." "تشکر." "خواهش می کنم." «ممنون.» خوش آمدید. >>pes<< They are as strong as us. آنها به اندازه ما قوی اند. ایشان مثل ما قوی‌اند. >>pes<< Would you all like some peanuts? تنها کمی بادام زمینی می خواهی؟ آیا همه شما بادام زمینی می‌خواهید؟ >>pes<< Does it get much sun? نور می گیره؟ (اتاق) آیا آفتاب زیاد می‌شود؟ >>pes<< It's a long way between our houses. بین خانه های ما فاصله زیادی است. راه طولانی در میان خانه های ما است. >>pes<< He brought his ideas into practice. او ایده های خود را عملی کرد. و فکرهای خود را به عمل آورد. >>pes<< Tom doesn't realise how his behaviour affects others. تام متوجّه نیست که چه طور رفتارش بقیه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تام نمی داند که چگونه رفتار او بر دیگران تأثیر می‌گذارد. >>pes<< You can stay here as long as you like. شما می‌توانید هرچقدر می‌خواهید اینجا بمانید. تا آنجا که می‌خواهید می‌توانید اینجا بمانید. >>pes<< Although studies in the social sciences have yielded interesting results, replicating the studies has proven difficult. علی رغم این که نتایج تحقیق ها در علوم اجتماعی بسیار جالب هستند، تکرار این تحقیق ها بسیار سخت است. اگر‌چه تحصیل در علم اجتماعی نتایج بسیار یافته است، اما تحقیق سخت شده است. >>pes<< Do you know how to use a dictionary? آیا بلدید چگونه از لغت نامه استفاده کنید؟ آیا می‌دانی که چگونه از لغت‌نامه استفاده کنی؟ >>pes<< Don't ask, don't tell. چیزی نپرس، چیزی نگو. نپرس و مگو. >>pes<< Tom climbed up the stairs to his apartment. تام از پله ها تا خانه اش بالا رفت. و تام از پله‌ها تا آپارتمانش بالا رفت. >>pes<< Please get these papers out of the way. این کاغذ ها رو از جلوی پا بردارید. این کاغذها را از راه بیرون کنید. >>pes<< After a storm comes a calm. بعد از هر سربالایی یک سرازیری است. بعد از طوفان آرام می‌آید. >>pes<< It's fun to hang out with him. گشدن با او مفرح است. خوش می‌گذره که با وی گردش می‌کنیم. >>pes<< A bat is not a bird any more than a fish is. اینقدر که یک ماهی پرنده محسوب میشه خفاش پرنده محسوب نمیشه چوب دیگر مرغ نیست جز ماهی. >>pes<< I don't think so. من اینطور فکر نمی کنم. من چنین فکر نمی کنم. >>pes<< We see each other every day. ما یک روز درمیان همدیگر را می بینیم. هر روز یکدیگر را می‌بینیم. >>pes<< Whenever she comes back from a journey, she brings a gift for her daughter. هر موقع که از سفری بر می گردد برای دخترش هدیه می آورد. هرگاه از سفر برگردد، هدیه‌ای برای دختر خود می‌آورد. >>pes<< I always liked mysterious characters more. همیشه شخصیت‌های مرموز را بیشتر دوست داشتم. من همیشه شخصیتهای اسرار آمیز را بیشتر دوست می‌داشتم. >>pes<< Yona Wallach had been a postmodernist two decades before the term "Postmodernism" was even conceived. یونا وُلاخ "پست مدرنیت" بوده بود ۲ دهه قبل از اینکه عبارت "پست مدرنیسم" اختراع شد. و یونا والاخ دو دهه پیش از آنکه کلمه لطمنیتی به بار آید، مرقوم بود. >>pes<< What hope attends you through this gate? Not one! چه امیدی برای تو بعد از این در هست؟ هیچی! از این دروازه چه امیدی به شما می‌رساند؟ هیچ‌کس. >>pes<< Everything here is covered in dust. اینجا، همه چیز در خاک پوشیده شده است. همه‌چیز در اینجا در خاک پوشیده شده است. >>pes<< Why do you want this job? چرا این کار را می خواهی؟ چرا این کار را می‌خواهی؟ >>pes<< Hope is not a strategy. امید یک استراتژی نیست. امید تدبیر نیست. >>pes<< I want coffee. قهوه را می‌خواهم. من قهوه می‌خواهم. >>pes<< It fills it up way too fast! خیلی سریع پرش می کنه. آن را به زودی پر می‌سازد. >>pes<< Forty euros for a scarf? You don't have anything cheaper? چهل یورو برای یک روسری؟ ازرانتر از آن ندارید؟ چهل یورو برای شال؟ آیا چیز ارزونتر نداری؟ >>pes<< Ready, steady....Go! آماده، بی حرکت .... حرکت! ‌ای مهیا! ثابت باش! برو! >>pes<< No I'm not; you are! من نیستم؛ خودتی! نه نیستم! تو هستی! >>pes<< I cannot thank you enough for your kindness. من نتوانم از لطف شما به قدر کافی تشکر کنم. به‌سبب رحمت شما نمی توانم از شما تشکر کنم. >>pes<< It seems like you're in a bad mood this morning. به نظر می رسد که امروز صبح در حالت بدی هستی. به نظر می‌آید که امروز صبح در بدی هستی. >>pes<< She still loved him. هنوز او را دوست داشت. و هنوز او را دوست می‌داشت. >>pes<< I totally understand your admiration for this book. من تحسین تو را برای این کتاب کاملاً می‌فهمم. تحسین شما را به‌سبب این کتاب کاملا درک می‌کنم. >>pes<< Are they even really friends? آنها اصلا با هم دوست هستند؟ آیا ایشان نیز دوست می‌باشند؟ >>pes<< The New Year came in with a light fall of snow. سال نو همراه با بارش نم نم برف آمد. و سال نو با بارشی از برف داخل شد. >>pes<< The English are a taciturn people. انگلیسی‌ها آدم‌های کم حرفی هستند. زبان‌ها قوم های حیله‌گر می‌باشند. >>pes<< I tried to stop Tom from hurting Mary. سعی کردم تام را از آسیب رساندن به ماری بازدارم. سعی کردم که تام را از اذیت مریم باز دارم. >>pes<< Addiction is one of the problems of the youth of our day. اعتیاد یکی از مشکلات جوانان دوران معاصر است. خیانت یکی از مشکلات جوانی ما است. >>pes<< He said to me, "Children are like small animals." او به من گفت: بچه ها مثل حیوانات کوچک هستند. و مرا گفت: «بچه‌ها مثل حیوانات کوچک می‌باشند.» >>pes<< The quiet cat caught the mouse. گربهٔ ساکت موش را گرفت. و گربه ساکت، موش را گرفت. >>pes<< A judge must obey not the king, but the law. یک قاضی نباید مطیع شاه، بلکه باید مطیع قانون باشد. داور از پادشاه اطاعت نکند، بلکه از شریعت. >>pes<< I'll call you a taxi. من برایت به تاکسی تلفن خواهم کرد. تو را تاکسی می‌خوانم. >>pes<< I may be antisocial, but it doesn't mean I don't talk to people. ممکن است اجتماعی نباشم ولی این به این معنی نیست که با مردم صحبت نمی کنم. شاید ضد اجتماع باشم، لیکن به این معنی نیست که با مردم سخن نمی گویم. >>pes<< That's the reason she doesn't want to be with him anymore. این دلیلیه که او دیگه نمیخواد با او باشه. این است دلیلی که دیگر نمی خواهد با وی باشد. >>pes<< A cup of coffee relieved me of my headache. یک فنجان قهوه سردردم را تسکین می دهد. پیاله‌ای از قهوه مرا از سردردم رهایی داد. >>pes<< For oral use. برای استفاده دهانی. بجهت استفاده دهان. >>pes<< I don't want to be lame; I want to be cool!! نمی خواهم سطحی باشم؛ می خواهم با حال باشم!! نمی خواهم لنگ باشم و می‌خواهم سرد باشم. >>pes<< I'd be unhappy, but I wouldn't kill myself. خوشبخت نخواهم بود، ولی خود را نخواهم کشت. ناراحت می‌شدم، اما خود را نمی کشتم. >>pes<< Tokyo is more populous than any other city in Japan. توکیو از هر شهر دیگری در ژاپن پرجمعیت تر است. توکیو از هر شهر دیگر در ژاپن پرتر است. >>pes<< It'll be Christmas soon. به زودی کریسمس می شود. به زودی کریسمس خواهد شد. >>pes<< Emily is a mother. امیلی مادره. (بچه داره) امیلی مادر است. >>pes<< Tom came by. تام سرزده آمد. و تام آمد. >>pes<< Several newspapers published the story. مجلا ت گونا گونی آن داستان را منتشر کردند. و چندین روزنامه این خبر را منتشر کردند. >>pes<< The grass is always greener on the other side of the fence. مرغ همسایه غاز است. علفها همیشه از آن طرف حصار سبزتر است. >>pes<< You take an umbrella with you if you need to. چنانچه لازم دارید، می توانید چتری همراه خود ببرید. اگر احتیاج داشتی چتری با خود بگیر. >>pes<< Send me a message. برایم پیامی بفرست. پیغامی به من بفرست. >>pes<< Wrap your head in a scarf. سرت را در روسری بپوشان. سر خود را در شال ببند. >>pes<< Let's see if Tom is at home. اجازه بده ببینیم تام در خانه است؟ ببینیم تام در خانه است یا نه. >>pes<< Variety is the spice of life. تنوّع ادویه‌ی زندگی ست. ریاضت، عطر حیات است. >>pes<< We'll see how it goes. خواهیم دید چطوری پیش میره. خواهیم دید که چگونه می‌شود. >>pes<< Hitler led Germany into war. هیتلر آلمانی ها را به جنگ کشانید. و هیتلر، آلمان را به جنگ برد. >>pes<< If I had known, I would have done it. اگر می‌دانستم، انجامش داده بودم. اگر می‌دانستم، آن را می‌کردم. >>pes<< Tom found living with the guilt for what he had done, almost unbearable. زندگی با احساس گناه ناشی از کاری که کرده بود، برای تام تقریبا غیر قابل تحمل بود. و تام به‌سبب آنچه کرده بود، نزدیک بود که با گناهی که کرده بود، زندگی کند. >>pes<< Does anyone feel sick? کسي احساس مريضي مي‌کند؟ آیا کسی بیمار شده است؟ >>pes<< My parents sent me a postcard. والدینم برایم کارت پستال فرستادند. و پدر و مادرم برای من کارت پستال فرستادند. >>pes<< Are you alone? آیا تنها هستی؟ آیا تو تنها هستی؟ >>pes<< They're all clamoring to get their money back. آنها همه برای برگشت پولشان ضجه می‌زنند. جمیع ایشان می‌شتابند تا نقره خود را پس گیرند. >>pes<< I can't count on you. نمی توانم روی تو حساب کنم. نمی توانم بر تو حساب کنم. >>pes<< It was difficult to tell if Tom was in his room. دشوار می شد گفت که تام در اتاقش است یا نه. و گفتن اینکه آیا تام در حجره‌اش بود، سخت بود. >>pes<< Life is not an exact science, it is an art. زندگی از علوم دقیقه نیست، یک هنر است. حیات علم دقیق نیست، بلکه هنر است. >>pes<< Take care of yourself. مراقب خودت باش خویشتن را نگاه دار. >>pes<< What is he running after? او به دنبال چه چیزی می دود؟ از چه چیز فرار می‌کند؟ >>pes<< The weather is very hot. هوا بسیار گرم است. هوا بسیار گرم است. >>pes<< Have you put on sunscreen? ضد آفتاب زده ای ؟ آیا آفتاب را حجاب کرده‌ای؟ >>pes<< Please relax. لطفا، آرام باش. خواهش می‌کنم آرام باشید. >>pes<< She's a fascist. او فاشیسته. او فاشیست است. >>pes<< There has never been an age that did not applaud the past and lament the present. هرگز عصری نبوده است که گذشته را تحسین نکند و از زمان حال ننالد. تا به حال عمری نبوده است که گذشته را حمد و نوحه گری نکرده باشد. >>pes<< It must be a birthday cake! این باید کیک تولد باشد. این باید کیک تولد باشد. >>pes<< I run every day. من هر روز می دوم. هر روز می‌دوم. >>pes<< Two argue, and a third benefits. دو نفر دعوا می‌کنند و نفر سوم سود می‌برد. دو نزاع و سود سوم. >>pes<< I can give you some money if you need it. من می‌توانم به شما مقداری پول بدهم اگر نیاز دارید. اگر احتیاج داشته باشید، من می‌توانم به شما نقد بدهم. >>pes<< There are two ways to live: you can live as if nothing is a miracle; you can live as if everything is a miracle. دو راه برای زندگی وجود دارد: می‌توانید طوری زندگی کنید که انگار هیچ چیز معجزه نیست؛ می‌توانید طوری زندگی کنید که انگار همه چیز معجزه است. دو راه برای زنده ماندن وجود دارد. چنانکه هیچ‌چیز معجزه نیست، می‌توانید مثل هر چیز مثل معجزه زیست کنید. >>pes<< She is sharp. او باهوش است. او تیز است. >>pes<< What did you do this morning? امروز صبح چکار کردی؟ امروز چه کردی؟ >>pes<< Nobody knows everything. هیچ‌کس همّه چیز را نمی‌داند. هیچ‌کس همه‌چیز را نمی داند. >>pes<< The proof is trivial. سند زیاد قانع کننده نیست. برهان ناچیز است. >>pes<< Do I need to explain the reason to him? آیا لازم است دلیل را به او توضیح دهم؟ آیا لازم است که دلیل را برای او بیان کنم؟ >>pes<< He chopped the carrot. او هویج را برید. و کشمش را قطع کرد. >>pes<< He was working hard. او به‌شدت کار می‌کرد. او سخت کار می‌کرد. >>pes<< Yes, I have a good idea. بله، من یک ایده ی خوب دارم. و فکر نیکو دارم. >>pes<< The exhibition will stay open for another month. نمایشگاه برای یک ماه دیگر باز خواهند ماند. نمایش تا ماه دیگر باز خواهد ماند. >>pes<< Tie your shoelaces. بند کفش ات را ببند. بندبندهای خود را ببند. >>pes<< I exempted her from working overtime. من او را از اضافه کار معاف کردم. و او را از اضافه کاری معاف ساختم. >>pes<< The only constant in nature is change. تنها ثابت در طبیعت تغییر است. تنها ثابت در طبیعت تغییر است. >>pes<< Betty killed him. بتی او را کشت. و بتی او را کشت. >>pes<< Being bald has at least one advantage - you save a lot on shampoo. کچل بودن حداقل یک سود دارد - در مصرف شامپو صرفه‌جویی می‌کنید. کچل بودن حداقل یک فایده دارد. تو بسیاری از شامپو را نجات می‌دهی. >>pes<< That girl who's wearing a scarf is a virgin. آن دختر که روسری دارد باکره است. آن دختری که شال دارد باکره است. >>pes<< They're a fascist. او فاشیسته. ایشان فاشیست‌اند. >>pes<< Have you heard the news? آیا خبر را شنیده ای؟ آیا خبر را شنیدی؟ >>pes<< I hope that all your dreams come true. امیدوارم همهٔ رؤیاهایت به حقیقت بپیوندند. امیدوارم که تمامی خوابهایت به حقیقت بپیوندد. >>pes<< Saying someone is ugly doesn’t make you any prettier. زشت دانستن دیگران، تو را زیباتر نمی کند. گفتن کسی زشت، تو را بهتر نمی کند. >>pes<< The fox scampered off after a few seconds. روباه بعد از چند ثانیه گریخت. و روباه بعد از چند ثانیه کنده شد. >>pes<< He is prone to getting excited. او در معرض هیچان‌زده شدن بود. او به هیجان می‌آید. >>pes<< She told her son to behave himself at home. او به پسرش گفت که در خانه مؤدبانه و درست رفتار کند. و به پسرش گفت: «در خانه رفتار نماید.» >>pes<< There are a lot of children in the park. اینجا در پارک بچه های زیادی هستند. کودکان بسیار در پارک می‌باشند. >>pes<< Don't talk about it in my mother's presence. جلوی مادرم درباره ش صحبت نکن در حضور مادرم درباره آن گفتگو مکن. >>pes<< Don't forget to take out the garbage. فراموش نکن که زباله رو بیرون ببری. فراموش مکنید که زباله‌ها را بیرون کنید. >>pes<< He offered me to go to the theater,but there weren't any perfomances on that night. او به من تئاتر پیشنهاد کرد ولی هیچ اجرایی آن شب نبود. پس مرا گذرانید تا به تئاتر بروم، اما در آن شب هیچ شکایتی نبود. >>pes<< I called the police as soon as I saw his dead body on the floor. من با پلیس تماس گرفتم، به محض اینکه جسدش را در کف اتاق دیدم. و چون جسد او را بر زمین دیدم، پلیس را خواندم. >>pes<< I'll see you in my dreams. من تو را در رؤیاهایم خواهم دید. در خوابهای خود تو را خواهم دید. >>pes<< Do you know where Tokyo Tower is? آیا میدانی که برج توکیو کجاست؟ آیا می‌دانی برج توکیو کجاست؟ >>pes<< I think you did great. فکر می کنم عالی کارتون را انجام دادید. گمان می‌برم که بسیار عمل نمودی. >>pes<< She cooks chicken the way I like. او مرغ را آن طور که من دوستت دارم می پزد. او مرغ را مثل من می‌پزد. >>pes<< Meg's shoes are a little loose. کفش های مگ کوچک شده اند. کفشهای مگ کمی شل است. >>pes<< Ponder deeply over it. عمیقاً به آن فکر کن. بر آن عمیقا تفکر کنید. >>pes<< What's the cause? علت چیست؟ علت چیست؟ >>pes<< Tom admitted he was the one who broke the eggs. تام تصدیق کرد که اون کسی بوده که تخم مرغ ها رو شکسته. و تام اعتراف کرد که او تخمها را شکست. >>pes<< Above all, be patient. بالاتر از هر چیز این است که صبور باشی. فوق از همه، صبر کنید. >>pes<< Tony and I played together yesterday. من و تونی دیروز با هم بازی کردیم. و من و تونی دیروز با هم بازی می‌کردیم. >>pes<< I lost consciousness. من هوشیاری ام را از دست دادم. هوش را از دست دادم. >>pes<< She never forgets to admire our baby. او هرگز تعریف کردن از نوزاد ما را فراموش نمی کند. او هرگز فراموش نمی کند که بچه ما را تحسین کند. >>pes<< That CD costs 10 dollars. قیمت آن سی دی 10 دلار است. آن سی‌دی ده دلار می‌دهد. >>pes<< Was the victim male or female? قربانی مرد یا زن بود؟ آیا قربانی نر یا ماده بود؟ >>pes<< Against all expectations, we became good friends. برخلاف انتظارهمه ما دو تا دوست خوب شدیم. بر همه انتظارات، دوستان نیکو شدیم. >>pes<< When both girls told John they had feelings for him, he was in a quandary as to which girl he should be with. وقتی هر دو دختر به جان گفتند که به او علاقه مندند، او مردد بود که باید با کدام یک از آنها باشد. و چون هر دو دختر به یحیی گفتند که او رادوست داشتند، در چاهی بود که می‌بایست با کدام دختر باشد. >>pes<< Mary told me she thought it would be safe to do that. ماری بهم گفت که فکر می کرده مشکلی پیش نمیاد اگر اون کار رو بکنه. مریم به من گفت که گمان برد که این کار امن خواهد بود. >>pes<< Do not eat too much cake. بیش از اندازه کیک نخور. زیاد کیک مخورید. >>pes<< Her friend is a singer. دوستش یک خواننده است. دوست او خواننده است. >>pes<< He is one of the most famous singers in Japan. او(پسر) یکی از معروفترین خوانندگان در ژاپن است. او یکی از مشهورترین مغنیان در ژاپن است. >>pes<< Tom didn't seem terribly interested in learning French. تام چندان علاقه مند به آموزش فرانسه به نظر نمی رسید. و تام به نظر نمی آمد که زبان فرانسوی یاد گیرد. >>pes<< I felt hungry. گرسنگی را حس کردم. گرسنه بودم. >>pes<< She wasn't a bit impatient. او کم بی تاب نبود. اندک بی‌تاب نبود. >>pes<< You really don't have the right priorities! شما واقعاً واجد اولویت‌های مناسب نیستید! به راستی که اولویتهای درست را نداری. >>pes<< Now I know why Tom hates me. الان میدونم چرا تام از من بدش میاد. و الان می‌دانم که چرا تام از من نفرت دارد. >>pes<< I'll worry about that tomorrow. من دربارش فردا نگران میشم. فردا درباره آن نگران خواهم بود. >>pes<< What's Tom's address? آدرس تام چیست؟ آدرس تام چیست؟ >>pes<< The computer froze up. کامپیوتر هنگ کرد. و کامپیوتر خشک شد. >>pes<< All human beings are born free and equal in dignity and rights. They are endowed with reason and conscience and should act towards one another in a spirit of brotherhood. تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند. جمیع انسان‌ها آزاد و در عزت و حقوق متولد می‌شوند. ایشان را به حکمت و ضمیر عطا شده، با یکدیگر در روح برادری رفتار کنند. >>pes<< I didn't see any children in the park. هیچ بچه ای در پارک ندیدم. و هیچ‌کس را در پارک ندیدم. >>pes<< The dew evaporated when the sun rose. شبتم تبخیر شد وقتی خورشید بالا آمد. شبنم وقتی که آفتاب طلوع می‌کرد، خشک می‌شد. >>pes<< It has developed into a very large city. این شهر گسترش یافته و به شهر بزرگی تبدیل شده است. و آن شهر بسیار بزرگ شده است. >>pes<< Tom got his neck broken in a ski accident. گردن تام به هنگام اسکی بازی شکسته شد. و تام گردن خود را در حادثه اسکی شکسته بود. >>pes<< Help me! کمکم کن. مرا اعانت کنید! >>pes<< We've outrun them. بُردیمشون. از ایشان سبقت جستیم. >>pes<< Betty was the first girl who came to the party. بتی اولین دختری بود که وارد مهمانی شد. و بتي اولين دختري بود که به مهموني آمد. >>pes<< I'll catch the next bus. سوار اتوبوس بعدی می شوم. اتوبوس بعدی را خواهم گرفت. >>pes<< This is my book, not yours. این کتاب من است، کتاب تو نیست. این است کتاب من، نه کتاب شما. >>pes<< Seen from the sky, the bridge appears more beautiful. اگه از بالا ببینی این پل خیلی قشنگ تر به نظر میاد. از آسمان دیده می‌شود و پل زیباتر می‌شود. >>pes<< An ignorant person is one who doesn't know what you have just found out. یک فرد نادان اوست که نمی‌داند درست چه چیزی فهمیده‌اید. مرد جاهل کسی است که نمی داند چه چیزی تازه کشف کرده‌ای. >>pes<< Thanks a lot and many regards to you all. با تشکر زیاد و توجه بسیاری را به همه شما. از جمیع شما بسیار و سخنان بسیار تشکر نمایید. >>pes<< It's not rocket science. کار چندان سختی نیست. این علم موشکی نیست. >>pes<< I wish that the circumstances of my visit were different. کاش شرایط برای آمدن من متفاوت بود. کاش که وقت تفقد من فرق می‌بود. >>pes<< Music is not a language. But some languages are music to my ears. موسیقی زبان نیست. اما بعضی زبان‌ها در گوش من مانند موسیقی هستند. موسیقی زبانی نیست، اما بعضی از زبانها برای گوش من موسیقی می‌باشند. >>pes<< I can not speak Turkish. من نمی توانم ترکی صحبت کنم ترکی بلد نیستم. >>pes<< Mennad bought a Confederate flag. مناد یک پرچم ایالات مؤتلفه خرید. و مَنَد پرچم مَنَّد را خريد. >>pes<< I don't understand this. من متوجه نشدم. این را درک نمی کنم. >>pes<< The teacher said: "Above all, what is necessary for success is perseverance." معلم به ما گفت مهمتر از هر چیزی برای دستیابی به موفقیت پشت کار است. معلم گفت: «همه را جمع کنید، آنچه برای موفقیت لازم است، صبر است.» >>pes<< Isn't it delicious? خوشمزه نیست؟ آیا خوشمزه نیست؟ >>pes<< How long will Tom stay with us? تام چقدر پیش ما خواهد ماند؟ تام تا به کی با ما خواهد ماند؟ >>pes<< A bird in the hand is worth two in the bush. سیلی نقد به از حلوای نسیه. پرنده‌ای در دست دو در بوته می‌باشد. >>pes<< I got over it. You should, too. من بر آن غلبه کردم. تو هم باید همین کار را بکنی. من بر آن سوار شدم و تو نیز باید. >>pes<< Tom doesn't know much about guns. تام چندان راجع به اسلحه نمی داند. تام از اسلحه چیزی نمی داند. >>pes<< Children that live in homes with vinyl floors are more likely to have autism. بچه هایی که در خانه با کف پوش های وینیلی زندگی می کنند با احتمال بیشتری اتویسم دارند. اطفالی که در خانه‌ها باکفایتهای وینیل زندگی می‌کنند، نزدیک تر است که عمالیق داشته باشند. >>pes<< I as a human being, need respect. من بعنوان یک موجود انسانی، نیازمند احترام هستم. من مثل انسان نیازمند احترام هستم. >>pes<< She loves Tom, not me. او(دختر) عاشق تام است، نه من او تام را دوست می‌دارد نه من. >>pes<< Money does not grow on trees. پول سبز نمی‌شود. نقره بر درختان نمو نمی کند. >>pes<< It amazed us to hear that things were so cheap. از اینکه می شنیدیم کالاها چقدر ارزان هستند، تعجب کردیم. و ما را متعجب ساخت که می‌شنویم که چیزهای بسیار ارزان است. >>pes<< I was young and stupid. من جوان و احمق بودم. جوان و احمق بودم. >>pes<< Happy birthday to you! تولدت مبارک!‏ تولدت مبارک! >>pes<< He lay on a sofa, with his eyes closed. او بر روی کاناپه خوابید، با چشمانی بسته. و بر مبل دراز شده، چشمان خود را بسته بود. >>pes<< Innocence is a beautiful thing. عصمت چیز زیبایی است. بی‌حرمتی چیز زیبایی است. >>pes<< You only live once. تو فقط یکبار زندگی می کنی. فقط یک بار زنده می‌باشید. >>pes<< How's the weather there? آنجا هوا چه طور است؟ آب و هوا در آنجا چگونه است؟ >>pes<< The elder gods are waking up. خدایان پیرتر در حال بیدار شدن هستند. خدایان بزرگ بیدار شده‌اند. >>pes<< Thus money in circulation drops, and price escalation quietens down. به این ترتیب، پول در گردش کم می‌شود و نوسان قیمت فروکش می‌کند. پس نقره در گردشات ریخته می‌شود و قیمت، آرامی می‌یابد. >>pes<< Life is like riding a bicycle. To keep your balance you must keep moving. زندگی مانند دوچرخه سواری است. برای اینکه نیفتید باید در حرکت باشید. حیات مثل دوچرخه سواری می‌باشد، تا وزن خود را نگاه دارید. >>pes<< Nobody wants to work. هیچ کس نمیخواهد کار کند. کسی نمی خواهد کار کند. >>pes<< I normally don't drink coffee. من معمولا کافه نمینوشم. معمولاً قهوه نمی خورم. >>pes<< I want to talk to the famous pianist before his concert. من می خواستم قبل از کنسرت با آن پیانیست معروف صحبت کنم. می‌خواهم پیش از کنسرت خود با پیانیون معروف سخن گویم. >>pes<< Tell me. به من بگو. مرا خبر ده. >>pes<< As far as I know, this is the only translation. تا جایی که می‌دانم، این تنها ترجمه است. تا جایی که من می‌دانم، این تنها ترجمه است. >>pes<< God knew donkeys so He hasn't given them horns. خدا خر را شناخت و به آن شاخ نداد. و خدا الاغها را می‌شناخت، پس شاخها به ایشان نداده است. >>pes<< The early bird catches the worm. زود بری بهتر گیرت میاد و مرغ نخستین کرم را می‌گیرد. >>pes<< This smell disgusts me. این بو حالم را به هم می‌زند. این بو مرا مکروه می‌دارد. >>pes<< I have the best mother in the world! من بهترین مادر دنیا رو دارم. من در جهان بهترین مادر را دارم. >>pes<< I said to myself, "That's a good idea." با خودم گفتم: «این فکر خوبی است.» و به خود گفتم: «این فکر نیکو است.» >>pes<< We must develop renewable energy sources. من کاملا موظفم برای این درهم برهمی و آشفتگی ما باید منابع تقویت‌ناپذیر تولید نماییم. >>pes<< Don't worry about making mistakes. نگران اشتباه کردن نباش. نگران اشتباه کردن مباشید. >>pes<< It is a good idea to plan your route before you leave. بهتره مسیرتو قبل از اینکه بری مشخص کنی. فکر نیکو است که قبل از رفتنت راه خود را تدبیر نمایی. >>pes<< Anything he does, it makes no difference for me. چیزی که او انجام می دهد برای من تفاوتی ندارد. هر‌چه کند، برای من تفاوتی ایجاد نمی کند. >>pes<< Any milk or sugar? شیر یا شکری هست؟ شیر یا شکر؟ >>pes<< You are such a liar! چه دروغگویی هستی! تو مثل دروغگو هستی! >>pes<< Are you sure? مطمئنی؟ آیا مطمئنی؟ >>pes<< Perry visited Uraga in 1853. پری، اوراگا را در سال 1853 بازدید کرد. و پری در سال ۱۸۵۳ از اوراگا تفقد نمود. >>pes<< He is a poet and statesman. او یک سیاستمدار و شاعر است. او شاعر ومستقیم است. >>pes<< You'll thank me later. تو بعدا از من تشکر خواهی کرد. و بعد از آن از من تشکر خواهی کرد. >>pes<< I like travelling by train. من دوست دارم با قطار مسافرت کنم. سفر را به قطار دوست می‌دارم. >>pes<< A poor workman blames his tools. عروس نمی‌توانست برقصد، می‌گفت زمین کج است. کارگر فقیر اسباب خود را ملامت می‌کند. >>pes<< Those who want to remain may do so. کسانی که می خواهند بمانند، می توانند این کار را انجام دهند. آنانی که می‌خواهند باقی بمانند، چنین کنند. >>pes<< His unique perspective helped shed light on the situation. دید منحصر به فردش کمک کرد وضعیت رو بهتر بفهمیم. نظر بی‌نظیر او در این امر، نور را بر ایشان روشن ساخت. >>pes<< He washes the bike every week. او هر هفته دوچرخه را می‌شوید. هر هفته دوچرخه را می‌شورد. >>pes<< That's my dictionary. این لغت نامه ی من است. این لغت نامه من است. >>pes<< When did you get married? کی ازدواج کردید؟ کی ازدواج کردی؟ >>pes<< It's about time for the train to arrive. الآن تقریبا زمانی است که قطار می رسد. نزدیک است که قطار برسد. >>pes<< Susan likes cats. سوزان گربه ها را دوست دارد. سوزان گربه‌ها را دوست می‌دارد. >>pes<< If you see her from a distance, she is beautiful. اگر او را با فاصله ببینی، او زیبا است. اگر او را از دور ببینی، او زیبا است. >>pes<< You doubt my loyalty? تو در مورد وفاداری من شک داری؟ به امانت من شک می‌کنی؟ >>pes<< I am the owner of this automobile. من صاحب این اتومبیل هستم. من صاحب این اتومبیل هستم. >>pes<< I'm so lonely. خیلی تنهایَم. من بسیار تنها هستم. >>pes<< How do you assess this strategy? چگونه این استراتژی را ارزیابی می‌کنید؟ این تدبیر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ >>pes<< Be more careful in your actions. بیشتر مواظب کارهایتان باشید. در اعمال خود بیشتر مراقب باشید. >>pes<< Permanent peace is nothing but an illusion. صلح پایدار چیزی نیست بجز یک توهم. سلامتی جاودانی چیزی جز فریب نیست. >>pes<< Such work postulate a lot of patience. چنین کاری شکیبائی فراوانی را می طلبد. چنین کاری بسیار صبر می‌کند. >>pes<< This fact is of little consequence. این موضوع از اهمیت کمی برخوردار است. این امر از نتایج اندک است. >>pes<< The words above the door of the theatre were a metre high. کلمات بالای در تئاتر یک متر ارتفاع داشت. و کلام بالای در تئاتر بلند بود. >>pes<< I went to Iran. به ایران رفتم. به ایران رفتم. >>pes<< They support the soldiers with sufficient food and water. آنها با آب و غذای کافی سربازان را پشتیبانی می کنند. و سپاهیان را به خوراک کافی و آب حمایت می‌کنند. >>pes<< I forgot to ask him. فراموش کردم از او بپرسم. فراموش کردم که از او سوال کنم. >>pes<< My father likes tennis. پدرم تنیس دوست دارد. پدرم تنيس را دوست دارد. >>pes<< I don't like the red jacket. ژاکت قرمز را دوست بمی دارم. کت قرمز را دوست ندارم. >>pes<< I decided to try again. تصمیم گرفتم بوباره سعی کنم. پس تصمیم گرفتم که بار دیگر امتحان نمایم. >>pes<< If you can't stand the heat, get out of the kitchen. اگر نمی‌توانید در مقابل گرما ایستادگی کنید از آشپزخانه خارج شوید. اگر نمی توانی گرما را تحمل کنی، از آشپزخانه بیرون شو. >>pes<< Who did you vote for in the election? به چه کسی در این انتخابات رأی دادی؟ در انتخابات برای چه کسی رای دادید؟ >>pes<< These rumors are probably true. شایعات احتمالا صحت دارند. این شایعه‌ها احتمالا راست است. >>pes<< Tom is listening to his iPod. تام دارد به آیپادش گوش می‌دهد. تام به آیپاد خود گوش می‌دهد. >>pes<< This fact bears witness to his innocence. این امر، گواه بی گناهی اوست. این امر بر بی‌گناهی خود شهادت می‌دهد. >>pes<< His failure in the examination drove him to despair. شکست او درامتحان به او احساس نا امیدی را القا کرد. شکست او در امتحان او او را مأیوس ساخت. >>pes<< I took that picture a week ago. من آن عکس را یک هفته پیش گرفتم. و آن عکس را یک هفته پیش گرفتم. >>pes<< Come sit with us. بیا با ما بنشین. بیا با ما بنشین. >>pes<< If I were rich, I'd pass my time in travelling. اگر پولدار بودم، وقتم را به مسافرت رفتن میگذراندم. اگر دولتمند بودم، وقت خود را در سفر می‌گذشتم. >>pes<< She's beating cancer. او با سرطان مبارزه می کند. او سرطان را می‌زند. >>pes<< Can I have something for insect bites? ممکن است چیزی برای گزیدگی حشره به من بدهید؟ آیا چیزی برای گازهای حشرات به من می‌رسد؟ >>pes<< I haven't heard anything from him since then. I wonder what he's up to. از اون موقع به بعد هیچ خبری ازش ندارم. نمی دونم چیکار می خواد بکنه از آن وقت چیزی از او نشنیده‌ام. تعجب می‌کنم که چه می‌کند. >>pes<< The roof of the house is red. سقف خانه قرمز است. سقف خانه سرخ است. >>pes<< Tom bet Mary dinner that it doesn't rain this week. تام با ماری سر یک شام شرط بستند که این هفته بارون نمی یاد. و تام با شام مریم شرط بست که این هفته باران نمی زند. >>pes<< He readily agreed to it. او به آسانی با آن موافقت کرد. پس بی‌درنگ موافق آن شد. >>pes<< He is poor, to be sure, but he is happy. مطمئنا او مرد فقیری است با این حال، او شاد است. او فقیر است تا مطمئن شود، اما شادمان است. >>pes<< We were at school together. ما در مدرسه با هم بودیم. و با هم در مدرسه بودیم. >>pes<< I remember the first time. من اولین بار را به یاد دارم. دفعه اول را به یاد می‌آورم. >>pes<< We have to buy them from abroad. باید آنها را از خارج بخریم. باید آنها را از بیرون بخریم. >>pes<< Her daughter is sick. دختر (آن) خانم بیمار است دختر او بیمار است. >>pes<< The supermarket is open Monday through Saturday. این سوپر مارکت از دوشنبه تا شنبه باز است. سوپر مارکت تا شنبه باز می‌شود. >>pes<< Mary helped her mother with the cooking. ماری به مادرش در آشپزی کمک کرد. و مریم مادر خود را در آشپزی مدد نمود. >>pes<< Ljubljana is one of the most beautiful cities in Eastern Europe. لوبلیانا تکی از زیباترین پایتخت های اروپا است. لببنیا یکی از زیباترین شهرهای اروپای شرقی است. >>pes<< Go, do not wait, the night is coming. برو، منتظر نمان، شب در حال آمدن است. برو و منتظر مباش زیرا که شب می‌آید. >>pes<< Who has gone to their homes? چه کسانی به خانه خودشان رفتند؟ کیست که به خانه های ایشان رفته است؟ >>pes<< I don't like very long holidays. من تعطیلات خیلی طولانی را دوست ندارم. عیدهای بسیار را دوست نمی دارم. >>pes<< Tom's diet is deficient in protein. رژیم غذایی تام از نظر پروتئین کمبود دارد. رژیم تام در پروتئین کم است. >>pes<< Three people are still missing. سه نفر هنوز گمشده هستند. سه نفر هنوز گم شده‌اند. >>pes<< We must clean our class. ما باید کلاسمان را تمیز کنیم. باید طبقه خود را طاهر سازیم. >>pes<< Don’t think of cost. Think of value. به قیمت فکر نکن، به ارزش بیندیش. به قیمت فکر مکنید. به ارزش فکر کنید. >>pes<< What is done cannot be undone. آنچه از دست رفت، دیگر به‌دست نمی‌آید. آنچه شده است، باطل نمی شود. >>pes<< A good idea crossed his mind. ایده ی خوبی به ذهنم رسید. فکر نیکو از ذهن خود گذشته است. >>pes<< The soldier aimed his gun at the man. سرباز با اسلحه به سمت مرد نشانه گیری کرد. و آن سرباز، اسلحه خود را به طرف آن مرد نشونه گرفت. >>pes<< My father is young. پدر من جوان است. پدر من جوان است. >>pes<< Why is dad in the kitchen? چرا پدر در آشپزخانه است؟ چرا پدر در آشپزخانه است؟ >>pes<< Sadly, she died before she could realize her dream. حیف که او پیش از رسیدن به رویایش مرد. متأسفانه پیش از آنکه خواب خود را بداند، مرد. >>pes<< Impatience is a definite impediment to success. بیصبری مانع بی چون و چرای پیشرفت است. بی‌صبری مانعی برای موفقیت است. >>pes<< Welcome to Tatoeba! به تتويبا خوش آمدید! به تاتوبا خوش آمدید. >>pes<< The Internet changed everything. اینترنت همه چیز را دگرگون کرد. و اینترنت همه‌چیز را تغییر داد. >>pes<< What did you answer? تو چه جواب دادی؟ چه جواب دادی؟ >>pes<< I'm bad at sports. من در ورزش کارکشته نیستم. من در ورزش بد هستم. >>pes<< Be careful. مراقب باش. مراقب باشید. >>pes<< Close the window. بنجره را قفل کن. پنجره را ببند. >>pes<< The stars came out. ستاره ها بیرون آمدند. و ستارگان بیرون آمدند. >>pes<< He seems tired. او خسته به نظر می رسد. به نظر خسته می‌آید. >>pes<< You can't expect me to always think of everything! نباید همیشه انتظار داشته باشی که من فکر همه چیز را بکنم! تو نمی توانی از من انتظار داشته باشی که همیشه درباره همه چیز فکر کنم. >>pes<< The radio was invented by Marconi. رادیو توسط مارکونی اختراع شد. و رادیو را مارکونی اختراع کرد. >>pes<< Tom told me that the trip was off. تام به من گفت که سفر لغو شده است. و تام مرا خبر داد که سفر تمام شد. >>pes<< I last saw him in the car park. آخرین بار توی پارکینگ دیدمش. و آخرین او را در پارکینگ دیدم. >>pes<< Who is not unwell? چه کسی حالش خوب نیست؟ کیست که بیمار نباشد؟ >>pes<< What's her plan? نقشش چیه? نقشه او چیست؟ >>pes<< I want to close the account. می خواهم حسابم را ببندم. می‌خواهم حساب را ببندم. >>pes<< The car you sold me is too big for us. Can I sell it back to you? ماشینی که به من فروختی برای ما بزرگه. می شه بهت بفروشمش؟ اتومبیلی که به من فروختید برای ما زیاده است. آیامی توانم آن را به شما بفروشم؟ >>pes<< You may catch sight of our house from the train. می توانی خانه ما را از قطار ببینی. خانه ما را از قطار خواهی دید. >>pes<< How did you come up with such a good excuse? چگونه چنین بهانهٔ خوبی پیدا کردی؟ چگونه به این بهانه نیکو برآمدی؟ >>pes<< For the lack of something better to do, Tom started cleaning his room. تام شروع به تمیز کردن اناقش کرد. زیرا کار بهتری برای انجام دادن نداشت. به‌سبب عدم کاری بهتر، تام شروع به تمیز کردن اتاق خود کرد. >>pes<< During the war, people went through many hardships. در طول جنگ مردم متحمل سختی های زیادی شدند. و در حین جنگ، خلق در تنگیهای بسیار بسر می‌بردند. >>pes<< I'm fine. خوبم. من خوبم. >>pes<< With all the effort you've put in, is that all you could come up with to bore me to tears? با این همه تلاشی که کردی، کل چیزی که توانستی جور کنی همین بود که مرا به گریه بیندازی؟ با تمام کوششی که کرده‌ای، آیا تمام می‌توانی برآیی تا مرا اشک بکشانی؟ >>pes<< He always exaggerates his own abilities and others often believe him. او همیشه در استعدادهایش مبالغه گویی می کند و دیگران او را باور می کنند. همیشه توانایی های خود را زیاده می‌کند و دیگران بارها او را باور می‌کنند. >>pes<< He abstained from smoking. او از سیگار کشیدن خودداری کرد. و از سیگار کشیدن خودداری نمود. >>pes<< I don't even know him. من حتی او را نمی شناسم. من او را نمی شناسم. >>pes<< Tom seems very happy. تام خیلی خوشحال به نظر می‌رسد. تام به نظر بسیار شاد می‌آید. >>pes<< The nurse cared for the patient very tenderly. پرستار با ملاطفت بسیار از بیمار مراقبت کرد. و پرستار بسیار مراقب بیمار بود. >>pes<< Before you make a decision about your marriage, you should have a consultation with your parents. قبل از آنکه تصمیمی راجع به ازدواجت بگیری بهتر است با پدرو مادرت مشورت کنی. قبل از آنکه درباره ازدواج خود تصمیم گیرید، با والدین خود مشورت کنید. >>pes<< More coffee, please. باز هم قهوه لطفا. قهوه بیشتر، خواهش می‌کنم. >>pes<< Some stars began to appear in the night sky. چند ستاره در آسمان شب شروع به پدیدار شدن کردند. و بعضی از ستارگان در آسمان شب ظاهر شدند. >>pes<< The train leaves in ten minutes. قطار تا ده دقیقه‌ی دیگر حرکت می‌کند. قطار تا ده دقیقه دیگر حرکت می‌کند. >>pes<< What were you doing that moment? آن لحظه چه می کردی؟ در آن لحظه چه می‌کردید؟ >>pes<< Happy New Year! سال نو مبارک!‏ سال نو مبارک! >>pes<< He is curious about everything. او درمورد همه چیز کنجکاو است. او درباره همه چیز کنجکاو است. >>pes<< I bought a pair of gloves. من یک جفت دستکش خریدم. یک جفت دستکش خریدم. >>pes<< I don't know him. من او را نمی شناسم. او را نمی شناسم. >>pes<< The thief was arrested red-handed. دزد در حین سرقت دستگیر شد. و آن دزد را به‌دست سرخ دستگیر کردند. >>pes<< When I grow up, I want to be a king. می خواهم وقتی بزرگ شدم شاه شوم. چون بزرگ شوم، می‌خواهم پادشاه شوم. >>pes<< Father sometimes took me to his office. پدرم گاهی مرا به اداره اش می برد. و بعضی اوقات پدر مرا به دفتر خود برد. >>pes<< Can you make it on time? می توانی آن را به موقع بسازی؟ آیا به وقتش آن را توانی ساخت؟ >>pes<< I meant to ask you a question in the meeting but I missed out. می خواستم یک سوال ازت بپرسم توی جلسه ولی یادم رفت. و می‌خواستم در جلسه از شما سوال کنم، اما خطا کردم. >>pes<< If you can't beat them, join them. اگر نمی توانی شکستشان دهی، به آنها بپیوند. اگر نمی توانی ایشان را شکست دهی، به ایشان ملحق شو. >>pes<< Muiriel is 20 now. حالا موریل ۲۰ ساله است. موریل الان بیست است. >>pes<< Please feel free to have anything in the fridge. لطفا تعارف نکن ، راحت باش و هر چی که میخوای از یخچال بردار و بخور. راحت باشید که چیزی در یخچال داشته باشید. >>pes<< Lately, he's achieved some pretty good results. اخیراً نتایج خیلی خوبی به دست آورده است. اخیرا به نتایج بسیار نیکو دست یافته است. >>pes<< Why don't you be a good boy and sit down? چرا مثل یک بچه خوب نمی شینی؟ چرا پسر خوب نمی شینی؟ >>pes<< She has an equal number of grandsons and granddaughters. او به اندازه یکسان نوه پسری و دختری دارد. و یک عدد از نوه‌ها و نوه‌ها دارد. >>pes<< They say that a large dam will be built. آنها می گویند که سد بزرگی ساخته خواهد شد. و می‌گویند سدی بزرگ بنا خواهد شد. >>pes<< Cologne lies on the Rhine. کلن بر روی راین قرار دارد. مزدن بر راین دروغ می‌گوید. >>pes<< He has absolutely no enemies. او مطلقاً هیچ دشمنی ندارد. او را هیچ دشمنی نیست. >>pes<< Is there any room for me? جایی برای من وجود دارد؟ آیا برای من جایی هست؟ >>pes<< I was your inspiration for this sentence, and you know it. خودت می‌دانی که این جمله را از من الهام گرفتی. من الهام تو برای این حکم بودم و تو آن را می‌دانی. >>pes<< When will you visit me again? کی دوباره به من سر میزنی? کی بار دیگر مرا تفقد خواهی نمود؟ >>pes<< Tom says that he's lonely. تام گفت که او تنهاست تام می‌گوید که تنها است. >>pes<< Do you have breakfast at home? آیا در خانه صبحانه می خوری؟ آیا در خانه صبحانه دارید؟ >>pes<< How does he gain his living? او معاش خود را چگونه تامین می کند؟ چگونه جان خود را تحصیل می‌کند؟ >>pes<< He closed the door. او در را بست. در را بست. >>pes<< Don't throw away a good opportunity. فرصت خوب را به دور نیانداز. فرصت نیکو را ترک مکن. >>pes<< Hey! I'm Sepideh. سلام، من سپیده هستم. هی، من سپیده هستم. >>pes<< It was so dark. هوا خیلی تاریک بود. و بسیار تاریک بود. >>pes<< Tom has three dogs. تام سه سگ دارد. تام سه سگ دارد. >>pes<< That's the village I was born in. آن روستایی است که من درش به دنیا اومدم. این است دهکده‌ای که در آن متولد شدم. >>pes<< Yesterday I was ill. دیروز کسالت داشتم. دیروز بیمار بودم. >>pes<< The more you have, the more you have to lose. هرکه بامش بیش، برفش بیشتر. هرچه بیشتر داشته باشی، بیشتر هلاک خواهی شد. >>pes<< I will recommend this website to all my friends. من این وب سایت را به همه دوستان من توصیه مى كنم. این وب سایت را به جمیع دوستان خود می‌رسانم. >>pes<< That's common sense. این از بدیهیات است. این معقول است. >>pes<< You are not trying! تو تلاش نمی کنی! تو امتحان نمی کنی. >>pes<< I can see the target. هدف را میتونم ببینم. می‌توانم هدف را ببینم. >>pes<< I want to see your older sister. می خواهم خواهر بزرگتر شما را ملاقات کنم. می‌خواهم خواهر بزرگتر تو را ببینم. >>pes<< In a sense, you are right. از یک جهت حق با توست. به‌طوری که راست می‌گویی. >>pes<< The greatness of a nation and its moral progress can be judged by the way its animals are treated. بزرگی یک ملت و تکامل اخلاقی آن می‌توانند از روی شیوهٔ رفتار با حیوانات آن قضاوت شوند. عظمت امت‌ها و پیشرفت اخلاقی آن را می‌توان از رفتار حیوانات ایشان داوری نمود. >>pes<< Tom didn't shoot anybody. تام به کسی شلیک نکرد. و تام به کسی شلیک نکرد. >>pes<< A fox smells its own lair first. روباه بوی گندش را زودتر از دیگران استشمام می‌کند. یک روباه اول لانه خود را می‌فهمد. >>pes<< Words hurt more than fists. کلمات بیشتر از مشت ها آسیب می زنند. سخنان بیشتر از مشتها ضرر می‌رساند. >>pes<< They winked at each other in a fraction of a second. آنها در کسری از ثانیه به هم چشمک زدند. و در پاره‌ای از ثانیه به یکدیگر چشمک زدند. >>pes<< I fell asleep while reading. من در هنگام خواندن به خواب رفتم. در وقت خواندن خوابم برد. >>pes<< Death is only a horizon, and a horizon is nothing save the limit of our sight. مرگ تنها یک افق است؛ و افق چیزی بیش از حد دید ما نیست. موت افق است و افق جز حد نظر ما چیزی نیست. >>pes<< The man is under the tree. مرد درخت را تحت است. آن مرد زیر درخت است. >>pes<< What's that vocabulary? آن کلمه چه بود؟ این لغت چیست؟ >>pes<< Homicide is punishable by death. قتل با مرگ مجازات پذیر است. قتل به موت مجازات می‌شود. >>pes<< He is a better swimmer than I. او بهتر از من شنا می کند. شنای او بهتر از من است. >>pes<< Everybody is hoarding their cash. هر کسی پولش را ذخیره می‌کند. هر کس نقد خود را ذخیره می‌کند. >>pes<< Tom has been in and out of mental hospitals most of his life. تام بیشتر عمرش به تناوب در بیمارستان‌های روانی بستری بوده است. تام بیشتر عمر خود را از بیمارستانهای روانی داخل و خارج کرده است. >>pes<< I think, therefore I am. من فکر می‌کنم, پس هستم. فکر می‌کنم از این جهت هستم. >>pes<< Why does that bother you? چرا این اذیتت میکنه? چرا شما را زحمت می‌دهد؟ >>pes<< I should've done that, but I didn't. اون کار رو باید می کردم، اما نکردم. می‌بایست چنین می‌کردم، اما نمی کردم. >>pes<< Can you hear his singing? آبا آوازش را می توانی بشنوی؟ آواز او را می‌شنوی؟ >>pes<< Wipe your tears. اشکات رو پاک کن اشکهای خود را پاک کن. >>pes<< She ignored me even when she met me on the street. او مرا نادیده گرفت حتی زمانی که مرا در خیابان دید. و چون مرا در کوچه‌ها ملاقات می‌کرد، مرا نادیده گرفت. >>pes<< Dutch people can speak many languages. مردم هلند می‌توانند به زبان‌های زیادی صحبت کنند. اهل هلندی زبان های بسیار می‌توانند بگویند. >>pes<< My youngest brother has two children from his first marriage, and another child from his second. کوچک ترین برادرم دو تا بچه از ازدواج اولش، و یکی دیگه از ازدواج دومش داره. برادر کوچک من دو پسر از عروسی اول خود دارد، و دیگری از دوم خود. >>pes<< I felt much more relaxed. من خیلی بیشتر احساس آرامش می کردم. بسیار آرام‌تر شدم. >>pes<< He was compelled to sign the contract. او مجبور شد قرارداد را امضاء کند. و او را مجبور ساختند که قرارداد را امضا کند. >>pes<< You are my prisoner. تو زندانی منی. تو زندانی من هستی. >>pes<< Where is the market? بازار کجاست؟ (?Bāzār kojāst) بازار کجاست؟ >>pes<< Please don't touch. لطفا دست نزن. خواهش می‌کنم دست مزنید. >>pes<< If I wait, what's the possibility I can get a seat? اگر منتظر شوم، چقدر احتمال دارد جا گیرم بیاید؟ اگر صبر می‌کنم، چه چیز ممکن است که بنشینم؟ >>pes<< "Thank you for helping me." "Don't mention it." "ممنون برای کمکتان." "قابلی نداشت." «ممنون که مرا مدد می‌کنید.» پس آن را ذکر مکنید. >>pes<< Even though he apologized, I'm still furious. با اینکه او معذرت خواسته من هنوز عصبانی ام. اگر‌چه او عذرخواهی می‌کرد، من هنوز غضبناک هستم. >>pes<< His pencil has a sharp point. خودکارش سر تیزی دارد. مدادش نقطه تیز دارد. >>pes<< Never bite the hand that feeds you. هرگز دستی را گاز نگیر که به تو غذا می دهد. هیچ‌گاه دستی را که به شما می‌خوراند، گاز مگیرید. >>pes<< Give me the reason for which you were absent yesterday. دلیلش را به من بگو که چرا دیروز غایب بودی. دلیل آن را که دیروز برای آن غایب بودی به من بده. >>pes<< Know that victory and defeat are parts of anyone's life - except lives of cowards, of course. بدان که پیروزی و شکست جزء زندگی هر فردی هستند — البته به غیر از زندگی ترسوها. بدانید که پیروزی و شکست قسمتهایی از حیات هر کس است، جز جان بزدلان. >>pes<< He's angry at his child. او از دست فرزندش عصبانی است. بر پسر خود خشم می‌آورد. >>pes<< I am eating. من در حال خوردن هستم. من می‌خورم. >>pes<< There were a bunch of highschoolers doing drugs within school grounds. تعدادی دانش‌اموز دبیرستانی داشتند در محوطهٔ مدرسه مواد مصرف می‌کردند. و گروهی از دبیرستانیان در جایهای مدرسه مواد می‌ساختند. >>pes<< A thief believes everybody steals. کافر همه را به کیش خود پندارد. دزد گمان می‌برد که همه دزدی می‌کنند. >>pes<< Yesterday my uncle bought a dog. دیروز عمویم سگی خریداری کرد. و دیروز عموی من سگ خرید. >>pes<< Father set the alarm for six o'clock. پدر زنگ ساعت را برای ساعت شش تنظیم کرد. و پدر برای ساعت شش هشدار داد. >>pes<< I loosened my shoelaces. من بند کفشم را شل کردم. بندبندهای خود را شل کردم. >>pes<< I was still at home. من هنوز در خانه بودم. و من هنوز در خانه بودم. >>pes<< Although many European researchers have studied ancient Persian literature in the nineteenth century, the new world is not paying attention to our contemporary literature. گرچه در قرن نوزدهم بسیاری از محققین غربی بر روی ادبیات قدیم فارسی تحقیق کرده اند، اما دنیای جدید هیچ توجهی به ادبیات معاصر ما نمی کند. اگر‌چه بسیاری از محققان اروپایی در قرن نوزدهم نشریات فارسی باستان را مطالعه کرده‌اند، اما دنیای جدید به نشریات معاصر ما توجه نمی کند. >>pes<< Can you think of any reasons? آیا تو می توانی به دلایل آن فکر کنی؟ آیا به هیچ دلیل فکر می‌کنی؟ >>pes<< Tom just loves pineapple upside-down cake. تام کیک آناناسی سر و ته شده را خیلی دوست دارد. تام فقط یانحاس را دوست می‌دارد. >>pes<< With time on our hands now, let's do some good. یکمی وقت داریم بذار یک کار خوب انجام بدیم به مرور زمان به‌دست ما قسم که نیکویی کنیم. >>pes<< Democracy is the worst form of government, except all the others that have been tried. دمکراسی بدترین نوع حاکمیت است، البته به جز انواع دیگر که امتحان شده‌اند. دموکراسی بدترین شکل دولت است، مگر همه امتحان شدگان. >>pes<< You can sleep here. I don't mind. میتونی اینجا بخوابی. برای من فرقی نداره. تو می‌توانی در اینجا بخوابی و من فکر نمی کنم. >>pes<< Why won't anybody answer my questions? چرا هیچ کس پاسخ سؤالهایم را نمی دهد؟ چرا کسی به سوالهای من جواب نمی دهد؟ >>pes<< I'm not in the mood right now. الان حس و حالش رو ندارم. الان حوصله ندارم. >>pes<< The best way to solve a problem is sometimes the simplest. گاهی بهترین راه برای حل یک مسأله ساده‌ترین راه‌حل است. بهترین راه حل مشکل، بعضی اوقات ساده‌ترین است. >>pes<< I'll lend you my notebook. من دفتر یادداشتم را به ات قرض می دهم. دفتر مرا به تو قرض می‌دهم. >>pes<< Tehran is in Iran. تهران در ایران است. تهران در ایران است. >>pes<< The goat had been tethered to the fence. بز به حصار بسته شده است. و بز را به حصار بسته بودند. >>pes<< The bar was packed. بار قلقله بود. و بار بسته شد. >>pes<< She shot a dog. او سگ را شلیک کرد. و سگی را تیر زد. >>pes<< I can only speak French. فقط می‌توانم فرانسوی حرف بزنم. فقط می‌توانم فرانسوی سخن گویم. >>pes<< Monday comes after Sunday. دوشنبه بعد از یکشنبه می آید. دوشنبه بعد از یکشنبه می‌آید. >>pes<< We started at the same time. ما همزمان شروع کردیم. و در همان وقت شروع کردیم. >>pes<< She asked for my help. او از من کمک خواست. او از من یاری خواست. >>pes<< Let's ponder that for a moment. بگذار برای یک لحظه به آن غور کنیم. و این را برای لحظه‌ای تفکر کنیم. >>pes<< Where can we find the truth? حقیقت را در کجا می توانیم بیابیم؟ از کجا می‌توانیم راستی را بیابیم؟ >>pes<< May I speak to Tom? می توانم با تام صحبت کنم؟ آیا به تام سخن گویم؟ >>pes<< In everything, one should consider the end. در هر چیزی، باید آخر را در نظر گرفت. در همه‌چیز کسی باید عاقبت را ملاحظه نماید. >>pes<< They called the village New Amsterdam. آنها به آن دهکده نیو آمستردام می گویند. و آن دهکده را به آمستردام نو خواندند. >>pes<< Never put off to tomorrow what you can do today. کار امروز را به فردا میفکن. فردا آنچه را که امروز می‌توانی انجام دهی، ترک مکن. >>pes<< We need a place to stay for the night. ما به جایی نیاز داریم، که شب آنجا بمانیم. جایی برای توقف شب لازم داریم. >>pes<< I'm gonna shoot him. با تیر او را خواهم زد. به او شلیک می‌کنم. >>pes<< She had no one to turn to. او هیچ کسی را ندارد که راهنمایی اش کند. و او را کسی نبود که به او بازگشت نماید. >>pes<< Haste makes waste. عجله کار شیطان است. ‌ای که هلاک می‌سازی. >>pes<< Please laugh! بخند لطفاً! خواهش می‌کنم بخندید! >>pes<< And they shall beat their swords into plowshares, and their spears into pruninghooks: nation shall not lift up sword against nation, neither shall they learn war any more. و ایشان از شمشیرهایشان گاوآهن و از نیزه هایشان اره های نجاری ساختند:نه ملتی بر دیگر ملت شمشیر خواهد کشید ونه آنها بیش از این،جنگ کردن خواهند آموخت. و شمشیرهای خود را به گاوآهن و نیزه های ایشان را به قلابها خواهند شکست و امت‌ها بر امت‌ها شمشیر بلند نخواهند کرد و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت. >>pes<< We found a shelter for the storm. ما پناهگاهی در برابر طوفان پیدا کردیم. و برای طوفان پناهگاهی یافتیم. >>pes<< Don't criticize what you can't understand. به چیزی که نمی‌فهمید انتقاد نکنید. چیزی را که نمی توانی فهمید ملامت مکن. >>pes<< A good deed never goes unpunished. خوبی هرگز بدون تاوان نمی‌ماند. عمل نیکو هرگز بی‌سزا نمی ماند. >>pes<< Big automobiles consume a lot petrol. اتوموبیل‌های بزرگ زیاد بنزین مصرف می‌کنند. ماشینهای بزرگ بنزین بسیار می‌خورند. >>pes<< Scotland can be very warm in September. اسکاتلند در ماه سپتامبر ممکن است خیلی گرم باشد. اسکاتلند می‌تواند در سپتامبر بسیار گرم باشد. >>pes<< I'm sorry to call you this late at night, but I really needed someone to talk to. متأسفم که شب اینقدر دیروقت به شما زنگ می‌زنم، ولی واقعاً احتیاج داشتم که با کسی حرف بزنم. متأسفم که این وقت شب شما را دعوت می‌کنم، اما کسی را لازم داشتم که با او گفتگو کنم. >>pes<< After us, the Deluge. سیلاب به دنبال ما. و بعد از ما طوفان. >>pes<< I think that my mom knows. فکر کنم مادرم میداند. گمان می‌برم که مادرم می‌داند. >>pes<< This store's hamburgers taste better than that one's. همبرگرهای این مغازه از آن یکی طعم بهتری دارد. همبرگرهای این مغازه از خوراک آن یکی بهتر است. >>pes<< It's the least I can do. این حداقل کاری است که می توانم انجام دهم. این کمترین کاری است که می‌توانم بکنم. >>pes<< I want to be a teacher. می‌خواهم معلم شوم. می‌خواهم معلم شوم. >>pes<< I know that Tom is a very valuable client. من میدونم که تام مشتری ارزشمندی است می‌دانم که تام مشتری بسیار گرانبهاست. >>pes<< Kindness is the language which the deaf can hear and the blind can see. مهربانی زبانی است که در آن کر می‌تواند بشنود و کور می‌تواند ببیند. فیض زبانی است که کران می‌شنوند و کوران آن را می‌بینند. >>pes<< Mozart: one of the great musical prodigies of all time. موتسارت: یکی از بزرگترین اعجوبه‌های موسیقی همهٔ اعصار. موتزارت: یکی از بزرگای موسیقی تمام وقت. >>pes<< Christopher Columbus abhorred historical inaccuracies. کریستف کلمب از اشتباهات تاریخی تنفر داشت. وکریستوفر کلمبوس از بی‌حرمتیهای تاریخی نفرت می‌داشت. >>pes<< I've never seen anything like this before. من تا به حال چیزی مانند این ندیدم. تا به حال چنین چیزی ندیده‌ام. >>pes<< I don't see Tom a whole lot. تام را چنان زیاد ملاقات نمی کنم تام را زیاد نمی بینم. >>pes<< It wasn't me who lied, rather it was you. من نبودم که دروغ گفتم، بلکه تو بودی. من نبودم که دروغ گفتم بلکه تو بودی. >>pes<< Try some of this cake. یک کم از این کیک امتحان کن. بعضی از این کیک را امتحان کنید. >>pes<< He has no specific aim. اون هیچ هدف مشخصی نداره. او را هدف خاصی نیست. >>pes<< By means of a super high-pressure water spray practically all the sediment is removed. از طریق اسپری آب فشار قوی عملاً همهٔ رسوب زدوده می‌شود. به‌سبب ریخته‌ای بسیار پرفشار، هر‌چه از آن بیرون می‌آید، جدا می‌شود. >>pes<< At first, he thought English very difficult, but now he thinks it is easy. در ابتدا، او فکر می کرد انگلیسی خیلی سخت است، اما اکنون او فکر می کند آسان است. در ابتدا به زبان انگلیسی بسیار سخت فکر می‌کرد، اما الان فکر می‌کند که آسان است. >>pes<< You know, I don't want to kill you. میدونی، نمیخوام بکشمت. می‌دانید که نمی خواهم شما را بکشم. >>pes<< Why don't you work? چرا کار نمی کنی؟ چرا کار نمی کنی؟ >>pes<< What is your name? اسم شما چیست؟ اسم تو چیست؟ >>pes<< The idea is not in itself a bad one. این ایده به خودی خود ایده بدی نیست. این ایده در خود بد نیست. >>pes<< The car turned abruptly. ماشین ناگهانی پیچید. و ماشین ناگهان برگشت. >>pes<< Tom learnt that he was the only convict sentenced to life imprisonment in that prison. تام فهمید که تنها زندانی محکوم به حبس ابد در آن زندان بود. و تام فهمید که او تنها کسی است که به حبس ابد در آن زندان محکوم می‌شود. >>pes<< She had hardly begun to read the book before someone knocked at the door. هنوز شروع به خواندن کتاب نکرده بود که کسی در زد. و به سختی شروع به خواندن کتاب قبل از آنکه کسی درب را بزند کرده بود. >>pes<< This plant isn't edible. این گیاه خوردنی نیست. این گیاه طعام نمی خورد. >>pes<< I think this suit is much superior to that one in quality. به نظرم این کت کیفیتش خیلی بالاتر از اون یکیه گمان می‌برم که این لباس از آن یکی با کیفیت بسیار برتر است. >>pes<< Basket weaving is an extinct art. سبدبافی یک هنر منقرض‌شده است. غرس کردن، هنر هلاک کننده است. >>pes<< You accused him of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردی. و او را متهم کردی که دوچرخه را دزدیده است. >>pes<< I brought you some more books to read. برات چند تا کتاب آوردم که به بخونی. کتابهای بسیار دیگر برای شما آوردم تا بخوانید. >>pes<< Leaves go brown in autumn. برگ ها قهوه ای می شن توی پاییز. برگها در پاییز قهوه‌ای می‌شوند. >>pes<< I think Tom will win. فکر می کنم تام برنده خواهد شد. گمان می‌برم که تام پیروز خواهد شد. >>pes<< She made me hurry. او مرا شتابزده کرد. او مرا تعجیل نمود. >>pes<< You look sleepy. تو خواب آلود به نظر می رسی. خواب آلود شده‌ای. >>pes<< Show me short-sleeved ones, please. پیراهن های آستین کوتاه را به من نشان بده. ‌ای کوتاه دلان را به من نشان بده. >>pes<< She lost her handbag. او کیف‌دستی‌اش را گم کرد. و کیف خود را از دست داد. >>pes<< Be with God and be a lord. (Obey God to be a king) با خدا باش و پادشاهی کن. نزد خدا باش وخداوند باش، و خدا را اطاعت کن تا پادشاه شوی، >>pes<< Tom got so absorbed in his work that he forgot to eat. تام به قدری جذب کارش شده بود که یادش می‌رفت غذا بخورد. و تام در عمل خود چنان جذب شد که فراموش کرد بخورد. >>pes<< They became good friends. آنها دوستان خوبی شدند. و دوستان نیکو شدند. >>pes<< I need you. بهت احتیاج دارم. به تو احتیاج دارم. >>pes<< Fantastic! خیلی با حال! بسیار عالی! عجیب است! >>pes<< I promise to make no promises. من قول می‌دهم که هیچ قولی ندهم. قول می‌دهم که هیچ وعده‌ای ندهم. >>pes<< He'll come before lunch if he comes at all. قبل از ناهار میاد البته اگر اصلا بیاد. و پیش از ناهار می‌آید، هرگاه بیاید. >>pes<< I have peace at home. من در خانه آرامش دارم. در خانه سلامتی دارم. >>pes<< Tom is a real nerd. تام یک خرخوان واقعی است. تام احمق حقیقی است. >>pes<< Ah! آه! آه! >>pes<< You are saying you intentionally hide your good looks? منظورت این است که عامدانه خوشگلی ات را پنهان می کنی؟ آیا می‌گویید که از روی عمد صورت نیکو خود را پنهان می‌کنید؟ >>pes<< Better buy than borrow. خریدن بهتر از قرض گرفتن است. از قرض گرفتن بهتر است. >>pes<< I had no choice but to take the plane. من انتخاب دیگری نداشتم جز اینکه سوار هواپیما شوم. چاره‌ای جز گرفتن هواپیما نداشتم. >>pes<< I am trying to learn English. من به شدت تلاش مي كنم كه زبان انگليسي ياد بگيرم سعی می‌کنم که انگلیسی یاد بگیرم. >>pes<< Don't scatter your things about. وسایلت رو پخش و پلا نکن اسباب خود را پراکنده مسازید. >>pes<< He turned traitor. او خیانتکار شد. او خیانت‌کار شد. >>pes<< Don't look surprised. ادای آدمهای متعجب را در نیاور. تعجب مکنید. >>pes<< They understood my plight. آنها شرایط بحرانی مرا فهمیدند. ایشان تنگی مرا درک کردند. >>pes<< Stop crying! گریه را بس کن! فریادنکشید! >>pes<< I'm going to have to dye my hair. می خواهم موهایم را رنگ کنم. می‌خواهم موی خود را رنگ کنم. >>pes<< He was hospitalized for over a month before dying. او قبل از مرگ، بیش از یک ماه بستری شده بود. و او یک ماه قبل از مردن در بیمارستان بستری شد. >>pes<< Tom blamed himself for Mary's death. تام خود را به خاطر مرگ ماری مقصّر می دانست. و تام خود را به‌سبب موت مریم ملامت نمود. >>pes<< I think it true. فکر می کنم درست است. گمان می‌برم که راست است. >>pes<< Sunlight is the main source of vitamin D. نور خورشید منبع اصلی ویتامین دی است. نور آفتاب منبع اصلی ویتامین دی است. >>pes<< I need to meet more Peruvian friends. من باید دوستان پرویی بیشتری پیدا کنم. من احتیاج دارم که دوستان پرووی را ملاقات کنم. >>pes<< The walls have ears, the doors have eyes. دیوار موش دارد، موش هم گوش دارد. حصارها گوش دارند و درها چشم دارند. >>pes<< Although I was tired, I did my best. هرچند خسته بودم، حداکثر ممکن سعی ام را کردم. اگر‌چه خسته بودم، تمام سعی خود را کردم. >>pes<< I will sue you. ازت شکایت می کنم از تو شکایت خواهم کرد. >>pes<< The old man spoke with me in French. پیرمرد به فرانسه با من صحبت کرد. و آن پیر با من به زبان فرانسوی سخن گفت. >>pes<< There are no students who can speak English well. هیچکدام از دانشجویان نمی‌توانند به انگلیسی خوب صحبت کنند. هیچ شاگردی نیست که به زبان انگلیسی خوب سخن گوید. >>pes<< You're the one I need now. تو کسی هستی که الان بهش احتیاج دارم. الان تو کسی هستی که من احتیاج دارم. >>pes<< His unhappiness when he heard her voice changed into happiness. بدبختی او هنگامی که صدای او را شنید تبدیل به خوشبختی شد. و تنگی او چون شنید، آواز او را به شادی مبدل ساخت. >>pes<< Please lock the door before you go out. لطفا قبل از آنکه به بیرون بروی در را قفل کن. قبل از بیرون رفتنت در را قفل کن. >>pes<< You are my friend. تو دوستم هستی تو دوست من هستی. >>pes<< He is sure to carry out the task assigned to him. او مطمئناً وظیفه ای را که به او محول شده است، انجام خواهد داد. او یقین دارد که وظیفه‌ای را که برای وی مقرر شده است بجا خواهد آورد. >>pes<< It occurred to me while I was waiting for Tom that maybe I shouldn't have invited Mary. همانطور که منتظر تام بودم، به ذهنم خطور کرد که شاید بهتر بود ماری را دعوت نمی کردم. و هنگامی که منتظر تام می‌بودم، بر من واقع شد که مریم را دعوت نکنم. >>pes<< On the one hand I called you to invite you to dinner, on the other to tell you my son is getting married. از یک طرف می خواستم به شام دعوتت کنم و از طرف دیگه می خواستم بگم که پسرم ازدواج کرده از یک طرف شما را دعوت کردم که برای شام دعوت کنید، از آن طرف تا به شما بگویم که پسر من ازدواج می‌کند. >>pes<< There is a knife missing. یک چاقو گم شده است. چاقویی گم شده است. >>pes<< The kingdom ruled over that land for years. آن پادشاه سال ها بر آن سرزمین حکومت کرد. و سلطنت سالها بر آن زمین سلطنت می‌نمود. >>pes<< She seldom, if ever, goes to bed before eleven. او به ندرت یا هیچ گاه قبل از یازده به رختخواب می رود. به ندرت پیش از یازده به بستر می‌رود. >>pes<< Does Tom have a key to Mary's apartment? آیا تام کلید خانه ی ماری را دارد؟ آیا تام کلید آپارتمان مریم را دارد؟ >>pes<< I am a vegetarian. گیاه خواری هستم. من گیاه خوار هستم. >>pes<< It's incredible. آن باور نکردنی است. باور نکردنی است. >>pes<< The fruits belong to all of you, but the earth belongs to no one. میوه ها متعلق به همه ی شماست اما زمین متعلق به هیچ کس نیست. ثمره از آن جمیع شما است، اما زمین از آن هیچ‌کس نیست. >>pes<< We must select a suitable person for any post. برای هر پست باید فرد مناسبی را انتخاب کنیم. ما باید شخص مناسب را برای هر مقامی انتخاب کنیم. >>pes<< What criteria do you use in deciding who to vote for? برای تصمیم‌گیری در مورد اینکه به چه کسی رأی بدهید، از چه معیارهایی استفاده می‌کنید؟ برای تعیین اینکه به چه کسی رای دهی از چه معیاری استفاده می‌کنی؟ >>pes<< Mary ran. ماری دوید. و مریم دوید. >>pes<< At four we could go home. ساعت چهار توانستیم به خانه برویم. و در چهار وقت می‌توانستیم به خانه برویم. >>pes<< They're mocking you. آنها تو را مسخره می کنند. ایشان تو را استهزا می‌کنند. >>pes<< May God bless you. خدا به تو برکت بدهد. خدا تو را برکت دهد. >>pes<< This problem is difficult for me to solve. برایم دشوار است که این مسئله را حل کنم. حل کردن این امر بر من دشوار است. >>pes<< Does she like me? من رو دوست داره؟ آیا او مرا دوست می‌دارد؟ >>pes<< Whatever she says is true. هر چه او می گوید حقیقت دارد. هر‌چه گوید راست است. >>pes<< These things are very hard to come by these days. این چیزا این روزا سخت به دست میاد. این روزها بسیار سخت می‌آید. >>pes<< Tom is wearing a plaid jacket today. امروز تام یک ژاکت چهارخانه پوشیده است. امروز تام لباس کتانی پوشیده است. >>pes<< Is this ladder strong enough to bear my weight? این نردبان اینقدر محکم هست که وزن من رو تحمل کنه؟ آیا این نردبان به قدری قوی است که بار مرا بردارد؟ >>pes<< The pioneers overcame a set of obstacles. پیشگامان بر موانع بسیاری غلبه کردند. و پیشگامان بر فرقه‌ای از موانع غالب آمدند. >>pes<< It takes two to tango. برای رقص تانگو دو نفر لازم است. دو تا تانگو طول می‌کشد. >>pes<< We must preserve birds. ما باید از پرندگان حفاظت کنیم. ما باید مرغان را نگاه داریم. >>pes<< The factory is keyed to produce men's wear. این کارخانه مخصوص تولید پوشاک مردانه است. صنعت برای تولید لباس مردم کلید است. >>pes<< He said with a perplexed expression, "I've heard nothing, so I can't say anything." او با ظاهری بهت زده، گفت: من چیزی نشنیده ام، بنابراین نمی توانم چیزی بگویم. گفت: «چیزی نشنیده‌ام، پس نمی توانم چیزی بگویم.» >>pes<< He lost his happiness in the end. در نهایت او خوشبختی خود را از دست داد. در آخر شادی خود را از دست داد. >>pes<< Would you like another piece of cake? یک تکه‌ی کیک دیگر میل دارید؟ آیا قدری از کیک دیگر را می‌خواهید؟ >>pes<< They're a fascist. او فاشیست است. ایشان فاشیست‌اند. >>pes<< She denied her marital status. او وضعیت تأهل خود را کتمان کرد. او دعوی خود را انکار کرد. >>pes<< I was beautiful. من خوشگل بودم. من زیبا بودم. >>pes<< We must stand up for our rights. باید از حقوقمان دفاع کنیم. ما باید به‌سبب حقوق خود بایستیم. >>pes<< It is fantastic. فوق العاده است. عجیب است. >>pes<< I'm in Tehran. من در تهران هستم. من در تهران هستم. >>pes<< Everybody knew she could speak English well. همه می‌دانستند که او می‌تواند انگلیسی را خوب صحبت کند. و همه می‌دانستند که می‌تواند به زبان انگلیسی نیکو سخن گوید. >>pes<< Please take care of my peacocks. لطفا مراقب طاووس های من باش. ‌ای عمودهای من را نگاه دار. >>pes<< Close that door. ان درب را ببند. آن در را ببند. >>pes<< I make it a rule never to smoke while I'm sleeping. من با خود عهد کرده‌ام هنگام خوابیدن هرگز سیگار نکشم. و آن را قانون می‌سازم که در خواب هرگز سیگار نکشم. >>pes<< Take whichever you want. هر وقت می خواهی بگیر. هر‌که را می‌خواهی بگیر. >>pes<< Good films broaden our horizons. فیلم‌های خوب افق دید ما را وسیع‌تر می‌کنند. فیلمهای نیکو افقهای ما را پهن می‌کنند. >>pes<< Worrying is like paying a debt you don't owe. نگران شدن مانند پرداختن یک بدهی است که مدیون نیستید. نگرانی مثل دادن قرضی است که مدیون آن نیستید. >>pes<< By God, I never knew that. بخدا قسم، من هرگز او را نمی شناختم. به خدا هرگز ندانسته بودم. >>pes<< Served you right! به درک شما را نیکو خدمت می‌نمود. >>pes<< Don't offend anyone! به کسی حمله نکن! کسی را دشنام مدهید. >>pes<< Better late than never. دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. تا دیر وقت بهتر است از هرگز. >>pes<< How do you feel about the Gulf War? احساس شما در مورد جنگ خلیج (فارس) چیست؟ درباره جنگ خلیج چه احساسی داری؟ >>pes<< The sun is a star. خورشید یک ستاره است. آفتاب ستاره است. >>pes<< I can't come with you today. امروز نمیتونم با تو بیام. امروز نمی توانم با شما بیایم. >>pes<< It will take a long time to live down your disgrace. خیلی طول می کشه تا آبروی از دست رفته رو به دست بیاری مدت بسیار طول می‌کشد تا در ذلت تو ساکن شوم. >>pes<< I don't adhere to any particular political tendency. من از هیچ گونه گرایش سیاسی خاص تبعیت نمی کنم. به هیچ تمایل سیاسی خاص ندارم. >>pes<< I'm at a loss for words. در کلام نمی گنجد. به‌سبب سخنان ضرر می‌کنم. >>pes<< I think she is a good dancer. من فکر می کنم که او(دختر) یک رقصنده خوب است. گمان می‌برم که رقاص نیکو است. >>pes<< His mother was a singer. مادر او یک خواننده بود. مادرش خواننده بود. >>pes<< She refused to say more about that matter. او قبول نکرد بیشتر در آن مورد بگوید. و از گفتن این امر ابا نمود. >>pes<< Let's think about the worst that could happen. فرض کنیم بدترین حالت ممکن رخ دهد. درباره بدتری که ممکن است واقع شود، فکر کنیم. >>pes<< I hope that I don't regret this. امیدوارم از این کار پشیمان نشوم. امیدوارم که از این پشیمان نباشم. >>pes<< She has some money of her own. او مقداری پول از آن خود دارد. او را نقره‌ای از خود است. >>pes<< My life would have been completely empty without you. بدون شما زندگی من کاملاً خالی می‌بود. جان من بدون تو خالی می‌بود. >>pes<< It had to come from somewhere. بالاخره باید از یک جایی می آمد. و از جایی باید می‌آمد. >>pes<< Don't leave any traces. هیچ ردپایی باقی نگذار. هیچ ردا باقی مگذار. >>pes<< Don't touch that! It's sharp! دست نزن بهش خیلی تیزه به آن دست مزنید. تیز است. >>pes<< If you care to, you may come with us. اگر برایت اهمیت دارد، می توانی با ما بیایی. اگر می‌خواهید با ما بیایید. >>pes<< In the absence of justice, what is sovereignty but organized robbery? در فقدان عدالت، حاکمیت چیزی نخواهد بود مگر دزدی سازمان یافته. به‌جای عدالت، سلطنت چیست بلکه دزدی سازماندهی شده است؟ >>pes<< Tom looks happy. تام خوشحال به نظر می‌رسد. تام خوشحال به نظر می‌آید. >>pes<< He who praises everyone praises nobody. آنکه همه را تمجید می‌کند، هیچکس را تمجید نمی‌کند. آنکه همه را تسبیح می‌گوید، هیچ‌کس را تسبیح نمی گوید. >>pes<< I find it hard to believe that Tom was involved in the kidnapping. دشوار می توانم باور کنم که تام در آدم ربایی شرکت داشته. گمان می‌برم که تام در دزدی گرفتار شده است. >>pes<< There wasn't anyone there. هیچ کس آنجا نبود. کسی در آنجا نبود. >>pes<< It's too late to shut the barn door after the horse is stolen. نوشدارو بعد از مرگ سهراب. برای بستن در انبار بعد از دزدیده شدن اسب دیر شده است. >>pes<< How do you like to relax and chill out at the end of a long working day? بعد از یک روز طولانی مدت کاری چطور دوست داری استراحت کنی? چگونه دوست می‌دارید که در پایان یک روز کار طولانی آرام و آرامی گیرید؟ >>pes<< Much caution does no harm. کار از محکم کاری عیب نمی‌کند. احتیاط بسیار ضرر نمی کند. >>pes<< Have you ever pruned a tree? تا به حال یک درخت را هرس کرده‌اید؟ آیا تا به حال درخت را کنده‌ای؟ >>pes<< Tom was ticketed for passing on a yellow line. تام به سبب عبور از خط زرد جریمه شد. و تام به جهت عبور بر ریسمان زرد صف زده شد. >>pes<< Whenever I find something I like, it's too expensive. هر وقت از چیزی خوش ام می آید خیلی گران است. هرگاه چیزی را که دوست می‌دارم پیدا می‌کنم، بسیار گران است. >>pes<< I usually get up at eight o'clock. معمولا ساعت ۸ بلند می‌شوم. من معمولا ساعت هشت برمی خیزم. >>pes<< He is writing something. او چیزی می نویسد. چیزی می‌نویسد. >>pes<< I don't know what to say. نمی دانم چه بگویم. نمی دانم که چه بگویم. >>pes<< It's not a good idea to ask a woman how old she is. ایده خوبی نیست که از یک زن بپرسید شما چند سالتونه؟ سؤال کردن از زنی که چند ساله است، نیکو نیست. >>pes<< I have to work tonight. باید امشب کار کنم. امشب باید کار کنم. >>pes<< Not all the candidates can pass the examination. همه‌ی داوطلبان نمی‌توانند در امتحان قبول شوند. همه نامزدان نمی توانند امتحان را قبول کنند. >>pes<< A real friend is like a rare bird. یک دوست واقعی همانند پرنده ای کم نظیر است. دوست حقیقی مثل مرغ کمیاب است. >>pes<< The train runs every thirty minutes. ترن هر سی دقیقه یک بار حرکت می کنه هر سی دقیقه قطار می‌دود. >>pes<< I couldn't think of any reason why Tom would be late. نمی توانم علّتی بیابم که چرا تام باید دیر کند. به هیچ دلیلی فکر نمی کردم که چرا تام دیر می‌کرد. >>pes<< I am not the man I was when you knew me first. من همان مردی نیستم که تو در ابتدا مرا می شناختی. من آن شخص نیستم که وقتی که اول مرا شناختید، بودم. >>pes<< They could not cope with those difficulties. آنها نمی توانستند از عهده ی آن مشکلات برآیند. و از عهده آن تنگیها نتوانستند برآیند. >>pes<< It began to rain as we came near the pass. وقتی نزدیک گذرگاه رسیدیم، باران شروع به باریدن کرد. و چون نزدیک گذر می‌آمدیم، باران می‌بارید. >>pes<< Violators will be ticketed. تخطی‌کنندگان جریمه خواهند شد. ومرحله‌ها مرقوم خواهند شد. >>pes<< The Earth is round. زمین گرد است. زمین گرداگرد آن است. >>pes<< The children of Adam are limbs of each otherHaving been created of one essence.When the calamity of time afflicts one limbThe other limbs cannot remain at rest.If you have no sympathy for the troubles of othersYou are not worthy to be called by the name of "man". بنی‌آدم اعضای یک‌پیکرند// که در آفرینش زیک گوهرند// چو عضوی به‌درد آورد روزگار// دگر عضوها را نماند قرار// تو کز محنت دیگران بی‌غمی// نشاید که نامت نهند آدمی بنی آدم اندامهای یکدیگر را از یکدیگر آفریده‌اند، و چون مصیبت زمان به یکی از اعضای دیگر می‌رسد، نمی تواند آرامی یابد، و اگر برای تنگیهای دیگران دلسوزی ندارید، شایسته نیست که شما را به نام مرد بخوانند. >>pes<< My mother's feeling better. حال مادرم بهتر است. مادرم بهتر شده است. >>pes<< For whom have you brought the bone? برای چه کسی این استخوان را خریده ای؟ زیرا که استخوان را برای چه کسی آورده‌ای؟ >>pes<< If you drive carefully you'll avoid accidents. اگر با احتیاط رانندگی کنی تصادف نخواهی کرد. اگر به دقت رانندگی کنی، از حوادث اجتناب خواهی کرد. >>pes<< Love is giving something one doesn't have. عشق دادن آن چیزی است که خود انسان آن را ندارد. محبت چیزی را می‌بخشد که کسی ندارد. >>pes<< Bill stopped smoking. بیل سیگار را ترک کرد. و بيل سيگار کشيدن را متوقف کرد. >>pes<< I was awaiting for a calf. God sent a kid. منتظر گوساله بودم، خدا بچه فرستاد. و منتظر گوساله‌ای بودم، و خدا بچه‌ای فرستاد. >>pes<< Nobody volunteered. هیچ کس داوطلب نشد. و هیچ‌کس داوطلب نشد. >>pes<< I have to oppose this idea. من باید با این ایده مخالفت کنم. من باید با این ایده مخالفت کنم. >>pes<< Can I take a break? می توانم استراحت کنم؟ آیا می‌توانم استراحت کنم؟ >>pes<< She regretted not having gone into music. او پشیمان بود از اینکه به سراغ موسیقی نرفته است. و پشیمان شد که به موسیقی نرفته است. >>pes<< She tried. او سعی کرد. او امتحان کرد. >>pes<< I don't like this book. من این کتاب را دوست ندارم این کتاب را دوست ندارم. >>pes<< You should ask your father for his advice and follow it. تو باید از پدرت راهنمایی بخواهی و به آن عمل کنی. پدر خود را از مشورت او مسالت نما و آن را پیروی نما. >>pes<< For the world, you are somebody, but for somebody you are the world. برای دنیا شما کسی مثل دیگران هستید، اما برای کسی شما کل دنیا هستید. زیرا که شما برای جهان یک شخص هستید، بلکه برای کسی‌که جهان هستید. >>pes<< He's afraid of dogs. او از سگ ها می ترسد. از سگان می‌ترسد. >>pes<< There is a downhill after every uphill. بعد از هر سربالایی یک سرازیری است. در عقب هر بلندی، تپه‌ای هست. >>pes<< I haven't done anything like this in a long time. خیلی وقت است چنین کاری نکرده‌ام. مدت بسیار است که چنین نکرده‌ام. >>pes<< It's a bit early to be drinking, isn't it? کمی برای نوشیدن زود است، این طور نیست؟ کمی برای نوشیدن زوده، مگه نه؟ >>pes<< If "every rule has at least one exception" is a rule, then at least one rule has no exception. اگر این قاعده که «هر قاعده‌ای حداقل یک استثنا دارد» یک قاعده باشد، پس حداقل یک قاعده هیچ استثنائی ندارد. اگر هر قانون حداقل یک استثنا دارد، حداقل یک قانون نیست. >>pes<< This computer is obsolete. این کامپیوتر منسوخ شده است. این کامپیوتر منسوخ شده است. >>pes<< There are a lot of tools in the box. ابزارهای زیادی در جعبه وجود دارد. در جعبه آلات بسیار است. >>pes<< Speaking of Switzerland, have you ever been there in winter? حالا که صحبت از سویس شد، شما هیچ وقت زمستان به آنجا رفته‌اید؟ درباره سویس، تا به حال در زمستان آنجا بوده‌اید؟ >>pes<< The man, in short, is not to be trusted. به طور خلاصه، به این مرد نباید اعتماد کرد. انسان کم‌کم اعتماد ندارد. >>pes<< The bridge is supported by 10 posts. پل با 10 ستون نگاه داشته شده است. پل به ده پایه حمایت می‌شود. >>pes<< He stayed there for three days. او سه روز در آنجا ماند. و سه روز در آنجا ماند. >>pes<< I'm ordering you not to obey my orders. من به شما دستور می‌دهم از فرمانهایم اطاعت نکنید. من به شما امر می‌کنم که از اوامر من اطاعت مکنید. >>pes<< That was probably what influenced their decision. احتمالا همین روی تصمیم شان تاثیر گذاشته. و این احتمالا چیزی بود که بر تصمیم ایشان تأثیر می‌گذاشت. >>pes<< I should've listened more carefully. من باید با دقت بیشتری گوش می دادم. باید بیشتر گوش می‌گرفتم. >>pes<< Are you busy? سرت شلوغ است؟ آیا مشغول هستی؟ >>pes<< He knows most who speaks least. آنکس بیشتر می‌داند که کمتر حرف می‌زند. او بهتر می‌داند که کمتر سخن می‌گوید. >>pes<< The elephant was brought to the zoo. آن فیل به باغ وحش برده شد. و فیل را به باغ وحش آوردند. >>pes<< It needs to be done in the same way. باید به همون روش انجام بشه. این باید به همان صورت عمل شود. >>pes<< I correspond with many friends in Canada. من با بسیاری از دوستان در کانادا نامه نگاری می کنم. من با دوستان بسیار در کانادا معاشرت می‌کنم. >>pes<< Thanks for inviting me. تشکر برای دعوت کردن من. ممنون که مرا دعوت کردی. >>pes<< If a philosopher doesn't have a long, white beard, I don't trust him. اگر یک فیلسوف یک ریش سفید و بلند نداشته باشد به او اعتماد نمی‌کنم. اگر یک فیلسوف ریش سفید دراز ندارد، به او اعتماد ندارم. >>pes<< A grand jury found him not guilty of any crime. هیئت منصفه‌ی عالی او را از هر جرمی بی‌گناه دانست. و هیئت عالی او را در هیچ جرم گناهکار نیافت. >>pes<< He was not aware that the praise was a satire in disguise. او واقف نبود که تمجید یک طعنه در لباس مبدل است. و نمی دانست که ستایش مثل جامه لباس مبدل می‌باشد. >>pes<< Don't make a mountain out of a molehill. از کاهی کوهی ساختن. از تپه‌ای کوهی بساز. >>pes<< Who will be the next pope? پاپ بعدی چه کسی خواهد بود؟ کیست که پاپ دیگر باشد؟ >>pes<< I had to abstain from smoking while I was in the hospital. من مجبور بودم هنگامی که در بیمارستان بودم از سیگار کشیدن اجتناب کنم. و وقتی که در بیمارستان بودم، از سیگار کشیدن اجتناب می‌کردم. >>pes<< Hi, Father. سلام بابا. سلام‌ای پدر. >>pes<< The tongue ever turns to the aching tooth. زبان همیشه به دندانی که درد می‌کند می‌خورد. زبان همیشه به دندان درد مبدل می‌شود. >>pes<< The two buildings adjoin. دو ساختمان مجاور هم هستند. و آن دو ساختمان به هم پیوسته بودند. >>pes<< We talked in sign language. ما با زبان اشاره صحبت کردیم. به زبان اشاره سخن گفتیم. >>pes<< I guarantee this watch to keep perfect time. من تضمین می کنم که این ساعت زمان دقیق را نشان دهد. این ساعت را تضمین می‌کنم تا وقت کامل را نگاه دارد. >>pes<< She saw him break the window. او دید که آن مرد شیشه را شکست. و او را دید که پنجره را شکست. >>pes<< I was speaking only German. من داشتم فقط آلمانی حرف می‌زدم. فقط آلمانی سخن می‌گفتم. >>pes<< His appearance and behavior made me ashamed of him. ظاهر و رفتار او مرا شرمنده کرد. ظاهر و رفتار او مرا از او خجل ساخت. >>pes<< The population of this country is diminishing. جمعیت این کشور در حال کم شدن است. جمعیت این زمین کاهش یافته است. >>pes<< Please provide that doctor's name and phone number for me. لطف کنید اسم و شماره تلفن آن دکتر را به من بدهید. لطفا نام و شماره تلفن آن پزشک را برای من مهیا کن. >>pes<< Why did you go to Japan? چرا به ژاپن رفتی؟ چرا به ژاپن رفته‌اید؟ >>pes<< I am acquainted with him. من با او آشنا هستم. او را می‌شناسم. >>pes<< Go jump in the lake. برو بپر تو دریاچه. برو و در دریاچه بپر. >>pes<< The forecast calls for rain. هواشناسی پیش بینی بارندگی کرده. پیش بینی باران را می‌طلبد. >>pes<< They're all figments of your imagination. آنها همگی ساخته‌های خیالت هستند. جمیع آنها انجیرهای خیال تو می‌باشند. >>pes<< He insulted her. That is why she got angry. به او دشنام داد.به همین خاطر او عصبانی گشت. و او را اهانت نمود و به این سبب عصبانی شد. >>pes<< The best weapon against an enemy is another enemy. بهترین سلاح علیه یک دشمن، دشمن دیگر است. بهترین اسلحه با دشمن، دشمن دیگری است. >>pes<< If you can't keep your promise, what excuse will you make? اگر نتوانی به وعده‌ات عمل کنی، چه عذری خواهی آورد؟ اگر عهد خود را نگاه نداری، چه عذر خواهی خواهی کرد؟ >>pes<< Nobody can give you freedom. Nobody can give you equality or justice or anything. If you're a man, you take it. هیچ کس نمی توان آزادی را به تو دهد. هیچ کس نمی تواند برابری یا عدالت یا هر چیز دیگری را به تو دهد. اگر انسانی، خودت آن را به دست می آوری. هیچ‌کس به شما آزادی نمی دهد و هیچ‌کس نمی تواند انصاف یا انصاف یا هر چیز را به شما بدهد. اگر انسان هستید آن را می‌گیرید. >>pes<< Tom is plotting something. تام داره یه نقشه ای میکشه. تام چیزی را تدبیر می‌کند. >>pes<< Parents love their children. والدین بچه هایشان را دوست دارند. والدین فرزندان خود را دوست می‌دارند. >>pes<< Which bag is yours? کدام کیف مال تو است؟ کدام کیسه از آن تو است؟ >>pes<< A blonde is speaking to her psychiatrist. یک زن بلوند با روانپزشکش صحبت می‌کند. بلوندی به روانپزشک خود سخن می‌گوید. >>pes<< Why would I help Tom? چرا من باید بخواهم که به تام کمک کنم؟ چرا تام را مدد کنم؟ >>pes<< Tom has dyed his hair black. تام موهایش را به رنگ سیاه رنگ کرد. تام موی خود را سیاه کرده است. >>pes<< I will tell him the news as soon as I see him. همینکه او را ببینم، خبر را به او خواهم گفت. چون او را ببینم، خبر را به وی خواهم گفت. >>pes<< It must come soon. باید زودتر بیاید. به زودی واقع می‌شود. >>pes<< I could see Tokyo Tower far away. برج توکیو را می‌توانستم در دوردست ببینم. و می‌توانستم برج توکیو را از دور ببینم. >>pes<< She explains the literal meaning of the sentence. او معنی لفظ به لفظ جمله را توضیح می دهد. معنی واقعی حکم را بیان می‌کند. >>pes<< Tom couldn't contain his anger. تام نتوانست عصبانیتش را کنترل کند. و تام نتوانست خشم خود را دربر گیرد. >>pes<< What is your line of work? حرفه شما چیست؟ راه کار تو چیست؟ >>pes<< Do people ever accuse you of being temperamental? آیا مردم هرگز شما را به دمدمی مزاج بودن متهم می‌کنند؟ آیا مردم تا به حال شما را به طمع متهم می‌کنند؟ >>pes<< The bad weather affected his health. آب و هوای بد بر سلامت او تاثیر گذاشت. و آب و هوای بد سلامتی او را مبتلا ساخت. >>pes<< A polar bear is a rectangular bear after a coordinate transform. یک خرس قطبی یک خرس چهارگوش است، البته پس از یک تبدیل مختصات. خرس قطبی، خرس زاویه‌ای است، بعد از تبدیل مختصات. >>pes<< If I had taken the key, I wouldn't be standing behind the door. اگر کلید برده بودم، پشت در نایستاده بودم. اگر کلید را می‌گرفتم، پشت در نمی ایستادم. >>pes<< I am happy to reply to your last letter. خوشحالم که به آخرین نامه شما جواب دهم. خوشحالم که به آخرین نامه تو جواب دهم. >>pes<< How about eating out this morning for a change? چطوره به عنوان یک تغییر امروز صبح بیرون غذا بخوریم؟ نظرت درباره خوردن امروز صبح برای عوض چیست؟ >>pes<< You have to get above a "C" in the class. شما باید در این کلاس بالاتر از سی نمره بگیرید. و تو را باید از طبقه‌ای «سی» بالا برد. >>pes<< There's no furniture in the room. هیچ اثاثی در اتاق نیست. هیچ اسبابی در اتاق نیست. >>pes<< Tom did not consider that he was responsible for his brother's behaviour. تام متوجه نبود که در قبال رفتار برادر اش مسئول است. و تام گمان نبرد که او به‌سبب رفتار برادرش مسئول است. >>pes<< I don't feel good or rather, I feel terrible. حالم خوب نیست یا بهتر بگم حالم افتضاحه. احساس نیکویی یا بیشتر نمی کنم، احساس هولناکی می‌کنم. >>pes<< Go on. ادامه بده ( ادامه دادن ) برو. >>pes<< I can never bring myself to talk about it. هرگز نمی توانم خودم را مجبور کنم راجع به آن صحبت کنم. هرگز نمی توانم درباره آن صحبت کنم. >>pes<< Measure thrice, cut once. سه بار اندازه بگیر و یک بار ببر. تریک را اندازه‌گیری کن، یک بار منقطع شو. >>pes<< I left a new umbrella in the bus. من یک چتر نو را در اتوبوس جا گذاشتم. و چتری نو در اتوبوس واگذاشتم. >>pes<< Tom and Mary say they're having a lot of fun learning French. تام و ماری می گویند که خیلی از یاد گرفتن فرانسوی لذت می برند. تام و مریم می‌گویند که به یادگیری زبان بسیار سرگرم شده‌اند. >>pes<< Many restaurants now have free Wi-Fi. بسیاری از رستوران ها در حال حاضر وای- فای مجانی دارند. الان بسیاری از رستورانها وایفای آزاد دارند. >>pes<< Tom doesn't know how to have a good time. تام نمی داند چطور اوقات خوشی داشته باشد. تام نمی داند که چگونه اوقات نیکو داشته باشد. >>pes<< I am talking with Tom. مشغول صحبت با تام هستم. با تام سخن می‌گویم. >>pes<< I'm not used to making speeches in public. من عادت به سخنرانی کردن در حضور جمع ندارم. من عادت ندارم که در عمومی سخنرانی کنم. >>pes<< Mr Thompson has been very busy today. آقای تامپسون امروز خیلی مشغول بوده است. امروز آقای تامسون بسیار مشغول شده است. >>pes<< Did you argue with him? تو با او بحث کردی؟ آیا با او محاجه می‌کردید؟ >>pes<< She has never asked a favour of anybody. هیچ وقت از کسی نخواسته که براش کاری انجام بده. از هیچ‌کس هیچ‌کس احسان ننموده است. >>pes<< Every man has his weak points. هر انسانی نقطه ضعف‌های خود را دارد. هر کس ضعفهای خود را دارد. >>pes<< I have too many things on my mind these days. این روزها افکار زیادی در سر دارم. این روزها چیزهای بسیار در فکر دارم. >>pes<< It is impossible to resolve the conflict. حل مخاصمه، غیر ممکن است. حل جنگ محال است. >>pes<< I put the money into the safe. من پول را در گاوصندوق گذاشتم. نقره را در گاوصندوق نهادم. >>pes<< Are starfish edible? آیا ستاره‌های دریایی قابل خوردن هستند؟ آیا غذای ماهی ستاره‌ای است؟ >>pes<< The accident happened two years ago. حادثه دو سال پیش اتفاق افتاد. و آن حادثه دو سال پیش واقع شد. >>pes<< Then we can continue the algorithm. آنگاه الگوریتم را ادامه می‌دهیم. آنگاه می‌توانیم الگوریتم را ادامه دهیم. >>pes<< Tom is a sheep farmer. تام پرورش دهنده گوسفند است. تام کشاورز گوسفند است. >>pes<< I can't die here. نمی توانم اینجا بمیرم. در اینجا نمی توانم بمیرم. >>pes<< He is a good singer. او آوازه خوان خوبی است. او خواننده نیکو است. >>pes<< Resistance is futile. مقاومت بیهوده است. مقاومت باطل است. >>pes<< Mr. Anton spoke to them coldly. آقای آنتون به سردی با آنها صحبت کرد. و آقای آنتون با ایشان به آرامی سخن گفت. >>pes<< Helen is playing in the yard. هلن در حیاط در حال بازی کردن است. هلن در حیاط بازی می‌کند. >>pes<< He's writing his mother a letter. او برای مادرش نامه مینویسه. مادر خود را نامه‌ای می‌نویسد. >>pes<< I want to go with you, but I'm broke. می خواهم با تو بیایم، اما پول ندارم. می‌خواهم با شما بیایم، اما سست شده‌ام. >>pes<< I don't like you anymore. من دیگر تو را دوست ندارم. من دیگر تو را دوست ندارم. >>pes<< My fiancee arrived without notifying me beforehand, and I felt embarrassed. نامزد ام بدون اطلاع قبلی آمد و من احساس یاس می کنم. و نامزد من پیش آمده، مرا اطلاع نداد، و خجل شدم. >>pes<< Mary lied when Tom asked her how old she was. وقتی تام از مری پرسید چند سال داری؛ مری دورغ گفت. و مریم چون تام از وی پرسید که چند ساله است، دروغ گفت. >>pes<< Is there a table available for two on Friday? آیا میزی برای دو نفر در روز جمعه وجود دارد؟ آیا سفره‌ای برای دو روز جمعه موجود است؟ >>pes<< Free man, always you will cherish the sea. آزاد مرد! همیشه تو دریا را عزیز خواهی داشت. مرد آزاد همیشه دریا را گرامی می‌داری. >>pes<< I was happy yesterday. دیروز خوشحال بودم. ديروز شاد بودم. >>pes<< Long long ago in India, a monkey, a fox, and a rabbit lived happily together. در زمان های بسیار دور در هندوستان، یک میمون، یک روباه و یک خرگوش با خوشی کنار هم زندگی می کردند. و مدتها پیش در هند، میمون و روباه و خرگوش با هم به خوشی زیست می‌کردند. >>pes<< Sometimes you need to distance yourself to see things clearly. گاهی اوقات لازم است خودت را دور کنی تا همه چیز را واضح تر ببینی. بعضی اوقات لازم است که خویشتن را دور کنی تا امور را آشکارا ببینی. >>pes<< It usually takes me more than three weeks to prepare a good impromptu speech. معمولاً بیش از سه هفته طول می‌کشد تا یک سخنرانی فی‌البداههٔ خوب آماده کنم. معمولا بیشتر از سه هفته طول می‌کشد تاسخنی نیکو برای من مهیا شود. >>pes<< I agree with him. با او موافقم. با وی موافقم. >>pes<< Would you like to have supper with us on the weekend? دوست داریم آخر هفته با هم عصرانه داشته باشیم آیا می‌خواهید آخر هفته با ما شام بخورید؟ >>pes<< They are not used to our customs yet. آنها هنوز به رسوم ما عادت نکرده اند. ایشان هنوز به رسوم ما عادت ندارند. >>pes<< There used to be a green field here; now there's a supermarket. اینجا قبلا یک مزرعه‌ی سرسبز بود، ولی حالا یک سوپرمارکت است. در اینجا زمین سبز بود، و الان سوپر مارکت است. >>pes<< The boy has a horse. پسر اسب دارد. پسر اسب دارد. >>pes<< The nurse gave you a sedative. پرستار به شما یک آرام‌بخش داد. پرستار به شما آرام‌بخش داد. >>pes<< Don't even think of it. اصلاً فکرش را هم نکن. درباره آن فکر مکن. >>pes<< No one came to help me. هیچ کس به کمکم نیامد. و کسی نیامد تا مرا یاری کند. >>pes<< Boil the soup down until it becomes thick. آنقدر سوپ رو بجوشانید تا غلیظ بشود. سوپ را آب کن تا سنگین شود. >>pes<< Are you 17? هفده ساله ای؟ آیا تو ۱۷ ساله‌ای؟ >>pes<< I'm not here. من اینجا نیستم. (.Man injā nistam) من اینجا نیستم. >>pes<< Don't look down on him merely because he is poor. به او بد نگاه نکن چون که تنها او بی پول است. بر او نظر منما، بلکه از این جهت که فقیر است. >>pes<< We are sorry, but we don't have publishing rights for this information. متاسفیم، ولی حق انتشار این اطلاعات را نداریم. ما متاسفیم، اما حق انتشار این اطلاعات را نداریم. >>pes<< Let it go. ولش کن. آن را رها کن. >>pes<< Don't take it to heart. این را به قلبت نزدیک نگاه ندار. آن را به دل مگیر. >>pes<< Ichiro sounded somehow upset but my long years of hanging out with him told me that it was out and out fake. ایچیرو کمی ناراحت به نظر می‌رسید، ولی بر اثر سال‌های دراز آشنایی با او فهمیدم که همه‌اش تظاهر است. و ایچیرو به نوعی مضطرب به نظر می‌آمد، لیکن سالهای طولانی عیشگاه من با وی به من گفت که بیرون و بیرون است. >>pes<< If you would talk less and listen more, you might learn something. اگر کم صحبت کنی و بیشتر گوش دهی، چیزی یاد می‌گیری. اگر کمتر سخن می‌گفتی و بیشتر گوش می‌دادی، چیزی یاد می‌گرفتی. >>pes<< Isn't that irritating? آیا آزاردهنده نیست؟ آیا این آزار دهنده نیست؟ >>pes<< His technique was unrivalled and completely unbelievable. تکنیک او بی همتا و کاملاً غیرفابل باور بود. و تکنیک او بی‌حرمت و باور نکردنی بود. >>pes<< He is a jack-of-all-trades. او همه فن حریف است. او از همه صنعتها می‌باشد. >>pes<< He will love her forever. او برای همیشه عاشق او خواهد بود. او را تا به ابد دوست خواهد داشت. >>pes<< Yes, I thought so. بعله، فکرشو میکردم. و من چنین فکر می‌کردم. >>pes<< This is not important. این مهم نیست. این مهم نیست. >>pes<< Nothing could induce him to change his mind. هیچ چیز نمی تواند تصمیم او را تغییر دهد. و هیچ‌چیز او را ترغیب نکرد که نظر خود را تغییر دهد. >>pes<< He had a share in completing the job. او نقشی در به پایان رساندن کار داشت. و او را در کامل کردن کار نصیبی بود. >>pes<< Yesterday evening? As in what time? دیروز غروب؟ چه ساعتی؟ دیروز بعد از ظهر؟ مثل چه ساعتی؟ >>pes<< I hate his talking big on every occasion. از اینکه در مورد هر چیزی با ادعا حرف می زنه متنفرم. هر وقت سخنان او را بزرگ می‌گویم، نفرت می‌دارم. >>pes<< I will finish the work in five days. این کار را ظرف پنج روز تمام می‌کنم. در پنج روز کار را تمام خواهم کرد. >>pes<< Tom frowned. تام اخم کرد. و تام رو ترش کرد. >>pes<< How many hours will the trip take? این مسیر جند ساعت طول میکشه. سفر چند ساعت خواهد بود؟ >>pes<< Change is the only constant. تغییر تنها ثابت است. عوض تنها ثابت است. >>pes<< What is the truth? حقیقت چیست؟ راستی چیست؟ >>pes<< A people free to choose will always choose peace. مردمی که آزادی انتخاب دارند، همواره صلح را انتخاب خواهند کرد. قومی آزاد برای انتخاب همیشه سلامتی را اختیار خواهند کرد. >>pes<< He reported his accident to the police. او این تصادف را به پلیس گزارش کرد و تصادف خود را به پلیس گزارش داد. >>pes<< Observe good faith and justice toward all nations. Cultivate peace and harmony with all. حسن نیت و عدالت را در برابر همه ملل رعایت کن. صلح و سازش را با همگان ترویج کن. ایمان و انصاف را برای جمیع امت‌ها نگاه دارید. سلامتی و هماهنگی را با همه بنا کنید. >>pes<< "Quod erat demonstrandum" is a Latin phrase that's often used in mathematics. It means "That which must be demonstrated." «Quod erat demonstrandum» یک اصطلاح لاتین است که اغلب در ریاضیات استفاده می‌شود. معنی می‌دهد «آنچه باید نشان داده می‌شد». «کُودود دیوها رامرحله‌ای لاتین است که اغلب در ریاضیات بکار می‌رود. یعنی آنچه باید ظاهر شود.» >>pes<< She hung the picture upside down. او عکس را چپه آویخته است. و آن تصویر را به زیر کشید. >>pes<< I'm fed up with him always preaching to me. خسته شدم از نصیحت کردن هاش. از او خسته شده‌ام و پیوسته به من موعظه می‌کنم. >>pes<< The price of wisdom is above pearls. ارزش خرد بیشتر از مروارید است. قیمت حکمت بالای مروارید است. >>pes<< We bargained with him for the house. برای خانه با او چانه زدیم. و با وی برای خانه معامله کردیم. >>pes<< We were impatient. ما عجول بودیم. بی‌صبری می‌کردیم. >>pes<< I want to find true love. من می‌خواهم عشق حقیقی را پیدا کنم. می‌خواهم محبت حقیقی را پیدا کنم. >>pes<< Fashion is a form of ugliness so intolerable that we have to alter it every six months. مد یک صورت از بدقیافگی غیر قابل تحمل است که مجبوریم هر شش ماه آن را عوض کنیم. مُد به قدری زشت است که هر شش ماه آن را تغییر می‌دهیم. >>pes<< The fundamental aspect of imprisonment is the loss of liberty. مهمترین ویژگی حبس، از دست دادن آزادی است. جنبه اصلی زندان از دست دادن آزادی است. >>pes<< Get out! برو بیرون! بیرون شو! >>pes<< The feud continues. دعوا ادامه دارد. نزاع ادامه می‌یابد. >>pes<< It looks like a machine translation. آن به ترجمه ماشینی شباهت دارد. مثل ترجمه دستگاه می‌باشد. >>pes<< Millie loves me. میلی من را دوست دارد. میلی مرا دوست می‌دارد. >>pes<< These workmen, whom the government pays for, are dealing with death in coal mines. در معادن زغال سنگ، این کارگران که دولت به آنها حقوق می دهد، با مرگ دست و پنجه نرم می کنند. این کارگرانی که دولت به ایشان می‌دهد، در معادن زغال سنگ با موت رفتار می‌کنند. >>pes<< The principal of our school is an American. مدیر مدرسه‌ی ما یک آمریکایی است. رئیس مدرسه ما، آمریکایی است. >>pes<< I will need their help. کمکشان را نیاز خواهم داشت. به یاری ایشان نیاز خواهم داشت. >>pes<< If I could rearrange the alphabet, I would put U and I together. اگر می‌توانستم ترتیب الفبا را عوض کنم، حروف ت و م را کنار هم می‌گذاشتم. اگر می‌توانستم الفبا را بازسازی کنم، او و من را با هم قرار می‌دادم. >>pes<< What are you holding in your hand? چه چیزی در دستت داری؟ در دست تو چیست؟ >>pes<< I'm feeling a little under the weather today. امروز یکمی حالم بده. امروز کمی زیر آب و هوا احساس می‌کنم. >>pes<< The law should be clear. قانون باید روشن باشد. شریعت باید واضح باشد. >>pes<< Millie has a book. میلی کتاب دارد. میلی کتابی دارد. >>pes<< Don't let him know her address. نگذار او آدرس آن خانم را بفهمد. او را نشانی او مدانید. >>pes<< Be careful of that mean dog next door. مراقب سگ بد جنس همسایه بغلی باش. از آن سگ بدجنس که در بغلی است مراقب باشید. >>pes<< Heartfelt thanks! تشکر قلبی! ‌ای دل، شکرت رابلرزان! >>pes<< This medicine is to be taken on an empty stomach. این دارو باید با شکم خالی مصرف شود. این دارو را به شکم خالی می‌گیرند. >>pes<< Has anyone of you been to Hawaii? آیا کسی از شما در هاوائی بوده است؟ آیا کسی از شما به هاوایی رفته است؟ >>pes<< She cut in when we were talking. وقتی ما با هم صحبت می کردیم او پرید میان صحبتمان. و چون با هم صحبت می‌کردیم، داخل شد. >>pes<< Tom wants to change the world. تام می خواهد جهان را تغییر دهد. تام می‌خواهد جهان را تغییر دهد. >>pes<< I'm drinking orange juice. آب پرتقال می‌نوشم. آب نارنجی می‌نوشم. >>pes<< They supplied the soldiers with enough food and water. آنها با آب و غذای کافی سربازان را پشتیبانی می کنند. و سپاهیان را به غذای کافی و آب مهیا ساختند. >>pes<< Why don't I understand English? چرا من زبان انگلیسی را درک نمی کنم؟ چرا انگلیسی نمی فهمم؟ >>pes<< How is it going with your family? از خانواده چه خبر؟ چگونه با خاندان تو می‌رود؟ >>pes<< The dress in the shop window caught Marie's eye. لباس توی ویترین مغازه چشم مری را گرفت. و لباس در پنجره مغازه، چشم ماری را گرفت. >>pes<< The earth is one of the planets. زمین یکی از سیارات است زمین یکی از سیارات است. >>pes<< Fine words butter no parsnips. دو صد گفته چون نیم کردار نیست. سخنان نیکو کره‌ای نیست. >>pes<< We want a new carpet. ما یک فرش نو می خواهیم. قالی نو می‌خواهیم. >>pes<< Not a word did he speak. یک کلمه هم حرف نزد و سخنی نگفت. >>pes<< They can produce the same goods at a far lower cost. آن ها می توتنند همان اجناس را با قیمت پایین تری تولید کنند آنها می‌توانند همان کالا را به قیمتی بسیار کم بیاورند. >>pes<< What's your favorite dessert? دسر مورد علاقه ات چیست؟ دسر مورد علاقه تو چیست؟ >>pes<< So many tasty foods can be prepared with eggplants! چه غذاهای فراوانی قابل طبخ با بادنجان هستند! چیزهای بسیار خوشمزه را می‌توان با بادمجونها مهیا ساخت. >>pes<< The N8 will be the first device by Nokia with the Symbian^3 operating system N8 اولین دستگاه تولید شده بوسیله نوکیا با سیستمِ عِامل سیمبیان 3 خواهد بود. و آن هشت اولین وسیله از نوکیا با سیستم عامل سدیان۳ خواهد بود. >>pes<< The world follows one golden rule: whoever has the gold makes the rules. دنیا از یک قانون طلائی پیروی می‌کند: هر کسی که طلا دارد، قوانین را می‌سازد. جهان از یک قانون طلا پیروی می‌کند. هر‌که طلا دارد، قانون می‌سازد. >>pes<< The little girl is not capable of riding a bicycle. آن دختر کوچولو قادر به سوار شدن به دوچرخه نیست. دختر کوچک قادر نیست که دوچرخه سواری کند. >>pes<< All generalizations are false, including this one. همه‌ی تعمیم‌دادن‌ها اشتباه‌اند، ازجمله همین یکی. همه تفقدها باطل است، یعنی این یکی. >>pes<< You're up very early this morning. Do you have something to do? امروز صیح خیلی زود از خواب بیدار شده ای؟ کاری داری که انجام بدهی؟ امروز صبح زود برخاسته‌ای. آیا کاری داری که انجام دهی؟ >>pes<< A merry heart makes a long life. دل‌شاد بودن، عمر انسان را طولانی می‌کند. دل شاد عمر دراز می‌کند. >>pes<< I am valuable. گرانبها هستم. من گرانبها هستم. >>pes<< She begged him to stay with her, but he left home as quickly as he could. از او خواهش کرد که با او بماند ولی او سریعا خانه را ترک کرد. و از او خواهش نمود که با وی بماند، اما هر چه می‌توانست، به زودی خانه را ترک کرد. >>pes<< I don't know what Tom is plotting. من نمیدونم تام چه نقشه داره میکشه. نمی دانم که تام چه تدبیری می‌کند. >>pes<< You are a good cook. شما آشپز خوبی هستید. تو آشپز خوبی هستی. >>pes<< Caution is the eldest daughter of wisdom. احتیاط فرزند ارشد دانایی است. حکمت، دختر بزرگ حکمت است. >>pes<< He survived being struck by lightning. او از اصابت صاعقه، جان سالم به در برد. او زنده ماند که به برق مبتلا شد. >>pes<< We must get there before them. باید قبل از آن‌ها برسیم آن جا. باید پیش روی ایشان به آنجا برسیم. >>pes<< Congratulations! تبریک! تبریک می‌گویم! >>pes<< A creaking door hangs longest. اجل گشته میرد نه بیمار سخت. دروازه‌ای که می‌خزد، دراز می‌شود. >>pes<< I went to the station to say good-bye to my friend. من به ایستگاه رفتم تا با دوستم خداحافظی کنم. به ایستگاه رفتم تا با دوست خود خداحافظی کنم. >>pes<< What would life be if we had no courage to attempt anything? زندگی چه معنایی خواهد داشت اگر شهامت امتحان کردن هیچ چیز را نداشته باشیم. حیات چه می‌بود اگر جرات نداشتیم که چیزی را امتحان کنیم؟ >>pes<< I just don't know what to say. من فقط نمی دانم چه بگویم. فقط نمی دانم که چه بگویم. >>pes<< My computer was down yesterday. کامپیوتر من دیروز خراب شد. پس دیروز کامپیوتر من خاموش شد. >>pes<< You aren't really going to vote for Tom, are you? تو که واقعا نمی خواهی به تام رای دهی. می خواهی؟ تو که به تام رای نمی دهی، می‌خواهی؟ >>pes<< I was just here yesterday. من فقط ديروز اينجا بودم. و من همین دیروز اینجا بودم. >>pes<< Tom didn't think he had the stomach to tell Mary what needed to be done. تام فکر نمی کرد که دلش را داشته باشد به ماری بگوید چه کاری بایست انجام می شد. و تام گمان نبرد که دل دارد به مریم بگوید که چه باید کرد. >>pes<< He reached his goal. او به هدفش رسید. پس به هدف خود رسید. >>pes<< Freedom is useless unless you use it. آزادی غیر قابل استفاده است مگر اینکه از آن استفاده کنید. آزادی بی‌فایده است، مگر آنکه آن را بکار گیرید. >>pes<< I forgot to turn off the television before going to sleep. من فراموش کردم که تلویزیون را قبل به خواب رفتن خاموش کنم. فراموش کردم که قبل از خواب، تلویزیون را خاموش کنم. >>pes<< It looks like she's got a lot of friends. به نظر می رسد او دوستان زیادی دارد. به نظر می‌آید که دوستان بسیار دارد. >>pes<< You don't know what that small opaque bottle contains. شما نمی‌دانید آن بطری کدر کوچک حاوی چیست. تو نمی دانی که آن مشک کوچک چه می‌باشد. >>pes<< Life's not easy. زندگی آسان نیست. حیات آسان نیست. >>pes<< No one knows everything. هیچ‌کس همّه چیز را نمی‌داند. هیچ‌کس همه‌چیز را نمی داند. >>pes<< Would you come to our house, Sarah? میای خونه ما سارا؟ آیا به خانه ما می‌آیی، ساره؟ >>pes<< How did he react to the bad news? او چگونه به خبرهای ناگوار واکنش نشان داد؟ به خبر بد چه واکنشی نشان داد؟ >>pes<< A lot of things happened and my schedule was messed up. اتفاقات زیادی افتاد و همه برنامه ریزی ام بهم ریخت. و چیزهای بسیار واقع شد و برنامه من خراب گردید. >>pes<< Let's go drink a cup of coffee at that coffee shop over there. بیا بریم یک فنجان قهوه بنوشیم در آن کافی شاپ آنجا. پس برویم و در آن کافی شاپی که آنجا است، یک فنجون قهوه بنوشیم. >>pes<< This is true of adults as well as of children. این امر هم در مورد کودکان و هم در مورد بزرگسالان صدق می کند. این در بزرگسالان و پسران نیز راست است. >>pes<< Relax. He's just teasing you. آروم باش. او فقط دارد با تو شوخی می کند. آرام باشید. او شما را استهزا می‌کند. >>pes<< I couldn't understand his ideas. من نمی توانستم ایده هایش را بفهمم. افکار او را درک نمی کردم. >>pes<< Why did you say such a thing? برای چه چنین چیزی گفتی؟ چرا چنین می‌گویی؟ >>pes<< I'm good at mathematics. من در ریاضیات مهارت دارم. در ریاضیات ماهرم. >>pes<< You can adjust game configuration options when starting the game for the first time. شما می توانید گزینه های پیکره بندی بازی را در هنگام شروع بازی برای اولین بار، تنظیم نمایید. وقتی که بازی را برای اولین بار آغاز می‌کنید، می‌توانید گزینه های پیکربندی بازی را تنظیم کنید. >>pes<< I didn't do anything yesterday evening. I just lay around on the sofa! دیشب هیچ کاری نکردم. فقط روی کاناپه وِلو ماندم. دیروز شب کاری نکردم. فقط بر مبل می‌خوابیدم. >>pes<< The film started at 2 o'clock. فیلم ساعت دو شروع شد. و این فیلم از ساعت دو شروع شد. >>pes<< If you should meet a bear, pretend to be dead. اگر باید خرس را ملاقات کنید، وانمود کنید مرده‌اید. اگر خرس را ملاقات کنی، گمان ببر که مرده‌ای. >>pes<< We dance together. ما با یکدیگر می رقصیم. با هم می‌رقصیم. >>pes<< Where did they go? آنها به کجا رفتند؟ کجا رفتند؟ >>pes<< I'll clean the kitchen later. آشپزخانه را بعداً تمیز خواهم کرد. و بعد از آن آشپزخانه را طاهر خواهم ساخت. >>pes<< These are the same kind of car. اینها خودروهای مشابه هستند. اینها همان ماشین است. >>pes<< I live in Turkey. من در ترکیه زندگی می کنم. من در ترکیه زندگی می‌کنم. >>pes<< Hurry! There's no time to lose. عجله کن! وقتی برای تلف کردن نداریم! عجله کن! وقتی برای از دست دادن نیست. >>pes<< Most people write about their daily life. بیشتر مردم در مورد زندگی روزمره شان می نویسند. بیشتر مردم درباره حیات روزمره خود می‌نویسند. >>pes<< It is good for nothing. به هیچ دردی نمی خورد. برای هیچ نیکو است. >>pes<< She always studies listening to music. او همیشه در حال مطالعه کردن به موسیقی گوش می دهد. همیشه به موسیقی گوش می‌دهد. >>pes<< A judge must obey not the king, but the law. یک قاضی باید از قانون اطاعت کند نه از شاه. داور از پادشاه اطاعت نکند، بلکه از شریعت. >>pes<< I went to the cinema yesterday. من ديروز به سينما رفتم و من دیروز به سینما رفتم. >>pes<< I'm sick and tired of all this bickering. من از این همه جر و بحث خسته و بیزارم. از همه این نزاعها بیمار و خسته شده‌ام. >>pes<< Go back to your seat. به صندلی خود برگرد. به کرسی خود برگرد. >>pes<< Is there really a sustainable peace? آیا واقعاً صلح پایداری وجود دارد؟ آیا سلامتی پایدار هست؟ >>pes<< I eat cucumber. من خیار می خورم. ترشی می‌خورم. >>pes<< The landlord changed the locks. صاحبخانه قفلها را عوض کرد. و صاحب خانه قفلها را تغییر داد. >>pes<< This is the beginning of a new era. این آغاز عصری جدید است. این ابتدای عصر جدید است. >>pes<< Leaving the children alone was sheer thoughtlessness. تنها رها کردن کودکان، یک بی‌فکری محض بود. و رهاکردن پسران بی‌فکری محض بود. >>pes<< What's the bus fare? کرایه‌ی اتوبوس چقدر است؟ قیمت اتوبوسها چیست؟ >>pes<< Can I see this one? می تونم این یکی رو ببینم؟ آیا این یکی را می‌توانم ببینم؟ >>pes<< Don't get me wrong. درمورد من فکر بد نکن. مرا اشتباه مشمار. >>pes<< Time to eat! وقت خوردنه! وقت خوردن است! >>pes<< My uncle is not young, but he is healthy. دائی من جوان نیست ولی سالم است. عموی من جوان نیست، اما او سالم است. >>pes<< There's nothing for me here. اینجا هیچ چیزی برای من نیست. در اینجا چیزی برای من نیست. >>pes<< The last person I told my idea to thought I was nuts. آخرین کسی که ایده ام را شنید فکر کرد دیوانه ام. آخری را از فکر خود خبر دادم تا گمان برد که دیوانه هستم. >>pes<< The only mystery in life is why the kamikaze pilots wore helmets. تنها راز زندگی این است که چرا خلبانان کامی کازه، کلاه ایمنی می پوشیدند. تنها معما در حیات این است که خلبانان کامیکاز کلاه خود می‌پوشند. >>pes<< How many days are there in a leap year? یک سال کبیسه چند روز دارد؟ چند روز در سال لغزش است؟ >>pes<< These shoes were made in Italy. این کفش‌ها ساخت ایتالیا هستند. و این کفشها در ایتالیا ساخته شد. >>pes<< Wouldn't that be dangerous? آیا خطرناک نخواهد بود؟ آیا این خطرناک نیست؟ >>pes<< He compelled us to come earlier. او نا را مجبور کرد زودتر بیاییم. پس ما را مجبور ساخت که زودتر بیایم. >>pes<< Let's try it again. یک بار دیگر سعی کنیم. بار دیگر آن را امتحان کنیم. >>pes<< This is the room where the body was found. این اتاقی است که جسد در آن یافت شد. این اطاقی است که جسد در آن یافت شد. >>pes<< It is terrible weather today. امروز هوا بسیار بد است. امروز آب و هوای سخت است. >>pes<< Tom was looking for his dog all morning. تام تمام صبح را به دنبال سگش می گشت. و تام تمامی صبح در جستجوی سگ خود بود. >>pes<< One day Mike and Jane went downtown to do some shopping. روزی، مایک و جین برای خرید به مرکز شهر رفتند. و یک روز، مایک و جین برای خرید به مرکز شهر رفتند. >>pes<< Help me! به من کمک کن. مرا اعانت کنید! >>pes<< Seeing is believing. شنیدن کی بُوَد مانند دیدن. دیدن ایمان است. >>pes<< Maybe the last dog is catching the hare. شاید آخرین سگ خرگوش را بگیرد. شاید سگ آخر دام را بگیرد. >>pes<< This sentence is egregiously wrong. این جمله به طرز فاحشی غلط است. این حکم به شدت اشتباه است. >>pes<< Not all policemen are brave. همه ی پلیس ها شجاع نیستند. جمیع پلیسها شجاع نیستند. >>pes<< Take it easy. آسان بگیرش. سخت بگیر. >>pes<< A fox smells its own stink first. چوب را که بلند کنی، گربه دزده فرار می‌کند. اول روباه بوی بوی گند خود را می‌دهد. >>pes<< He became ever more famous as a critic. او در نقّادی از هر زمانی مشهورتر شد. و او تا به حال مثل منتقد شهرت یافت. >>pes<< Yes, it did happen, but not in this year. بله، اتفاق افتاد اما نه در امسال. و واقع شد، اما نه در این سال. >>pes<< I can become angry. من می توانم از کوره در بروم/عصبانی بشوم! می‌توانم غضبناک شوم. >>pes<< That's a blatant lie. این یک دروغ آشکار است. دروغ محض است. >>pes<< Humans are peers of a united race, Thus in creation, share the same base. If one is affected with pain, Others share the faith of same. When you are indifferent to this pain, You shall not earn the Humans' name. بنی‌آدم اعضای یک‌پیکرند// که در آفرینش زیک گوهرند// چو عضوی به‌درد آورد روزگار// دگر عضوها را نماند قرار// تو کز محنت دیگران بی‌غمی// نشاید که نامت نهند آدمی انسان‌ها مثل یک نسل متحد می‌باشند و در آفرینش چنین شریک می‌باشند. اگر کسی به درد مبتلا شود، دیگران ایمان را شریک می‌سازند و چون نسبت به این درد بی‌توجهی می‌کنید، اسم انسان را به‌دست نمی آورید. >>pes<< The Persian Gulf is located between Iran (Persia) and the Arabian Peninsula. خلیج فارس بین ایران و شبه جزیره عرب قرار دارد. خلیج فارس در میان ایران و جزیره عرب قرار گرفته است. >>pes<< All things come to those who wait. چیزهای خوب برای آنها اتفاق می‌افتند که صبر کنند. همه‌چیز بر آنانی که انتظار می‌کشند می‌آید. >>pes<< You two are really kind. شما دو نفر واقعاً مهربان هستید. شما دو نفر بسیار مهربانید. >>pes<< They are very this-is-what-you-paid-for type of thing. اونا از این آدما هستن که فک می کنند به اندازه ای که پول دادی می گیری. این است آنچه شما به جهت بعضی از آن پرداختید. >>pes<< The essence of liberty is mathematics. عصاره ی آزادی ریاضیات است. ماهیت آزادی، ریاضیات است. >>pes<< Children will believe what their parents tell them. کودکان آن چیزی را که والدینشان به آنها می گویند باور خواهند کرد. فرزندان به آنچه پدر و مادر ایشان به ایشان می‌گویند، ایمان خواهند آورد. >>pes<< They were not at all like average Americans. آنها اصلاً مانند آمریکایی‌های معمولی نبودند. و ایشان به هیچ وجه مثل آمریکاییهای معمولی نبودند. >>pes<< Older children tend to be less jealous than their younger sibling. بچه های بزرگتر نسبت به خواهر و برادرهای کوچیکترشان معمولا حسادت کمتری دارند. بچه های پیر از برادر کوچک خود کمتر حسد می‌برند. >>pes<< Laugh and be fat. بخندید و چاق باشید. بخند و چاق باش. >>pes<< The Andromeda Galaxy is my home. کهکشان آندرومدا خانه من است. آندرومدا، خانه من است. >>pes<< Even if God didn't exist, it would be again nice to have been created. اگر خدا وجود نمی داشت، شایسته آن بود که آفریده شود. اگر خدا وجود نداشت، باز نیکو می‌بود که آفریده می‌شد. >>pes<< It did more harm than good. بیشتر ضرر رسوند تا منفعت. از نیکویی بیشتر ضرر می‌کرد. >>pes<< Public opinion governs the president's decisions. افکار عمومی بر تصمیمات رئیس جمهور حاکم است. افکار عمومی بر تصمیمات رئیس‌جمهور حکم می‌کند. >>pes<< Tom got out in front of the library and waited while Mary went to park the car. تام رفت بیرون روبروی کتابخانه منتظر ماند تا ماری برود ماشین را پارک کند. و تام به مقابل کتابخانه بیرون آمده، منتظر ماند تا مریم برای پارک کردن ماشین رفت. >>pes<< He hurried on to make up for lost time. او عجله کرد تا زمان از دست رفته را جبران کند. پس تعجیل نموده، زمان گم شده را بنا نمود. >>pes<< I would prefer to speak to you in private. من ترجیح می دادم که به طور خصوصی با شما سخن بگویم. ترجیح می‌دهم که در خلوت با شما سخن گویم. >>pes<< Why do bees die after stinging? چرا زنبورها بعد از نیش زدن می میرند؟ چرا زنبورها به‌سبب نیش می‌میرند؟ >>pes<< Your physical body will wear out and die one day. بدن ظاهری ات روزی فرسوده شده و خواهد مرد. بدن جسمانی تو یک روز خواهد پوشانید و خواهد مرد. >>pes<< When I think of you, only one thing comes to mind: arrogance. وقتی بهت فکر می‌کنم، فقط یک چیز به ذهنم می‌آید: تکبّر. هنگامی که به شما فکر می‌کنم، فقط یک چیز به یاد می‌آید. تکبر. >>pes<< She dyed her hair red. او موهای خود را قرمز کرد. موی خود را سرخ ساخت. >>pes<< See you. به امید دیدار. تو را می‌بینم. >>pes<< Are you ready? آماده هستی؟ آیا تو حاضر هستی؟ >>pes<< What is all this bother about? این مزاحمت چه بود؟ این همه برای چه زحمت است؟ >>pes<< Not being heard is no reason for silence. شنیده نشدن دلیلی برای سکوت نیست. شنیدن دلیل برای سکوت نیست. >>pes<< Parking is prohibited here. اینجا پارک کردن ممنوع است. پارک کردن در اینجا ممنوع است. >>pes<< It is because you work too much that you are sleepy all the time. به این دلیل که تو بسیار کار می کنی، همیشه خواب آلود هستی. زیرا که بسیار کار می‌کنید که در تمام وقت خواب می‌باشید. >>pes<< My father will cook me a delicious meal tomorrow morning. فردا صبح، پدرم غذای خوشمزه ای برایم می پزد. پدرم فردا صبح برای من خوراک خوشمزه خواهد پخت. >>pes<< I love you. من ترا دوست دارم تو را دوست می‌دارم. >>pes<< I am very interested in those stories. من به چنین داستانهایی خیلی علاقه دارم. این داستانها را بسیار دوست می‌دارم. >>pes<< The room was in complete darkness. اتاق در تاریکی کامل بود. و آن اتاق در تاریکی کامل بود. >>pes<< Tom scolded his son in front of everyone. تام پسرش رو در مقابل همه تحقیر کرد. و تام پسر خود را پیش روی همه سرزنش کرد. >>pes<< Keep the dog out. سگ را بیرون نگهدار سگ را بیرون کن. >>pes<< We're going to take a shower together. ما باهم به حمام خواهیم رفت. با هم دوش خواهیم گرفت. >>pes<< Look behind you! پشت سرت را نگاه کن! در عقب خود نظر کن! >>pes<< Suddenly rain began to fall. ناگهان باران باریدن گرفت. ناگهان باران شروع به سقوط کرد. >>pes<< The boys were whispering; I knew they were up to something. پسرا در گوشی با هم حرف می زدند. می دونستم یک کاری می خوان بکنند. و پسران نجوا می‌کردند و من می‌دانستم که به چیزی رسیده‌اند. >>pes<< She was in trouble because she lost her passport. او مشکل داشت زیرا گذرنامه اش را گم کرده بود. و او در تنگی بود، زیرا که پاسپورت خود را گم کرده بود. >>pes<< Words cannot express the extent to which you are wrong. کلمات از بیان اشتباه شما قاصر اند. کلمات نمی توانند عرضی را که شما در آن اشتباه می‌کنید بیان کنند. >>pes<< I cannot answer your question. من نمی‌توانم به سوال شما پاسخ دهم. سوال تو را نمی توانم جواب دهم. >>pes<< How late are you open? تا کی باز هستید؟ تا به کی باز می‌شوید؟ >>pes<< You're organized. شما مرتب هستید. تو سازماندهی شده‌ای. >>pes<< It's hard to tell you from your brother. تشخیص دادن تو از برادرت دشوار است. گفتن تو از برادرت سخت است. >>pes<< I met a friend of Mary's. من یکی از دوستان مری را ملاقات کردم. و دوست مریم را ملاقات کردم. >>pes<< Tom is very interested in jazz. تام به موسیقی جاز خیلی علاقمند است. تام به جاز بسیار علاقه دارد. >>pes<< Served you right! به جهنم! شما را نیکو خدمت می‌نمود. >>pes<< I was rendered speechless by his rudeness. به خاطر گستاخی او، زبانم بند آمد. بی‌حرمتی او مرا شفا داد. >>pes<< The doctor prescribed Tom a sedative. دکتر برای تام یک آرام‌بخش تجویز کرد. و دکتر، تام را آرام‌بخش فرمود. >>pes<< "If I were you, I'd buy it." "But you aren't me!" «اگر جایت بودم، می‌خریدمش.» «ولی جای من نیستی!» «اگر من تو بودم آن را می‌خریدم، اما تو من نیستی.» >>pes<< You can't treat me like this. تو نمی تونی با من اینجوری رفتار کنی. نمی توانید با من چنین رفتار کنید. >>pes<< We can hear the church bell every morning. هر روز صبح می‌توانیم صدای ناقوس کلیسا را بشنویم. هر صبح زنگ کلیسا را می‌شنویم. >>pes<< He is preparing for the test. او دارد برای امتحان آماده می شود. او برای امتحان آماده می‌شود. >>pes<< Tom is the one who told me that I should study French. تام کسی است که به من گفت باید فرانسوی یاد بگیرم. تام کسی است که مرا خبر داد که باید زبان فرانسوی بخوانم. >>pes<< Ken must be home by now. کن باید تا حالا آمده باشد. کن تا الان باید خانه باشد. >>pes<< I want to learn Persian. می‌خواهم فارسی یاد بگیرم. می‌خواهم فارسی را تعلیم دهم. >>pes<< I don't know what else to do. من نمی دانم چه کار دیگری باید انجام دهم. دیگر نمی دانم چه کنم. >>pes<< I made Tom leave his suitcase behind. تام را مجبور کردم چمدان اش را باقی بگذارد. و تام را مجبور کردم که چمدونش را ترک کند. >>pes<< Did you deliver the note to Tom? آیا تو پیغام را به تام رساندی؟ آیا این یادداشت را به تام دادی؟ >>pes<< The chances are that the bill will be rejected. هرچه شانس بود بیل از دست داد. احتمال این است که صورت رد شود. >>pes<< Does this offend you? آیا این به تو بر می خورد؟ آیا این شما را اذیت می‌کند؟ >>pes<< Those ideas were the harbinger of democracy. این افکار پیشقراول دموکراسی بودند. این سخنان بشارت دموکراسی بود. >>pes<< How dare you speak to me in that tone of voice! چطور جرات می کنی با این لحن با من حرف بزنی؟ چگونه جرات می‌کنی با من به این آواز سخن گویی؟ >>pes<< Money enables you to buy anything. پول شما را قادر می سازد تا هر چیزی را بخرید. نقره شما را قادر می‌سازد که چیزی بخرید. >>pes<< He is not here. او اينجا نيست. او در اینجا نیست. >>pes<< This moment will be recorded in history. این لحظه ای است که در تاریخ ثبت خواهد شد. این لحظه در تاریخ ثبت خواهد شد. >>pes<< You only think about having fun. تو فقط به تفریح کردن فکر می کنی. فقط به تفریح فکر می‌کنید. >>pes<< It is like looking for a needle in a haystack. این مثل پیدا جستجوی سوزن در کومهٔ علف است. مثل جستجوی سوزن در انبار کاه می‌باشد. >>pes<< Many stars were shining in the heavens. ستاره های بسیاری در آسمان می درخشیدند. ستارگان بسیار در آسمان می‌درخشد. >>pes<< If anyone was to ask what the point of the story is, I really don't know. اگر کسی بپرسد اصل داستان چه بود، من واقعا نمی دانم. اگر کسی سوال می‌کرد که مفهوم این داستان چیست، در واقع نمی دانم. >>pes<< He walked back and forth on the street. او در خیابان به جلو و عقب گام بر می داشت. و به کوچه‌ها روانه شده، روانه شد. >>pes<< Do you really need to ask the question to know the answer? آیا برای فهمیدن جواب حتماً باید سؤال بپرسی؟ آیا لازم است که از این سوال سؤال کنید تا جواب را بدانید؟ >>pes<< Oh, there's a butterfly! اوه، آنجا یک پروانه هست. اوه، پروانه‌ای هست. >>pes<< Why do you suspect me? چرا به من مظنون هستید؟ چرا مرا گمان می‌برید؟ >>pes<< I just need a minute alone with Tom. می‌خواهم فقط یک دقیقه با تام تنها باشم. فقط یک دقیقه با تام تنها می‌خواهم. >>pes<< The vase that he broke is my aunt's. گلدانی را که او شکست، متعلق به عمه من است. کوزه‌ای که شکسته بود از آن خاله من است. >>pes<< In law a man is guilty when he violates the rights of others. In ethics he is guilty if he only thinks of doing so. در حقوق، انسان زمانی مجرم است که حقوق دیگران را نقض می کند. در اخلاق، حتی زمانی که انسان به انجام چنین کاری می اندیشد نیز گناهکار شمرد می شود. در شریعت انسان چون حق دیگران را نقض نماید، گناهکار می‌باشد. اگر فقط به این فکر کند، گناه می‌کند. >>pes<< I'm learning how to type. من دارم یاد می گیرم که چگونه تایپ کنم. من یاد می‌گیرم که چگونه تایپ کنم. >>pes<< Tom was brave. تام شجاع بود. و تام شجاع بود. >>pes<< The worst loneliness is to not be comfortable with yourself. بدترین تنهایی راحت نبودن با خود است. بدترین تنهایی این است که با خود راحت نباشی. >>pes<< He had a bit of a cold last night. او دیشب کمی سرما خورده بود. و دیشب کمی سرما خورده بود. >>pes<< The police treated Tom like a common criminal. پلیس با تام مانند یک مجرم معمولی رفتار می کرد. و پلیس، تام را مثل جنایتکار عامی رفتار نمود. >>pes<< Language is the dress of thought. زبان جامهٔ فکر است. زبان لباس تفکر است. >>pes<< Terrific! فوق العاده عجیب است! >>pes<< A tea with lemon, please. یک چای با لیمو، لطفاً. چای با لیمو، لطفا. >>pes<< A prudent bird chooses its tree. A wise servant chooses his master. یک پرندهٔ محتاط درخت خود را انتخاب می‌کند. یک خدمتکار عاقل ارباب خود را انتخاب می‌کند. پرنده‌ای حکیم درختش را برمی گزیند و غلام حکیم آقای خود را برمی گزیند. >>pes<< Get a bicycle. You will not regret it, if you live. یک دوچرخه بخرید. پشیمان نخواهید شد، اگر زنده بمانید. دوچرخه‌ای بگیرید و اگر زنده بمانید از آن پشیمان نخواهید شد. >>pes<< Persian is not hard. فارسی سخت نیست. فارسی سخت نیست. >>pes<< She had her baggage carried to the airport. او چمدان هایش را به فرودگاه می برد و اسباب خود را به فرودگاه برد. >>pes<< A watermelon is full of water. هندوانه پر از آب است. هندونه پر از آب است. >>pes<< Tom isn't here today. تام امروز اینجا نیست. تام امروز اینجا نیست. >>pes<< France is adjacent to Spain. فرانسه چسبیده به اسپانیا است. فرانسه نزدیک اسپانیا است. >>pes<< You should pay your debts. شما باید بدهی های خود را پرداخت قرض خود را ادا کن. >>pes<< Air is a mixture of gases. هوا مخلوطی از گازها است. باد مخلوط گاز است. >>pes<< April is the fourth month of the year. آوریل، چهارمین ماه سال است. آوریل چهارمین ماه سال است. >>pes<< Statistics suggest that the population of this town will double in five years. آمار نشان می دهد که جمعیت این شهر در طی پنج سال، دو برابر خواهد شد. آمار می‌گوید که جمعیت این شهر در پنج سال دو چندان خواهد شد. >>pes<< Their wedding is tomorrow. عروسی آنها فرداست. عروسی ایشان فردا است. >>pes<< Shut the fuck up! خفه شو! خفه شو! >>pes<< Oh, the driver is a maniac. اوه، راننده یک دیونه است. اوه، راننده دیوانه است. >>pes<< I will go there on foot or by bicycle next time. من پای پیاده یا با دوچرخه بار دیگر به آنجا خواهم رفت. دفعه بعد با پیاده یا دوچرخه به آنجا خواهم رفت. >>pes<< I will stand by you whatever happens. هر چه پیش آید من در کنار تو می‌ایستم. هر‌چه واقع شود نزد تو خواهم ایستاد. >>pes<< Computer technology is indispensable to access many pertinent items of data. فناوری رایانه‌ای برای دسترسی به بسیاری از اقلام مرتبط داده‌ها ضروری است. فن‌آوری کامپیوتر برای دسترسی به بسیاری از داده‌ها ضروری است. >>pes<< You can take whichever way you like. می توانید هر کدام را که دوست دارید بگیرید هر‌چه دوست داشته باشی، می‌توانی بگیری. >>pes<< I really like being alone. من خیلی دوست دارم که تنها باشم من واقعا دوست می‌دارم که تنها باشم. >>pes<< Their names have escaped me. نام‌هایشان را فراموش کرده‌ام. اسمهای ایشان مرا رهانیده است. >>pes<< We made pancakes for breakfast. ما برای صبحانه پنکیک درست کردیم. و پنکیک برای صبحانه پختیم. >>pes<< Raskolnikov is the protagonist of the book of Crime and Punishment written by Dostoevsky. راسکلنیکوف شخصیت اصلی کتاب جنایت و مکافات، نوشته ی داستایوسکی، است. راسکولنایف رئیس کتاب جرم و عقوبتی است که توسط دوستوفسکی نوشته شده است. >>pes<< Tom is an anti-Semite. تام یک ضد سامی است. تام ضد سمایت است. >>pes<< We got all the materials together. ما تمام مواد را یکجا بدست آوردیم و همه اسباب را با هم داشتیم. >>pes<< If peace cannot be maintained with honor, it is no longer peace. اگر صلح را نتوان با شرافت حفظ کرد، این دیگر صلح نیست. اگر سلامتی را نمی توان با عزت نگاه داشت، دیگر سلامتی نیست. >>pes<< If he wanted to get to London today, he should leave now. اگر بخواهد امروز به لندن برسد، باید همین الان برود. اگر می‌خواست امروز به لندن برود، الان باید برود. >>pes<< No gain, no lose, we are fully equal. نه سودی، نه زیانی، ما کاملاٌ برابر هستیم. هیچ سود و ضرر نداریم و همه با هم مساوی هستیم. >>pes<< I hear your childish laughter. صدای خنده کودکانه ات را می شنوم. خنده تو را می‌شنوم. >>pes<< It's not that high off the ground. اینقدر از زمین بالا نیست آن قدر از زمین بلند نیست. >>pes<< Anger is a waste of energy. عصبانیت اتلاف انرژی است. خشم تلف کننده قوت است. >>pes<< It seems like you got up on the wrong side of the bed this morning. به نظر میاد از دنده چپ بلند شدی امروز. به نظر می‌آید که امروز صبح به طرف چپ بستر برخاسته‌ای. >>pes<< "Tatoeba" in Japanese means "for example". تاتوئبا به ژاپنی یعنی "برای مثال". تاتوبا به زبان ژاپنی به معنی «برای مثال» است. >>pes<< She liked poetry and music. او دوستدار شعر و موسیقی بود. و شعر و موسیقی را دوست می‌داشت. >>pes<< Hello! Good morning! سلام! صبح بخیر! سلام! صبح بخیر! >>pes<< I never get to spend any time with Tom. هیچوقت نمی‌شود که با تام وقت بگذرانم. هرگز نمی توانم با تام وقت بگذرونم. >>pes<< James Bond is not an actor. جیمز باند هنرپیشه نیست. یعقوب باند بازیگر نیست. >>pes<< I must replace that fluorescent lamp. باید آن لامپ مهتابی را عوض کنم. من آن چراغ براق را عوض می‌دهم. >>pes<< It is he. این او است. او است. >>pes<< He can't use a gun again. او دیگر نمی تواند از یک اسلحه استفاده کند بار دیگر نمی تواند از اسلحه استفاده کند. >>pes<< The carpet was worn out and had to be replaced. فرش مندرس بود و می بایست عوض می شد. و فرش برهنه شده، تبدیل می‌شد. >>pes<< You have a very good memory. تو حافظه خیلی خوبی داری. تو حافظه بسیار نیکو داری. >>pes<< From that distance, the ship resembles an island. در آن فاصله، آن کشتی شبیه یک جزیره است. از آن فاصله کشتی مثل جزیره است. >>pes<< Can this be his writing? آیا این می تواند نوشته های او باشد؟ آیا این است نوشته او؟ >>pes<< He always shows cowardice. او همیشه ترسو بودنش را نشان می دهد. همیشه بزدلی را نمایان می‌سازد. >>pes<< The ocean waves shimmer in the sunlight. امواج اقیانوس در نور آفتاب می‌درخشند. امواج اقیانوس در نور آفتاب می‌درخشد. >>pes<< They were alarmed at the news. آنها از شنیدن این خبر شوکه شدند. و از اخبار ترسان شدند. >>pes<< I grieve with you. تسلیت عرض می‌کنم. بر تو محزون می‌شوم. >>pes<< They threatened to kill me so I gave them up my wallet. آنها مرا تهدید به مرگ کردند بنا براین من کیفم را به آنها دادم. ایشان تهدید کردند که مرا بکشند، پس کیف مرا به ایشان دادم. >>pes<< You borrow a book. تو یک کتاب امانت می گیری. کتاب را قرض می‌گیری. >>pes<< Tom drives Mary up the wall. تام ماری را به بالای دیوار می‌راند. و تام، مریم را به دیوار می‌راند. >>pes<< Aren't you even curious? آیا تو حتی کنجکاو نیستی؟ آیا تو نیز کنجکاو نیستی؟ >>pes<< She was eager to feed the birds. او مشتاق بود تا به پرنده ها غذا بدهد. و مشتاق خوراک پرندگان بود. >>pes<< Tears shimmered in her eyes. اشکها در چشمانش درخشید. اشکها در نظر او می‌افتد. >>pes<< It is no use crying over spilt milk. برای شیر ریخته شده شیون نمی‌کنند. گریه کردن بر شیر ریخته‌شده فایده‌ای ندارد. >>pes<< Since you can change the playback speed on the walkman, I use it to learn French. به دلیل اینکه می توان سرعت بازتکرار صدا روی دستگاه ضبط صوت همراه را تغییر داد، من از آن برای یادگیری فرانسه استفاده می کنم. از آنجا که می‌توانید سرعت بازی را بر راه‌رفته تغییر دهید، من از آن برای یادگیری زبان استفاده می‌کنم. >>pes<< Many a little makes a mickle. قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود. بسیار کم شکاف می‌سازد. >>pes<< The teacher kicked me out of class. معلم مرا از کلاس بیرون انداخت. معلم مرا از طبقه بیرون کرد. >>pes<< The truth is opaque and consequently imperceptible. حقیقت تار است و نتیجتاً نامرئی است. راستی دقیق و بی‌نهایت غیرقابل انکار است. >>pes<< Sorry, I didn't know you were still here. ببخشید،من نمی دانستم تو همچنان اینجا بودی. متأسفم، نمی دانستم که هنوز اینجا هستی. >>pes<< One does not look a gift horse in the mouth. اسب پیشکشی را به دندانش نگاه نمی کنند. کسی به دهان اسب هدیه‌ای نظر نمی کند. >>pes<< Tom is a silly man. تام مرد احمقی است. تام احمق است. >>pes<< This is a gift to show our appreciation. این یک هدیه به نشانهٔ قدردانی ماست. این هدیه‌ای است برای قدردانی ما. >>pes<< I'm going to tell Tom you said that. به تام می گویم که این را گفتی. به تام می‌گویم که این را گفتی. >>pes<< The place where my mother was born is located in the east of our country. جایی که مادرم به دنیا آمده است در شرق کشور قرار دارد. جایی که مادرم متولد شد، در مشرق زمین ما قرار گرفته است. >>pes<< This is the nicest present I've ever had. این قشنگ‌ترین هزینه‌ای است که تا کنون داشته‌ام. این بهترین هدیه‌ای است که تا به حال داشتم. >>pes<< Only God is infallible. فقط خدا منزه از خطاست. فقط خدا بی‌عیب است. >>pes<< Hard work never did anyone any harm. سخت‌کوشی به هیچکس ضرر نزد. هیچ‌کس زحمت نکشید. >>pes<< Is Tom lucid? آیا تام هشیار است؟ تام روشن است؟ >>pes<< Most people like watching TV. خیلی از مردم تلویزیون دیدن را دوست دارند. بیشتر مردم مثل تماشای تلویزیون می‌باشند. >>pes<< It was sheer torture. آن یک شکنجهٔ محض بود. و عذاب محض بود. >>pes<< This was his only mistake. این تنها اشتباه او بود. و این تنها اشتباه او بود. >>pes<< What is written on the road sign? - ONE WAY. بروی تابلو راهنمایی و رانندگی چه نوشته شده است؟ -یک طرفه. در راه چه چیز مکتوب است؟ یک راه. >>pes<< Any milk or sugar? شیر یا شکر دارید؟ شیر یا شکر؟ >>pes<< Uh, now it's really weird... آه، الآن دیگه خیلی چت شد... آه، الان بسیار عجیب است. >>pes<< Soon, I'll tell you some good news. به زودی خبرهای خوبی به شما خواهم گفت. به زودی خبر خوش به شما می‌گویم. >>pes<< A court without ladies is like a garden without flowers. حیاط بدون زن مانند باغ بدون گل است. صحنی بی‌زنان، مثل باغی بدون گل است. >>pes<< It was almost noon by the time Tom woke up. وقتی تام از خواب بیدار شد، تقریبا ظهر بود. و چون تام بیدار شد، نزدیک ظهر بود. >>pes<< That wasn't my intention. قصد ام این نبود. قصد من این نبود. >>pes<< If a fight is inevitable, you have to strike first. اگر نبرد اجتناب‌ناپذیر باشد، مجبورید اول حمله کنید. اگر جنگ اجتناب ناپذیر باشد، اول باید حمله کنید. >>pes<< My throat feels dry. گلویم خشک شده است. گلوی من خشک است. >>pes<< We are responsible in front of the law. ما در مقابل قانون مسئولیم. ما در حضور شریعت مسئول هستیم. >>pes<< The difference between doing and not doing is doing. تفاوت انجام دادن و انجام ندادن انجام دادن است. فرق میان عمل و بی‌عمل، بجا آوردن است. >>pes<< I don't mean to make you worry. قصد ندارم ناراحتت کنم نمی خواهم شما را نگران کنم. >>pes<< A good many people have told me to take a holiday. خیلی ها به من پیشنهاد رفتن به تعطیلات را داده اند. قوم نیکو مرا خبر داده‌اند که عید برمی. >>pes<< It took me more than a month to get over my cold. یک ماه طول کشید تا سرماخوردگی من بهبود یافت. بیشتر از یک ماه طول کشید تا از سرما بیدار شوم. >>pes<< I grew up in Shiraz. در شیراز بزرگ شدم. در شیراز بزرگ شدم. >>pes<< Have you ever been to Tehran? آیا هیچ وقت در تهران بوده ای؟ تا به حال به تهران رفته‌اید؟ >>pes<< I didn't like it. خوشم نیامد. من آن را دوست نداشتم. >>pes<< Because it was raining, he went to the yard to collect the clothes from the clotheslines. چون باران می بارید، برای جمع کردن رخت های روی بند به حیاط رفت. و چون باران می‌بارید، به حیاط رفت تا رختها را از جامه‌ها جمع کند. >>pes<< I hit the jackpot. من پول زیادی برنده شدم. قرعه را زدم. >>pes<< I hate working. من از کار کردن متنفرم. از کار کردن نفرت دارم. >>pes<< I'm using the computer. کامپیوتر را استفاده میکنم. از کامپیوتر استفاده می‌کنم. >>pes<< I'm going to be in my room. من در اتاقم خواهم بود. من در اطاق خود خواهم بود. >>pes<< The boomerang hurtled whistling through the air. بومرنگ در حالی که در هوا سوت می‌کشید، به حرکت در آمد. و بومرنگ در هوا سوت زد. >>pes<< These things always happen in threes. تا سه نشود بازی نشود. این امور همیشه در سه‌ها واقع می‌شود. >>pes<< The doorbell rang. زنگ در به صدا درآمد. و درب صدا زد. >>pes<< If I wanted to scare you, I would tell you what I dreamt about a few weeks ago. اگر قصد ام ترساندن ات بود رویای چند هفته پیش ام را برای ات می گفتم. اگر می‌خواستم شما را ترسان سازم، شما را خبر می‌دادم که چند هفته پیش در خواب چه می‌دیدم. >>pes<< I don't feel like it now. الان حس و حالش رو ندارم. الان احساس نمی کنم. >>pes<< The taxi abruptly turned left. تاکسی ناهگانی به چپ پیچید. و تاکسی ناگهان به چپ برگشت. >>pes<< It's blowing very hard. باد به شدت می وزد. بسیار تند می‌درخشد. >>pes<< My baby can't talk yet. He just cries. بچه‌ام هنوز نمی‌تواند حرف بزند؛ فقط گریه می‌کند. طفل من هنوز سخن نمی گوید. فقط گریه می‌کند. >>pes<< About how much would a taxi be from here? کرایه‌ی تاکسی از اینجا تقریباً چقدر می‌شود؟ درباره اینکه تاکسی از اینجا چقدر خواهد بود؟ >>pes<< What are you going to do when you graduate? وقتی فارغ التحصیل شدی می خواهی چه کنی؟ هنگامی که فارغ‌التحصیل می‌شوید، چه خواهید کرد؟ >>pes<< Her husband is an adulterer. شوهرش یک زنا کاره. شوهرش زناکار است. >>pes<< My favorite color is red. رنگ دوست داشتنی من قرمز است. رنگ محبوب من سرخ است. >>pes<< I'm going to change into more comfortable clothes. من برم یک لباس راحت تر بپوشم. می‌خواهم لباس راحت تر عوض کنم. >>pes<< I doubt that our new boss will be any worse than the old one. شک دارم رییس جدیدمون از قبلیه بدتر باشه. شک دارم که رئیس جدید ما از رئیس پیشین بدتر باشد. >>pes<< How about you? تو چطور؟ تو چطور؟ >>pes<< The vase is on the table. گلدان روی میز است. کوزه بر سفره است. >>pes<< She got over the shock of her father's death. او بر شوک مرگ پدر خودش غلبه کرد. و بر شوک مرگ پدر خود واقع شد. >>pes<< The dullest pencil is better than the sharpest memory. نتراشیده‌ترین مداد بهتر از هوشیارترین حافظه است. کسل کننده‌ترین مداد از تیزترین حافظه بهتر است. >>pes<< Don't try to walk before you can crawl. قبل از اینکه بتوانی گاگله کنی سعی نکن راه بروی. سعی مکنید که پیش از آنکه بتوانید خزید، راه روید. >>pes<< That fish lives in fresh water. آن ماهی در آب شیرین زندگی می‌کند. آن ماهی در آب تازه ساکن است. >>pes<< He isn't quite a gentleman. او یک جنتلمن تمام و کمال نبود. او مرد بسیار حکیم نیست. >>pes<< I go to school. به مدرسه می روم. به مدرسه می‌روم. >>pes<< Tom didn't want to go into the cave. تام نخواست به زیرزمین برود. و تام نخواست که به غار برود. >>pes<< Are you well? حالت خوبه؟ آیا تو نیکو هستی؟ >>pes<< Take out the trash. .آشغال ها رو بیرون بگذار آشغال را بیرون کن. >>pes<< I talked to my classmates in class. در کلاس با هم‌کلاسی‌هایم صحبت کردم. در کلاس با همکلاسی‌های خود سخن گفتم. >>pes<< I got where I am by hard work. به سختی به اینجا که هستم رسیدم. به جایی که می‌باشم به زحمت رسیده‌ام. >>pes<< Laugh and be fat. خنده چاق می کند. بخند و چاق باش. >>pes<< You can't swim, can you? نمی توانی شنا کنی، می تونی؟ تو نمی توانی شنا کنی، آیا می‌توانی؟ >>pes<< A fox is not caught twice in the same snare. یک روباه دوبار در یک دام نمی افتد. روباه دو مرتبه در همان دام گرفتار نمی شود. >>pes<< You need to go home. تو باید به خانه بروی. باید به خانه بروی. >>pes<< He had a share in completing the job. او در به پایان رساندن کار سهمی داشت. و او را در کامل کردن کار نصیبی بود. >>pes<< The purpose of a roundabout is to slow down traffic. هدف از مسیر غیرمستقیم، کاهش ترافیک است. قصد دورگرد، تأخیر تجارت است. >>pes<< If you never do anything, you never become anyone. اگر هیچگاه کاری انجام ندهی، هیچ وقت کسی نخواهی شد. اگر هیچ‌گاه کاری نکنید، هیچ‌کس نخواهید شد. >>pes<< They are bound together by common interests. آنها بر اساس علایق مشترک با هم در ارتباط هستند. با یکدیگر به نفعهای مشترک بسته می‌شوند. >>pes<< I'm going to go sell my car this afternoon. من امروز بعد از ظهر می‌روم که ماشینم را بفروشم. امروز بعد از ظهر می‌روم که ماشینم را بفروشم. >>pes<< Some young Japanese people prefer being single to being married. بعضی جوانان ژاپنی ترجیح می‌دهند مجرد باشند تا اینکه ازدواج کنند. بعضی از جوانان ژاپنی ترجیح می‌دهند که مجرد باشند. >>pes<< I read the entire works of Milton over the holiday. من تمام آثار میلتون را طی تعطیلات خواندم. تمامی کارهای میلتون را در ایام عید خواندم. >>pes<< Whose dictionary is it on the table? لغت نامه روی میز مال چه کسی است؟ لغت‌نامه کیست بر سفره؟ >>pes<< The negotiations failed. مذاکرات شکست خورد. و گفتگو شکست خورد. >>pes<< I always catch a cold in the winter. من همیشه زمستان ها سرما می خورم. همیشه در زمستان سرما می‌خورم. >>pes<< She looks young for her age. او نسبت به سنش جوان تر به نظر می رسید. او برای سن خود جوان می‌گردد. >>pes<< She only reads prose. او فقط نثر می خواند. او فقط آیات را می‌خواند. >>pes<< The man reading a paper over there is my uncle. آن مردی که آنجا روزنامه می خواند دایی من است. کسی‌که کاغذ بر آن می‌خواند، عموی من است. >>pes<< I had to change clothes because what I was wearing wasn't appropriate for the situation. من باید لباسامو عوض میکردم چون چیزی که پوشیده بودم مناسب اون وضعیت نبود. و لباس خود را عوض می‌کردم، زیرا آنچه را که می‌پوشیدم، مناسب این وضعیت نبود. >>pes<< He was so kind as to see me home. او به قدری مهربان بود که مرا تا خانه رساند. او بسیار مهربان بود که مرا در خانه ببیند. >>pes<< Everyone dies. همه می میرند. همه می‌میرند. >>pes<< I've already tried. قبلاً سعی کرده‌ام. من قبلا امتحان کرده‌ام. >>pes<< If it rains this afternoon, I won't go out. اگر امروز عصر باران ببارد من بیرون نخواهم رفت. اگر امروز بعد از ظهر باران می‌بارد، بیرون نمی روم. >>pes<< He read the article over and over again. او مقاله را بارها مطالعه کرد. و آن مقاله را بارها و بارها خواند. >>pes<< Humans were never meant to live forever. انسان ها هرگز قرار نبوده تا ابد زندگی کنند. و انسان را هرگز مقرر نبود که تا به ابد زنده بماند. >>pes<< Why would you go all the way to city to get a burger when there are many burger places here across the street. چرا این همه راه رو بری تو شهر برای یک ساندویچ وقتی این همه ساندویچی اون ور خیابون هست؟ چرا این همه راه را برای گرفتن همبرگر به شهر می‌روید، در حالی که جایهای بسیار همبرگر در آنطرف کوچه است. >>pes<< Don't patronize me. بچه نیستم می فهمم. مرا تنبیه منما. >>pes<< Pizza is my favorite food. پیتزا غذای مورد علاقه ی من است پیتزا غذای محبوب من است. >>pes<< Don't make fun of foreigners. خارجی ها را مسخره نکن. غریبان را مسخره مکنید. >>pes<< A ball-pen became a universal handwriting tool, replacing fountain pen. خودکار سرتوپی دار جایگزین خودکار فواره ای شده به یک ابزار دست نویسی جهانی تبدیل گشت. و ظرفی برای دست‌نوشته‌ای جهانی شد که قلم چشمه‌ای را جایگزین می‌کرد. >>pes<< Last night was very hot and muggy, so I didn't sleep so well. دیشب هوا خیلی گرم و شرجی بود، به همین خاطر نتوانستم خوب بخوابم. و دیشب بسیار گرم و خیس بود، پس بسیار خوب نخوابیدم. >>pes<< The economist is not laconic. اکونومیست موجز نیست. اقتصاددان لاکی نیست. >>pes<< As far as I am concerned the question is not simple. تاجایی که می دونم سوال زیاد اسون نیست. تا جایی که به من مربوط است، سوال ساده نیست. >>pes<< I studied English when I was there. وقتی آنجا بودم، زبان انگلیسی را مطالعه کردم. وقتی که آنجا بودم، زبان انگلیسی می‌خواندم. >>pes<< She was satisfied that he was honest. او قانع شد که او صداقت دارد. پس راضی شد که صادق است. >>pes<< Who are you to judge? تو کی هستی که قضاوت می کنی؟ تو کیستی که حکم کنی؟ >>pes<< I saw my mother hide the cake. دیدم که مادرم کیک را پنهان کرد. مادرم را دیدم که کیک را پنهان می‌کرد. >>pes<< He told us to set off at once. به ما گفت که فوراً برویم. و به ما گفت: «به زودی کوچ کنیم.» >>pes<< My mother was killed in an accident. مادر من در تصادف کشته شد. و مادرم در حادثه کشته شد. >>pes<< She smiled. او لبخند زد. و لبخند زد. >>pes<< This is a little gift for you. این یک هدیه کوچک برای تو. این هدیه اندک برای شما است. >>pes<< Deal us the cards. کارتها را بین ما پخش کن کارتها را به ما بده. >>pes<< The school is two kilometers ahead. مدرسه دو کیلومتر به سمت جلو است. مدرسه دو کیلومتر جلوتر است. >>pes<< The world is a grand ball in which everyone wears a mask. دنیا یک مهمانی بزرگ است که در آن هر کس ماسکی بر صورت دارد. دنیا توپ بزرگ است که هر کس در آن ماسک می‌زند. >>pes<< We watch television. تلویزیون تماشا کنیم. و تلویزیون را نگاه می‌داریم. >>pes<< Did you think I wouldn't tell Tom? آیا تو فکر کردی من به تام نخواهم گفت؟ آیا گمان می‌بریدم که به تام نمی گویم؟ >>pes<< Millions of workers lost their jobs. میلیون ها کارگر کار خود را از دست دادند. و میلیونها کارگر اعمال خود را از دست دادند. >>pes<< Jim got down from the tree. جیم از درخت پایین آمد. و جیم از درخت پایین آمد. >>pes<< There's always room for improvement. همیشه جا برای بهبود هست. همیشه برای بهتر شدن جا است. >>pes<< They have no proof. اثبات ندارند. ایشان را هیچ برهان نیست. >>pes<< Who are you, anyway? حالا تو کی هستی؟ به هر حال تو کیستی؟ >>pes<< How did you like the hotel you stayed at? هتلی که توش بودی رو چطور دوست داشتی؟ چگونه هتلی را که در آن توقف می‌کردید دوست می‌داشتید؟ >>pes<< Hi John! How are you? سلام جان! حالت چطور است؟ سلام یحیی! چگونه؟ >>pes<< I remember this. این را بخاطر می‌آورم. این را به یاد می‌آورم. >>pes<< Tom has to look for a job. تام مجبور است دنبال شغلی جدید بگردد. تام باید کاری را طلب نماید. >>pes<< I don't know how to demonstrate it, since it's too obvious! آنقدر واضح است که نمی دانم چه طور نشان اش بدهم. نمی دانم که چگونه آن را ظاهر کنم، زیرا که بسیار واضح است. >>pes<< He is a bit of a fool, if you ask me. یکمی نادانه اگر از من بپرسی. او کم‌فهم است، اگر از من سوال کنید. >>pes<< He stood in awe before her. او با احترام در مقابلش ایستاد. در حضور وی با خوف ایستاده بود. >>pes<< I showed my room to him. اتاق‌ام را به او نشان دادم. اتاق خود را به او نشان دادم. >>pes<< The more you study, the more you discover your ignorance. هر چه بیشتر بخوانی، بیشتر به نادانیت پی می بری. هر چه بیشتر تحصیل می‌کنی، بی‌دانشی خود را بیشتر کشف می‌کنی. >>pes<< You should say what you think. تو باید هر چه را که به آن فکر می کنی؛ بگویی. آنچه را که فکر می‌کنی بگو. >>pes<< Always keep a bucket of water handy, in case of fire. همیشه یک سطل آب برای آتش احتمالی نگهدار. و سطل آب را همیشه به‌کاردار نگاه دار، به‌سبب آتش. >>pes<< By whom was this window broken? چه کسی این پنجره را شکسته است؟ به چه کسی این پنجره شکسته شد؟ >>pes<< I don't have a dog. من سگ ندارم. سگ ندارم. >>pes<< I'm just saying! فقط دارم می گویم. من فقط می‌گویم. >>pes<< She will give birth to a child next month. ماه آینده کودک او متولد خواهد شد. ماه بعد طفلی به دنیا خواهد آورد. >>pes<< The following day he was found dead in the bedroom. روز بعد، او را مرده در اتاق خواب پیدا کردند. و در روز بعد در اطاق خواب مرده یافت شد. >>pes<< I'll never forget him as long as I live. تا زمانی که زنده ام او را فراموش نخواهم کرد. تا زمانی که زنده باشم هرگز او را فراموش نخواهم کرد. >>pes<< I want a new dog. یک سگ جدید می‌خواهم. سگ تازه می‌خواهم. >>pes<< My interest is in the future because I'm going to spend the rest of my life there. علاقهٔ من به آینده برای اینست که باقیماندهٔ زندگی‌ام را در آنجا می‌گذرانم. سود من در آینده است، زیرا که بقیه عمر خود را در آنجا خواهم گذراند. >>pes<< The whale has been found off the coast of Wakayama. نهنگ در ساحل واکایاما پیدا شده بود. وال از حدود وایعاما یافت شد. >>pes<< I share this room with my sister. این اتاق را با خواهرم شریک هستم. این اتاق را با خواهرم در میان می‌گذارم. >>pes<< Miraculously, none of them died. به طرز معجزه آسایی هیچ کدام نمردند. لیکن هیچ‌یک از ایشان بمُرده نشد. >>pes<< We must go there at least once a year. ما باید حد اقل سالی یک بار به آنجا برویم. هر سال یک مرتبه باید به آنجا برویم. >>pes<< We must get there before her. باید قبل از او برسیم آن جا. باید قبل از او به آنجا برسیم. >>pes<< She was anxious about her job. او نگران شغل خود بود. و از کار خود نگران بود. >>pes<< How do you heat the house? چه طور خانه را گرم می کنی؟ چگونه خانه را گرم می‌کنید؟ >>pes<< I decided to come to Japan last year. سال پیش من تصمیم گرفته بودم که به ژاپن بیایم و سال پیش تصمیم گرفتم که به ژاپن بیایم. >>pes<< I'm not a doctor. من دکتر نیستم. من دکتر نیستم. >>pes<< A creaking gate hangs long. اجل گشته می میرد نه بیمار سخت. دروازه‌ای مغناطیس دراز می‌شود. >>pes<< It doesn't matter when you come. مهم نیست کِی می‌آیی. وقتی که می‌آیی مهم نیست. >>pes<< Tom helped Mary dye her hair. تام به مری کمک کرد تا موهایش را رنگ کند. و تام، مریم را یاری کرد که موی او را رنگ کند. >>pes<< Actions speak louder than words. صدای عمل رساتر از حرف است. عملها از سخنان بلندتر سخن می‌گوید. >>pes<< I will make a new suit for you. می خواهم برایت یک دست لباس جدید درست کنم. و لباس تازه برای شما می‌سازم. >>pes<< The idea was a success. ایده یک موفقیت بود. و این فکر، موفقیت بود. >>pes<< Freedom from hunger is a must for all. رهایی از گرسنگی یک ضرورت برای همگان است. آزادی از گرسنگی، لازم است برای همه. >>pes<< After all day in the sun, Tom had a sunburned nose. پس از گذراندن تمام روز در آفتاب، بینی تام آفتاب سوخته شده بود. و بعد از تمامی روز در آفتاب، تام بینی درخشان داشت. >>pes<< Mastering a foreign language isn't easy. تسلط بر یه زبان خارجی آسون نیست. تسلط زبان بیگانه آسان نیست. >>pes<< He has a lot of acquaintances. او آشناهای زیادی دارد. او دوستان بسیار دارد. >>pes<< Served you right! خدا را شکر که از شرش راحت شدم. شما را نیکو خدمت می‌نمود. >>pes<< It wasn't an aberration. این غیر عادی نبود. و آن خطا نبود. >>pes<< Never in my life have I heard such a thing. من تا کنون چنین چیزی در زندگی نشنیده ام. در عمرم هرگز چنین چیزی نشنیده‌ام. >>pes<< Everyone knows you're in love with Tom. همه می‌دانند که تو عاشق تام هستی. همه می‌دانند که تو عاشق تام هستی. >>pes<< Jack speaks English. جک به انگلیسی صحبت می کند. جک انگلیسی سخن می‌گوید. >>pes<< I will show you a new approach to foreign language learning. من شیوه ای نو برای یادگیری زبان نشانت می دهم. طریق تازه را به شما به یادگیری زبان بیگانه نشان خواهم داد. >>pes<< I checked the time on the clock. من زمان را از روی ساعت چک کردم. و وقت را در ساعت نگاه داشتم. >>pes<< Mary has her back to us. مری به ما پشت کرده است. مریم نزد ما برگشته است. >>pes<< I have received no reply from you yet. من هنوز هیچ جوابی از شما دریافت نکرده ام. هنوز از شما جواب نیافته‌ام. >>pes<< We're not safe. ما در امنیت نیستیم. ما در امنیت نیستیم. >>pes<< I got a traffic ticket. من یک بلیط تردد گرفته ام. بلیط ترافیکی دارم. >>pes<< We need more information. ما به اطلاعات بیشتری نیاز داریم. ما به اطلاعات بیشتر نیاز داریم. >>pes<< The two roads cross there. دو جاده از آنجا عبور می کند. دو راه از آن می‌گذرد. >>pes<< Be cool. راحت باش. سرد باش. >>pes<< Both brothers are still alive. هر دو برادر هنوز زنده اند. هر دو برادر هنوز زنده‌اند. >>pes<< I fried the fish after marinating it. ماهی را بعد از خواباندن سرخ کردم. و ماهی را بعد از آنکه آن را می‌بوسیدم، سرخ کردم. >>pes<< He is reticent and he never speaks unless spoken to. او تودار است و هرگز صحبت نمی‌کند مگر اینکه با او صحبت شود. او شفا یافته است و هرگز سخن نمی گوید، مگر آنکه سخن گوید. >>pes<< Don't call him now. الآن به او تلقن نکنید. الان او را مخوانید. >>pes<< The whole is more than the sum of its parts. کل از مجموع اجزائش بزرگتر است. تمامی آن از مجموع قسمتهایش زیاده است. >>pes<< He was not sympathetic to my plight. او نسبت به شرایط بحرانی من دلسوز نبود. او بر تنگی من ترحم ننمود. >>pes<< I will finish this work somehow. به هر طریقی، من این کار را تمام خواهم کرد. این کار را به نحوی تمام خواهم کرد. >>pes<< A little knowledge is a dangerous thing. دو کس دشمن ملک و دینند یکی پادشاه بی حلم و دیگری زاهد بی علم. اندک معرفت چیز خطرناک است. >>pes<< Worrying doesn't take away tomorrow's concerns, but it does take away today's power. نگرانی دغدغه‌های فردا را از بین نمی‌برد، بلکه قدرت امروز را از بین می‌برد. نگرانی فردا را ترک نمی کند، بلکه قوت امروز را می‌گیرد. >>pes<< Mr Thompson had lived in Tokyo for two years before he went back to Scotland. آقای تامپسون، قبل از اینکه به اسکاتلند برگردد، دو سال در توکیو زندگی کرد. و آقای تامپسون دو سال قبل از آنکه به اسکاتلند برگردد، در توکیو ساکن شده بود. >>pes<< The campaign was successful and she won the election. کارزار تبلیغاتی موفقیت‌آمیز بود و او در انتخابات پیروز شد. و آن کمپین موفقیت‌آمیز بود و او در انتخابات پیروز شد. >>pes<< We’ll continue after the film. ما بعد از فیلم ادامه خواهیم داد. و بعد از آن به فیلم ادامه خواهیم داد. >>pes<< Hi, to all good Iranian children. سلام به همه بچه های خوب ایرانی. سلام بر جمیع پسران ایرانی نیکو. >>pes<< The tongue has no bones but is strong enough to break hearts. زبان استخوان ندارد اما چنان قوی است که قلبها را می‌شکند. زبان استخوانی ندارد، بلکه به قدری قوی است که دلهای را بشکند. >>pes<< The plural of 'person' is 'people', not 'persons'. جمع شخص، مردم است نه اشخاص. جمع شخص از انسان است، نه از انسان. >>pes<< She drank the whole bottle of milk او تمامی بطری شیر را نوشید. و تمامی بطری شیر را نوشید. >>pes<< Tom chewed Mary out for staying out all night long. تام ماری را سرزنش کرد. زیرا تمام شب بیرون مانده بود. و تام مریم را به‌سبب اینکه تمامی شب بیرون می‌ماند، خورد. >>pes<< It is very pleasant to sail these waters. قایق رانی در میان این آبها بسیار لذت بخش است. رفتن به این آبها بسیار لذّت‌بخش است. >>pes<< My mother gets up early every morning. .مادر من هر روز صبح زود از خواب بلند می شود مادرم هر صبح زود برمی خیزد. >>pes<< Heroes always arrive late. قهرمانان همیشه دیر می‌رسند. قهرمانان همیشه دیر می‌آیند. >>pes<< I caught five fish yesterday. من دیروز پنج تا ماهی گرفتم. و دیروز پنج ماهی گرفتم. >>pes<< The danger was not apparent. خطر آشکار نبود. و خطر ظاهر نشد. >>pes<< Well said! خوب گفتم و نیکو گفت: >>pes<< France was at war with Russia. فرانسه با روسیه در جنگ بود. و فرانسه با روسیه جنگ می‌کرد. >>pes<< I was delayed by a traffic jam. ازدحام ترافیک موجب تاخیرم شد. و مرا به ترافیک تاخیر انداخت. >>pes<< Greece is an old country. یونان کشوری کهن است. یونان زمین قدیم است. >>pes<< We've tried every conceivable method, but absolutely nothing works. ما هر روش ممکن را بکار گرفتیم ،ولی هیچکدام اثر بخش نبود. هر طریق ممکن را امتحان کرده‌ایم، اما هیچ‌چیز عمل نمی کند. >>pes<< I have a heart like a leg broken bird // Sat at the seashores like a ship // Play the lyre Taher everyone cries // This is how the broken lyre will pronounce دلی دارم چو مرغ پا شکسته// چو کشتی بر لب دریا نشسته// همه گویند طاهر تار بنواز// صدا چون می‌دهد تار شکسته دلی دارم مثل پرنده شکسته و بر کناره دریا مثل کشتی یا تاهیر که هر کس گریه می‌کند. این است حکم شکسته‌شده. >>pes<< Did you get the package I sent you? بسته ای که برات فرستادم گرفتی؟ آیا بسته‌ای را که برای شما فرستادم به دست آوردید؟ >>pes<< Mary broke her promises. مری عهد اش را شکست. و مریم وعده های خود را شکست. >>pes<< The English are a taciturn people. انگلیسی‌ها آدم‌های کم گویی هستند. زبان‌ها قوم های حیله‌گر می‌باشند. >>pes<< I love you. عاشقتم تو را دوست می‌دارم. >>pes<< People said that he is insane. مردم می گفتند او دیوانه است. و مردم گفتند که او دیوانه است. >>pes<< I couldn't help laughing at the plan. نمی تونستم جلوی خودم رو از خندیدن به اون نقشه بگیرم. من نتوانستم به این نقشه بخندم. >>pes<< Never give up till the very end. هرگز تا انتها تسلیم نشو. و تا به آخر تسلیم مشوید. >>pes<< The book is on the table. کتاب روی میز است. کتاب بر سفره است. >>pes<< This book is old. این کتاب قدیمی است. این کتاب کهنه است. >>pes<< Magdalena and Ania are good friends. ماگدالنا و آنیا دوستان خوبی هستند. مجدلنا و عنیا دوستان نیکو می‌باشند. >>pes<< The dictionary is the only place where success comes before work. لغتنامه تنها جایی است که پیشرفت قبل از تلاش می‌آید. لغت‌نامه تنها مکانی است که موفقیت پیش از کار می‌آید. >>pes<< Tom found a hoard. تام یک اندوخته یافت. و تام ذخیره‌ای یافت. >>pes<< He's gone into hiding. او مخفی شده است. او پنهان شده است. >>pes<< Please fill in your name and address on this form. لطفا اسم و آدرست را در این فرم پرکن نام و آدرس خود را در این فرم پر کن. >>pes<< The academically talented students helped others in the classroom. دانشجویان بااستعداد تحصیلی به دیگران در کلاس کمک کردند. و علما با استعداد، دیگران را در کلاس یاری می‌دادند. >>pes<< I cannot help you more than this. من بیش از این نمی توانم به شما کمک کنم. بیشتر از این نمی توانم تو را یاری دهم. >>pes<< Someone kicked my back. يكي (يه نفر) با لگد زد پٌشتم. کسی پشت مرا زد. >>pes<< When I was young, my father used to take me to school. پدر من همیشه مرا به مدرسه می رساند وقتی که من کوچک بودم. چون جوان بودم، پدرم مرا به مدرسه می‌برد. >>pes<< He refused to say more about it. او قبول نکرد بیشتر در آن مورد بگوید. و از گفتن آن ابا نمود. >>pes<< I was the happiest human on earth. من خوشبخت ترین انسان روی کره زمین بودم. من شادترین انسان روی زمین بودم. >>pes<< They behave towards Muslims in a way in which no Muslim would behave towards an unbeliever. آنها طوری با مسلمانان رفتار می کنند که هیچ مسلمانی اینگونه با کافری رفتار نمی کند. با مسلمانان به طریقی رفتار می‌کنند که هیچ یک از مسلمانان با بی‌ایمان در آن رفتار نمی کند. >>pes<< I only know how to love, suffer and sing. من فقط می‌توانم دوست بدارم، رنج بکشم و آواز بخوانم. من فقط می‌دانم که چگونه محبت کنم، رنج بکشم و سرود بخونم. >>pes<< We succeeded. موفق شدیم. پس موفق شدیم. >>pes<< Phillip isn't an engineer. فیلیپ مهندس نیست. فیلپس معمار نیست. >>pes<< Man consists of soul and body. انسان از روح و جسم تشکیل شده است. انسان از جان و بدن تشکیل می‌شود. >>pes<< What's your home phone number? شماره تلفن خانه ات چیست؟ شماره تلفن خانه تو چیست؟ >>pes<< Variety is the spice of life. تنوّع نمک زندگی ست. ریاضت، عطر حیات است. >>pes<< Don't attempt two things at a time. در یک زمان برای دو چیز تلاش نکن. در هر زمان دو چیز را امتحان مکنید. >>pes<< I'm from Saudi Arabia. از عربستان سعودی هستم. من از عربستان سعودی هستم. >>pes<< Who stole something from my bag? چه کسی چیزی را از کیف من دزدیده است؟ کیست که از کیسه من چیزی دزدیده باشد؟ >>pes<< Learning English is hard work. یادگیری زبان انگلیسی کار سختی است. یادگیری انگلیسی کار سخت است. >>pes<< Where is her house? خانه اش کجاست؟ خانه او کجاست؟ >>pes<< Tom is the one who showed me how to do it. تام کسی است که به من نشان داد چه طور انجامش بدهم. تام کسی است که به من نشان می‌دهد چگونه این کار را بکنم. >>pes<< Can I use your pen? آیا می‌توانم از خودکارت استفاده کنم؟ آیا می‌توانم از قلم تو استفاده کنم؟ >>pes<< She's done nothing but cry all day. همه روز به جز گریه هیچ کار دیگه ای نکرد. هر روز کاری جز فریاد نمودن نکرده است. >>pes<< No one ever seizes power with the intention of relinquishing it. هیچکس قدرت را با انگیزهٔ واگذاری آن تصاحب نمی‌کند. هیچ‌کس قدرت را به قصد ترک آن نمی گیرد. >>pes<< Please don't enter the room. لطفاً، داخل اتاق ندوید. خواهش می‌کنم به اتاق داخل مشوید. >>pes<< Is something wrong? مشکلی هست؟ آیا چیزی شده است؟ >>pes<< Do you have any idea of how difficult is to do this? تو آیا نظری راجع به سختی انجام این کار داری؟ آیا هیچ می‌دانی که این کار چقدر دشوار است؟ >>pes<< Shall we go to a little more upscale restaurant? میشه بریم به یک رستوران شیک تر. آیا به تعمیرگاه بلندتر برویم؟ >>pes<< Most government workers are on furlough. بیشتر کارکنان دولت در مرخصی هستند. بسیاری از دولتان بر خزلف می‌باشند. >>pes<< I have never heard of him since then. تا قبل ار این هرگز از او چیزی نشنیده بودم. از آن زمان تا به حال او را نشنیده‌ام. >>pes<< How do you define "servility"? چگونه «سرسپردگی» را تعریف می کنید؟ حکمت را چگونه تعریف می‌کنید؟ >>pes<< Tom is the one who gave me this bicycle. تام کسی است که این دوچرخه را به من داد. تام این دوچرخه را به من داد. >>pes<< I'll come by and pick you up tomorrow morning. فردا صبح من خواهم آمد و تو را می برم. فردا صبح می‌آیم و تو را برمی آورم. >>pes<< There is nothing left for them. برای آنها هیچ باقی نمانده است. چیزی برای ایشان باقی نمانده است. >>pes<< Time turns hair gray. زمان مو را خاکستری می کند. زمان موی سفید می‌شود. >>pes<< Everybody agreed with his idea. همه با نظرش موافقت کردند. و همه با فکر او توافق کردند. >>pes<< My father stretched after dinner. پدرم بعد از شام دراز کشید. پدرم بعد از شام دراز شد. >>pes<< Tom said that he wanted to leave Boston by the end of this year. تام گفت می‌خواهد تا قبل از پایان سال بوستون را ترک کند. و تام گفت که می‌خواهد تا آخر امسال بوستون را ترک کند. >>pes<< He made up his mind to keep his plan secret. تصمیم گرفت نقشه‌اش را مخفی نگه دارد. پس تصمیم گرفت که نقشه خود را مخفی نگاه دارد. >>pes<< Both Piotr and Lech are from Poland. پیتر و لخ هر دو اهل لهستان هستند. و پیوتر و لیخ از لهستان می‌باشند. >>pes<< Experience is the best teacher. تجربه بهترین آموزگار است. تجربه بهترین معلم است. >>pes<< They eat raw meat. آنها گوشت خام می خورند. گوشت خام می‌خورند. >>pes<< From Kate's point of view, he works too much. از دیدگاه کیت، او بیش از حد کار می‌کند. از نظر کیت، زیاده عمل می‌کند. >>pes<< There are no stupid questions, only stupid people. سؤال احمقانه وجود ندارد اما افراد احمق چرا. هیچ سوال احمقانه‌ای نیست، فقط مردم احمق. >>pes<< A poor workman blames his tools. کارگر بی‌مهارت، ابزار کارش را مقصر می‌داند. کارگر فقیر اسباب خود را ملامت می‌کند. >>pes<< I went to school. من به مدرسه رفتم. به مدرسه رفتم. >>pes<< You should better not smoke in his presence. بهتر است در حضور وی سیگار نکشید. بهتر است که در حضور او سیگار نکشی. >>pes<< Your garden needs some attention. یکم به باغت برس باغ تو توجه بسیار دارد. >>pes<< I don't have a drinking problem. من مشکل نوشیدنی ندارم. من با نوشیدن مشکل ندارم. >>pes<< If Maria spoke less hastily, people would be able to understand her better. اگه ماریا آهسته تر صحبت میکرد، مردم بهتر حرفاشو میفهمیدن. و اگر ماریا کمتر به تعجیل سخن می‌گفت، مردم می‌توانستند او را بهتر بفهمند. >>pes<< I as well as you am to blame. منم به اندازه تو مقصر هستم. من نیز مثل تو سرزنش می‌کنم. >>pes<< I don't have a beach house. من یک خانه ساحلی ندارم. خانه ساحلی ندارم. >>pes<< Three-fourths of the earth's surface is water. سه چهارم سطح زمین آب است. سه چهارم سطح زمین آب است. >>pes<< My grandmother was gradually becoming forgetful and frail. مادربزرگم به تدریج فراموشکار و نحیف می شد. مادر بزرگ من کم کم به فراموشی و ضعف مبدل می‌شد. >>pes<< In order to do that, you have to take risks. برای انجام این کار باید خطر کنی. برای این که چنین کنید، باید ریسک کنید. >>pes<< I seem to have lost my purse. به نظر می رسد که کیف پولم را گم کردم. به نظر می‌آید که کیف خود را گم کرده‌ام. >>pes<< Come here and help me. بیا اینجا و به من کمک کن. بیا اینجا و مرا اعانت کن. >>pes<< You should get some rest. تو باید قدری استراحت کنی کمی استراحت کن. >>pes<< I'm not covering your roof with straw. من سقف شما را با کاه نمی‌پوشانم. سقف تو را به کاه مپوشانم. >>pes<< What language is he speaking? به چه زبانی دارد صحبت می‌کند؟ به چه زبانی سخن می‌گوید؟ >>pes<< I'd like to confide in you. من دوست دارم به تو اعتماد کنم. می‌خواهم به شما اعتماد کنم. >>pes<< They are too busy fighting against each other to care for common ideals. آنها به قدری مشغول نزاع با یکدیگراند که برای رسیدن به مشترکات مجالی نیست. با یکدیگر جنگ می‌کنند تا از ایده های عام مراقبت نمایند. >>pes<< You aren't really going to argue with Tom, are you? تو که واقعا نمی خواهی با تام مجادله کنی، می خواهی؟ در واقع با تام بحث نمی کنید، می‌خواهید؟ >>pes<< She has seven sons. او هفت پسر دارد. و او را هفت پسر است. >>pes<< I owe you my life. من زندگیم را به شما مدیون هستم. جان خود را به تو مدیونم. >>pes<< No road is long with good company. هیچ سفری با همراه خوب طولانی نیست. هیچ راه با گروه نیکو دراز نیست. >>pes<< She accused her of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. و او را متهم کرد که دوچرخه را دزدیده است. >>pes<< We made good time since the traffic was light. ترافیک سبک بود مسیر رو خوب اومدیم (زود رسیدیم) و از وقتی که تجارت سبک بود، وقت نیکو می‌داشتیم. >>pes<< We have a white cat. ما گربه ی سفيد داريم. گربه سفید داریم. >>pes<< Tom crawled into bed just before midnight. تام درست قبل از نیمه شب به درون رختخوابش خزید. و تام پیش از نیمه شب به رختخواب خزید. >>pes<< My mother tasted the soup and added a little more salt. مادرم سوپ را چشید و بعد کمی نمک به آن اضافه کرد. مادرم سوپ را چشیده، کمی نمک بیشتر آورد. >>pes<< Tom is fastidious. تام ایرادگیر است. تام روزه‌دار است. >>pes<< The brain has a complex structure. مغز ساختاری پیچیده دارد. مغز ساختار پیچیده‌ای دارد. >>pes<< Did you go to the art exhibition? به نمایشگاه هنر رفته ای؟ آیا به نمایشگاه هنر رفته‌اید؟ >>pes<< I would rather die than surrender. من ترجیح می‌دهم بمیرم تا اینکه تسلیم شوم. ترجیح می‌دهم بمیرم تا تسلیم شوم. >>pes<< One is not allowed to break his promise. آدم اجازه ندارد قولش را بشکند. هیچ‌کس نمی تواند وعده خود را بشکند. >>pes<< I never had any reason to hurt Tom. من هیچگاه دلیلی برای صدمه زدن به تام نداشتم. هیچ‌گاه دلیلی نداشتم که تام را آزار دهم. >>pes<< You're reasonable. شما قابل قبول هستید. تو معقول هستی. >>pes<< Two years ago I could not play basketball at all. دو سال پیش من اصلا نمی توانستم بسکتبال بازی کنم. دو سال پیش به هیچ وجه نتوانستم بسکتبال بازی کنم. >>pes<< Who was the last person to log on to the computer? آخرین کسی که به کامپیوتر وصل شد، کی بود؟ چه کسی آخرین بود که به کامپیوتر درآمد؟ >>pes<< I love playing tennis more than swimming. تنیس بازی را بیشتر از شنا کردن دوست دارم. تنيس را بيشتر از شنا کردن دوست دارم. >>pes<< If you don't kill them, they'll kill you. اگه تو اونا رو نکشی، اونا تو رو می‌کشن. اگر آنها را نکشی، تو را خواهند کشت. >>pes<< He said that he would be back soon. او گفته بود که به زودی بر می گردد. او گفت: «به زودی برمی گردد.» >>pes<< I was surprised to see you here. من از دیدن شما در اینجا متعجب شدم. از دیدن شما در اینجا تعجب کردم. >>pes<< Go on. تابع. برو. >>pes<< The bigger they are, the harder they fall. هر چه بزرگتر باشند، سخت‌تر سقوط می کنند. هرچه بزرگتر باشند، سخت‌تر می‌افتند. >>pes<< Love is giving something one doesn't have. عشق دادن چیزی است که انسان ندارد. محبت چیزی را می‌بخشد که کسی ندارد. >>pes<< A thousand years makes a millennium. هر هزار سال معادل یک هزاره است. هزار سال هزاره می‌سازد. >>pes<< He could not come on account of his illness. او به علت بیماری‌اش نتوانست بیاید. و به‌سبب بیماری او نتوانست آمد. >>pes<< The train bound for Sendai has just left. قطار سنداي همين الان حرکت کرد. و قطاری که به جهت ارسای بسته شده است، به‌جا گذاشته شده است. >>pes<< Those people ruin their government, but they don't know how to build it again. آن مردم دولتشان را نابود می کنند، ولی نمی دانند که آن را چطور دوباره بسازند. آن قوم دولت خود را خراب می‌کنند، اما نمی دانند که چگونه آن را باز بنا کنند. >>pes<< Stop smoking. سیگار نکش. سیگار کشیدن را بس کن. >>pes<< I don't know exactly what it means. نمی دونم دقیقا معنیش چی میشه من دقیقا نمی دانم که چه معنی می‌دهد. >>pes<< Thank you so much for attending! خیلی ممنون برای حضورتون. از حضور شما بسیار تشکر می‌کنم. >>pes<< A lazy man always finds excuses. آدم تببل همیشه بهانه‌ای پیدا می‌کند. مرد تنبل همیشه بهانه می‌یابد. >>pes<< I gave him the books I had. کتاب هائی را که داشتم به او دادم . کتابهایی را که داشتم به او دادم. >>pes<< Burj Khalifa is currently the tallest skyscraper in the world. اکنون برج خلیفه بلندترین آسمانخراش دنیا است. برج خلیف در حال حاضر بلندترین آسمان خراش در جهان است. >>pes<< I was born in a Muslim-majority country. در یک کشور اکثریت مسلمان متولد شدم. در وطن اسلامی متولد شدم. >>pes<< Don't be foolish. احمق نباش! احمق مباش. >>pes<< As always, Keiko showed us a pleasant smile. مثل همیشه، کیکو یک لبخند خوشایند به ما نشان داد. مثل همیشه، قیقو لبخند خوشی به ما نشان داد. >>pes<< Actions speak louder than words. دو صد گفته چون نیم کردار نیست. عملها از سخنان بلندتر سخن می‌گوید. >>pes<< This room is used for various purposes. این اتاق برای چندین منظور استفاده می شود. این اتاق برای اهداف مختلف استفاده می‌شود. >>pes<< The book is of great value. آن کتاب ارزش والایی دارد. کتاب با ارزش است. >>pes<< The best way to have a friend is to be a friend. بهترین راه برای داشتن یک دوست، بودن یک دوست است. بهترین راه برای دوست داشتن، دوست بودن است. >>pes<< If you didn't know me that way then you simply didn't know me. اگر تو من را آنقدر نمی شناختی پس من را اصلا نمی شناختی. اگر به این طریق مرا نمی شناختید، پس به سادگی مرا نمی شناختید. >>pes<< Ramadan is the month of the Quran. رمضان ماه قرآن است. رمضان ماه قرآن است. >>pes<< You aren't really going to kill Tom, are you? تو که واقعا نمی خواهی تام را بکشی. می خواهی؟ تو که قصد قتل تام نداری، می‌کنی؟ >>pes<< Tom likes squirrels. تام سنجاب ها را دوست دارد. تام سنجابها را دوست می‌دارد. >>pes<< I'm happy that I was born. من خوشحالم که به دنیا آمدم. خوشحالم که به دنیا آمدم. >>pes<< Greek and Latin are useful languages. That's why I study them. یونانی و لاتین زبان های مفیدی هستند به همین دلیل است که آنها را می خوانم. زبان یونانی و لاتین زبانهای مفید است. به همین سبب آنها را مطالعه می‌کنم. >>pes<< I am too busy to go. آن قدر سرم شلوغ است که نمی توانم بروم. بسیار مشغول می‌باشم تا بروم. >>pes<< I think I will wear this red sweater. فکر کنم که سویت شرت قرمز را بپوشم. گمان می‌برم این لباس قرمز را بپوشم. >>pes<< When she began to stutter, her classmates couldn't help laughing. وقتی که او به لکنت افتاد، همکلاسی هایش نتوانستند جلوی خنده شان را بگیرند. و چون شروع به سخن گفتن کرد، همکلاسی هایش نتوانستند خنده کنند. >>pes<< He speaks Chinese. او چینی را صحبت می کند. به چینی سخن می‌گوید. >>pes<< If you had a word processor, you'd be free from all this trouble. اگر یک واژه‌پرداز می‌داشتید، از تمام این دردسرها خلاص می‌شدید. اگر کلمه‌ای می‌داشتید، از همه این بلا آزاد می‌شدید. >>pes<< My name is Yamada. نام من یامادا است. اسم من یامادا است. >>pes<< I'm confused. What do I do now? من گیج شده ام.حالا چکار باید بکنم؟ من گیج شده‌ام. الان چه کنم؟ >>pes<< Tom awoke at daybreak. تام هنگام طلوع بیدار شد. و تام صبح بیدار شد. >>pes<< Me? I'm a plain old salaryman. من؟ من فقط یک حقوق بگیر ساده پیرم. من؟ من یک مزدور ساده هستم. >>pes<< Criminal law, also known as penal law, involves prosecution for an act that has been classified as a crime. حقوق کیفری ، که همچنین بعنوان حقوق جزا نیز شناخته می شود، مستلزم تعقیب کیفری فعلی است که بعنوان جرم طبقه بندی شده است. شریعت مجرم نیز که به شریعت قلمی معروف است، به‌سبب عملی که به جرم طبقه‌بندی شده است، حکم می‌کند. >>pes<< He rubbed his hands together. او دستهایش را به هم مالید. دستهای خود را به هم پوشانید. >>pes<< I congratulated him on passing the entrance exam. من به دلیل قبولی در آزمون ورودی به او تبریک گفتم. و چون از امتحان ورودی گذشتم، او را تبریک گفتم. >>pes<< May I eat this orange? ممکن است به من این پرتغال را بدهی؟ آیا این نارنجی را بخورم؟ >>pes<< Millie loves me. میلی من را دوست دارد. میلی مرا دوست می‌دارد. >>pes<< It was Alister who killed Barbara. این آلیستر بود که باربارا را کشت. و اَلِيستر، باربارا را کشت. >>pes<< We express our thoughts by means of languages. ما افکارمان را به وسیله‌ی زبان بیان می‌کنیم. افکار خود را به زبان بیان می‌کنیم. >>pes<< This is a cave. اين يک غار است . این غار است. >>pes<< He who starts ten tasks won't finish a single one. سنگ بزرگ نشانهٔ نزدن است. هر‌که ده کار را آغاز کند، یکی را تمام نخواهد کرد. >>pes<< Would you like to sell your house? آیا شما می‌خواهید خانه‌تان را به او بفروشید؟ آیا می‌خواهید خانه خود را بفروشید؟ >>pes<< There are no trashcans on this street. در این خیابان هیچ سطل زباله‌ای نیست. بر این کوچه زباله‌ها نیست. >>pes<< Our planet, Earth, is always in motion. سیاره‌ی ما، زمین، همواره در حرکت است. ‌ای زمین، زمین ما همیشه در حرکت است. >>pes<< What kind of job are you looking for? به چه نوعی کار دنبال هستید؟ در جستجوی چه کاری هستید؟ >>pes<< Tom seems to be enjoying himself. انگار به تام خیلی خوش می‌گذرد. به نظر می‌آید که تام از خود لذت می‌برد. >>pes<< Two Iranian professors of physics were assassinated. دو پروفسور فیزیک ایرانی ترور شدند. و دو استاد فیزیک ایرانی کشته شدند. >>pes<< I'll do it by all means. با کمال میل این کار را خواهم کرد. به هر وسیله‌ای این کار را خواهم کرد. >>pes<< Do you like this? از این خوشت میاد؟ (?Az in xošet miyād) آیا این را دوست می‌دارید؟ >>pes<< Go away! گم شو! دور شو! >>pes<< Upon hearing the news, she burst out crying. با شنیدن خبر، او ناگهان به گریه افتاد. چون خبر را شنید، فریادکنان بیرون آمد. >>pes<< Really? جدا؟ واقعاً؟ >>pes<< One has to do one's best in everything. فرد باید در هر کاری بیشترین تلاش خود را انجام دهد. هر کس باید در همه‌چیز بهترین عمل کند. >>pes<< Iranians used to eat main meal with yoghurt. ایرانی ها عادت دارند که با غذاهای اصلی ماست بخورند. و ایرانیان با یشورت غذا می‌خوردند. >>pes<< Where is the bank? بانک کجاست؟ بانک کجاست؟ >>pes<< What do you mean by Human? منظورتان از انسان چیست؟ منظورت از انسان چیست؟ >>pes<< Tom accused her of having stolen the bike. تام او را به دزدیدن دوچرخه متّهم کرد. و تام او را به دزدی دوچرخه متهم کرد. >>pes<< Do you have someplace to stay? جایی برای ماندن داری؟ آیا جایی برای اقامت دارید؟ >>pes<< The community is made up of individuals. جامعه متشکل از اشخاص است. این جماعت از اشخاص ساخته شده است. >>pes<< Oh, really? اوه، واقعاً؟ اوه، واقعاً؟ >>pes<< My mother died when I was a kid. وقتی که بچه بودم، مادرم مرد. مادرم هنگامی که طفل بودم مرد. >>pes<< The red lines on the map represent a railway. خطوط قرمز روی نقشه راه آهن را نشان میدهند. ریسمانهای قرمز بر نقشه، راه آهن را نشان می‌دهد. >>pes<< And you? و شما و تو؟ >>pes<< How's Tom? تام حالش چطوره؟ تام چطوره؟ >>pes<< My mother set the table. مادرم میز را چید. مادرم سفره را برپا می‌کرد. >>pes<< Tom dropped Mary off in front of John's. تام ماری را جلوی خانه ی جان پیاده کرد. و تام، مریم را پیش روی یحیی انداخت. >>pes<< The most interesting information comes from children, for they tell all they know and then stop. جالب‌ترین اطلاعات از بچه‌ها حاصل می‌شود، زیرا همهٔ آنچه می‌دانند را بازگو می‌کنند و متوقف می‌شوند. جالبترین اخبار از فرزندان می‌آید، زیرا هر‌چه رامی دانند و بعد از آن توقف می‌کنند، می‌گویند. >>pes<< There is only one sin in the world, and it is ignorance. در جهان تنها یک گناه وجود دارد و آن جهل است. در جهان فقط یک گناه است و بی‌دانش است. >>pes<< He is from another world. او از جهانی دیگر است. او از جهان دیگر است. >>pes<< You will soon cease to think of her. به زودی دیگر به او فکر نخواهی کرد. به زودی تفکر او را ترک خواهی کرد. >>pes<< Walking along the street, I saw the accident. از کنار خیابون رد می شدم که تصادف رو دیدم. و در کوچه راه می‌رفتم و آن تصادف را دیدم. >>pes<< The police didn't book Tom for murder. پلیس تام را به قتل متهم نکرد. و پلیس تام را برای قتل ننوشت. >>pes<< I saw an airplane. من یک هواپیما دیدم. و هواپیما را دیدم. >>pes<< I don't suppose you know anything about Tom, do you? فکر نکنم شما چیزی راجع به تام بدانید. می دانید؟ گمان نمی برم که چیزی درباره تام بدانید، آیا می‌دانید؟ >>pes<< Tom came back. تام برگشت. و تام برگشت. >>pes<< Relax, it's just a scarecrow. آرام باش، این فقط یک مترسک است. آرام باش، این فقط یک مترسک است. >>pes<< Human beings are members of a whole, In creation of one essence and soul. If one member is afflicted with pain, Other members uneasy will remain. If you have no sympathy for human pain, The name of human you cannot retain. بنی‌آدم اعضای یک‌پیکرند// که در آفرینش زیک گوهرند// چو عضوی به‌درد آورد روزگار// دگر عضوها را نماند قرار// تو کز محنت دیگران بی‌غمی// نشاید که نامت نهند آدمی انسان‌ها اعضای همه‌اند، در آفرینش یک طبیعت و جان. و اگر یک نفر به درد مبتلا شود، اعضای دیگر خواهند ماند. و اگر شما برای درد انسان و اسم انسان دلسوزی ندارید، نمی توانید نگاه دارید. >>pes<< If he can do it well, so much more can we. اگه اون می تونه خوب انجامش بده ما بهتر می تونیم انجامش بدیم. اگر او می‌تواند آن را نیکو کند، ما نیز بسیار می‌توانیم. >>pes<< He abandoned his family. او خانواده اش را ترک کرد. پس خاندان خود را ترک کرد. >>pes<< It doesn't matter when you come. مهم نیست که کِی می‌آیی. وقتی که می‌آیی مهم نیست. >>pes<< He took the first place in the race. او در مسابقه به جایگاه اول رسید. و او اولین مقام را در مسابقه گرفت. >>pes<< Please leave. لطفا برو بیرون. خواهش می‌کنم برو. >>pes<< Have I kept you waiting? منتظرت نگه داشتم؟ (نوعی معذرت خواهی از دوستان نزدیک) آیا تو را انتظار کشیده‌ام؟ >>pes<< Please speak in Esperanto. لطفاً به اسپرانتو صحبت کنید. لطفا به اسپرانتو سخن بگویید. >>pes<< Keep out! برو بیرون! بیرون شو! >>pes<< Persian Gulf is an element of historical identity of Iranian People. خلیج فارس بخش از هویت تاریخی ایرانیان است. خلیج فارس عنصری از هویت تاریخی امت های ایرانی است. >>pes<< Now, that is something I will not put up with. در حال حاضر این چیزی نیست که من با آن کار بیایم. و الان این چیزی است که من آن را برپا نخواهم داشت. >>pes<< Artists use lies to tell the truth, while politicians use them to cover the truth up. هنرمندان از دروغ برای بیان حقیقت استفاده می کنند، در حالیکه سیاستمداران آن را برای پنهان کردن حقیقت به کار می برند. هنرمندان دروغ می‌گویند که حقیقت را می‌گویند، در حالی که سیاستمداران از ایشان برای پوشانیدن راستی استفاده می‌کنند. >>pes<< I did not want to alarm you. من نمی خواستم به شما اخطار کنم. نمی خواستم شما را بیم دهم. >>pes<< Do you eat rice every day? آیا هر روز برنج می‌خوری؟ آیا هر روز برنج می‌خورید؟ >>pes<< He was strongly against all violence. او در برابر تمام خشونت محکم ایستاد. و او با همه ظلمها سخت رفتار می‌کرد. >>pes<< He is unpredictable. او غیر قابل پیش بینی است. او غیرقابل پیش‌بینی است. >>pes<< I can't catch up with him. نمی تونم بهش برسم. نمی توانم او را گرفتار کنم. >>pes<< All the students began talking at once. همه دانش آموزان همزمان شروع به صحبت کردن نمودند. و همه شاگردان در ساعت شروع به سخن گفتن کردند. >>pes<< I have two cats. من دو گربه دارم. دو گربه دارم. >>pes<< A telephone call from him is probable tonight. امشب احتمال دارد او تلفن بزند. آواز تلفنی از او امشب ممکن است. >>pes<< Whose book is this? این کتاب مال چه کسی است؟ این کتاب کیست؟ >>pes<< She tried to get a tent, but she couldn't find the one she wanted. او سعی کرد یک چادر پیدا کند اما نتوانست آنچه را که می خواست بیابد پس می‌خواست خیمه‌ای بگیرد، اما کسی را که می‌خواست، نیافت. >>pes<< Pass me the salt and pepper, please. نمک و فلفل را بگردان، لطفا. نمک و فلفل را به من بده، لطفا. >>pes<< Many people were waiting in line. خیلی ها در صف منتظر بودند. وبسیاری از مردم در صف انتظار می‌کشیدند. >>pes<< He broke with his partners. او با شرکایش به هم زد. و او با رفقای خود شکست. >>pes<< Speak clearly. روشن حرف بزن. به دقت سخن بگو. >>pes<< The worst song in Eurovision came in first and the best came second to last. How stupid! بدترین آهنگ یورویژن اول شده است و بهترین آهنگ آن دوم از آخر شده است. چه احمقانه! و بدترین سرود در یورویوبیل اول آمد و بهترین دو مرتبه تمام شد. چقدر احمق. >>pes<< If I were him, I wouldn't put up with it. اکر من جای او بودم با آن کنار نمی آمدم. اگر من او بودم، آن را برپا نمی داشتم. >>pes<< Come along with us. بیا با ما برویم. همراه ما بیا. >>pes<< The doctor gave her a sedative. دکتر به او یک آرام‌بخش داد. و دکتر به او آرام‌بخش داد. >>pes<< He seems not to have known it. به نظر می آید او نفهمیده باشد. به نظر می‌آید که این را ندانسته است. >>pes<< You should order in advance. باید از قبل سفارش دهید. به‌پیش تعیین نما. >>pes<< I haven't bothered checking it. حال نداشتم چک کنم. به خود زحمت نداده‌ام که آن را بررسی کنم. >>pes<< She worked so hard that eventually she became ill. او آنقدر زیاد کار میکند که بالاخره بیمار میشود. پس چنان زحمت کشید که سرانجام بیمار شد. >>pes<< That album reminds me of the school happy days. آن آلبوم مرا به یاد روزهای خوش مدرسه می اندازد. آن آلبوم مرا یاد روزهای خوش مدرسه می‌اندازد. >>pes<< But I don't want to escape, I want to see Italy. اما من نمیخواهم فرار کنم، میخوام ایتالیا را ببینم اما من نمی خواهم فرار کنم. می خواهم ایتالیا را ببینم. >>pes<< You're Tom, aren't you? شما تام هستید. این طور نیست؟ تو تام هستی، مگه نه؟ >>pes<< I will catch the next bus. سوار اتوبوس بعدی می شوم. اتوبوس بعدی را خواهم گرفت. >>pes<< The truth is lived, not taught. حقیقت زیستنی است نه آموختنی. راستی زنده است و تعلیم نیافته است. >>pes<< How much will you pay us? چقدر شما به ما پرداخت خواهید کرد؟ چقدر به ما می‌دهی؟ >>pes<< I didn't call on you for fear of disturbing you. من از ترس ایجاد مزاحمت باهات تماس نگرفتم شما را به‌سبب ترسی که شما را مضطرب می‌سازد، نخوانده‌ام. >>pes<< He saved my life. او زندگی مرا نجات داد. او جان مرا نجات داد. >>pes<< My attitude to the comma is physiological; the more breath I have, the fewer commas I use. طرز برخورد من با کاما روانی است؛ هر چه نفس بیشتری داشته باشم، کاماهای کمتری استفاده می‌کنم. طرز فکر من نسبت به کاما بی‌فیزی است. هر‌چه نفس بیشتر داشته باشم، از کاما کمتر استفاده می‌کنم. >>pes<< It is time to go. موقع رفتن است. وقت رفتن است. >>pes<< Be careful. مواظب باش! مراقب باشید. >>pes<< I jog twice a week. من هفته ای دو بار پیاده روی می کنم. در هفته دو بار می‌دوم. >>pes<< Meat, please. گوشت، لطفا. گوشت، خواهش می‌کنم. >>pes<< I asked Tom to keep quiet. من از تام خواستم ساکت بماند. از تام خواستم که ساکت بماند. >>pes<< There is no road to love. Love is the road. راه عشق وجود ندارد. عشق خود راه است. راه محبت نیست. محبت راه است. >>pes<< This bird lives neither in Japan nor in China. این پرنده نه در ژاپن می زید و نه در چین. این پرنده نه در ژاپن و نه در چین زندگی می‌کند. >>pes<< Don't lend books; no one gives them back. The only books that are still left in my library are ones that I have borrowed from other people. کتاب‌ها را امانت ندهید؛ هیچکس آنها را پس نمی‌دهد. تنها کتابهایی که هنوز در کتابخانهٔ من باقی مانده‌اند، آنهایی هستند که از دیگران به امانت گرفته‌ام. کتاب را قرض منما. کسی ایشان را رد نمی کند. تنها کتابهایی که در کتابخانه من باقی‌مانده‌اند، آنهایی هستند که از قوم دیگر قرض گرفته‌ام. >>pes<< You need to be proactive. شما احتیاج دارید پیش‌فعال باشید. به عمل آوردن نیاز داری. >>pes<< "What's the purpose of your visit?" "I'm a tourist." هدف از سفر چیست؟ من جهانگرد هستم. «هدف تو از تفقد تو چیست؟ و من گردشگر هستم.» >>pes<< You should keep your mouth shut. تو باید دهنت رو بسته نگاه داری دهان خود را ببند. >>pes<< What was the hotel called? I can't remember. نام آن هتل چه بود؟ یادم نمی آید. چه هتلی خوانده می‌شد و یادم نمی آمد. >>pes<< It's very easy to become famous when you're very well-known. زمانی که خیلی معروف هستی؛ به سهولت مشهور خواهی شد. وقتی که بسیار معروف شده‌ای، بسیار آسان است. >>pes<< God is one. خدا یکیست. خدا یکی است. >>pes<< His house is beyond the hill. خانه او پشت تپه است. خانه او آن طرف کوه است. >>pes<< Forwards! Without stopping without fearing! به جلو! بدون توقف، بدون ترس. پیش روی، بی‌ترس می‌ایستید. >>pes<< I prefer working to doing nothing. من ترجیح می دهم که کار کنم تا اینکه هیچ کاری انجام ندهم. ترجیح می‌دهم که هیچ‌کار نکنم. >>pes<< John caught a tiger and shot two lions. جان یک ببر را کشت و به دو شیر شلیک کرد. و یحیی ببر گرفته، دو شیر را زد. >>pes<< The doctor told her that she should take a rest. دکتر به او گفت او باید استراحت کند. و دکتر او را خبر داد که استراحت کند. >>pes<< A piano is expensive, but a car is more expensive. یک پیانو گران است، اما یک ماشین گرانتر است. پیانو گران است، اما ماشین گرانتر است. >>pes<< I would like to meet my friend by next week. من دوست دارم تا هفتهٔ آینده با دوستم دیدار کنم. می‌خواهم دوست خود را هفته بعد ملاقات کنم. >>pes<< Why do you ask? چرا می پرسی؟ چرا سوال می‌کنی؟ >>pes<< The baby is crying. بچه گریه می کند. طفل گریه می‌کند. >>pes<< Taro has a strong sense of responsibility. تارو احساس مسئولیت زیادی می‌کند. تارو احساس مسئولیت قوی دارد. >>pes<< If we have no peace, it is because we have forgotten that we belong to each other. اگر ما صلح نداریم، به این دلیل است که ما فراموش کرده ایم به یکدیگر تعلق داریم. اگر سلامتی نداریم، به‌سبب این است که فراموش کرده‌ایم که از یکدیگر هستیم. >>pes<< I thought my eyes were playing tricks on me. فکر کردم چشم‌هایم مرا فریب می‌دهند. فکر می‌کردم که چشمانم مرا فریب می‌دهد. >>pes<< A fool always believes that it is the others who are fools. نادان همه را به کیش خود پندارد. احمق همیشه ایمان می‌آورد که دیگران احمق می‌باشند. >>pes<< We have detected an abnormality on your x-ray. ما در عکس اشعه ایکس شما، نوعی ناهنجاری را تشخیص داده ایم. برصایره تو، بی‌نظمی را کشف کردیم. >>pes<< Is your watch correct? آیا ساعتت درست است؟ آیا ساعت تو راست است؟ >>pes<< She works slowly. او به آرامی کار می کند. به آرامی عمل می‌کند. >>pes<< Getter Jaani is the best singer in the Eurovision Song Contest 2011. گتار جانی بهترین خواننده در مسابقات آواز یوروویژن 2011 است. گتر یانی بهترین خواننده در سرود یوروویوبیل ۲۰۱۱ است. >>pes<< It is common for students to go to school without eating breakfast. خیلی از اوقات دانش‌آموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه می‌روند. برای دانش آموزان معمول است که بدون خوردن صبحانه به مدرسه بروند. >>pes<< Let's watch TV. بیا تلویزیون ببینیم. و تلویزیون را تماشا کنیم. >>pes<< deal with a man as he deals with you. با مردم جوری رفتار کن که با تو رفتار می کنند. با کسی‌که با شما رفتار می‌کند، رفتار نمایید. >>pes<< Tom is the only person that has any chance to persuade Mary. تام تنها کسی است که احتمال دارد ماری را مجاب کند. تام تنها کسی است که فرصت دارد مریم را توبیخ نماید. >>pes<< I don't want to write with this pen. نمی خواهم با این قلم بنویسم. نمی خواهم به این قلم بنویسم. >>pes<< Tom can hold his breath for five minutes. تام می تواند نفسش را برای 5 دقیقه حبس کند. تام می‌تواند تا پنج دقیقه نفس خود را نگاه دارد. >>pes<< Tom is belligerent. تام ستیزه جو است. تام متکبر است. >>pes<< Come along with us. بیا با ما. همراه ما بیا. >>pes<< She complained to me of my small salary. او برای حقوق کم من به من غر می زد. از حقوق کوچکم از من شکایت کرد. >>pes<< Where do Mary and Tom live? مری و تام کجا زندگی میکنند? مریم و تام کجا زندگی می‌کنند؟ >>pes<< She spoke relatively quickly. او نسبتا سریع حرف می زند. به زودی سخن می‌گفت. >>pes<< Smile. لبخند بزن. لبخند بزنید. >>pes<< Dolphins are very intelligent animals. دلفین ها حیوانات بسیار هوشمندی هستند. دلفينها بهایم بسیار باهوش می‌باشند. >>pes<< Never mind. Anyone can make mistakes. اشکالی ندارد. همه می توانند اشتباه کنند. بی‌خیال شو. هر‌که خطا کند، می‌تواند خطا کند. >>pes<< Leave your ivory tower. برج عاج خود را برون شو. برج عاج خود را ترک کن. >>pes<< This is not a sentence. این یه جمله نیست. این حکم نیست. >>pes<< Our company supports several cultural events. شرکت ما از چندین رویداد فرهنگی حمایت می کند. گروه ما چندین وقایع فرهنگی را حمایت می‌کنند. >>pes<< Layla was a forensic archaeologist. لیلا یک پزشک باستان‌شناس قانونی بود. و لیلا باستان‌شناسان بود. >>pes<< How far is it to Brno? تا برنو چقدر راهه؟ تا برانو چقدر دور است؟ >>pes<< I arrived in Tokyo at noon. من ظهر به توکیو رسیدم. و در ظهر به توکیو رسیدم. >>pes<< Pass me the salt, would you? نمک را به من بده، ممکنه؟ آیا نمک را به من می‌دهی؟ >>pes<< My father is oblivious to the emotional pain his abuse caused me. پدرم توجهی به رنج عاطفی که بر اثر سوءاستفاده در من ایجاد کرده است، ندارد. پدر من از دردی که او به من ورزیده است بی‌خبر است. >>pes<< We should make every effort to maintain world peace. ما باید هر گونه تلاشی را جهت حفظ صلح جهانی انجام دهیم. هر کوششی برای حفظ سلامتی دنیا بکنیم. >>pes<< Everybody seeks happiness. همه به دنبال خوشبختی هستند. هر کس شادی را می‌طلبد. >>pes<< This one or that one? این یا آن؟ این یکی یا آن یکی؟ >>pes<< Run for your life! برای زندگی ات بدو! به جهت جان خود فرار کن! >>pes<< She thinks of everything in terms of money. او همه چیز را پول می‌بیند. به هر چیز در نقره فکر می‌کند. >>pes<< Do you like German beers? آبجو های آلمانی رو دوست داری? آیا آبجوهای آلمانی را دوست می‌دارید؟ >>pes<< So far, so good. بسیار دور بسیار خوب است. تا به حال، بسیار نیکو است. >>pes<< This is Kenji's chair. هذا كرسي كنجي. این است کرسی قنجی. >>pes<< The shoemaker's son always goes barefoot. کوزه‌گر از کوزه شکسته آب می‌خورد. پسر کفشساز همیشه پیاده می‌رود. >>pes<< He has a life sentence. محکومیتش مادام العمر است. او را حکم حیات است. >>pes<< Even without makeup, she's very cute. حتی بدون آرایش او بسیار بانمک است. حتی بدون آرایش، بسیار جذاب است. >>pes<< The trains are running behind time. قطارها دیرتر از موعد حرکت می‌کنند. قطارها از عقب زمان می‌دوند. >>pes<< This is my email address. این نشانی پست الکترونیکی من است. این است نشانی پست الکترونیکی من. >>pes<< Cats catch mice. گربه ها موش ها را می گیرند. گربه‌ها موشها را می‌گیرند. >>pes<< I paid him 20000 yen on account. 20,000 ین به عنوان بخشی از طلبش به او پرداخت کردم. و بیست هزار ین به او دادم. >>pes<< Tom doesn't feel up to going out today. تام امروز حس و حال بیرون رفتن را ندارد. تام امروز احساس بیرون رفتن نمی کند. >>pes<< My brother is coming on Monday. برادرم روز دوشنبه می آید. برادرم دوشنبه می‌آید. >>pes<< When she falls in love, she looks depressed. وقتی که او عاشق می شود، افسرده به نظر می آید. هنگامی که عاشق می‌شود، به نظر افسرده می‌آید. >>pes<< Today is the first and the last day for me. امروز برای من روز اول و آخره. امروز اولین و آخرین روز برای من است. >>pes<< Scott was a contemporary of Byron. اسکات معاصر بایرون بود. و اسکات یکی از معاصران باروک بود. >>pes<< For the most part I will agree with what he said. تا حد زیادی من با آنچه او گفت، موافقت خواهم نمود. زیرا که بیشتر آن را با آنچه گفت، موافق خواهم ساخت. >>pes<< Is this your real name? آیا این نام واقعی تو است؟ آیا این اسم حقیقی تو است؟ >>pes<< A jack of all trades is master of none. هرکه به همه کار، به هیچ کار. هرکه به یک کار، به همه کار. سرباز همه تجارتها صاحب هیچ‌چیز نیست. >>pes<< Have you ever been in Tehran? هیچ وقت تهران بودی؟ آیا تا به حال در تهران بودی؟ >>pes<< I have had no news from him yet. من هنوز هیچ خبری از او ندارم. هنوز خبری از او ندارم. >>pes<< I was born to love you. من برای دوست داشتن تو زاده شدم. من متولد شدم تا تو را محبت نمایم. >>pes<< We had many exciting experiences in the college. ما تجربه های جالب بسیاری در دانشکده داشتیم. و تجربه های بسیار هیجان انگیز در دانشگاه داشتیم. >>pes<< I don't want to fight anymore. دیگر نمی خواهم مبارزه کنم. دیگر نمی خواهم جنگ کنم. >>pes<< He was never to return to his hometown. او هرگز به زادگاهش بر نگشت. و او هرگز به وطن خود بازنگشت. >>pes<< It is said that Japanese people are kind to people they know, but rather cold to those they don't. گفته می شود که ژاپنی با افرادی که آنها را می شناسند بسیار مهربانند، اما با افراد ناشناس سردند. گفته می‌شود که مردم ژاپنی با قومی که می‌شناسند مهربانند، بلکه برای آنانی که نمی دانند، سرد است. >>pes<< He goes to work on foot every day except on rainy days. او به غیر از روزهای بارانی، پیاده به سر کار می رود. هر روز پیاده به کار می‌رود، جز در روزهای باران. >>pes<< The police caught the burglar red-handed. پلیس دزد رو در حین ارتکاب جرم گرفت. و پلیس آن دزد را به‌دست سرخ گرفت. >>pes<< She likes poetry and music. او شعر و موسیقی دوست دارد. شعر و موسیقی را دوست می‌دارد. >>pes<< She had to speak before a large audience. می‌بایست در مقابل حاضر زیادی سخنرانی کند. و او را مجبور کردند که به حضور شنوندگان بسیار سخن گوید. >>pes<< Tom is young and single. نام جوان و مجرد است. تام جوان و مجرد است. >>pes<< They have not learnt that they must obey their superiors and respect them. آنها یاد نگرفته اند که باید از مافوقشان اطاعت کنند و به آنها احترام بگذارند. ندانسته‌اند که باید از بزرگان خود اطاعت نموده، ایشان را احترام نمایند. >>pes<< I'm not going to explain it to you. برایت توضیح نمی‌دهم. من آن را برای شما بیان نمی کنم. >>pes<< Happy is he who desires nothing anymore! خوشحال اوست که هیچ چیز دیگری نمی‌طلبد! خوشابحال کسی‌که دیگر چیزی نمی خواهد! >>pes<< Tom doesn't know much about guns. تام زیاد راجع به اسلحه ها نمی داند. تام از اسلحه چیزی نمی داند. >>pes<< If you really need a job, why don't you consider working for Tom? اگر واقعا به یک شغل نیاز داری، چرا به کارکردن برای تام فکر نمی کنی؟ اگر کار احتیاج دارید، چرا برای تام کار نمی کنید؟ >>pes<< A ball-pen became a universal handwriting tool, replacing fountain pen. خودکار سرتوپی دار تبدیل به یک ابزار دست نویسی جهانی شده، جای خودکار افشانه ای را گرفت. و ظرفی برای دست‌نوشته‌ای جهانی شد که قلم چشمه‌ای را جایگزین می‌کرد. >>pes<< The army made inroads into the neighboring country. ارتش کشور همسایه را اشغال کرد. و لشکر به زمین همسایه راه می‌آوردند. >>pes<< He showed kindness by giving me a piece of advice. او محبتش را با نصیحتی به من نشان داد. و با نصیحت کردن به من احسان نمود. >>pes<< At first I paid little attention, but slowly my interest awoke. اول زیاد بهش توجه نکردم ولی بعد یواش یواش نظرم بهش جلب شد. در ابتدا اندکی توجه نمودم، اما بهره‌ام به آرامی بیدار شد. >>pes<< He's eating an apple. او سیب می خورد. سیب می‌خورد. >>pes<< He accused her of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. و او را متهم کرد که دوچرخه را دزدیده است. >>pes<< I travel to see the world. من سفر می کنم تا دنیا را ببینم. برای دیدن جهان سفر می‌کنم. >>pes<< He asked for my help. او از من کمک خواست. او از من یاری خواست. >>pes<< Believe it or not, peaches and almonds are in the same family. باور کنی یا نه، هلو و بادوم از یه خونوادن. (Bāvar koni yā na, hulu o bādum az ye xunevādean) خواه باور کنی یا نکنی، هلوها و بادامها در یک قبیله می‌باشند. >>pes<< We have two children. ما دو بچه داریم. ما دو پسر داریم. >>pes<< What is that big building in front of us? آن ساختمان بلندی که جلو ماست، چیست؟ آن عمارت بزرگ پیش روی ما چیست؟ >>pes<< To make money is not the purpose of life. پول در آوردن هدف زندگی نیست. خرید نقره هدف حیات نیست. >>pes<< His story wasn't appropriate for the occasion. داستانش مناسب این مناسبت نبود. و داستانش برای آن مناسبت مناسب نبود. >>pes<< The whole family was sick in bed. کل خانواده در بستر بیماری افتاده بودند. و تمامی خاندان در بستر مریض شدند. >>pes<< The committee was split over the project. اعضای کمیته در مورد پروژه دو دیدگاه متفاوت داشتند. و کمیته بر آن پروژه پاره شد. >>pes<< It's useless to keep on thinking any more. فکر کردن دیگر فایده‌ای ندارد. دیگر تفکر کردن بی‌فایده است. >>pes<< The only language Tom can speak is French. تنها زبانی که تام می‌تواند به آن صحبت کند فرانسوی است. تنها زبان تام می‌تواند سخن گوید، فرانسوی است. >>pes<< We didn't talk yesterday. ديروز ما حرف نمى زديم. و دیروز سخن نگفتیم. >>pes<< We are longing for world peace. ما مشتاق صلح جهانی هستیم. مشتاق سلامتی دنیا هستیم. >>pes<< She broke into tears. او به گریه افتاد. و او اشکها فرو ریخت. >>pes<< They're moving away. آنها دارند اسباب کشی می کنند. ایشان می‌روند. >>pes<< It was a difficult year for us. سال سختی برای ما بود. سال سختی برای ما بود. >>pes<< I just cleaned the bathroom. همین الآن دست‌شوئی را تمیز کردیم. و حمام را تازه طاهر ساختم. >>pes<< Only the dead have seen the end of the war. فقط مرده ها پایان جنگ را شاهد بوده اند. فقط مردگان عاقبت جنگ را دیده‌اند. >>pes<< The more the better. هر چه بیشتر، بهتر. هر چه بیشتر بهتر. >>pes<< The difference between the right word and almost the right word is the difference between lightning and the lightning bug. تفاوت بین کلمهٔ صحیح و کلمهٔ تقریباً صحیح مانند تفاوت بین مهتاب و کرم شب‌تاب است. تفاوت میان کلمه راست و نزدیک به کلمه راست، تفاوت میان برق و حشره برق است. >>pes<< He got good marks in math. او در ریاضیات نمرات خوبی گرفت. و علامتهای نیکو در ریاضیات یافت. >>pes<< I wish you nothing but happiness. چیزی به‌جز خوشبختی برای‌تان نمی‌خواهم. جز خوشی برای شما چیزی نمی خواهم. >>pes<< We saw the monkey at the zoo. آن میمون را در آن باغ‌وحش دیدیم. و میمون را در باغ وحش دیدیم. >>pes<< How do you say that in German? در زبان آلمانی آن را چگونه می گویید؟ چگونه این را به آلمانی می‌گویید؟ >>pes<< Where are you taking me? داری من را کجا می‌بری؟ مرا کجا می‌برید؟ >>pes<< It's true. درست است. راست است. >>pes<< How was your test? امتحانت، چطور بود؟ امتحان تو چگونه بود؟ >>pes<< We must preserve our peaceful constitution. ما باید قانون اساسی صلح آمیز خود را حفظ کنیم. ما باید قانون صلح خود را نگاه داریم. >>pes<< I learned French instead of German. من به جای آلمانی، فرانسه آموختم. به جای آلمانی زبان فرانسوی یاد گرفتم. >>pes<< What he did wasn't wrong. کاری که او کرد، اشتباه نبود. و آنچه کرد اشتباه نبود. >>pes<< I won't ask you anything else today. امروز دیگر از تو چیزی نخواهم خواست. امروز از شما چیزی نخواهم پرسید. >>pes<< A crowd of 500 filled the theater. جمعیت حدود 500 نفر تو تیاتر بود. و گروهی از پانصد نفر تئاتر را پر کردند. >>pes<< I'm a tourist. من توریستم. من گردشگر هستم. >>pes<< You are old enough to take care of yourself. به اندازه کافی بزرگ شدی که از خودت مراقبت کنی تو به قدری پیر شده‌ای که مراقب خویشتن باشی. >>pes<< I called your office today, but you weren't in. من امروز با دفتر شما تماس گرفتم، ولی شما نبودید. امروز دفتر تو را خواندم، اما تو نبودی. >>pes<< "What a nice surprise," Tom said as he opened the door and saw Mary standing there. «خوب غافلگیرم کردی.» تام این را هنگامی گفت که در را باز کرد و دید ماری آنجا ایستاده است. و تام گفت: «چه عجیب است که در را باز کرده، مریم را در آنجا ایستاده دید. >>pes<< As far as I am concerned I can leave today. تا جایی که به من مربوط است، می‌توانم امروز بروم. تا جایی که بدانم، امروز می‌توانم بروم. >>pes<< He always takes his coffee strong. همیشه قهوه غلیظ می خوره همیشه قهوه خود را قوی می‌کند. >>pes<< The death of one man is a tragedy, the death of millions is a statistic. مرگ یک انسان تراژدی است اما مرگ میلیونها انسان، آمار است. موت یک نفر مصیبت است و مرگ میلیونها نفر آمار است. >>pes<< See to it that you don't make the same mistake. به این توجه کن که نباید همان اشتباه قبلی را تکرار کنی. پس آن را ببین که همان خطا را نخواهی کرد. >>pes<< He's kicking me! او انگولکم می کند. او مرا لگد می‌زند! >>pes<< I'm not a member of the club. من عضو کلوپ نیستم. من عضو کلوب نیستم. >>pes<< We set out on our journey full of hope. ما سفرمان را با پر از آرزو شروع کردیم ( میکنیم) در سفر پر از امید بیرون رفتیم. >>pes<< He's a snitch! او خبر چین است! او مخبر است. >>pes<< I heard the news by chance. اتفاقی اخبار را شنیدم. خبر را به اتفاق شنیدم. >>pes<< He stayed in New York for three weeks. او برای سه هفته در نیویورک ماند و سه هفته در نیویورک ماند. >>pes<< Judges often use gavels. قاضی ها بیشتر اوقات باج میگیرند. داوران اغلب از رشوه‌ها استفاده می‌کنند. >>pes<< I was disgusted, too. من هم منزجر بودم. من نیز مکروه می‌بودم. >>pes<< He started talking to the dog. او شروع به صحبت کردن با سگ کرد. و شروع به سخن گفتن با سگ کرد. >>pes<< I'll add the finishing touches. آخرین تمیز کاری ها رو خواهم کرد. دست آخر را خواهم افزود. >>pes<< A friend in need is a friend indeed. دوست آن باشد که گیرد دست دوست، در پریشان‌حالی و درماندگی. دوست محتاج، در واقع دوست است. >>pes<< They had to find the strongest candidate possible. آنها می‌بایست قوی‌ترین نامزد ممکن را پیدا کنند. و می‌بایست قوی‌ترین نامزد را ممکن می‌یافتند. >>pes<< Old books are for writers, new ones for readers. کتاب‌های قدیمی برای نویسندگان هستند، کتاب‌های جدید برای خوانندگان. کتابهای کهنه برای نویسندگان و تازه‌ها برای خوانندگان است. >>pes<< Now that you are in Italy, you must absolutely see Naples. حالا که شما در ایتالیا هستید، باید از ناپل دیدن کنید. و الان که در ایتالیا هستی، البته ناپل را خواهی دید. >>pes<< The teacher burst into tears. معلم غرق اشک شد. و معلم اشک می‌ریخت. >>pes<< Finish crying and then we'll talk. گریه را تمام کن و بعد ما صحبت خواهیم کرد. فریاد کشیدن را تمام کن، و بعد از آن گفتگو خواهیم کرد. >>pes<< I just wanted to check my email. فقط می‌خواستم ایمیلم را چک کنم. فقط می‌خواستم ایمیل خود را بررسی کنم. >>pes<< I want to be a better person. من می خواهم فرد بهتری باشم. می‌خواهم شخص بهتری باشم. >>pes<< It is never too late to learn. برای یادگیری هیچوقت دیر نیست. هرگز برای یادگیری دیر نیست. >>pes<< He is fond of chocolate cake. از کیک شکلاتی خوشش می‌آید او به کیک شکلاتی علاقه دارد. >>pes<< Human beings are gifted with infinite potential. به نوع بشر توانایی نامحدود اهدا شده است. انسان از توانایی بی‌نهایت برخوردار است. >>pes<< In 1948, a Jewish state was founded. در سال 1948، دولتی یهودی تاسیس گردید. و در سال ۱۹۴۸ حالت یهود بنیاد نهاده شد. >>pes<< This summer we'll go to the mountains and to the sea. تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت. این تابستان به کوهها و دریا خواهیم رفت. >>pes<< I'm hungry! من گرسنه ام. گرسنه‌ام! >>pes<< How long can you hold your breath? چه مدت می توانی نفست را حبس کنی؟ تا به کی می‌توانی نفس خود را نگه داری؟ >>pes<< I am Argentinean. من آرژانتینی هستم. من آرژانتین هستم. >>pes<< All I have is one book. همه چیزی که دارم یک کتاب است. همه آنچه دارم یک کتاب است. >>pes<< This factory produces 500 automobiles a day. این کارخانه در روز 500 اتومبیل تولید می کند. این کارخانه در روز پانصد اتومبیل تولید می‌کند. >>pes<< How did you know I wanted to speak to Tom? شما چطور فهمیدید که من می خواستم با تام صحبت کنم؟ از کجا می‌دانستید که می‌خواهم با تام سخن گویم؟ >>pes<< Please, have a seat. بفرمایید بنشینید. ‌ای خواهش می‌کنم، بنشین. >>pes<< I am a stranger here. من اینجا غریبه ام. من در اینجا غریب هستم. >>pes<< He broke his left arm. دست چپش شکست. دست چپش را شکست. >>pes<< You're so impatient with me. با من بسیار بی تحمل هستید. با من بسیار بی‌تابی می‌کنی. >>pes<< It's all just a big misunderstanding. همه اش تنها یک سوء تفاهم بزرگ است. همه این فقط یک سوء تفاهم بزرگ است. >>pes<< Keep the change, driver. بقیه پول رو نگه دار. بقیه را نگاه دار، راننده. >>pes<< We must find Tom. باید تام را پیدا کنیم. ما باید تام را بیابیم. >>pes<< Life is beautiful. زندگی زیباست. حیات زیبا است. >>pes<< I desire a lot to see you today. خیلی مشتاقم امروز ببینمتان. امروز بسیار مشتاقم که تو را ببینم. >>pes<< Her birthday party will be tomorrow evening. جشن تولدش فردا عصر برگزار میشه فردا بعد از ظهر، عید او خواهد بود. >>pes<< Our hotel is on the next street. هتل ما در خیابان بعدی است. هتل ما در کوچه دیگر است. >>pes<< Do you have some good medicine? شما داروی مناسبی دارید؟ آیا طبی نیکو دارید؟ >>pes<< I won't give up because I have something worth fighting for. من تسلیم نمی‌شوم چون چیزی دارم که ارزش جنگیدن دارد. من تسلیم نخواهم شد زیرا که چیزی دارم که ارزش آن را دارد که برای آن جنگ کنم. >>pes<< You aren't really going to go to Boston in Tom's car, are you? تو که واقعا نمی خواهی با ماشین تام بروی بوستون. می خواهی؟ تو که در ماشین تام به بوستون نمی روی، می‌روی؟ >>pes<< Stop it! بسه دیگه. تمومش کن! آن را متوقف کن! >>pes<< I suppose it makes sense to go ahead and pay the bill right now. به نظرم عاقلانه ست همین الان بری و قبض رو پرداخت کنی گمان می‌برم که همین الان آمدن و پرداخت نمودن قبض منطقی است. >>pes<< Tom was at a loss how to express himself. تام این کمبود را داشت که چگونه خودش را ابراز کند. و تام در زیان بود که چگونه خود را بیان کند. >>pes<< Are these edible? آیا اینها قابل خوردن هستند؟ آیا این خوراک است؟ >>pes<< Are you free tonight? امشب وقتت آزاد است؟ آیا امشب آزاد هستی؟ >>pes<< Tom was attacked by an unknown man in the subway. تام را در مترو مردِ مجهولی حمله کرد. و تام توسط مرد ناشناس در مترو مورد حمله واقع شد. >>pes<< Love is not just a feeling, but also an art. عشق فقط یک احساس نیست بلکه یک هنر هم است. محبت فقط یک احساس نیست، بلکه هنر نیز است. >>pes<< It seems that he likes collecting stamps. به نظر می رسد او جمع آوری تمبر را دوست دارد. به نظر می‌آید که دوست دارد مهر جمع کند. >>pes<< A good surgeon has an eagle's eye, a lion's heart, and a lady's hand. یک جراح خوب دارای چشمی همانند عقاب، دلی مثل شیر و دستی زنانه است. جراح نیکو چشم عقاب و دل شیر و دست زن دارد. >>pes<< Last summer, I finally left the firm that I had joined twelve years before. تابستان گذشته، بالاخره من شرکتی را که بیست سال پیش به آن ملحق شده بودم، ترک کردم. و تابستان گذشته، آن شرکت را که دوازده سال پیش به آن پیوسته بودم، ترک کردم. >>pes<< Tom followed me home. تام مرا تا خانه دنبال کرد. و تام مرا به خانه تعاقب نمود. >>pes<< Is this a dream? آیا این یک رؤیاست؟ آیا این خواب است؟ >>pes<< Dead dogs don't bite. سگهای مرده گاز نمی گیرند. سگهای مرده گاز نمی گیرند. >>pes<< I was compelled to go there. من مجبور شدم به آنجا بروم. و مجبور شدم که به آنجا بروم. >>pes<< What's your blog about? ووبلاگ شما در چه موردی است؟ وبلاگ تو درباره چیست؟ >>pes<< Tom's house is only three blocks away from here. خانه ی تام فقط سه بلوک آن طرف تر از اینجاست. خانه تام فقط سه بلوک از اینجا فاصله دارد. >>pes<< Marie accused him of having stolen the bike. مری به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. و ماری او را به دزدی دوچرخه متهم کرد. >>pes<< There are many birds in this park. در این پارک پرنده های بسیاری هستند. در این پارک پرندگان بسیارند. >>pes<< You cannot rely upon Jim's words since he tries to please everybody. نمی تونی روی حرف جیم حساب کنی چون اون همیشه سعی می کنه همه رو راضی نگه داره. چون می‌خواهد همه را راضی سازد، نمی توانید بر سخنان جیم توکل کنید. >>pes<< I have a dog and a cat. من یک سگ و یک گربه دارم. سگ و گربه دارم. >>pes<< Meg talks too much. مگ آدم پر حرفی است. مگ زیاده سخن می‌گوید. >>pes<< That nurse is a real angel to her patients. آن پرستار، یک فرشته واقعی برای بیمارانش است. آن پرستار برای بیماران خود فرشته حقیقی است. >>pes<< You must accept that along with others. شما باید آن را همراه با بقیه بپذیرید. این را همراه دیگران قبول نما. >>pes<< I don't know what you like. من نمي دانم شما از چه خوشتان مي آيد نمی دانم چه می‌خواهید. >>pes<< Each of us should plant a tree. هر یک از ما باید یک درخت بکاریم. هر یک از ما درخت غرس کند. >>pes<< How great! چقدر خوب! چه بزرگ! >>pes<< I'm eating a pineapple. من آناناس را می خورند. من آنانی را می‌خورم. >>pes<< He is not afraid of anything. او از هیچ چیزی هراس ندارد. از هیچ چیز نمی ترسد. >>pes<< Piece of cake! مثل آب خوردنه. پاره‌ای از کیک! >>pes<< Tom came by. تام سر زد. و تام آمد. >>pes<< Birds fly. پرنده ها پرواز می کنند. پرندگان پرواز می‌کنند. >>pes<< Smile. بخند. لبخند بزنید. >>pes<< I came across this book in a secondhand bookstore. این کتاب رو اتفاقی توی یک کتابفروشی کتابهای دست دوم پیدا کردم. و این کتاب را درکتابی دست دوم دیدم. >>pes<< OK, my dear, good night! خب، عزیز من، شب به‌خیر! ‌ای محبوب من، شب خوش! >>pes<< I want to spend more time with Tom. می‌خواهم وقت بیشتری با تام بگذرانم. می‌خواهم وقت بیشتری را با تام بگذرونم. >>pes<< The two mountains are of equal height. دو کوه از بلندای یکسانی برخوردار هستند. دو کوه به بلندی مساوی است. >>pes<< Effectively dealing with competition is an important part of life. مواجهه‌ی مؤثر با مسئله‌ی رقابت بخش مهمی از زندگی محسوب می‌شود. مشورت کردن با رقابت بخش مهمی از حیات است. >>pes<< After a couple of drinks, the guy was feeling no pain. بعد از چند نوشیدنی، دیگر آن مرد دردی احساس نمی کرد. و بعد از دو ریختنی، آن شخص هیچ درد نداشت. >>pes<< I've always wondered what it'd be like to have siblings. من همیشه خیال می کردم برادر و خواهر داشتن چگونه است. همیشه در تعجب بودم که داشتن برادران چه خواهد بود. >>pes<< I met Tom after work. من بعد از کار، تام را دیدم. و بعد از کار، تام را ملاقات کردم. >>pes<< The number of Japanese who live on bread has increased. تعداد ژاپنی هایی که نان می خورند افزایش یافته است. عدد ژاپنی که بر نان زیست می‌کند افزوده شده است. >>pes<< Though I am old, you are still young. هر چند من پیرم ولی تو هنوز جوونی. اگر‌چه پیر شده‌ام، شما هنوز جوان هستید. >>pes<< You broke your promises. تو عهد ات را شکستی. وعده های خود را شکستی. >>pes<< I think it's impossible for him to solve the problem. فکر می‌کنم برای او امکان دارد که مسئله را حل کند. گمان می‌برم که برای او محال است که این مشکل را حل کند. >>pes<< This knife is very sharp. این چاقو خیلی تیز است. این چاقو بسیار تیز است. >>pes<< I saw him scolded by his mother. من او را دیدم که با مادرش پرخاشگر بود. مادرش را دیدم که او را سرزنش می‌کرد. >>pes<< Hello, how are you? سلام٬ چطوری؟ سلام، شما چگونهید؟ >>pes<< Today is my treat. امروز مهمون من هستید. امروز نصیب من است. >>pes<< They play the piano. آنها پیانو زدند. پیانو می‌زنند. >>pes<< Do you know how my friends describe me? می دانی دوستانم چگونه مرا توصیف می کنند؟ آیامی دانید که دوستان من مرا چگونه توصیف می‌کنند؟ >>pes<< The Prime Minister appointed them to key Cabinet posts. نخست وزیر اینان را برای پست های کلیدی کابینه انتخاب کرد. و نخست وزیر ایشان را به رحلتهای کلید کابینه گماشته است. >>pes<< Do not eat hastily. با عجله غذا نخور. به تعجیل چیزی مخورید. >>pes<< You can learn about advanced search features here. شما اینجا تمام مشخصه های جستجوی پیشرفته را فرا می گیرید. در اینجا می‌توانی از جنبه های جستجوی پیشرفته یاد بگیری. >>pes<< I wonder where the ice cream is. Do you think Tom could've eaten it all? نمی دانم آن بستنی کجاست. فکر می کنی تام ممکن است تمام آن را خورده باشد؟ تعجب می‌کنم که بستنی کجاست. آیا فکر می‌کنی تام می‌توانست همه آنها را بخورد؟ >>pes<< What was her reaction to the news? واکنش او در مقابل این خبر چه بود؟ واکنش او به خبر چه بود؟ >>pes<< Some stars began to appear in the night sky. برخی ستارگان در آسمان شب شروع به پدیدار شدن می کنند. و بعضی از ستارگان در آسمان شب ظاهر شدند. >>pes<< Starvation and disease were rampant among the lowest classes. گرسنگی و بیماری در بین طبقات پایین شایع است. وجان و مرض در میان طبقه های پایین منتشر شد. >>pes<< Health is wealth. سلامتی نعمت است. سلامتی دولت است. >>pes<< I am talking with Tom. دارم با تام حرف می زنم. با تام سخن می‌گویم. >>pes<< You may have left your cellphone at home. شاید تلفن همراه تان را در خانه جا گذاشته اید. شاید تلفن همراه خود را در خانه رها کرده باشی. >>pes<< Every member of the club was present. کلیه اعضای کلوب حاضر بودند. و هر یک از اهل باشگاه حاضر بودند. >>pes<< Tom dialed Mary's number and got a busy signal. تام با شماره ی ماری تماس گرفت و به بوق اشغال برخورد. و تام شماره مریم را گرفته، علامتی سخت یافت. >>pes<< Keep the change. بقیه پول مال خودت! بقیه را نگاه دار. >>pes<< Mustafa Kemal Ataturk proclaimed the Turkish Republic in 1922. مصطفی کمال آتاتورک جمهوری ترک را در سال ۱۹۲۲ اعلان کرد. و مصطفي قَمعَم تَطُورَک در سال ۱۹۲۲ جمهوري ترک را اعلام نمود. >>pes<< The river was cloudy with silt. رودخانه پوشیده از لجن بود. و نهر با سیل سایه‌ای بود. >>pes<< The people gathered around a round table. مردم دور یک میز جمع شدند و قوم گرداگرد سفره‌ای گرد هم جمع شدند. >>pes<< Everyone makes mistakes. بشر جائزالخطاست. هر کس خطا می‌کند. >>pes<< I only wish I were part of it. فقط آرزویم این است که بخشی از آن بودم. کاش بخشی از آن می‌بودم. >>pes<< I cannot but object to his proposal. مجبورم به پیشنهادش اعتراض کنم. نمی توانم جز به تدبیر او اعتراض کنم. >>pes<< You can't judge a book by its cover. نمی‌توانی کتابی را با جلدش داوری کنی. از پوشش آن نمی توانید کتاب را داوری کنید. >>pes<< Never tell the truth to people who are not worthy of it. هیچوقت به افرادی که لیاقتش را ندارند صداقت نورزید. به قومی که لایق آن نیستند، حقیقت را مگو. >>pes<< Tom doesn't know whether it's true or not. تام نمی‌داند که این راست است یا نه. تام نمی داند که آیا راست است یا نه. >>pes<< I cannot hear such a story without weeping. من نمی توانم چنین داستانی را بدون گریه کردن بشنوم. نمی توانم چنین داستانی را بدون گریه بشنوم. >>pes<< I won't talk with him anymore. دیگر با او صحبت نخواهم کرد. دیگر با او سخن نخواهم گفت. >>pes<< This one is prettier. این یکی قشنگ تره این یکی زیباتر است. >>pes<< This classroom is very large. این کلاس درس خیلی بزرگ است. این کلاس بسیار بزرگ است. >>pes<< In other words, he is a lazy person. به عبارت دیگر، او آدم تنبلی است. به زبان دیگر، او تنبل است. >>pes<< I'm sorry to bother you. ببخشید که اذیتت کردم. متأسفم که شما را اذیت می‌کنم. >>pes<< Do you speak Russian? آیا تو به روسی صحبت می‌کنی؟ آیا روسی سخن می‌گویید؟ >>pes<< One of the cats is black, the other is brown. یکی از گربه ها سیاه است و دیگری قهوه ای است. یکی از گربه‌ها سیاه است و دیگری قهوه‌ای است. >>pes<< We must find him. باید پیدایش کنیم. باید او را بیابیم. >>pes<< In aftermath of the accident he lost his sight. او طی رخدادهای بعد از تصادف بیناییش را از دست داد. و بعد از آن حادثه، بینایی خود را از دست داد. >>pes<< May I use this bat? می‌توانم از این چوگان استفاده کنم؟ آیا از این چوب استفاده کنم؟ >>pes<< Do not tell me what to do. به من نگو چه کار کنم. به من مگو که چه کنم. >>pes<< International law is a branch of law. حقوق بین الملل شاخه ای از حقوق است. شریعت بین‌المللی شاخه‌ای از شریعت است. >>pes<< Please don't be so surprised that I'm speaking this language and listen to the content of what I'm actually saying. لطفاً از اینکه من به این زبان صحبت می‌کنم، متعجب نشوید، و به مفهوم آنچه واقعاً می‌گویم، گوش فرا دهید. پس تعجب مکنید که به این زبان سخن می‌گویم و به محتوای آنچه می‌گویم گوش می‌دارم. >>pes<< When it comes to chocolate, resistance is futile. وقتی که کار به شکلات می‌رسد، مقاومت بی‌فایده است. چون برای شکلات می‌آید، مقاومت باطل می‌شود. >>pes<< The police spent hours searching Tom's place, but they couldn't find the murder weapon. پلیسها ساعتها اقامتگاه تام را گشتند، امّا نتوانستند چیزی بیابند. و پلیس ساعتها در جستجوی مکان تام می‌گشت، اما اسلحه قتل را نمی یافتند. >>pes<< I'd like to eat a book. می خواهم یک کتاب بخرم. می‌خواهم کتاب بخورم. >>pes<< A miss by an inch is a miss by a mile. لغزش در عمل چه یک اینچ، چه یک مایل. دم به یک اینچ یک مایل خطا است. >>pes<< Thanks for the letter and the wonderful photos of your hometown. ممنون به خاطر نامه وعکس های بسیار زیبا از زادگاهتان. به‌سبب نامه و عکسهای عجیب شهر خود تشکر نمایید. >>pes<< No additives have been added to this jam. هیچ گونه مواد افزودنی به این مربا اضافه نشده است. هیچ اضافه‌ای به این غل افزوده نشده است. >>pes<< He was never to return to his native country again. او هیچگاه دوباره به کشور موطن خود بازنگشت. و دیگر به وطن خود بازنگشت. >>pes<< Did you put on sunscreen? ضد آفتاب زدی؟ آیا کرم آفتاب را پوشانیده‌ای؟ >>pes<< John was born in America. جان در آمریکا متولد شده است. یحیی در آمریکا متولد شد. >>pes<< It's a pleasure for me. باعث افتخارمه. نعمتی است برای من. >>pes<< Each room has a private bathroom. هر اتاق سرویس بهداشتی مجزّا دارد. هر اطاقی را توالتی خصوصی است. >>pes<< As far as I know, this is the only translation available. این که تنها ترجمه ی موجود است،دور از ذهن من بود. تا جایی که من می‌دانم، این تنها ترجمه‌ای است که در دسترس است. >>pes<< I'll put some salt in the soup. من کمی نمک در سوپ خواهم ریخت. در سوپ نمک می‌گذارم. >>pes<< "What are you doing here?" he asked me in surprise. او شگفت زده از من پرسید: چکار می کنی؟ «اینجا چه می‌کنی؟» در تعجب از من پرسید. >>pes<< I must know. من باید بدانم. من باید بدانم. >>pes<< How did the dog bite the man? سگ چطور مرد را گرفت؟ چگونه سگ آن مرد را گاز گرفت؟ >>pes<< I have not seen you for ages. من سالها بود که او را ندیده بودم. سالهای بسیار تو را ندیدم. >>pes<< Enjoy when you can, and endure when you must. لذت ببر وقتی که می توانی، و تحمل کن؛ وقتی که مجبوری. از هر‌چه می‌توانی لذت ببر و هرگاه لازم باشد صبر کن. >>pes<< You are in my way. شما راه مرا سد کرده اید. تو در راه من هستی. >>pes<< See you. میبینمت. تو را می‌بینم. >>pes<< Leave! انصرف! ترک کنید! >>pes<< There's a garden behind our house. باغی پشت خانه ما وجود دارد. در عقب خانه ما باغی است. >>pes<< When I got to the office, I had tons of work waiting for me. I was running around like a chicken with its head cut off. وقتی که من به اداره رسیدم کلی کار داشتم که انتظار من را می کشید.من همانند مرغی که سرش را بریدند به این طرف آن طرف می دویدم. و چون به دفتر رسیدم، ده‌ها کار داشتم که منتظر من می‌بودند، و مثل مرغی که سر خود را بریده بود، می‌دویدم. >>pes<< I have nothing. من چیزی ندارم. من چیزی ندارم. >>pes<< John doesn’t know how to play guitar. جان نمی داند چگونه گیتار بنوازد. یحیی نمی داند که چگونه گیتار بنوازد. >>pes<< I never trusted Tom. من هیچ گاه به تام اعتمادی نکردم. من هرگز به تام اعتماد نداشتم. >>pes<< He would have no part of it. حاضر نبود در آن کار مشارکت کند. و هیچ‌یک از آن را نمی خواست. >>pes<< Do you suffer from constipation? آیا از یبوست رنج می‌بری؟ آیا از مکر رنج می‌برید؟ >>pes<< She passed the test at the expense of her social life. او امتحان را به بهای زندگی اجتماعیش پاس کرد. و به قیمت حیات اجتماعی خود امتحان را گذراند. >>pes<< I followed the deer's tracks. رد آهو را دنبال کردم. راههای آهو را تعاقب نمودم. >>pes<< Arnold teaches us to see the object as it really is. آرنولد به ما یاد داد که به سوژه همان طور که واقعا هست نگاه کنیم. آرنولد به ما تعلیم می‌دهد که آن شی را به راستی ببینیم. >>pes<< I don't want to hurt you. من نمی خواهم به تو آسیبی بزنم. نمی خواهم شما را اذیت کنم. >>pes<< I'd never leave my house in slippers. من بودم هیچ وقت با دمپایی بیرون از خونه نمی رفتم و هرگز خانه خود را در لغزشها ترک نخواهم کرد. >>pes<< There is so much to do and so little time. کار برای انجام دادن زیاد است و وقت کم. کارهای بسیار است که باید انجام داد و وقت اندک است. >>pes<< I've always hated biology. من همیشه از زیست شناسی متنفر بودم. من همیشه از زیست شناسی نفرت داشتم. >>pes<< Children are fond of cake. کودکان دیوانهٔ شیرینی هستند. فرزندان کیک را دوست می‌دارند. >>pes<< Betty killed her mother. بتی مادرش را کشت. و بتی مادر خود را کشت. >>pes<< She accused him of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کرد. و او را متهم کرد که دوچرخه را دزدیده است. >>pes<< You can't teach a crab how to walk straight. شما نمی‌توانید به یک خرچنگ راست راه رفتن را بیاموزید. تو نمی توانی خرچنگی را که راست راه رود تعلیم دهی. >>pes<< Who cares? چه کسی اهمیت می دهد؟ کیست که توجه می‌کند؟ >>pes<< Tom owns a pizzeria. تام یک پیتزا فروشی دارد. و تام صاحب پشمی است. >>pes<< We walked along the busy street, singing old songs. در حالی که در خیابان های شلوغ قدم می زدیم، آوازهای قدیمی را می خواندیم. و در کوچه مشغول راه می‌رفتیم و سرودهای کهنه می‌خوندیم. >>pes<< We learn many lessons from experiences. ما از تجربه‌ها بسیار درس می‌گیریم. از تجربه‌ها درسهای بسیار می‌آموزیم. >>pes<< I'll be back by 6 o'clock every day. من هر روز حدود ساعت 6 برگشته ام. هر روز ساعت شش برخواهم گشت. >>pes<< Scant difference. تفاوت اندک. تفاوت را درک کن. >>pes<< Don't tell anyone. به همه نگو. به هیچ‌کس مگو. >>pes<< Much better alone than with fools. تنها بودن بهتر از بودن با احمقان است. تنها از احمقها بهتر است. >>pes<< For all I know, he was born in Italy. تمام چیزی که می دانم اینست که او در ایتالیا متولد شده است. زیرا هرآنچه می‌دانم، در ایتالیا متولد شد. >>pes<< Beethoven was deaf in his late years. بتهوون در سال‌های آخر عمرش ناشنوا بود. و بتعون در سالهای آخرش کر بود. >>pes<< Absence makes the heart grow fonder. دوری باعث علاقمندی می شود. عدم دل را دوست می‌دارد. >>pes<< I really wish to see you today. خیلی مشتاقم امروز ببینمتان. امروز واقعاً می‌خواهم شما را ببینم. >>pes<< Great! عالی! خیلی خوب! بزرگ است! >>pes<< What was at first a natural disaster rapidly became a man-made debacle. آنچه در ابتدا یک بلای طبیعی بود به سرعت به یک فروپاشی ساختهٔ دست بشر تبدیل شد. و آنچه در ابتدا واقع شد، به زودی لغزش انسان شد. >>pes<< I would have liked to meet him. دوست می‌داشتم او را ببینم. می‌خواستم او را ملاقات کنم. >>pes<< I like him all the more for his weaknesses. من او را به خاطر نقاط ضعفش بیشتر دوست دارم. او را برای ضعفهایش بیشتر دوست می‌دارم. >>pes<< I got up at six this morning. من هرروز صبح ساعت شش از خواب بیدار می شوم. امروز صبح ساعت شش برخاستم. >>pes<< I sat by his side. من کنار او نشستم. نزد او نشستم. >>pes<< I can't leave here. نمی‌توانم از اینجا ترک کنم. نمی توانم اینجا را ترک کنم. >>pes<< Have you met her before? قبلا او را دیده بودی؟ آیا پیش از این او را ملاقات کرده‌اید؟ >>pes<< Do you know who he is? او را می شناسی؟ آیا می‌دانی که او کیست؟ >>pes<< We can run away from everything, except from our conscience. ما از همه چیز می‌توانیم فرار کنیم به جز از وجدانمان. ما می‌توانیم از هر چیز فرار کنیم، جز از ضمیر خود. >>pes<< Both your father and I understand the consequences of your decision. هم من و پدرت نتیجه ی این تصمیمت را میدانیم. من و پدرت هر دو عاقبت تصمیم تو را درک می‌کنیم. >>pes<< Our summer is short, but warm. تابستان ما کوتاه و گرم است. تابستان ما کوتاه است، اما گرم. >>pes<< In the beginning God created the heaven and the earth. در ابتدا خداوند بهشت و زمین را آفرید. در ابتدا خدا آسمان و زمین را آفرید. >>pes<< Beautiful day. روز خوبیه روز زیبا. >>pes<< Which languages are spoken in Korea? در کره به چه زبانهایی تکلم می شود؟ کدام زبانها در کره سخن می‌گویند؟ >>pes<< This car is always breaking down lately. اخیراً، این خودرو دائماً خراب می شود. این ماشین همیشه خراب می‌شود. >>pes<< Tom said he had to split. تام گفت او مجبور است برود. تام گفت که باید تقسیم می‌کرد. >>pes<< Labor is not merely a necessity but a pleasure. کار دستی تنها یک بایستگی نیست بلکه یک لذت است. کار فقط احتیاج نیست بلکه لذّت است. >>pes<< We only have three options. ما فقط سه گزینه داریم. ما فقط سه راه داریم. >>pes<< I stayed awake 'till the morning. تا صبح بیدار ماند. تا صبح بیدار ماندم. >>pes<< Good day! روز خوش روز خوش! >>pes<< The pot calls the kettle black. دیگ به دیگ می‌گوید رویت سیاه. دیگ، کتری را سیاه می‌خواند. >>pes<< She will have a child next month. کودک او ماه آینده به دنیا خواهد آمد. ماه بعد او را پسری خواهد بود. >>pes<< He didn't reveal his secret. او رازش را آشکار نساخت. راز خود را کشف ننمود. >>pes<< So what? بعدش چی؟ که چه شود؟ >>pes<< The teacher burst into tears. انفجرت المدرّسة بكاءا. و معلم اشک می‌ریخت. >>pes<< He is better than anyone else. او بهتر از هر کس دیگری است. او از همه بهتر است. >>pes<< She predicted the book would be very successful. او پیش بینی می کرد که کتاب خیلی موفقیت آمیز باشد. و پیش‌بینی کرد که کتاب بسیار کامیاب خواهد شد. >>pes<< Sorry, I know you've been sidetracked by the issue many times, but I have a question. ببخشید می دونم زیاد حواست رو پرت کردم ولی یک سوال دارم. متأسفم، می‌دانم که بارها از این امر منحرف شده‌اید، اما سوال دارم. >>pes<< She knows she's looking fine. او می داند که زیبا به نظر می آید. می‌داند که نیکو به نظر می‌آید. >>pes<< I want a new dog. من سگی جدید می خواهم. سگ تازه می‌خواهم. >>pes<< Let's go back before it begins to rain. بیا برگردیم قبل از آنکه باران باریدن بگیرد. قبل از آنکه باران ببارد، برگردیم. >>pes<< Those who know nothing of foreign languages know nothing of their own. کسانی که هیچ چیز از یک زبان خارجی نمی‌دانند، هیچ چیز دربارهٔ زبان خودشان هم نمی‌دانند. آنانی که چیزی از زبان غیر نمی دانند، از خود چیزی نمی دانند. >>pes<< I will be waiting for you in my room. در اتاقم منتظرت خواهم بود. در حجره خود منتظر شما خواهم بود. >>pes<< His son trembled with fear. پسرش از ترس لرزید. پسرش از خوف لرزان شد. >>pes<< You should acknowledge your failure. باید به شکستت اعتراف کنی. شکست خود را قبول نما. >>pes<< I'd be unhappy, but I wouldn't kill myself. ناراحت خواهم بود ولی خودم را نخواهم کشت. ناراحت می‌شدم، اما خود را نمی کشتم. >>pes<< Regarding Professor Scott's final criticism I have nothing more to add to what I said in my previous reply. در خصوص انتقاد نهایی پروفسور اسکات، چیز دیگری ندارم که به آنچه در پاسخ قبلی‌ام گفتم، اضافه کنم. درباره نقد آخر پروفسور اسکات، چیزی بیشتر از آنچه در جواب پیشین خود گفتم، ندارم. >>pes<< One can always find time. همیشه وقت پیدا می شود. کسی می‌تواند همیشه وقت یابد. >>pes<< My wife has just cleared the table. همسرم تازه میز را پاک کرده است. زن من سفره را پاک کرده است. >>pes<< Not all children like apples. همه بچه ها سیب را دوست ندارند. همه پسران مثل سیب نیستند. >>pes<< There is no smoke without fire. تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها. بدون آتش دود نیست. >>pes<< She's an excellent brain surgeon. او یک جراح بسیار خوب مغز است. او جراح مغز عالی است. >>pes<< Why don't you shut up? چرا خفه نمی شی چرا خفه نمی شوی؟ >>pes<< Where is your room? اتاقت کجاست؟ اتاق تو کجاست؟ >>pes<< I can't say I share your enthusiasm for the idea. نمی توانم بگویم که در شور و اشتیاقت برای این ایده سهیم هستم. نمی توانم بگویم که اشتیاق شما را برای این ایده شریک می‌سازم. >>pes<< Many men were badly wounded in the battle. خیلی از مردان در جنگ شدیدا مجروح شدند. و بسیاری در جنگ مجروح شدند. >>pes<< It is easy to write love letters in Esperanto. نوشتن نامه ی عاشقانه در اسپرانتو آسان است. نوشتن نامه های محبت در اسپرانتو آسان است. >>pes<< I have a headache. من سردرد دارم. سردرد دارم. >>pes<< Hurry up, and you will be on time. عجله کن، تا به موقع برسی. شتاب کنید تا به وقت رسید. >>pes<< Tom didn't feel comfortable driving Mary's new car. تام از راندن ماشین ماری احساس راحتی نمی کرد. و تام از رانندگی ماشین جدید مریم احساس راحتی نکرد. >>pes<< You could have let me know you were going out tonight. می تونستی به من بگی که امشب می ری بیرون. می‌توانستی به من بگویی که امشب بیرون می‌آمدی. >>pes<< I found one day in school a boy of medium size ill-treating a smaller boy. I expostulated, but he replied: "The bigs hit me, so I hit the babies; that's fair." In these words he epitomized the history of the human race. روزی در مدرسه پسری با جثه معمولی را دیدم که با پسری کوچک تر رفتار خشونت آمیزی داشت. دوستانه به او تذکر دادم، ولی او در پاسخ گفت: بزرگتر ها مرا می زنند و من کوچکترها را می زنم،این منصفانه است. دراین کلمات، او تاریخ نوع بشر را به نمایش گذاشت. و یک روز در مدرسه پسری را یافتم که به اندازه متوسط بود که پسر کوچک را دعوت می‌کرد. من آواره شده، گفت: «بزرگها مرا زده، بچه‌ها را زدم. این انصاف است.» و در این سخنان، تاریخ نسل انسان را ذکر نمود. >>pes<< If we were supposed to talk more than listen, we would have been given two mouths and one ear. اگر فرض بر این بود که بیش از گوش دادن حرف بزنیم، دو دهان و یک گوش به ما عطا شده بود. اگر سخن بیش از گوش می‌گفتیم، دو دهان و یک گوش به ما می‌دادند. >>pes<< Tom didn't feel like waiting. تام در حال صبر کردن به نظر نمی رسید. و تام مثل انتظار کشیدن نبود. >>pes<< That which is easily acquired is easily lost. باد آورده را باد می‌برد. آنچه به آسانی بدست می‌آید، گم می‌شود. >>pes<< Loving is half of believing. دوست داشتن نصف ایمان است. محبت نصف ایمان است. >>pes<< You can invite any person you like. تو می توانی هر که را بخواهی دعوت کنی. هر‌که را دوست داری، دعوت کن. >>pes<< What's the definition of jazz? معنی جاز چیست؟ تعریف جاز چیست؟ >>pes<< My shoelace got caught in the escalator. بند کفشم در پله برقی گیر کرد. بند کفش من در صندل گیر افتاد. >>pes<< Hi, to all good Iranian guys. سلام به همه بچه های خوب ایرانی. سلام بر جمیع ایرانیان نیکو. >>pes<< Please call the fire department. لطفاً به آتش‌نشانی زنگ بزنید. لطفا آتش‌نشانی را بخوانید. >>pes<< There are more than twenty thousand known species of edible plants in the world. بیش از بیست هزار گونهٔ شناخته شده از گیاهان خوراکی در جهان وجود دارد. بیشتر از بیست هزار گونه معروف از گیاه آردی در جهان است. >>pes<< I did my homework yesterday. دیروز مشق هایم را نوشتم. ديروز تکاليفم را انجام دادم. >>pes<< I am like a mirror reflecting your light. من مانند یک آیینه هستم که نور شما را منعکس می‌کنم. مثل آینه‌ای هستم که نور تو را منعکس می‌کند. >>pes<< I dreamed about the girl I met yesterday whose name I do not know. رویای دختری را دیدم که دیروز ملاقاتش کردم و اسمش را نمی دانم. درباره دختری که دیروز ملاقات کردم، خوابی دیدم که نام او را نمی دانم. >>pes<< She announced her engagement to him. او نامزدی خود را به او اعلام کرد. و نامزدی خود را به وی اعلام کرد. >>pes<< He is coming shortly. او به زودی خواهد آمد. به زودی می‌آید. >>pes<< The secret of getting ahead is getting started. راز جلو افتادن، شروع کردن است. راز پیش رفتن آغاز می‌شود. >>pes<< Nothing is as important as peace. هیچ چیز به اندازه صلح و امنیت اهمیت ندارد. هیچ‌چیز به اندازه سلامتی مهم نیست. >>pes<< Much ado about nothing. از کاهی کوهی ساختن. به هیچ‌چیز زیاد عمل نمی کند. >>pes<< He has a black shirt. او یک پیراهن سیاه دارد. پیراهن سیاه دارد. >>pes<< We learn from experience that men never learn anything from experience. از تجربیات می‌آموزیم که انسانها هرگز از تجربیات نمی‌آموزند. از تجربه یاد می‌گیریم که هیچ‌کس از تجربه چیزی یاد نمی گیرد. >>pes<< There's a large carpet on the floor. یک فرش بزرگ روی زمین است. قالی بزرگ بر زمین است. >>pes<< My husband always reads in bed. شوهرم همیشه در رخت خواب مطالعه میکنه. شوهرم همیشه در بستر می‌خواند. >>pes<< He is able to speak Japanese. او می تواند ژاپنی صحبت کند. قادر است که ژاپنی سخن گوید. >>pes<< Hi, are you OK? من فردا هرات ميرم سلام، آیا تو نیکو هستی؟ >>pes<< A sane mind is in a sound body. عقل سالم در بدن سالم است. عقل عاقل در بدن سالم است. >>pes<< I can't calculate the final cost without first discussing it with our contractors. نمی توانم هزینه نهایی را بدون اینکه ابتدا آن را با پیمانکارهایمان بررسی کنم، محاسبه نمایم. نمی توانم قیمت آخر را بدون مشورت با پیمانداران خود محاسبه کنم. >>pes<< Klava went to a resort. کلاوا به یک تفرجگاه رفت. و کَلُوعَه به مَرَک رفت. >>pes<< I make €100 a day. من روزی صد یورو درآمد دارم. من صد در صد در روز می‌سازم. >>pes<< I met Ken at the park. من کن را در پارک ملاقات کردم. و کن را در پارک ملاقات کردم. >>pes<< If blaming me makes you feel better, go right ahead. اگه سرزنش کردن من آرومت می کنه باشه بگو. اگر ملامت کردن من، تو را بهتر می‌سازد، برو. >>pes<< It's free of charge. مجانی است. رایگان است. >>pes<< I'll stand by you no matter what others may say. من کنار تو خواهم ماند و اهمیتی ندارد که دیگران چه خواهند گفت. هر‌چه دیگران بگویند، نزد تو می‌ایستم. >>pes<< These two cities have the same traffic rules. این دو شهر قوانین رفت و آمد یکسان دارند. این دو شهر هم قانون تجارت دارند. >>pes<< It's easy to make friends, but hard to get rid of them. دوست شدن آسان است، ولی از شر آنها خلاص شدن سخت است. پیدا کردن دوستان آسان است، اما نجات ایشان سخت است. >>pes<< The time came when I had to leave Japan. وقت آن رسیده بود که من مجبور شدم ژاپن را ترک کنم. و چون مجبور شدم که ژاپن را ترک کنم، وقت آن رسید. >>pes<< What do you mean by saying you're not satisfied? منظور شما چیه که میگوید راضی نیستید؟ منظورت از گفتن چیست که راضی نیستی؟ >>pes<< Too much money? پول خیلی زیاد؟ پول بسیار است؟ >>pes<< I am not concerned with this. من نگران این نیستم. درباره این نگران نیستم. >>pes<< The weather report said that there will be thunderstorms tomorrow evening. گزارش هواشناسی گفت که فردا عصر طوفانی خواهد بود. و گزارش آب و هوا گفت که فرداشب طوفان خواهد بود. >>pes<< I would like to play tennis with Judy. می خواهم با جودی تنیس بازی کنم. می‌خواهم با جودی تنيس بازی کنم. >>pes<< The tablecloth is in the cabinet. رومیزی داخل کابینت است. لباس سفره در کابینه است. >>pes<< Give me more milk! شیر بیشتری به من بدهید! شیر دیگر به من بده. >>pes<< Her family loved me. خانواده (آن دختر) من را دوست داشتند و قبیله او مرا دوست می‌داشتند. >>pes<< Would you like a drink? یک فنجان چای دوست داری آیا نوشیدنی می‌خواهید؟ >>pes<< He who is cruel to animals becomes hard also in his dealings with men. We can judge the heart of a man by his treatment of animals. کسی که با حیوانات رفتار ظالمانه ای دارد، در رفتارهای خود با نوع بشر نیز سنگدل خواهد بود. ما می توانیم در مورد شخصیت و وجدان یک انسان از روی رفتار او با حیوانات قضاوت نماییم. هر‌که بر حیوانات ظلم کند، در رفتار خود با مردم نیز سخت می‌شود، و ما می‌توانیم دل انسان را به رفتار بهایم داوری نماییم. >>pes<< Little money, few friends. پول کم، دوستان کم. ‌ای دوستان اندک، پول کم. >>pes<< The only thing we learn from history is that we learn nothing from history. تنها چیزی که از تاریخ یاد می گیریم، این است که از تاریخ چیزی یاد نمی گیریم. تنها چیزی که از تاریخ می‌آموزیم این است که از تاریخ چیزی نمی دانیم. >>pes<< Prove you're brave. ثابت کن که شجاعی. ثابت کن که شجاع هستی. >>pes<< Do we have to help Tom? آیا ما مجبوریم به تام کمک کنیم؟ آیا لازم است که تام را اعانت کنیم؟ >>pes<< Are they in Paris? آیا آنها در پاریس هستند؟ آیا در پاریس هستند؟ >>pes<< He refused to say more about that. او قبول نکرد بیشتر در آن مورد بگوید. و از گفتن این امر ابا نمود. >>pes<< And they shall beat their swords into plowshares, and their spears into pruninghooks: nation shall not lift up sword against nation, neither shall they learn war any more. مردم از شمشیرهای خود گاوآهن و از نیزه های خود ارّه می سازند. قومی به روی قوم دیگر شمشیر نمی کشد و برای جنگ و خونریزی آماده نمی شود. و شمشیرهای خود را به گاوآهن و نیزه های ایشان را به قلابها خواهند شکست و امت‌ها بر امت‌ها شمشیر بلند نخواهند کرد و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت. >>pes<< Many kinds of birds live in Japan. در ژاپن، پرنده های گوناگون می زیند. و انواع مرغان بسیار در ژاپن ساکن می‌باشند. >>pes<< We don't have enough time. ما وقت کافی نداریم. وقت کافی نداریم. >>pes<< Some people bring joy wherever they go, and some people bring joy whenever they go. بعضی‌ها هرجا می‌روند شادی می‌آورند، و بعضی‌ها هروقت می‌روند شادی می‌آورند. بعضی هر جا می‌روند شادی می‌کنند و بعضی هرگاه می‌روند شادی می‌کنند. >>pes<< Do I know him? آیا او را می شناسم؟ آیا من او را می‌شناسم؟ >>pes<< You can use my car if you like. اگر تمایل داری می توانی از خودرو من استفاده کنی. اگر دوست داشته باشید، می‌توانید از ماشین من بهره گیرید. >>pes<< I don’t like any of this. من هیچ یک از اینها را دوست ندارم. هیچ‌یک از اینها را دوست ندارم. >>pes<< Your time is over. وقت شما تمام شد. وقت تو تمام شده است. >>pes<< He was born in a small town in Italy. او در شهر کوچکی در ایتالیا متولد شده است. و در شهری کوچک در ایتالیا متولد شد. >>pes<< It is considered impossible to travel back to the past. سفر کردن به گذشته مسئله ای غیر ممکن تلقی شده است. سفر کردن به گذشته غیرممکن است. >>pes<< Unprecedented ways should be tried. باید راههای نرفته را امتحان کرد. راههای غیر معلوم امتحان شود. >>pes<< His joke made us all laugh. جک او همه ما را خنداند. شوخی او همه ما را بخندانید. >>pes<< Tom couldn't see the lake from where he was standing. تام نمی توانست از آنجایی که ایستاده بود، دریاچه را ببیند. و تام از جایی که ایستاده بود، دریاچه را نمی دید. >>pes<< Do you realize how much this is going to cost us? آیا می دانید این برای ما چقدر هزینه خواهد داشت؟ آیا می‌دانید که این چقدر برای ما تمام خواهد شد؟ >>pes<< Don't expect others to think for you! انتظار نداشته باشید که دیگران به جای شما فکر کنند! انتظار نکشید که دیگران برای شما تفکر کنند. >>pes<< Experience is simply the name we give our mistakes. تجربه صرفاً نامیست که روی اشتباهاتمان می‌گذاریم. تجربه فقط نامی است که ما مرتکب اشتباهات خود می‌شویم. >>pes<< Tom has a high-pitched voice. تام صدای زیری دارد. تام صدای بلند دارد. >>pes<< Who is in Iran? چه کسی در ایران است؟ کیست در ایران؟ >>pes<< Tom must decide what to do right away. تام باید فوراً تصمیم بگیرد که چه کاری باید انجام دهد. تام باید در ساعت تصمیم بگیرد که چه کند. >>pes<< An enemy of an enemy is a friend. دشمن یک دشمن دوست است. دشمن دشمن دشمن دوست است. >>pes<< This letter was full of mistakes because it had been written too hastily. این نامه پر از اشتباه است زیرا بسیار با عجله نوشته شده است. و این رساله پر از خطا بود، زیرا که به تعجیل نوشته شده بود. >>pes<< Tom got on the wrong train. تام اشتباهی سوار قطار شد. و تام به قطار بد سوار شد. >>pes<< We have decided to stay here for the time being. تصمیم گرفتیم فعلا اینجا بمونیم پس تصمیم گرفتیم که تا به حال در اینجا بمانیم. >>pes<< Talk to me. با من حرف بزن. مرا خطاب کن. >>pes<< Each speaker was allotted five minutes. به هر سخنران پنج دقیقه اختصاص داده شد. و هر سخنران پنج دقیقه معین می‌شد. >>pes<< I wish I were as rich as he. کاش من هم به اندازه او ثروتمند بودم. کاش مثل او دولتمند بودم. >>pes<< Conservation is a state of harmony between men and land. حفاظت، وضعیت توازن میان انسان و زمین است. محافظت در میان انسان‌ها و زمین است. >>pes<< The king is dead, long live the king! پادشاه مرده است، زنده باد پادشاه! پادشاه مرده است. پادشاه زنده باد. >>pes<< I like cats. من گربه ها را دوست دارم. گربه‌ها را دوست می‌دارم. >>pes<< Our landlord has lowered the rent. صاحبخانهٔ ما اجاره را پایین آورد. صاحب ما اجاره را پست کرده است. >>pes<< Having been left alone, the baby started crying. بعد از اینکه کودک تنها گذاشته شد، شروع به گریه کردن نمود. و چون تنها ماند، طفل شروع به گریه کرد. >>pes<< Really? واقعا؟ واقعاً؟ >>pes<< Don't make light of life. زندگی را سبک نگیر. حیات را سبک مسازید. >>pes<< Everybody in the audience sang along. همه حضار همراه با خواننده می خوندند و همه در مجلس سرود می‌خواندند. >>pes<< We don't drink. ما مشروب نمی‌خوریم. نمی خوریم. >>pes<< The train had already left when I got to the station. وقتی من به ایستگاه رسیدم، قطار قبل از آن رفته بود. و چون به ایستگاه رسیدم قطار رفته بود. >>pes<< When he was fighting with you, his heart broke half-and-half. وقتی که با تو دعوا می‌کرد، قلبش دو تکه می‌شد. و چون با شما جنگ می‌کرد، دل او نصف و نیم شکسته شد. >>pes<< Thursday Island is situated in the Torres Strait between Australia's northernmost Cape York and New Guinea. جزیره‌ی ترزدی در تنگه‌ی تورس بین شمالی‌ترین نقطه‌ی استرالیا، کیپ یورک، و گینه‌ی نو قرار دارد. جزیره پنج شنبه در تورس استریت در شمال شمال کیپ نیویورک و گينه نو قرار گرفته است. >>pes<< Mary is studying in her room. مری در حال مطالعه در اتاق خود است. مریم در اتاق خود تحصیل می‌کند. >>pes<< He gave me a piece of advice. او مرا نصیحت کرد. و پاره‌ای از نصیحت را به من داد. >>pes<< Strength in unity. یک دست صدا ندارد. قوت در اتحاد. >>pes<< All the king's subjects, fearing his wrath, often acted quite servile. همهٔ ملازمان شاه، از ترس غضبش، اغلب چاپلوسانه عمل کردند. و جمیع طبقه پادشاه که از غضب او می‌ترسیدند، اغلب به خدمت تمام مشغول می‌بودند. >>pes<< They always complain about their superiors. آنها دائما از مافوقشان شکایت می کنند. همیشه از برتری های خود شکایت می‌کنند. >>pes<< Tomorrow is Sunday. فردا یکشنبه است. فردا یکشنبه است. >>pes<< I hear you. صدایت را می شنوم. تو را می‌شنوم. >>pes<< My goodness! I have lost the car keys. اوه خدای من ! کلید و سویچ ماشین رو گم کرده ام! رحمت من، کلیدهای ماشین را گم کرده‌ام. >>pes<< "The Little Prince" by Antoine de Saint-Exupéry has been translated from French into many languages. "شاهزاده کوچولو" از آنتونی د سینت اکزوپری از زبان فرانسه به چندین زبان دیگر ترجمه شده است. «شاهزاده کوچک به زبان آنتوان دی سن فارتی از فرانسوی به زبان های بسیار ترجمه شده است. >>pes<< What is the tallest mountain in Europe? مرتفع ترین کوه اروپا چیست؟ بلندترین کوه در اروپا چیست؟ >>pes<< We had to show our papers at the security desk. در میز حراست می‌بایست مدارکمان را نشان دهیم. و می‌بایست کاغذهای خود را بر سفره امن نشان می‌دادیم. >>pes<< Business is business. حساب حساب کاکا برادر. تجارت تجارت تجارت است. >>pes<< A red dress made her stand out. لباس قرمز تکش کرد توی جمع لباس قرمز او را بیرون می‌آورد. >>pes<< Many people were deceived by the advertisement. خیلی ها از تبلیغات فریب خوردند. و بسیاری از مردم به تبلیغ فریب خوردند. >>pes<< The Leaning Tower of Pisa is taller than the church. برج خمیده پیزا از کلیسا بلندتر است. برج ضعف پیزا از کلیسا بلندتر است. >>pes<< This program has both downloading and uploading capabilities. این برنامه قابلیت دانلود و آپلود، هر دو را دارد. این برنامه هم بارگیری می‌کند و هم بارگیری می‌کند. >>pes<< I am crazy about golf. من عاشق گلف‌ام. درباره گلف دیوانه‌ام. >>pes<< We remained paralyzed for hours in a traffic jam. ما ساعت ها در ترافیک فلج ماندیم. و ساعتها در ترافیک فلج می‌شدیم. >>pes<< We continued to talk. به حرف زدن ادامه دادیم. و به سخن گفتن ادامه می‌دادیم. >>pes<< I applied for a summer internship. من برای کارورزی تابستان ثبت‌نام کردم. و برای کارآموزی تابستانی درخواست نمودم. >>pes<< In ethnic Iranian foods, you can see many products which are made of milk. در غذاهای ایرانی شما می توانید محصولات فراونی که از شیر به دست آمدند، ببینید. در خوراکهای ایرانی بسیار می‌بینی که از شیر ساخته شده‌اند. >>pes<< My father rarely, if ever, goes out on Sundays. پدر من به ندرت یکشنبه های بیرون می رود. اگر روزی پدرم بیرون می‌رفت، به ندرت پدرم بیرون می‌رفت. >>pes<< And they shall beat their swords into plowshares, and their spears into pruninghooks: nation shall not lift up sword against nation, neither shall they learn war any more. و ایشان‌ شمشیرهای‌ خود را برای‌ گاوآهن‌ و نیزه‌های‌ خویش‌ را برای‌ ارّه‌ها خواهند شكست‌ و امّتی‌ بر امّتی‌ شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ‌ را نخواهند آموخت‌. و شمشیرهای خود را به گاوآهن و نیزه های ایشان را به قلابها خواهند شکست و امت‌ها بر امت‌ها شمشیر بلند نخواهند کرد و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت. >>pes<< If we don't end war, war will end us. اگر ما جنگ را به پایان نرسانیم، جنگ ما را به پایان خواهد رساند. اگر جنگ را تمام نکنیم جنگ ما را تمام خواهد کرد. >>pes<< I love you, too. منم دوسِت دارم. مَنَم عاشِقِتم. من نیز شما را دوست می‌دارم. >>pes<< I'm not mentally prepared for that. از نظر روحی برایش آماده نیستم. از لحاظ عقل برای آن مهیا نیستم. >>pes<< Inshallah, soon we'll be home. اگر خدا بخواهد به زودی به خانه خواهیم رسید. به زودی به خانه بازخواهیم گشت. >>pes<< The shirt needs ironing. این پیراهن نیاز به اتو دارد. جامه آهن می‌خواهد. >>pes<< She has a big family. او خانواده‌ی بزرگی دارد. و او را قبیله‌ای عظیم است. >>pes<< You had better read a lot of books while you are young. بهتر بود تا جوان هستی کتاب های خیلی زیادی می خواندی. و چون جوان می‌باشید، بسیار کتاب می‌خواندید. >>pes<< New York is the busiest city in the world. نیویورک شلوغ ترین شهر دنیا است. نیویورک شلوغ‌ترین شهر جهان است. >>pes<< Please take these dishes away. لطفا این ظروف را ببرید. خواهش می‌کنم این ظرفها را ببرید. >>pes<< I would like to see Tom once more. دوست دارم یک بار دیگر تام را ببینم. می‌خواهم که یک بار دیگر تام را ببینم. >>pes<< Tom hesitated before answering. تردّد توم قبل الإجابة. تام قبل از جواب دادن درنگ کرد. >>pes<< The Japanese economy developed rapidly. اقتصاد ژاپن به سرعت پیشرفت کرد. و اقتصاد ژاپن به زودی توسعه یافت. >>pes<< Isn't a problem at all, is it? اصلاً مشکلی نیست، هست؟ آیا هیچ مشکل نیست؟ >>pes<< What kinds of goods do you sell in your shop? چه چیزایی تو مغازتون می فروشید؟ چه اجناسی را در مغازه خود می‌فروشی؟ >>pes<< That runs against my principles. آن بر خلاف اصول من است. که بر اصول من می‌خرامند. >>pes<< That was when I was in the first year at high school, so 17 years have passed since then. آن وقت زمانی بود که من سال اول دبیرستان بودم، بنابراین 17 سال از آن زمان می گذرد. و چون در سال اول دبیرستان می‌بودم، از آن به بعد هفده سال گذشت. >>pes<< The medicine tastes bitter. دارو ها مزه تلخی دارند. دارو تلخ است. >>pes<< Once a bad habit is formed, it's hard to get rid of it. زمانی که یک عادت شکل گرفت خلاص شدن از آن سخت است. وقتی که عادت بد شکل شود، از آن خلاصی یافتن سخت است. >>pes<< Ten years have passed since I came here. ده سال از زمانی که من به اینجا آمدم، گذشته است. از وقتی که به اینجا آمدم ده سال گذشته است. >>pes<< I work at a language school. من در یک مدرسه زبان کار میکنم. در مدرسه زبانی کار می‌کنم. >>pes<< When I was a child, our house seemed bigger than now. هنگامی که بچه بودم، خانه مان بزرگ تر از اکنون به نظر می رسید. چون طفل بودم، خانه ما از الان بزرگتر بود. >>pes<< Anger is the beginning of folly. خشم آغاز جنون است. خشم ابتدای حماقت است. >>pes<< Say hello to him for me. از طرف من به او سلام برسان. به‌خاطر من او را سلام کن. >>pes<< I don't trust you anymore. دیگر بهت اعتماد ندارم. من دیگر به شما اعتماد ندارم. >>pes<< Everybody speaks well of her. همه از او خوب می گویند. هر کس درباره او سخن نیکو می‌گوید. >>pes<< Hurry up! We'll be late. عجله کن! دیرمان می شود. عجله کنید، دیر خواهیم آمد. >>pes<< The Jabulani is the official match ball of the 2010 FIFA World Cup. جابولانی توپ رسمی بازی جام جهانی 2010 است. یوبالانی، توپ مقوّن جام جهانی ۲۰۱۰ است. >>pes<< Try again. دوباره سعی کن. بار دیگر امتحان کن. >>pes<< It doesn't matter when you come. مهم نیست که کِی می‌آیید. وقتی که می‌آیی مهم نیست. >>pes<< People who love doubt nothing, or doubt everything. مردم دوست دارند یا به هیچ چیز شک نکنند یا به همه چیز شک کنند. قومی که هیچ شک یا شک را دوست می‌دارند. >>pes<< It's an Indian dish. این یک غذای هندیه. این خوراک هندی است. >>pes<< Tom came up with a plan. نقشه ای به ذهن تام رید. و تام با تدبیری برآمد. >>pes<< His translation is faithful to the original. ترجمه‌اش به متن اصلی وفادار است. ترجمه او به اصل امین است. >>pes<< Have you ever seen sausage being made? تا به حال طریقه ساخت سوسیس رو دیده اید? آیا تا به حال دیدی که سوسيس ساخته می‌شود؟ >>pes<< Tell me when he returns. به من بگو کی او بازخواهد گشت. وقتی که برگشت مرا خبر ده. >>pes<< A fox smells its own lair first. چوب را که بلند کنی، گربه دزده فرار می‌کند. یک روباه اول لانه خود را می‌فهمد. >>pes<< Tom and Mary were married in a small church not too far from here. تام و ماری در کلیسای کوچکی ازدواج کرده بودند که چندان دور از اینجا نیست. و تام و مریم در کلیسای کوچک بسیار دور از اینجا ازدواج کردند. >>pes<< He was too old to resist. او برای مقاومت کردن خیلی پیر است. او بسیار پیر شده بود تا مقاومت نماید. >>pes<< She likes classical composers such as Beethoven and Bach. او آهنگسازهای موسیقی کلاسیک را دوست دارد مانند بتهون و باخ. آهنگ‌سرایان کلاسیک را مثل بتهوه و باخ دوست می‌دارد. >>pes<< This is always the way it has been. کارها همیشه به این قرار بود. این همیشه همان است که بوده است. >>pes<< Do you know where he lives? آیا می‌دانی او کجا زندگی می‌کند؟ آیا می‌دانی کجا زندگی می‌کند؟ >>pes<< Good morning, ladies and gentlemen! صبح بخیر، خانم ها و آقایان! ‌ای زنان و آقایان، صبح به‌خير! >>pes<< This is what I would have said. این همان چیزی است که من می گفتم. این است آنچه می‌گفتم. >>pes<< The grass is always greener on the other side. مرغ همسایه غاز است. علف از آن طرف همیشه سبزتر است. >>pes<< It is impossible for him to become a doctor. ممکن نیست که او پزشک شود. او را امری محال است که دکتر شود. >>pes<< Tom arrived just in the nick of time. تام دقیقاً آخرین لحظه رسید. و تام به دم زمان رسید. >>pes<< All his geese are swans. مرغ همسایه غاز است. همه غازهایش قو است. >>pes<< He struggled to keep up with his classmates. اون تلاش كرد تا پابه پايِ همكلاسي هاش (ازنظرِدرسي) پيش بره يا همگام باشه. پس سعی کرد که با همکلاسی های خود مقاومت نماید. >>pes<< God exists. خدا وجود دارد. خدا وجود دارد. >>pes<< My teacher recommended that dictionary. معلم‌ام آن واژه‌نامه را توصیه کرد. معلم من آن لغت‌نامه را سفارش نمود. >>pes<< Is Tom left-handed? آیا تام چپ دست است؟ آیا تام چپ دست است؟ >>pes<< Mary has no will power. مری هیچ اراده ای ندارد. مریم هیچ اراده‌ای ندارد. >>pes<< Don't hold your breath. نفست رو نگه ندار. نفس خود را نگاه مدار. >>pes<< I only buy yellow cars. من فقط ماشین‌های زرد می‌خرم. من فقط ماشین های زرد می‌خرم. >>pes<< The wind is blowing and the fruit knows: It's time to fall down. باد می وزد و میوه می داند اکنون وقت افتادن است. باد می‌دمد و میوه می‌داند. وقت افتادن است. >>pes<< His poor reading ability impedes his progress in the class. مهارت ضعیف خواندنش سنگ پای پیشرفتش در کلاس است. توانایی خواندن ضعیف او پیشرفت خود را در طبقه متوقف می‌کند. >>pes<< Please hold my place in line. لطفا جای منو تو صف نگه دار لطفا جای مرا در صف نگه دارید. >>pes<< We live close to the school. ما نزدیک مدرسه زندگی می کنیم. نزدیک به مدرسه زیست می‌کنیم. >>pes<< I will set up my alarm o’clock in case I arrive at work late in the morning. من ساعت زنگ دارم را کوک می کنم تا دیگر صبح دیر سر کار نروم. ساعت هشدار خود را برپا می‌کنم، مبادا فردا صبح به کار برسم. >>pes<< Where is my time machine? ماشین زمان من کجاست؟ ماشین زمان من کجاست؟ >>pes<< My son is taller than me. پسرم قدبلند تر از من است. پسر من از من بلندتر است. >>pes<< I showed him my room. اتاق‌ام را به او نشان دادم. اتاق خود را به او نشان دادم. >>pes<< How old is he then? پس او چند سال دارد؟ پس چند ساله است؟ >>pes<< I called you three hours ago. من سه ساعت پیش با شما تماس گرفتم. سه ساعت پیش شما را خواندم. >>pes<< Tom hurt himself. تام به خودش آسیب می زند. تام خویشتن را اذیت کرد. >>pes<< If the life and death of Socrates was the life and death of a wise man, then the life and death of Jesus is the life and death of a God. اگر حیات و مرک سقراط، حبات و مرگ یک انسان خردمند باشد، پس حیات و مرگ مسیح نیز حیات و مرگ یک خداوند است. اگر حیات و موت سقراط، حیات و موت مرد حکیم بود، آنگاه حیات و موت عیسی حیات و موت خدای است. >>pes<< Patriots always talk of dying for their country, and never of killing for their country. وطن‌پرستان همیشه از مردن برای کشورشان صحبت می‌کنند اما هرگز از کشته شدن برای آن صحبت نمی‌کنند. وطن پرستان همیشه درباره مردن برای وطن خود سخن می‌گویند و هیچ‌گاه برای وطن خود قتل نمی نمایند. >>pes<< I don't want to go to the dentist. من نمی خواهم به دندانپزشکی بروم. نمی خواهم نزد دندان پزشک بروم. >>pes<< If you sign up to Facebook, your information will be sent to intelligence agencies. اگر در فیسبوک ثبت‌نام کنید، اطلاعات شما برای سازمان‌های جاسوسی فرستاده خواهد شد. اگر به فیس‌بوک ثبت کنید، اخبار شما به سوی هوشان فرستاده خواهد شد. >>pes<< We are all stupid, just on different subjects. ما همه احمقیم، هر کدام در یک زمینه. همه ما احمق هستیم، فقط بر طبقه های مختلف. >>pes<< The hotel at which we stayed was very comfortable. هتلی که ما در آن اقامت داشتیم،بسیار راحت بود. و هتلی که در آن توقف می‌کردیم، بسیار راحت بود. >>pes<< I've got better things to do than to keep track of what Tom's doing. من کارهای بهتر از تعقیب فعالیت های تام دارم. کارهای بهتر از نگاه داشتن آنچه تام می‌کند دارم. >>pes<< Tom often runs into Mary at the supermarket. تام بیشتر وقتا ماری رو توی سوپرمارکت می بینه و تام بارها در سوپرمارکت نزد مریم می‌خرامد. >>pes<< Don't forget to think before speaking. فراموش نکن قبل از حرف زدن فکر کنی. پیش از سخن گفتن، تفکر را فراموش مکنید. >>pes<< Where is Paris? پاریس کجاست؟ پاریس کجاست؟ >>pes<< This milk tastes odd. مزه ی این شیر غیر عادی ست. این شیر، عجیب است. >>pes<< My computer froze up. کامپیوترم هنگ کرد. کامپیوترم خشک شد. >>pes<< Young people are prone to fall into temptation. افراد جوان در معرض قرار گرفتن در وسوسه هستند. جوانان در امتحان افتاده‌اند. >>pes<< Aristotle thought women were of weak nature and easily overtaken by their emotions. ارسطو می پنداشت زنان طبیعتی ضعیف دارند و به سادگی در دستان احساسات شان رها می شوند. و آساف گمان برد که زنان از طبیعت ضعیف هستند و از احساسات ایشان به آسانی گرفتار می‌شوند. >>pes<< I'd better not eat that. ترجیح می دهم که نخورمش. بهتر است آن را نخورم. >>pes<< Forecasting is the way of saying what will happen and then explaining why it didn't. پیشگویی شیوهٔ گفتن آنچه اتفاق خواهد افتاد و بعد توضیح دادن اینکه چرا اتفاق نیفتاد است. این است طریق بیان آنچه که واقع می‌شود و بعد از آن توضیح می‌دهد که چرا نمی شود. >>pes<< There is a very old temple in the town. در شهر یک معبد خیلی قدیمی وجود دارد. در شهر هیکل بسیار قدیمی است. >>pes<< Through obedience learn to command. با فرمان‌برداری، فرمان دادن فرا گرفته می‌شود. از اطاعت، حکم را آموخت. >>pes<< No matter how rich he may be, he is never contented. فرقی ندارد که او چقدر ثروتمند باشد، او هرگز قانع نخواهد شد. هر قدر دولتمند باشد، هرگز سیر نخواهد شد. >>pes<< She should listen more to other people. او باید بیشتر به دیگران گوش دهد. او به قوم های دیگر گوش بیشتری خواهد داد. >>pes<< I ordered a steak for me and a hamburger for Tom. من یک استیک برای خودم و یک همبرگر برای تام سفارش دادم. و برای من استیک و همبرگری برای تام سفارش نمودم. >>pes<< I found the film romantic. این فیلم به نظرم عاشقانه آمد. این فیلم را رمانتیک یافتم. >>pes<< Tom hasn't seen much of Mary recently. تام اخیراً مری را زیاد ندیده است. تام اخیرا مریم را ندیده است. >>pes<< I want to buy that. می خواهم آن را بخرم. می‌خواهم آن را بخرم. >>pes<< I accept the offer. من پیشنهاد رو می پذیرم. هدیه را قبول می‌کنم. >>pes<< It's on the eighth floor. در طبقه‌ی هشتم واقع است. و آن در طبقه هشتم است. >>pes<< We need to make sure you are human, What are the first five characters of you email? ما احتیاج داریم، که مطمئن شویم شما انسان هستید. پنج حرف نخست آدرس پست الکترونیکی شما چیست؟ لازم است که مطمئن شویم که انسان هستید، و پنج شخصیت اول شماچه است؟ >>pes<< A guilty conscience needs no accuser. یک وجدان گناه‌کار به سرزنش دیگران محتاج نیست. وجدان گناهکار نیازی به شکایت ندارد. >>pes<< My computer has got to be useful for something. کامپیوترام باید به درد یک چیزی بخورد. کامپیوتر من برای چیزی مفید است. >>pes<< Don't eat hard foods. غذاهای سخت نخورید. غذای سخت مخورید. >>pes<< I'll be staying here for a week. ما اینجا به مدت یک هفته خواهیم بود. من تا یک هفته اینجا می‌مانم. >>pes<< Your hair wants cutting. بایست موهایت کوتاه شوند. موی تو می‌خواهد کوتاه شود. >>pes<< We hope to reach the summit before it gets dark. امیدواریم قبل از آنکه هوا تاریک شود به قله برسیم. امید داریم که قبل از تاریک شدن به قله برسیم. >>pes<< I'm sorry, I couldn't write earlier because I was ill. متأسفم، من نمی توانستم زودتر بنویسم چرا که بیمار بودم. متأسفم، نمی توانستم زودتر بنویسم، زیرا که بیمار بودم. >>pes<< He tried to attract her attention. او (مرد) سعی کرد توجه او (زن) را جلب کند. پس سعی کرد که توجه خود را جلب کند. >>pes<< I'll take care of your child tonight. امشب مراقب بچه ات خواهم بود. امشب از پسرت مراقبت می‌کنم. >>pes<< She held my hand firmly. دستم را محکم گرفت. دست مرا استوار کرد. >>pes<< Some songs come from Scotland. برخی از ترانه‌ها مال اسکاتلند هستند. بعضی سرودها از اسکاتلند می‌آید. >>pes<< It may be said that a man is known by the company he keeps. ممکن است بگویند که یک مرد را با شرکتی که می گرداند، می شناسند. شاید گفته شود که کسی از فرقه‌ای که او را نگاه می‌دارد، شناخته می‌شود. >>pes<< I didn't know that song. من آن آواز را نمی شناختم. آن سرود را نمی دانستم. >>pes<< He lied readily. او به آسانی دروغ گفت. به زودی دروغ می‌گفت. >>pes<< Tom and Mary were in the middle of a heated argument when John walked into the room. تام و ماری وسط مجادله ی داغی بودند که جان به درون اتاق قدم گذاشت. و تام و مریم در وسط نزاعی گرم بودند، هنگامی که یحیی داخل اتاق می‌شد. >>pes<< They didn't come here, did they? آنها به اینجا نیامدند. آمدند؟ پس به اینجا نیامده‌اند، مگه نه؟ >>pes<< Let's try another one. یکی دیگری را امتحان کنیم. یکی دیگر را امتحان کنیم. >>pes<< My group is always lively. گروه من همیشه سر زندس. قوم من همیشه زنده‌اند. >>pes<< Don't worry. نگران نباش. نگران مباش. >>pes<< Mary ate a light supper. مری شام سبکی خورد. و مریم شام سبک خورد. >>pes<< The knife was so dull that I couldn't cut the meat with it and I had to use my pocketknife. چاقو اینقدر کند بود که نتونستم گوشت رو تیکه کنم و مجبور شدم از چاقوی جیبی م استفاده کنم. و آن چاقو چنان خسته شده بود که نمی توانستم گوشت را با آن ببرم و مجبور شدم که از پوست جیبم استفاده کنم. >>pes<< I met Tom recently. من تازگی ها تام رو دیده ام. اخیرا تام را ملاقات کردم. >>pes<< He looked through the microscope. او زیر میکروسکوپ را نگاه کرد. و بر میکروسکوپ نظر می‌کرد. >>pes<< Where did Tom want to go to college? تام می خواست کجا به کالج برود؟ تام کجا می‌خواست به دانشگاه برود؟ >>pes<< South Africa is far away. آفریقای جنوبی دور است. آفریقای جنوبی دور است. >>pes<< There is no smoke without fire. هیچ دودی بی آتشی نیست. بدون آتش دود نیست. >>pes<< It's because you don't want to be alone. وضع این طور است چون نمی خواهی تنها باشی. زیرا که نمی خواهید تنها باشید. >>pes<< Hurricane Katrina hit New Orleans ten years ago. طوفان کاترینا ده سال پیش به نیواورلئانز صدمه زد. و طوفان کاترينا ده سال پيش به نيواورلئان زد. >>pes<< A sponge absorbs water. یک ابر آب را جذب می‌کند. اسفنج آب را جذب می‌کند. >>pes<< The more you explain it, the more I don't understand it. هرچه بیشتر آن را توضیح می‌دهید، من بیشتر آنرا نمی‌فهمم. هر چه بیشتر آن را بیان می‌کنی، بیشتر آن را درک نمی کنم. >>pes<< I learned German for three years in school and two years in university. من سه سال در مدرسه و دو سال در دانشگاه آلمانی یاد گرفتم. و سه سال در مدرسه و دو سال در دانشگاه آلمانی یاد گرفتم. >>pes<< Any political party is conservative in itself. هر حزب سیاسی به تنهایی محافظه‌کار است. هر حزب سیاسی در خود محافظه کار است. >>pes<< He worked hard. خیلی سخت کار می کرد. او سخت کار می‌کرد. >>pes<< I will show you around in return. من در برگشت این اطراف را به تو نشان خواهم داد. در عوض تو را نشان خواهم داد. >>pes<< Tom always dreamed of becoming a bounty hunter. تام همیشه رویای پلیس خصوصی شدن را داشت. و تام همیشه آرزو داشت که مزدور شود. >>pes<< Other factors of importance, which make litigation of large corporations more difficult, are the size and complexity of their activities. یکی دیگر از عوامل مهمی که رسیدگی به جرایم شرکت های بزرگ را دشوار می سازد، وسعت و پیچیدگی فعالیت های آنها است. و عاملهای دیگر از اهمیت که افواج عظیم را سخت‌تر می‌سازد، اندازه و پیچیدگی اعمال ایشان است. >>pes<< A little learning is a dangerous thing. یادگیری اندک، چیز خطرناکی است. اندک یادگیری چیز خطرناک است. >>pes<< Your speech was appropriate for the occasion. سخنرانی تو مناسب این مناسبت بود. سخنان تو برای آن وقت مناسب بود. >>pes<< I remembered my mother, who died suddenly. به یاد مادرم افتادم که به طور ناگهانی مرد. مادرم را که ناگهان مرد به یاد آوردم. >>pes<< This clothing is inappropriate. این لباس نامناسب است. این لباس نامناسب است. >>pes<< Are there any other hotels you can recommend? هتل‌های دیگری هم هستند که توصیه کنی؟ آیا هتلهای دیگر هست که بتوانید توصیه کنید؟ >>pes<< Love if you want to be loved! اگر می‌خواهی دوست داشته شوی، دوست بدار. محبت را اگر می‌خواهید دوست داشته باشید، محبت کنید! >>pes<< It is unfortunately true. متاسفانه صحت دارد. متاسفانه راست است. >>pes<< Tom first came to Japan when he was three years old. تام اولین بار وقتی سه ساله بود، به ژاپن آمد. و چون تام سه ساله بود، اول به ژاپن آمد. >>pes<< Islam is beautiful. اسلام زیباست. اسلام زیبا است. >>pes<< If anybody could convince Tom, it would be Mary. اگر کسی می توانست تام را متقاعد کند، آن ماری بود. اگر کسی تام را متقاعد سازد، مریم می‌بود. >>pes<< Can you recommend a hotel near the airport? می‌توانی یک هتل نزدیک فرودگاه پیشنهاد کنی؟ آیا هتلی را نزدیک فرودگاه توصیه می‌کنی؟ >>pes<< Metals conduct electricity. فلزات الکتریسیته را هدایت می‌کنند. آهن برق را هدایت می‌کند. >>pes<< That is my airplane. آن هواپیمای من است. این هواپیمای من است. >>pes<< She's never fallen in love. او هیچگاه عاشق نشده است. تا به حال عاشق نشده است. >>pes<< He had three sisters, but two died when they were very young. او سه تا خواهر داشت، اما دوتاشون وقتی خیلی جوون بودن مردن. و سه خواهر داشت، اما دو خواهر وقتی که بسیار جوان بودند، مردند. >>pes<< The game was put off until next week. بازی تا هفته آینده متوقف شد. و این بازی تا هفته بعد قطع شد. >>pes<< I remember that I met the queen. به خاطر می آورم که ملکه را ملاقات کردم. به یاد می‌آورم که ملکه را ملاقات نمودم. >>pes<< We are going to have a party on Saturday night. شب شنبه یک مهمانی خواهیم داشت. و شنبه شب جشنی خواهیم داشت. >>pes<< Take a whiff. یک پک بزن (در مورد سیگار) بو رابگیرید. >>pes<< Like father, like son. همانا پدر، همانا پسر. مثل پدر مثل پسر. >>pes<< Believe it or not, peaches and almonds are related. باور کنی یا نه، هلو و بادوم به هم مربوطن. (Bāvar koni yā na, hulu o bādum be ham marbutan) خواه باور کنی، خواه نکنی، هلوها و بادامها با هم مرتبط می‌باشند. >>pes<< One is more prone to make mistakes when one is tired. وقتی خسته هستیم بیشتر در معرض ارتکاب به اشتباه هستیم. کسی‌که وقتی خسته می‌شود، بیشتر اراده دارد که خطا کند. >>pes<< I showed her my room. اتاق‌ام را به او نشان دادم. اتاق خود را به او نشان دادم. >>pes<< No pain, no gain. نا برده رنج گنج میسر نمی‌شود. نه زحمتی و نه سودی. >>pes<< It's not my business. این به من مربوط نیست. این از آن من نیست. >>pes<< I must have left them on my desk. باید آن‌ها را روی میزم جا گذاشته باشم. و ایشان را بر سفره خود رها کرده‌ام. >>pes<< Nobody understands me. هیچکس مرا درک نمی‌کند. هیچ‌کس مرا درک نمی کند. >>pes<< Look at that building. Is it a temple? به این ساختمان نگاه کن.آیا آن یک معبد است؟ آن بنا را ببین. آیا هیکل است؟ >>pes<< There is a test tomorrow. فردا امتحان داری؟ فردا امتحانی هست. >>pes<< Kyowa Bank and Saitama Bank merged into Asahi Bank ten years ago. 10 سال قبل، بانک کیوئووا و بانک ساییتاما ادغام شدند و بانک آساهی را پدید آوردند. و قیوا بانک وسایتاما ده سال پیش با ملک آسایی ادغام شدند. >>pes<< It is difficult to express one's thoughts in English. بیان افکار به زبان انگلیسی دشوار است. بیان افکار به زبان انگلیسی دشوار است. >>pes<< Real men drink tea. مردان واقعی چای می‌نوشند. مردمان واقعی چای می‌نوشند. >>pes<< Bob often tries to give up smoking. باب چندین بار سعی کرد که سیگار را ترک کند. باب اغلب سعی می‌کند که سیگار کشیدن را ترک کند. >>pes<< The first step is as good as half over. قدم اول به خوبی نصف کار است. قدم اول مثل نصف است. >>pes<< I never liked biology. هیچ وقت زیست شناسی دوست نداشتم. هرگز زیست‌شناسی را دوست نداشتم. >>pes<< I've forgotten his name. نام او را فراموش کردم. اسم او را فراموش کرده‌ام. >>pes<< I'll stay out of your way. من دخالتی در راه و روشت نخواهم کرد. از راه تو دور می‌مانم. >>pes<< Anyone who says so is a liar. هر کسی این را بگوید، یک دروغگوست. هر‌که چنین بگوید دروغگو است. >>pes<< You may take this book so long as you keep it clean. می‌توانی این کتاب را ببری، به شرطی که آن را تمیز نگه داری. این کتاب را تا وقتی که آن را طاهر نگاه می‌داری، بگیر. >>pes<< I was given a minor share of my father's wealth. به من سهم کوچکی از ثروت پدرم داده شد. از دولت پدرم نصیبی به من دادند. >>pes<< Mary took her time choosing a dress even though Tom was waiting for her. ماری وقت زیادی را برای انتخاب لباس صرف کرد، با وجود اینکه تام منتظر او بود. و مریم وقت انتخاب جامه گرفت، اگر‌چه تام انتظار وی را می‌کشید. >>pes<< She made arrangements to get him into a good hospital. او ترتیب کارها را داده تا او را به یک بیمارستان خوب ببرد. پس ترتیبی داد که او را به بیمارستانی نیکو درآورد. >>pes<< It's not polite to stare at others. ذل زدن به افراد دیگر کار مودبانه‌ای نیست. عاقلانه نیست که به دیگران خیره شویم. >>pes<< You're on the path of success. شما در مسیر موفقیت هستید. تو در راه موفقیت هستی. >>pes<< I'm aware I'm not at a good level; therefore, I need to practice more. من خودم میدونم که سطحم خوب نیست، پس، به تمرین بیشتری نیاز دارم. می‌دانم که در طبقه نیکو نیستم، از این جهت لازم است که بیشتر عمل نمایم. >>pes<< Most importantly, have patience. مهمتر از همه، صبر داشته باشید. از همه مهمتر صبر کنید. >>pes<< Study hard. سخت درس بخوان. سخت مطالعه نما. >>pes<< We need no more men at present. فعلاً به افراد بیشتری نیاز نداریم. در حال حاضر نیازی به مردان نداریم. >>pes<< Any milk or sugar? شیر یا شکری بود؟ شیر یا شکر؟ >>pes<< It's still too early to talk about this now. الآن هم هنوز زود است که راجع به آن صحبت کنیم. هنوز زود است که در این باره صحبت کنیم. >>pes<< I'll help my mother wash the dishes after supper. بعد از شام در شستن ظرف‌ها به مادرم کمک خواهم کرد. من به مادرم کمک می‌کنم که ظرفها را بعد از شام بشوید. >>pes<< I wish Tom were my younger brother. ای کاش (تام) برادر کوچکتر من بود. کاش تام برادر کوچک من بود. >>pes<< I'm needy. من نیازمندم. من فقیر هستم. >>pes<< Arabic is my mother tongue. عربي زبان مادری من است. زبان عربی زبان مادرم است. >>pes<< I didn't know where it came from. نمیدانم از کجا آمد. و نمی دانستم از کجا می‌آید. >>pes<< The old cottage had only one bed, so we all took turns sleeping in it. آن کلبه‌ی قدیمی فقط یک تخت داشت. بنا بر این، به نوبت روی آن می‌خوابیدیم. و کلبه کهنه فقط یک تخت داشت، پس همه ما در آن خوابیده بودیم. >>pes<< I rarely watch television. به نُدرت تلویزیون تماشا می‌کنم. به ندرت تلویزیون نگاه می‌کنم. >>pes<< Ania is interested in computers. آنیا به کامپیوتر علاقه دارد. عنیا به کامپیوتر علاقه دارد. >>pes<< China is bigger than Japan. چین بزرگتر از ژاپن است. چین از ژاپن بزرگتر است. >>pes<< I don't like the red jacket. ژاکت سرخ را دوست نمی دارم. کت قرمز را دوست ندارم. >>pes<< His poor reading ability impedes his progress in the class. مهارت ضعیف قرائتش سنگ پای پیشرفتش در کلاس است. توانایی خواندن ضعیف او پیشرفت خود را در طبقه متوقف می‌کند. >>pes<< Don't dig a pit for somebody to fall into, or you will end up in it yourself. چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی. حفره‌ای برای کسی مپاش که در آن بیفتد، مبادا خود در آن واقع شوی. >>pes<< A creaking gate hangs long. اجل گشته میرد نه بیمار سخت. دروازه‌ای مغناطیس دراز می‌شود. >>pes<< If it ain't broke, don't fix it. اگر خراب نشد، تعمیرش نکن. اگر شکسته نشده، آن را تعمیر مکنید. >>pes<< I'd prefer to speak to you in private. من ترجیح می دادم که به طور خصوصی با شما سخن بگویم. ترجیح می‌دهم که در خلوت با شما سخن گویم. >>pes<< In chess, the bishop is closer to the queen. در شطرنج، فیل به وزیر نزدیکتر است. در شطرنج، اسقف به ملکه نزدیکتر است. >>pes<< I prefer coffee. قهوه را ترجیح می‌دهم. قهوه را ترجیح می‌دهم. >>pes<< I gave up smoking six months ago. من سیگار کشیدن را شش ماه پیش متوقف کردم. شش ماه پیش سیگار کشیدن را ترک کردم. >>pes<< Either you or I will get the first prize. یا من یا تو جایزه اول را برنده خواهیم شد. یا شما یا من جایزه اول را خواهم گرفت. >>pes<< A coward dies a thousand times before his death. The valiant never taste of death but once. ترسو هزاربار پیش از مرگ می‌میرد. آدم نترس فقط یکبار مزه مرگ را می‌چشد. یک بزدل هزار مرتبه پیش از مرگش می‌میرد و شجاعان جز یک مرتبه طعم موت را نخواهند چشید. >>pes<< You're not a girl. تو دختر نیستی. تو دختر نیستی. >>pes<< We would've enjoyed our trip if it wasn't for the rain. اگر به خاطر باران نبود ما از سفرمان لذت می بردیم. اگر برای باران نبود، از سفر خود بهره می‌بردیم. >>pes<< Thanks God, you are fine. خدا را شکر، که حال تان خوب است! خدا را شکر که تو نیکو هستی. >>pes<< Get out! پیاده شو! بیرون شو! >>pes<< I am unable to do more. بیشتر از این نمی‌توانم انجام بدهم. نمی توانم بیشتر عمل نمایم. >>pes<< Talk to her. با او حرف بزن. او را خطاب کن. >>pes<< Tom has a lot of valuable books. تام کتاب های با ارزش زیادی دارد. تام کتابهای بسیار دارد. >>pes<< She fascinated me. من مجذوب او شده بودم. او مرا دوست می‌داشت. >>pes<< This is not an emergency issue. این مسئله اورژانس نیست. این امری ضروری نیست. >>pes<< No words availed to persuade him. هیچ حرفی نتواتست او را متقاعد کند. هیچ سخنی برای اغوای او مفید نبود. >>pes<< This district is notorious for air pollution. این محله به خاطر هوای آلوده بدنام است. این منطقه برای آلودگی هوا بدنام است. >>pes<< It's a tiring job. کار خسته کننده ای است. کار خسته کننده‌ای است. >>pes<< I've broken my glasses. عینکم را شکسته ام. عینک خود را شکسته‌ام. >>pes<< What do you worry about when you go to sleep at night? وقتی شب‌ها به خواب می‌روی نگران چه هستی؟ هنگامی که در شب به خواب می‌روید، از چه چیز نگران می‌شوید؟ >>pes<< Continuing this argument won't get us anywhere. ادامه بحث ما را به هیچ جا نخواهد برد. و ادامه این مجادله ما را هیچ‌جا نخواهد گرفت. >>pes<< More haste, less speed. عجله کار شیطان است. بیشتر تعجیل کن و کمتر تعجیل نما. >>pes<< Iranian people are peace loving. مردم ایران خواهان صلح هستند. امت های ایرانی سلامتی را دوست می‌دارند. >>pes<< There's always a woman in between. همیشه پای یک زن در میان است. در میان همیشه زنی است. >>pes<< There is enough room for us to play. جای کافی برای بازی کردن ما وجود دارد. برای ما کافی است که بازی کنیم. >>pes<< Tom became serious. تام جدی شد. و تام جدی شد. >>pes<< Which do you like better, Coca-Cola or Pepsi? کدام را دوست داری، کوکا‌کولا یا پپسی؟ کدام را بیشتر دوست می‌دارید، کوکاکولا یا پپسی؟ >>pes<< What vile behavior! چه رفتار زشتی چه رفتار زشت! >>pes<< I don't see Tom often. تام را چندان زیاد نمی بینم. تام را بارها نمی بینم. >>pes<< At first I did not like him, but now I do. ابتدا از او خوشم نمی آمد ولی حالا چرا. در ابتدا او را دوست نداشتم، اما الان می‌دانم. >>pes<< I've never said that! من هرگز آن را نگفتم. تا به حال چنین نگفته‌ام. >>pes<< Your dress is touching the wet paint. لباست داره رنگی میشه. جامه تو به رنگ خیس لمس می‌کند. >>pes<< The tornado killed more than twenty people. گردباد بیش از بیست نفر را کشت. و گردباد بیشتر از بیست نفر را کشت. >>pes<< I am a banker. من صراف هستم. من بانکدار هستم. >>pes<< I think Tom is going to try to kill Mary. تفکر کنم تام می خواهد سعی کند ماری را بکشد. گمان می‌برم که تام قصد کشتن مریم می‌کند. >>pes<< This apple is sour. این سیب ترش است. این سیب ترش است. >>pes<< Do not answer hastily. عجولانه پاسخ نده. به تعجیل جواب ندهید. >>pes<< She simply wept a river of tears before her father's grave. او در مقابل قبر پدرش، واقعاً مثل رود گریه کرد. و پیش قبر پدرش نهر اشکها را بگریست. >>pes<< He doesn't read many books. او زیاد کتاب نمی خواند. کتابهای بسیار نمی خواند. >>pes<< Today, the president of Iran signed the international human rights agreement. امروز، رئیس جمهور ایران، توافقنامه بین المللی حقوق بشر را امضاء کرد. و امروز رئیس جمهور ایران قرارداد حقوق بین‌المللی انسان را امضا کرد. >>pes<< I doubt whether he will win both races. در این که او هر دو مسابقه را خواهد برد شک دارم. شک دارم که هر دو فرقه راببرد یا نه. >>pes<< Get your big feet off my flowers. پاهای گنده ت رو از رو گل های من بردار. پایهای بزرگ خود را از گلهای من بردار. >>pes<< Got it! گرفتم! آن را گرفتم! >>pes<< In many countries, being gay is a cause for imprisonment. در خیلی از کشورها، همجنس باز بودن دلیلی است برای زندانی کردن. در بسیاری از کشورها، همجنس‌باز بودن دلیل زندان است. >>pes<< In fact you are quite right. در حقیقت، شما کاملاً درست هستید. در واقع تو راست می‌گویی. >>pes<< From the time he was a small boy, Tom knew that he wanted to be a policeman. تام از زمانی که پسر کوچکی بود، میدانست که می خواهد یک پلیس شود. و از وقتی که طفل کوچک بود، تام دانست که می‌خواهد پلیس شود. >>pes<< "I have to see him." "Why?" «باید او را ببینم.» «چرا؟» «من باید او را ببینم.» >>pes<< We were all present at her wedding. همه ما در جشن عروسی او حضور داشیم. و همه در عروسی او حاضر بودیم. >>pes<< Did everyone go crazy? همه دیوانه شده‌اند؟ آیا همه دیوانه شدند؟ >>pes<< The book reviewer who detects a missing comma, immediately feels elevated to the level of the writer. منتقد کتاب که موفق به کشف یک کامای از قلم افتاده شد، بلافاصله احساس ارتقاء به سطح نویسنده به او دست داد. نقدکننده کتاب که کامای گم شده را کشف می‌کند، بلافاصله تا سطح نویسنده بلند می‌شود. >>pes<< A grasshopper and many ants lived in a field. یک ملخ و مورچه‌های زیادی در یک مزرعه زندگی می‌کردند. ملخ و مورچه های بسیار در صحرا ساکن بودند. >>pes<< I just have one thing to say to those who hate me: It's your problem. من فقط یک چیز برای گفتن به آنها که از من متنفرند دارم: مشکل خودتان است. فقط یک چیز دارم که به آنانی که از من نفرت دارند بگویم: این است مشکل شما. >>pes<< Germany is a big country. آلمان کشوَرِ بزرگیست. آلمان کشور بزرگ است. >>pes<< A writer is somebody for whom writing is more difficult than it is for other people. نویسنده کسی است که نوشتن برای او از بقیه مردم سخت تر است. نویسنده‌ای است که برای او نوشتن سخت‌تر از برای قوم دیگر است. >>pes<< I do not for a moment think you are wrong. حتی برای یک لحظه فکر نمی کنم که اشتباه می کنی. برای لحظه‌ای گمان نمی برم که اشتباه می‌کنی. >>pes<< After I said such a thing to my boss, I am certain to lose my job. بعد از اینکه چنین حرفی به رئیسم گفتم مطمئن شدم که کارم را از دست می دهم. بعد از آنکه چنین چیزی به رئیس خود گفتم، یقین دارم که شغلم را از دست می‌دهم. >>pes<< My sister took my hamster hostage. خواهرم همستر مرا گروگان گرفت. و خواهرم همستر مرا گروگان گرفت. >>pes<< Thanks for having explained to me at last why people take me for an idiot. ممنونم از اینکه بالاخره به من توضیح دادید چرا مردم من را احمق فرض می گیرند. پس از اینکه درباره من توضیح داده‌اید که چرا مردم مرا احمق می‌گیرند، شکر می‌گویید. >>pes<< You can't get there from here. شما از اینجا نمی توانید به آنجا برسید. از اینجا نمی توان به آنجا رسید. >>pes<< I doubt that he's a lawyer. فکر می‌کنم که او وکیل است. شک دارم که او وکیل است. >>pes<< He hasn't left any message. او پیغامی نگذاشته است. هیچ پیغامی را رها نکرده است. >>pes<< A soldier who doesn't dream of becoming a general is a bad one. سربازی که رؤیای فرمانده شدن نداشته باشد سرباز خوبی نیست. سربازی که خواب ژنرال شدن را نمی بیند، بد است. >>pes<< Tom bends over backwards to make Mary happy. تام پل‌می‌زند تا ماری را خوشحال کند. تام به عقب خم می‌شود تا مریم را خوشحال سازد. >>pes<< Tell the others to hurry up. به دیگران بگو عجله کنند. و به دیگران بگو که تعجیل نمایند. >>pes<< Road traffic injuries are a major public health problem and a leading cause of death. صدمات ناشی از آمد وشد جاده ای یکی از مشکلات عمده ی سلامت عمومی است و منجر به مرگ ومیر می شود. جراحت راه، به‌سبب سلامت عمومی و عامل موت است. >>pes<< I suggest that we go out on Friday. من پیشنهاد می کنم جمعه بیرون برویم. توصیه می‌کنم که جمعه بیرون برویم. >>pes<< How many animals do you think are in this zoo? فکر می کنی چند حیوان در این باغ وحش هست؟ فکر می‌کنی در این باغ وحش چند حیوان است؟ >>pes<< The Chavez family joined thousands of other farm workers who traveled around the state of California, to harvest crops for farm owners. خانواده‌ی چاوز به هزاران کارگر مزرعه‌ی دیگر پیوستند که در سرتاسر کالیفرنیا سفر می‌کردند تا محصول را برای مزرعه‌داران برداشت کنند. و خاندان چاوز هزاران کارگر مزرعه دیگر که در اطراف ایالت کالیفرنیا سفر می‌کردند، جمع شدند تا حاصل مزرعه را برای اهل مزرعه درو کنند. >>pes<< The mountaineer set out for the summit. کوهنورد به طرف قله حرکت کرد. وکوهدار برای قله بیرون می‌رفت. >>pes<< Has your neck thickened during the previous year? گردنت در سال گذشته کلفت شده است؟ آیا گردن تو در سال پیشین تنگ شده است؟ >>pes<< I don't eat meat. من گوشت نمی‌خورم. گوشت نمی خورم. >>pes<< My friend always jokes when I don't feel like it. دوست من همیشه وقتی که من حس و حالش رو ندارم شوخی میکنه. دوست من همیشه شوخی می‌کند وقتی که احساس نمی کنم. >>pes<< Between you and me, he is rather stupid. بین خودمان بماند، او نسبتاً احمق است. در میان من و تو، او بسیار احمق است. >>pes<< Keep going straight. مستقیم برو. به راستی سلوک نما. >>pes<< I like to travel. دوست دارم مسافرت کنم سفر را دوست می‌دارم. >>pes<< Tom didn't answer Mary's question. تام به سؤال مری جواب نداد. و تام سوال مریم را جواب نداد. >>pes<< I'll eat anything. من هر چیزی خواهم خورد. هر چیز خواهم خورد. >>pes<< You betrayed me. تو به من خیانت کردی. مرا تسلیم نمودی. >>pes<< As always, I could only hope the police wouldn't stop me. مثل همیشه تنها امیدم این بود که پلیس مرا متوقف نکند. مثل همیشه امیدوار بودم که پلیس مرا بازندارد. >>pes<< She lost her way and on top of that it began to rain. او راهش را گم کرد و علاوه بر این، باران نیز شروع به باریدن کرد. راه وبالای باران که می‌بارید، گم شد. >>pes<< How far is it from here to Ueno? از اینجا تا یونو چقدر فاصله دارد؟ از اینجا تا یوان چقدر دور است؟ >>pes<< Tom is the one who told me who to give it to. تام کسی است که به من گفت به کی بدهمش. تام کسی است که مرا خبر داد که به چه کسی بدهم. >>pes<< I tried that a couple of times. دو بار آن را امتحان کردم. چند بار این را امتحان کردم. >>pes<< The people are under pressure. مردم تحت فشار هستند. قوم تحت فشارند. >>pes<< The house was in flames. خانه شعله ور شده بود. و خانه در شعله‌ها بود. >>pes<< Tom found a hoard. تام یک گنجینه یافت. و تام ذخیره‌ای یافت. >>pes<< I'm good, how are you? من خوبم. تو خوبی؟ من خوبم، چگونه هستی؟ >>pes<< You have to strike the iron while it's hot. تا تنور داغ است نان را بچسبان. تا گرم است باید آهن را بکوبی. >>pes<< If you are here, it means you care. اگر تو اینجا هستی، به این معناست که اهمیت می دهی. اگر تو اینجا هستی، به این معنی است که مراقب هستی. >>pes<< That material's going to shrink if it's washed. آن ماده اگر شسته شود، آب خواهد رفت. اگر آن ماده شسته شود، کم خواهد شد. >>pes<< Our project collapsed. پروژه ی ما زمین گیر شده است. و پروژه ما خراب شد. >>pes<< From time to time, a proposal to pull down a much-loved old building to make room for a new block of flats, raises a storm of angry protest. در مقاطعی از زمان، درخواست تخریب یک ساختمان قدیمی محبوب به منظور ساختن یک بلوک از خانه ها، طوفانی از خشم ومخالفت را برمی انگیزد. و بعضی اوقات، تدبیری برای خراب کردن بنای کهنه بسیار دوست می‌دارد تا برای بنایی تازه از مسکنها جا باز کند، و گردبادی از شورش خشم برمی آورد. >>pes<< Thank you, from the bottom of my heart! از صمیم قلب متشکرم! از ته دل تشکر می‌کنم. >>pes<< Our marriage is over. ازدواج ما به پایان رسیده است. پیوند ما تمام شد. >>pes<< Tom couldn't imagine himself shooting anyone. تام نمی توانست خود را در حال شلیک به کسی تصوّر کند. و تام نمی توانست خود را تصور کند که به کسی تیر می‌زند. >>pes<< You're missing too many of the details. تو خیلی از جزئیات را در نظر نگرفتی. بسیاری از جزئیات را از دست داده‌ای. >>pes<< Mary is wary of strangers. مری نسبت به غریبه ها محتاط است. مریم از غریبان می‌ترسد. >>pes<< An eye for an eye only ends up making the whole world blind. چشم در مقابل چشم در نهایت فقط همه جهان را کور خواهد کرد. چشم در مقابل چشم، تمام جهان را کور می‌سازد. >>pes<< Man is the only animal that can laugh. انسان تنها حیوانی است که می تواند بخندد. انسان تنها حیوان است که می‌تواند بخندد. >>pes<< I had a tooth pulled out last week. هفته پیش یک دندان کشیدم. هفته پیش دندانم را بیرون کشیده بودم. >>pes<< Listen carefully. به دقت گوش کن. به دقت گوش دهید. >>pes<< You shouldn't respect someone just because they're rich. فقط چون کسی پولداره نباید بهش احترام بگذارید. هیچ‌کس را به‌سبب دولتمندی، احترام مگزار. >>pes<< Could you pass me the salt, please? می شود به من نمک را بدهی، لطفا؟ آیا نمک را به من می‌دهید؟ >>pes<< I see. فهمیدم می‌بینم. >>pes<< The children were swimming naked. بچه ها لخت شنا می کنند. و پسران برهنه شنا می‌کردند. >>pes<< Armin broke the window. آرمین پنجره را شکست. و آرمین پنجره را شکست. >>pes<< Let me take you home. بذار برسونمت خونه تو را به خانه ببرم. >>pes<< I have always wanted to become a teacher, but it didn't happen. من همیشه دوست داشتم معلم شوم، ولی این اتفاق نیفتاد. همیشه می‌خواستم معلم شوم، اما واقع نشد. >>pes<< I've got no time to sit and talk. وقت ندارم بشینم و حرف بزنم. وقت ندارم که بنشینم و سخن گویم. >>pes<< A blank check? You only see those in movies. یک چک سفید‌امضا؟ چنین چیزی را فقط توی فیلم‌ها می‌توانی ببینی. یک چک خالی؟ فقط آنها را در فیلمها می‌بینید. >>pes<< I regaled the devil; he gave me a fable. من شیطان را خرسند کردم، او به من اسطوره داد. ابلیس را جلال دادم و او مرا عذاب داد. >>pes<< He has married his daughter to a young lawyer. او دخترش را به نکاح یک وکیل جوان درآورد. دختر خود را به یک وکیل جوان نکاح کرده است. >>pes<< A thing of beauty is a joy forever. یکی از ویژگی های زیبایی خرسندیِ همیشگی است. چیز زیبایی شادی ابدی است. >>pes<< A man lives not only his personal life, as an individual, but also, consciously or unconsciously, the life of his epoch and his contemporaries. انسان فقط زندگی خصوصی خود را، به عنوان یک فرد، ندارد، بلکه همچنین، آگاه یا ناآگاه زندگی عصر و هم عصران خود را نیز دارد. انسان نه فقط مثل یک شخص زندگی می‌کند، بلکه همچنین از روی هشیاری یا بی‌هوشی، جان فاق و هم‌عصرانش. >>pes<< I was feeling blue all day. تمام روز احساس افسردگی می‌کردم. تمام روز احساس آبی می‌کردم. >>pes<< John and Beth are the same age. جان و بت هم سن هستند. یحیی و بیت مثل هم می‌باشند. >>pes<< To avoid criticism do nothing, say nothing, be nothing. برای اجتناب از انتقاد، کاری نکن، حرفی نزن، چیزی نباش. برای اجتناب از انتقاد هیچ مکن و چیزی مگو و هیچ‌چیز مباش. >>pes<< I had to help with the housework. می‌بایست در کارهای خانه کمک کنم. و من می‌بایست در خانه‌ها اعانت می‌کردم. >>pes<< I have one final advice for you. من یک توصیهٔ آخر برای تو دارم. من برای شما یک نصیحت آخر دارم. >>pes<< It seems we are in the same boat. به نظر می‌رسد ما در یک قایق هستیم. به نظر می‌آید که در یک کشتی هستیم. >>pes<< My racial composition is just a camouflage. ترکیب نژادی ام تنها یک استتار است. ترکیب نژادی من فقط استتار است. >>pes<< Sorry for the dumb question. بخاظر سوال احمقانه ببخشید. به‌سبب سوال احمقانه عذرخواهی می‌کنم. >>pes<< I almost never eat game meat. من تقریبا هرگز گوشت شکار نمی خورم. نزدیک بود که هیچ‌گاه گوشت بازی نخورم. >>pes<< There's a lot of trash on the far bank of the river. لبه دیگه رودخونه پر از آشغاله. بر کناره نهر زباله های بسیار است. >>pes<< Do you think they might be dangerous? شما فکر می کنید که آنها ممکن است خطرناک باشند؟ آیا گمان می‌برید که می‌توانند خطرناک باشند؟ >>pes<< Her hair and the way she holds her head remind me of Maria. موهاش و طریقه نگه داشتن سرش من رو به یاد ماریا میندازه. موی و راهی که سر خود را دارد مرا درباره ماریا یاد می‌کند. >>pes<< If you want my help, you'll have to ask for it. اگر کمک نیاز داری باید از من بخوای اگر مدد مرا می‌خواهید، باید آن را طلب کنید. >>pes<< He has no close friends to talk with. او دوست نزدیکی برای گفتگو نداشت. او را دوستانی نیست که با او گفتگو کنند. >>pes<< Flour is made from wheat. آرد از گندم به دست می آید. فلوور از گندم ساخته شده است. >>pes<< He drives without licence. او بدون گواهینامه رانندگی می‌کند. بدون گواهینامه رانندگی می‌کند. >>pes<< He narrowly escaped being killed. او با احتیاط از کشته شدن رهایی یافت. و به تنگی از کشته شدن رهایی یافت. >>pes<< Perhaps you are right. احتمالا حق با شماست. شاید حق با تو باشد. >>pes<< Mrs. Thompson wants to conceal the fact that she is a millionaire. خانم تامپسون می خواست این حقیقت را که میلیونر هست، پنهان کند. و خانم تامسون می‌خواهد این حقیقت را که میلیونر است پنهان کند. >>pes<< For the lack of something better to do, Tom started cleaning his room. تام به خاطر نداشتن کاری بهتر برای انجام دادن، شروع به تمیز کردن اتاقش کرد. به‌سبب عدم کاری بهتر، تام شروع به تمیز کردن اتاق خود کرد. >>pes<< Not knowing what to do, I called her. بدون اینکه بدانم چه می کنم، به او زنگ زدم. چون نمی دانستم چه کنم، او را خواندم. >>pes<< Sysko works like an ant. سیسکو مانند مورچه ها کار می کند. سیسکو مثل مورچه عمل می‌کند. >>pes<< Is everybody ready? آیا همه آماده‌اند؟ آیا همه آماده‌اند؟ >>pes<< I once wanted to be an astrophysicist. می خواستم یک اخترفیزیک دان باشم. و یک بار می‌خواستم اهل معرفت باشم. >>pes<< If the budget gets exceeded then we will need to kick in a couple of dollars. اگه هزینه ش بیشتر از بودجه بشه اون موقع باید خودمون اضافی ش رو بدیم. اگر بودجه زیاده شود، لازم است که به چند دلار لگد بزنیم. >>pes<< Do you think that my way of teaching is wrong? آیا فکر میکنی که روش درس دادن من اشتباه است؟ آیا گمان می‌برید که طریق تعلیم من اشتباه است؟ >>pes<< Most people think I'm crazy. اغلب مردم فکر میکنند من دیوانه ام. بیشتر مردم گمان می‌برند که من دیوانه‌ام. >>pes<< I know you're going to say no. میدونم میگی نه. می‌دانم که جواب منفی می‌دهی. >>pes<< There are very few shops and the cinema is awful. مغازه های کمی وجود دارد و سینما افتضاح است. مغازه های بسیار کم است و سینما هولناک است. >>pes<< Please come home sometimes. لطفا گاهی خانه ما بیا. خواهش می‌کنم بعضی اوقات به خانه بیا. >>pes<< I'm watching television. من تلویزیون می‌بینم. من به تلویزیون نگاه می‌کنم. >>pes<< He is twice as old as me. اون دوبرابر سن من رو داره. او دو چندان مثل من می‌باشد. >>pes<< Tom told me that he was very busy. تام به من گفت که سرش خیلی شلوغ است. و تام مرا خبر داد که بسیار مشغول است. >>pes<< The translation of this sentence is a bad translation. ترجمهٔ این جمله ترجمهٔ بدی است. ترجمه این حکم ترجمه بدی است. >>pes<< Where's the president? رئیس جمهور کجاست؟ رئیس‌جمهور کجاست؟ >>pes<< I telephoned her at once. من بی درنگ به او تلفن کردم. در ساعت او را صدا زدم. >>pes<< Some people keep rare animals as pets. برخی افراد، حیوانات کمیاب را بعنوان حیوان خانگی نگه می دارند. بعضی حیوانات را مثل حیوانات بی‌جان نگاه می‌دارند. >>pes<< Sometimes machines can make an unconscious person breathe for years. برخی از ماشین ها برای سالها می توانند برای فرد بیهوش نفس مهیا کنند. بعضی از ماشینها می‌توانند شخص بیهوش را سال‌ها نفس کشند. >>pes<< The water was dead around us. آبهای اطرف ما، راکد بود. آب در اطراف ما مرده بود. >>pes<< My mother never punished me. مامان هیچ وقت منو تنبیه نکرد. مادرم هرگز مرا تنبیه نمی کند. >>pes<< Arabic is read from right to left. عربی از راست به چپ خوانده می شود. عربی از راست تا چپ خوانده می‌شود. >>pes<< Please let me go. لطفا به من اجازه بده بروم. خواهش می‌کنم مرا رها کنید. >>pes<< Do you want a drink? آیا نوشیدنی می خواهی؟ آیا نوشیدنی می‌خواهید؟ >>pes<< Anyone may use this dictionary. هرکسی می تواند از این دیکشنری استفاده کند. هر‌که از این لغت‌نامه استفاده کند. >>pes<< I don't need anything. هیچی لازم ندارم. به چیزی محتاج نیستم. >>pes<< Hasn't anyone seen Tom? کسی تام را ندیده است؟ آیا کسی تام را ندیده است؟ >>pes<< I am an office worker. من عضو هستم. من کارمند دفتر هستم. >>pes<< I would've never done what Tom did. من هیچ وقت کاری که تام کرد رو نمی کردم. و من هرگز به آنچه تام کرد، عمل نمی کردم. >>pes<< Tom doesn't like working the graveyard shift. تام دوست ندارد در شیفت شب کار کند. تام تبدیل قبر را دوست ندارد. >>pes<< I showered before breakfast. قبل از صبحانه دوش گرفتم. قبل از صبحانه دوش گرفتم. >>pes<< A promise made is a debt unpaid. یک قول داده شده یک دِین اداء نشده است. وعده‌ای که داده می‌شود، قرضی بی‌پرداخت است. >>pes<< You aren't really going to drive Tom's car, are you? تو که واقعا نمی خواهی ماشین تام را برانی، می خواهی؟ تو که نمی توانی ماشین تام را برونی، می‌خواهی؟ >>pes<< He pretended not to hear me. او وانمود کرد که مرا نمی شنود. او وانمود کرد که مرا نمی شنود. >>pes<< Those who love too much, hate in like extreme. هر کس بیشتر عشق می‌ورزد، قابلیت تنفر ورزیدن بیشتر دارد. آنانی که بیش از حد محبت می‌نمایند، از حد نفرت دارند. >>pes<< That's the fastest train in the world. آن سریع ترین قطار دنیاست این است سریع‌ترین قطار در جهان. >>pes<< The most beautiful flowers have the sharpest thorns. زیباترین گلها تیزترین خارها را دارند. زیباترین گلها، تیزترین خارها را دارند. >>pes<< Every even number is the sum of two primes. هر عدد زوج مجموع دو عدد اولیه است. هر عدد، مجموع دو نخست است. >>pes<< This is a mere figment of your imagination. این صرفاً ساختهٔ خیالت است. این فقط تصور تو است. >>pes<< Drive slowly. به آرامی رانندگی کن. به آرامی روان شو. >>pes<< I asked him about his new book. من راجع به کتاب جدیدش سوال کردم. درباره کتاب جدیدش از وی پرسیدم. >>pes<< Didn't I tell you that you needed to get there early? بهت نگفتم باید زود اون جا می‌رسیدی؟ آیا به شما نگفتم که لازم است زودتر به آنجا برسید؟ >>pes<< Not all Americans shared Wilson's opinion. همه آمریکایی ها عقیده ویلسون رو قبول نداشتند. و جمیع آمریکایی‌ها نظر ویلسون را به اشتراک نمی‌گذاشتند. >>pes<< The weather is so hot. هوا بسیار گرم است. آب و هوا بسیار گرم است. >>pes<< It's my book. این کتاب من است. این کتاب من است. >>pes<< I love strawberries. عاشق توت‌فرنگی‌ام. توت فرنگی را دوست می‌دارم. >>pes<< I'm sorry. من متاسفم. متأسفم. >>pes<< There's a small possibility that Tom will be arrested. احتمال کوچکی وجود دارد که تام دستگیر شود. احتمال کمی هست که تام دستگیر شود. >>pes<< May I direct your attention to this? مي‌تونم توجهتان را به اين معطوف کنم؟ آیا توجه تو را به این امر جلب نمایم؟ >>pes<< Sorry, I'm not interested. ببخشید، دوست ندارم. شرمنده، علاقه‌ای ندارم. >>pes<< Subscribe to our YouTube channel. در کانال یوتیوب ما ثبت نام کنید. و به کانال یوتوب ما بنویس. >>pes<< Is the water hot enough to make the tea? آیا برای تهیه چای، آب به اندازه کافی داغ است؟ آیا آب به قدری گرم است که چای درست کند؟ >>pes<< Where are we now? ما اکنون کجا هستیم؟ الان کجا هستیم؟ >>pes<< Welcome to our home. به خانۀ ما خوش آمدید. به خانه ما خوش آمدید. >>pes<< Tom didn't have the guts to shoot Mary. تام جرئتش را نداشت به ماری شلیک کند. و تام جرات کشتن مریم را نداشت. >>pes<< Tom doesn't need to worry about Mary. نباید که تام نگران ماری باشد. تام لازم نیست که درباره مریم نگران باشد. >>pes<< I am not an artist. I never had the knack for it. من هنرمند نیستم. هیچ وقت ذوق اش را نداشتم. من هنرمند نیستم و مهارت آن را نداشتم. >>pes<< Go choke! خفه شو! برو خفه شو! >>pes<< An accident often comes of carelessness. یک تصادف معمولا نتیجه ی بی دقتی است. اغلب حادثه‌ای از بی‌توجهی می‌آید. >>pes<< Do you think Tom will like the concert? فکر می کنی تام کنسرت را دوست خواهد داشت؟ آیا گمان می‌بری که تام کنسرت را دوست می‌دارد؟ >>pes<< The best defense is a good offense. حمله بهترین دفاع است. بهترین دفاع، گناه نیکو است. >>pes<< It's too far to walk to the station, so let's take a bus. پیاده روی تا ایستگاه طولانی است پس بیا سوار اتوبوس شویم. راه رفتن به ایستگاه بسیار دور است، پس سوار اتوبوس شویم. >>pes<< We must get there before him. باید قبل از او برسیم آن جا. باید قبل از او به آنجا برسیم. >>pes<< He seems to have been a great athlete. او وانمود می کند که ورزشکاری بزرگ بوده است. به نظر می‌آید که ورزشکار بزرگ بوده است. >>pes<< The police were hoping that Tom could shed some light on the incident. پلیس امیدوار بود تام بتواند قضیه را قدری روشن کند. و پلیس امیدوار بود که تام بر آن حادثه روشنایی بگذارد. >>pes<< It rained five days in a row. پنج روز پشت سر هم باران بارید. و پنج روز در یک صف بارید. >>pes<< Their hands were cold. دستانشان سرد بود. دستهای ایشان سرد بود. >>pes<< I like English and Farsi very much. من دوست دارم به زبان انگلیسی و فارسی بسیار است. انگلیسی و فارسی را بسیار دوست می‌دارم. >>pes<< We were very sleepy the next morning. ما صبح روز بعد خیلی خواب آلود بودیم. و بامدادان بسیار به خواب رفته بودیم. >>pes<< Hurry up, or you will be late. عجله کن، وگرنه دیر خواهی کرد. عجله کن، یا دیر خواهی کرد. >>pes<< Nothing happens unless it is preceded by a dream. هیچ چیز اتفاق نمی‌افتد مگر اول یک رؤیا. هیچ اتفاقی نمی افتد مگر آنکه پیش روی رویا باشد. >>pes<< Actions speak louder than words. عمل پرصداتر از سخن است. عملها از سخنان بلندتر سخن می‌گوید. >>pes<< Precisely! دقیقاً! به درستی! >>pes<< They stared at her swimming suit in amazement. آنها با حیرت به لباس شنای او خیره شدند. و به لباس شنای او خیره شدند، در حیرت. >>pes<< What are you talking about? درباره چه حرف می زنید؟ درباره چه سخن می‌گویید؟ >>pes<< My my! Don't you look handsome! به به! چه خوشکل شدی! ‌ای من! خوشروی مباش! >>pes<< I read a book of adventure stories. من کتابی در مورد داستانهای ماجراجویانه خواندم. کتابی از افسانه‌ها خواندم. >>pes<< Cut the salmon into small pieces. ماهی سالمون را به قطعات کوچک ببر. ماهی را به قطعه های کوچک ببر. >>pes<< They eat healthy foods. آنها غذاهای سالم می خورند. غذای سالم می‌خورند. >>pes<< It is the students' duty to clean their classrooms. این وظیفه دانش آموزان است که کلاسهایشان را تمیز کنند. این است وظیفه دانش‌جویان که کلاسهای خود را تمیز کنند. >>pes<< I'd rather go swimming. من بیش از اندازه شنا را دوست دارم. ترجیح می‌دهم که به شنا بروم. >>pes<< She'll succeed for sure. او قطعاً موفق خواهد شد. او به یقین کامیاب خواهد شد. >>pes<< Is it a recent picture? آیا این تصویر جدید است؟ آیا این تصویر تازه است؟ >>pes<< There really was an Alice, but Wonderland is a figment of the imagination. آلیس واقعی بود، اما سرزمین عجایب ساختهٔ خیال بود. در حقیقت آلیسی بود، اما زمین حیرت، تمثالی از خیالات است. >>pes<< You're welcome. قابلی نداره. خوش آمدید. >>pes<< Attack! حمله! حمله کنید! >>pes<< I won't put up with this. من نمیتوانم با این موضوع کنار بیایم. این را برپا نخواهم داشت. >>pes<< Good. No absentees. خوب است. غایب نداریم. نیکو است و غیبگو نیست. >>pes<< I haven't eaten for two days. دو روز است که غذا نخورده ام. دو روزه چیزی نخوردم. >>pes<< I can't cut my nails and do the ironing at the same time! من قادر نیستم همزمان ناخن هایم را کوتاه کنم و اتو بزنم! من نمی توانم ناخن های خود را قطع کرده، آهن را در یک زمان انجام دهم. >>pes<< He pushed his nose against the window. او بینی‌اش را روی پنجره فشار داد. بینی خود را بر پنجره انداخت. >>pes<< Don't be sad because it's over. Be happy because it happened. غمگین نباش که تمام شد. شادمان باش که رخ داد. غمگین مباش زیرا که تمام شده است. به‌سبب آنچه واقع شده است، شاد باش. >>pes<< That is the exactly the same idea as I have. دقیقاً همان ایده ای است که من دارم. این همان فکری است که من دارم. >>pes<< The soup is not cool. سوپ سرد نیست. سوپ خنک نیست. >>pes<< Next week, my nephews will come to spend a few days at home. هفته دیگه، پسر خواهرم (یا برادرم) چند روز میاد خونه. هفته بعد، برادرزاده های من خواهند آمد تا چند روز در خانه بمانند. >>pes<< "Tom got a new job." "What kind of job?" "تام کار جدیدی دارد." - "چه نوعی کار؟" «تام شغل تازه یافته است.» >>pes<< They can produce those goods/merchandise for much cheaper. آنها می توانند آن کالاها را خیلی ارزان تر تولید کنند. آنها را می‌توانند به قیمت بسیار ارزان تولید کنند. >>pes<< The speed limit was 60 mph. حد مجاز سرعت 60 مایل بر ساعت بود. و حد سرعتش شصت ذراع بود. >>pes<< You have more energy than me. شما انرژی بیشتری از من دارید. تو از من قوت بیشتری داری. >>pes<< The storm raged in all its fury. طوفان با خشم تمام غوغا کرد. و طوفان در تمامی غضبش افروخته شد. >>pes<< How long have you been busy? در طول چه مدتی مشغول بودید؟ چند وقت است که مشغول بوده‌ای؟ >>pes<< The recession caused many businesses to close. رکود باعث بسته شدن خیلی از تجارت ها شد. و بحران، تجارتهای بسیار را به اتمام رسانید. >>pes<< The picnic was canceled due to rain. به خاطر باران، پیک نیک کنسل شد. و پيک نيک به جهت باران کنسل شد. >>pes<< Bricks can't be made without straw. خشت نمی‌تواند بدون کاس ساخته شود. برک را نمی توان بدون کاه ساخت. >>pes<< You must be careful in crossing the street. شما باید در تقاطع این خیابان مراقب باشید. در عبور از کوچه باید مراقب باشی. >>pes<< I do believe in ghosts. من به ارواح اعتقاد دارم. من به ارواح ایمان می‌آورم. >>pes<< It's super easy! فوق‌العاده آسان است. بسیار آسان است. >>pes<< You're driving too fast. شما زیاد تند می‌رانید. تو بسیار تند می‌رونی. >>pes<< I like to eat Greek food. من غذای یونانی دوست دارم. خوراک یونانی را دوست می‌دارم. >>pes<< When did you interrupt your summer vacation? متى قطعت اجازتك الصيفيه؟ چه وقت کوچ تابستانی خود را قطع کردید؟ >>pes<< I bathe daily. روزانه حمام می کنم. هر روز حمام می‌کنم. >>pes<< The judge condemned him to death. قاضی او را به اعدام محکوم کرد. داور او را به موت محکوم ساخت. >>pes<< It's a sunny day. امروز روزی آفتابی است. روز آفتابی است. >>pes<< Do you love your mother? آیا مادرت را دوست داری؟ آیا مادر خود را محبت می‌نمایی؟ >>pes<< He's sleeping like a baby. خوابه خوابه. مثل طفل خوابیده است. >>pes<< I am going to miss you. دلم برات تنگ میشه. دلم برای تو تنگ می‌شود. >>pes<< He died and his soul went to hell. او مرد و روحش به جهنم رفت. پس مرد و جان او به هاویه رفت. >>pes<< I think you'll like it too. فکر کنم تو هم خوشت بیاد گمان می‌برم که تو نیز آن را دوست خواهی داشت. >>pes<< How are you? حال شما چطوره؟ چگونه هستی؟ >>pes<< Jane made an angry gesture. جین قیافه عصبانی به خودش گرفت. و جین سخن خشمآمیز گفت. >>pes<< A fool and his money are easily parted. احمق و پولش به راحتی از هم جداشدنی هستن. احمق و نقره‌اش به آسانی از هم جدا می‌شوند. >>pes<< Try as you may, you will never get him to agree. سعی خودت رو بکن ولی به هیچ وجه نمی تونی کاری کنی قبول کنه هر‌چه می‌توانی امتحان کن، و هرگز او را راضی نخواهی ساخت. >>pes<< Why do I have to talk to Tom? چرا من مجبورم که با تام صحبت کنم؟ چرا به تام سخن گویم؟ >>pes<< Shut up! خفه شو! خفه شو! >>pes<< I thought you'd want to know. فکر کردم می خواستی بدانی. فکر می‌کردم که می‌خواهید بدانید. >>pes<< Mary is not poor. On the contrary, she is quite rich. ماری ندار نیست.اتفاقا او کمی پولدار است. مریم فقیر نیست، بلکه دولتمند است. >>pes<< Fadil killed Layla in cold blood. فاضل لیلا را با خونسردی کشت. و فادیئیل، لیلا را به خون سرد کشت. >>pes<< He played piano by ear. او از راه شنیدن پیانو می‌نواخت. و به گوش پیانو می‌زد. >>pes<< I need a lot more protein than a sedentary person. من بیش از یک فرد کم تحرک به پروتئین نیاز دارم. من به پروتئین بسیار بیشتر از شخص غیرمستقیم نیاز دارم. >>pes<< This is their house. این خانه آنهاست. این است خانه ایشان. >>pes<< You will be able to read this book next year. تو قادر خواهی بود که این کتاب را در سال آینده بخوانی. و سال بعد قادر خواهی بود که این کتاب را بخوانی. >>pes<< We are a peace-loving nation. ما ملت صلح دوستی هستیم. ما امتی صلح‌دوست هستیم. >>pes<< It happens. پیش می‌آید. و واقع می‌شود. >>pes<< Children grow up astonishingly quickly. بچه‌ها به طرز شگفت‌آوری سریع بزرگ می‌شوند. بچه‌ها به زودی بزرگ می‌شوند. >>pes<< Being with you makes me feel happy. با تو بودن مرا خوشحال می کند. با تو بودن مرا شاد می‌سازد. >>pes<< Tom didn't seem inclined to elaborate and I didn't really want to know all the details anyway. تام علاقه مند به نظر نمی رسید و به هر حال من نمی خواستم واقعا جزئیات را بدانم. و تام به جزئیات مایل نشد و نمی خواستم که همه جزئیات را بدانم. >>pes<< A word is enough to a wise man. عاقل را اشاره کافیست. سخن برای مرد حکیم کافی است. >>pes<< To hurt a friend is to do what the enemy wants. دل دوستان آزردن، مراد دشمنان برآوردن است. ضرر رساندن به دوست، بجا آوردن آنچه دشمن می‌خواهد است. >>pes<< Quite a few people were present at the meeting yesterday. تعداد نسبتًاً اندکی از مردم در جلسه دیروز حاضر بودند. و قوم بسیار قلیلی دیروز در ملاقات حاضر شدند. >>pes<< Let's take a 10 minute break. ده دقیقه استراحت می کنیم. ده دقیقه استراحت کنیم. >>pes<< How long did you stay? چه مدت ماندی؟ تا به کی توقف نمودی؟ >>pes<< He did not know where to go. او نمی دانست کجا برود. او نمی دانست که کجا باید رفت. >>pes<< If he calls, tell him I will get in touch with him later. اگر او زنگ زد به او بگو که بعدا با او تماس می گیرم. اگر او را خواند، او را بگو که من بعدا با وی در تماس خواهم بود. >>pes<< A living dog is better than a dead lion. یک سگ زنده بهتر از یک شیر مرده است. سگ زنده از شیر مرده بهتر است. >>pes<< Plagiarism is a serious transgression of academic ethics. تقلب یک تخطی جدی از اخلاقیات دانشگاهی است. نیرجاسیم، بی‌حرمتی جدی از اخلاق علمی است. >>pes<< All the laurels belong to him. تمام افتخار اش به او تعلق دارد. تمامی لورلها از آن وی است. >>pes<< Our grandchildren will be thrilled. نوه هایمان خیلی خوشحال خواهند شد. و نوه های ما به هیجان خواهند آمد. >>pes<< Mary tried to mollify Tom by singing him a lullaby. مری تلاش کرد با خواندن یک لالایی تام را تسکین دهد. و مریم سعی کرد تا تام را با خواندن لالایی شفا دهد. >>pes<< How long have I been unconscious? چه مدت من بیهوش بوده ام؟ چند وقت بیهوش شده‌ام؟ >>pes<< The human race has one really effective weapon and that is laughter. نژاد انسانی یک سلاح واقعاً موثر دارد و آن خنده است. انسان سلاح بسیار موثر دارد و می‌خندد. >>pes<< Who'll cook? چه کسی آشپزی می‌کند؟ کیست که آشپزی کند؟ >>pes<< In the morning, heavy snow fell, and then it melted. صبح برف سنگینی آمد و سپس آب شد. بامدادان برف سنگین افتاد و آب شد. >>pes<< Her success made her the target of jealousy. موفقیتش او را آماج حسادت کرد. و موفقیت او او او را هدف غیرت ساخت. >>pes<< I can't tell her now. It's not that simple anymore. آلان نمیتوانم به اش بگویم. ماجرا دیگر به آن سادگی نیست. الان نمی توانم به وی بگویم و دیگر به این سادگی نیست. >>pes<< Prudence is never too much. آدم از احتیاط زیاد به ندرت ضرر می‌کند. گناه هرگز زیاده از این نیست. >>pes<< I want to drink some tea or coffee. می خواهم کمی چای یا قهوه بنوشم. می‌خواهم کمی چای یا قهوه بخورم. >>pes<< I like candlelight. من نور شمع را دوست دارم. نور شمع را دوست می‌دارم. >>pes<< You will understand it as time passes. تو با گذشت زمان این را خواهی فهمید. چون زمان بگذرد آن را خواهی فهمید. >>pes<< Show a clever person a mistake and they will thank you. Show a stupid person a mistake and they will insult you. به یک فرد زیرک اشتباهی را متذکر شوید، او از شما تشکر می‌کند. به یک فرد کودن اشتباهی را متذکر شوید، او به شما توهین می‌کند. به شخص حکیم بدی نشان بده تا تو را حمد گویند. و به شخص احمق خطا نشان بده تا تو را دشنام دهند. >>pes<< It would take forever for me to explain everything. اگر بخواهم همه اش را توضیح دهم تا ابد طول خواهد کشید. و طول می‌کشید تا همه‌چیز را توضیح دهم. >>pes<< Murder will out. آسمان پشت ابر نمی‌ماند. قتل بیرون خواهد آمد. >>pes<< Money talks. همه چیز پول است. نقره سخن می‌گوید. >>pes<< Someone is obviously telling a lie. یکی آشکارا دروغ می گوید. کسی آشکارا دروغ می‌گوید. >>pes<< What you spend time doing in your childhood affects the rest of your life. آنچه تو در دوران کودکی وقت خود را صرف آن می کنی، بر بقیه زندگیت تاثیر دارد. آنچه در دوران کودکی صرف می‌کنی، بر بقیه عمر تو تأثیر می‌گذارد. >>pes<< Will a day come when we see them overthrown? آیا روزی خواهد شد تا سقوطشان را ببینیم؟ آیا روزی خواهد رسید که آنها راببینیم که سرنگون شده‌اند؟ >>pes<< You won’t mollify him with that explanation. شما او را با آن توضیح آرام نمی‌کنید. او را به این توضیح شفا نمی دهی. >>pes<< The car was stolen. ماشین سرقت شد. و ماشین دزدیده شد. >>pes<< The snow was knee deep. برف/آب تا زانو بود. و برف در عمق زانو بود. >>pes<< Looks like you didn't study much for the test. به نظر می رسد زیاد برای امتحان مطالعه نکردی. به نظر می‌آید که برای امتحان زیاد مطالعه نکرده‌اید. >>pes<< The police thought the victim was Tom, but they were unable to identify the body. پلیس گمان می کرد قربانی تام است، اما آنها نتوانستند جسد را شناسایی کنند. و پلیس گمان برد که قربانی تام است، اما نتوانستند جسد را شناسایی کنند. >>pes<< Any teacher that can be replaced by a machine should be. معلمی که بتواند توسط ماشین جایگزین شود، باید بشود. هر معلمی که می‌تواند به دستگاه تبدیل شود، باید باشد. >>pes<< His criticism was completely out of place. انتقادش کاملاً نابجا بود. و نقد او از جای خالی بود. >>pes<< I work for a travel agency. من در آژانس مسافرتی کار می کنم. من برای دفتر سفر کار می‌کنم. >>pes<< Make your room tidy. اتاقت را مرتب کن. اطاق خود را طاهر ساز. >>pes<< Do not judge so that you will not be judged. قضاوت نکن تا قضاوت نشوی. داوری مکنید تا بر شما حکم نشود. >>pes<< It's your terrible arrogance that makes you totally unbearable. تکبّر وحشتناکت هست که کاملاً غیر‌قابل‌تحمّلت می‌کند. تکبر عظیم تو است که تو را بسیار غیرقابل تحمل می‌گرداند. >>pes<< The freight train was held up about half an hour because of a dense fog. قطار برای نیم ساعت به علت مه غلیظ توقف کرد. و قطار بار نیم ساعت به‌سبب مه غلیظ برپا می‌شد. >>pes<< It matters not how long we live, but how. مهم نیست که چه مدت زندگی می کنیم بلکه چگونه زندگی می کنیم. مهم نیست که تا به کی زیست می‌کنیم، بلکه چگونه. >>pes<< Mary shielded her eyes from the sun. مری صورت اش را از آفتاب پوشاند. و مریم چشمان خود را از آفتاب محافظت نمود. >>pes<< Man is a rational animal. انسان یک حیوان عاقل است. انسان بهایم منطقی است. >>pes<< When you doubt, abstain. هنگامی که شک دارید، امتناع کنید. چون شک می‌کنید، نگاه دارید. >>pes<< Follow me. پشت سر من بیا. مرا متابعت کنید. >>pes<< Birds sing. پرندگان آواز می‌خوانند. پرندگان آواز می‌خوانند. >>pes<< I think a movie is more entertaining than any book. من فکر می کنم که یک فیلم بیشتر از یک کتاب سرگرم کننده است. گمان می‌برم که فیلم از هر کتاب سرگرم‌کننده‌تر است. >>pes<< This fish is not edible. این ماهی خوراکی نیست. این ماهی خوراک نیست. >>pes<< He was on the roof with his electric guitar. او بالا پشت بام بود با گیتار برقی اش. و او با گیتار برقی خود بر پشت بام می‌بود. >>pes<< I didn't know she was that old. من نمیدونستم او اینقدر پیر است. نمی دانستم که اینقدر پیر است. >>pes<< Give it to whoever wants it. به هر کسی که خواستش آن را بده. آن را به هر‌که می‌خواهد بده. >>pes<< Love and hate are opposite emotions. عشق و نفرت احساسات متضاد هستند. محبت و نفرت، احساسات مخالف است. >>pes<< She is our neighbor. او همسایه ما است. او همسایه ماست. >>pes<< Now Mennad knows. اکنون مناد می‌داند. و مَنَّد مي داند. >>pes<< We are not born for ourselves. ما برای خودمان به دنیا نیامده ایم. ما برای خود زاده نشده‌ایم. >>pes<< When spring arrives, I am going to take up a new sport. وقتی بهار آمد، قصد دارم ورزش جدیدی را شروع کنم. چون بهار برسد، ورزش تازه می‌کنم. >>pes<< When does your summer vacation start? تعطیلاتِ تابستانیت کِی شروع میشه؟ تعطیلات تابستانی تو از چه وقت آغاز می‌شود؟ >>pes<< The army quelled the rebellion. ارتش شورش را سرکوب کرد. و لشکر شورش را منهدم ساختند. >>pes<< If you wanna survive in this prison, you'll have to be a badass. اگر می‌خواهید از این زندان جان سالم به در برید، باید پوست کلفت باشید. اگر می‌خواهید در این زندان زنده بمانید، باید خشن باشید. >>pes<< We have used our ration of coal for the week. ما جیرهٔ زغال سنگ هفتگی خود را مصرف کردیم. خلاصه زغال را برای هفته به کار برده‌ایم. >>pes<< They are foolish. آن ها احمق اند. حماقت می‌کنند. >>pes<< First the immigrants, next you. Our solidarity - is the answer to social cannibalism. نخست مهاجرین، سپس شما. اتحاد ما پاسخی است به همنوع خواری اجتماعی. اول مهاجرینی که بعد از تو می‌باشند. اتحاد ما جواب آدمخواران اجتماعی است. >>pes<< It is hard for me to put my thoughts into words. برای من سخت است که افکارم را بنویسم. بر من سخت است که افکار خود را در سخنان بگذارم. >>pes<< Tom was worried about his friend's recent illness. تام نگران بیماری اخیر دوست اش بود. و تام از بیماری تازه دوست خود نگران شد. >>pes<< We were born to die. ما زاده شدیم تا بمیریم. ما برای مردن متولد شدیم. >>pes<< He never counts on my help. او هیچ وقت روی کمک من حساب نکرد. او هرگز بر اعانت من حساب نمی کند. >>pes<< His kindness touched my heart. تحت تاثیر لطفش قرار گرفتم. رحمت او دل مرا لمس نمود. >>pes<< He is very sick. او به شدت بیمار است. او بسیار بیمار است. >>pes<< Gasoline is sold by the liter. گازوئیل بصورت لیتری فروخته می شود. گازولین به چراغ فروخته می‌شود. >>pes<< A burnt child dreads fire. مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد. طفل سوخته از آتش می‌ترسد. >>pes<< They are both of one species. آنها هر دو از یک گونه ی جانوری هستند. هر دو از یک گونه‌اند. >>pes<< We must find it. باید پیدایش کنیم. باید آن را بیابیم. >>pes<< I don't want meat. من گوشت نمی خواهم. گوشت نمی خواهم. >>pes<< Progress, man’s distinctive mark alone, Not God’s, and not the beasts’. پیشرفت، تنها نشان متمایز انسان است که نه خدا راست و نه شیاطین را. پیشی گیرید، نشان معین انسان، نه از آن خدا و نه از بهایم. >>pes<< Tom doesn't like it when this kind of stuff happens. وقتی چنین اتفاقاتی می افند تام خوشحال نمی شود. تام چون چنین چیزها واقع شود، آن را دوست ندارد. >>pes<< Dick had a traffic accident. دیک یک حادثه‌ی رانندگی داشت. و دیک تصادف کرده بود. >>pes<< He wants to go. او می خواهد برای رفتن. می‌خواهد که برود. >>pes<< You broke the rule. شما قانون را شکستید تو قانون را شکستی. >>pes<< Everything here is mine. هر چیزی که اینجاست مال من است. همه‌چیز در اینجا از آن من است. >>pes<< I will clean the kitchen later. آشپزخانه را بعداً تمیز خواهم کرد. و بعد از آن آشپزخانه را طاهر خواهم ساخت. >>pes<< It's rush hour at Tokyo station. الآن ساعت ازدحام و شلوغی در توکیو است. ساعت تعجیل در ایستگاه توکیو است. >>pes<< We were talking that this guy I know walked by. داشتیم صحبت می کردیم که این یارو که می شناختمش رد شد. و می‌گفتیم که این شخص را می‌شناسم که می‌رود. >>pes<< You had better set off at once. باید خیلی سریع عمل می کردی بهتر بود که در ساعت بیرون می‌رفتی. >>pes<< Tom doesn't know much about sailing, does he? تام که چندان راجع به دریا نوردی نمی داند. می داند؟ تام درباره کشتی‌سواری چیزی نمی داند، می‌داند؟ >>pes<< I'll be there in a while. برای مدت کوتاهی اینجا می مانم. تا مدتی دیگر آنجا خواهم بود. >>pes<< Exceptions prove the rule. استثناها قاعده را توجیه می کنند. استثناها قانون را ثابت می‌کند. >>pes<< Last but not least .... در آخر اما نه با اهمیت کمتر .... آخر اما نه کمترین. >>pes<< He comes from Genoa. او اهل جنوا است. از جنوا می‌آید. >>pes<< She drives me mad. او مرا دیوانه می کند. مرا دیوانه می‌سازد. >>pes<< A man who doesn't spend time with his family cannot be a real man. مردی که وقتی را با خانواده اش نگذراند، مرد واقعی نیست. کسی‌که با اهل خانه خود وقت نمی گذارد، نمی تواند مرد حقیقی باشد. >>pes<< I'm jealous that you have a good boss. از اینکه کارفرمای خوبی داری، به تو حسادت می کنم. بر شما حسد می‌برم که رئیس نیکو دارید. >>pes<< I didn't betray you. من به تو خیانت نکردم. من به تو خیانت نورزیدم. >>pes<< That isn't cool. جالب نیست. این اصلا باحال نیست. >>pes<< The linguist is quite familiar with the dialect. زبان‌شناس با این لهجه آشنایی کامل دارد. زبان‌شناس به سخن‌گفتن بسیار آشنا است. >>pes<< Tom was counting the garden's flowers. تام گل‌های باغ را می‌شمرد. و تام گلهای باغ رامی شمرد. >>pes<< You're welcome. خواهش میکنم خوش آمدید. >>pes<< The stopping distance for an average car travelling 80km/h is 53m. فاصله لازم برای توقف یک ماشین معمولی که با سرعت ۸۰ کیلومتر در ساعت حرکت می کند ۵۳ متر است. فاصله توقف برای یک اتومبیل متوسطه، هشتاد و یکم خواهد بود. >>pes<< I saw a light in the distance. من از دور یک روشنایی دیدم. نوری در دور دیدم. >>pes<< My cat is such a baby, she follows me around wherever I go. گربه من مانند یک کودک است، هر جا می روم مرا دنبال می کند. گربه من مثل طفل است و هر جایی که می‌روم مرا متابعت می‌کند. >>pes<< The chair is made of wood. صندلی از چوب درست شده است. وصندلی از چوب ساخته شده است. >>pes<< Her house is very modern. خانه‌ی او خیلی مدرن است. خانه او بسیار مدرن است. >>pes<< Hello. سلام سلام. >>pes<< Since that time we have not seen him. از آن موقع به بعد ما او را ندیدیم. از آن زمان او را ندیده‌ایم. >>pes<< The only one who enjoys a crowded subway car is a pickpocket. تنها کسی که از یک مترو پر ازدحام لذت می‌برد یک جیب‌بر است. تنها کسی‌که از متروی شلوغ لذت می‌برد، جیبی است. >>pes<< One can't visit Rome in one day. کسی نمی تونه رم رو یک روزه ببینه در یک روز کسی نمی تواند روم را تفقد نماید. >>pes<< Have you gone crazy? دیوانه شده ای؟ آیا دیوانه شده‌ای؟ >>pes<< I wanted to work this summer. من می خواهم این تابستان کار کنم. می‌خواستم که این تابستان کار کنم. >>pes<< Americans who are over sixty-five make up 12.5% of the total population. آمریکاییانی که بیش از شصت و پنج سال سن دارند، 12.5٪ کل جمعیت را تشکیل می‌دهند. و غریبانی که بالای شصت و پنج هستند، از تمامی جمعیت دوازده چهارمی تشکیل می‌دهند. >>pes<< I can't tie my shoelaces. من نمی‌توانم بند کفشم را ببندم. بند بندبندهای خود را نمی توانم بست. >>pes<< Tom decided to take matters into his own hands. تام تصمیم گرفت موارد را خود بدست گیرد. و تام تصمیم گرفت که امور را به‌دست خود بگیرد. >>pes<< I sang on the podium. من روی جایگاه آواز خواندم. بر محفظه سرود می‌خواندم. >>pes<< My mother hasn't slept in 3 days due to her illness. مادرم به خاطر بیماری اش طی 3 روز گذشته نخوابیده است. مادرم به‌سبب بیماریش سه روز نخوابیده است. >>pes<< I left the firm, because I wanted to be on my own. می خواستم مستقل کار کنم، برای همین شرکت رو ترک کردم. و حصار را ترک کردم، زیرا که می‌خواستم تنها باشم. >>pes<< My strength is all gone. تمام توانایی من از دست رفته است. قوت من تمام شد. >>pes<< The policeman took the knife from the boy. پلیس چاقو را از پسر گرفت. و آن پلیس، آن چاقو را از پسر گرفت. >>pes<< Do you know Persian? آیا فارسی می‌دانی؟ آیا فارسی را می‌شناسی؟ >>pes<< I told him that I could not accompany him in this trip. من به او گفته ام که نمی توانم در این سفر همراهی اش کنم. و به وی گفتم که در این سفر نمی توانم او را همراهی کنم. >>pes<< Unsure of which suitor she wanted to marry, the princess vacillated, saying now one, now the other. نا مطمئن از اینکه با کدام خواستگار می‌خواهد ازدواج کند، شاهدخت با دودلی گفت الآن این، الآن آن. و از اینکه می‌خواست کدام را نکاح کند، شاهزاده بی‌سبب شده، گفت: «الان یکی دیگر.» >>pes<< I have many tasks today. امروز کارهای فراوانی دارم. امروز کارهای بسیار دارم. >>pes<< If you really want to do something, you'll find a way. If you don't, you'll find an excuse. اگر واقعاً بخواهی کاری را انجام دهی، راهی را خواهی یافت. اگر نخواهی کاری را انجام دهی، بهانه ای خواهی یافت. اگر می‌خواهید کاری بکنید، راهی پیدا خواهید کرد. اگرنکنید، بهانه خواهید یافت. >>pes<< The Supreme Court approved the primary sentencing. دیوان عالی حکم اولیه را تأیید کرد. و صحن عالی حکم اول را قبول نمود. >>pes<< All of you did good work. کار همه‌تان خوب بود. همه شما عمل نیکو می‌کردید. >>pes<< He had gone to the airport to meet Mr West. او به فرودگاه رفته بود تا با آقای وست ملاقات کند. و به فرودگاه رفته، آقای وست را ملاقات می‌کرد. >>pes<< It was really good. واقعا خوب بود. بسیار نیکو بود. >>pes<< Do you like Japanese food? آیا شما غذاهای ژاپنی را دوست دارید؟ آیا خوراک ژاپنی را دوست می‌دارید؟ >>pes<< This is my first time speaking German with a German person. اوّلین بار است که با یک آلمانی به آلمانی صحبت می‌کنم. این است اولین باری که به آلمانی سخن می‌گویم. >>pes<< There is no breeze here. اینجا بادی نیست. در اینجا باد نیست. >>pes<< Both Magdalena and Ania are from Poland. ماگدالنا و آنیا هر دو اهل لهستان هستند. و مجدلنا و عنیا از لهستان می‌باشند. >>pes<< She was working hard. او به‌شدت کار می‌کرد. او سخت کار می‌کرد. >>pes<< Tom didn't feel like waiting. به نظر نمی رسید تام در حال صبر کردن باشد. و تام مثل انتظار کشیدن نبود. >>pes<< You have beautiful hands. تو دستهای زیبایی داری. دستهای زیبا داری. >>pes<< Tom shut the kitchen door. تام در آشپزخانه را محکم به هم زد. و تام در آشپزخانه را بست. >>pes<< A cold wind is blowing. باد سردی می وزد. باد سرد می‌دمد. >>pes<< I study at school. من در مدرسه تحصیل می کنم. در مدرسه مطالعه می‌کنم. >>pes<< How many episodes of One Piece have you watched? چندی قسمت از ون پیس تماشا کردی؟ چند قسمت از یک قطعه را دیده‌اید؟ >>pes<< Tom went to the park on Sunday afternoon. تام بعد از ظهر یکشنبه به پارک رفت. و تام یکشنبه بعد از ظهر به پارک رفت. >>pes<< We are late. ما دیر کردیم. دیر کرده‌ایم. >>pes<< I know your father. من پدرت را می شناسم. پدرت را می‌شناسم. >>pes<< Tom has run away. تام فرار کرده است. تام فرار کرده است. >>pes<< Free Rojava! روژاوای آزاد! روحوا را آزاد کن. >>pes<< Tom does nothing but complain. تام کاری جز شکایت نمی‌کند. تام کاری جز شکایت نمی کند. >>pes<< I will go there in place of you. من به جای تو ، به آنجا خواهم رفت. به‌جای تو به آنجا خواهم رفت. >>pes<< Life is too short to learn German. برای فراگیری آلمانی، زندگی خیلی کوتاه است. حیات کوتاه تر است برای یادگیری آلمانی. >>pes<< The temperature falls. تب پایین آمده است. دما می‌افتد. >>pes<< You've got to see Tom. باید تام را ببینی. تو باید تام را ببینی. >>pes<< If you see Tom, say hello to him for me. اگه تام رو دیدی، از طرف من بهش سلام برسان. اگر تام را دیدی، به‌خاطر من به او سلام کن. >>pes<< Children found Christmas presents hidden under the bed. بچه ها هدایای کریسمس را که زیر تخت پنهان شده بود، پیدا کردند. و پسران هدیه های کریسمس را زیر بستر پنهان یافتند. >>pes<< What are we after? ما به دنبال چه هستیم؟ در پی چه هستیم؟ >>pes<< The sun gives us light and heat. خورشید به ما روشنی و گرما می بخشد. آفتاب ما را روشنایی و حرارت می‌بخشد. >>pes<< I want to make her acquaintance. من می‌خواهم با او آشنا شوم. می‌خواهم او را مخاطب سازم. >>pes<< As of today, we haven't had an answer from him. مثل امروز ما جوابی از او نشنیدیم از امروز هیچ جواب از او نیافته‌ایم. >>pes<< I know I have to sleep now. میدونم باید الان بخوابم. می‌دانم که الان باید بخوابم. >>pes<< Tom asked several people the same question. تام از چندین نفر، سوال مشابهی را پرسید. و تام از قوم های بسیار مثل این سوال کرد. >>pes<< Do you want to go with us? شما می خواهید که با ما بروید؟ آیا می‌خواهید با ما بیایید؟ >>pes<< I like the red ones on the shelf. از آن قرمزهای روی قفسه خوشم می‌آید. قرمزهای روی قفسه را دوست می‌دارم. >>pes<< Do you know whose car that is? می دانی آن ماشین مال چه کسی است؟ آیامی دانید که ماشین کیست؟ >>pes<< I'm glad to have met you. خوشحالم که توانستم با شما آشنا شوم. خوشحالم که شما را ملاقات کردم. >>pes<< Who are you talking to? با کی حرف می زنی؟ با چه کسی سخن می‌گویید؟ >>pes<< Piet really is a walking dictionary. پیت واقعاً یه لغت نامه ی متحرک هست. پطرس در راستی لغت‌نامه‌ای است که می‌رود. >>pes<< I am not French. من فرانسوی نیستم. من فرانسوی نیستم. >>pes<< Do you know what's happened to Tom? آیا می دانی چه اتفاقی برای تام افتاد؟ آیا می‌دانی چه بر تام واقع شده است؟ >>pes<< Education in this world disappoints me. آموزش در جهان من را نا امید کرده است. تحصیل در این جهان مرا مأیوس می‌سازد. >>pes<< These mushrooms aren't edible. این قارچ‌ها خوراکی نیستند. این قارچها خوراک نیستند. >>pes<< Listen. گوش کن. گوش گیرید. >>pes<< Cut it into two pieces. آن را به دو قسمت ببر. آن را دو پاره کن. >>pes<< Thanks! مرسی! ‌ای تشکر! >>pes<< They quarreled. آنها جر و بحث کردند. پس نزاع کردند. >>pes<< The happiness and sorrow of others is happiness and sorrow of our own. شادی و غم دیگران شادی و غم ماست. خوشی و غم دیگران، شادی و غم از آن ما است. >>pes<< There's no reason to be afraid. دلیلی برای ترسیدن نیست. دلیلی نیست که بترسی. >>pes<< He drank the whole bottle of milk. او تمامی بطری شیر را نوشید. و تمامی بطری شیر را نوشید. >>pes<< Hey! Come here please! هی! لطفاً بیا اینجا. هی، بیا اینجا، خواهش می‌کنم! >>pes<< You wanted to tell me about freedom? می خواستی با من از آزادی بگویی؟ می‌خواستی درباره آزادی به من خبر دهی؟ >>pes<< You're both liars. شما هر دو دروغگو هستید. شما هر دو دروغگو هستید. >>pes<< The gold coin was much more valuable than was supposed. سکه طلا از آنچه که تصور می شد، ارزش بیشتری داشت. و سکه طلا از آنچه تصور می‌شد، بسیار گرانبهاتر بود. >>pes<< The children would play for hours on the beach. بچه ها ساعت ها کنار ساحل بازی خواهند کرد. و پسران ساعتها در ساحل بازی می‌کردند. >>pes<< Don't take me seriously. I was only joking. جدّی نگیر. داشتم شوخی می‌کردم. مرا جدّی نگیرید. فقط شوخی می‌کردم. >>pes<< Obviously, he's not that kind of person. روشن است که او چنین آدمی نیست. واضح است که او از آن نوع انسان نیست. >>pes<< That's completely irrelevant. این به کل بی ربط است. این کاملا بی‌حرمت است. >>pes<< Her house is at the foot of a mountain. خانه او در کوهپایه است. خانه او نزد پای کوه است. >>pes<< Cheese goes mouldy if you don't put it in fridge. پنیر کپک می زنه اگه نگذاریش توی یخچال. اگر آن را در یخچال نافشانی، چیز نرم می‌شود. >>pes<< He is always saying bad things about others. او همیشه از دیگران بدگویی می‌کند. همیشه سخنان بد درباره دیگران می‌گوید. >>pes<< I prefer antiquated models. من مدل‌های عتیقه را ترجیح می‌دهم. مدلهای مغناطیس را ترجیح می‌دهم. >>pes<< Hold your breath! It's poisonous gas. نفست رو حبس کن!این گاز سمی است. نفس خود را نگاه دار. آن گاز سمی است. >>pes<< Hi. سلام سلام. >>pes<< Sun is shinning today. امروز خورشید می درخشد. آفتاب امروز می‌درخشد. >>pes<< How's married life? زندگی متاهلی چطور است؟ زندگی زناشویی چگونه است؟ >>pes<< Her toe bleeds. انگشت پای او خونریزی دارد. انگشت انگشتانش خونریزی می‌کند. >>pes<< Where in Mexico are you guys going? شما دوستان به کجاي مکزيک مي‌خواهيد برويد؟ شما در مکزیک کجا می‌روید؟ >>pes<< Tom claimed that he didn't know his beach house was being used for illegal activities. تام ادّعا کرد که نمی‌دانسته خانه‌ی ساحلی اش برای فعالیت‌های غیرقانونی استفاده می‌شده است. و تام ادعا کرد که نمی دانست که خانه ساحلی او برای کارهای غیرمجاز استفاده می‌شود. >>pes<< If I were in your position, I wouldn't do that. اگر جای تو بودم، آن کار را نمی‌کردم. اگر در جای تو می‌بودم، چنین نمی کردم. >>pes<< A cat came out from under the desk. یه گربه از زیر میز اومد بیرون. و گربه‌ای از زیر میز بیرون آمد. >>pes<< There are many words that I don't understand. کلماتی بسیاری هست که نمی فهمم. سخنان بسیار است که نمی فهمم. >>pes<< Where is the taxi? تاکسی کجاست؟ تاکسی کجاست؟ >>pes<< Barking dogs seldom bite. سگهایی که پارس می کنند، بندرت گاز می گیرند. سگهای غرس کم گاز می‌گیرند. >>pes<< I looked to see if he was teasing me. نگاه کردم ببینم سر به سرم نمی‌گذارد. پس نگریستم تا ببینم آیا مرا استهزا می‌کند یا نه. >>pes<< Nobody knows exactly how many races make up the population of the United States. هیچکس دقیقاً نمی‌داند جمعیت ایالات متحده از چند نژاد تشکیل شده است. هیچ‌کس نمی داند که چند فرقه جمعیت ایالات متحده را تشکیل می‌دهند. >>pes<< I think Tom is beating around the bush. فکر کنم تام دارد طفره می رود. گمان می‌برم که تام بر بوته می‌زند. >>pes<< This child did nothing but cry. این بچه کاری جز گریه کردن نداشت. این پسر کاری غیر از فریادی نکرده است. >>pes<< In today's world, the hardest thing for a man to be... is himself. در دنیای امروز، دشوارترین چیز برای انسان، خود بودن است. در دنیای امروز، سخت‌ترین چیز برای انسان است. >>pes<< Always be cautious. همیشه احتیاط کن. همیشه هوشیار باشید. >>pes<< I've told you over and over again not to do that. بارها و بارها بهت گقتم این کار رو نکن. بارها و بارها به شما گفتم که این کار را مکنید. >>pes<< The holiday ended all too soon. تعطیلات خیلی زود تمام شد. و عید به زودی تمام شد. >>pes<< People crowd around the light, not to see better, but rather to shine better. مردم پیرامون نور جمع می شوند، اما نه به خاطر بهتر دیدن، بلکه به خاطر بهتر درخشیدن. مردم گرداگرد نور جمع می‌شوند نه برای دیدن بهتر بلکه بهتر می‌درخشند. >>pes<< He has a son whose name is John. او پسری دارد که نامش جان است. او را پسری است که نام او یحیی است. >>pes<< Albert Einstein said once: "Esperanto is the best solution for the idea of an international language". آلبرت انیشتن یک بار گفته است: اسپرانتو بهترین راهکار برای ایده ی زبان جهانی است. و آلبرت انیشتین یک بار گفت: «ایسپرنتو بهترین راه حل برای ایده زبان بین‌المللی است.» >>pes<< One word is enough for a wise man. عاقل را اشاره کافیست. یک کلمه برای مرد حکیم کافی است. >>pes<< Handle the glasses carefully. با دقت از عینک نگهداری کن. عینکها را به دقت نگاه دار. >>pes<< Think before you open your mouth. قبل از اینکه دهنت را باز کنی فکر کن پیش از آنکه دهان خود را بگشایی، فکر کن. >>pes<< He has many troubles. او مشکلات زیادی دارد. او مشکلات بسیار دارد. >>pes<< A fool and his money are easily parted. تا ابله در جهانه، مفلس در نمیمانه احمق و نقره‌اش به آسانی از هم جدا می‌شوند. >>pes<< Haruko likes warm springs. هاروکو بهارهای گرم را دوست دارد. هارقو چشمه های گرم را دوست می‌دارد. >>pes<< Mother Earth. زمین، مادر ما. مادر زمین. >>pes<< People usually don't like what they can't understand. افراد معمولاً آنچه نمی‌فهمند را دوست ندارند. مردم معمولا چیزی را که نمی فهمند دوست نمی دارند. >>pes<< The child was feeding the monkey with the banana. آن بچه به میمون موز می داد. و طفل میمون را به موز می‌خوراند. >>pes<< He showed me around. اطراف رو بهم نشون داد. و دور و بر مرا نشان داد. >>pes<< I can't prune this tree. It's too tall. من نمی‌توانم این درخت را هرس کنم. زیاد بلند است. نمی توانم این درخت را نجس سازم. این بسیار بلند است. >>pes<< There's an apple tree in the garden. یک درخت سیب توی باغ هست. در باغ درخت سیب است. >>pes<< Where's the aisle for vitamins? کجا می تونم ویتامین ها رو پیدا کنم؟ (در فروشگاه) راهروی ویتامین‌ها کجاست؟ >>pes<< I've been there twice. دوبار اونجا بودم. دو بار در آنجا بودم. >>pes<< She gave me a smile of recognition. او به من لبخندی از سر آشنایی تقدیم کرد. و لبخندی از شهرت به من داد. >>pes<< What have we overlooked? ما چه چیزی را نادیده گرفته‌ایم؟ چه چیز را نادیده گرفتیم؟ >>pes<< All of my clothes are custom made. همه‌ی لباس‌های من سفارشی دوخته شده‌اند. جمیع جامه های من عادت شده است. >>pes<< Earth laughs in flowers. زمین از طریق گلها می‌خندد. زمین در گلها می‌خندد. >>pes<< Any milk or sugar? شیر؟ شکر؟ شیر یا شکر؟ >>pes<< No, thank you. I'm so full. نه، ممنونم. بسیار پر شدم. نه، متشکرم. من بسیار سیر هستم. >>pes<< Father spoke about how important school will be for finding a job when I am older. پدرم با من صحبت کرد که وقتی بزرگ‌تر شوم، مدرسه تا چه حد برای کار پیدا کردنم اهمیت خواهد داشت. پدر گفت: «در سن پیری چقدر مدرسه برای یافتن شغل مهم خواهد بود.» >>pes<< I took the elevator down. با آسانسور پائین رفتم. آسانسور را پایین آوردم. >>pes<< Mennad has to wear a hat. مناد باید کلاه بپوشد. و مَنَد بايد کلاه بپوشه. >>pes<< Tom boarded a train bound for Tokyo. تام سوار قطار به سمت توکیو شد. و تام سوار قطاری شد که به سوی توکیو بسته شد. >>pes<< I spent three years looking for a good director, but couldn't find one. سه سال دنبال یک کارگردان خوب می‌گشتم، ولی کسی را پیدا نکردم. سه سال در جستجوی تدبیر نیکو بودم، اما کسی را نیافتم. >>pes<< He will be my deputy while I am away. تا وقتی نیستم، او جانشین من خواهد بود. تا وقتی که من نیستم او معاون من خواهد بود. >>pes<< If it isn't broken, don't fix it. اگر خراب نیست، تعمیرش نکن. اگر شکسته نشود آن را تعمیر مکن. >>pes<< It's a no parking area here. پارکینگ در اینجا وجود ندارد. اینجا جای پارک نیست. >>pes<< I'm satisfied with my work. من از شغلم راضی هستم. از کار خود سیر می‌شوم. >>pes<< The morning rain didn't stop the traveler. باران صبحگاهي مسافر را متوقف نكرد. و باران صبح مسافر را بازنداشت. >>pes<< She has small feet. او پاهای کوچکی دارد. پایهای کوچک دارد. >>pes<< I think Tom would be sensible about that. فکر می کنم تام درباره ی اون موضوع حساس باشد. فکر می‌کنم تام در این امر معقول باشد. >>pes<< What a nice friend you are! تو چه دوست خوبي هستي. تو چه دوست نیکو هستی! >>pes<< By the way, are you free this afternoon? راستی, امروزبعد از ظهروقت داری (بیکاری)؟ به هر حال، آیا امروز بعد از ظهر آزاد هستی؟ >>pes<< Why do people dye their hair? چرا مردم موهایشان را رنگ می کنند. چرا مردم موی خود را رنگ می‌کنند؟ >>pes<< Don't tell anyone this. به هیچ کس این را نگو. این را به کسی مگو. >>pes<< She must be angry with me. او باید از من عصبانی باشد. او بر من خشم می‌آورد. >>pes<< The town was deluged with tourists in summer. در تابستان شهر غرق از جهانگردان بود. و شهر در تابستان با گردشگرها سیل زده شد. >>pes<< They put a spoke in his wheel. آنها چوب لای چرخش گذاشتند. و در چرخ او سخن می‌گفتند. >>pes<< It looked like a big orange ball hanging out in the sky! It was beautiful! اون مثل یک توپ نارنجی بزرگ بود که در آسمان آویزان بود! خیلی زیبا بود! به نظر می‌آمد که توپ بزرگ نارنجی در آسمان پهن شده، زیبا بود. >>pes<< I wanted some salt, but there was none in the jar. من نمک می خواستم، ولی در بطری شیشه ای هیچ نبود. و قدری نمک می‌خواستم، اما هیچ‌چیز در کوزه نبود. >>pes<< Thank you! متشکرم ‌ای خداوند! >>pes<< He was running away in all haste. او با عجله داشت فرار میکرد. و با نهایت تعجیل فرار می‌کرد. >>pes<< Ouch! I bit my tongue. آخ! زبانم را گاز گرفتم. آه، زبانم را گاز گرفتم. >>pes<< I was lovely. من دوست داشتنی بودم. من دوست‌داشتنی بودم. >>pes<< This will cost €30. میشه ۳۰ یورو. و این سی یورو تمام خواهد شد. >>pes<< I see the target. هدف را میبینم. هدف را می‌بینم. >>pes<< Surround yourself only with people who are going to lift you higher. اطراف خود را با افرادی پر کن که قصد دارند تو را بالاتر ببرند. فقط با قومی که تو را بلند می‌کنند احاطه نما. >>pes<< There is no rose without a thorn. گل بی خار نمی‌شود. هیچ گل سرخ بدون خار نیست. >>pes<< Tom wants to work in a hospital. تام می‌خواهد در بیمارستان کار کند. تام می‌خواهد در بیمارستان کار کند. >>pes<< Don't leave me! منو ترک نکن! مرا ترک مکن. >>pes<< I'm afraid of knives. از چاقوها می‌ترسم. از چاقو می‌ترسم. >>pes<< Ah, I thank you, my dear. آه، تشکر می کنم از شما، عزیز من. ‌ای محبوب من، تو را حمد می‌گویم. >>pes<< I'm done up. دیگه نمی تونم ادامه بدم. کارم تمام شد. >>pes<< He urged me to think again. او اصرار کرد دوباره فکر کنم. او مرا ترغیب کرد که باز تفکر کنم. >>pes<< Miss Kanda is a very fast runner. خانک کاندا یک دونده بسیار سریع است. خانم کندا دونده بسیار سریع است. >>pes<< Don't worry too much, or you'll go bald. نگران نباش، وگرنه کچل می شوی. بسیار نگران مباش، مبادا کچل شوی. >>pes<< I went to Iran. به ایران رفتم. به ایران رفتم. >>pes<< It was easy to find seats in the train because there were so few passengers. در قطار راحت جا پیدا می‌شد، چون تعداد مسافران خیلی کم بود. و پیدا کردن صندلی در قطار آسان بود، زیرا که مسافران بسیار کم بودند. >>pes<< We are anxious for their safety. ما برای امنیت آنها نگرانیم. منتظر امنیت ایشان می‌باشیم. >>pes<< They say that ferns can have flowers. آنها می گویند سرخس ها می توانند گل داشته باشند. می‌گویند که فرنس می‌تواند گل داشته باشد. >>pes<< A lie has no legs. دروغگو تا در خانه‌اش. دروغ پایهایی ندارد. >>pes<< We'll share our food with them. ما غذایمان را با آنها تقسیم خواهیم کرد. خوراک خود را با ایشان تقسیم خواهیم کرد. >>pes<< The weather is fickle. هوا ناپایدار است. آب و هوا بی‌نظم است. >>pes<< As well be hanged for a sheep as a lamb. آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب همچنین برای گوسفند مثل بره دار زده می‌شوند. >>pes<< I have my own room. من اتاق مختص خود دارم. من اتاق خود را دارم. >>pes<< All roads lead to Rome. تمام راهها به رم ختم می شود. همه راهها به روم می‌رود. >>pes<< Constant dripping wears away a stone. قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود. لاشی ثابت سنگی را می‌پوشاند. >>pes<< I bought ingredients for curry on Sunday. من مواد اولیه برای کاری را روز یکشنبه خریدم. و روز یکشنبه مواد را برای کارکاری خریدم. >>pes<< I don't suppose you'd consider helping Tom. فکر نکنم شما کمک به تام را مدنظر قرار دهید. گمان نمی برم که در نظر داشته باشید که تام را یاری دهید. >>pes<< Opportunity makes a thief. فرصت است که دزد می سازد. فرصت دزد می‌سازد. >>pes<< I disagree with you. من با تو مخالفم. با شما ستیزه می‌کنم. >>pes<< Which weighs more: a kilo of straw or a kilo of iron? کدام سنگین‌تر است: یک کیلو کاه یا یک کیلو آهن؟ که وزن کدام بیشتر است؟ یک کیلو کاه یا یک کیلو آهن؟ >>pes<< Nothing is more despicable than respect based on fear. چیزی نفرت انگیزتر از احترام از روی ترس نیست. هیچ‌چیز پست تر از احترام بر ترس نیست. >>pes<< Actually, I did want to ask you one thing. در واقع، می خواستم از شما یک چیزی را بپرسم. در واقع می‌خواستم یک چیز از شما بپرسم. >>pes<< They were not aware that I was not there. آنها خبر نداشتند که من آنجا نیستم. و نمی دانستند که من در آنجا نیستم. >>pes<< In case of fire, you should dial 119. در صورت آتش سوزی، شما باید با شماره 119 تماس بگیرید. و چون آتش می‌بینید، ۱۱۹ رابگیرید. >>pes<< I got a letter from my friend. من یک نامه از دوستم دریافت کردم. از دوست خود نامه‌ای دریافت کردم. >>pes<< Thank you for inviting me. از اینکه مرا دعوت کردی، متشکرم. از اینکه مرا دعوت کردید، متشکرم. >>pes<< Is the kid still up? آیا کودک هنوز بیدار است؟ آیا آن پسر هنوز بلند است؟ >>pes<< Translation is like a woman. If it is beautiful, it is not faithful. If it is faithful, it is most certainly not beautiful. ترجمه مانند زن است. اگر زیبا باشد، وفادار نیست. اگر وفادار باشد، مطمئناً زیبا نیست. ترجمه مثل زن است. اگر زیبا باشد، ایمان نمی آورد. اگر امین باشد، البته زیبا نیست. >>pes<< A creaking gate hangs long. دری که غژغژ می‌کند عمرش بیشتر است. دروازه‌ای مغناطیس دراز می‌شود. >>pes<< My parents had me go there. والدینم مرا مجبور کردند به انجا بروم. و پدر و مادرم مرا به آنجا بردند. >>pes<< Long live the Persian language! زنده باد زبان فارسی! زنده باد زبان فارسی. >>pes<< Falcons are birds of prey. بازها پرندگان شکاری هستند. فالکونها مرغان غارت می‌باشند. >>pes<< Tell me the truth. به من حقیقت را بگو. راستی را به من بگو. >>pes<< The government doesn't notice people. They do whatever they want. دولت به مردم توجه نمی کند. آنها هر آنچه می خواهند انجام می دهند. دولت مردم را نمی بیند و آنچه را که می‌خواهند به عمل می‌آورند. >>pes<< Tell me what happened. بهم بگو چی شد. مرا خبر ده که چه شد. >>pes<< Did you order the book? آيا شما كتاب سفارش داديد؟ آیا کتاب را سفارش می‌کردید؟ >>pes<< She didn't know she had married a monster. او نمی دانست که با یک هیولا ازدواج کرده است. و نمی دانست که با هیولا ازدواج کرده است. >>pes<< The novel has sold almost 20000 copies. این داستان تقریبا در 20000 نسخه فروش رفته است. این رمان نزدیک به بیست هزار نسخه فروخته است. >>pes<< We won't immigrate to Canada. ما به کانادا مهاجرت نخواهیم کرد. به کانادا تسلیم نخواهیم کرد. >>pes<< Are you vegetarian? آیا گیاه‌خوار هستید؟ آیا گیاه خوار هستید؟ >>pes<< We have enjoyed peace for more than forty years. ما بیش از 40 سال است که از صلح برخوردار شده ایم. ما بیش از چهل سال از سلامتی بهره‌مند شده‌ایم. >>pes<< It is the last straw that breaks the camel's back. آخرین پرکاه کمر شتر را شکست. این آخرین کاه است که پشت شتر را می‌شکند. >>pes<< I don't know if I can come. نمی‌دانم می‌توانم بیایم. نمی دانم که می‌توانم بیایم یا نه. >>pes<< Who first reached the summit of Mt. Everest? چه کسی برای اولین بار به قله اورست رسید؟ کیست که اول به قله کوه اورست رسید؟ >>pes<< No man alive would believe it. هیچ انسان زنده ای، آن را باور نخواهد کرد. هیچ‌کس آن را باور نکرد. >>pes<< I'm so fat. من خیلی چاق ام. من بسیار چاقم. >>pes<< If I were you, I wouldn't do it. اگر جای تو بودم، انجامش نمی‌دادم. اگر من در میان شما بودم، آن را نمی کردم. >>pes<< Mary was listening to her iPod. مِری داشت به آیپادش گوش می‌کرد. و مریم به آیپاد خود گوش می‌داد. >>pes<< Write a report. یک گزارش بنویس. گزارشی بنویس. >>pes<< You needn't have brought your umbrella. لازم نبود چتر بیاورید. نیازی نیست که چتر خود را آورده باشی. >>pes<< You accused her of having stolen the bike. به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردی. و او را متهم کردی که دوچرخه را دزدیده است. >>pes<< It looks like the wind's getting stronger. به نظر می آید که باد شدیدتر می شود. مثل این است که باد قوی تر می‌شود. >>pes<< I just want to ask you some questions. فقط می‌خواهم چند سؤال از شما بپرسم. فقط می‌خواهم از شما سوال کنم. >>pes<< I wasn't able to believe him at first. در ابتدا توان این را نداشتم که باورش کنم. در ابتدا نتوانستم او را باور کنم. >>pes<< She is popular not because of her beauty, but because of her kindness. او محبوب است، نه به‌خاطر زیبائی‌اش، بلکه به‌خاطر مهربانی‌اش. او به‌سبب زیبایی خود محبوب نیست بلکه به‌سبب رحمت خود. >>pes<< This word comes from Greek. این واژه از یونانی می آید. این کلام از یونانی می‌آید. >>pes<< Don't watch TV. تلوزیون را تماشا نکن. بر تلویزیون نظر منما. >>pes<< I'm not wearing that dress. من آن لباس را نمی پوشم. آن لباس را نپوشیدم. >>pes<< Speak softly. با نرمی سخن بگو. به آرامی سخن گویید. >>pes<< Tom looked for his dog all morning. تام تمام صبح را به دنبال سگش گشت. و تام تمامی صبح در جستجوی سگ خود بود. >>pes<< A loaf of bread is better than the songs of birds. یک قرص نان بهتر از آواز پرندگان است. قرص نان از سرودهای مرغان بهتر است. >>pes<< You have the right to abstain from serving as witnesses. شما حق دارید از انجام وظیفه به عنوان شاهد امتناع کنید. این حق را داری که از خدمت نمودن به عنوان شاهد، خودداری نمایی. >>pes<< I think you're right. فکر می کنم حق با توست. گمان می‌برم که راست می‌گویی. >>pes<< I think we should all go outside. فکر کنم بایستی همگی بیرون رویم. گمان می‌برم که همه بیرون برویم. >>pes<< He visited Tehran. او تهران را دید. و از تهران تفقد نمود. >>pes<< A big thanks for your help. یک تشکر بزرگ برای کمک شما. شکری بزرگ برای اعانت شما. >>pes<< Speaking without thinking is like shooting without looking. سخن گفتن بدون اندیشیدن مانند شلیک کردن بدون نگاه کردن است. سخن بی‌فکری مثل تیر زدن بدون نگاه کردن می‌باشد. >>pes<< Tom is a paragon of honesty. تام اسوهٔ اخلاص است. تام فوج راستی است. >>pes<< What a nice idea! چه ایده خوبی! چه فکر نیکو! >>pes_Latn<< Tom got his neck broken in a ski accident. gardane Tom be hengaame eski baazi shekaste shod. تام توي يه حادثه اسکي گردنش شکسته >>pes_Latn<< Hi, I hope you are well salam ,omid ke khvb bashi سلام، اميدوارم حالت خوب باشه >>pes_Latn<< She should fill out her marital status in the questionnaire. He should fill out his marital status in the questionnaire. باید وضعیت ازدواجش رو در سوالنامه پر کنه >>pes_Thaa<< formed bank to increase competitiveness, reduce interest ބޭންކު ހެދީ ވާދަވެރިކަން ބޮޑުކޮށް، އިންޓަރެސްޓް ކުޑަ ކުރަން □ بانک ایجاد شد تا رقابت را افزایش دهد، سود را کاهش دهد. >>pes_Thaa<< One of the shareholders of Commercial Bank of Maldives, Champa Hussain Afeef, has stated that he started a new bank to increase competition and reduce interest rates in the market. ރާއްޖޭގައި އިތުރު ބޭންކެއް ހެދުމުގެ މަގުސަދަކީ ބޭންކިން ދާއިރާގެ ވާދަވެރިކަން ބޮޑުކޮށް، އިންޓަރެސްޓް ރޭޓް ކުޑަ ކުރުމަށް ބާރު އަޅަން ކަމަށް ކޮމާޝަލް ބޭންކް އޮފް މޯލްޑިވްސް ގެ އެއް ހިއްސާދާރު އަދި މަޝްހޫރު ވިޔަފާރިވެރިޔާ، ޗަމްޕާ ހުސެއިން އަފީފު މިއަދު ވިދާޅުވެއްޖެ އެވެ. یکی از سهام‌داران بانک ملی مالدیو، چمگا حسين اف، گفته است که او یک بانک جدید برای افزایش رقابت و کاهش نرخ بهره در بازار راه انداخته است.